|
* طيبه مروت
قيام تاريخي امام حسين(ع) كه سبب پيدايش حادثه عظيم عاشورا شد، ريشه در فساد جاري وساري در زندگي مردماني داشت كه

در كمتر از يك قرن از ظهور پيامبر مصلحي كه ريشه جرثومه هاي تباهي و پليدي را از زمين انديشه و زندگي مردمان سرزمين حجاز بيرون كشيد ه بود، نگذشته بود.
در بسياري از نوشتارهاي تحليلي و تاريخي، به علل رجعت دوباره مردم به عقايد و رسوم جاهلي اشاره شده است كه تخلف حاكمان مسلمان از سيره نبوي و نهادينه كردن منويات خويش عمده ترين دليل اين رخداد است.
سيدالشهدا(ع) كه به عقيده راسخ شيعيان سومين پيشواي مسلمانان پس از پيامبر(ص) است، در چنين شرايطي يعني آن هنگام كه فسادهاي زير زميني به افتخارات آشكار اكثريت جامعه تبديل شده بود، از ديار نبوي هجرت نموده و همراه بستگان و ياران خويش راه عراق را در پيش گرفتند.
ايشان در نامه اي خطاب به محمدبن حنفيه، علت قيام خويش را اصلاح امور مسلمين عنوان نمودند.از اين رو در اين نوشتار به بررسي جايگاه اصلاحات در قيام حسيني مي پردازيم.
***
تعريف اصلاحات
در آموزه هاي ديني و اسلامي، تعابير هدايت و ضلالت، نور و ظلمت، صلاح و فساد، تقوا و فجور، ايمان و كفر، حيات و ممات و... با همه بارهاي معرفتي و فرهنگي اش موجود بوده و پر واضح است كه انسان با رشد، فلاح، علم، حيات، هدايت، سعادت، تقوا، ايمان، كمال، تزكيه، صعود و صلاح و اصلاح، ارتباط وجودي و فطري دارد. در اين ميان «اصلاح »، «مصلح » و «اصلاح طلبي» و «احياگري» قداست ويژه اي دارد. پيامبران الهي نيز از بزرگترين احياگران و اصلاح طلبان به شمار مي رفتند. اگر ما از آيات قرآن و نقش پيامبران الهي بگذريم، در حوزه احاديث و روايات و كاركردهاي امامان معصوم(ع) نيز حقايقي چون احيا و اصلاح راخواهيم ديد. در اين ميان، زندگي و قيام جاودانه حسين بن علي(ع)، حلقه اتصال جامع و معيار حقيقي براي شناخت و سنجش احياي دين و اصلاح اجتماعي است.
پيشينه فرهنگ ديني و نهضت حسيني از اين منظر و با اين رويكرد ضروري و مغتنم بوده و قيام عاشورا الگويي بسيار مهم و كارآمد در احياي انديشه ديني و اصلاح اجتماعي خواهد بود.(اصلاح گرايي در نهضت عاشورا/ محمد جواد رودگر)
«اصلاح » به لحاظ لغوي، مصدري عربي و مفرد واژه «اصلاحات » است و معاني متعدد و متنوعي دارد كه عبارتند از: به سامان آوردن، درست و راست كردن، التيام بخشيدن، سازش و آشتي دادن، دور كردن تباهي، رفع عيب و فساد، به صلاح آوردن، نيك و بهتر و استوار كردن. مقصود از «اصلاح » در واژه «اصلاح طلبي »، اصلاح اجتماعي است و اصلاح اجتماعي؛ يعني دگرگون ساختن در جهت مطلوب يا رهايي از وضع موجود و رسيدن به وضع مطلوب و اين به دو صورت ممكن است: يا نفي وضع موجود به طور كلي براي نيل به وضع مطلوب و يا بازسازي و تحول زايي در وضع موجود با حفظ هويتها و اصول در رسيدن به وضع مطلوب. از نظر استاد شهيد مطهري، «اصلاح » به معني سامان بخشيدن در مقابل «افساد» است. چنين اصلاح طلبي بخشي از «روحيه اسلامي » است؛ چنانكه آورده اند: «اصلاح طلبي يك روحيه اسلامي است. هر مسلماني به حكم اين كه مسلمان است، خواه و ناخواه اصلاح طلب و لااقل طرفدار اصلاح طلبي است، زيرا اصلاح طلبي هم به عنوان يك شان پيامبري در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهي از منكر است كه از اركان تعليمات اجتماعي اسلام است.» اصلاح در قرآن معنايي اثباتي و ارزشي دارد.
