تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-01-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 10بهمن ماه 1386

[ اجتماعی ]
 * نگاهي به وضعيت بيماران جذامي ؛ خانه اي كه سياه بود
 * معاون وزير كشور: اطلاعات 95 ميليون شناسنامه ايراني ديجيتال شده است
 * دكتر «نيكولت دكيزر»، استاديار هلندي:زنان ايراني را فعال و موفق ديدم
 * رئيس سازمان حج و زيارت كشور:
ثبت نام مجدد عمره مفرده در سال 87 آغاز مي شود
 * در همايش «حجاب و عفاف» عنوان شد؛
غرب با مديريت و برنامه ريزي پيشرفت كرد، نه با بي حجابي
 * شيوه هاي برقراري ارتباط صحيح با كودكان
 * تأثير رنگها در چيدمان منزل
 * مشاور خانواده
 * تقويم تاريخ

نگاهي به وضعيت بيماران جذامي ؛ خانه اي كه سياه بود

 

رقيه كبيري

«پشت به تو مي كند، زنگ را به صدا در مي آورد، همچون جذامياني كه زنگ را به نشان نزديك شدن خود به صدا در مي آورند و به



رهگذر دل آسوده هشدار مي دهند، «دورباش، دورباش» كارلوس فونتس
بيش از هفتاد سال است در محاصره كوه هاي «دند»، «بهلول» و «حلي» در انتهاي جاده اي آسفالته، در پانزده كيلومتري شمال غرب تبريز، در سكوت و انزوا به سر مي برد.
وارد ده مي شوي، سر سبزي فضا و درختان كهنسال اقاقيا و آواز پرندگان، چشم و گوش مي نوازد. با اين همه سر سبزي و زيبايي چگونه مي توان خود را چنين در انزوا و تنهايي محصور كرد؟
در خانه هايي با سقف شيرواني در فاصله هايي اندك از هم، پشت پرده هاي توري آويخته بر درهاي ورودي، زنان و مرداني پناه گرفته اند كه اعضاي بدنشان تحليل رفته و ... آنها شايد لبهايي هم براي ابراز دوست داشتن و بوسيدن نداشته باشند اما عشق به حيات، در پس نگاه بي اعتمادشان موج مي زند.
فضاي آسايشگاه «بابا باغي»، به چندين قسمت مسكوني، اداري، آمفي تئاتر، مسجد و مدرسه و بخشهايي براي بستري بيماران تقسيم شده است. پس از هماهنگي با مسؤولان وارد بخشهاي بستري بيماران مي شوم. با ديدن زني ميانسال، با موهايي به سفيدي برف كه از زير روسري سفيدش بيرون زده و چشمهايي به رنگ دريا، و از مليتي ديگر كه در پشت ميز دفتر پرستاري نشسته است، تصويري خوشايند در ذهنم نقش مي بندد. در اين آسايشگاه خواهران روحاني از مليت هاي مختلف نيز حضور دارند كه با عشق و علاقه خاص به درمان و پرستاري از بيماران جذامي مي پردازند.
بيشتر بيماران بستري در اين بخش، جذامياني شفا يافته، با سنين متفاوت هستند كه اكنون براي درمان زخم كهنه اي كه عود كرده، بستري شده اند. كنار تختشان مي ايستم و با تك تك آنها احوالپرسي مي كنم.
زني 42 ساله چنان مشغول ور رفتن با پيچ راديو است، گويي كه مي خواهد، در يك آن، دنياي خارج را به درون اتاق بياورد، با ديدن من، چنان با اشتياق از بچه هايش مي گويد كه تمام محبت مادرانه اش در چهره به انحطاط رفته اش نقش مي بندد. از شوهرش مي پرسم. بي درنگ حالت چشمان بي فروغش تغيير مي كند و غمي نهان از كلماتش فرو مي ريزد: «از 25 سالگي تحت درمان هستم، در تمام اين مدت شوهرم مرا با اين وضعيت تحمل كرد، حالا كه ازدواج كرده، حرفي ندارم؛ چون بچه هايم بزرگ شده اند.»
از گوشه ديگر اتاق زني كه به نظر 50 ساله مي آيد، با موهاي مجعد و چشماني كم فروغ با چهره اي خندان صدايم مي كند: «چرا از من چيزي نمي پرسي؟»
جواب مي دهم: «هر چي دلت مي خواهد بگو.»
مي خندد و مي گويد: «گمان كردم برايم چادر نماز آوردي!»
با شرمندگي مي خندم و مي گويم: «شايد دفعه ديگر كه آمدم ...»
از تنهايي هايش مي گويد، نه سر و همسري و نه فرزندي، به اينجا عادت كرده؛ يادش نمي آيد چند سال است در آسايشگاه زندگي مي كند. دوباره مي خندد؛ از زخم پايش شاكي است.
پيرزني با موهاي خاكستري، كه مردمك چشمهايش از بيماري به سفيدي مي زند، با سايه اي به جا مانده از زيبايي دوران جواني بر چهره، مرا به ياد مادربزرگهاي مهرباني مي اندازد كه از قصه هايشان سير نمي شوي. به زبان فارسي شروع به صحبت مي كند. مي تواني تمامي عشق نهفته در كلامش را حس كني. مدتهاست ساكن آسايشگاه است و فرزندانش - سه دختر و دو پسر ... ساكن تهران هستند و هر از چندگاهي به ديدارش مي آيند. ترجيح مي دهد در آسايشگاه باشد تا خارج از آن. ساكنان آسايشگاه مشتركات زيادي دارند: بر چهره يكديگر، اعضاي به تحليل رفته شان و زندگي در سكوت و انزواي اينجا عادت كرده اند؛ تنهايي جزء جدايي ناپذير زندگي شان شده است.
بيماران بستري بخش مردان بيشتر پيرمردهايي با سن بالا هستند كه اكثرشان عينك هايي دودي بر چشم دارند. مرد جواني توجهم را جلب مي كند. سعي دارد هنگام صحبت به چهره ام خيره نشود. سر به زير انداخته، مي گويد: سالهاست ساكن آسايشگاه است. از كودكي مبتلا به جذام بوده و با زني سالم از خانواده جذاميان ازدواج كرده، از كاركنان آسايشگاه هم است - در سال 1370 به همت دكتر مبين، رئيس وقت آسايشگاه كه به خاطر خدمات بي شمارش، پدر جذاميان ايران لقب گرفته، 50 نفر از فرزندان ساكنان آسايشگاه «بابا باغي» به استخدام دولت در آمدند و اكنون نيز تعدادي از گردانندگان آسايشگاه را فرزندان آنها تشكيل مي دهند.
