تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-01-27
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 7بهمن ماه 1386


قاتل: از ناموس و شرفم دفاع كردم

 

گروه حوادث - مصدق: متهم اصلي يك پرونده جنايي با پذيرفتن اتهام قتل دوستش انگيزه خود را دفاع از ناموسش اعلام كرد.




به گزارش خبرنگار ما، ساعت 23 جمعه، چهارم خرداد ماه سال جاري جواني كه خود را «حسين» معرفي مي كرد در تماس با كلانتري 141 گلستان از قتل دوست معتادش خبر داد.
به دنبال اين گزارش مأموران پس از حضور در طبقه اول يك مجتمع سه طبقه واقع در دهكده المپيك با جسد غرق در خون جواني در پستوي خانه رو به رو شدند كه روي فرش افتاده بود.
دقايقي بعد و با عزيمت تيم جنايي به سرپرستي «احمدي شاملو» بازپرس كشيك ويژه قتل از شعبه اول دادسراي جنايي مركز در محل حادثه مشخص شد، مقتول «صمد» نام دارد كه بر اثر اصابت چهار ضربه چاقو به قلب، پشت، پهلو و ران به قتل رسيده است.
همچنين در بازرسي از صحنه جرم علاوه بر آلت قتاله و دستمال آلوده چهار عدد ته سيگار در جاسيگاري و سه گرم ترياك كشف شد كه نشان مي داد مقتول قبل از حادثه مواد مخدر استعمال كرده است.
در پي بررسي صحنه جنايت «حسين» جواني كه جزييات را به پليس گزارش داده بود، تحت بازجويي قرار گرفت كه با اعتراف وي به ارتكاب قتل بازداشت شد.
از سوي ديگر «زهرا» همسر 21 ساله وي نيز به جرم معاونت در قتل دستگير شد.
با گناهكار شناخته شدن اين زوج جوان از سوي دادسراي جنايي تهران، آنان صبح ديروز در برابر پنج قاضي شعبه 71 دادگاه كيفري استان قرار گرفته و از خود در برابر اتهام وارده دفاع كردند.
در ابتداي اين جلسه حيدري نماينده دادستان و مادر مقتول به عنوان تنها ولي دم از هيأت قضايي براي «حسين» به جرم مباشرت و براي «زهرا» به اتهام معاونت در قتل تقاضاي اشد مجازات قانوني را كردند.
در ادامه متهم اصلي پرونده به پشت تريبون رفت و با قبول اتهام وارده از سوي نماينده دادستان گفت: دوستم قصد آزار همسرم را داشت كه من در دفاع از ناموسم او را با چهار ضربه چاقو به قتل رساندم.
وي در تشريح شب حادثه گفت: ساعت حدود 9 شب بود كه «زهرا» همسرم با تلفن يكي از همكارانم تماس گرفت. وقتي گوشي را از همكارم گرفتم، زنم گفت: صمد - دوستم - مزاحمش شده و توي كوچه دنبالش راه افتاده است. بنابراين با توجه به دوستي چند ساله اي كه بين ما بود به همسرم گفتم بدون هيچ سر و صدا و آبروريزي به خانه برو من هم بزودي مي آيم.
متهم افزود: 40 دقيقه بعد با خودرو اداره برق به خانه ام آمدم و زنگ زدم. ديدم كسي در را باز نمي كند. با كليد در را باز كردم و وارد منزل شدم . با ديدن چهره هراسناك همسرم و دود غليظ سيگار در اتاق به موضوع مشكوك شدم و از همسرم پرسيدم چه كسي اينجاست. با اشاره دست او به پستوي خانه كه وصل به آشپزخانه است رفتم. مردي را ديدم كه رويش را با پتو يا ملحفه پوشانده بود. بي درنگ با چاقويي كه از قبل از آشپزخانه برداشته بودم به وي حمله كردم و چند ضربه به او زدم.
وي در پاسخ به سوال قاضي مبني بر اينكه اگر از روي پتو يا ملحفه به مقتول ضربه زدي پس چرا اثري از بريدگي روي پتو و ملحفه از سوي تيم تحقيق كشف نشده است، گفت: نمي دانم.
متهم در پاسخ به سؤال ديگري گفت: فكر اينكه «صمد» به خودش اجازه بدهد كه به زور وارد خانه ام شود نمي كردم، به همين خاطر وقتي شب حادثه به خانه آمدم زنگ زدم.
گفتني است اين جوان 31 ساله در آخرين دفاع از خود گفت: «صمد» را در دفاع از شرفم به قتل رساندم. و مرگ نيز حق او بود.
بر پايه اين گزارش سپس «زهرا» متهم ديگر پرونده به دفاع از خود پرداخت و گفت: «صمد» چند بار مزاحم من شده بود. حتي يك بار موضوع را به همسرم گفتم و آنان با هم درگير شدند. تا اينكه شب حادثه وقتي از خانه پدرم به طرف منزلمان مي رفتم، جلويم را گرفت و گفت: اگر از «حسين» جدا نشوي و به عقدم در نيايي، همسرت را خواهم كشت. بنابراين دو كوچه به خانه مان، از يك تلفن عمومي با تلفن همراه همكار شوهرم تماس گرفتم لحظاتي بعد ماجرا را براي همسرم شرح دادم.
اين زن 21 ساله سپس افزود: پس از ورود به خانه مشغول نوشتن جزوه بودم كه صداي زنگ را شنيدم. هر چه گفتم چه كسي پشت در است، پاسخي نشنيدم، بنابراين به تصور اينكه شوهرم از بستگان او هستند، به طرف در رفتم. به محض باز كردن در «صمد» با دستش جلوي دهانم را گرفت و به زور و تهديد وارد خانه شد و مرا مورد آزار و اذيت قرار داد كه در همين هنگام همسرم وارد خانه شد. وقتي از من پرسيد چه كسي اينجاست، از ترس اينكه مبادا او به شوهرم حمله كند با دستم به طرف پستو اشاره كردم. بعد «حسين» به طرف آشپزخانه رفت و با برداشتن چاقو چهار ضربه به دوستش زد.
گفتني است با اخذ آخرين دفاع از متهمان، هيأت قضايي شعبه 71 بزودي رأي نهايي خود را در ارتباط با متهمان اين پرونده اعلام خواهند كرد.

