تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
عشقستان
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سخن روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-01-17
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 27دی ماه 1386


نگاهي به جايگاه «اصلاحات در قيام حسيني» ؛ امام حسين(ع) و موج سوم اصلاحات

 

* طيبه مروت

قيام تاريخي امام حسين(ع) كه سبب پيدايش حادثه عظيم عاشورا شد، ريشه در فساد جاري وساري در زندگي مردماني داشت كه



در كمتر از يك قرن از ظهور پيامبر مصلحي كه ريشه جرثومه هاي تباهي و پليدي را از زمين انديشه و زندگي مردمان سرزمين حجاز بيرون كشيد ه بود، نگذشته بود.
در بسياري از نوشتارهاي تحليلي و تاريخي، به علل رجعت دوباره مردم به عقايد و رسوم جاهلي اشاره شده است كه تخلف حاكمان مسلمان از سيره نبوي و نهادينه كردن منويات خويش عمده ترين دليل اين رخداد است.
سيدالشهدا(ع) كه به عقيده راسخ شيعيان سومين پيشواي مسلمانان پس از پيامبر(ص) است، در چنين شرايطي يعني آن هنگام كه فسادهاي زير زميني به افتخارات آشكار اكثريت جامعه تبديل شده بود، از ديار نبوي هجرت نموده و همراه بستگان و ياران خويش راه عراق را در پيش گرفتند.
ايشان در نامه اي خطاب به محمدبن حنفيه، علت قيام خويش را اصلاح امور مسلمين عنوان نمودند.از اين رو در اين نوشتار به بررسي جايگاه اصلاحات در قيام حسيني مي پردازيم.
***
تعريف اصلاحات
در آموزه  هاي ديني و اسلامي، تعابير هدايت و ضلالت، نور و ظلمت، صلاح و فساد، تقوا و فجور، ايمان و كفر، حيات و ممات و... با همه بارهاي معرفتي و فرهنگي  اش موجود بوده و پر واضح است كه انسان با رشد، فلاح، علم، حيات، هدايت، سعادت، تقوا، ايمان، كمال، تزكيه، صعود و صلاح و اصلاح، ارتباط وجودي و فطري دارد. در اين ميان «اصلاح »، «مصلح » و «اصلاح  طلبي» و «احياگري» قداست ويژه  اي دارد. پيامبران الهي نيز از بزرگترين احياگران و اصلاح  طلبان به شمار مي  رفتند. اگر ما از آيات قرآن و نقش پيامبران الهي بگذريم، در حوزه احاديث و روايات و كاركردهاي امامان معصوم(ع) نيز حقايقي چون احيا و اصلاح راخواهيم ديد. در اين ميان، زندگي و قيام جاودانه حسين بن علي(ع)، حلقه اتصال جامع و معيار حقيقي براي شناخت و سنجش احياي دين و اصلاح اجتماعي است.
پيشينه فرهنگ ديني و نهضت حسيني از اين منظر و با اين رويكرد ضروري و مغتنم بوده و قيام عاشورا الگويي بسيار مهم و كارآمد در احياي انديشه ديني و اصلاح اجتماعي خواهد بود.(اصلاح گرايي در نهضت عاشورا/ محمد جواد رودگر)
«اصلاح » به لحاظ لغوي، مصدري عربي و مفرد واژه «اصلاحات  » است و معاني متعدد و متنوعي دارد كه عبارتند از: به سامان آوردن، درست و راست كردن، التيام بخشيدن، سازش و آشتي دادن، دور كردن تباهي، رفع عيب و فساد، به صلاح آوردن، نيك و بهتر و استوار كردن. مقصود از «اصلاح » در واژه «اصلاح  طلبي »، اصلاح اجتماعي است و اصلاح اجتماعي؛ يعني دگرگون ساختن در جهت مطلوب يا رهايي از وضع موجود و رسيدن به وضع مطلوب و اين به دو صورت ممكن است: يا نفي وضع موجود به طور كلي براي نيل به وضع مطلوب و يا بازسازي و تحول  زايي در وضع موجود با حفظ هويتها و اصول در رسيدن به وضع مطلوب. از نظر استاد شهيد مطهري، «اصلاح » به معني سامان بخشيدن در مقابل «افساد» است. چنين اصلاح  طلبي بخشي از «روحيه اسلامي  » است؛ چنانكه آورده  اند: «اصلاح  طلبي يك روحيه اسلامي است. هر مسلماني به حكم اين كه مسلمان است، خواه و ناخواه اصلاح طلب و لااقل طرفدار اصلاح  طلبي است، زيرا اصلاح  طلبي هم به عنوان يك شان پيامبري در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهي از منكر است كه از اركان تعليمات اجتماعي اسلام است.» اصلاح در قرآن معنايي اثباتي و ارزشي دارد.
با توجه به تعاريف موجود دراين رابطه، مي توان به علل رويكرد اصلاحي امام حسين(ع) در نهضت تاريخي اش پي برد.
يكي از دلايل عمده اي كه سيدالشهدا(ع) در حركت سرنوشت ساز خويش رويكرد اصلاح گري را برگزيدند وجود ظلم وستم به عنوان بارزترين مصداق بازگشت به سنتهاي پيشينيان جاهليت بود.به عبارت ديگر، مهمترين عاملي كه در طول حركت و قيام امام حسين(ع) به تمام عوامل و ريشه هاي پيدايش قيام عاشورايي سايه افكنده است و آنها را تحت الشعاع خود قرار داده، مبارزه با ظلم و ستم است. اگر چه اين هدف مقدس در آغاز حركت معترضانه امام از مدينه نيز مشهود بود و حركت ايشان نوعي اعتراض به وضع موجود تلقي مي شد، ولي اين هدف در خروج از مكه و رهسپاري ايشان به طرف كوفه و سخنرانيهاي ايشان در جمع مردم، نمود بيشتري پيدا كرد.
علاوه بر اين، تبديل نظام خلافت به نظام سلطنتي به تقليد از نظام پادشاهي ايران و روم، يكي از روشهاي مبارزه با اسلام نبوي و فرو غلتيدن در رفاه و شهوات بود. با به روي كار آمدن معاويه، تمام معيارها عوض شد و كانون رهبري اسلام مورد هجوم همه جانبه قرار گرفت. او طي بخشنامه اي به تمام ائمه جمعه و جماعات ممالك اسلامي دستور داد تا در بالاي منابر مسلمين به اميرمؤمنان لعن و ناسزا گويند. با تمام اين تفاصيل، آنچه به عنوان اسلام، حكومت اسلامي و احكام اسلام عرضه مي شد چيزي جز سنن و آداب جاهلي نبود كه جامه اي به نام اسلام بر آن پوشانده بودند. در اين شرايط بحراني و ضد اسلامي، آنچه بايد اتفاق مي افتاد، اصلاح بود.
ترسيم فضاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي عصر امام حسين(ع) و حوزه هاي اصلاحي منظور نظر ايشان، بحثي است كه ما را در رسيدن به مفهوم اصلاحات حسيني ياري مي سازد.

حوزه هاي اصلاحي قيام حسيني
در فرمايش تاريخي امام حسين(ع) كه سند محكم ريشه اصلاحات عاشورايي امام حسين(ع) است، به حوزه هاي اصلاحي مورد نياز جامعه آن روز اشاره شده است.
امام(ع)، پيش از حركت از مدينه، وصيت نامه اي خطاب به برادرش محمد حنفيه نوشت و طي آن هدف از قيام و نهضت خود را اصلاح امت اسلامي معرفي كرد. حضرت در اين وصيت نامه مي فرمايد: من نه از روي خود خواهي و سركشي و هوسراني (از مدينه) خارج مي شوم و نه براي ايجاد فساد و ستمگري، بلكه هدف من از اين حركت اصلاح مفاسد امت جدم مي باشد امام حسين(ع) در يكي ديگر از بيانات خود به اين نكته اشاره كرده و ابعاد اصلاحات خود را نيز گوشزد مي كند و مي فرمايد: «پروردگارا، اين حركت ما نه به خاطر رقابت بر سر حكومت و قدرت و نه به منظور به دست آوردن مال دنياست، بلكه به خاطر آن است كه نشانه هاي دين تو را به مردم نشان دهيم و اصلاحات (اقتصادي و معيشتي) را در كشور اسلامي اجرا كنيم تا بندگان ستمديده ات از چنگال ظالمان در امان باشند و واجبات و احكام و سنتهاي تعطيل شده تو دوباره اجرا گردد.» در اين فرمايش كوتاه امام به چهار نوع اصلاحات اشاره شده است كه عبارتند از: 1- اصلاح در افكار و انديشه ها 2- اصلاح اقتصادي و معيشتي 3- اصلاح روابط اجتماعي 4- اصلاح نظامهاي مدني و اجتماعي

* اصلاح در افكار و انديشه ها
اصلاحات فكري جامعه عصر امام حسين(ع) مهمترين بعد اصلاحگري ايشان در برخورد با جرثومه ظلم و فساد در جامعه آن روزاست.
وضعيت فكري مسلمانان علاوه برچند چهره گي و پراكندگي حتي در مباني اعتقادي به دليل تحكيم انديشه جبرگرايي توسط معاويه وضعيتي نابسامان داشت و از هر گوشه دنياي فكري اسلام آن روز، ناله از دست رفتن حقايق اسلام محمدي(ص) به گوش مي رسيد.
در چنين شرايطي، حضور يك امام معصوم كه در رفتار، گفتار و سيره شخصي و اجتماعي و سياسي خويش به نبي مكرم تأسي دارد، بيش از پيش ضروري مي نمود؛ بخصوص كه افكار انحرافي دربار امويان نه تنها به بدنه فرهنگ عمومي اكثريت مسلمانان رسوخ كرده بود، كه در آستانه نهادينه شدن و پايداري قرار داشت. در چنين شرايطي، قيام سرنوشت ساز حسيني راه را براي هميشه بر نهادينه شدن و غلبه اين نوع تفكرات بر دنياي انديشه و فرهنگ مسلمانان بست.

* اصلاح اقتصادي و معيشتي
يكي ديگر از مظاهر گسترش فساد در دوره امامت امام حسين(ع)، ايجاد فاصله طبقاتي بين مردم بود.
پس از رحلت پيامبر(ص) و انحراف سياسي امت اسلامي معادلات حكومتي نبي مكرم(ص) در يك دوره نه چندان طولاني دستخوش تغييراتي شد كه در سالهاي نه چندان دور زمينه انحرافهاي جدي و توجيه شده حاكمان را فراهم ساخت. قرار گرفتن بخش عمده اي از ثروت مسلمانان در اختيار اقليتي كه براي خود امتيازهايي قايل بودند، از اين نمونه است. گسترش اين تفكر باعث شد به مرور فاصله طبقاتي و شكاف اقتصادي دامنه دار شده وبه صورت يك مسأله جدي در سطح امت اسلامي نمايان شود. بدين ترتيب، يكي از محورهاي اصلاحي قيام امام حسين(ع) اصلاح در سياستهاي اقتصادي جامعه و سر و سامان دادن به اين معضل و نجات جمعيت عظيم گرفتار در فقر اقتصادي بود. اين شيوه در اصلاحات اميرالمؤمنين(ع) نيز به صورت ويژه قابل ملاحظه است.