با توجه به تعاريف موجود دراين رابطه، مي توان به علل رويكرد اصلاحي امام حسين(ع) در نهضت تاريخي اش پي برد.
يكي از دلايل عمده اي كه سيدالشهدا(ع) در حركت سرنوشت ساز خويش رويكرد اصلاح گري را برگزيدند وجود ظلم وستم به عنوان بارزترين مصداق بازگشت به سنتهاي پيشينيان جاهليت بود.به عبارت ديگر، مهمترين عاملي كه در طول حركت و قيام امام حسين(ع) به تمام عوامل و ريشه هاي پيدايش قيام عاشورايي سايه افكنده است و آنها را تحت الشعاع خود قرار داده، مبارزه با ظلم و ستم است. اگر چه اين هدف مقدس در آغاز حركت معترضانه امام از مدينه نيز مشهود بود و حركت ايشان نوعي اعتراض به وضع موجود تلقي مي شد، ولي اين هدف در خروج از مكه و رهسپاري ايشان به طرف كوفه و سخنرانيهاي ايشان در جمع مردم، نمود بيشتري پيدا كرد.
علاوه بر اين، تبديل نظام خلافت به نظام سلطنتي به تقليد از نظام پادشاهي ايران و روم، يكي از روشهاي مبارزه با اسلام نبوي و فرو غلتيدن در رفاه و شهوات بود. با به روي كار آمدن معاويه، تمام معيارها عوض شد و كانون رهبري اسلام مورد هجوم همه جانبه قرار گرفت. او طي بخشنامه اي به تمام ائمه جمعه و جماعات ممالك اسلامي دستور داد تا در بالاي منابر مسلمين به اميرمؤمنان لعن و ناسزا گويند. با تمام اين تفاصيل، آنچه به عنوان اسلام، حكومت اسلامي و احكام اسلام عرضه مي شد چيزي جز سنن و آداب جاهلي نبود كه جامه اي به نام اسلام بر آن پوشانده بودند. در اين شرايط بحراني و ضد اسلامي، آنچه بايد اتفاق مي افتاد، اصلاح بود.
ترسيم فضاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي عصر امام حسين(ع) و حوزه هاي اصلاحي منظور نظر ايشان، بحثي است كه ما را در رسيدن به مفهوم اصلاحات حسيني ياري مي سازد.
حوزه هاي اصلاحي قيام حسيني
در فرمايش تاريخي امام حسين(ع) كه سند محكم ريشه اصلاحات عاشورايي امام حسين(ع) است، به حوزه هاي اصلاحي مورد نياز جامعه آن روز اشاره شده است.
امام(ع)، پيش از حركت از مدينه، وصيت نامه اي خطاب به برادرش محمد حنفيه نوشت و طي آن هدف از قيام و نهضت خود را اصلاح امت اسلامي معرفي كرد. حضرت در اين وصيت نامه مي فرمايد: من نه از روي خود خواهي و سركشي و هوسراني (از مدينه) خارج مي شوم و نه براي ايجاد فساد و ستمگري، بلكه هدف من از اين حركت اصلاح مفاسد امت جدم مي باشد امام حسين(ع) در يكي ديگر از بيانات خود به اين نكته اشاره كرده و ابعاد اصلاحات خود را نيز گوشزد مي كند و مي فرمايد: «پروردگارا، اين حركت ما نه به خاطر رقابت بر سر حكومت و قدرت و نه به منظور به دست آوردن مال دنياست، بلكه به خاطر آن است كه نشانه هاي دين تو را به مردم نشان دهيم و اصلاحات (اقتصادي و معيشتي) را در كشور اسلامي اجرا كنيم تا بندگان ستمديده ات از چنگال ظالمان در امان باشند و واجبات و احكام و سنتهاي تعطيل شده تو دوباره اجرا گردد.» در اين فرمايش كوتاه امام به چهار نوع اصلاحات اشاره شده است كه عبارتند از: 1- اصلاح در افكار و انديشه ها 2- اصلاح اقتصادي و معيشتي 3- اصلاح روابط اجتماعي 4- اصلاح نظامهاي مدني و اجتماعي
* اصلاح در افكار و انديشه ها
اصلاحات فكري جامعه عصر امام حسين(ع) مهمترين بعد اصلاحگري ايشان در برخورد با جرثومه ظلم و فساد در جامعه آن روزاست.
وضعيت فكري مسلمانان علاوه برچند چهره گي و پراكندگي حتي در مباني اعتقادي به دليل تحكيم انديشه جبرگرايي توسط معاويه وضعيتي نابسامان داشت و از هر گوشه دنياي فكري اسلام آن روز، ناله از دست رفتن حقايق اسلام محمدي(ص) به گوش مي رسيد.
