|
گروه حوادث - مصدق: دادگاهي در تهران مرد جواني را به اتهام قتل زن 65 ساله به اعدام محكوم كرد.

پيكر بي جان «خديجه» در حالي كه قسمتهايي از بدنش مثله شده و در داخل چمداني جاسازي شده بود، ساعت 45/16 سوم خردادماه امسال از سوي يكي از همسايگان در انباري آپارتمانش واقع در سعادت آباد پيدا شد.
با پيدا شدن جسد اين زن كه پس از مرگ همسرش به تنهايي در خانه اش زندگي مي كرد، تحقيقات تيم جنايي به سرپرستي هنرمند بازپرس شعبه چهارم از دادسراي جنايي مركز براي كشف انگيزه قتل و شناسايي و دستگيري قاتل يا قاتلان احتمالي آغاز شد.
در بررسي و معاينه جسد از سوي پزشكي قانوني مشخص شد، اين زن كه استاد دانشگاه تهران بود و در كانون اصلاح و تربيت نيز فعاليت داشت، ابتدا خفه شده و سپس از ناحيه ران و گردن مثله شده است.
از سوي ديگر، كارآگاهان جنايي پي بردن عامل يا عاملان احتمالي جنايت با اجراي نقشه اي حساب شده وي را به قتل رسانده و سپس اقدام به سرقت 23 قلم از لوازم منزلش كردند.
همچنين مأموران در تحقيق از همسايگان دريافتند دو مرد جوان ساعاتي قبل از كشف جسد زن تنها مقداري از وسايل با ارزش خانه او را با خود بردند.
بدين ترتيب، با طراحي تصاوير چهره نگاري دو متهم ناشناس، فرزند مقتول به «مهدي» جواني كه در كانون اصلاح و تربيت با خديجه آشنا شده بود و كارهاي خانه وي را انجام مي داد، مظنون شد.
سرانجام دو هفته پس از اين حادثه كارآگاهان پليس آگاهي مركز مخفيگاه «مهدي» (29 ساله) را در روستاي اسماعيل آباد واقع در محدوده جاده ساوه شناسايي و او را بازداشت كردند.
پليس در بازرسي از مخفيگاه متهم تمامي اموال مسروقه مقتول را كشف و ضبط كرد.
مهدي در جريان تحقيقات مقدماتي در پليس آگاهي و نزد قاضي پرونده بصراحت به جرم خود اعتراف و انگيزه اش را سرقت اعلام كرد.
با گناهكار شناخته شدن اين جوان 29 ساله از سوي دادسراي جنايي تهران، وي صبح ديروز در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران حاضر شد تا از خود در برابر اتهام وارده دفاع كند.
در ابتداي اين جلسه كه به رياست قاضي «عزيزمحمدي» برگزار شد، «حيدري» نماينده دادستان با قرائت كيفرخواست صادره بزه انتسابي به متهم را محرز دانست و از هيأت قضايي خواستار قصاص وي شد.
همچنين پسر بزرگ مقتول كه نيابت ساير اولياي دم را نيز به عهده داشت، از هيأت قضايي تقاضاي قصاص متهم را كرد.
سپس نوبت به «مهدي» رسيد و وي پس از آنكه به پشت تريبون رفت، صريحاً به جرم خود اعتراف نمود و گفت: قبول دارم كه «خديجه» را به قتل رساندم، اما تأكيد مي كنم هيچ قصد و نقشه اي براي كشتن او نداشتم.
وي با اشاره به اينكه مرحوم زني مهربان و خوب بود، در خصوص چگونگي وقوع حادثه گفت: سال 84 در كانون اصلاح و تربيت با قرباني آشنا شدم. به پيشنهاد او هر هفته براي انجام كارهاي آپارتمانش به آنجا مي رفتم تا اينكه همراه داشتن يك قبضه چاقو اين حادثه تلخ را رقم زد.
وي با اشاره به اينكه به خاطر بدهي مالي به چند نفر از دوستانش و تهديدي كه از سوي آنان مي شد، مجبور بود كه با خود چاقو حمل كند، اضافه كرد: صبح روز پنج شنبه طبق معمول هر هفته در خانه اش مشغول كار بودم كه از من خواست تا چمدانش را بياورم. در حالي كه خود مشغول تا كردن لباسهايش بود، از من هم كمك خواست. بلافاصله به كمكش رفتم. مشغول تا كردن لباسش بودم كه ناگهان چاقويم را كه داخل جورابم جاسازي كرده بودم، ديد. در نتيجه شروع به داد و فرياد كرد. حالش بد بود هر چه خواستم او را قانع كنم كه چرا چاقو با خود حمل مي كنم، فايده اي نداشت. فقط جيغ مي كشيد. به ناچار براي اينكه او را آرام كنم با دستانم جلوي دهان و بيني اش را گرفتم. لحظاتي بعد بي حال روي فرش افتاد. برايش آب آوردم و به وي تنفس مصنوعي دادم. اما ديگر دير شده بود.
«مهدي» در ادامه اعترافاتش گفت: با مرگ خديجه ديگر نمي دانستم چه كار كنم. ابتدا مي خواستم جسدش را زير تخت خواب پنهان كنم، اما نتوانستم. بنابراين با بريدن قسمتي از پايش جسد او را داخل چمدان جاسازي كردم و به انباري خانه اش انتقال دادم. ظهر همان روز با رضا برادر همسرم تماس گرفتم و با خودروي وانت وي به محل جنايت برگشتيم.
متهم به قتل با تأكيد به اينكه «رضا» به خاطر اينكه به او گفته بودم اگر صاحب كارم تو را ببيند و بفهمد كه با من آشنا هستي كرايه ات را نمي دهد، هرگز وارد آپارتمان نشده است، افزود: پس از گذشت دو ساعت بيست و سه قلم از اجناس با ارزش منزل مقتول را به خودروي برادرزنم انتقال دادم و با هم برگشتيم.
گفتني است، متهم در آخرين دفاع از خود گفت: فقط ناخواسته مرتكب قتل شدم و قصد سرقت نيز نداشتم.
گفتني است، هيأت قضايي شعبه 71 پس از پايان دادگاه جلسه شور تشكيل دادند و با اكثريت آرا متهم به قتل را گناهكار شناخته و حكم به اعدام وي دادند. |