* اصلاح روابط اجتماعي و نظامهاي مدني و اجتماعي
روابط اجتماعي و نظامهاي مدني و اجتماعي بخشي از ساختار رهبري سياسي در هر نظام مدني است. لذا اصلاح در ساختار رهبري يك جامعه يقيناً اصلاح در روابط اجتماعي و نظامهاي مدني و اجتماعي را نيز در پي خواهد داشت.
در مكتب الهي، امامت و رهبري جامعه، قداست خاصي دارد و حاكم اسلامي بايد داراي ويژگيهايي باشد كه او را از ديگران ممتاز كند. امامت عهد الهي است كه هر كس لياقت احراز اين مقام را ندارد و اين عهد الهي به ظالمان نمي رسد. عقل و نقل حكم مي كند كه هدف از امامت و خلافت، برقراري عدالت و قسط و تزكيه نفوس و پاك كردن محيط انساني از آلودگيها و در نتيجه به وجود آمدن مدينه فاضله است و اين ممكن نيست مگر اينكه رهبران جامعه اسلامي، افراد شايسته و عادل و لايق و پيرو حق و عدالت و معتقد به مكتب و دلسوز جامعه باشند.
در اين صورت است كه جامعه انساني به صلاح و رستگاري و سعادت مي رسد. با روي كار آمدن يزيد بن معاويه و عهده داري خلافت مسلمانان، اين اصل مهم جوامع بشري ناديده گرفته شد و كسي به عنوان امام مسلمانان معرفي گرديد كه جواني بوالهوس بود و عمرش را با خوشگذراني سپري كرده بود. امام حسين(ع) در يكي از بيانات خود مي فرمايند: «شگفتا از اين وضع، چرا در شگفت نباشم، زمين در تصرف مردي دغل باز و ستمكار و باجگيري نابكار است. حاكمي كه بر مؤمنان نامهربان است.»
امام(ع) در جواب نامه مردم كوفه مي فرمايد: «به جانم سوگند، كسي شايستگي امامت را دارد كه جز به قرآن حكومت نكند و بر هواي نفس خويش غالب باشد و خود را وقف دين كرده باشد.»
در جايي ديگر، امام(ع) در كلام معروف خود فرمودند: «بايد فاتحه اسلام را خواند زماني كه امثال يزيد بن معاويه زمامدار و خليفه مسلمين باشد».
* نقش نظارت سياسي در حركت عاشورا
نهضت امام حسين(ع) نه تنها همه حوزه هاي فردي و اجتماعي را در بر مي گيرد، بلكه آن حضرت به مهمترين بعد اجتماع، يعني حوزه قدرت و سياست توجه تام و اهتمام ويژه اي دارد. از اين رو، با توجه به مباني اصولي و اساسي مستفاد از قرآن به عنوان يك وظيفه فردي - اجتماعي و نيز وظيفه عقلي - شرعي به حوزه عمل سياسي نظر مي كند و با عملياتي كردن فريضه امر به معروف و نهي از منكر در همه سطوح، بويژه سياست و قدرت، به نقد عالمانه قدرت حاكم اقدام مي ورزد. مي توان به تعبير استاد مطهري حركت حسيني را از اين منظر در راستاي عمل به يك فريضه قرآني ارزيابي كرد.

امر به معروف و نهي از منكر
فريضه امر به معروف و نهي از منكر، از نظر اسلام و قرآن بسيار پر اهميت است و جايگاه ويژه اي را براي خود باز كرده است.
امر به معروف و نهي از منكر، در حقيقت به منزله يك پوشش اجتماعي براي محافظت جماعت انساني است. زيرا اگر مسأله امر به معروف و نهي از منكر در ميان نباشد، عوامل مختلفي كه دشمن بقاي وحدت اجتماعي هستند، بروز كرده و آن را از هم متلاشي مي سازد.
در زمان امام حسين(ع)، معروف منكر شده و منكرات به معروف تبديل شده بودند. با مسلمات فقه و احكام اسلامي مبارزه مي شود و قتل عامهاي فراوان شيعيان و دوستداران اميرمؤمنان(ع)، جعل احاديث در ذم اميرمؤمنان(ع) تحميل ولي عهدي يزيد، شيوع و ظهور بدعتهاي فراوان، شرابخواري علني، پوشيدن لباسهاي ابريشمي، استعمال ظروف طلا و نقره ، ده ها خلاف شرعي بود كه صاحب منصبان حكومت اسلامي مرتكب مي شدند.
امام حسين(ع) در كنگره عظيم حج، از موقعيت به وجود آمده استفاده كرد و مسؤوليت شخصيتهاي علمي جهان اسلام را كه در آن سرزمين گرد آمده بودند در دفاع از اسلام و مبارزه با باطل گوشزد نمود.
امام با اشاره به اين آيه كه دانشمندان وظيفه نشناس را توبيخ و مذمت مي كند، به علما و دانشمندان مسلمان تفهيم مي كند اين حكم تنها به علماي خاموش و ساكت يهود و نصاري اختصاص ندارد و تمام رهبران فكري و دانشمنداني را كه به هنگام آلوده شدن مردم به گناه و سرعت گرفتن آنها در ظلم و فساد خاموش مي نشينند، در بر مي گيرد. امام حسين(ع) در ادامه بيانات خود، به آيات 78 و 79 سوره مائده تمسك كرده كه مي فرمايد: «كافران قوم بني اسرائيل، بر زبان داود و عيسي بن مريم لعن شدند. اين به خاطر آن بود كه گناه كردند و تجاوز نمودند. آنها از اعمال زشتي كه انجام مي دادند يكديگر را نهي نمي كردند چه بدكاري انجام مي دادند.» امام حسين(ع) با استناد به اين آيات مباركه، سكوت خود و علماي امت اسلامي را جايز نمي داند و آنها را براي يك جهاد مقدس و دفاع از اسلام و دين پيامبر دعوت مي كند.
ايشان در ادامه بيانات خود، پرده از جنايتهاي بني اميه برداشته و به افشاگري آنان مي پردازند و مي فرمايند: «شما مي بينيد كه عهد و پيمان الهي شكسته شده و هيچ ترسي از اين كار نداريد. فرمانروايان به مبدأ و معاد اعتقادي ندارند. اينها با شيطان قرين شده و اطاعت خدا را رها كرده اند. فساد را رواج داده و حدود الهي را تعطيل كرده اند. حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال كرده اند و من سزاوارتر از همه هستم تا اين مسايل را تغيير دهم.»
امام حسين(ع) به خاطر عمل كردن به آيات امر به معروف و نهي از منكر از مدينه خارج شد تا در وراي عمل به دستور پروردگار وبا تاسي به آنچه راه را براي نجات امت اسلام هموار مي سازد، جاده ناهموار اصلاحات را هموار نمايد تا امت اسلامي نه تنها در سال61 هجري كه تا هميشه تاريخ مسير صحيح اصلاحات را براساس دستورهاي قرآني و سيره نبوي، از آنچه در ادبيات بيگانگان آمده است، تمييز دهند.

  


دكترحسن بنيانيان در گفتگو با قدس: از ابعاد عقلاني «عاشورا» غفلت كرده ايم

 

هر چه به ايام محرم و صفر به ويژه روزهاي تاسوعا و عاشورا نزديكتر مي شويم، حال و هواي عجيبي در ميان مردم راه مي افتد.



هياتهاي مذهبي خودشان را براي مراسم باشكوه عزاداري و احياي دوباره اين واقعه بزرگ اسلام آماده مي كنند، اما آن چه در اين ميان اين مراسم و به ويژه جوانان را تهديد مي كند، نفوذ آگاهانه و يا ناآگاهانه خرافات، تحريفات و سلايق شخصي در بازگويي و تشريح اين حماسه است كه پس از انقلاب اسلامي با پيوند عميق آن به اعتقادات ما ايرانيان به جرياني پويا تبديل شده است.
در اين خصوص و مباحث پيرامون آن با دكتر حسن بنيانيان، رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي كشور گفتگويي انجام داده ايم كه در ادامه مي آيد.
***
* آقاي دكتر بنيانيان !با توجه به زمينه هاي اعتقادي كه در ميان مردم ايران وجود دارد، فرهنگ عاشورايي تا چه ميزان توانسته در فرهنگ عمومي كشور ما جايگاه پيدا كند؟
** يكي از نقاط قوت در طول تاريخ اين بوده كه توانسته است در برابر ظلم و استكبار مقاومت كند و مهمترين حماسه تاريخي در طول تمام حوادث تاريخي، واقعه بزرگ عاشورا بوده كه گاهي به غير از ايام محرم در طول سال هم در مباحث مردمي مطرح شده است.
مي توان گفت كه حماسه عاشورا نقش مسلطي بر فرهنگ عمومي ما دارد. البته نبايد ماجراي كربلا فقط در روز عاشورا خلاصه شود، بلكه بايد در تمام طول سال تداوم داشته و جريان يابد و نقطه اوج آن در محرم و صفر است.
البته در سالهاي اخير كه فرهنگ غربي وارد كشور شده و مردم ما به ويژه جوانان با آن آشنا شده اند و پديده هاي غيرفرهنگي وارد كشور شده و حتي گاهي به عادت فرهنگي تبديل شده، باعث شده است نقش فرهنگ عاشورايي در طول سال كم رنگ شود و البته اين مي تواند نشأت گرفته از كاهش تأثيرات و نقش نهادهاي فرهنگي و مساجد در تحولات فرهنگي كشور باشد.
در زندگي عمومي مردم جامعه بخش كمي را مقوله فرهنگي به ويژه در اين ايام خاص پر كرده است و بيشترين و عمده ترين بخش را روضه خوانيها و برنامه راديو و تلويزيون پر كرده است.
من وضع موجود را وضع خوبي نمي بينم، چرا كه ما شاهد حضور و بروز رسانه هاي بيروني به داخل و كندي نهادهاي تبليغي در برابر اين تحولات با سرعت جهاني هستيم و اين است كه فرهنگ ما به فرمايش مقام معظم رهبري، مظلوم مي ماند.
* براي زدودن مظلوميت از چهره فرهنگ كشور چه بايد كرد؟ آيا فرهنگ عاشورايي مي تواند در اين ميان راهگشا باشد؟
** ما بايد وجه تقاضا آفرين براي حضور نهادهاي ديني را در جامعه افزايش دهيم كه البته در اين حوزه دچار مشكل اساسي هستيم. ما از وجود مجموعه اي از نهادهاي راهبردي در مديريت كلان فرهنگ احساس خلا مي كنيم.
در كشور ما به برخي مسايل چون مسايل اقتصادي با محاسبه نرخ تورم به صورت فصلي و سالانه توجه جدي شد و براي آن حتي اقدامهاي علمي هم انجام پذيرفت و به تعبيري مباحث اقتصادي در برهه هاي مختلف زماني بحث روز شده و همه آحاد جامعه درگير آن بوده است. در چنين شرايطي فرهنگ به حاشيه مي رود، اما بايد شاخصهاي فرهنگي را به صورت ساده مطرح كرد و همان طور كه در مورد اقتصاد اين شاخص از ساده ترين موضوعات چون قيمت كالا در ميان مردم مطرح مي شود، در مباحث فرهنگي نيز بايد با طرح موضوعات ساده در لايه هاي زندگي عمومي مردم جا باز كند. البته اين از روشهايي است كه در دنيا خلق شده و كشورهاي پيشرفته تغييرات و شاخصهاي فرهنگي را محاسبه مي كنند.
متوليان فرهنگي بايد كاركردهاي آموزشي را با روشهاي علمي اندازه گيري كرده و آن را در ظرف افكار عمومي جامعه بريزند و همان طور كه در بخش اقتصاد، جايزه صادراتي اهدا مي شود، نظام ارزشيابي فرهنگي كشور هم بايد به سمت سياستهاي تشويقي و حمايتي پيش برود.