  


راننده سمند مرگ را شناسايي كنيد

 

گروه حوادث: پليس استان قزوين براي شناسايي راننده سمند مرگ از مردم كمك خواست.به گزارش خبرنگار ما، بيست و نهم آذرماه



سال جاري سه دختر دانشجوي دانشگاه كار استان قزوين، بعد از تمام شدن كلاسهاي خود براي برگشت به منزل خود در تهران، بدون استفاده از اتوبوسهاي دانشگاه و سواريهاي مخصوص در ترمينال، به ميدان وليعصر آمدند تا از اين مكان به تهران باز گردند.
سه دختر جوان حتي از سواريهاي مشخص شده و شناخته شده وليعصر نيز استفاده نكرده و به سمندي اشاره كرده و با آن خودرو راهي تهران مي شوند.راننده سمند در مسير عوارضي قزوين به تهران به آنها مي گويد، به دليل اشكالاتي و همچنين تعويض نكردن پلاك خودرو نمي تواند از عوارضي عبور كند. از اين رو به سمت جاده الموت تغيير مسير مي دهد.اين دختران دانشجو با وجود تغيير مسير به راننده اعتراضي نمي كنند و حتي گفتگوي آنان از حال و هواي گفتگوي راننده و مسافر خارج شده و بعد از سه كيلومتر، ميان دختران و راننده سمند درگيري لفظي به وجود مي آيد و آنها از راننده سمند مي خواهند كه خودرو را متوقف كند كه راننده براي توقف روي كانال مي ايستد، تا آنها پياده  شوند كه به دليل تاريكي هوا و نديدن مسير، دو تن از دختران دانشجو به داخل كانال آب سقوط مي كنندو فوت مي كنند.نفر سوم با ديدن افتادن دوستانش در آب كمي مكث كرده و خود را به داخل جاده مي اندازد و راننده سمند نيز فرار مي كند.هم اكنون تلاشهاي پليس براي يافتن اين راننده متواري ادامه دارد. پليس استان قزوين با انتشار عكس چهره نگاري راننده سمند از هموطنان خواست، در صورت مشاهده اين فرد پليس را مطلع كنند.

