|
* امير وفايي
بسيار اتفاق مي افتد كه مجريان جشنواره هاي سينمايي و مطبوعاتي به هنگام معرفي برترينهاي بخشهاي مختلف پشت ميكروفون

اعلام مي كنند: «هيأت داوران در اين زمينه هيچ اثري را شايسته دريافت جايزه و كسب مقام ندانست». فوتبال اما بدبختانه چنين قانوني ندارد و در ليگها و تورنمنتهاي گوناگون تحت هر شرايطي بايد يك تيم قهرمان شود. هرگز سابقه نداشته كه پس از برگزاري هفته پاياني ليگ؛ مقابل رتبه نخست هيچ نامي نوشته نشود و يا جام قهرماني تورنمنتهايي كه هيچ تيم شايسته اي را در دل خود جاي نداده اند، بي صاحب بماند.
هفتمين دوره ليگ حرفه اي ايران هم با وجود آنكه صدرنشينان و مدعيان كم رمق و نه چندان هيجان انگيزي را به خود مي بيند سرانجام به احتمال قريب به يقين با قهرماني پرسپوليس يا سپاهان به پايان خواهد رسيد. دو تيمي كه مدتهاست با نمايش و نتايج ضعيف خود كورس قهرماني را به ساير تيمها تعارف مي زنند و البته كوچكترين خطري را از جانب تعقيب كنندگان احساس نمي كنند. در هفته نوزدهم پرسپوليس در رشت مغلوب پگاه قعر جدولي شد و نخستين پيروزي خانگي فصل اين تيم را رقم زد و سپاهان هم كاملاً دست خالي از مشهد به اصفهان بازگشت. اين درحالي است كه در ادوار گذشته ليگ برتر (غير از دوره اول كه مدعيان قابل اعتنايي نداشت) همواره تيمهاي صدرنشين به سختي امتياز از دست مي دادند و به محض آنكه پايشان مي لغزيد صداي نفسهاي تعقيب كنندگان را مي شنيدند.
عذرهاي بدتر از تقصير قطبي
سير نزولي پرسپوليس كه از اواسط نيم فصل اول آغاز شد، همچنان ادامه دارد و آنها هفته به هفته نااميد كننده تر از قبل ظاهر مي شوند. تاكتيكهاي معدود و تكراري افشين قطبي كاملاً براي ساير تيمها رو شده و از طرفي بازيكناني كه اغلب با تكيه بر تواناييهاي فردي شان پرسپوليس را نجات مي دادند هم حركت خاصي را انجام نمي دهند.
افشين قطبي دو دليل اصلي را براي توجيه شكست مقابل پگاه عنوان مي كند. «1- زمين ناهموار مسابقه اجازه اجراي برنامه هاي تاكتيكي را به تيم ما نمي داد 2- شيث رضايي و پژمان نوري كه وظيفه تغذيه مهاجمان از كناره ها را برعهده داشتند به هيچ وجه خوب كار نكردند». آنچه بيشتر در قالب بهانه جويي هاي غيرمسؤولانه قابل پذيرش است تا علل كارشناسي و ريشه يابي شده ناكامي هاي اخير.
دو شكست پرسپوليس مقابل پاس همدان و سپاهان را در زمينهاي كاملاً هموار به خاطر مي آوريم و اين سؤال جلب توجه مي كند كه آيا تيم قطبي وقتي در آن دو مسابقه عقب افتاد به تاكتيكي غير از ارسالهاي مستقيم از زمين خودي و سانترهاي بي هدف از جناحين روي آورد و آيا اساساً اجراي اين تاكتيك نيازمند زمينهاي مخملي و كاملاً يكدست است؟ عناصر كناري پرسپوليس- عمدتاً شيث رضايي و پژمان نوري- تكنيك لازم براي دور زدن مدافعان كناري حريفان را ندارند و به همين دليل بلافاصله پس از عبور از خط نيمه زمين توپهاي كم خطري را روي دروازه ارسال مي كنند. هافبكها و مهاجمان پرسپوليس در اين مواقع منتظر اشتباه دروازه بان و مدافعان حريف در دفع توپ مي مانند و گلهاي زيادي را هم با استفاده از اين تاكتيك ساده به ثمر رساندند. حالا اما روش نه چندان پيچيده افشين قطبي لورفته و او مدتهاست كه هيچ برگ برنده جديدي را رو نكرده است. تيم نادر دست نشان نه تنها راه نفوذ شيث و نوري را بسته بود بلكه بهترين استفاده را هم از فضاي اغلب خالي پشت سر اين دو بازيكن برد. در آن لحظات قطبي بايد روش تيمي اش را عوض مي كرد اما ترجيح داد كه بايستد و تماشا كند!
سؤال ديگر اينكه سرمربي پرسپوليس چرا از هافبكهاي مياني اش كه مدتهاست در موقعيت سازي براي مهاجمان ضعيف عمل مي كنند حرفي نمي زند؟
پگاه جناحين زمين را بسته بود و عباس آقايي و حسين بادامكي در سراسر بازي حتي يك پاس در عمق مناسب را هم براي مهاجمان مهيا نكردند. افشين قطبي از يك سو همچنان تيمش را شايسته قهرماني مي داند و از سوي ديگر به اين واقعيت كه اگر كاري از دست شيث و نوري برنيايد، قافيه را خواهد باخت، اذعان دارد. تناقضي كاملاً آشكار كه هرچه به پايان فصل نزديكتر مي شويم بيشتر جلب توجه مي كند.
پرسپوليس به گل مي رسد اگر مثل بازي با صنعت نفت دروازه بان حريف توپ را مقابل پاي بازيكنان اين تيم بيندازد، اگر مثل بازي با صباباتري داور خطاي مسلم شيث رضايي را نبيند و المير توليا توپ را به فرزاد آشوبي هديه بدهد، اگر مثل بازي با برق شيراز مدافع كناري حريف با چند اشتباه پياپي زمينه پاس گل عباس آقايي را فراهم كند و اگر مثل بازي با سايپا يك مدافع در شلوغي جلوي دروازه توپ را به محسن خليلي پاس بدهد. در فوتبال اكثر گلها روي اشتباهها به ثمر مي رسند اما معمولاً تيمهايي كه فقط روي اين فاكتور زوم مي كنند قهرمان نمي شوند. كاش مي شد ليگ هفتم بدون معرفي تيم قهرمان به پايان برسد. |