با اجراي اين اقدامها، تقاضا ايجاد مي شود و براي پاسخگويي به اين تقاضاها، روشهاي علمي تحولات فرهنگي را رقم خواهند زد و در چنين شرايطي است كه كمبودها به صورت واقعي و نه كاذب نمايان مي شوند.
اين جاست كه مشكلات هنري در مقوله فرهنگي خودش را نشان مي دهد و آسيبهاي هنري هم درست ارزيابي خواهند شد. پس اين مورد در مديريت كلان راهبردي مقوله فرهنگ مطرح است.
* و نقش واقعه عاشورا در اين بين؟
** در اين حركت عمومي حادثه عاشورا يك منبع بسيار انرژي بخش است كه البته نبايد به صورت موسمي و مقطعي با احساسات گسترده و بدون بهره برداري فكري و عقلي روبه رو شود. به ويژه در جوانان خيلي زود اوج بگيرد و زودتر از آن سرد شود.
حادثه عاشورا به عنوان منبعي از مفاهيم و معاني عميق اسلامي است كه در قالب الگوي عملي نمايش داده شده است، كاركردهاي آن بايد توسط عالمان ديني به درستي و به دور از خرافات تبيين و تشريح شود كه اين بعد عقلاني موضوع است، اما در مورد اين واقعه، زمينه احساسي هم وجود دارد كه متأسفانه در دهه هاي اخير از اين ذخاير احساسي سوء استفاده شده است. كساني هم كه مطالعات سطحي از اسلام دارند، در بيان اين واقعه بزرگ برداشتها و تفاسير شخصي و سليقه اي خود را در قالب مداحيها و نوحه خوانيها مطرح مي كنند كه مراجع عاليقدر هم بسيار به آن هشدار داده اند. بايد اين مسأله به عنوان يك ذخيره غني و فرهنگي، به ابزاري براي پر كردن خلا فرهنگ عمومي جامعه تبديل شود. اين نياز گسترده نبايد پاسخگوي يك دهه باشد. اگر مديريت كلان فرهنگي ما مي خواهد تأثيرات آن را شاهد باشد، بايد با تكرارهاي جذاب تفاسير اين موضوع را در تمام روزهاي سال جاري كند. در مقوله اشاعه فرهنگ عاشورايي در جامعه بايد اين مهم از حالت تراكمي و قرار گرفتن در چند دهه خاص به تقاضايي مردمي در كل طول سال تبديل شود. اگر براي مداحي صداي خوش و منقلب كردن احساسات مردم مهم است، اين تفكر بايد جاي خودش را به مباحث معناگرايي در متون نوحه خواني و مداحي بدهد تا از اين طريق و درگير كردن احساسات جوان با بعد عقلاني حادثه عاشورا به رفتارسازي در بين اين قشر بپردازيم.
* شما به نكته جالبي اشاره كرديد، اينكه در اين ايام خاص كه هيجانات و احساسات ما به ويژه جوانان به اوج خود مي رسد كمتر شاهد طرح مباحث عقلاني در خصوص اشاعه فرهنگ عاشورايي هستيم و همه تكيه خود را بر احساس بنا كرده ايم. اين مورد چه تبعاتي دارد؟
** زماني كه در مفاهيم ديني، عقل تعطيل شود و مباحث احساسي و هيجاني غالب گردد راه به جايي جز حركتهاي زودگذر و ناپايدار نخواهد برد و دين مبين اسلام بر عقل تأكيد داشته و نسبت به ضربات احساسات نابه جا نيز هشدار داده است، متأسفانه در بسياري از جوانان غليان اين احساسات در حركتهاي ضد ديني چون قمه زدن و صورت به زمين ساييدن و زنجير تيغ دار زدن خلاصه مي شود، هر چند كه مراجع اين كار را حرام دانسته اند و بماند كه دشمنان اسلام از اين صحنه ها چه استفاده هاي سويي عليه ما نمي كنند.
* اين مورد در سالهاي اخير هم شدت گرفته است، به خصوص با استفاده از احساسات جوانان؟!
** متأسفانه اين موج احساسات بي پايه در دهه هاي اول محرم غليان مي يابد، چرا كه تبيين اين حادثه و حال و هواي آن در طول سال عرضه نمي شود و تمام عاشوراي ما مي شود دهه اول ماه محرم و عزاداري آن!
بايد توجه كرد كه حادثه عاشورا في نفسه درسهايي داشته، آيا مشابه تحولات آن دوران را، امروز ما شاهد نيستيم؟ !ما هم مثل شما از اين موضوع و واقعيت تلخ در جامعه دردمنديم.! اين موضوع بايد در طول سال به صورت قالبهاي پژوهشي و تحقيقي به مراكز آموزشي ما تزريق شود، چرا كه اين واقعه سرمايه هويتي مردم ماست.
بعد ديگر مسأله نيز مجالس عزاداري و سوزي است كه راه مي افتد و گاهي مداحيهايي خرافي و سليقه اي، به اعتقادات عميق مردمي ضربه مي زند. آن چه در اين ميان مهم است اينكه رسانه هاي جمعي، مراكز آموزشي، به ويژه آموزش و پرورش و دانشگاهها بايد به اين نياز اعتقادي مردم ما به شكل صحيح پاسخگو باشند.
* قيام امام حسين(ع) و يارانش براي برپايي امر به معروف و نهي از منكر انجام شد؟ اين ارزش تا چه ميزان در ميان مردم و در عزاداريهاي آنان جايگاه پيدا كرده است؟
** همان طور كه اشاره كرديد امام حسين(ع) براي گرياندن مردم شهيد نشدند، بلكه خون اين عزيزان پايه هاي امر به معروف و نهي از منكر را در جوامع اسلامي نهادينه كرد، زماني عزاداري ايام محرم و صفر تأثيرگذار خواهد بود كه مردم ايران وجودشان نسبت به گناه حساس شود و اين اتفاق نمي افتد جز با ريشه دار شدن فرهنگ عاشورايي در ميان مردم.
* ريشه دار كردن فرهنگ عاشورايي در ميان مردم از چه طريقي امكان پذير است؟
** فرهنگ عمومي جامعه حاصل جمع شدن رفتارها، باورها و اعتقادات بيش از 70 ميليون جمعيت است و اين كار پيچيده اي است.
در اين بين دستگاههاي كليدي و مؤثري چون آموزش و پرورش، رسانه ها، دانشگاهها و حوزه هاي علميه به عنوان پايه هاي فرهنگي كشور بايد نقش آفريني كنند. سخنرانيها بايد با ابزارها و تكنيكهاي هنري و متناسب با نيازها و خواسته هاي مخاطبان اجرا شود. در فيلمسازي و مجموعه هاي تلويزيوني نيز عظمت واقعه عاشورا با شيوه هايي هنرمندانه بايد نمايان گردد.
* جوانان ما در مناسبتهاي عزاداري عاشورا و تاسوعا، احساسات پرشور و با ظرفيتهاي فراواني دارند، اما گاهي شاهد انحراف در بروز و ظهور اين احساسات هستيم، آيا نمي شود از اين احساسات در جهت بعد عقلاني و فرهنگي واقعه عاشورا بهره گرفت؟
** البته اينها به گفتن آسان است. در مباحث فرهنگي همواره نقد بخشي از مسأله است، اما در حوزه عمل اين نظرات كافي نيست و بايد از قشر تحصيلكرده جامعه شروع كرد و در ميان آنان هيأت راه انداخت و اگر اين مورد محقق شود شاهد تحولي در هيأتهاي مذهبي هستيم و اين اوج احساسات در هيئات مذهبي بعد عقلاني و فرهنگي به خود مي گيرد، شكل عزاداريها تغيير مي كند و با نياز نسل امروز، حركتهاي نوين و تحول آفرين راه مي افتد. شايد در ابتداي كار ممانعت از علم و علم كشي موجب مخالفت خيليها با توجه به زمينه هاي اعتقادي كه دارند، بشود اما پس از مدتي علم و فرهنگ وارد ميدان مي شود و با رنگ و بوي قدسي گرفتن به خود اشكال عزاداري را از جهت متعادل و متعارف خود تغيير مي دهد.
* آقاي دكتر !به تعبيري مي توان گفت اگر هيأتهاي مذهبي به نحو صحيح عمل كنند به آموزشگاه بزرگي براي اشاعه آموزه هاي مكتب اسلامي تبديل خواهند شد؟
** بله! در حقيقت بايد به جاي مقابله و مبارزه با برخي اشكال نادرست عزاداري، الگوسازي صورت گيرد به اين معنا كه جوانان با حركتهايي ارتجاعي در مقاطعي به دين گرايش پيدا مي كنند و پس از اين ايام از دين فراري مي شوند و اين بازگشت به جاهليت غربي قبل از انقلاب است و اگر مسايل شرعي در هيأتهاي اسلامي مورد توجه قرار نگيرد، فرار از اسلام در ميان جوانان شدت خواهد يافت.
* به لحاظ رسانه اي تا چه ميزان به اين امر توجه شده است؟
** يكي از دستگاههاي فرهنگي كه مي تواند به اين مورد سرعت ببخشد رسانه ملي و صدا و سيماست كه بايد با شناسايي هياتهاي مذهبي خلاق و پويا در جهت انتشار صحيح مباني ديني و اسلامي و معرفي آنان به جامعه، مشاركتهاي مردمي و حضور قشر تحصيلكرده را جلب كرد. چرا هيأتهاي مذهبي ما در مدارس و دانشگاهها تشكيل نمي شود و چرا مراسم عزاداري باشكوه در اين مراكز آموزشي برپا نمي شود؟ آيا در روزهاي عاشورا و تاسوعا مدارس و دانشگاهها و مراكز علمي بايد تعطيل باشد، اگر مشاركت جامعه تحصيلكرده و دانش آموز و دانشگاهي ما در اين حد و اندازه باشد، نمي توان اميد قطعي به اشاعه صحيح فرهنگ عاشورايي در ميان مردم داشت.
* آقاي بنيانيان!اگر شرايط آن گونه كه هست و بدون توجه جدي به بهبود آن پيش برود، باز هم حماسه عاشورا تهديدي براي دشمنان اسلام به شمار خواهد رفت؟
** آن چه مسلم است اينكه حماسه عاشورا در پيروزي انقلاب اسلامي ايران احيا و جلوه گر شود. از آن پس دشمنان اسلام بر روي نقاط ضعف مسلمانان به ويژه شيعيان مطالعات وسيعي را انجام دادند و حساس ترين وجه ما را مباحث اعتقادي و فرهنگي يافتند و از همان راه هم وارد شدند. آنها از هر گونه رفتار غيرعقلاني با شيوه هاي تبليغاتي عليه ما استفاده كردند و يكي از اين نقاط حساس، واقعه عاشورا و مراسم عزاداري ما بود كه از برخي سنتهاي اين مراسم كه گاهي خرافاتي هستند چون قمه زدن، با شيوه هاي دروغين رسانه اي دنيا را عليه ما به عنوان افرادي غير منطقي شوراندند.
متأسفانه مردم ما آن گونه كه بايد از شرايط حساس ايران در مجامع بين المللي آگاهي ندارند و گاهي حركتهايي را ناآگاهانه انجام مي دهند كه تبعات جبران ناپذيري را براي ما خواهد داشت. ايام محرم نيز مقطع حساسي است كه همه مردم به ويژه هيأتهاي مذهبي بايد با هوشياري كامل نسبت به برپايي مراسم عزاداري اقدام كنند.