در چنين شرايطي، حضور يك امام معصوم كه در رفتار، گفتار و سيره شخصي و اجتماعي و سياسي خويش به نبي مكرم تأسي دارد، بيش از پيش ضروري مي نمود؛ بخصوص كه افكار انحرافي دربار امويان نه تنها به بدنه فرهنگ عمومي اكثريت مسلمانان رسوخ كرده بود، كه در آستانه نهادينه شدن و پايداري قرار داشت. در چنين شرايطي، قيام سرنوشت ساز حسيني راه را براي هميشه بر نهادينه شدن و غلبه اين نوع تفكرات بر دنياي انديشه و فرهنگ مسلمانان بست.
* اصلاح اقتصادي و معيشتي
يكي ديگر از مظاهر گسترش فساد در دوره امامت امام حسين(ع)، ايجاد فاصله طبقاتي بين مردم بود.
پس از رحلت پيامبر(ص) و انحراف سياسي امت اسلامي معادلات حكومتي نبي مكرم(ص) در يك دوره نه چندان طولاني دستخوش تغييراتي شد كه در سالهاي نه چندان دور زمينه انحرافهاي جدي و توجيه شده حاكمان را فراهم ساخت. قرار گرفتن بخش عمده اي از ثروت مسلمانان در اختيار اقليتي كه براي خود امتيازهايي قايل بودند، از اين نمونه است. گسترش اين تفكر باعث شد به مرور فاصله طبقاتي و شكاف اقتصادي دامنه دار شده وبه صورت يك مسأله جدي در سطح امت اسلامي نمايان شود. بدين ترتيب، يكي از محورهاي اصلاحي قيام امام حسين(ع) اصلاح در سياستهاي اقتصادي جامعه و سر و سامان دادن به اين معضل و نجات جمعيت عظيم گرفتار در فقر اقتصادي بود. اين شيوه در اصلاحات اميرالمؤمنين(ع) نيز به صورت ويژه قابل ملاحظه است.
* اصلاح روابط اجتماعي و نظامهاي مدني و اجتماعي
روابط اجتماعي و نظامهاي مدني و اجتماعي بخشي از ساختار رهبري سياسي در هر نظام مدني است. لذا اصلاح در ساختار رهبري يك جامعه يقيناً اصلاح در روابط اجتماعي و نظامهاي مدني و اجتماعي را نيز در پي خواهد داشت.
در مكتب الهي، امامت و رهبري جامعه، قداست خاصي دارد و حاكم اسلامي بايد داراي ويژگيهايي باشد كه او را از ديگران ممتاز كند. امامت عهد الهي است كه هر كس لياقت احراز اين مقام را ندارد و اين عهد الهي به ظالمان نمي رسد. عقل و نقل حكم مي كند كه هدف از امامت و خلافت، برقراري عدالت و قسط و تزكيه نفوس و پاك كردن محيط انساني از آلودگيها و در نتيجه به وجود آمدن مدينه فاضله است و اين ممكن نيست مگر اينكه رهبران جامعه اسلامي، افراد شايسته و عادل و لايق و پيرو حق و عدالت و معتقد به مكتب و دلسوز جامعه باشند.
در اين صورت است كه جامعه انساني به صلاح و رستگاري و سعادت مي رسد. با روي كار آمدن يزيد بن معاويه و عهده داري خلافت مسلمانان، اين اصل مهم جوامع بشري ناديده گرفته شد و كسي به عنوان امام مسلمانان معرفي گرديد كه جواني بوالهوس بود و عمرش را با خوشگذراني سپري كرده بود. امام حسين(ع) در يكي از بيانات خود مي فرمايند: «شگفتا از اين وضع، چرا در شگفت نباشم، زمين در تصرف مردي دغل باز و ستمكار و باجگيري نابكار است. حاكمي كه بر مؤمنان نامهربان است.»
امام(ع) در جواب نامه مردم كوفه مي فرمايد: «به جانم سوگند، كسي شايستگي امامت را دارد كه جز به قرآن حكومت نكند و بر هواي نفس خويش غالب باشد و خود را وقف دين كرده باشد.»
در جايي ديگر، امام(ع) در كلام معروف خود فرمودند: «بايد فاتحه اسلام را خواند زماني كه امثال يزيد بن معاويه زمامدار و خليفه مسلمين باشد».