  


عامل دو جنايت از مرگ گريخت

 

گروه حوادث- ماني قرباني: مردي، 13 سال پس از دو جنايت، در زمان اجراي حكم توانست رضايت اولياي دم مقتولان را به دست آورد.




به گزارش خبرنگار ما، اختر كه در زمان وقوع جنايات خود 24 ساله بوده، در ماجراي درگيري بر سر مواد مخدر يك قاچاقچي را در اصفهان به قتل رساند و از صحنه گريخت.
اين جنايتكار كمتر از پنج ماه بعد از قتل نخست، با دوست ديگرش درگير شده و او را نيز با ضربات چاقو به قتل رساند.
«اختر- ن» پس از مدتي تعقيب و گريز و پيگيريهاي مأموران پليس در شاهين شهر اصفهان دستگير و در جريان تحقيقات اعتراف كرد كه «صديق»- نخستين قرباني- را به علت اختلافاتي كه ناشي از معاملات مواد مخدر با او داشته در محمدآباد جرقويه به قتل رسانده و در پي آن و در كمتر از پنج ماه از جنايت اول، در جريان يك درگيري فردي به نام «رحمان» را به قتل رسانده است.مرد جاني ابتدا در شعبه اول دادگاه عمومي شاهين شهر محاكمه و به دو بار قصاص محكوم مي شود، اما در پي اعتراض به رأي پرونده به مرجع عالي تر ارسال و سرانجام شعبه 37 ديوان عالي كشور مجازات قصاص وي را تأييد كرد.پس از انجام تمامي مراحل دادرسي و استيذان قصاص از رئيس قوه قضائيه، عامل دو جنايت سحرگاه چهارشنبه پاي چوبه دار رفت، اما با گذشت اولياي دم قربانيان از مرگ نجات يافت.

  


مجازات اعدام براي عامل انتشار فيلم سياه در كرج

 