  


دكتر سيد محسن ميرباقري : حيات فرهنگي ما، مرهون عاشوراست

 

زهره كهندل

قيام امام حسين(ع) و واقعه عاشورا در دوراني كه اسلام رو به فراموشي مي رفت، شوكي بر پيكره نيمه جان اين دين الهي بود، و در





عصر حاضر هم كه تاريخ براي دوباره تكرار شد، مردي از جنس عاشورا و قيام حسيني، جواناني را از همين مجالس عزاداري امام حسين(ع) بلند كرد تا «امر به معروف و نهي از منكر» را در جامعه پياده كنند و انقلاب اسلامي ايران به شكوفايي برسد.
امروز  30 سال از پيروزي انقلاب مي گذرد 30  سال است كه مجالس حسيني با رنگ و بوي انقلابي و اسلامي برپا مي شود. با دكتر سيد محسن ميرباقري، استاد دانشگاه درخصوص انقلاب فرهنگي و اعتقادي اين واقعه بزرگ در تاريخ اسلام و عصر كنوني گفتگو كرده ايم:
* آقاي ميرباقري !در ابتدا لطفاً اشاره اي به واقعه عاشورا و تأثيرات فرهنگي و اعتقادي آن در تاريخ اسلام و به ويژه عصر كنوني داشته باشيد؟
** اين واقعه بزرگ آثار خاص خودش را در جامعه ايجاد كرد و نقش بي بديلي را در فرهنگ و تاريخ اسلام داشت. بعد از وفات پيامبر اكرم(ص)، اسلام حقيقي در حال فراموشي بود، اما واقعه عاشورا همچون شوكي به جامعه اسلامي وارد شد و اين حماسه موجب شد تا تقدس حكومت ظلم و جورامويان در انظار و آراي عموم مسلمانان شكسته شود، در حالي كه قبل از اين حادثه، خلفاي ظلم و جور، اسلام را آن طور كه خودشان و منافعشان مي طلبيد، به مردم عرضه مي كردند. به واقع حماسه عاشورا شوكي بر پيكره نيمه جان اسلام بود كه آن را زنده كرد و صداي نفسهايش در تاريخ بلند شد و دلهاي مسلمانان را آماده پذيرش درك حيات معنوي اسلام كرد. حادثه عاشورا موجي از احساس فرهنگي و اعتقادي در جامعه اسلامي نسبت به تعهد به مباني ديني اسلام راه انداخت، البته بماند كه برخي از مردم شام همچنان به دستگاه خلافت امويان وفادار بودند، اما اذهان عمومي نسبت به حقايق روشن و آگاه شده بود. قيام امام حسين(ع) تحولي در جامعه اسلامي آن زمان ايجاد كرد و منشأ تحولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي مؤثري شد كه تا امروز پرتوهاي آن را شاهد هستيم.
خط مكتب تشيع بعد از اين واقعه با جديت در تاريخ اسلام نمايان شد، شيعيان و مذهب آنان به بالندگي و رشد بي نظيري رسيدند كه شكوفايي آن را در دوران امام باقر و امام صادق(ع) شاهد بوديم و در واقع اين قيام عظيم تحول بزرگ فرهنگي را در جوامع اسلامي ايجاد كرد و آنان را كه به دنبال منزوي كردن شيعه بودند، ناكام گذاشت و مي توان به جرأت گفت: اگر واقعه عاشورا در تاريخ رخ نمي داد امروز از تشيع و اسلام ناب محمدي(ص) هيچ خبري نبود.
* تأثيرات اين فرهنگ عظيم عاشورايي را در ايران امروز چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** اين يك نكته مهم درخصوص ايران است، چرا كه واقعه عاشورا در جامعه اسلامي ما، تأثيرات عميق و فوق العاده اي داشته است. حيات فرهنگي امروز ما مرهون واقعه عاشوراست كه درس استقلال و آزادگي شيعيان را در قالب عزاداريهاي حسيني با جهتهاي فرهنگي در برداشت.
در مجالس عزاداري امام حسين(ع) بخش عمده اي از معارف اسلامي مطرح مي شود و اين مورد دربرگيرنده تبيين مسايل سياسي، اجتماعي و فرهنگي روز نيز هست. بارزترين نقش تأثيرات فرهنگ عاشورايي را در پيروزي انقلاب اسلامي مي توان مشاهده كرد، اينكه نهضت خميني در مجالس حسيني شكل گرفت و اين مجالس مركزيتي براي نشر معارف و فرهنگ اسلامي بود و امروز هم به همين شكل است. ايام عزاداري امام حسين(ع) موجب تقويت و جهت دهي عواطف ديني در جوانان مي شود و شور و نشاط عجيبي را در آنها به وجود مي آورد كه اگر اين عواطف ديني با معارف اسلامي عجين شود، مي توان به ظرفيت سازي آن در جهت رشد و بالندگي فرهنگ اسلامي در جامعه بسيار اميدوار بود. اما اگر مبنا در مجالس عزاداري ذكر مصيبت صرف باشد و يا سخنراني خشك و بي روح، قطعاً جوانان دين گريز خواهند شد و اين خطر بزرگي است كه بايد در اين ايام هشدار داده شود. اگر قرار است عزاداري امام حسين(ع) و واقعه عاشورا بر فرهنگ عمومي كشور تأثير داشته باشد، بايد فضايي مذهبي فرهنگي با جهت دهيهاي صحيح در اين ايام ايجاد شود، نه اينكه تمام محرم و صفر به دهه اول محرم و دهه آخر صفر منتهي گردد. نكته ديگري كه لازم مي دانم به آن اشاره كنم، اين است كه ايام محرم، روزهاي تهذيب نفس است و اگر جهت دهي درستي صورت گيرد اين فرصت بسيار مغتنمي است، چرا كه در اين ايام روحيه مذهبي و معنوي مردم با توجه به عقايد و ظرفيتهاي بالاي ديني كه در آن وجود دارد افزايش مي يابد و فضاي جامعه را موجي از معنويت در برمي گيرد. در اين ايام ضريب امنيت افزايش مي يابد، درصد جرم و جنايات كاهش مي يابد و فضاي جامعه رنگ و بوي معنويت به خودش مي گيرد كه البته اين ظرفيت را بايد در تمام ايام سال توسعه بخشيد.
* استاد! اشاره اي داشتيد به بركات ايام محرم و تأثيرات آن در فرهنگ عمومي جامعه، چگونه اين ظرفيت معنوي و مذهبي مردم را با توجه به تهديدات فرهنگي بيگانه مي توان جهت دهي كرد؟
** تحقق اين مهم نيازمند مديريت قوي در زمينه فرهنگي است. امام راحل از اين ظرفيت مذهبي مردم در پيروزي انقلاب اسلامي به درستي استفاده كردند. با توجه به نيازهاي فرهنگي مردم و هجوم فرهنگ بيگانه در قالبهاي زيبا و جذاب، متفكران و نخبگان كشورما بايد برنامه هايي را طراحي كنند كه در جهت فرهنگ سازي آموزه هاي مكتب عاشورايي قيام امام حسين(ع) و بهبود بخشيدن به فرهنگ جامعه از اين ظرفيت مذهبي به نحو مطلوبي استفاده شود. در جامعه ما بايد فرهنگ اعتماد در ميان مردم افزايش يابد، اينكه دولت و ملت به هم اعتماد كنند و اين اعتماد سازي جز با بهره گيري از ظرفيتهاي اعتقادي محقق نمي شود.
متوليان فرهنگي جامعه بايد با همت بالا وارد ميدان شوند.
* با شرايط كنوني و مطالبات و خواسته هاي فرهنگي مردم امكان تحقق اين جامعه آرماني وجود دارد؟
** بدون شك، ما به هدف مطلوب نزديك هستيم. مهم اين است كه فرهنگ اعتماد در ميان مردم توسعه يابد و نظم فرهنگي بايد در جامعه پياده شود نه سليقه هاي فرهنگي. البته تحولات فرهنگي در جامعه كار يك فرد يا گروه نيست، بلكه همه آحاد جامعه بايد وارد ميدان شوند و تحول فرهنگي تنها به دست خود مردم محقق مي شود.
* آقاي ميرباقري! آيا فرهنگ عزاداري امام حسين(ع) در مجالس ما صحيح است؟ اينكه گاهي در مجالس عزاداري و هيئات مذهبي اعتدال رو به فراموشي مي رود و ابراز احساسات به بالاترين حد خود مي رسد؟
** البته اعتدال بايد همواره در اين مجالس حفظ شود، اما اگر مجالس ما صرفاً سخنراني باشد، آرام آرام روح مجالس از بين مي رود و كمتر مردم رغبت به حضور در آن مي يابند، اما از سويي ديگر افراط در ابراز احساسات ممكن است باعث سطحي شدن مجالس و حتي گاهي تهديداتي از جمله تحريف در عقايد هم بشود. اين مجالس بايد جدي گرفته شوند و سطحي از كنار آن عبور نكرد، چرا كه معارف و احكام الهي در فضايي معنوي، تأثيرات عميق تري خواهد داشت.
مجالس عزاداري امام حسين(ع) بايد معرفتي باشد، هر چند شور و احساس نيازي ضروري است، اما قطعاً كافي نيست و جوانان بايد در خلال اين احساسات پاك معارف و ارزشهاي مكتب حسيني را با روح خود پيوند بزنند، چرا كه مجالس امام حسين(ع) تأثيرات فوق العاده اي در جوانان دارد حتي جواناني كه روحيه مذهبي و اعتقادي بالايي هم ندارند، با حضور در اين مجالس و حس معنوي فضا، احساس وابستگي به مذهب مي كنند و اين بسيار ارزشمند است كه اگر به درستي پرورش يابد آن احساس وابستگي تبديل به يك اعتقاد مذهبي قوي در آنان خواهد شد.
* در دوران پيروزي انقلاب اسلامي، شاهد ادامه خط قيام عاشوراي حسيني بوديم و به واقع آموزه هاي مكتب عاشورايي در ميان مردم باعث حيات دوباره اسلام در جامعه جهاني امروز شد؟ بنيانگذار انقلاب اسلامي چگونه از اين ظرفيت اعتقادي مردم در جهت احياي مباني اسلام بهره گرفتند؟
** بدون شك خط انقلاب ادامه خط عاشورا بود ومردم با دل و جان خود نسبت به حفظ شعاير ديني حساسيت داشتند و احساس تكليف و وظيفه مي كردند. انقلاب اسلامي از همين مجالس عزاداري امام حسين(ع) و تأكيد به ارزش امر به معروف و نهي از منكر آغاز شد و امروز شاهد شكوفايي آن در جهان هستيم. مردم ما بايد بدانند كه دين اسلام سرمايه است و نسبت به حفظ اين سرمايه معنوي حساسيت داشته باشند. بالاترين ظرفيت اعتقادي و مذهبي از اين مكتب عاشورايي در جوانان نهفته، چرا كه انقلاب اسلامي به دست جوانان به پيروزي رسيد و امروز هم حفظ و نگهباني از آن توسط همين جوانان و از مجالس عزاداري امام حسين(ع) است.

