|
* عليرضا قزوه
خراسان در خراسان نور در جان تو مي چرخد

ببين خورشيد درمشرق به فرمان تو مي چرخد
خراسان مهر دريا مي شود با گامهاي تو
به دست ابرها تسبيح باران تو مي چرخد
اگر شوق وصالت نيست در آيينه ها، درها
چرا آيينه در آيينه ايوان تو مي چرخد؟
طواف عاشقان هم بر مدار چشمهاي توست
سماع صوفيان هم گرد عرفان تو مي چرخد
به سقا خانه ات زيباست رقص كاسه هاي نور
در اين پيمانه آن پيمانه، پيمان تو مي چرخد
بيابان در بيابان گرگ شد هر كوه، صيادي
چقدر آهوي زخمي در شبستان تو مي چرخد
در اين آدينه لبريز از آغاز گل، شاعر!
شروع تازه اي در بيت پايان تو مي چرخد |