هنگام خروج از بخشهاي بستري، با زني روبرو مي شوم كه عينك دودي بزرگش، جلب توجه مي كند، تنها پيشاني و لبهايش ديده مي شود. تازه متوجه مي شوم چرا بعضي از آنها عينكهاي دودي بر چشم داشتند! با خود مي انديشم، «چهره هايي را كه مي بينم، شايد مقبوليت اجتماعي نداشته باشند، اما با عزت نفسي كه دارند، مانند همه افراد جامعه شايسته احترام اند و بد نيست جامعه ما ياد بگيرد، چگونه آغوش خود را به روي اين زنان و مردان بگشايد.» زيرا امروزه جذام بيماري قابل درماني است و بايد هم رديف ساير بيماريهاي پوستي شمرده شود. در آمارهاي تهيه شده از آسايشگاه «بابا باغي»، تعداد مراجعان با بيماري فعال، در سال 1383 ده نفر؛ در سال 1384 دو نفر؛ در سال 1385 پنج نفر و تا مرداد ماه سال جاري 2 نفر بوده اند. گفتني است، برابر استاندارد سازمان بهداشت جهاني، اگر در يك كشور، ميزان مبتلايان به جذام، كمتر از 10 هزار نفر باشد، بيماري جذام در آن كشور ريشه كن شده، تلقي مي شود. و طبق گفته دكتر مبين، «مبتلايان به جذام در كشور 12 صدم در هر هزار نفر است.
مايكوباكتريوم لپره، عامل بيماري جذام در انسان، با ايجاد ضايعات پوستي و يا نقاط فاقد حس، مشخص مي شود. «لپروزي» يك بيماري قديمي است كه منشأ آن را با پيدايش انسانهاي اوليه همزمان مي دانند. كانون اوليه جذام در مركز و شمال آفريقا بوده و در قرون وسطي به آسيا و اروپا گسترش يافته است. با بهبود سطح زندگي و وضع اقتصادي از شيوع بيماري جذام كاسته مي شود. راه سرايت بيماري از طريق دستگاه تنفس فوقاني (مخاط بيني) و خراش پوست حاصل از تماس نزديك و طولاني است. شير مادر جذامي نيز داراي تعداد كثيري باكتري است كه مي تواند باعث انتقال بيماري گردد مردان بيشتر از زنان، كودكان و نوجوانان بيشتر از بزرگسالان و فقيران بيشتر از سايرين به بيماري جذام مبتلا مي شوند. نژاد سياه از نژاد سفيد و زرد در مقابل بيماري مقاومتر است. براي پيشگيري از جذام، بايد از تنگدستي مردم و جهل و خرافات پيشگيري كرد و افراد آلوده را شناسايي و تحت درمان قرار داد.
هم اكنون بيماران شفا يافته ساكن آسايشگاه «بابا باغي» 168 نفر هستند كه اغلب به همراه خانواده هايشان در آسايشگاه به سر مي برند. مدرسه اي با 27 دانش آموز در سطح ابتدايي 26 دانش آموز در سطح راهنمايي در اين مركز فعال است و 23 نفر از دانش آموزان نيز خارج از آسايشگاه مشغول تحصيل مي باشند و با سرويس هايي كه به همت مسؤولان و انجمن جذام تبريز تهيه شده، به شهر تبريز تردد مي كنند هزينه آب و برق و گاز آسايشگاه از طرف وزرات بهداشت تأمين مي شود و همچنين جيره غذايي خشك، روزانه در اختيار ساكنان قرار مي گيرد. تمامي كمكهاي مردمي نيز از طريق انبار آسايشگاه به طور مساوي بين آنان تقسيم مي شود.
به گفته الهياري، دبير انجمن جذام آذربايجان، شرقي، 284 نفر از جذاميان شفا يافته به همراه خانواده هايشان در خارج از آسايشگاه زندگي مي كنند كه 86 خانوار در حاشيه شهر تبريز و بقيه در ساير شهرهاي آذربايجان سكونت دارند، بيماران شفا يافته با ضايعات بدني نيز به دليل شرم اجتماعي، از حضور در مجامع عمومي پرهيز مي كنند، بيشتر آنها زير خطر فقر به سر مي برند و نيازمند كمكهاي مادي و معنوي هموطنانشان هستند. انجمن حمايت از جذاميان آذربايجان، شماره حساب جاري 477 بانك صادرات، شعبه تربيت غربي تبريز را به منظور جذب اين كمكها اختصاص داده است. طبق آمارهاي آمده، جذام خيزترين منطقه در شمال غرب كشور، از نظر شيوع بيماري و به ترتيب تعداد بيمار، منطقه اهر، كليبر، خلخال، هشترود، اردبيل، هريس و ... مي باشد.
در بسياري از كشورها، بيماران مبتلا به جذام در ميان مردم زندگي مي كنند، زيرا چنانچه گفته شد، اين بيماري همانند ساير بيماري هاي پوستي تلقي مي شود و اكنون زمان آن رسيده كه جامعه ما نيز اين افراد را در ميان خود بپذيرد و جذاميان نيز قدمي بردارند و خلوت خود را به ازدحام خيابانها بسپارند، بيم برخوردهاي ناپسند را در پشت ديوارهاي آسايشگاه باقي گذارند و سياهي سالهاي دور يعني سالهاي دهه بيست تا چهل - سالهاي اوج شيوع بيماري و كمبود بهداشت و عدم درمان مناسب - را به تاريخ بسپارند و نگذارند اين بيماري پوستي چون «خوره» دل و جانشان را هم به يغما برد.
هنگام بازگشت، كنار در ورودي آسايشگاه، منتظر اتوبوس نشسته بودم كه دختري جوان، گيتاري آويخته بر شانه، از كنارم رد شد. نتوانستم بر كنجكاوي ام غلبه كنم. صدايش كردم و پرسيدم: «آموزش گيتار مي بيني؟»
با بي اعتمادي نگاهم كرد و گفت: «براي آموزش به شهر مي رم.»
از پرسشم شرمنده شدم. ته كلامش سرزنش آميز بود.
بار قبل نيز پسر بچه اي با دادن بليت اتوبوس شرمنده ام كرده بود!