  


آسيب شناسي مراسم عزاداري

 

* جواد نعيمي

سلام بر حسين شهيد(ع) و قيام بي نظيرش. سلام بر حسين(ع) و ياران باوفايش، سلام بر حسين(ع) و بر پيروان راستين و آگاهش.
«سلام بر عاشورا و آموزه هايش، سلام بر عاشورا و عبرت هايش، سلام بر آيينه اسلام نمايش، سلام بر عاشورا و بارش خونين لحظه هايش، سلام بر رواق سرخ حماسه هايش.




سلام بر عاشورا كه ركن كعبه است و سعي صفا و مروه، سلام بر عاشورا كه حيات قرآن است و عزت مسلمانان، سلام بر عاشورا كه آبروي نمازگزاران است و خروش تندر آساي هدايت پيشگان در تاريكستان سياهي و نسيان.
سلام بر عاشوراييان، آنان كه تا آخرين نفس عاشورايي ماندند و مي مانند. سرخ سرخ، به رنگ خدا، به رنگ عشق، عشق به آرمانها و ارزشها.
و سلام بر حسينيان اهل معرفت كه حريم جان را با نام و يادش عطرآگين مي سازند و حقيقتي فراتر از زمين و زمان را به تصوير مي كشند و درود بر آنان كه با الهام بخشي از عاشورايي زمان، دل به ثارا... مي بندند و در حريم امن حسيني به تفسير شقايق هاي خونين بال فاطمي مي نشينند.»(1)
«... بايد هميشه ايام، بيرق هاي حسيني را برافراشته داشت و با افروختن مشعل ها و پاسداري از ارزشهاي بر جاده خورشيد استوار ماند. شيعه در پرتو اين مشعل مقدس، شبهاي ديجور را به صبح رسانده، در حركت پرشكوه و پرهيمنه خود، گام بر جاي گام پيامبر(ص) نهاده و پس از او بر بلنداي قاف هدايت از نور علي(ع) و اولاد طاهرينش بهره مند گشته و شبستان وجودش را نورباران كرده است.»(2)
قيام و انقلاب حسيني و عاشورا و كربلا درسهاي جاودانه و قابل پيروي براي همه عصرها و نسلها دارند. به همين سبب لازم است كه ياد و نام و خاطره حضرت سيدالشهدا(ع) و عبرتها و آموزه هاي عاشورا پيوسته پويا و مانا باشند و در همه جوامع نقش آفريني كنند. از اين رو، سنت عزاداري، يك روش هدفمند و انفكاك ناپذير از جامعه اسلام تلقي مي شود. اما از آنجا كه هر چيزي را آفت يا آفتهايي تهديد مي كند، اين سنت حسنه نيز از آسيب و آفت مصون نيست و بر اين اساس لازم است در اين زمينه تأمل بيشتري به عمل آيد و آسيبها و انحرافهاي عزاداري باز شناخته شوند، تا اصل اين حركت مقدس و تقدس و اصالت قيام حسيني زير سؤال نرود.
عاشورا و پيامهاي آن بايد تا پايان تاريخ بپايد و انسانها را بيدار كند. پس نبايد از حقيقت و اصالت و درستي تهي شود و به كژي و تباهي آلوده شود.
پيش از آنكه برخي از آفتها و آسيبهاي عزاداري را برشماريم، خوب است برخي از سرفصل هاي دروس آموزشي عاشورا را مرور كنيم تا بتوانيم با نگاه بر آنها، عوامل آفت زا را بهتر و دقيق تر بازبيني كنيم.
برخي از درس هاي عاشورايي اين هايند:
«خداپرستي و ذكر پروردگار، اتكال به خداوند و تسليم در برابر او، عرفان و عشق ورزي به باري تعالي، قيام براي خدا و طاعت و فرمانبري از او، ترويج فرهنگ نماز، توبه، استغفار، انس با قرآن و توجه به معنويات و اهتمام به عبادت و پيوند قلبي با خدا، حتي در



جبهه جنگ، دين محوري و دفاع از ارزشهاي اسلامي و پاسداري از حريم ولايت و امامت، حق گرايي و حق شناسي و قدرداني، عمل به تكليف و تكليف گرايي، تعهد و مسؤوليت، شهادت و ايثار در راه خدا و جانبازي بر سر پيمان، جهاد، شجاعت، غيرت، اراده و قاطعيت در مديريت و عدم خلط آن با استبداد و خودكامگي، صبر، پايداري و متانت، ستيز با ستم و ستمگران و مبارزه با فساد و مفسدان و مقابله با بيدادگران، عدالت خواهي و نفي نژادپرستي، تبعيض ستيزي و قوميت زدايي، اصلاح طلبي و شخصيت دادن به جامعه اسلامي، عزت طلبي و نپذيرفتن ذلت، حريت و آزادگي و شرافت، صداقت و وفاداري و رازداري، ژرف انديشي و آينده نگري و عاقبت انديشي، دگرگوني روحي و تحول و ره يافتگي، امر به معروف و نهي از منكر و دستور به نيكي ها و نهي از بديها، بلندهمتي و پرهيز از سستي و تنبلي در برابر تجاوز به ارزشها، افشاي چهره دشمنان اسلام و دشمن شناسي، جمع بين سياست و معنويت، مديريت ديني و شيوه رهبري اسلامي، نظم و اعتقاد به برنامه ريزي و سازماندهي و تلاش براي استفاده از فرصتها، اهتمام به روشنگري و هدايت و تبليغ و...»(3)
بديهي است عزاداري نبايد تنها به بعد احساسي و عاطفي محدود شود. هر چند عشق و علاقه به ساحت مقدس حسيني يكي از ويژگيهاي ما شيعيان و افتخارآميز است، اما اين بعد بايد با ابعاد ديگري همچون پيام داري و پيام رساني و برخورداري از محتوا- محتوايي كه نه گمراه كننده باشد و نه آميخته با حرام- پيوند خورده و در واقع به اعتلاي معارف ديني مدد برساند، نه اينكه مايه خواري و سستي و نا زيبا جلوه كردن آنها شود.
در وهله اول، شناخت كاركرد اصلي و فلسفه عزاداري از اهميتي به سزا برخوردار است، زيرا تا نسبت به انجام يك كار و مقررات صحيح و شيوه هاي درست آن آگاهي نداشته باشيم، خود موجب پديداري آفتهاي گوناگون مي شويم.
عزاداري به عنوان يكي از كارآمدترين و برترين عوامل ماندگاري مكتب اهل بيت(ع) كاري حساس، ظريف، دقيق و تخصصي به شمار مي رود كه زماني تأثيرهاي مثبت خود را بروز مي دهد كه با آگاهي و توجه همه جانبه به تمامي ابعاد آن صورت پذيرد و اجراكنندگاني دانا، پرتوان و ريزبين داشته باشد تا اگر نگوييم به نتيجه نامطلوب و خطرناكي منتهي نشود، دست كم آن را ضعيف و بي مايه و كم اثر نگردانند.
آفت يا خطر ديگر، تبديل شدن عزاداري به يك عادت است، به گونه اي كه آن را به مثابه يك عمل مستقل در برابر اعمال واجبي همچون نماز بدانيم و خداي ناكرده اين كار مستحب را باعث لطمه زدن به واجبات كنيم.(4)
«تحريفها، روشهاي ناپسند و بدعتهاي خطرناكي كه با فلسفه عزاداري و روح حماسه حسيني در تضاد هستند] از ديگر آسيبهاي عزاداري به شمار مي روند[
بيان ماجراهاي جعلي و يا تحريف شده، خواندن نوحه ها و اشعار كفرآميز كه از سوي مراجع عظام تقليد تحريم شده اند، نوحه ها و اشعار ضعيف، موهن و منافي با شخصيت امام حسين(ع) و حماسه او، انجام حركات سبك و اعمال ضد تبليغ كه موجب سوء استفاده دشمنان قسم خورده اسلام و تشيع و نيز تبليغ عليه شيعيان و نظام اسلامي مي شود، از اين قبيل تحريفها و روشهاي خطرناك هستند.
آنچه بيشتر مايه تأسف و تأثر است، اين است كه سنت سازيهاي غلط و مخالف با روح دين، به اسم امام حسين(ع) انجام مي شود، آن هم با اين توجيه كه چون در راه امام حسين(ع) و به خاطر اوست داراي اجر و ثواب و موجب خشنودي آن حضرت است!
از اين گونه اعمال زشت مي توان حمل علامتها و صليب هاي آهني سنگين، فخرفروشي در ميزان بلند كردن و چرخاندن آنها، حتي فخرفروشي به تعداد تيغه هاي اين علامتها در هيأتهاي گوناگون و همچنين قمه زني به شكلهاي موهن را نام برد.»(5)
برخي ديگر از آسيبها و انحرافهاي مجالس يا هيأتهاي عزاداري را اجمالاً مي توان چنين برشمرد:
استفاده و نصب تصاوير مجهول و مشكوك از امامان و اصحاب عاشورا (شمايل ها و عكس ها)، استفاده از آلات گوناگون موسيقي و آهنگهاي سخيف و طاغوتي، تمركز نامطلوب بر روي امكانات و لوازم صوتي به جاي توجه به اصل عزاداري و حزن و اندوه ناشي از اجراي اصيل و سنتي، توجه به خودنمايي در برخورد با ساير هيأتها به جاي رعايت ادب و احترام و تواضع، ذكر اكاذيب، دروغ ها و مطالب سست و نادرست و باطل، حركات رقص گونه، مداحي و قرائت مصيبت اهل بيت(ع) به گونه اي شبهه برانگيز، بيان ديدگاههاي خلاف تاريخ مستند واقعه كربلا از سوي برخي خطبا، عدم رعايت آداب عزاداري، به ويژه از سوي برخي جوانان و نوجوانان، آزار رساندن به مردم با ايجاد صداهاي بلند و بلندگوهاي غيرمتعارف، غلوهاي نابجا، هرگونه كاري كه موجب وهن مذهب و باعث بدنامي مذهبي ها به ويژه شيعيان اهل بيت عليهم السلام شود. آسيب رساني به بدن، اختلاط هاي احتمالي مردان و زنان در برخي موارد، عريان شدن مردان در انظار عموم، طرح سروده ها و مطالبي كه جايگاه رفيع اهل بيت پيامبر را به شدت





پايين مي آورد، هرگونه نوآوري و بدعت نادرستي كه به اصل عزاداري خدشه وارد كند و... .(6)
بر اين اساس، سخنرانان بايد مطالب مستند و صحيح را باز گويند. مداحان بايد سطح دانش و بينش خويش را ارتقا بخشند و از اشعار سست، كم مايه، غلوآميز و كفرگونه استفاده نكنند، شيوه هاي غربي را در اجرا به كار نبرند و به خاطر پسند عده اي خاص از مخاطبان، شأن و منزلت مداحي را فراموش نكنند. رسانه ها و صدا و سيما نيز نبايد به بدعتهاي انحرافي دامن بزنند و خلاصه همگان بايد تلاش كنند كه ضمن آشنايي با اهداف قيام حسيني از هرگونه انحراف در مفاهيم ديني و ترويج خرافه پرستي به شدت بپرهيزند و از هر كاري كه موجب وهن اهل بيت(ع) و عزاداري اصيل مي شود، دوري كنند، تا اين مراسم شكوهمند علاوه بر ايجاد همدلي، اتحاد و هماهنگي ميان مسلمانان، بهانه اي هم به دست دشمنان ندهد.
بديهي است واقعه عاشورا بايد به عامل حيات، نجات و تكامل بشري تبديل شود و دريغ است كه پيامهاي والا، اصيل و زندگي ساز اين حركت بي نظير تاريخي، به شائبه هاي عوام زدگي، انحراف و آسيبهاي شكننده و ضربه زننده آلوده شود.
اميد است با توجه همگاني، عناصر نامطلوب و پيرايه هاي زيان بخش و كردار و گفتار من درآوردي، از ساحت عزاداري سالار شهيدان زدوده شود و اين سنت زيبا، همچنان پايدار و پويا و تأثيرگذار باقي بماند.

