تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-01-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 3بهمن ماه 1386

[ هنری ]
 * گفتگوي منتشر نشده قدس با استاد حاج قربان سليماني در آخرين روزهاي حياتش؛
از كجا مي آيد اين آواي دوست...
 * گزارشي از اولين روز همايش آيين هاي عاشورايي ؛ تأخير در اجراي نمايشها
 * با «تاجبخش فنائيان»/ كارگردان، مدرس و نمايشنامه نويس؛
تئاتر با مخاطب و اقتصاد
 * جمشيد گرگين در تله فيلمهاي متعدد
 * «پنج درجه  به شرق» با پرديس افكاري
 * حمله به ايرباس به روايت حبيب احمدزاده
 * نسخه تلويزيوني «من و دبورا» تهيه مي شود
 * «چوپان خوب» رابرت دنيرو در جشنواره فيلم فجر
 * پس از چاپ گزيده اي از داستانها ؛
همه  داستانهاي كوتاه مستور به تركيه مي روند
 * در آستانه ايام انقلاب اسلامي صورت گرفت ؛
عيادت عكاسان پيشكسوت از عكاس نامدار انقلاب
 * آل پاچينو در نقش «سالوادور دالي» بازي مي كند
 * توليد انيميشن «بشنو از ني» با اقتباس از مثنوي معنوي
 * داوران شانزدهمين كنگره شعر دفاع مقدس معرفي شدند

گفتگوي منتشر نشده قدس با استاد حاج قربان سليماني در آخرين روزهاي حياتش؛
از كجا مي آيد اين آواي دوست...

 

* امير اطهر سهيلي

چند روز پيش براي عيادت از حاج قربان، سري به محل اقامتش در روستاي جعفر آباد قوچان زديم. حاج قربان مردي بي آلايش بود. او