  


معاون وزير كشور: اطلاعات 95 ميليون شناسنامه ايراني ديجيتال شده است

 

گروه جامعه - محمد رضايي: اطلاعات 95 ميليون ايراني شناسنامه گرفته در پايگاه اطلاعات جمعيتي كشور به صورت مكانيزه و ديجيتال ثبت شده است.
به گزارش خبرنگار ما، محمدرضا آيت اللهي، معاون وزير كشور و رئيس سازمان ثبت احوال كشور با اعلام اين مطلب خاطرنشان كرد: سازمان ثبت احوال كشور با توجه به نزديك شدن زمان برگزاري انتخابات مجلس هشتم آماده است كارت شناسايي ملي تمام متقاضيان را صادر و امكان بهره گيري از اين كارت براي رأي دادن را فراهم نمايد.
وي افزود: با تمهيدات انجام شده مردم خواهند توانست با ارايه كارت شناسايي ملي در رأي گيري و انتخابات مجلس شركت كرده و نمايندگان موردنظر خود را براي حضور در خانه ملت انتخاب نمايند.معاون وزير كشور كه در همايش نقش كارت شناسايي ملي در انتخابات الكترونيكي و همزمان با نودمين سالگرد تشكيل سازمان ثبت احوال سخن مي گفت، يادآور شد: در زماني كه رژيم سابق از اقتدار كامل در سال 1355 برخوردار بود، ثبت وقايع حياتي مانند تولد، ازدواج و فوت 40 درصد بود كه با تلاشهاي انجام شده اين رقم هم اكنون به 98 درصد در سطح كشور رسيده است كه مطابق با استاندارد كشورهاي پيشرفته است.وي همچنين عنوان كرد: طي سال جاري در 18 استان كشور آمار دريافت كنندگان كارت شناسايي ملي به مرز 100 درصد مي رسد و تا روز 24 اسفندماه (زمان برگزاري انتخابات) بيش از 95 درصد افراد جامعه هدف كارت شناسايي ملي خود را دريافت خواهند كرد.
رئيس سازمان ثبت احوال كشور، اجرايي شدن نظام جامع شناسايي ايرانيان را از مهمترين اهداف دولت در سالهاي اخير توصيف كرد و افزود: براي دستيابي به اين نظام جامع، پايگاه اطلاعات جمعيتي كشور تبديل اسناد و مدارك سجلي دستي به روش مكانيزه و ديجيتال را در حال انجام دارد كه اين فرايند از دولتهاي گذشته آغاز و هم اكنون در حال تكامل و بهره برداري از آن هستيم.
معاون وزير كشور كاربردي شدن و الزامي بودن استفاده از كارت شناسايي ملي را در مراجعه مردم به بانكها، ادارات و سازمانهاي دولتي يك ضرورت توصيف كرد و افزود: با توجه به راه اندازي پايگاه اطلاعات جمعيتي كه امكان دستيابي ادارات و سازمانهاي دولتي به آن از طريق شبكه اينترنت و اينترانت فراهم شده ادارات و نهادها مي توانند از آخرين اطلاعات فردي، عكس و مشخصات ارباب رجوعشان دسترسي داشته باشند و از موازي كاري و دريافت مجدد مدارك خودداري كنند.

  


دكتر «نيكولت دكيزر»، استاديار هلندي:زنان ايراني را فعال و موفق ديدم

 

* پروين محمدي

اشاره:
دكتر «نيكولت دكيزر» داراي مدرك PHDمديكال انفورماتيك (انفورماتيك پزشكي) استاديار گروه انفورماتيك دانشكده پزشكي دانشگاه