پي نوشت ها:
1- جام عبرت، سيدحسين اسحاقي، قم: بوستان كتاب، 1380، ص17
2- همان، ص19
3- فلسفه و عوامل جاودانگي نهضت عاشورا، ابوالفضل بهشتي، قم: بوستان كتاب، 1382، ص34
4- نگاه كنيد به كتاب عزادار حقيقي، محمد شجاعي، قم: محيي، 1385
5- همان، ص20
6- نشريه راه رشد، شماره 94، بهمن85، نيز بنگريد به كتاب «اشك بايد رازدار باشد» توصيه هاي مقام معظم رهبري براي عزاداران، مداحان و مبلغان مذهبي، از انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1385

  


محمد علي مجاهدي (پروانه) در گفتگو با قدس:
شعر آييني منزلت خود را از عاشورا وام گرفته است

 

* زهره كهندل

شعر آييني به دليل گستردگي و ويژگيهاي خاص به عنوان يك مقوله مستقل همواره مدنظر منتقدان ادبي و همچنين شاعران بوده 



است، اما به زعم بسياري از پيشكسوتان شعر آييني، واقعه عاشورا به اين نوع از اشعار هويت بخشيد. در اين ميان آنچه مهم است، انتقال مفاهيم عميق و حقيقي حماسه عاشورا به دور از تحريفات و خرافات و يا اعمال سليقه ها و نظرهاي شخصي در آثار ادبي است. گفتگويي را با استاد محمد علي مجاهدي (پروانه) از شاعران و نويسندگان برجسته و نام آشناي ادبيات آييني در خصوص سير و جريان حماسه عاشورا و نقش آن در شعر آييني انجام داده ايم. مجموعه شعرهاي «يك صحرا جنون يك دريا عطش» (مجموعه شعر عاشورايي)، «شكوه شعر عاشورا در زبان فارسي»، «آسماني ها» «سيري در ملكوت» از جمله آثار استاد مجاهدي است.
***
* شعر آييني چه تعريفي دارد و وجه تمايز آن با ديگر اشعار چيست؟
* هر تعريفي كه از شعر به صورت مطلق ارايه كنيم، در مورد شعر آييني نيز صادق خواهد بود. به بياني ديگر، شعر آييني از لحاظ صوري، شاكله ساختار بيروني، سبكهاي مختلف ادبي، آرايه هاي لفظي و معنوي و ساير مقوله هاي مرتبط با وجه بيروني شعر، هيچ تفاوتي با ديگر انواع شعر در زبان فارسي ندارد و وجه تمايز آن از ساير اشعار صرفاً محتوايي است و قلمرو موضوعي آن با وجود گستردگي، مرزهاي مشخص و تعريف شده اي دارد.
* چه مقوله هايي اجازه دارند به ساحت موضوعي شعر آييني وارد شوند؟
** هر مقوله اي كه به نحوي از آموزه هاي وحياني، تعاليم اسلامي، معارف گرانسنگ فرهنگ عترت، رهنمودهاي اهل بيت(ع) به نحوي در حوزه هاي مختلف فرهنگي، تربيتي، اجتماعي، اخلاقي، عرفاني، خودپيرايي، جهان بيني توحيدي، و سرانجام تاريخ پر فراز و نشيب اسلامي متاثر باشد، حضور او به عنوان يك شهروند در قلمرو موضوعي شعر آييني به رسميت شناخته مي شود.
* حماسه عاشورا در شعر آييني چه جايگاهي دارد؟
** براي اينكه به اين سؤال پاسخ روشني داده شود، ناگزيريم بر انواع شعر آييني در حوزه موضوعي مروري داشته باشيم:
شعر ماورايي يا كبريايي، كه مقوله هاي مطرح در آن، فطرتي ملكوتي و ماهيتي فراخاكي دارند، مانند، موضوعات مرتبط با توحيد، معرفت ربوبي، صفات جمالي و جلالي حضرت احديت، پرستش، نيايش و ستايش.
شعر رهايي كه به موضوعاتي مي پردازد كه به كار بستن آنها دو نوع «رهايي» را به انسان ارزاني مي دارد و به بياني ديگر داراي دو نتيجه بارز«فردي» و «اجتماعي» در ساحت حريت و آزادي و آزادگي براي آدمي است. مقوله هايي از قبيل خداشناسي، خداپرستي، مناجات، بينش، اخلاق حسنه، تربيت، حكمت، دانش اندوزي، خودسازي و تزكيه نفساني و... كه به «رهايي» انسانها از دام شيطان دروني و اهريمن نفس و جهل و غفلت مي انجامد، صبغه فردي دارند و موضوعاتي همانند ستم ستيزي، عدالت محوري، اتحاد و يكدلي، دفاع از مرزهاي عقيدتي و جغرافيايي، مقاومت، جهاد، شهادت و... كه «رهايي» جامعه از سلطه بيگانگان، قدرتهاي خودكامه و سلطه گر جهاني، استبداد و استعمار را به دنبال دارد، داراي وجهه اي اجتماعي است.