حتي در بستر بيماري هم از پذيرفتن ميهمان اجتناب نمي كرد. حاج قربان بيش از اينكه در موسيقي مردي بزرگ باشد، از لحاظ اخلاقي و شخصيتي، چهره اي بي نظير محسوب مي شد.
همنشيني و گپ زدن با او، به ما روحيه مي داد. جواني در روحش ريشه دوانيده بود. از هر دري سخن مي گفت، از درد بي آبي و زمين كشاورزي اش تا موسيقي و دغدغه هاي معنوي اش. با وجود بيماري، فكرش هنوز پر بود از دغدغه هايي كه داشت و هوش سرشار و حافظه دقيقش را مي شد به راحتي از ميان جملات ساده اش پيدا كرد.
آشنايي من با حاج قربان پيش از همه اينها بر مي گشت به يك تحقيق پيرامون موسيقي؛ چند سالي قبل از آشنايي با موسيقي مقامي، يك لوح فشرده دايرة المعارف موسيقي به دستم رسيد كه از هر لحاظ كامل بود. دايرة المعارفي با نام «اطلس موسيقي جهان». اين نرم افزار توسط يك شركت آلماني توزيع شده و مشاهير موسيقي را براساس «موقعيت جغرافيايي» طبقه بندي كرده بود.
نمي دانم عرق ناسيوناليستي بود يا كنجكاوي كه در اين اطلس، كلمه ايران را جستجو كردم. تنها نامي كه آمد، مشخصه موسيقي شمال خراسان بود و «حاج قربان سليماني».
چندي بعد رئيس جمهور وقت آقاي خاتمي در مسافرتش به قوچان، اين شهر را شهر حاج قربان ناميد و كنجكاوي مرا نسبت به او افزايش داد. همان ايام بود كه در جشنواره اي صداي تار استاد، دليل همه اين اوصاف را نشانم داد و بعد از آن چند ملاقات كوتاه با او داشتم تا چندي پيش كه آخرين ملاقات و عيادتم را براي يادگار ضبط كردم.
فكر مي كنم اين گپ دوستانه را كه بسيار هم آشفته به نظر مي رسد، مي شود آخرين گفتگوي رسانه اي حاج قربان دانست. خودش هم همين طور فكر مي كرد. وقتي وارد شديم، بي مقدمه سراغ سازش رفت و شروع به نواختن «نوايي» كرد؛ آهنگي كه به گفته خودش بهترين آهنگ است؛ آهنگي كه خيلي دوست دارد و گلايه مي كند كه اكنون آن را ناقص مي زنند و از آغاز آن را نمي نوازند. يك لحظه صبر مي كند، صدايش را صاف مي كند و روي آهنگ مي خواند.
مي گويد: «تار را بزني و نخواني هيچه. خوندن زبان تار را باز مي كنه. باعث ميشه شنونده آهنگ را بفهمه».
نواختن را كه تمام كرد، خواستم از خاطراتش بگويد. از خاطره سفرهاي خارجي اش.
** اولين سفر خارجيم فستيوال فرانسه بود. اولين حضور ما در سال 69 بود. در اونجا ما به عنوان پديده فستيوال شناخته شديم. بعد اون در سال 70 اول مرداد، ما رو بردن فرانسه، در شهري حدوداً 840 كيلومتري جنوب پاريس. يك شهر تاريخي در كنار رود «سن» كه چشمه برنادت هم همونجاست.
اونجا كه رفتيم، يك دنيا آدم ريخته بود. از همه دنيا هنرمند دعوت كرده بودند. معاون وزير براي ما سخنراني كرد. از ايران 5 يا 6 تا گروه بوديم . خلاصه پس از شش شب كه اونجا بوديم، نوبت اجرا به ما رسيد.
قبل از مراسم، آقاي هوشيار آمد گفت ما چند ساله مي خواهيم هنر ايران را به اروپا نشان دهيم، ولي اونها قبول نمي كردند. حالا خدا خواسته و خودشان دعوتمان كرده اند. اولين گروهي كه روي سن رفت «سرور احمدي» از تربت جام بود. هر گروه فقط 40 دقيقه وقت داشت. اجراها هم در فضاي باز انجام مي شد. خلاصه آقاي احمدي 40 دقيقه اجرا كردند و پشت سرشان ما رفتيم . خدا شاهده اينقدر كه ما تو ايران برنامه اجرا كرديم، يك دونه از اون برنامه ها صداش درست نبود. اونجا يك هكتار زمين بود با اون همه مخاطب، اما صدا كاملاً درست بود.من شروع كه كردم، قرار شد 5 دقيقه بعد عليرضا مان شروع كنه. من نوايي رو گرفتم و زدم. بعد از 40 دقيقه اجراي برنامه حركت كرديم كه بريم، مردم هورا كشيدند. خلاصه آقاي معاون آمد گفت اينها خواستند، بايد بشيني و بزني. ما نشستيم، 40 دقيقه ديگه برنامه اجرا كنيم. خلاصه هر 40 دقيقه ما بلند مي شديم، اونها ما رو مينشوندن. دو ساعت و بيست دقيقه بعد، آقاي معاون آمد گفت اين پيرمرد خسته شده و ما رو خلاص كرد !بعد خبرنگارها ريختند سر ما. بعدش هم كه اگه بگم به خدا جمعيت مارو رودست بردند، دروغ نگفتم. آقاي معاون به خبرنگارها گفت اين پيرمرد خسته است، باشه بعد. خلاصه ما رفتيم هتل. خسته شده بوديم، يك چايي خورديم و دراز كشيديم. ساعت يك و نيم بعد از ظهر صداي در آمد. من خوابيده بودم، عليرضا پاشد در را باز كرد، 24 نفر ريختند داخل. روزنامه نيوز، روزنامه ليبريال ، نيويورك تايمز، الجزاير ؛ بي بي سي ... اينا ريختند توي اتاق.
