تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-01-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 10بهمن ماه 1386


نگاهي به نمايش «افرا يا روز مي گذرد» به كارگرداني بهرام بيضايي ؛لذت نمايش ايراني

 

* مهدي نصيري

زبان و ساختار روايت در بيشتر آثار «بهرام بيضايي» آنقدر وابسته به ريشه ها و بسترهاي كهن ادبيات فارسي است كه در برخورد اول



و براي بسياري از مخاطبان عام، نمايشهاي او به سادگي قابل درك و انتقال نيست. اين ويژگي خواه مربوط به كاستيها و ضعفهاي زبان معمول امروزي يا به غنا و كمال ادبيات گفتاري در آثار بيضايي مرتبط باشد، چندان مهم نيست؛ زيرا نمايش بيضايي به هر حال رابطه لازم را با مخاطب برقرار مي كند و در زمينه اي ديگر، خود كارگردان دشواريهاي زبان در مواجهه با مخاطب را با عناصر مطلوب ديگر نمايشي جبران مي سازد.
اما گذشته از آنچه آمد، قصدم اين بود كه تفاوت «افرا يا ...» را در قياس با ساير نمايشها و متون نمايشي بهرام بيضايي - از منظر زبان و بعد به لحاظ فضاي داستاني - مورد اشاره قرار دهم.
«افرا يا...» پس از «مجلس شبيه در ذكر مصائب استاد نويد ماكان و همسرش رخشيد فرزين» دومين نمايشي است كه بيضايي در فضاي معاصر ايراني و با زبان چند گانه اجتماعي معاصر به روي صحنه برده است. شايد اين پرداخت و نوع زبان و همچنين فضاي نزديك به امروز داستان عامل مهمي باشد كه نمايش فاخر ايراني بهرام بيضايي را به مخاطبان بيشتري معرفي كرده و باعث ارتباط گسترده تر آنها با اين نمايش شود.
مطمئناً اين انتخاب نمي تواند در جلب مخاطبان بيشتر براي يكي از ناب ترين اشكال نمايش ايراني بي تأثير باشد. نمايشي كه با هنر خاص بيضايي و تسلط و آگاهي اش نسبت به شيوه ها و زمينه هاي مناسباتي فرهنگ، جامعه و تاريخ مي تواند به الگوي يك تئاتر ملي و ايراني تبديل شود و حتي با مشخصه هاي ملي تعريف كاملي از تئاتر بومي شده ايراني نيز به دست آورد.
«افرا يا...» در دوراني كه بحث بر سر تئاتر و گونه ها و اشكال مطلوب آن در كشور ما و ديگر جوامع داراي شكل سنتي تئاتر شرقي، يك بحث مهم محسوب مي شود و يك تقسيم بندي كلي، تئاترمان را به دو دسته شرقي و غربي تقسيم كرده، مي تواند الگوي مناسبي از شكل ايده آل و مطلوب نمايش ملي باشد.
در واقع هنر بيضايي در دستيابي به اين شكل نو، حاصل آگاهي اين نويسنده و كارگردان به شيوه هاي نمايش سنتي ايراني و قالبها و ساختار ادبيات نمايشي غربي است. بهرام بيضايي با آگاهي كامل به عناصر و قواعد تئاتر ايراني و غربي بخوبي توانسته توازن و تناسبي منطقي ميان شيوه هاي مرسوم بومي و قواعد اصولي درام برقرار كند و برآيند مطلوبي از اين دو شيوه را به عنوان يك شكل جديد تئاتري ارايه دهد.
نقالي و تعزيه به عنوان دو شكل مهم نمايش ايراني چنان به اصول دراماتيك و ساختار كلاسيك اين تئاتر پيوند خورده اند و شبكه علت و معلولي داستان آنقدر با شكل روايي سنتي نمايش ايراني تناسب و همنشيني پيدا كرده كه حاصل تركيب و آميزش آنها شكل تازه اي از نمايش را به دست داده كه عناصر و قواعد هر دو را در خود دارد، اما به طور كامل نه درام غربي است و نه تعزيه و نقالي ايراني!
شيوه اي كه بهرام بيضايي به آن دست پيدا كرده با توجه به اين ويژگيها مي تواند «تئاتر امروز ايران» لقب بگيرد. بيگانه سازي كمرنگ بازيگران، نمونه اي از شيوه روايت اجرايي در تعزيه است كه كاركرد مناسبي در «افرا يا ...» پيدا كرده، در اين روش، بازيگر براي لحظه اي از شخصيتي كه نقش او را ايفا مي كند فاصله گرفته و به عنوان يك نقش پوش، ديالوگي ديگر را بين خودش و شخصيت برقرار مي كند؛در واقع بازيگر، شخصيت و نويسنده سه راوي اي هستند كه «افرا يا...» با اتكا به شيوه فاصله گذاري، داستان خود را به پيش مي برد.