گروه حوادث: حكم اعدام مرد شيطان صفت كه پس از آزار و اذيت دو خواهر، فيلم سياه را در كرج توزيع كرده بود، تأييد شد.
به گزارش خبرنگار ما، اواخر سال 85 پليس در جريان توزيع لوح فشرده رابطه شيطاني يك مرد با دو دختر جوان در شهرستان كرج قرار گرفت. آنها در نخستين تحقيقات دريافتند كه لوحهاي فشرده از طريق فرد يا افرادي ناشناس به صورت پستي به خانه هاي مردم ارسال مي شود. در ادامه با توجه به حساسيت موضوع پرونده اين ماجرا با دستور بازپرس براي رسيدگي در اختيار مأموران حفاظت اطلاعات پليس استان تهران قرار گرفت. نحوه توزيع لوح فشرده در شهر نشان مي داد كه فرد يا افرادي براي انتقامجويي آنها را ارسال مي كنند.
اين در حالي بود كه عامل يا عاملان توزيع لوحهاي فشرده هيچ ردي از خود باقي نگذاشته بودند كه اين موضوع شناسايي و دستگيري آنها را پيچيده تر كرد. در ادامه متخصصان رايانه پليس موفق شدند عكس چهره دو دختر جوان را از طريق فيلم به دست آورده و بدين ترتيب تحقيقات براي شناسايي هويت آنها وارد مرحله تازه اي شد.سرانجام پس از يك هفته اقدامهاي ويژه پليسي، هويت دو دختر جوان- كه خواهر بودند- شناسايي شد. بنابراين هر دو براي تحقيقات به پايگاه پليس امنيت كرج انتقال يافتند. دو دختر جوان ابتدا منكر ماجرا شدند، اما در ادامه تحقيقات فني و پليسي مشخص شد صاحب يك كارگاه توليد پوشاك كه دو خواهر در آن جا كار مي كردند، عامل آزار و توزيع لوحهاي فشرده است.
يكي از دخترها در بازجويي گفت: چندي قبل متوجه شدم يك كارگاه توليد پوشاك در كرج به دنبال دو خياط زن مي گردد. با خواهرم به كارگاه رفتيم و پس از انجام تستهاي لازم، استخدام شديم. يك روز - آرش- مدير كارگاه مرا به دفترش دعوت كرد و در مورد مسايل خانوادگي ام پرسيد. آن روز به رفتار آرش شك كردم. پس از مدتي او به بهانه اي مرا به خانه اش كشاند و مورد آزار قرار داد. او سپس با بيان اينكه از صحنه رابطه شيطاني اش فيلمبرداري كرده، تهديد كرد كه اگر موضوع را به پليس اطلاع دهم، لوحهاي فشرده را در شهر توزيع مي كند. بدين ترتيب همراه خواهرم محل كارمان را ترك كرديم.
بنابراين به خاطر ترس از آبرويم، موضوع را به خواهرم نيز نگفتم، اما پس از دستگيري متوجه شدم آرش خواهرم را نيز فريب داده و از او هم فيلمبرداري كرده است. با اعتراف دو دختر جوان مأموران بلافاصله راهي كارگاه آرش شدند و او را دستگير كردند.
در بازرسي دفتر متهم تعدادي لوح فشرده مربوط به آزار دو خواهر نيز كشف شد.آرش وقتي هيچ راهي براي فرار نيافت، لب به اعتراف گشود و گفت: براي اينكه چهره دو خواهر را به شهروندان نشان دهم و با فساد مبارزه كنم، اقدام به توزيع گسترده لوحهاي فشرده كردم. پس از فيلمبرداري از دو دختر جوان، لوح فشرده آنها را از طريق پست براي افراد ناشناس مي فرستادم. بر روي پاكت نامه آدرس گيرنده و فرستنده ناشناسي را مي نوشتم كه اگر آدرس گيرنده درست نبود، فيلم براي فرستنده باز گردد. در اين صورت سرانجام لوح فشرده به دست يكي از دو طرف مي رسيد.با تكميل تحقيقات، پرونده براي رسيدگي به شعبه 80 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. متهم در جلسه دادگاه براي چندمين بار مدعي شد براي مبارزه با فساد، فيلمها را توزيع كرده است.
صولتي رئيس شعبه 80 دادگاه كيفري و چهار قاضي مستشار - مروج، مينايي، اعلايي و موسوي نژاد - پس از دفاعيات متهم وارد شور شده و آرش را به اعدام محكوم كردند. اين پرونده براي تأييد حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شد كه از سوي قضات ديوان عالي كشور به تأييد نهايي رسيد.
در حال حاضر پرونده فيلم سياه براي اجراي حكم به شعبه اجراي احكام دادسراي كرج فرستاده شده است.

  


بازخواني بزرگترين پرونده جنايي فرانسه؛دكتر پتيو، قاتل مخوف شبهاي پاريس

 

قسمت چهارم
نويسنده: مارلين تاملين- مترجم: ز- رضايي

در سپتامبر 1939 فرانسه و انگلستان عليه آلمان نازي اعلام جنگ كردند و در ژوئن 1940 فرانسه نيز توسط نيروهاي نازي اشغال شد.




