|
* تكتم بهاردوست
اين روزها احمد اميني در تدارك مجموعه اي تلويزيوني با نام «بي گناهان» است. سريالي 26 قسمتي با حال و هواي اجتماعي،

پليسي كه داستان پيچيده اي دارد و در فهرست بازيگرانش، نام چند تن از بازيگران سريال «اولين شب آرامش» (سريالي كه سال پيش احمد اميني آن را كارگرداني كرده بود)هم به چشم مي آيد.
شايد بشود گفت سريال «بي گناهان»، جزو معدود كارهايي است كه از حضور چهار كارگردان سينما و تلويزيون به عنوان بازيگر استفاده كرده است.
***
* خيابان دولت/ خيابان ديباجي/ كوچه مژگان/ ...
حدود 30/4عصر است و هوا سرد و خيابان خلوت. براي پيدا كردن لوكيشن سريال مشكلي ندارم، چون دو ميني بوس متعلق به گروه فيلمبرداري در كنار كوچه پارك شده و عوامل سريال در رفت و آمدند. حياط خانه كوچك، ولي زيباست !چون قرار است صحنه اي از سريال كه در شب مي گذرد را تصويربرداري كنند، تمام پنجره ها را با پتو پوشانده اند و من براي ورود به خانه، بايد از ميان چندين لايه پتو بگذرم.
دم در به احمد اميني بر مي خورم كه از من با روي خوش استقبال مي كند. او تا آماده شدن عوامل و صحنه براي تصويربرداري اين سكانس، با آرامش، مشغول مرور فيلمنامه اين سكانس است و هيچ گونه عجله اي هم در رفتارش ديده نمي شود. قرار است براي گرفتن اين پلان، دوربين دور اتاق بچرخد و به همين علت، قرار نيست جز تيم تصويربرداري كسي در اتاق باقي بماند. به همين دليل، من و بقيه عوامل سريال، مجبور مي شويم در اتاق ديگري منتظر پايان تصويربرداري اين سكانس باشيم. صداي اميني به گوش مي رسد و هشدارش به گروه توليد براي برقراري سكوت و گرفتن پلان اول از سكانس 288 قسمت دهم سريال.
فيلمبرداري با سكوتي تقريبا طولاني آغاز مي شود و بعد از آن صداي به هم خوردن در و ....كات. اميني به تنها بازيگر اين صحنه، يعني امير آقايي يادآوري مي كند كه كمي در بازي عجله كرده و با دادن توضيحات لازم و تمريني كوتاه، دوباره اين پلان تصويربرداري مي شود. پلان بي ديالوگي است.
برداشت دوم اين پلان هم به دليل زنگ نابهنگام تلفن، با دستور «كات» اميني، قطع مي شود.
برداشت سوم با صداي فريد (امير آقايي) شروع مي شود كه ظاهراً با مادرش در آن طرف خط صحبت مي كند:
- سلام مادر.
- حالم خوبه...
- تازه رسيدم...
- ولي من كه هنوز پريشب اونجا بودم!
و باز فرمان «كات» اميني. اين بار از بازي آقايي راضي است. بچه ها در تدارك آماده كردن صحنه بعد هستند. اميني پيشنهاد مي كند تا شروع تصويربرداري پلان بعدي صحبت كنيم.
او قصه سريال را اينگونه تعريف مي كند: «بي گناهان» ماجراي سه دوست است. سه پسر جوان كه در 26 سال پيش بر اثر اتفاقي از هم دور شده اند و وقتي در زمان حال، دو نفر از اينها به هم مي رسند و در شرايطي كه قرار است دختر يكي با پسر ديگري ازدواج كند، اتفاقاتي مي افتد و ... .
اميني ادامه مي دهد: نقش اين دو دوست در زمان حال را مسعود كرامتي و داريوش فرهنگ بازي مي كنند كه نقش فرهنگ در اين كار نقش اصلي و تاثيرگذار داستان است. اين مجموعه، يك درام خانوادگي است كه بنا به ضرورت، يك خط پليسي و معمايي دارد.
او در خصوص تلاشش براي كاركردن در اين گونه ژانرها مي گويد: من داستانهاي معمايي و پليسي را كه زمينه هاي اجتماعي دارند، دوست دارم و بيشتر كارهايم هم در اين زمينه بوده است.