افرا: ... براتون نگفتم؟ ما يكي از ده اتاق اين حياطو داريم كه يه وقتي اندروني هفت پشت خانوم شازده بوده. خودشون؟ همين ديوار به ديوار!
اين ديالوگ ما بين تماشاگر و شخصيت بيان مي شود. در واقع «نقش پوش»، بدين شكل براي لحظه اي از فضاي داستان خارج شده، نقش و موقعيت را براي تماشاگر روايت مي كند و بعد احتمالاً يك نقالي كه از شيوه مستقل نمايش نقالي فاصله گرفته، زمينه و مقدمه بينابيني مي شود براي روايت مستقيم بازي در حال!
«افرا يا ...» به همين واسطه، هم روايت گذشته (شيوه هاي ايراني نقالي و تعزيه) و هم وقوع رويداد حال، در صحنه است. در واقع شگرد ويژه بيضايي در اين نمايش، روايت گذشته داستاني در زمان حال و ايجاد بار دراماتيك از اين روايت معلوم است كه مثل وقايع و رويدادهاي نقالي و تعزيه در گذشته اتفاق نيفتاده است. شايد همين ويژگي مهمترين كاستي است كه در حال حاضر نمايشهاي ايراني بدان مبتلايند. بر اين اساس نمايش بيضايي بيش از هر چيز مي تواند كلاس درسي براي ايجاد حركت در نمايش ايراني باشد.
زبان، عنصر مهم ديگري است كه از سويي به طور مستقل و از سوي ديگر به عنوان شخصيت و به مثابه ابزار روايت شيوه نمايشي مي تواند در نمايش مورد بررسي قرار گيرد. اين عنصر در وهله اول جزيي از شخصيتهاي نمايش است و مهارت بيضايي در اختصاص دادن اشكال متفاوت زباني براي هر يك از آدمهاي داستانش را متذكر مي شود.
«افرا يا ...» ارجاع بسياري از منتقدان بيضايي خاص بودن زبان اشخاص نمايشي اين كارگردان را به راحتي مردود مي كند. افرا، افسر خانوم، برنا، دوچرخه ساز، نوع بشري، سركار خادمي، شازده، بدرالملوك و ... هر يك زبان خاص خودشان را دارند. حتي با در نظر گرفتن برخي كليات مشترك، به هيچ وجه نمي توان جزييات زبان را در اشخاص متفاوت نمايش مشترك يافت.
افسر خانوم: به هم گفت - خانم شازده - تو مريضي مادر افرا. براي تميز كاري خونه تنهايي از عهده برنمي آيي. امشب دوره هفتگي منه، تو كه مي دوني!
خيال كردي لك و لك كاري از پيش مي ره؟
اين وجه از زبان با همه ويژگي خاص شخصيت بازداراي موتيف هاي خاص زبان بيضايي است و غناي ادبي گفتار متن او را در خود دارد. اين بخش از كاركرد زباني را مي توان به طور مستقل در «افرا يا...» مورد ارزيابي قرار داد. سومين كاركرد زبان را هم بايد در شكل روايي نمايش براساس ويژگي گفتار بررسي كرد. اين همان كاركردي است كه بيضايي آن را از نقالي و تعزيه به عاريت گرفته است.
بازيگران نمايش بيضايي علاوه بر استقلال نوع بازي ساختار اجرايي كاملاً متناسبي با كليت حركت نمايش دارند. نمايش بيضايي دو جا نمايه حركتي را بر روي صحنه با هم دارد كه يكي شبكه حركت و ارتباطات ميان شخصيت ها و بازيگران و ديگري طراحي صحنه و مكانيك صحنه (نور، دكور و...) است.
مژده شمسايي، مهرداد ضيايي، مرضيه برومند، حسن پورشيرازي و افشين هاشمي و... در شكل دادن به ساختار اجرايي نمايش نقش مهمي را ايفا مي كنند. صرفنظر از ارزيابي شكل و شيوه بازي اين بازيگران به طور مجزا؛ كليت كارشان در حركت دادن به ميزانسن، جان بخشي، ايجاد ريتم و ضرباهنگ در شبكه رويدادهاي بصري را بايد به گونه اي مثبت مورد ارزيابي قرار داد.

