|
* مليحه پژمان
هر وقت اسم سريال «اميركبير» را مي شنويم بي اختيار به ياد چهره ناصرالدين شاه مي افتيم.

شاه جواني كه هنوز راه و رسم كشورداري را نمي داند و بسيار كودكانه تصميم مي گيرد. ايرج راد جنس بازي خاصي دارد و اوج و فرودهاي احساسي اين گونه آثار، تواناييهاي او را بيشتر نمودار مي كند.
ايرج راد اولين تجربه نيمه حرفه اي اش را در تئاتر «قرعه براي مرگ» در سال 42 رقم زد و پس از تجربه چندين نمايش، صحنه فعاليتهايش را در عرصه جديدي به نام تلويزيون ادامه داد و پس از انقلاب اولين تجربه اش را با سريال اميركبير آغاز كرد و بعد از 5 سال با سريال «وزير مختار» تجربه اش را تداوم داد و با بازي در سريال «در پناه تو» در نقش يك پدر، جلوه جديدي از ملودرام را به تصوير كشيد و تجربه هايش را با سريالهاي «تلفن مشترك»، «شبكه»، «سنگ و شيشه»، «گارد ساحلي»، «مدار صفر درجه» و... تا امروز ادامه داد. ايرج راد در كنار اين فعاليتها با جديت فراوان به تئاتر هم مي پردازد. او در مورد شروع فعاليت تلويزيوني اش مي گويد: «آن زمان عمر زيادي از تلويزيون نگذشته بود و اين پديده نوظهور جاذبه هاي زيادي براي مردم داشت و مورد علاقه مردم بود، به همين دليل تجربه تئاتر تلويزيوني نه فقط براي من، بلكه براي بيشتر پيشكسوتان عرصه تئاتر شكل گرفت. البته من در آن سالها اجراهاي زنده اداره هنرهاي دراماتيك را همراهي نمي كردم و در واقع كارهايي كه من در آن زمان بازي مي كردم هيچ كدام زنده پخش نمي شدند؛ حضور من در تئاترهاي تلويزيوني صرفاً براي راهيابي به تلويزيون نبود، بلكه دوست داشتم اين عرصه جديد را هم تجربه كنم.»
مي پرسم، يعني تمايلي به بازي در سريالها نداشتيد؟
مي گويد:« ببينيد در آن زمان نگاه به تئاتر به شكل خاصي بود، من هم دوست نداشتم از فضاي تئاتر دور باشم. از سويي بسياري از بزرگان تئاتر در آن دوره هم با احتياط به سراغ كارهاي سينمايي مي رفتند و فيلمهايشان هم بسيار متفاوت بود و اين مسأله براي حضور در سريالها هم مصداق داشت. آن وقتها ما زياد كار تئاتر مي كرديم و شايد عطش بازيگري در ما سيراب مي شد».
و چطور به تجربه سريال اميركبير رسيديد؟
«وقتي كه اين كار به من پيشنهاد شد، از اجراي آن ترس عجيبي داشتم، چرا كه قبل از آن مرحوم حاتمي كار مشابه آن را ساخته بود. قرار بود در اين سريال من دوره جواني و اوايل سلطنت ناصرالدين شاه را بازي كنم، پس سعي كردم تا آنجا كه مي توانم به شخصيت، فضاها و لحظات نزديك شوم. اين سريال حاصل كار جمعي بود كه از تئاتر به اين عرصه رسيده بودند و عشق خاصي هم به اين كار داشتند.»
مي گويم، همكاري شما با اين گروه تا سريال وزير مختار امتداد پيدا كرد و او مي افزايد: «بله، درست پنج سال بعد همكاري ام را با سعيد نيكپور ادامه دادم و در سريال «وزير مختار» در نقش گريدف ظاهر شدم. هر چند كه وزير مختار جذابيتهاي امير كبير را نداشت و البته مردم هم از اين شخصيت چيز زيادي نمي دانستند و نتوانست آن چنان كه بايد تأثيرگذار باشد.»