آمستردام هلند كه به دعوت دانشگاه علوم پزشكي مشهد براي شركت در يك همايش علمي به اين شهر سفر كرده بود، مصاحبه با «گروه بانوان قدس» را پذيرفت و با ما به گفتگو نشست. پرسش هاي متفاوتي را با دكتر «دكيزر» مطرح كرديم. آنچه مي خوانيد حاصل اين گفتگوست:
* خانم دكتر «دكيزر» ديدگاه شما درباره خانمهاي ايراني چيست؟ موقعيت علمي، اجتماعي و... آنها را چطور ديديد؟
** من تا به حال دو بار به ايران آمدم. يك بار قبل از سال  2005 و يك بار هم الان. طي دو سفري كه به ايران داشتم تصورم كاملاً نسبت به كشورتان تفاوت كرده است چون آنچه در غرب از طريق راديو و تلويزيون و رسانه هاي غربي تبليغ مي شود بخصوص در مورد زنان ايراني در اينجا مشاهده نمي كنم. خوشحالم كه با سفر به ايران و آشنايي نزديك با خانمهاي ايراني مي توانم بگويم همان طور كه در غرب زن و مرد برابرند در كشور شما اين موضوع رعايت مي شود. فقط مسايل فرهنگي است كه در هر كشور و هر منطقه خاص خود عمل مي كنند. مثلاً در غرب زنها و مردها با هم دست مي دهند و در ايران اين رسم نيست، در حالي كه ضرورتي هم احساس نمي شود كه بگوييم از چيزي محروم شده اند يا ظلمي در حق آنها روا شده است.
به هر حال در هر جايي آداب و رسوم خاصي است، اما تفاوت عمده ديگري وجود ندارد.
با اينكه صحبت در مورد خانمها به طور كلي دشوار است، اما به اعتقاد من خانمهاي ايراني از متانت خاصي برخوردارند كه قابل احترام است و يك شخصيت خوب و پذيرفته شده در اجتماع دارند. از نظر علمي هم آنچه من در اين كنفرانس علمي ديدم، خانمها و آقايان يكسان هستند و تمام موقعيت هاي علمي براي زنها و مردها در ايران برابر است. مثلاً افرادي كه در كنگره هاي علمي مقاله ارايه مي كنند از هر دو جنس هستند. شايد هم در بعضي مجامع علمي، چه در ايران و چه در كشورهاي ديگر، حضور خانمهاي ايراني حتي چشمگيرتر باشد. در اين كنگره هم با صحبت هايي كه شركت كنندگان ايراني با من داشتند دقيقاً خانمها و آقايان از سطح علمي مساوي برخوردار بودند.
من در هلند يك خانم دانشجوي «PHD» ايراني دارم كه خيلي هم خوشحالم اين دانشجوي ايراني با من كار مي كند.
* از وضعيت خانمهاي هلندي بگوييد. شرايط آنها از نظر علمي و اجتماعي چگونه است؟
** حدود 20 سال قبل شايد خيلي طبيعي بود كه خانمهاي هلندي در خانه بمانند و آقايان سر كار بروند، ولي تقريباً از 10 سال پيش اوضاع تغيير كرده و حالا خيلي طبيعي است كه خانمها سر كار بروند و حقوق دريافت كنند. معمولاً خانمها در هلند بيشتر كارهاي نيمه وقت دارند و آقايان به كارهاي تمام وقت و مهمتر مشغول هستند. به همين دليل هم آقايان شغل هايي دارند كه مقام بالاتري دارد. مثلاً آقايان در دانشگاه ها كارهاي تحقيقاتي انجام مي دهند و خانمها شغل پرستاري و معلمي را برعهده دارند.
* از نظر تحصيلي خانمهاي هلندي چه شرايطي دارند؟
** در حال حاضر تقريباً خانمها با آقايان از نظر شرايط تحصيلي تفاوتي ندارند و شايد خانمها در دانشگاه بيشتر باشند. مثلاً 20 سال قبل 60 درصد دانشجويان دانشكده پزشكي آقايان و 40 درصد خانمها بودند، ولي اكنون  70 درصد خانمها و 30 درصد آقايان هستند.
* خانمها در هلند چه محدوديتهايي دارند؟
** به طور قانوني هيچ محدوديتي ندارند، مثلاً براي انتخاب شغل يا تحصيل، ولي به طور كلي خانمها بيشتر وقتشان به بچه داري و خانه داري مي گذرد. اما اخيراً دولت در حال تصويب قانوني است كه زمينه ورود خانمها را به دپارتمان ها (سازمان ها) و اتخاذ شغلهاي بالا فراهم مي كند.
* خانمهاي هلندي از چه امكانات اجتماعي برخوردارند و چه كارهاي رفاهي براي آنها انجام شده است؟
** من نظر همه خانمهاي هلندي را نمي دانم، ولي تا آنجا كه در ميان آشنايان ديده ام خانمهايي كه كار مي كنند هم بچه هايشان را به مهدكودك نمي فرستند، چون اعتقاد دارند مهدكودك مناسب نيست. به عنوان مثال من خودم بچه هايم را نزد مادر و مادر شوهرم مي گذارم چون مهدكودك ها يك محدوديت ساعتي دارند و خيلي هم گران است، بنابراين شايد همه نتوانند بچه هايشان را به مهدكودك ببرند. من كه خيلي خوشحالم بچه هايم نزد مادربزرگ هايشان هستند، ولي بعضي ها اين امكانات را هم ندارند، بنابراين ممكن است با مشكلاتي رو به رو شوند.
براي رفع اين مشكل دولت برنامه ريزي كرده كه هزينه مهدكودك را كه در هلند خيلي سنگين است تقسيم كند به طوري كه يك سوم هزينه را والدين، يك سوم را سازماني كه مادر در آن شاغل است و يك سوم را دولت بپردازد.
به علاوه قوانيني براي مرخصي بعد از زايمان تنظيم كرده اند كه مادر بتواند 16 هفته مرخصي داشته باشد (4 تا 6 هفته قبل از زايمان و 10 تا 12 هفته بعد از زايمان) البته اين مدت خيلي كوتاه است هم براي مادر و هم براي كودك. چون بسياري از مادرها مجبورند بعد از اتمام مرخصي براي نگهداري بچه سر كار حاضر نشوند و كار خود را تا مدتي ترك كنند، متأسفانه بعد از يك سال كه برمي گردند شغل سابق خود را از دست داده اند و شخص ديگري جاي آنها را گرفته است. به همين دليل قوانين در حال تغيير است و قرار است اين مرخصي بيشتر شود و مدت طولاني تري مرخصي به مادران تعلق گيرد.
* به نظر شما رمز موفقيت خانمهايي كه كار مي كنند در چيست؟ خانمها چطور بايد با كار منزل، شوهرداري و بچه داري كنار بيايند تا با مشكلي مواجه نشوند؟
** به اعتقاد من خانمها توانايي انجام هر دو كار را با هم دارند. من گمان مي كنم خانمها مي توانند از سليقه و ابتكارات و علايقشان استفاده كنند و بين كارهاي منزل و كارهاي شغلي خود تعادل ايجاد كنند. به عنوان مثال وقتي در خانه نزد بچه ها هستند نبايد فكر كنند فرصت را از دست داده اند و مقاله خود را ننوشته اند وقتي هم سر كار هستند احساس گناه نكنند كه بچه ها را مهدكودك يا نزد مادربزرگ ها گذاشته اند. مثلاً من خودم از اينكه بچه ها را پيش مادربزرگ هايشان مي گذارم احساس گناه نمي كنم، بلكه آرامش دارم و اكنون كه به اين سفر آمده ام همين احساس را دارم، چون از بچه ها خيالم راحت است و مطمئنم وقتي بچه هاي 4 و 6 ساله ام بزرگ شوند احساس خوشحالي مي كنند كه مادرشان باسواد و تحصيلكرده است و موقعيت اجتماعي خوبي دارد. البته يك نكته خيلي مهم در اين جا وجود دارد و آن هم اين است كه خانمها بايد همسري داشته باشند كه همين اعتقاد را داشته باشد يعني مطمئن باشد كه خانمشان به عنوان همسر و مادر مي تواند در كنار موقعيت شغلي خود همسر خوب و مادر شايسته اي هم باشد و در نتيجه از او پشتيباني كند.
* همسر شما چه شغلي دارند. آيا از شما حمايت مي كنند؟
** همسر من يك شغل مناسب و موقعيت بسيار بالايي در قسمت حسابداري يك مؤسسه بين المللي دارد. به طور معمول بايد 5 روز در هفته كار كند، اما به خاطر كمك به من يك روز در هفته مرخصي مي گيرد و در خانه مي ماند تا از بچه ها نگهداري كند. با اينكه اين كار يعني مرخصي گرفتن برايش خيلي مشكل است و آن مؤسسه نياز شديدي به حضور وي دارد باز هم به خاطر اشتراك مساعي با من و حمايت از من اين كار را انجام مي دهد و در خانه مي ماند. خودم هم از 5 روز هفته دو روز در خانه هستم و روزهايي كه من و همسرم منزل نيستيم بچه ها را به منزل مادربزرگ ها مي بريم. شوهرم خيلي مرا تشويق مي كند و هميشه از اينكه من در شغل خودم موفق هستم احساس غرور مي كند.
* به عنوان آخرين سؤال بفرماييد ايران و ايرانيها را چطور ديديد؟
** من فقط شانس آن را داشتم كه جاهاي كمي را فقط در مشهد ببينم. اما خوشحالم كه به حرم رفتم و از نزديك مسلماناني كه اين طور عاشقانه و مشتاقانه به زيارت حرم امام خود (امام رضا(ع)) مي روند ببينم. در مورد برخورد ايرانيها هم بايد بگويم خيلي خوب و خونگرم هستند. ولي هلنديها به خارجيهايي كه به هلند مي آيند اين گونه توجه نمي كنند. خيلي بي تفاوتند، در حالي كه ايرانيها با محبت و صميمي هستند و نسبت به يكديگر خيلي مهربان بوده و احساس مسؤوليت مي كنند. من اگر موقعيتي پيش بيايد حتماً دوباره به ايران مي آيم تا همه جاي آن را ببينم.
* از شما متشكريم. اگر صحبت خاصي داريد بفرماييد.
** من هم از شما و از همه ايرانيها متشكرم. خواهش مي كنم وقتي اين مصاحبه را چاپ كرديد يك نسخه براي من بفرستيد تا به همه آنهايي كه نظري غير از من دارند ثابت كنم خانمهاي ايراني در تمام كارهاي علمي و اجتماعي حضور دارند از جمله در كار مطبوعات و روزنامه نگاري كه يك كار حساس است.