  


نگاهي به «بيوولف» آخرين ساخته رابرت زمه كيس؛ اسطوره هاي ديجيتالي!

 

* وحيد ضرابي نسب

* بيوولف Beowulf
كارگردان: رابرت زمه كيس




فيلمنامه: نيل گايمن، راجراوري
بازيگران: ري وينستون، آنجلينا جولي، آنتوني هاپكينز، جان مالكوويچ، رابين رايت پن
مدير فيلمبرداري: رابرت پرسلي
تدوين: جرمياادريسكول
محصول 2007، 113 دقيقه
خلاصه فيلم
در عصر قهرمانان اساطير و در دوره اي جادويي از تاريخ، جايي پر از قهرمانها و ديوها و هيولاها، جنگجويي قوي و شجاع به نام «بيوولف» براي حفظ سلطنت باستاني دانمارك از نابودي به دست موجودي شرير واهريمني به نام «گرندل»، قيام مي كند.
حكومت پادشاه فعلي دانمارك «شاه راتگار» و زندگي مردم بشدت توسط «گرندل» و مادر شيطاني و اغواگرش تهديد مي شود. گرندل هيولايي است كه ساكنان دانمارك را شكنجه مي دهد، مي بلعد و يا در وضعيتي سرشار از وحشت و سياهي رها مي سازد. از سويي مادر اهريمني او هم با آن موهاي بلندي كه در انتها به دم او تبديل مي شوند با كينه جويي و ظاهر فريبنده خود مي خواهد از همه مردها انتقام بگيرد.
در اين شرايط «بيوولف» قيام مي كند و به شاه راتگار مي پيوندد و با شجاعت و زيركي خود مي تواند گرندل را شكست دهد. وي پس از اين اتفاق به عنوان پادشاه جديد اسكانديناوي انتخاب مي شود.
البته اين تمام ماجرا نيست...
همين اول اين قضيه را روشن كنيم كه آمريكايي ها به دليل اينكه سر و ته تاريخ سرزمينشان 500 سال قدمت ندارد، طبيعتاً چيزي هم به نام اسطوره و حماسه ندارند. شايد يكي از دلايلي كه مردم اين كشور به افسانه هاي ساختگي يا اسطوره هاي ساير ملل علاقه ويژه اي دارند و البته هاليوود هم در آمريكايي كردن! اين حماسه ها تخصص ويژه اي كسب كرده، همين «بي گذشته» بودن ساكنان آمريكاي شمالي باشد.
در اين يك مورد هم با يك افسانه - اسطوره اسكانديناوي ( و مشخصاً دانماركي» رو به روييم كه همين الآن در كتابهاي دبيرستان آمريكاييها تدريس مي شود. البته اينجا ذكر دو نكته خالي از لطف نيست. يكي اينكه «افسانه بيوولف» يكي از نامحبوبترين فصلهاي كتاب ادبيات بر و بچه هاي دبيرستانهاي ايالات متحده است و تقريباً هيچ پسر و دختر آمريكايي را پيدا نمي كنيد كه دل خوشي از اين منظومه سنگين و افسانه سخت واژه و دير فهم داشته باشد! جايي خواندم حتي خود رابرت زمه كيس (كارگردان فيلم) هم در دوران دبيرستان، يكي از دشمنان درجه يك «بيوولف» بوده و آن را جزو تكاليف وحشتناك دوران دبيرستانش مي دانست!
اما اگر بخواهيم درباره «افسانه بيوولف» بيشتر بدانيم بايد بگويم كه گويا قهرماني به نام بيوولف در قرن ششم در دانمارك مي زيسته و شواهد موجود، جنگ او بر سر تاج و تخت كشورش را تأييد مي كند. جالب كه خود اسكانديناوي ها اين افسانه را روايت كرده اند و دو قرن بعد، انگليسي ها اين اسطوره «وايكينگ ها» را در قالب منظومه اي بلند ثبت مي كنند.
بعدها «افسانه بيوولف» در قالب مجموعه اي منظوم از حماسه هاي اروپايي جمع آوري مي شود و البته هر كس از راه مي رسد ابياتي به آن اضافه مي كند. مي گويند در قرن 17 كه قسمت زيادي از اين افسانه در آتش سوزي از بين رفت، كليساي كاتوليك به ميل خود بخشهايي به آن افزود كه به پيچيده شدن منظومه (اينك 3 هزار بيتي) و دو پاره شدن وقايع آن اضافه كرد.