«شعر ولايي» موضوعا به امامت، ولايت، ذوات مقدس حضرات معصومين (ع)، خاندان نبوي و اوليا و بزرگان دين اختصاص دارد. مهمترين زير مجموعه هاي شعر ولايي از نظر موضوعي عبارتند از: شعر نبوي، شعر علوي، شعر فاطمي، شعر عاشورا، شعر بقيع، شعر رضوي، و شعر مهدوي. بنابراين، شعر عاشورا از زيرمجموعه هاي شعر ولايي است كه بخش چشمگيري از پيشينه مكتوب شعر آييني در زبان فارسي را به خود اختصاص داده است. به شهادت متون متقن ادبي و تاريخي، شعر عاشورا قدمتي 1100 ساله در عرصه زبان فارسي دارد و با استناد بر شواهد مستند موجود، مي توان گفت شعرآييني، كيان و منزلت خود را مرهون بالندگي نخل تناور شعر عاشوراست و آثار ماندگار و فاخري كه از سده هاي آغازين هجري تا روزگار ما در قلمرو شعر آييني آفريده شده اند، هم به لحاظ كمي و هم از نظر كيفي اغلب در عرصه شعر عاشورا مجال خودنمايي پيدا كرده اند. در يك جمله بايد گفت: شعر آييني، منزلت بلند آوازه خود را از شعر عاشورا وام گرفته است.
* فرهنگ عاشورايي تا چه ميزان بر بالندگي شعر آييني تأثير گذار بوده است و در تاريخچه عزاداري عمومي چه سابقه اي دارد؟
** از عاشوراي سال 352 (ه.ق) كه به دستور احمدبن بابويه ديلمي، عزاداري عمومي و فراگير براي سالار شهيدان و شهداي كربلا در دستور كار كارگزاران حكومتي قرار گرفت و صدور اين فرمان تاريخي، پيامدهاي بسيار مباركي را به همراه داشت و هر ساله در روز عاشورا نواحي تحت سلطه و حاكميت اين فرمانرواي ايراني نژاد و دوستدار خاندان نبوي، بخشهاي عظيمي از عراق عرب گرفته تا خوزستان و مناطق جنوب شرقي ايران به اقامه مراسم عزاداري و مجالس سوگواري مي پرداختند و اين رستاخيز عظيم ملي براي پاسداري از هدفهاي متعالي قيام كربلا و حراست از فرهنگ همواره پويا و پاياي عاشورا، سرانجام اولين ثمره تاريخي خود را به جامعه هميشه سرافراز ايراني هديه كرد و جنبش ديني و فرهنگي مواليان اهل بيت (ع) در گوشه و كنار اين كشور پهناور، در اواخر سده پنجم هجري به بار نشست، و تشكلي به نام «مناقبيان» اعلام موجوديت كرد.
«مناقبيان» گروهي از معتقدان به ائمه اطهار (ع) بودند كه براي ترويج فرهنگ و ادب شيعي، و اشاعه فضايل اهل بيت و كرامات وجودي اين آبرومندان درگاه الهي، از شيوه نقالي و شاهنامه خواني در اماكن عمومي بهره مي گرفتند، از سده ششم به بعد، فقط «مناقبيان» بودند كه در عرصه ستايشگري آل ا...  عليهم السلام- حضور مداوم و چشمگيري داشتند و پرچمدار اقامه مجالس عزاداري براي حسين بن علي و شهداي كربلا بودند. در واقع همين «مناقبيان» بودند كه سنگ بناي عظيم ستايشگري اهل بيت (ع) را در اواخر سده پنجم هجري در ايران نهادند و مداحان با اخلاص هم روزگار ما بايد بر خود ببالند كه ادامه دهنده راه «مناقبيان» در اين مقطع حساس تاريخي اند.
* شعر عاشورايي تا چه ميزان در عمق بخشي به مفاهيم اسلامي مؤثر بوده است؟
** در اينكه فرهنگ گرانسنگ اسلامي و مفاهيم كليدي آن، بيشتر در دو مسير«غدير» و «عاشورا» جريان داشته و كيان خود را مديون اين دو رخداد بي نظير تاريخي است، ترديدي وجود ندارد.
به عقيده من بايد ميان «شعر عاشورا» و «شعر عاشورايي» فرق قايل شد و به عنوان دو تركيب مترادف به آنها نگاه نكرد، هر چند در عرف حاكم بر جامعه ادبي و مذهبي ما اين فرق ناديده گرفته شده باشد.
شعر عاشورا شامل تمامي آثار منظومي مي شود كه به نحوي با قيام خون نگار كربلا مرتبط باشند و دامنه شمول آن بسيار گسترده و فراگير است، ولي شعر عاشورايي به معناي اخص كلمه شامل همه اشعار مربوط به حادثه كربلا نمي شود، و دقيقاً بر مولفه هايي استوار است كه در قرائت مكتبي، حماسي و ارزشي از فرهنگ ماناي عاشورا وجود دارد.
در شعر عاشورا، مقوله آسيب شناسي امري جدي و اجتناب ناپذير است، زيرا حضور مطالب غير مستندي را كه گاه در قرائتهاي اساطيري، خرافي، افسانه گرايي و ماتمي مجال بروز و ظهور پيدا مي كنند، برمي تابد، در حالي كه هرگز اجازه ورود در قلمرو موضوعي «شعر عاشورايي» را ندارند.
«شعر عاشورايي» ريشه در حقايق واقعه كربلا داردو به تبيين مقوله هايي مي پردازد كه متون متين روايي و منابع متقن تاريخي بدرستي بر آنها صحه مي گذارند، لذا آسيب شناسي محتوايي در قلمرو« شعر عاشورايي»معنايي ندارد، زيرا شاعر، اطلاعات خود را از منابعي دريافت كرده است كه بارها از صافي هاي حساس و اطمينان بخش عبور داده شده اند. و پژوهشگران مسايل تاريخي و مقوله هاي ديني و اعتقادي بر درستي آنها پاي فشرده اند، ولي «شعر عاشورايي» از لحاظ ساختار لفظي و شاكله ادبي و فني، از نقد و پالايش بي نياز نيست.
از آنجا كه « شعرهاي عاشورايي» داراي اصالت محتوايي اند، مسلماً در تعميق باورهاي ديني و مقوله هاي ولايي بسيار مؤثرند و مي توانند در عرصه تبيين مفاهيم ارزشي اسلام نقش تأثيرگذاري داشته باشند، ولي در پاسخ اين سؤال كه «شعر عاشورا» و نه «شعر عاشورايي»كه احتمالاً پيراسته نيست، آيا سهمي در عمق بخشي مفاهيم اسلامي دارد يا نه؟! بايد گفت، «شعر عاشورا» طبعاً تلازمي با خرافه و تحريف ندارد و مي تواند بر قرائت «ماتمي صرف» استوار باشد و در عين حال از مقوله هاي غير مستند هم پرهيز نمايد، ولي چون صرفا در فضاي ماتمي آفريده مي شود و شاعر فقط به مقوله هاي عاطفي و احساسي مي انديشد، دامنه تأثير اين گونه آثار ماتمي صرف، در ابعاد ارزشي و مكتبي و حماسي چندان محسوس و مسلم نيست.
* چه آسيبها و آفتهايي «شعر عاشورا» را تهديد مي كند؟
** در پاسخ سؤال پيشين، به صورت گذرا به اين گونه آسيبها اشاره اي داشتيم. اگر بخواهيم فهرست كوتاهي از چالشها و آسيبهاي مطرح در قلمرو «شعر عاشورا» را عنوان كنيم و به علت بروز اين آفتها هم نگاهي داشته باشيم، بايد به اين موارد توجه كنيم:
عدم معرفت شاعر به ابعاد شخصيتي امام (ع) و اصحاب آن حضرت.
ناآگاهي شاعر از اهداف قيام كربلا.
بي اطلاعي شاعر از منابع متقن تاريخي و بسنده كردن به شنيده ها و گفته ها.
وقوف نداشتن شاعر به منزلت انساني، رسالت الهي، و وظيفه امام در جامعه.
غفلت از شؤون ولايت (ولايت تكويني امام، علم امام، عصمت امام).
اشراف نداشتن به زندگينامه شهداي كربلا بخصوص اصحاب نامدار امام.
مبالغه در صبغه ماتمي عاشورا وغفلت از جنبه هاي مكتبي، ارزشي، عرفاني، حماسي و اخلاقي فرهنگ عاشورا.
تحريف واقعيتهاي مسلم تاريخي و واژگون نشان دادن آنها.
حالت اساطيري بخشيدن به شخصيتهاي پاك و آسماني عاشورا و آنان را در هاله اي از ابهام و افسانه فرو بردن.
مرتكب قياس مع الفارق شدن و مقايسه شهداي كربلا با ساير افراد.
ناديده گرفتن حرمت شهداي كربلا و رعايت نكردن ادب كلامي درباره آنان.
بها دادن بيش از اندازه به خوابهاي مخاطبان و قداست بخشيدن به اموري از اين دست و باور كردن آنها.
ضعف ساختاري و فقر محتوايي آثار منظوم ماتمي.
دچار سرقت ادبي شدن و رعايت نكردن امانتداري.
غموض بياني، تزاحم و تراكم تصوير در شعر، حضور واژه هاي دشوار و ناكارآمد و گاه نخ نما و تكراري در شعر.
استفاده كارآمد نكردن از عنصر «خيال» در شعر و فاصله گرفتن از جوهره شعري و به سمت نظم محض كشيده شدن .
رعايت نكردن اخلاق اسلامي و ادب نوشتاري و گفتاري به هنگام اجراي برنامه هاي ديداري و شنيداري.
تقليد از سبك بياني ديگران، تكرار مكررات و زياده گويي.
* براي رهايي از اين آفتها چه بايدكرد؟ بويژه آفت تكراري شدن اشعار آييني و عاشورايي؟!
** تمامي مواردي كه در پاسخ سؤال قبلي به آنها اشاره شد، اگر جنبه «سلبي»دارند بايد جنبه «ايجابي» به خود بگيرند، و مواردي كه حالت «ايجابي»دارند بايد به آنها جنبه «سلبي»بخشيد. يك شاعر موفق بايد در تمامي لحظه ها در انتظار شكار «مضمون»باشد. يك مضمون بكر و عالي، طبعاً سركش و وحشي و رام نشدني است و شاعر بايد براي به دام كشيدن آن، هم صبر و شكيبايي داشته باشد و هم فرصتها را از دست ندهد. شاعر بايد هميشه در حال مطالعه و دقت و نقد آثار ديگران باشد تا از اين راه، به وسعت واژگاني مورد نظر برسد. تا شاعر به تمركزي كه لازمه حضور در عرصه هاي دور از دسترس است، نرسد سروده هايش قهراً تك بعدي و سطحي است و عمقي ندارد.
* آيا اتفاقاتي كه در واقعه عاشورا افتاده با محتوا و معناي صحيح توسط نويسندگان و شاعران به تصوير كشيده شده است؟
** آن شاعراني كه به معناي اخص كلمه«شعر عاشورايي» در دستور كار هنريشان قرار داشته، هر چه در اين رابطه سروده اند در شمار آثار ماندگار عاشورايي است. چند غزل عاشورايي كه پيش از انقلاب توسط مرحوم نگارنده و شادروان خوشدل تهراني سروده و منتشر شد، در واقع راهگشاي شاعران جواني شد كه مي خواستند شعرهاي تازه اي بيافرينند و به دنبال آفاقي بودند كه از مضامين بكر و ارزشي سرشار باشند، ولي در ميان آثاري كه در زمينه «شعر عاشورا» حرفي براي گفتن داشته باشند با انبوهي از كارهاي فاخر روبه رو هستيم كه با وجود آنكه چندان از مفاهيم بلند فرهنگ عاشورا سرشار نيستند، ولي اين توفيق را داشته اند كه در تبيين ساير ابعاد اين رخداد بزرگ بدرستي عمل كنند.
* آيا بعضاً در معنا و محتواي ادبيات عاشورا تحريفات و خرافات راه نيافته است؟
** در پاسخ به سؤال گذشته شما اشاره گذرايي داشتم به قرائتهاي مختلفي كه بتدريج از فرهنگ قديم عاشورا ارائه شده است و عرض كردم كه در قرائتهاي مكتبي و ارزشي و حماسي عاشورا كمتر با چالشهاي جدي مواجه بوده ايم، زيرا محتواي اغلب آثاري كه در اين زمينه هاي فكري آفريده شده اند، قابل انطباق با آموزه هاي عاشورايي است، ولي قرائتهايي از قبيل: قرائت اساطيري، پهلوان گرايي، خرافي و تا حدي قرائت ماتمي و احساسي از فرهنگ پايدار عاشورا، كه طبعاً حضور عنصر«خيال» را در آنها برجسته تر مي بينيم، در هنرهاي نمايشي و تجسمي بيشتر مجال عرض اندام داشته اند، ولي در قلمرو ادب عاشورا نيز رد پاي اين قرائتها را گاهي روشن و گاهي كمرنگ شاهديم و مقوله آسيب شناسي در مورد اين گونه آثار امري جدي و پرهيز ناپذير است، زيرا وقتي از «بايدها» و «نبايدها»ي مطرح در شعر عاشورايي سخن به ميان مي آوريم و از مولفه هاي «امري» و «الزامي» و «سلبي» و «پرهيزي» آن ياد مي كنيم مصاديق بارز ناسازگاري با اين مقوله ها را در «ادب عاشورا» ملاحظه مي كنيم كه بيشتر متاثر از قرائتهاي غير ارزشي اند و طبعاً با چالشهاي محتوايي به صورت جدي روبه روهستند، ولي در «ادب عاشورايي»كه نوعي «خودسانسوري» در آفرينش آنها به كار مي رود و منابع مورد استفاده شاعران نيز از منابع دست اول و در عين حال متين و مستند است، كمتر شاهد حضور آسيبهاي محتوايي هستيم، ولي همان گونه كه قبلاً هم اشاره كرديم «ادب عاشورايي» اگر به لحاظ محتوايي مشكلي نداشته باشد، كه اغلب ندارد ولي به لحاظ ساختاري و شاكله لفظي نياز به آسيب شناسي دارد كه از نظر نماي بيروني هم دلربايي كند.
* قالبهاي نوين نوشتاري در اين موضوع چه جايگاهي دارد؟!
** در پاسخ قبلي به اين مطلب اشاره داشتم كه شعر آييني و زيرمجموعه هاي آن از قبيل شعر عاشورايي تنها از نظر محتوايي و مقوله هايي كه به تبيين آنها مي پردازند با ديگر اقسام شعر متفاوتند وگرنه از نظر ساختار لفظي و آنچه مربوط به لايه هاي بيروني آن مي شود، هيچ تفاوتي با ساير انواع شعر ندارند. بنابراين قالبهاي نوين شعري و سبكهاي متفاوتي كه در روزگار ما مورد اقبال قرار گرفته، در قلمرو شعر عاشورا و عاشورايي نيز حضور دارند. اگر در پيشينه مكتوب شعر آييني رد پاي اين گونه آثار را نمي بينيم به خاطر آن است كه اين قالبهاي تازه و سبكهاي بياني نوين در آن روزگار وجود نداشته و در روزگار ما پا به عرصه هنر نهاده اند.
شعر سپيد و يا شعر نيمايي و ... از قالبهايي هستند كه در زمانه ما و در عرصه شعر فارسي حضور دارند و از اتفاقات مباركي كه در دهه اخير افتاده، آفرينش آثار فاخر عاشورايي در قالبهاي نوين شعري است كه براي نمونه مي توان از مجموعه شعر عاشورايي «گنجشگ و جبرئيل» ياد كرد كه شادروان دكتر سيد حسن حسيني با رويكردي كاملاً ارزشي و متفاوت به خلق اين اثر ماندگار عاشورايي پرداخته است و نوسروده هاي عزيزاني همانند دكتر گرمارودي در اين قالبهاي تازه كه لايه هاي پنهاني از اين رخداد بي نظير تاريخي را كشف و به تصوير كشيده اند، همه و همه مبشر اين پيام معني دارند كه شعر عاشورايي نه تنها به نقطه پايان خود نرسيده ، بلكه تازه در آغاز راهي قرار دارد كه به قول لسان الغيب حافظ شيرازي داراي هزار مرحله و منزل در بدايت راه خود است:
اين راه را نهايت صورت كجا توان بست؟
كش صد هزار منزل بيش است در بدايت!
* بحث زيبا شناسي واقعه عاشورا مسأله اي است كه كمتر به آن پرداخته شده است. آيا شاعران معاصر هم از آن مغفول مانده اند؟ براي احياي آن چه بايد كرد؟
** يكي از مباحث اصلي و مقوله هاي كليدي رخداد سترگ عاشورا، بحث زيباشناسي آن است كه متاسفانه به خاطر حضور مستمر و بي وقفه قرائت ماتمي در چهارصد ساله اخير بر محافل مذهبي و هياتهاي عزاداري و پس از تأليف مقتل فارسي روضة الشهدا توسط ملاحسين واعظ كاشفي سبزواري، جنبه هاي ارزشي اين نهضت الهي از جمله زيبايي شناسي واقعه عاشورا در هاله اي از غفلت و ابهام قرار گرفته است، و در اين فاصله زماني اگر گهگاه شاهد جوانه زدن اين نخل تناور بوده ايم كه رايحه گلنفسي هاي خود را در گذرگاه زمان پراكنده است، ولي به شهادت تاريخ از آسيب گلچين زمان درامان نبوده و عمري به كوتاهي شكفتن يك بوته گل در خارستان زمان داشته است!
در مقوله زيباشناسي واقعه عاشورا بايد جمله به ياد ماندني شيرزن كربلا حضرت زينب كبري (س) را نصب العين خود قرار دهيم كه فرمود: «ما رايت الا جميلا» و بايد به كنه اين واقعيت پي برد كه اين بانوي بزرگوار كه ام المصائب لقب گرفته است از چه زاويه اي به اين حادثه پر ماجراي سهمگين نگاه مي كرده كه جز زيبايي در آن نمي ديده؟ و چگونه جلوه هاي جمالي حضرت ربوبي را در صحنه صحنه اين نمايش به ظاهر خونين به تماشا نشسته است؟! بر اين باورم كه با بحثهاي كلامي نمي توان به ژرفاي اين كلام پي برد، بلكه ما نياز به چشمي داريم كه با يك نگاه، حاق مطلب را شهود كند و براي رسيدن به اين درجه از زلالي، بايد از حجاب كدورتها عبور كرد و در طور شهود به شكار صحنه هايي پرداخت كه هر كدام از آنها در حكم قطعه هايي هستند كه اگر به صورت واقعي در كنار هم چيده شوند، پازلي را به ما ارائه خواهند كرد كه تجليات جمالي حضرت حق را به تصوير مي كشد و براي ما از رابطه تنگاتنگي كه فيمابين صحنه هاي مختلف عاشورا با قطعه هاي به ظاهر متفاوت اين پازل شهودي وجود دارد، پرده برخواهد داشت. شايد تصوركنيد كه من از پاسخ دادن منطقي به اين سؤال طفره رفته ام! ولي گمان مي كنم پس از چهل سالي كه در قلمرو شعر عاشورا قلم مي زنم ، ديگر براي من جايي نمي ماند براي شانه خالي كردن! تجربه اين رهنوردي چهل ساله به من آموخته است كه براي دست يافتن به اين قله هاي رفيع و دور از دسترس، راهي جز سلوك بي وقفه در مسير محبت و معرفت وجود ندارد و اگر كمند جذبه شكارت كرد، خواهي ديد كه طول اين سفر روحاني به كوتاهي يك مد آه است! بايد بيدل شد تا بيدلانه ها را دريافت. همين و بس!
حالا كه رشته سخن به اينجا كشيده شد، اجازه دهيد تا يكي از تازه ترين غزلهاي عاشورايي خود را به محضر شيفتگان مكتب حسيني تقديم كنم كه بر مولفه هاي ارزشي استوار است:
چه زيبا ايستاده!
كيست اين مردي كه رو در روي دنيا ايستاده؟
در دل درياي دشمن بي محابا ايستاده؟
مي گذارد پاي بر فرق شط، از دريا دلي ها
وه چه بشكوه و تماشايي است دريا ايستاده!
لرزه مي افتد به جان خيل دشمن از خروشش
وز نهيبش قلب هستي، نبض دنيا ، ايستاده
گر چه زينب زير بار داغها از پا نشسته
تكيه كرده بر عمود خيمه ها، تا ايستاده
او كه دارد فطرتي نازك تر از آيينه حتي؛
در مصاف خصم چون كوهي زخارا ايستاده!
با غريو«ما رايت- في البلا- الا جميلا»
پيش روي آن همه زشتي چه زيبا ايستاده!
از قيام كربلا اين درس را آموخت بايد:
ظلم را نتوان زپا انداخت، الا ايستاده
اين پيام تكسوار ظهر عاشوراست ياران:
مرگ در فرهنگ ما زيباست، اما ايستاده