از من 200 تا عكس گرفتن. از تارم هم كلي عكس گرفتن. فردا صبح از هتل كه آمديم بيرون، ديدم يكي از عكسها صفحه اول روزنامه ليبريال بزرگ چاپ شده. بعد به ما گفتن سه تا برنامه واسه ما دارند چون برنامه مون گل كرده. البته بعد آمدند گفتند با فلاني نگرد، به حرف فلاني نكن، فلان كار رو نكن  و ... من هم برنامه ها رو قبول نكردم.گفتم رفيقم رو نميفروشم. برگشتم ايران. يك ماهي نكشيد كه باز ما را خواستند تهران. گفتند بايد برويد آلمان. ما هواپيما سوار شديم رفتيم فرانكفورت. شجريان هم با گروهش با ما بودند. اونجا يك نفر آمد گفت شما هنوز برنامه پاريست سر جاشه و بايد اجرا كني. اين بود كه ما از فرانكفورت برنگشته، رفتيم پاريس و برنامه ها رو اجرا كرديم.يك نويسنده هم از فرانسه آمد گفت دارم يك كتاب مي نويسم در مورد شما به نام «نسل آخر بخشي ها». اين نويسنده هنوزهم گاهي به ما سر مي زنه.
* حاج قربان اشتياق را در چشمان مخاطبش خوب مي خواند. سيگاري روشن مي كند وگوشه لبشمي گذارد. از موسيقي روز و ظهور موسيقي هاي اروپايي در موسيقي ايران از او مي پرسم.
** يك روز يكي از بچه هاي نجف آباد كه استاد دانشگاه خارجه است آمد گفت، حاجي!استاد دانشگاه سوربون تو را خواسته. مجبوريم تو را ببريم. بايد با قطار برقي بروي و كنار راننده قطار هم مي نشيني. نبيره ما هم با ما بود. خوب ما رفتيم. طبقه چهارم دانشگاه سوربون. اين دانشگاه نمي دونيد چقدر بزرگه! من ميگم اندازه قوچان بايد باشه.
استاد آمد آنجا و گفت: حاج آقا كي آمدي فرانسه؟ ما گفتيم 10 روزي مي شود. پشت سر استاد، عكس يك گنبدي بود. از من پرسيد اين گنبد كجاست؟ من كرمان نرفته ام، بعد از اون اما چند باري رفتم ولي اون زمان هنوز نرفته بودم. گفتم نمي دانم. گفت مقبره شاه نعمت ا... ولي است. بعد گفت كه به ايران آمده است و توضيح داد كه همان كويري كه ايراني ها از آن بيزارند يك ريگش به تمام اروپا مي ارزد !يعني اونا قدر ايران را مي دانستند. ايران كشوريه كه چهار فصلش درسته. اين كشور كسري نداره. ما احتياج به هيچ كس نداريم.
* يك سؤال ناشيانه مي پرسم؛ «چرا دو تار دو تا تار دارد ؟»
** خوب دو تار دو تا سيم دارد. يكي زن است يكي مرد؛ آدم و حوا. گوش كنيد؛ (تار را بر مي دارد و يكي از سيمهايش را مي نوازد) اين صداي زن را مي دهد. اگر حضرت آدم دو تا زن داشت من يك سيم ديگر هم اضافه مي كردم!
* از استاد شجريان و كار با او بگوييد؟
** سال 69 يا 70 ، دهه فجر كه تمام شد، ما خواستيم بياييم قوچان، اون زمان شجريان را من نمي شناختم. پارك دانشجو برنامه داشتيم. برنامه ما ساعت شش و نيم بعد از ظهر اجرا مي شد. يك آقايي با پالتو و كلاه آمد با آقاي بياني. آقاي بياني گفت: ايشون رو مي شناسيد؟
گفتم نه !با تعجب پرسيد يعني تو شجريان رو نمي شناسي؟! گفتم اسمش رو شنيدم ولي خوب نديدمش كه.
شجريانگفت من داماد قوچاني ام،چه جوري من رو نمي شناسي؟ گفتم خوب من كه تمام قوچان رو نمي شناسم. شجريان آشنايي داد. آشناييتي كه بر مي گشت به 40 يا  50 سال پيش.من اون زمان حافظه ام خوب كار مي كرد. اين كتابهايي رو كه مي بينيد همه شون رو حفظ بودم. خلاصه، من شجريان رو شناختم و اون يك شب ما رو دعوت كرد به خانه شان. من مشورت كردم گفتن اون مي خواد آهنگهاتون رو ضبط كنه. منم گفتم خوب ضبط كنه، صداي من كم ميشه يا شعر من تمام ميشه؟
از اين جريان گذشت و ما آمديم، دهات. يك ماهي گذشت و روز 7 فروردين، زنمان گفت كه بيا خانه مهمان داريم. ما آمديم ديديم شجريان با عليرضا برادرش و دخترش مژگان و پسرش و چند نفر ديگه آمدند و «ياد ايام» رو از من ضبط كردند.