درست در زماني كه اين افسانه مي رفت تا از ياد و خاطره مردمان جهان پاك شود، «جي.آر.تالكين» خالق سه گانه«ارباب حلقه ها» آن را دوباره مورد بازخواني مجدد قرار داد و با ارايه مقاله اي مفصل در سال 1936، ضمن تمجيد از «بيوولف» آن را منظومه اي خاص و جدا از منظومه هاي يوناني - رومي دانست. همين اتفاق باعث شد اين افسانه - اسطوره دوباره احيا شود و حتي در كتابهاي درسي آمريكاييها نيز قرارگيرد.
بگذريم... رابرت زمه كيس را همه مي شناسيم. خالق ماندگارترين آثار سينماي جهان از سري پرطرفدار «بازگشت به آينده» تا فيلم تحسين شده «فارست گامپ»، از فيلم رئال - انيميشن «چه كسي براي راجر رابيت پاپوش دوخت» تا «كشتي شكستگان».
اين كارگردان مؤلف هاليوود كه مثل استيون اسپيلبرگ و «جرج لوكاس» بشدت به جلوه هاي ويژه، سينماي ديجيتال و تزريق تكنولوژي هاي نوين در فيلمهايش اعتقاد دارد، با ساخت «قطار سريع السير قطبي» تحولي نوين در پرده نقره اي به وجود آورد. تكنيك «پرفورمنس كپچر» Per Formance capture كه انصافاً هم جالب بود. در توضيح اين تكنولوژي جديد بايد گفت: بازيگران فيلم در استوديويي قرار مي گيرند و طبق فيلمنامه و كارگرداني، بازي حقيقي خود را در فضايي خالي انجام مي دهند.
البته سنسورهاي ديجيتال زيادي بر روي صورت و عضله هاي دست و پاي آنها قرار مي گيرد كه تمام اكشن ها و حركات آنان را ثبت و وارد رايانه مي كند و با استفاده از متخصصان ماهر جلوه هاي ويژه شخصيتها به صورت انيميشن و طراحي به شكل سه بعدي درمي آيد.
اين تكنيك در «بيوولف» نيز استفاده شد، اما به شيوه اي متبحرانه تر. فيلم قبلي زمه كيس در ثبت حركات چشم و پلك مشكل داشت، اما اين بار او با پيشرفت تكنولوژي، توانست با سنسورهايي فوق العاده، ضربان ماهيچه هاي چشم و پلك را نيز ثبت كند و حالا حتي گردش قرنيه چشم بازيگران نيز در فيلم طبيعي است. از سويي اين بار زمه كيس لباس بازيگران را نيز واقعاً طراحي كرد. (در فيلم «قطار سريع السير قطبي» طراحي لباس نيز ديجيتال بود) و بعد با رايانه هاي پيشرفته از لباسها و بازيگران، اسكنهاي مخصوصي گرفت تا همان لباسهاي واقعي تن بازيگران را در فيلم ببينيم.
تمام اين تكنيكهاي نوين باعث مي شود كه صحنه صحنه «بيوولف» برايمان جالب باشد و جدا از روايت قصه، فيلم را حداقل به خاطر شيوه ساخت و تكنولوژي تحسين برانگيزش تا سكانس آخر دنبال كنيم.
البته خيلي از منتقدان هاليوودي چند ايراد اساسي به «بيوولف» گرفته اند. اينكه زمه كيس فقط دل به تكنيكهاي رايانه اي بسته و آنقدر در بند تكنولوژي بوده كه قصه و روايت از دستش در رفته و آن غناي فيلمهاي قبلي اش اصلاً در «بيوولف» به چشم نمي آيد.يا اينكه فيلم جديد كارگردان «فارست گامپ» يك تقليد محض از اسطوره هاي قديمي است و يك بازسازي ناشيانه از «بن هور» و اضافه كردن آن به «ارباب حلقه ها»! حتي خيلي ها به آن انگ «يتن ايجري» بودن و فاصله گرفتن از سينماي انديشمند و متفكر زده اند، اما بشخصه نه تنها از ديدن فيلم لذت بردم كه به نظرم تكنيك «پرفورمنس كپچر» در سالهاي نه چندان دور توسط بسياري ديگر از كارگردانان مورد استفاده قرار مي گيرد، همان طور كه شيوه روتوسكوپي.
به هر حال قبول دارم كه بيوولف نسخه به روز شده و ديجيتالي «بن هور» است، اما كارگرداني، طراحي لباس و صحنه «واقعي و ديجيتال» بازي فوق العاده بازيگران «آنجلينا جولي، هاپكينز و مالكوويچ) و استفاده درست از تكنولوژي در فيلم را بايد ستود. اگر قبول داريد كه سينما ديگر «هنر» نيست و «صنعت» است، بايد اين دست تكنولوژي ها را نيز قبول كرد. هر چه باشد از «ترانسفورمرز» و «هري پاتر» و «مرد عنكبوتي» كه بهتر است