  


عاشورا از نگاه انديشمندان جهان

 

تأثيري كه حادثه كربلا و قيام حسين بن علي(ع) برانديشه مردم جهان، حتي غير مسلمانان داشته، بسيار است. عظمت قيام و اوج فداكاري و ويژگيهاي ديگر امام و يارانش سبب شده اظهار نظرهاي بسياري درباره اين نهضت و حماسه آفرينان عاشورا داشته باشند. در ادامه، تنها تعدادي اندك از اين نظرها (از مسلمان وغيرمسلمان) آورده مي شود(1)




* مهاتماگاندي (رهبر استقلال هند): «من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده  و توجه كافي به صفحات كربلا نموده ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايد از امام حسين پيروي كند.»
* محمد علي جناح (قائد اعظم پاكستان): «هيچ نمونه اي از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسين از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد، در عالم پيدا نمي شود. به عقيده من، تمام مسلمانان بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قرباني كرد، پيروي نمايند.»
* چارلزديكنز (نويسنده معروف انگليسي): «اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواسته هاي دنيايي بود، من نمي فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي نمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد.»
* توماس كارلايل (فيلسوف و مورخ انگليسي): «بهترين درسي كه از كربلا مي گيريم، اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل رو برو مي شود اهميت ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليتي كه داشت، باعث شگفتي من است.»
* ادوارد براون (مستشرق معروف انگليسي): آيا قلبي پيدا مي شود كه وقتي درباره كربلا سخن مي شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتي غير مسلمانان نيز نمي توانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت، انكار كنند.
* فردر جمس: «درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين مي رساند كه هرگاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و در راه آن پافشاري نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.»
* ل.م.بويد: «در طي قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي و عظمت روح، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته اند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين.»
* واشنگتن ايروينگ (مورخ مشهور آمريكايي): «براي امام حسين(ع) ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن به يزيد نجات بخشد، ليكن مسؤوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي داد كه او يزيد را به عنوان خليفه بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روي ريگهاي تفتيده عربستان، روح حسين فنا ناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي حسين!»
* توماس ماساريك: «گرچه كشيشان ما هم از ذكر مصايب حضرت مسيح مردم را متأثر مي سازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين (عليه السلام) يافت مي شود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد.»
* موريس دوكبري: «در مجالس عزاداري حسين گفته مي شود كه حسين، براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زيربار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده، از زيردست استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم.»
* ماربين آلماني (خاورشناس):«حسين(ع) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، به دنيا درس فداكاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت كرد و در عالم بلند آوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هرچه به ظاهر عظيم و استوار باشد، در برابر حق و حقيقت چون پر كاهي بر باد خواهد رفت.»
* بنت الشاطي: «زينب، خواهر حسين بن علي(ع) لذت پيروزي را در كام ابن زياد و بني اميه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت، در همه حوادث سياسي پس از عاشورا، همچون قيام مختار و عبدا... بن زبير و سقوط دولت امويان و برپايي حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع، زينب قهرمان كربلا نقش برانگيزنده داشت.»
* لياقت علي خان (نخست وزير پاكستان): «اين روز عاشورا براي مسلمانان سراسر جهان معني بزرگ دارد. در اين روز، يكي از حزن آورترين و تراژديك ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام حسين(ع) در عين حزن، نشانه فتح نهايي روح واقعي اسلامي بود، زيرا تسليم كامل به اراده الهي به شمار مي رفت. اين درس به ما مي آموزد كه مشكلات و خطرها هرچه باشد، نبايد پروا كنيم و از راه حق و عدالت منحرف شويم.»
* جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحي): «وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل حسين و مأمور به خونريزي مي كرد، آنها مي گفتند: «چه مبلغ مي دهي»؟ اما انصار حسين به او گفتند: ما با تو هستيم. اگر هفتاد بار كشته شويم، باز مي خواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.»
* آنطون بارا (مسيحي): «اگر حسين از آن ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي بر مي افراشتيم و در هر روستايي براي او منبري بر پا مي نموديم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا مي خوانديم.»
* گيبون (مورخ انگليسي): «با آنكه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما با صاحب واقعه هموطن نيستيم، مشقات و مشكلاتي كه حضرت حسين(ع) تحمل نموده، احساساست سنگين دل ترين خواننده را بر مي انگيزد، چندانكه يك نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مي يابد.»
* نيكلسون (خاورشناس معروف): «بني اميه، سركش و مستبد بودند، قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند... و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد: دين بر ضد فرمانفرمايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراتوري ايستادگي نمود. بنابراين، تاريخ از روي انصاف حكم مي كند كه خون حسين(ع) به گردن بني اميه است.»
* سرپرسي سايكس (خاورشناس انگليسي): «حقيقتاً آن شجاعت و دلاوري كه اين عده قليل از خود بروز دادند، به درجه اي بوده است كه در تمام اين قرون متمادي هر كسي آن را شنيد، بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود. اين مردم دلير غيرتمند، نامي بلند و غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.»
* تاملاس توندون (هندو، رئيس كنگره ملي هندوستان): «اين فداكاريهاي عالي از قبيل شهادت امام حسين(ع)، سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده و خاطره آن شايسته است هميشه باقي بماند و يادآوري شود.»
* محمد زغلول پاشا: «حسين(ع) در اين كار، به واجب ديني و سياسي خود قيام كرده و اين گونه مجالس عزاداري، روح شهامت را در مردم پرورش مي دهد و مايه قوت اراده آنها در راه حق و حقيقت مي گردد.»
* عبدالرحمان شرقاوي (نويسنده مصري):«حسين(ع)، شهيد راه دين و آزادگي است. نه تنها شيعه بايد به نام حسين ببالد، بلكه تمام آزاد مردان دنيا بايد به اين نام شريف افتخار كنند.»
* طه حسين (دانشمند و اديب مصري): حسين(ع)، براي به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد، در آتش شوق مي سوخت. او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد، تا به حدي كه معاويه تهديدش نمود. اما حسين، حزب خود را وادار كرد كه در طرفداري حق سختگير باشند.»
* عبدالحميد جودة السحار (نويسنده مصري): «حسين(ع) نمي توانست با يزيد بيعت كند و به حكومت او تن بدهد، زيرا در آن صورت بر فسق و فجور، صحه مي گذاشت و اركان ظلم و طغيان را محكم مي كرد و بر فرمانروايي باطل تمكين مي نمود. امام حسين به اين كارها راضي نمي شد، گرچه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود و يارانش كشته شوند.»
* علامه طنطاوي (دانشمند و فيلسوف مصري): «(داستان حسيني) عشق آزادگان را به فداكاري در راه خدا بر مي انگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمار مي آورد، چندانكه بر شتاب به قربانگاه، بر يكديگر پيشي جويند.»
* العبيدي (مفتي موصل): «فاجعه كربلا در تاريخ بشر نادره اي است، چنانكه مسببان آن نيز نادره اند... حسين بن علي(ع) سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيامبر اكرم(ص) وظيفه خويش ديد و از اقدام به آن تسامحي نورزيد. هستي خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و بدين سبب نزد پروردگار، «سرور شهيدان» محسوب شد و در تاريخ ايام، «پيشواي اصلاح طلبان» به شمار رفت. آري، به آنچه خواسته بود و بلكه برتر از آن، كامياب گرديد.»

(1)- به نقل از كتاب «درسي كه حسين به انسانها آموخت»، شهيد هاشمي نژاد، ص 447.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com