وي در خصوص چهار كارگرداني كه نقشهاي اصلي اين سريال را بازي مي كنند، مي گويد: به جز داريوش فرهنگ و مسعود كرامتي، محمد علي نجفي هم در اين سريال حضور دارد كه اگر چه نقشش كوتاه است، ولي از نقشهاي اصلي و مهم كار است. در مورد كارگردان چهارم هم، با چند تن از كارگرداناني كه ابراز تمايل كرده اند تا در اين سريال حضور داشته باشند، صحبتهايي داشته ايم، ولي هنوز به نتيجه نهايي نرسيده ايم.
اميني در خصوص لوكيشنهاي اين سريال هم مي گويد: بخش عمده كار در تهران و رباط كريم است كه در حال حاضر مشغول زدن دكورهاي لازم در اين منطقه هستيم و فيلمبرداري خيلي كوتاهي هم در يكي از بنادر (كه به احتمال زياد بندرعباس خواهد بود) داريم و بخشي ديگر از اين سريال را هم در جاده تهران- بندرعباس تصويربرداري مي كنيم.
زمان ديگري براي صحبت نيست .صحنه بعدي آماده شده و عوامل منتظر كارگردانند.
امير آقايي، تنها بازيگر اين صحنه، با لباس راحتي سفيد و حوله اي آبي رنگ بردوش، پشت اوپن آشپزخانه نشسته و با سر و صورتي خيس، مشغول حفظ و تمرين ديالوگهاي پلان بعدي است. كار براي دقايقي، به خاطر اينكه منشي صحنه دكوپاژهايش را گم كرده متوقف مي شود و بعد از چك كردن حركات و ديالوگهاي پلان مورد نظر، سكوت بار ديگر حكمفرما مي شود. اميني يادآور مي شود كه اين پلان را از ظرف پلو ماهي مي گيرند. هنوز آقايي كوچكترين حركتي نكرده كه اميني دوباره كات مي دهد! روي مكثهاي بازيگر، تأكيد زيادي دارد و تذكر مي دهد كه زمان اين پلان، از چيزي كه فكرش را مي كرده، كمي بيشتر شده. با گرفتن كلوزآپي از چهره آقايي، كار از سرگرفته مي شود، ولي باز مشكلي پيش آمده. اميني مي گويد كه بايد سر و صورت فريد، بيشتر از اين خيس باشد، پس گريمور با آبپاش به جان آقايي مي افتد وصورتش را خيس مي كند. دوربين با چنگالي كه در دست فريد است بالا مي رود. من تمام اين اتفاقات را از داخل نمايشگر جلوي اميني دنبال مي كنم. با دو برداشت، اين پلان هم ضبط مي شود. آقايي پر انرژي است وصبور و كوچكترين اعتراضي به تعدد برداشتهاي اين پلان نمي كند. قرار مي شود تا آماده شدن صحنه بعد، گپ كوتاهي هم با اميرآقايي داشته باشم.
مي پرسم: «از اين پلان، چند برداشت داشتيد. اين قضيه خسته تان نمي كند»؟
مي گويد: «نه ،اصلا اگر لازم بود هشت برداشت هم مي گرفتيم تا كار همان طور كه مورد نظر كارگردان است از آب در بيايد».
- خودتان از بازيتان راضي هستيد؟
- من زماني راضي ام كه كارگردان راضي باشد.
آقايي در خصوص حضور دوباره اش در كار تازه اميني مي گويد: «بي گناهان» متن وسوسه انگيزي داشت و وجود كسي چون اميني براي كارگرداني آن، براي قبول اين نقش كافي بود. من در اين كار، نقش يك سروان نيروي انتظامي دايره جنايي را بازي مي كنم كه در جريان اتفاقاتي كه براي نقشهاي اصلي سريال پيش مي آيد، وارد داستان مي شود و... .
ساعت از6 هم گذشته و سومين برداشت از پلان چهارم اين سكانس، با تصوير برداري از خنده اميرآقايي به پايان مي رسد.
هوا كاملاً تاريك شده و فقط يك پلان از سكانس 289 گرفته شده و من با فرمان «كات» اميني، از گروه توليد سريال «بي گناهان» خداحافظي مي كنم. |