  


پشت ويترين

 

* خديجه زمانيان
در «پشت ويترين» اين هفته با چند خبر به معرفي كتابهاي تازه منتشره مي پردازيم.
* به تازگي نشر ققنوس، رماني از «جان بارت سيمونز» منتشر كرده است. اين رمان كه «اپراي شناور» نام دارد توسط سهيل سمي ترجمه شده و به بازار كتاب راه يافته است.
اين رمان در سال 1977 ميلادي منتشر شده و اين اولين كتاب اين نويسنده است. بارت در طول عمر خود بيش از 15 رمان و مجموعه داستان نوشت كه تا كنون هيچ كدام از آنها در ايران منتشر نشده است.






«اپراي شناور»، رماني است كه در 30 فصل داستان را براي خواننده بيان مي كند.
در فصل اول كتاب و در توجيه نامگذاري كتاب آورده است: «چرا اپراي شناور؟ اين عنوان بخشي از نام قايقي تفريحي است كه در گذشته در بخشهاي مدخيز آبهاي ويرجينيا و مريلند رفت و آمد مي كرد... و بخشي از ماجراهاي اين كتاب بر عرشه همين قايق رخ مي دهد. همين مي تواند وجه تسميه مناسبي باشد. اما دليل بهتري هم وجود دارد...»
* خبر دوم مربوط است به چاپ مجموعه داستاني از «غزل زرگر اميني».
«جمعه بيست و هشتم، روي صندلي لهستاني» عنوان مجموعه داستاني است كه به تازگي توسط نشر ققنوس چاپ شده است.
«جمعه بيست و هشتم، روي صندلي لهستاني»، «زن سمندر يا زينب»، «شيفت شب»، «صداي استخوان»، «نشانه گذار»، «شيريني پزي مانوك»، «من و گربه و ساحره»، «نيمروزي برفي در دو هزار و ششصد و بيست و پنج سال» و «بعد» عنوانهاي داستانهاي اين مجموعه اند.
«جمعه بيست و هشتم، روي صندلي لهستاني» به تازگي به بازار كتاب آمده و در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.
* خبر سوم مربوط است به چاپ مجموعه اشعار «م. آزاد».
شعرهاي «م. آزاد» در يك كتاب با عنوان «مجموعه اشعار» به چاپ مي رسند.
اين مجموعه شامل مجموعه هاي شعر «ديار شب»، «قصيده بلند باد»، «آيينه ها تهي است»، «بهارزايي آهو»، «با من طلوع كن» و «گل باغ آشنايي» است كه از سوي نشر نگاه به بازار كتاب خواهد آمد.
* چاپ مجموعه داستانكهاي عاشقانه مهدي ميركياني خبر بعدي اين ستون است. اين مجموعه «دوستت دارم» نام دارد و شامل 15 داستانك عاشقانه براي گروه سني كودك است.
نويسنده در «دوستت دارم» سعي دارد با ترسيم كردن فضايي خيال انگيز از دنياي حيوانات، به مقوله عشق و دوستي بپردازد؛ موضوعي كه به گفته مؤلف، در حيطه ادبيات كودك كمتر به آن پرداخته شده است. نامه، الماس، دريا، دام، هديه، نگاه و.. از جمله داستانكهاي اين كتاب هستند.
* خبر پنجم مربوط است به چاپ كتابي براي علاقه مندان به موسيقي. فريدون اربابي، سازها و دستگاههاي رديف موسيقي ايراني را از آغاز تا امروز در كتابي با عنوان «رديف موسيقي ايراني» منتشر كرد.
نويسنده در اين كتاب بعد از تاريخچه رديفهاي موسيقي ايراني در دوره هاي هخامنشي، ساساني، عباسي و صفوي به بررسي رديفهاي موسيقي ايراني در دوره معاصر پرداخته است. بخش ديگري از اين كتاب به موسيقي دانان بزرگ ايران اختصاص دارد.
فريدون اربابي بعد از بررسي تاريخي سازهاي رديف موسيقي ايراني به دستگاههاي رديف پرداخته و از دستگاههاي شور، آواز ابوعطا، آواز افشاري، آواز دشتي، آواز بيات ترك، دستگاه سه گاه و چهارگاه، دستگاه همايون، آواز بيات اصفهان، دستگاه ماهور، دستگاه نوا و دستگاه راست پنچگاه نام برده و يكايك آنها را تشريح كرده است.
كتاب «رديف موسيقي ايراني» را نشر افراز منتشر كرده است.
* خبر بعدي مربوط است به چاپ مجموعه داستاني از اكبر صحرايي.
44 داستان كوتاه از اكبر صحرايي در كتابي با عنوان «آنا هنوز هم مي خندد» توسط نشر سوره مهر منتشر شده است.
«آنا هنوز هم مي خندد» شامل 44 داستان كوتاه كوتاه است كه هر يك از آنها مستقلند اما در مجموع يك داستان بلند را تشكيل مي دهند.
نويسنده در مقدمه اين كتاب نوشته: اگر فرصت خواندن تمام داستانها را نداشتيد، مي توانيد از هر جاي كتاب، قطعه داستاني را انتخاب كنيد و بخوانيد. اگر فرصت خواندن همه داستانها را پيدا كرديد، شايد با چيدن داستانها كنار هم به لذت دومي هم دست پيدا كنيد.»
* خبر آخر ستون «پشت ويترين» مربوط است به چاپ مجموعه اشعاري از محمد طلوعي. اين مجموعه شعر «سروده هاي بي مخاطب» نام دارد كه شامل تعدادي از اشعار كلاسيك و نو است كه بيشتر بيان درونيات انساني و به نوعي واگويه هاي شخصي شاعر و درد دل كردن با خود و جامعه است.