و بعد از آن سراغ سريالهاي تاريخي نرفتيد؟
«بله، بايد مطمئن مي شدم كه آن نقشها از كيفيت لازم برخوردارند و بعد از آن تجربه جديدم را در سريالهاي ديگري از جنس ديگر محك زدم و سريال «در پناه تو» شكل گرفت. تجربه اي كه خيلي از آن رضايت دارم و هنوز خيلي ها آن شخصيت را به خاطر دارند. نقشي كه بار ملودرام زيادي در خود داشت و كنش هاي احساسي آن شخصيت گاهي خودم را آزار مي داد.»
مي پرسم برخي احساس مي كنند كه شما در اين نقشها راحت تر ظاهر مي شويد و قدرت تأثيرگذاري بيشتري داريد خودتان در اين مورد چه فكر مي كنيد؟
ايرج راد مي گويد: «اين مسأله بستگي به نگاه تماشاگر و انتظار او از بازيگر دارد؛ يعني تصويري از يك بازيگر در ذهن او شكل مي گيرد كه حاضر نيست آن فرد را در شخصيتهاي ديگر باور كند. از سوي ديگر بازيگران چند دسته هستند. گروه اول افرادي كه وقتي نقش بازي مي كنند همه چيز آن نقش را عوض مي كنند و شخصيت تازه اي مي سازند. گروه دوم كساني هستند كه شخصيت مستقل خودشان را در قالبهاي مختلف قرار مي دهند. هر دوي اينها پذيرفتني هستند، اما گروه اول توانايي بيشتري در ايفاي نقش تازه دارند.»
پس كارهاي زيرپوستي شما مثل سريال در پناه تو و حتي ناصرالدين شاه، ايرج راد را در گروه دوم قرار مي دهد؟
«ببينيد، اين مسأله باز هم به نگاه تماشاگر برمي گردد، چون تماشاگران نمي خواهند بازيگر را به گونه ديگر قبول كنند. به همين دليل گاهي دچار ترديد مي شوي كه نقش متفاوت را قبول كني يا نه؟ اما به عقيده من حتي نقش منفي كه خوب ايفا شود، مي تواند تأثير مثبتي داشته باشد و البته در سريال «مدار صفر درجه» در نقطه مقابل همه بازيهايي كه تاكنون داشته ام ايستادم.»
اما طي اين سالها ايرج راد پس از نقش ناصرالدين شاه ديگر در نقش اصلي ظاهر نشده و بيشتر در جايگاه شخصيت مكمل قرار گرفته است.
او در اين مورد مي گويد: «نقش اصلي هيچ وقت براي من اهميتي نداشته است؛ زيرا هميشه تلاش كرده ام ديده شوم. به عقيده من اگر هر بازيگري در هر جايگاه و نقشي خوب عمل كند كفايت مي كند.
البته گاهي نقشهاي اصلي به من پيشنهاد شده، ولي متن از چارچوب قوي برخوردار نبوده است.»
ايرج راد كه در حال حاضر مدير خانه تئاتر هم هست و در بين تئاتري ها شخصيت با نفوذي محسوب مي شود با دو كار «تلفن مشترك» و «شبكه» نشان داده كه گرايشهايي هم به كارهاي طنز دارد. از او مي پرسم كه قصد داشته در اين زمينه هم تواناييهايش را محك بزند كه در ادامه مي گويد: «بله دوست داشتم به تجربه متفاوتي برسم، ولي آن طور كه انتظار داشتم خوب از آب درنيامد و البته متنها هم بخصوص در «شبكه» اشكالهاي زيادي داشتند و با عجله نوشته مي شدند و جايي براي اصلاح آنها وجود نداشت.»
اما ايرج راد اين روزها به چه كارهايي مشغول است؟
مي گويد:« اين روزها بيشتر درگير كارهاي تئاتر هستم و البته متنهايي هم در مورد سريالهاي جديد به دستم رسيده كه هنوز فرصت نكرده ام آنها را كامل بررسي كنم.
اگر نقش آن طور كه دوست دارم شكل گرفته باشد حتماً مي پذيرم.» |