  


رئيس سازمان حج و زيارت كشور:
ثبت نام مجدد عمره مفرده در سال 87 آغاز مي شود

 

رئيس سازمان حج و زيارت كشور از ثبت نام مجدد عمره مفرده در سال 87 خبر داد و گفت: در حال حاضر حدود يك ميليون و 250 هزار نفر در نوبت اعزام به عمره مفرده هستند.
مصطفي خاكسار قهرودي در گفتگو با فارس افزود: براي اعزام حدود يك ميليون و 250 هزار نفر زائر، حدود 2 سال زمان نيازمنديم.
رئيس سازمان حج و زيارت كشور در پاسخ به اين پرسش كه عمره سال آينده از چه زماني آغاز مي شود؟ گفت: تمام برنامه ريزي هاي خودمان را براي پايان سال انجام داده ايم.
وي در پاسخ به پرسش ديگري كه در عمره آينده چه ميزان زائر به كشور عربستان اعزام مي شود؟ اظهار داشت: هنوز ميزان اعزام زائران براي عمره آينده مشخص نيست.
به گزارش فارس، افرادي كه تا پايان 15 مهر سال 1385  براي رفتن به عمره مفرده ثبت نام كرده اند، از دهه اول فروردين سال 87، به كشور عربستان اعزام خواهند شد.
همچنين اين افراد مي توانند از 19 بهمن سال جاري در كاروانهاي مربوطه در اين زمينه نام نويسي كنند.