بعد شجريان كاست «ياد ايام» را داد و وقتي با او مصاحبه كردند، تنها گفت كه اين آهنگ از آن شمال خراسان است و نامي از قوچان و اينكه چه كسي آهنگ را به او داده، نبرد. بعد از يك سال عليرضا برادرش آمد خانه ما، صحبت از همين نوار «ياد ايام» شد. من گلايه كردم كه چرا شجريان در مصاحبه اشاره اي نكرده است كه آهنگ را از چه كسي گرفته است. بعد عليرضا رفته بود و به شجريان گفته بود. شجريان هم نام ما را در «شب، سكوت، كوير» آورد در حالي كه در آنجا من يك پنجه هم نزدم، پسرم زد. من و استاد حاج علي، فقط نشستيم و نگاه كرديم.
* استاد !شما به خاطر مخالفت با گروه نوازي با سازهاي مقامي مخصوصاً دو تار، زماني بحث برانگيز شده بوديد، دوست دارم ببينم هنوز هم روي همان عقيده مانده ايد؟
** من اول هم گفتم و تا روزي هم كه بميرم ميگم هر كس اين كار را مي كند، اشتباه است. آخه اين ساز، آبا و اجدادي به ما رسيده. تاريخش مال 1000سال پيشه. خوب مگر اون زماني كه «بخشي» از ده هزار فرسخي مي آمد، يك نفر با خودش مي برد؟ خودش تنها مي رفت، تارش رو مي زد، مي خوند، نقالي هم مي كرد و برمي گشت.
ولي در گروه نوازي، صداي ساز گم مي شود، نمي شود تشخيص داد كه كدام بهتر مي زند. بايد تك نوازي كند تا بفهميم كدام بهتر مي زند. خواندنش هم همين طور. وليكن الان متأسفانه گروه نوازي بيشتر شده است.
* ولي مدافعان گروه نوازي معتقدند با تك نوازي، ساز تار پيشرفت نخواهد كرد؟
** نخير! كار وقتي از دستشان بر نمي آيد ديگه مجبورن يك توجيه هايي بيارن. (اين جمله را مي گويد و مي خندد.)
* شما آهنگهايتان را از قبل آماده مي كنيد يا بداهه مي نوازيد؟
** ما هر جا رفتيم اول مجري گفته اسم آهنگ را بگيد تا من اعلام كنم. من وليكن اصلا هيچ جا مشخص نكردم. هر جا رفتم اول نشستم به مردم نگاه كردم و منتظر شدم تا آهنگ بيايد. هر آهنگي كه مي آيد مي زنم. هزار تا آهنگ هستش، خوب وقتي ميشيني يك آهنگ به ذهنت ميرسه كه از قبل آماده نكردي ولي آنجا برات خوشمزه است. خوب اون رو ميزنم.
* پس معتقديد آهنگ سازي در موسيقي مقامي و تكرار آن اشتباه است؟
** نه !آهنگ سازي يك چيز ديگه است. مثلا من دو يا سه تا آهنگ ساخته ام. ولي تكرار عيني اصلاً امكان ندارد. من هيچكدوم از آهنگها را عين قبلي نزدم، ولي كليتش يكيه.
تمام اين موسيقي روي داستانه. آهنگ به مناسبت داستان است. نمي شود نوعش را عوض كرد. «پبندرود» گريه ميكنه ميگه به غير از خدا كسي نيست، اون وقت من نميتونم روش آهنگ شاد بزنم. به خدا اينا همه به سر من آمده است. يكي آهنگ «نصيحت» را اجرا كرد، من كشيدمش كنار گفتم خداييش چقدر رو اين آهنگ زحمت كشيدي؟ اين آهنگ واقعا مال اين داستان بود؟ توي اون شعر، پدر داره به كودكش التماس ميكنه، بعد اونجا شما بايد ببينيد كه چه جوري زد. باور كنيد آهنگ نصيحت، آهنگ نرگس يا نالشي را هركس زده از من ياد گرفته، قبل از اونم كسي هم بلد نبوده.
* بعضي ها پرده به دوتار اضافه مي كنند، نظرتان چيست؟
** درست نيست. يكي آمده 20 تا پرده درست كرده بعد همين پرده ها رو نميتونه درست بزنه !خوب مگه ميشه همين جوري پرده زياد كرد؟ اصل كار پنجه است، كلام را پنجه اجرا ميكنه. پنجه لب و زبان است، ولي تار، دل است. «بياني» گفت: حاجي تار شما سه تا پرده دارد با سر انگشتانت.
* تارش را بر مي دارد. وقتي كه حاجي سر حال باشد دوست دارد بزند و من هم وقت خوبي به سراغ حاجي آمده ام. چند دقيقه اي برايم مي نوازد و تار را كنار مي گذارد. باتري دوربينم تمام شده است. بر شانسم لعنت مي فرستم. مي خواهم دوربين را كنار بگذارم كه مي گويد دوست دارد رو به دوربين يك جمله بگويد:«اگه كشاورزي ميكني، اگه كاسبي ميكني، حتي اگه گدايي ميكني، بايد درست باشي. راه برو بيراه نرو هرچند كه راه پيچان بود».
دوربين اين جمله حاج قربان را ضبط مي كند و خاموش مي شود. براي هميشه خاموش مي شود.