  


فردا دومين جشنواره شعر فجر در مشهد افتتاح مي شود

 

گروه هنر- دومين جشنواره بين المللي شعر فجر فردا، يازدهم بهمن ماه در جوار بارگاه ملكوتي حضرت امام رضا(ع) در شهر مشهد مقدس آغاز به كار خواهد كرد.
به گزارش خبرنگار ما، مراسم افتتاحيه اين جشنواره عصر روز پنجشنبه يازدهم بهمن ماه سال جاري در تالار نور مشهد واقع در خيابان آبكوه برگزار مي شود.
بنابراين گزارش در اين آيين كه با حضور هشتاد تن از شاعران،  منتقدان ادبي و پژوهشگران سراسر كشور و جمعي از اصحاب رسانه و مسؤولان دولتي برگزار خواهد شد، محسن پرويز معاون امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و محمدي زاده استاندار خراسان رضوي به سخنراني خواهند پرداخت.
مراسم اختتاميه دومين جشنواره بين المللي شعر فجر پس از اعلام نفرات برگزيده از سوي استانها و داوري نهايي در مرحله كشوري، دوم اسفندماه سال جاري در تهران برگزار خواهد شد.

  


اسپانيا در صدر سارقين اينترنتي موسيقي

 

فدراسيون بين المللي توليدات صوتي در گزارش اخير خود اعلام كرد كه در سال 2007 اسپانيا در طبقه بندي كشورهاي اروپايي كه به بارگذاري غيرقانوني موسيقي مي پردازند رتبه اول در سرقت اينترنتي موسيقي را به خود اختصاص داده است.
به گزارش مهر، اين تحقيقات نشان مي دهد كه 35 درصد از كاربران اينترنت در اين كشور به طور دائمي به بارگذاري غيرقانوني و سرقت آنلاين موسيقي مي پردازند.
همچنين استفاده از فرمت ديجيتال اينترنت در سال 2007 بيش از 40 درصد در اين كشور رشد داشته است.
براساس گزارش روزنامه انگليسي«ال پائيس»، در سطح جهاني به ازاي بارگذاري هر فايل موسيقي از اينترنت، 20 سارق از اين فايل موسيقي استفاده مي كنند. در حقيقت به ازاي هر يك ميليارد و 700 ميليون فايل موسيقي قانوني، 10 ميليارد فايل غيرقانوني وجود دارد. به خصوص اين آمار در چين، مكزيك و برزيل حائز اهميت است.
Ifpi از دولتهاي اتحاديه اروپا خواسته است كه فشارهاي بيشتري روي ارائه دهندگان اينترنت در كنترل بارگذاري غيرقانوني موسيقي با قطع اتصال اينترنت سارقان دائمي و شناسايي سايتهايي كه خدمات بارگذاري را ارائه مي دهند اعمال كنند.
در حال حاضر بيش از 500 ارائه دهنده وجود دارند كه به عرضه غيرقانوني موسيقي در شبكه با عرضه حدود 6 ميليون آهنگ مي پردازند. اين تعداد آهنگ غيرقانوني چهار برابر بيشتر از تعداد آهنگهايي است كه در فروشگاههاي قانوني در دسترس قراردارند.

  


