|
* امير وفايي
سپري شدن چهار هفته از ليگ هفتم براي آنكه بسياري از كارشناسان لقب بهترين خريد فصل را به محسن خليلي بدهند، كافي

بود. او كه در سايپا يك تمام كننده و چارچوب شناس بود و معمولاً بهترين زواياي دروازه حريفان را نشانه مي گرفت، خيلي زود با شرايط و اتمسفر حاكم بر پرسپوليس هم آشنا شد و گلزني هايش را آغاز كرد. خليلي در چهار بازي ابتداي فصل مقابل صنعت نفت، پگاه، ابومسلم و پيكان سه گل زد و به صدر جدول گلزنان صعود كرد. هر چند تكنيك و مهارتهاي فردي او به عنوان يك مهاجم نوك چندان جذاب و مسحوركننده نبود اما به هر حال مهاجمي كه در زدن ضربات آخر تبحر دارد و به خصوص در كارنامه اش سابقه گلزني هاي متوالي به استقلال به چشم مي خورد، و قابليتهاي لازم براي كسب محبوبيت سريع در ميان هواداران پرسپوليس را بروز مي داد.
روند صعودي خليلي تا پس از اواسط نيم فصل اول ادامه پيدا كرد و به خصوص وقتي در هفته نهم با گل دقيقه 83 خود تيمش را از شكست مقابل استقلال نجات داد به چهره اول تيم صدرنشين بدل شد. پرسپوليس با اقتداري كم سابقه بر صدر جدول تكيه زده بود و به تبع اين اتفاق مانور رسانه ها روي جزيي ترين مسايل اين تيم به اوج خود رسيده بود اما بعضي از بازيكنان دل خوشي از اينكه مدام از محسن خليلي به عنوان نقش اول تمام موفقيتها نام برده مي شد، نداشتند.
دلايل حاشيه اي
زمزمه هايي مبني بر اختلافهاي نيكبخت واحدي با خليلي به گوش مي رسيد اما تا زماني كه آقاي گل همچنان خوب گل مي زد و پرسپوليس پشت سر هم برنده مي شد اين داستان از حد يك شايعه فراتر نرفت. از ميانه هاي نيم فصل اول كه افشين قطبي با برخي از بازيكنان كليدي تيم به مشكل برخورد افت محسن خليلي كاملاً محسوس شد. از درون پرسپوليس خبر مي رسيد باند عليه قطبي آقاي گل را هم دعوت به همكاري كرده اما پاسخ منفي او به شدت تعدادي از بازيكنان را سر لج انداخته و آنها در جلسات پنهاني هم قسم شدند كه با بايكوت خليلي او را از صدر جدول گلزنان به زير بكشند. چيزي كه پس از چند بازي و ناكامي خليلي در باز كردن دروازه حريفان در مصاحبه هاي اين بازيكن در قالب جمله «ديگر مثل سابق به من پاس نمي دهند» نمود پيدا كرد. خليلي سعي داشت ناكامي اش در گلزني را به مسايل حاشيه اي ربط بدهد و از سويي كارشناسان وجود برخي از كمبودهاي فني در بازي او را دليل اصلي اين اتفاق مي دانستند. در نهايت قطبي در تعطيلات نيم فصل يك مهاجم كروات را به خدمت گرفت و اين هشداري جدي بود براي مهاجمي كه ديگر پس از هر بازي روي جلد مطبوعات نمي رفت. خليلي به طور ضمني نارضايتي اش را از اين موضوع اعلام كرد و حتي براي پيوستن به يك تيم اماراتي رضايتنامه خواست.
دلايل فني
قواعد حاكم بر فوتبال حرفه اي روز دنيا تعريف مشخص و اثبات شده اي از ويژگي هاي يك مهاجم استاندارد دارد كه دوندگي بالا و پرس مداوم مدافعان حريف هم جزيي از آن است. خليلي با وجود قدرت تمام كنندگي مناسب، كمتر چنين خصوصياتي را بروز مي دهد و اين همان مشكلي است كه قطبي در طول نيم فصل اول چندين بار به آن اشاره كرد.
علاوه بر اين به نظر مي رسد شيوه بازي پرسپوليس هم چندان با ويژگي هاي مثبت خليلي هماهنگ نيست و تدابير لازم براي نهايت استفاده از توانمنديهاي اين بازيكن به كار گرفته نمي شود.
خليلي زماني هم كه در سايپا بود اكثر گلهايش را روي فرار از درهاي موجود در خط دفاعي حريف و دريافت پاسهاي عمقي به ثمر رساند، اما تاكتيك غالب پرسپوليس روي ارسالهاي شيث رضايي و پژمان نوري از جناحين شكل مي گيرد. وقتي رضا عنايتي آقاي گل ليگ شد تمام هافبكهاي استقلال براي او بازي مي كردند و توپها را آن طور كه ايده آل اين مهاجم بود به محوطه جريمه حريفان مي رساندند اما خليلي از اين توجه بي بهره است و در نتيجه كار سختي را براي حفظ آقاي گلي پيش رو خواهد داشت.
اتفاقهاي حاشيه اي يا فني و... به نظر مي رسد مجموعه اي از هر دوي اين عوامل در افت ملموس گلزن اول ليگ و پرسپوليس مؤثر بوده است. |