|
گروه حوادث - مصدق: متهم اصلي يك پرونده جنايي با پذيرفتن اتهام قتل دوستش انگيزه خود را دفاع از ناموسش اعلام كرد.

به گزارش خبرنگار ما، ساعت 23 جمعه، چهارم خرداد ماه سال جاري جواني كه خود را «حسين» معرفي مي كرد در تماس با كلانتري 141 گلستان از قتل دوست معتادش خبر داد.
به دنبال اين گزارش مأموران پس از حضور در طبقه اول يك مجتمع سه طبقه واقع در دهكده المپيك با جسد غرق در خون جواني در پستوي خانه رو به رو شدند كه روي فرش افتاده بود.
دقايقي بعد و با عزيمت تيم جنايي به سرپرستي «احمدي شاملو» بازپرس كشيك ويژه قتل از شعبه اول دادسراي جنايي مركز در محل حادثه مشخص شد، مقتول «صمد» نام دارد كه بر اثر اصابت چهار ضربه چاقو به قلب، پشت، پهلو و ران به قتل رسيده است.
همچنين در بازرسي از صحنه جرم علاوه بر آلت قتاله و دستمال آلوده چهار عدد ته سيگار در جاسيگاري و سه گرم ترياك كشف شد كه نشان مي داد مقتول قبل از حادثه مواد مخدر استعمال كرده است.
در پي بررسي صحنه جنايت «حسين» جواني كه جزييات را به پليس گزارش داده بود، تحت بازجويي قرار گرفت كه با اعتراف وي به ارتكاب قتل بازداشت شد.
از سوي ديگر «زهرا» همسر 21 ساله وي نيز به جرم معاونت در قتل دستگير شد.
با گناهكار شناخته شدن اين زوج جوان از سوي دادسراي جنايي تهران، آنان صبح ديروز در برابر پنج قاضي شعبه 71 دادگاه كيفري استان قرار گرفته و از خود در برابر اتهام وارده دفاع كردند.
در ابتداي اين جلسه حيدري نماينده دادستان و مادر مقتول به عنوان تنها ولي دم از هيأت قضايي براي «حسين» به جرم مباشرت و براي «زهرا» به اتهام معاونت در قتل تقاضاي اشد مجازات قانوني را كردند.
در ادامه متهم اصلي پرونده به پشت تريبون رفت و با قبول اتهام وارده از سوي نماينده دادستان گفت: دوستم قصد آزار همسرم را داشت كه من در دفاع از ناموسم او را با چهار ضربه چاقو به قتل رساندم.
وي در تشريح شب حادثه گفت: ساعت حدود 9 شب بود كه «زهرا» همسرم با تلفن يكي از همكارانم تماس گرفت. وقتي گوشي را از همكارم گرفتم، زنم گفت: صمد - دوستم - مزاحمش شده و توي كوچه دنبالش راه افتاده است. بنابراين با توجه به دوستي چند ساله اي كه بين ما بود به همسرم گفتم بدون هيچ سر و صدا و آبروريزي به خانه برو من هم بزودي مي آيم.
متهم افزود: 40 دقيقه بعد با خودرو اداره برق به خانه ام آمدم و زنگ زدم. ديدم كسي در را باز نمي كند. با كليد در را باز كردم و وارد منزل شدم . با ديدن چهره هراسناك همسرم و دود غليظ سيگار در اتاق به موضوع مشكوك شدم و از همسرم پرسيدم چه كسي اينجاست. با اشاره دست او به پستوي خانه كه وصل به آشپزخانه است رفتم. مردي را ديدم كه رويش را با پتو يا ملحفه پوشانده بود. بي درنگ با چاقويي كه از قبل از آشپزخانه برداشته بودم به وي حمله كردم و چند ضربه به او زدم.
وي در پاسخ به سوال قاضي مبني بر اينكه اگر از روي پتو يا ملحفه به مقتول ضربه زدي پس چرا اثري از بريدگي روي پتو و ملحفه از سوي تيم تحقيق كشف نشده است، گفت: نمي دانم.
متهم در پاسخ به سؤال ديگري گفت: فكر اينكه «صمد» به خودش اجازه بدهد كه به زور وارد خانه ام شود نمي كردم، به همين خاطر وقتي شب حادثه به خانه آمدم زنگ زدم.
گفتني است اين جوان 31 ساله در آخرين دفاع از خود گفت: «صمد» را در دفاع از شرفم به قتل رساندم. و مرگ نيز حق او بود.
بر پايه اين گزارش سپس «زهرا» متهم ديگر پرونده به دفاع از خود پرداخت و گفت: «صمد» چند بار مزاحم من شده بود. حتي يك بار موضوع را به همسرم گفتم و آنان با هم درگير شدند. تا اينكه شب حادثه وقتي از خانه پدرم به طرف منزلمان مي رفتم، جلويم را گرفت و گفت: اگر از «حسين» جدا نشوي و به عقدم در نيايي، همسرت را خواهم كشت. بنابراين دو كوچه به خانه مان، از يك تلفن عمومي با تلفن همراه همكار شوهرم تماس گرفتم لحظاتي بعد ماجرا را براي همسرم شرح دادم.
اين زن 21 ساله سپس افزود: پس از ورود به خانه مشغول نوشتن جزوه بودم كه صداي زنگ را شنيدم. هر چه گفتم چه كسي پشت در است، پاسخي نشنيدم، بنابراين به تصور اينكه شوهرم از بستگان او هستند، به طرف در رفتم. به محض باز كردن در «صمد» با دستش جلوي دهانم را گرفت و به زور و تهديد وارد خانه شد و مرا مورد آزار و اذيت قرار داد كه در همين هنگام همسرم وارد خانه شد. وقتي از من پرسيد چه كسي اينجاست، از ترس اينكه مبادا او به شوهرم حمله كند با دستم به طرف پستو اشاره كردم. بعد «حسين» به طرف آشپزخانه رفت و با برداشتن چاقو چهار ضربه به دوستش زد.
گفتني است با اخذ آخرين دفاع از متهمان، هيأت قضايي شعبه 71 بزودي رأي نهايي خود را در ارتباط با متهمان اين پرونده اعلام خواهند كرد. |