* نقش نظارت سياسي در حركت عاشورا
نهضت امام حسين(ع) نه تنها همه حوزه هاي فردي و اجتماعي را در بر مي گيرد، بلكه آن حضرت به مهمترين بعد اجتماع، يعني حوزه قدرت و سياست توجه تام و اهتمام ويژه اي دارد. از اين رو، با توجه به مباني اصولي و اساسي مستفاد از قرآن به عنوان يك وظيفه فردي - اجتماعي و نيز وظيفه عقلي - شرعي به حوزه عمل سياسي نظر مي كند و با عملياتي كردن فريضه امر به معروف و نهي از منكر در همه سطوح، بويژه سياست و قدرت، به نقد عالمانه قدرت حاكم اقدام مي ورزد. مي توان به تعبير استاد مطهري حركت حسيني را از اين منظر در راستاي عمل به يك فريضه قرآني ارزيابي كرد.
امر به معروف و نهي از منكر
فريضه امر به معروف و نهي از منكر، از نظر اسلام و قرآن بسيار پر اهميت است و جايگاه ويژه اي را براي خود باز كرده است.
امر به معروف و نهي از منكر، در حقيقت به منزله يك پوشش اجتماعي براي محافظت جماعت انساني است. زيرا اگر مسأله امر به معروف و نهي از منكر در ميان نباشد، عوامل مختلفي كه دشمن بقاي وحدت اجتماعي هستند، بروز كرده و آن را از هم متلاشي مي سازد.
در زمان امام حسين(ع)، معروف منكر شده و منكرات به معروف تبديل شده بودند. با مسلمات فقه و احكام اسلامي مبارزه مي شود و قتل عامهاي فراوان شيعيان و دوستداران اميرمؤمنان(ع)، جعل احاديث در ذم اميرمؤمنان(ع) تحميل ولي عهدي يزيد، شيوع و ظهور بدعتهاي فراوان، شرابخواري علني، پوشيدن لباسهاي ابريشمي، استعمال ظروف طلا و نقره ، ده ها خلاف شرعي بود كه صاحب منصبان حكومت اسلامي مرتكب مي شدند.
امام حسين(ع) در كنگره عظيم حج، از موقعيت به وجود آمده استفاده كرد و مسؤوليت شخصيتهاي علمي جهان اسلام را كه در آن سرزمين گرد آمده بودند در دفاع از اسلام و مبارزه با باطل گوشزد نمود.
امام با اشاره به اين آيه كه دانشمندان وظيفه نشناس را توبيخ و مذمت مي كند، به علما و دانشمندان مسلمان تفهيم مي كند اين حكم تنها به علماي خاموش و ساكت يهود و نصاري اختصاص ندارد و تمام رهبران فكري و دانشمنداني را كه به هنگام آلوده شدن مردم به گناه و سرعت گرفتن آنها در ظلم و فساد خاموش مي نشينند، در بر مي گيرد. امام حسين(ع) در ادامه بيانات خود، به آيات 78 و 79 سوره مائده تمسك كرده كه مي فرمايد: «كافران قوم بني اسرائيل، بر زبان داود و عيسي بن مريم لعن شدند. اين به خاطر آن بود كه گناه كردند و تجاوز نمودند. آنها از اعمال زشتي كه انجام مي دادند يكديگر را نهي نمي كردند چه بدكاري انجام مي دادند.» امام حسين(ع) با استناد به اين آيات مباركه، سكوت خود و علماي امت اسلامي را جايز نمي داند و آنها را براي يك جهاد مقدس و دفاع از اسلام و دين پيامبر دعوت مي كند.
ايشان در ادامه بيانات خود، پرده از جنايتهاي بني اميه برداشته و به افشاگري آنان مي پردازند و مي فرمايند: «شما مي بينيد كه عهد و پيمان الهي شكسته شده و هيچ ترسي از اين كار نداريد. فرمانروايان به مبدأ و معاد اعتقادي ندارند. اينها با شيطان قرين شده و اطاعت خدا را رها كرده اند. فساد را رواج داده و حدود الهي را تعطيل كرده اند. حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال كرده اند و من سزاوارتر از همه هستم تا اين مسايل را تغيير دهم.»
امام حسين(ع) به خاطر عمل كردن به آيات امر به معروف و نهي از منكر از مدينه خارج شد تا در وراي عمل به دستور پروردگار وبا تاسي به آنچه راه را براي نجات امت اسلام هموار مي سازد، جاده ناهموار اصلاحات را هموار نمايد تا امت اسلامي نه تنها در سال61 هجري كه تا هميشه تاريخ مسير صحيح اصلاحات را براساس دستورهاي قرآني و سيره نبوي، از آنچه در ادبيات بيگانگان آمده است، تمييز دهند. |