ارتش، پليس و ژاندارمري فرانسه تسليم نيروهاي آلماني شدند و از آن پس از آنها دستور مي گرفتند. در حالي كه بيشتر ساكنان پاريس از شهر گريخته بودند، دكتر پتيو در آن جا ماند. او به خانواده اش اطمينان داده بود كه هرگز نگذارد از جنگ آسيبي ببينند. او كه قبلاً يك موتورسيكلت داشت به دليل سهميه بندي شدن سوخت، يك درشكه خريد. وي همچنين خانه اي در منطقه اعيان نشين پاريس خريد. در آن اوضاع خريد و فروش خانه ها رونق داشت، زيرا كساني كه قصد ترك پاريس را داشتند، براي ترك شهر نيازمند پول بودند.
خانه قبلي دكتر پتيو براي سالها خالي و بدون استفاده ماند، اما اين موضوع به هيچ وجه موجب نگراني وي نمي شد زيرا به راحتي مي توانست مجدداً آن را تعمير كند.
«پتيو» از معمار خواست تا ديوار پشت خانه را ضخيم تر كند و نيز از او خواست تا اتاقكي مثلثي شكل بسازد و بر روي يكي از ديوارهايش دري پوشيده شده و مخفي تعبيه كند و بر روي ديوار دوم حلقه هاي فلزي بزرگ نصب كند و بر روي ديوار سوم روزنه اي شيشه اي بسازد.وي در پاسخ به علت ساخت چنين اتاقكي به معمار گفت كه قصد راه اندازي يك كلينيك بيماريهاي رواني را دارد. پتيو بعدها توضيح داد كه پوشاندن در به خاطر جلوگيري از خروج صدا از اتاقك و حلقه هاي فلزي براي آويزان كردن وسايل مورد نيازش و نيز روزنه شيشه اي به منظور تحت نظر داشتن بيرون ساخته شده بود.
«جورجت پتيو» با تأسيس كلينيك مخالف بود. او كه همسرش را عاشقانه دوست داشت، به وي گفته بود: تو به اندازه كافي گرفتاري شغلي داري و در صورت راه اندازي اين كلينيك، من و گرهارد ديگر تو را نمي بينيم.
دكتر پتيو هيچگاه كلينيكي تأسيس نكرد، بلكه او از ساختن آن مكان هدف ديگري داشت.
در شب يازدهم ماه مارس  1941  همسايه ها كه دود غليظي را از دودكشهاي آن خانه ديده بودند، با پليس تماس گرفتند. پس از اينكه دو افسر پليس به همراه نيروهاي آتش نشاني از پنجره وارد خانه شدند، در كمال ناباوري بقاياي جسد انساني را در حال سوختن يافتند. آنها در اتاقك مثلثي شكل بقاياي اجساد بيشتري را پيدا كردند و به اين ترتيب رسيدگي به پرونده دكتر پتيو آغاز شد.
كميسر «جورج ويكتور ماسو» رئيس پليس جنايي پاريس مسؤول رسيدگي به اين پرونده شد. دكتر پتيو فراري بود همينطور همسرش «جورجت پتيو» اما پليس توانست جورجت را پس از چند روز مخفي شدن در «اوسر» دستگير كند.او به كميسر ماسو گفت: مارسل مهربان ترين و دوست داشتني ترين همسر، پدر و پزشك است و به هيچ وجه نمي تواند باعث قتل كسي شده باشد.
دكتر پتيو به مدت هفت ماه فراري بود. در طي اين مدت كميسر ماسو از چگونگي رفت و آمد پتيو و قربانيان به آن خانه مطلع شد. گاهي پتيو به همراه افرادي كه ديگر هيچگاه پس از آن ديده نشدند، وارد خانه مي شد و گاهي صداهاي عجيبي از آن جا به گوش مي رسيد: صداي فرياد و صداي شليك گلوله.شبي يكي از همسايگان صداي فريادهاي مردي را از آن خانه شنيده بود كه كمك مي خواست، اما دوستان، اقوام و همسر پتيو همچنان از او به عنوان فردي محترم، مهربان و فوق العاده ياد مي كردند و همگي او را بي گناه مي دانستند.

  


آزادي گروگان 12 ساله پس از 1000 روز

 

گروه حوادث - محمدزاده: نوجوان 12 ساله مشهدي پس از نزديك به سه سال از دام آدم ربايان نجات يافت.