  


در همايش «حجاب و عفاف» عنوان شد؛
غرب با مديريت و برنامه ريزي پيشرفت كرد، نه با بي حجابي

 

گروه جامعه: يك استاد دانشگاه با انتقاد از روشهاي پيشين تبليغ حجاب و مبارزه با بدحجابي خواستار در نظر گرفتن اصول تربيتي در اين امر شد.
به گزارش خبرنگار ما، دكتر فرهنگ، استاد دانشگاه در همايش دانش آموزي حجاب و عفاف گفت: در تبليغ و آموزش حجاب بايد بر اين امر تأكيد شود كه عفاف باعث مي شود ارزشهاي فرد و كرامت انساني او مورد توجه قرار گيرد.
وي با اشاره به آيه 59  سوره احزاب گفت: قرآن تصريح مي كند كه حجاب براي شناختن زن و جلوگيري از آزار او واجب شده است و همانگونه كه اهميت افراد باعث مي شود حلقه هاي محافظتي به گرد او بيشتر شود، حجاب نيز حلقه حفاظتي اسلام به گرد زن و نشان دهنده اهميت او از نظر دين مبين است.وي با انتقاد از اين تفكر كه گفته مي شود كشف حجاب باعث پيشرفت مغرب زمين شده است، گفت: پيشرفت غرب به خاطر مديريت و برنامه ريزي درست و دقيق است و گرنه آمارهاي ارايه شده در مجله نيوزويك نشان مي دهد در سال 2003 در هر 14 دقيقه يك زن آمريكايي مورد تجاوز قرار گرفته و از هر 4 كودك به دنيا آمده در اين كشور يكي حرامزاده بوده است.
وي افزود: در كشور خود ما در فاصله سالهاي  1348  تا  1357 در فيلمهاي سينمايي توليد شده در ايران زنان نقش روسپيان، رقاصه ها و آوازه خوانان را 3 برابر بيشتر از نقش زنان تحصيلكرده و مدير را بازي كرده بودند.
وي با تشبيه سختي هاي رعايت حجاب به فشار لايه هاي كربن در دل كوه گفت: آنچه باعث مي شود رگه هاي كربن ذرات وجودي خود را متبلور كنند و الماس شوند همين سختي و فشار است كه زغال سنگ را به الماس تبديل مي كنند و به همين دليل ما نيز سختي هاي رعايت حجاب را مي پذيريم، اما معتقديم اين سختي هاست كه باعث ارزشمندي شخصيت زن در جامعه مي شود.

  


شيوه هاي برقراري ارتباط صحيح با كودكان

 

.WWW.paventing.com
ترجمه: مليحه تراب پور

ارتباط، فرآيندي كاملاً پيچيده است كه طي آن كودك اطلاعات بسياري را از شما دريافت مي كند و چيزهاي زيادي مي آموزد، بنابراين يكي از پايه هاي صميميت و برقراري ارتباط، انتقال درست اطلاعات است و شما بايد قادر باشيد در كوتاهترين زمان و با بهترين و مؤثرترين شيوه هاي ممكن، اطلاعات مورد نياز را به كودك انتقال دهيد.




نحوه انتقال اطلاعات مي تواند به صورتهاي زير باشد:
* كلماتي كه هنگام صحبت كردن به كار مي بريد.
* لحن و طنين صدايي كه استفاده مي كنيد، بلند، آهسته، خشن يا زمزمه وار
* حركات و اشاره هاي دست
* حالتهاي مختلف صورت
* نحوه ايستادن
اكثر ارتباطات ما از طريق كلامي و زباني صورت مي گيرد، اين در حالي است كه براساس تحقيقات انجام شده، مهارتهاي كلامي تنها حدود 10 درصد انتقال اطلاعات را به عهده دارند، يعني اگر هنگام برقراري ارتباط فقط به صحبت كردن بپردازيم و از زبان براي انتقال احساسات و اطلاعات كمك بگيريم، ارتباط ما ارتباطي كاملاً ضعيف خواهد بود، زيرا حدود 30 درصد اطلاعات از طريق مهارتهاي فرازباني مانند لحن و طنين صدا و آهنگ كلام و حدود 60 درصد آن از طريق مهارتهاي غيركلامي مانند حالت نگاه، حركات چشم و اشاره دست و صورت منتقل مي شود كه بيشترين درصد را به خود اختصاص مي دهد و مؤثرتر است.
بنابراين، كودك نياز دارد ببيند، گوش كند و نسبت به اطلاعاتي كه دريافت مي كند واكنش نشان دهد و به منظور ايجاد ارتباط با طرف مقابل تشخيص دهد كي و چگونه اين مهارتها را به كار برد.

* زبان بدن
همان طور كه گفته شد در امر ارتباط، مهارتهاي كلامي درصد كمتري از عمل انتقال را نسبت به ساير مهارتها به خود اختصاص مي دهند، بنابراين با توجه به ميزان تأثير حركات و حالتهاي مختلف صورت و استفاده از زبان بدن در ايجاد ارتباط بسيار مهم است.
لحظه اي جلوي آيينه بايستيد و خود را در آن نگاه كنيد. چه قيافه اي به خود مي گيريد؟ اخم آلود، گرفته، خندان يا خسته و ناراحت؟ هنگامي كه با چهره اي خندان و رفتاري ملايم به كودك خود نزديك مي شويد او با اشتياق بيشتري پذيراي پيامهاي شما خواهد بود.
كمي به طرز برخورد و حالتهاي بدني خود بينديشيد آيا هنگام صحبت با او با حالت ايستاده و سلطه جويانه بالاي سرش مي ايستيد و با او سخن مي گوييد يا اينكه خم شده و با وي در يك سطح قرار مي گيريد و سپس صحبت خود را آغاز مي كنيد؟
براي درك بهتر اين مطلب موقعيتي را در نظر بگيريد كه با يكي از دوستان خود در حال صحبت هستيد و اين در حالي است كه او ايستاده و شما دوزانو روي زمين نشسته ايد. بي ترديد از گوش كردن يا صحبت كردن با فردي كه حالت برتري نسبت به شما دارد احساس ناراحتي كرده و آن طور كه بايد در برقراري ارتباط موفق نخواهيد بود. اين دقيقاً همان احساسي است كه كودك در اين مواقع نسبت به شما دارد، پس سعي كنيد هنگام صحبت تا حد امكان خود را هم سطح و هم قد او قرار دهيد تا بهترين و مؤثرترين ارتباط را داشته باشيد.