  


گزارشي از اولين روز همايش آيين هاي عاشورايي ؛ تأخير در اجراي نمايشها

 

* آي سان نوروزي

در نخستين روز برگزاري چهارمين همايش سراسري آيينهاي عاشورايي، سه نمايش از شهرهاي نقده، تبريز و اراك در سالنهاي مختلف شهر تبريز به روي صحنه رفت.
«شال قرمز» نوشته و كار «شهريار نيريز نقدهي» نخستين نمايشي بود كه در تالار دكتر مبين به روي صحنه رفت؛ استفاده از المانها و جزييات نمايش مذهبي ايراني مهمترين ويژگي اي بود كه شال قرمز براي بيان روايت - و نه داستان - نمايشي اش مورد استفاده قرار داده بود. اما مهمترين اشكال كار شهريار نيريز نقدهي را مي توان در كمبود كاركرد عناصر اجرايي در نمايش دانست. در واقع «شال قرمز» بيش از آنكه يك داستان را در گستره شيوه نمايش مورد پرداخت قرار داده باشد، متكي بر روايتي است كه سعي دارد تماشاگر را با فراتر بردن از عناصر بصري وادار به ورود براي انتقال پيام و مفاهيم موردنظرش كند. به همين دليل تماشاگر بيش از آنكه درگير فضاي نمايشي شود، سعي دارد تا مجموعه اي از مفاهيم و شعارهاي موردنظر گروه اجرايي را به تماشا بنشيند.
«شبيه پدر»، نوشته «سيدحسين فدايي حسين» دومين نمايشي بود كه با چند ساعت تأخير اجرا شد، اين در حالي است كه تالار استاد مقبلي، تازه از ابتداي نخستين روز همايش در دست آماده سازي قرار گرفته بود و مسؤولان سالن تا زمان تعيين شده براي شروع نمايش هنوز صندليهاي سالن و اتاق فرمان آن را نيز آماده نكرده بودند.
«شبيه پدر» موضوع و سوژه جذابي را مورد پرداخت قرار داده كه مبتني بر ايجاد اشتياق در تماشاگر براي پي بردن به يك راز است، اما در حالي كه داستان، عنصر جذابيت را محور قرار داده و مخاطب را تا اندازه اي با خود همراه مي كند عدم تمركز اجرا بر روي صحنه باعث شده تا بخشي از اين جذابيتها كاسته شود. به كارگيري شيوه نمايش مذهبي تعزيه به عنوان محور روايت و بستر استفاده از عناصر نمايشي، به همراه كاركرد موسيقي ويژگيهاي مناسبي را در اختيار اجراي اين نمايش قرار داده است.«شبيه پدر» با وجود برنامه ريزيهاي صورت گرفته با حدود سه ساعت تأخير و تنها در يك نوبت اجرا شد.
«مسيح موعود» سومين نمايش اجرا شده در نخستين روز جشنواره بود كه «عليرضا مدني» آن را براساس نوشته اي از «آرش زرنيفي» در تالار اقبال آذر اجرا كرد.
«مسيح موعود» علاوه بر روايت يك داستان در زمان حال كه روايت سفر مرد مسيحي در پي شنيدن كلام «هل من ناصر ينصرني...» است، روايت ديگري را نيز به صورت همسرايي و فرم نمايشي در خود داشت. در روايت دوم حركت، نمايش، ميزان و عناصر ديگر اجرايي چون نور و رنگ و... به خوبي مورد پرداخت قرار گرفته اند. در مجموع روايت داستان در مقايسه با روايت ديگر به لحاظ شكل اجرايي كاستيها و ضعفهاي بيشتري داشت.علاوه بر اجراي نمايشهاي صحنه اي، اجراي مجالس پرده خواني توسط دو استاد اين شيوه «مرشد ميرزاعلي» و «مرشد احدي» نيز از جمله ديگر برنامه هاي همايش آيينهاي عاشورايي بود كه نخستين مجلس آن توسط مرشد ميرزاعلي اجرا شد. اما ظاهراً ادامه مراسم پرده خواني مشروط به عدم استفاده از پرده هاي نمايشي اعلام گرديد و پرده خواني «مرشد احدي» در سالن مجتمع فرهنگي هنري تبريز اجرا نشد.
چهارمين همايش آيينهاي عاشورايي كه قرار بود امسال در استان گلستان برگزار شود، نخستين روز برگزاري اش را در شهر تبريز پشت سر گذاشت و اين در حالي بود كه گروههاي نمايشي رضايت چنداني از شرايط اجرا در اين روز نداشتند و ظاهراً سالنهاي نمايش و برنامه ريزيها مهمترين مشكل اجراي نمايشهاست.

  


با «تاجبخش فنائيان»/ كارگردان، مدرس و نمايشنامه نويس؛
تئاتر با مخاطب و اقتصاد

 

* آي سان نوروزي
تاجبخش فنائيان از كارگردانها و نمايشنامه نويسان سرشناس كشور است كه چند سالي هم مديريت گروه هنرهاي نمايشي