به گزارش خبرنگار ما، سرهنگ صادقي رئيس پليس آگاهي خراسان رضوي روز گذشته با بيان اين مطلب افزود: اواخر سال 83 و هنگامي كه «الياس» تنها 9 سال سن داشت، در منطقه خواجه ربيع مشهد ربوده شد.
وي گفت: با توجه به ناآراميهاي كشور افغانستان طي سالهاي 82 و 83، آدم ربايان كه اهل اين كشور بودند، الياس را به افغانستان انتقال دادند و طي تماسهاي مكرري كه با خانواده وي داشتند تقاضاي مبالغ قابل توجهي وجه نقد در قبال آزادي فرزندشان داشتند.
صادقي ادامه داد: در همين حال پرونده مشابه ديگري نيز مطرح بود كه در نهايت سال گذشته موفق به شناسايي عامل اصلي آدم ربايي و دستگيري وي شديم. همچنين تحقيقات از گروگان آزاد شده ديگر نشان مي داد كه الياس زنده بوده و در يكي از شهرهاي مرزي كشور افغانستان نگهداري مي شود.
رئيس پليس آگاهي خراسان رضوي اظهار داشت: در ادامه و با همكاري گسترده سازمانهاي امنيتي و سياسي كشور افغانستان و ايران محل دقيق نگهداري الياس مشخص شد كه طي چند روز گذشته پس از رهايي به كشور بازگردانده شد.
الياس كه با لهجه اي افغاني، فارسي را صحبت مي كند در گفتگو با خبرنگار ما گفت: روز حادثه بعد از بازگشت از مدرسه يك دستگاه پيكان مقابلم توقف كرد و به اصرار مرا سوار خودرو كردند بعد سرم را زير صندلي نگهداشتند و به خانه اي بردند و نزديك به دو ماه آن جا بودم، سپس مرا به كشور افغانستان منتقل كردند.
الياس ادامه داد: طي اين سالها فكر نمي كردم كه ديگر خانواده ام را ببينم، در مزرعه خشخاش كار مي كردم يا كارهايي از قبيل دستفروشي انجام مي دادم.
مادر الياس هم در گفتگو با خبرنگار ما گفت: 23 روز پس از ربوده شدن الياس در اولين تماس تلفني، آدم ربايان از ما تقاضاي 65 ميليون ريال پول كردند و از آن جايي كه تهيه آن براي ما سخت بود مدتي طول كشيد، اما آدم ربايان در تماسهاي بعدي اين مبلغ را بالاتر بردند تا جايي كه در آخرين تماس تقاضاي 400 ميليون ريال كردند.
وي كه چند فرزند ديگر نيز دارد، ادامه داد: در اين مدت تصور مي كردم تنها يك فرزند دارم و او نيز الياس است.

  


جزييات تيرباران جاني نجف آباد

 

گروه حوادث- ماني قرباني: جاني نجف آباد كه پس از ربودن 17 پسر بچه، آنها را مورد آزار و اذيت قرار داده بود، صبح ديروز تيرباران شد.




به گزارش خبرنگار ما، ساعت 7 و 30 دقيقه صبح ديروز متهم با يك خودروي بنز پليس از زندان مركزي اصفهان به محل اجراي حكم منتقل شد. قرار بود تا دقايقي ديگر(ديروز) او در پادگان اسدآباد اصفهان در جاده مباركه تيرباران شود.
با اجراي مقدمات حكم، مرد 21 ساله به ستوني بسته شد. پنج سرباز نيروي انتظامي نيز در مقابل او صف كشيدند. پس از قرائت حكم از سوي منشي دادگاه، با دستور قاضي اجراي احكام سربازان شليك كردند و با مرگ جوان تبهكار، جسد او به مدت 15 دقيقه بر چوبه دار آويخته شد.
با تأييد مرگ او از سوي پزشك، جسد براي تحويل به خانواده اش به پزشكي قانوني منتقل شد.
رضا 21 ساله متهم است سال 84 اقدام به ربودن  17  دانش آموز پسر در نجف آباد كرده است. مأموران پليس آگاهي اصفهان دو ماه پس از مطرح شدن اولين شكايت، رضا را در حال پرسه زدن در مقابل مدرسه اي شناسايي و دستگير كردند.متهم در ابتدا منكر ارتكاب هر گونه جرمي شد، اما در ادامه پس از رو به رو شدن با طعمه هايش لب به اعتراف گشود و پرده از اعمال تبهكارانه اش برداشت. مشروح اين خبر ديروز چاپ شد.