توجه به كودك
توجه و مراقبت كامل شماست كه به كودك نشان مي دهد او را دوست داريد و به وي توجه مي كنيد. حتي زماني كه او در منزل نيست و بيشتر وقت خود را در مدرسه سپري مي كند نيز به چنين توجهي نياز دارد و شما بايد در اين خصوص بيشتر تلاش كنيد تا پيامهاي محبت آميز خود را درست به او منتقل كنيد.
شيوه هاي توجه و مراقبت شما از كودك به مرور زمان و به طور نامحسوس با رسيدن به سن بلوغ و تغيير نيازهاي او، تغيير خواهد كرد، به طوري كه در پنج سالگي هنوز علاقه خواهد داشت او را در آغوش گرفته و ناز و نوازشش كنيد. كودكان هنگامي كه از سرشادي و لطف به آنها نگاه مي كنيد يا آنها را روي شانه هايتان مي گذاريد و موهايشان را ماساژ مي دهيد، غرق در نشاط مي شوند. بخصوص مواقعي كه علايم تأييد و تصديق را درباره رفتارشان از سوي شما دريافت مي كنند.
نحوه خداحافظي هنگام رفتن به مدرسه نيز تأثير خاص خود را دارد، به طوري كه اين احساس را در كودك ايجاد مي كند هنگام نبودن او در خانه نيز به يادش هستيد و به او فكر مي كنيد اين موضوع برايش بسيار خوشايند است.
آنها وقتي مي خواهند توجه شما را به خود جلب كنند اغلب از اين جمله استفاده مي كنند«مامان، بابا منو ببين» يا به روشي زيركانه تر با نشان دادن نقاشيها و كتابهايشان از شما مي خواهند به آنها توجه كنيد.
اينكه آنها از شما توجه و مراقبت مي خواهند ادعاي زيادي نيست، زيرا به تأييد و رضايت شما نيازمند بوده و همين توجهات شما در دوران كودكي است كه ميزان اعتماد به نفس آنها را در آينده رقم مي زند، بنابراين وقتي به سوي شما مي آيند در صورت امكان دست از كار بكشيد و تمام توجه خود را به آنها معطوف كنيد.

انتقال درست پيامها
كاملاً از جا برخيزيد و به سوي او برويد. اگر از فاصله دور يا از اتاق ديگر وي را صدا بزنيد، ممكن است به دليل وجود سر و صدا در محيط، نتواند پيام شما را به طور كامل دريافت كند، علاوه بر اينكه بسياري از اطلاعات ديگر مانند نگاه كردن به صورت شما، كه نشانگر ميزان عصبانيت، جدي يا عادي بودنتان است و حركات و اشاره هاي مورد نياز ديگر را از دست خواهد داد.
ابتداي پيام خود را با نام او آغاز كنيد. بسياري از افراد هنگامي كه نام آنها را بيشتر از ساير كلمات به كار مي بريد، بسيار خوشحال مي شوند، زيرا مي فهمند پيام مورد نظر براي آنهاست و آنان مخاطب شما هستند. اگر نامشان را در آخر پيام ببريد ممكن است متوجه نشوند شما با چه كسي كار داريد و محتواي پيام را از دست خواهند داد. بي ترديد جمله «سارا، لطفاً بيا اينجا كارت دارم» بسيار مؤثرتر از «لطفاً بيا اينجا، كارت دارم سارا» خواهد بود. پس براي اينكه به نحو مناسب پيام خود را منتقل كنيد ابتداي هر پيام، كودك را به نام صدا بزنيد.
از جملات امري مثبت استفاده كنيد. كودكان جملات مثبت را بهتر مي پذيرند تا اينكه با جملات منفي به آنها امر و نهي كنيد.
به طور مثال اگر به كودك خود بگوييد چه كاري از او مي خواهيد انجام دهد، بهتر پاسخ خواهد داد تا اينكه او را از انجام آن نهي كنيد.
مثلاًً استفاده از جمله «سارا، لطفاً لباس رو سر جالباسي آويزون كن» بسيار مؤثرتر از «سارا، لباستو روي زمين نينداز» است.
به كودك فرصت پاسخ دادن دهيد. كودكان اغلب چند ثانيه نياز دارند تا بتوانند آنچه را به آنان گفته ايد در ذهن خود پردازش كنند و سپس واكنش نشان دهند، پس اين فرصت را از آنان نگيريد.
جملات ساده به كار ببريد. كودكان اغلب فقط سه مورد از يك جمله را به خاطر مي سپارند. به عنوان مثال «سارا، لطفاً لباست رو دربيار، او نو سرجالباسي آويزون كن، بعد بيا اينجا» پاسخ بسيار خوبي در پي خواهد داشت، در حالي كه جمله امري «سارا، لطفاً لباستو در بيار، اونو سرجالباسي آويزون كن، تكاليفتو انجام بده، وسايلتو جمع و جور كن، بعد بيا اينجا» براي كودك بسيار طولاني و مشكل به نظر خواهد رسيد.
منظور خود را واضح بيان كنيد. در اين مورد بهتر است انتخابهايي پيش روي او بگذاريد، زيرا قدرت انتخاب به استقلال فكري كودك بسيار كمك مي كند. مثلاً بگوييد: «سارا، دوست داري براي شام خوراك لوبيا درست كنم يا ماكاروني؟»
اما اگر واقعاً مي خواهيد كاري را به او امر كنيد هرگز سؤال نكنيد، چون بعد از آن بلافاصله منتظر «نه» گفتن كودك باشيد. مثلاً اگر بگوييد «مي خواي الآن بري بخوابي؟» خواهد گفت: «نه».