دانشگاه تهران را به عهده داشته است. وي از داوران بخش منطقه اي بيست و ششمين دوره جشنواره تئاتر فجر است كه تجربه داوري در جشنواره هاي متعدد كشوري را داشته است.
* هنر تئاتر به واسطه ارتباط گروه اجرايي و مخاطبان آن شكل مي گيرد. اين ارتباط را چگونه مي توان در محدوده اجتماعي مورد ارزيابي قرار داد؟
** تئاتر اساساً يك هنر مردمي و اجتماعي است و اصلاً به همين واسطه به وجود آمده و شكل گرفته است. بنابراين طبيعي است كه زمينه هاي ارائه آن نيز در حوزه اجتماعي تعريف مي شود. بنابراين بايد انتظار داشت كه در حوزه اجتماعي نيز كاركرد پيدا كند. اصلاً رسالت تئاتر تأثيرپذيري و تأثيرگذاري از جامعه است. حالا امكان دارد كه اين هنر به هر دليلي از ساختار جامعه اش فاصله گرفته باشد يا اصلاً هنوز جوانه هاي آن از ريشه هاي اجتماع سر بر نياورده باشند. به هر حال اين مسأله اهميت زيادي دارد كه براي داشتن يك تئاتر تأثيرگذار و مطلوب و نزديك به مختصات و مشخصات ذاتي اين هنر قبل از هر چيز بايد آن را در جامعه و در ميان همه قشرهاي اجتماع نهادينه كرد.
* چگونه مي توان نهادينه سازي تئاتر را در جامعه تسريع كرد و در اين صورت چه اتفاق مثبت و مؤثري براي تئاتر خواهد افتاد؟
** خب، براي نهادينه سازي تئاتر ابتدا بايد تناسبها در حوزه اين رويكرد فرهنگي مورد پرداخت قرار بگيرند.اول بايد مختصات فرهنگي كشور را در تئاترها لحاظ كرد. در ادامه اين مختصات و مشخصه ها سالنهاي نمايش بايد افزايش پيدا كنند و تجهيز شوند.بعد بايد نيروهاي لازم را تربيت كرد و بودجه و اعتبار كافي را در اختيار ساختار تئاتر كشور قرار داد.در اين صورت تئاتر به سرعت تبديل به يك هنر بومي مي شود و خود به خود به عنوان يك ضرورت فرهنگي در جامعه نهادينه شده و به تثبيت خواهد رسيد. اين تثبيت هم از سويي رشد تئاتر و از سوي ديگر رشد فرهنگي جامعه را به دنبال خواهد آورد.اگرتئاتركشور درشرايط مطلوب جنبه هاي بومي،ملي و فرهنگي را رعايت كند، خود به خود در راستاي گسترش همين فرهنگ نيز قرار خواهد گرفت و به بسترسازي فرهنگي و اعتلاي آگاهي جمعي كمك خواهد كرد.
* سازمانها و نهادهاي غيرتئاتري چقدر مي توانند در هماهنگ سازي اهداف فرهنگي تئاتر با نيازها و مختصات فرهنگي جامعه تأثيرگذار باشند؟
** طبيعتاً، اينكه همه وظايف فرهنگي و همه كاركردها و تأثيرات تئاتر را به يك حوزه و در يك گستره محدود كنيم، چندان درست نيست. سازمانها و نهادهاي غيرتئاتري نيز همراه با مديريتهاي دخيل، مي توانند در حوزه تئاتر كشور، اين هنر را مورد حمايت قرار دهند و علاوه بر دستيابي به اهداف خودشان در پيشرفت و رشد تئاتر نيز تأثيرگذار باشند. هر سازمان و ارگاني مي تواند اهداف فرهنگي خودش را به تناسب و در جهت فرهنگ سازي جامعه به هنرمندان تئاتر پيشنهاد كند و هنرمندان تئاتر هم مي توانند با درك خواسته هاي فرهنگي هر ارگان، تئاترهاي مناسب و متناسب را توليد كنند.اما لازمه اين همكاري، درك ضرورت و اهميت هنر تئاتر و حمايت و صرف بودجه از سوي ارگانها و سازمانهاي مرتبط و متناسب است. اين سازمانها پيش از هر چيز بايد موضوعات لازم و متناسب با موقعيت ارگاني خودشان را تعريف كنند؛ آنها بايد از برنامه هاي فرهنگي و اهداف مورد نظرشان شناخت كافي داشته باشند و محدوده هاي مورد نظرشان را به طور مستقل براي خودشان مشخص كنند تا بتوانند اين برنامه ها را به صورت مطلوب و مشخص به جامعه تئاتري پيشنهاد كنند.
* در پايان مهمترين مشخصه اي كه مي تواند. موجب رشد كيفي و كمي و رسيدن به يك ساختار تئاتري مطلوب شود، چه مي دانيد؟ آيا اقتصاد مهمترين نياز تئاتر ماست؟
** تئاتر اگر تماشاگر و حمايت اقتصادي را همراه با خود داشته باشد، به فعاليتي مستمر و پويا تبديل خواهد شد و در اين صورت به شكل مطلوب و مناسب در حوزه فرهنگي تأثيرگذار خواهد بود.

  


جمشيد گرگين در تله فيلمهاي متعدد

 

گروه هنر - بهاردوست: جمشيد گرگين درتوضيح فعاليتهاي اخير تصويري اش گفت: درحال حاضر در تله فيلم «تاريكي» به كارگرداني



خسرو معصومي مشغول بازي هستم. در اين فيلم من شخصيت كبيري را بازي مي كنم، كه در مشكلات جاري اجتماعي دچار ضرر و زيان مي شود.وي در گفتگو با خبرنگار ما افزود: در كنار بازي در اين پروژه مذاكره با چند تله فيلم و سريال تلويزيوني را نيز انجام مي دهم، ضمن اينكه در تله فيلم «بيرون از بهشت» به كارگرداني خسرو معصومي نيز بازي داشتم كه به احتمال فراوان در جشنواره بين المللي فيلم فجر به نمايش درمي آيد.گرگين افزود: غير از اين فيلم در جشنواره فجر امسال، فيلم سينمايي «جعبه موسيقي» به كارگرداني فرزاد مؤتمن نيز اكران مي شود كه در آن بازي داشته ام.