  


حوادث جهان

 

سارق، محكوم به خيابان خوابي شد




آسوشيتدپرس: كارگر يك مؤسسه خيريه در «پينسويل» به جرم سرقت 250 دلار از صندوق خيريه محكوم به گذراندن شب در خيابان شد.
«ناتن اسميت» 28 ساله كه با دستگاه GPS كنترل مي شد شب پنجشنبه گذشته را بيرون از اداره پليس «ليك كانتي» گذراند.
وي ساعاتي از شب را نيز در پارك گذراند، اما به زير پل كه محل خوابيدن بي خانمانهاست نرفت.
پس از اينكه يكي از كاركنان اين مؤسسه خيريه به پليس اطلاع داد كه يكي از صندوقهاي مؤسسه مفقودشده است، پليس «اسميت» را در خانه مادرش دستگير كرد.
اين مؤسسه پولهاي اهدايي مردم را صرف غذا و لباس افراد بي خانمان مي كند.
«اسميت» كه محكوم به سرقت شده است همچنين بايد سه روز را در زندان بگذراند و هشت ساعت خدمات عمومي رايگان ارايه داده و نيز شغل ديگري پيدا كند.

خانواده سارق دستگير شدند
آسوشيتدپرس: به گفته پليس، سرقت از فروشگاهها شغل اصلي يك خانواده كاليفرنيايي است.
افسر پليس «ميستي اسميت» گفت: مادر بزرگي به همراه دختر و نوه هايش سعي در سرقت كالاهايي به ارزش 900 دلار از فروشگاهي در 35 مايلي جنوب «ساكرامنتو» داشتند.
فيلم ضبط شده از دوربينهاي امنيتي نصب شده در اين فروشگاه نشان مي دهد اعضاي اين خانواده در حال پنهان كردن MP3 پلير، دوربين هاي ديجيتالي، DVD ، جواهرآلات و نيز وسايل ورزشي در كيف و كوله پشتي هاي خود هستند.
در بين اعضاي دستگير شده اين خانواده دو كودك پنج و هشت ساله نيز ديده مي شوند.
«ليندا رابينسون» 59 ساله و دخترش «آنا فرناندز» 36 ساله به جرم سرقت بازداشت شدند. در صورت اثبات گناهكاري اين دو، هر كدام به هشت سال زندان محكوم خواهند شد.
دو نوجوان 14 و 17 ساله اين خانواده نيز به اتهام سرقت بازداشت شده اند، اما دو كودك اين خانواده آزاد و به اقوام سپرده شدند.

  


آتش سوزي در فروشگاه خسارت به بار آورد

 

گروه حوادث - زنجاني: وقوع آتش در يك مغازه رنگ فروشي و انفجار قوطيهاي حاوي رنگ و مواد آتش زا، حادثه آفريد.به گزارش خبرنگار ما، ساعت 13 و 51 دقيقه روز گذشته با اعلام وقوع آتش در يك فروشگاه رنگ در بلوار فلاحي قاسم آباد، مأموران آتش نشاني به همراه سه كاميون اطفاي حريق از ايستگاه هفت آتش نشاني به محل اعزام شدند.روابط عمومي سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني مشهد اعلام كرد، با توجه به گستردگي آتش و انفجار قوطيهاي حاوي رنگ، تينر و مواد آتش زا، نيروهاي كمكي و دو كاميون اطفاي حريق ديگر از ايستگاه پنج به محل اعزام شدند و آتش را خاموش كردند.بر پايه اين خبر، بر اثر شدت انفجار قوطيهاي حاوي رنگ و مواد قابل اشتعال، برخي شيشه هاي ساختمانهاي اطراف نيز شكسته شد.

  


قتل پيرمرد سرايدار در ساختمان قديمي

 

گروه حوادث : سرايدار كهنسال يك مهمانپذير قديمي در مشهد به قتل رسيد.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 18 جمعه با اعلام قتل سرايدار يك مهمانپذير قديمي در محدوده چهارراه شهداي مشهد، بازپرس شعبه 26 ويژه قتل عمد و مأموران انتظامي در محل حاضر شدند و تحقيقات اوليه درباره چگونگي حادثه آغاز شد.
در تحقيقات بازپرس «پرسا» معلوم شد پيرمرد 78 ساله كه سرايدار محل موردنظر بوده، توسط افراد ناشناس مورد حمله قرار گرفته و به قتل رسيده است.
بر پايه اين خبر، چهره خون آلود پيرمرد حكايت از وارد آمدن جسمي سخت به ناحيه صورت وي داشت و همچنين عوامل جنايت پس از بستن دستها و پاهاي پيرمرد، وي را در زيرزمين مهمانپذير رها كرده بودند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com