واحد عكس خبرگزاري فارس عكاسان ايراني را فراخواند

 

واحد عكس خبرگزاري فارس، عكاسان ايراني را براي شركت در چهارمين دوره نمايش عكسهاي برگزيده سال خبرگزاري فارس فراخواند.
به گزارش فارس، عكاسان ايراني براي شركت در چهارمين دوره نمايش عكس هاي برگزيده سال خبرگزاري فارس تا 30 بهمن ماه سال جاري فرصت دارند.
علاقه مندان مي توانند حداكثر دو قطعه از بهترين عكسهاي خود را كه با موضوع آزاد در سال جاري گرفته شده است، همراه با مشخصات اثر و صاحب اثر به آدرس photofars@gmail.comارسال كنند.
آثار ارسالي پس از بررسي و در صورت داشتن كيفيت لازم از 10 اسفندماه بر روي سايت خبرگزاري فارس قابل مشاهده خواهد بود. سال گذشته و در سومين دوره نمايش عكسهاي برگزيده سال از سوي گروه عكس خبرگزاري فارس، 323 عكاس از سراسر كشور شركت كردند كه از ميان آنها آثار 160 عكاس انتخاب و به نمايش گذاشته شد.

  


رضا مهدوي بركنار شد ؛مركز موسيقي حوزه  هنري مدير ندارد

 

با حكم رئيس حوزه  هنري، رضا مهدوي از سمت مديريت مركز موسيقي حوزه  هنري و سردبيري ماهنامه  مقام موسيقايي عزل شد.به گزارش ايسنا، براساس نمابر حوزه هنري، حسن بنيانيان علت اين تغيير مديريت را لزوم ايجاد تحول در عملكرد مركز موسيقي حوزه هنري عنوان و مهدوي را به  عنوان مشاور منصوب كرده است.
در حكم ياد شده از زحمات و تلاشهاي رضا مهدوي در دوران تصدي گري وي در مركز موسيقي حوزه هنري و سردبيري ماهنامه مقام موسيقايي تشكر شده است.

  


دهه  فجر شجريان در دوبي كنسرت ندارد

 

در حالي كه موج دوباره  تبليغات در امير نشين دوبي براي برگزاري كنسرت استاد آواز ايران از هفته هاي گذشته ازسر گرفته شده است، مدير برنامه هاي محمد رضا شجريان اعلام كرد قرار نيست كنسرتي در دوبي برگزار شود.
به گزارش ايسنا، تبليغات در امير نشين دوبي با عنوان برگزاري اجراي كنسرت شجريان به مناسبت دهه  مبارك فجر و سي امين سالگشت پيروزي انقلاب اسلامي صورت گرفته و گفته مي شود كه اين اعلام باعث شعف و شادي ايرانيان مقيم امارات شده است.اما مدير برنامه هاي شجريان در گفتگو با ايسنا با رد قرار برگزاري كنسرت گروه شجريان در اين كشور عربي، تأكيد كرد، ضروري است علاقه مندان به كنسرتهاي استاد محمد رضا شجريان، برنامه هاي تأييد شده  اجرا را از طريق سايت رسمي - دل آواز - پيگيري كنند؛ اين سايت تنها مرجع  تأييد شده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com