  


«پنج درجه  به شرق» با پرديس افكاري

 

پرديس افكاري بازيگر سينما و تلويزيون در گفتگو با خبرنگار ما در مورد فعاليتهاي تصويري اش گفت: در حال حاضر مشغول بازي در فيلم تلويزيوني «پنج درجه به شرق» به كارگرداني محمد خراط زاده هستم كه هم اكنون گروه مشغول تصويربرداري هستند.وي اضافه كرد: من در اين كار به همراه علي اوسيوند، مهيار شاپوري، ليلا بوشهري، كاظم افرندنيا و... نقش يك دختر شهيد را بازي مي كنم.
افكاري درباره كارهاي آماده پخشش در تلويزيون نيز خاطر نشان كرد: فيلمهاي تلويزيوني «گامي در تاريكي» به كارگرداني آرش معيريان، «سبز آبي» به كارگرداني محمد خراط زاده، «بهار قبل و بعد» به كارگرداني شاهد احمدلو و «شب قصه ها» به كارگرداني صادق آشتياني را آماده پخش دارم.

  


حمله به ايرباس به روايت حبيب احمدزاده

 

حبيب احمدزاده از نويسندگان دفاع مقدس كه با كتابهاي «شهر جنگي» و «شطرنج با ماشين قيامت» در بين مخاطبان ادبيات جنگ شناخته شده، اين روزها مشغول تحقيقات گسترده اي براي نگارش فيلمنامه اي با موضوع حمله جنايتكارانه آمريكا به هواپيماي



ايرباس ايراني است.مسؤول امور فرهنگي موسسه فرهنگي هنري صبا گفت: فيلم انيميشن «دستهاي كوچك، قلب هاي بزرگ» با تكنيك تلفيقي سه بعدي و دو بعدي رايانه اي و در مدت 70 دقيقه، مراحل نهايي پيش توليد خود را پشت سر مي گذارد. پس از تحقيقات گسترده اي كه توسط «حبيب احمدزاده» انجام خواهد شد، فيلمنامه اين فيلم انيميشن نيز توسط «جواد شمقدري» و «شهاب ملت خواه» به نگارش در مي آيد.احمدزاده پيش از اين با سينما همكاري داشته و آخرين همكاري او با كيومرث پور احمد در فيلم «اتوبوس شب» بوده است.

  


نسخه تلويزيوني «من و دبورا» تهيه مي شود

 

فيلم سينمايي «من و دبورا» به كارگرداني سيدضياء الدين دري كه سال گذشته مقابل دوربين رفت قرار است به صورت سريال هم پخش شود. گويا دري قصد دارد يك سريال 5 قسمتي از اين كار تهيه كرده و آن را براي پخش به تلويزيون بدهد.دري «من و دبورا» را قبل از توليد سريال «كلاه پهلوي» در فرانسه با حضور بازيگران ايراني و فرانسوي مقابل دوربين برد. او هم اكنون مشغول ساخت سريال «كلاه پهلوي» است و به احتمال فراوان «من و دبورا» را قبل از آغاز پخش «كلاه پهلوي» روي آنتن خواهد برد.
توليد كلا ه پهلوي مدتي است متوقف شده و به احتمال فراوان طي دو هفته آينده فعاليت اين گروه از سر گرفته مي شود. «من و دبورا» و «كلا ه پهلوي» هر دو توسط محمد رضا تخت كشيان تهيه شده اند.

  


«چوپان خوب» رابرت دنيرو در جشنواره فيلم فجر

 

گروه هنر-14فيلم خارجيدربخش جشنواره جشنواره هاي بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر روي پرده مي رود.روابط عمومي جشنواره فيلم فجر اعلام كرد «صندلي» خوليو د والوويتس از اسپانيا، «رو در رو با دشمن» پاتريك لالكاريك از اسلواكي، «بازگشت به خانه» ژانگ يانگ از چين و هنگ كنگ، «چوپان خوب» رابرت دنيرو از آمريكا و «خداحافظ بافتا» بيل اگوست از آلمان ، همچنين فيلمهايي ازفرانسه / بلژيك / آفريقاي جنوبي / ايتاليا / انگلستان و لوگزامبورگ از جمله فيلمهاي اين بخش هستند.
«در دره الاه» پل هاگيس از آمريكا، «خدك» پتر برونسس و جسيكا اوودورس از بلژيك / آلمان و هلند، «مردي از لندن» بلا تار از فرانسه / مجارستان و آلمان، «مانسفلد» آندرو شيلاگي از مجارستان، «مردمان شب» آدريان ميد از اسكاتلند، «تولد دوباره» ماساهيرو كوباياشي از ژاپن، «موشك» چارلز بنيام از كانادا، «با چشمان تو» رودريگو فورس و «اشباح سرگردان» سيرو گوئرا از كلمبيا در بخش جشنواره جشنواره ها به نمايش درمي آيند.

  


پس از چاپ گزيده اي از داستانها ؛
همه  داستانهاي كوتاه مستور به تركيه مي روند

 

بعد از انتشار ترجمه  تركي گزيده اي از داستانهاي مصطفي مستور، ترجمه  همه  داستانهاي كوتاه اين نويسنده در دو مجموعه در تركيه منتشر مي شود.




به گزارش ايسنا، مجموعه  «حكايت  عشقي بي شين بي قاف» شامل 12 داستان كوتاه از اين نويسنده است كه از چهار مجموعه   داستان او گزينش و توسط «ارطغرل ارتكين» به تركي استانبولي ترجمه شده است.اين مجموعه   بتازگي از سوي نشر هجا در تركيه منتشر شده است.
ارتكين ترجمه  رمان «استخوان خوك و دستهاي جذامي» مستور را نيز اخيراً به پايان رسانده و به زودي آن را به يك ناشر ترك خواهد سپرد.به گفته  مستور، ترجمه  تركي 18 داستان باقي مانده از داستانهاي او در دو مجموعه  «چند روايت معتبر» و «دو چشم خانه  خيس» در تركيه منتشر خواهند شد و به اين ترتيب، همه  داستانهاي كوتاه اين نويسنده به تركي ترجمه و چاپ مي شوند.

  


در آستانه ايام انقلاب اسلامي صورت گرفت ؛
عيادت عكاسان پيشكسوت از عكاس نامدار انقلاب

 

جمعي از عكاسان پيشكسوت با حضور درمنزل حسين پرتوي عكاس نامدار انقلاب از وي عيادت كردند.
به گزارش فارس به نقل از روابط عمومي خانه عكاسان ايران، رسول اولياء زاده مدير خانه عكاسان ايران در آغاز اين ديدار نقش پرتوي را در پيشبرد اهداف انقلاب تعيين كننده دانست و گفت: با توجه به ايام پيروزي انقلاب اسلامي وظيفه داشتيم از اسطوره عكس خبري انقلاب عيادت كنيم.وي افزود:عكس استاد پرتوي كه از ديدار پرسنل نيروي هوايي(همافران) با امام خميني(ره) در 19 بهمن سال 1357 در روزنامه كيهان منتشر شد، نزديكي پرسنل ارتش را با مردم و جريان انقلاب چندين برابر كرد.در اين مراسم دكتر محمد ستاري، محسن شانديز، منوچهر يگانه دوست، بابك كسمايي، رضا مرادآبادي، محمد ستاري، رسول اولياء زاده، اسماعيل عباسي، علي كاوه، مجيد سعيدي، احمد قاسمي و ... حضور داشتند.همچنين در پايان عكاسان به رسم يادبود عكس معروف استاد پرتوي را امضا كردند.

  


آل پاچينو در نقش «سالوادور دالي» بازي مي كند

 

آل پاچينو بازيگر و كارگردان در فيلمي با اقتباس از كتاب «استلان لاري سنس» با نام «من و دالي: يك داستان خيالي» بازي خواهد كرد. فيلمنامه اين اثر را «جان سالواتي» و «نيكول» از كتاب «استان لاريسنس» اقتباس كرده و به زودي ساخت آن را آغاز خواهند كرد.به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين فيلم را«آندرو نيكول» كارگرداني خواهد كرد و تاكنون حضور «آل پاچينو» و «سيلوان مورفي» به عنوان بازيگر در اين فيلم قطعي شده است.
«آل پاچينو» تاكنون در آثاري همچون «سرپيكو»، «وكيل مدافع شيطان» و سه گانه »پدر خوانده» اثر «كاپولا» بازي كرده است. اين بازيگر آمريكايي- ايتاليايي تاكنون هفت بار نامزد جايزه اسكار شده و يك بار هم اين جايزه را به دست آورده است.او هم اكنون مشغول بازي در فيلمي به نام «قتل عادلانه» در كنار «رابرت دنيرو» است.

  


توليد انيميشن «بشنو از ني» با اقتباس از مثنوي معنوي

 

انيميشن «بشنو از ني» به كارگرداني «نريمان سعادتي» با اقتباس از مثنوي مولانا و به تهيه كنندگي حوزه هنري توليد شد.به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، مراحل توليد فيلم كوتاه انيميشن «بشنو از ني» به نويسندگي و كارگرداني «نريمان سعادتي» پس از گذشت دو ماه به پايان رسيد. اين فيلم كوتاه هشت دقيقه اي با اقتباس از مثنوي معنوي مولانا و بدون كلام ساخته شده است.«بشنو از ني»، داستان مردي را روايت مي كند كه همراه پرنده اي در قفس وارد باغي شده و به محض مشاهده پروانه اي، در پي شكار و به دست آوردن آن در چاهي گرفتار مي شود.

  


داوران شانزدهمين كنگره شعر دفاع مقدس معرفي شدند

 

گروه هنر- معاونت ادبيات و انتشارات بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس پس از انتخاب «عبدالجبار كاكايي» به عنوان دبير علمي اين كنگره، اقدام به گزينش و معرفي داوران شانزدهمين كنگره شعر دفاع مقدس كرد.به گزارش ستاد خبري شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس، «حسين اسرافيلي»، «حميد رضا شكارسري»، «صابر امامي»، «جواد محقق»،  «محمد علي مؤدب»، «عباس چشامي»، «بهروز ياسمي»،  «سيدضياءالدين شفيعي»،  «م. مؤيد»، «بهروز سپيدجامه» و «حبيب ا... بخشوده» به عنوان داوران شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس معرفي شدند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com