در آخر اينكه
حدود 15 سال بعد را در ذهن خود مجسم كنيد. اگر آن موقع از كودكتان كه حالا براي خود كسي شده، بپرسيد كدام جمله هاي شما را كه در دوران كودكي به او مي گفتيد بهتر به خاطر دارد، خواهد گفت: «دوستت دارم»، «چقدر تو خوبي!» و...
پس سعي كنيد هميشه با كلام محبت آميز و رفتار ملايم با او ارتباط برقرار كنيد و به احساساتش احترام بگذاريد، زيرا پيامهاي محبت آميز و زيباي شما براي هميشه در ذهنش ماندگار خواهد بود.

  


تأثير رنگها در چيدمان منزل

 

همه ما بارها و بارها اهميت رنگها را در زندگي حس كرده ايم. اين عنصر اساسي در چيدمان منزل نيز نقش تأثيرگذاري دارد. بنابراين،



با بهره مندي از آن مي توانيم خانه اي شاد، دل انگيز و امن داشته باشيم. به همين دليل لازم است زبان و معناي رنگها را بدانيم تا بدرستي از آنها استفاده كنيم. از همين رو، سعي داريم شما را به دنياي رنگها و تأثير آنها ببريم.
رنگهاي سرد، رنگهاي گرم
به طور كلي رنگها دو دسته اند؛ رنگهاي اصلي كه شامل زرد، آبي، قرمز و رنگهاي فرعي نظير سبز، بنفش، نارنجي، زرد مايل به سبز، سبز مايل به آبي، آبي مايل به سبز، بنفش مايل به قرمز و... كه از تركيب رنگهاي اصلي به وجود مي آيند.
البته، تقسيم بندي ديگري هم براي رنگها مطرح مي شود. به اين ترتيب كه آنها را در دو گروه رنگهاي گرم و سرد قرار مي دهند. براي تشخيص اين مسأله بايد در چرخه رنگ خطي از زرد به بنفش بكشيد. رنگهايي مثل سبز و فيروزه اي كه در تركيب آنها آبي به كار رفته، در سمت چپ خط قرار دارند كه به عنوان رنگهاي سرد ناميده مي شوند. اين رنگها به طور كلي خاصيت آرام بخشي دارند. رنگهايي نظير صورتي، نارنجي و... در طرف راست خط قرار دارند و در ساختمان آنها قرمز به كار رفته كه به عنوان رنگ گرم شناخته مي شوند.
بنابر پژوهشهاي متعدد، اين گونه رنگها بيانگر احساسات مختلف هستند كه از خوش بيني محض تا خشونت شديد را در بر مي گيرد.
الگوهاي رايج كدامند؟
متناسب با فضاي خانه از الگوهاي هماهنگ زير در چيدمان منزل مي توان استفاده كرد.
* الگوي تك رنگ: در اين الگو مي توان از يك رنگ براي چيدمان محيط بهره برد.
* شيوه كنتراست: در اين روش با استفاده از دو رنگ متضاد نظير آبي و نارنجي مي توان فضايي دلخواه ايجاد كرد.
* الگوي مشابه: در اين روش اگر رنگ زرد را انتخاب مي كنيد، مي توانيد براي تكميل از رنگهاي نارنجي بهره بگيريد.
* استفاده از رنگهاي گوناگون: اين شيوه گرچه الگويي رايج است، اما بايد توجه داشت در اين روش، هماهنگي رنگها دقيق صورت بگيرد تا از نظر زيباشناسي چشم نواز باشد.

فضاسازي دلخواه
اگر اتاق شما كوچك است مي توانيد به كمك رنگهاي گرم و سرد اين فضا را بزرگتر نشان دهيد. به اين ترتيب كه وسايلي به رنگهاي گرم (قرمز، نارنجي و صورتي) را جلوتر از وسايلي كه به رنگ سرد (آبي، سبز و...) هستند، قرار دهيد.
رنگ سفيد نيز در بزرگ نمايي فضا مؤثر است. مزيت ديگر آن، افزايش نور محيط مي باشد. اما اين رنگ معايبي نيز دارد. بنابراين اگر تعداد ديوارهاي سفيد رنگ در خانه اي بيش از حد باشد. فضاي خانه سرد و ناخوشايند به نظر مي رسد. در ضمن پاكيزه نگه داشتن آن هم بسيار اهميت دارد.
البته مي توان قبل از بهره مندي از اين رنگ، اندكي رنگ قرمز يا آبي را به آن افزود، تا به اين ترتيب، ضمن حذف تأثير ناخوشايند رنگ سفيد مطلق، از تركيب جديد، رنگي چشمنواز ايجاد شود. برخي نيز ترجيح مي دهند سفيد را با رنگهاي آبي يا صورتي تركيب كنند. اما بايد به خاطر داشت اين رنگ براي اتاقهاي كوچك مناسب نيست؛ چون فضا را سنگين و اتاق را دلگير مي كند. البته توجه به فردي كه مي خواهد از اتاق استفاده كند نيز در انتخاب رنگ محيط اهميت دارد كه در شماره هاي آينده بيشتر در اين باره خواهيم نوشت.

  


مشاور خانواده

 

مرگ عزيزان را چگونه به كودك بگوييم؟

مشاور گرامي !وقتي مادربزرگ يا يكي از نزديكان كودك از دنيا مي رود چگونه او را در جريان بگذاريم؟ آيا نياز است به كودك بگوييم كه به عنوان مثال مادربزرگ يا پدربزرگت از دنيا رفته است و ديگر پيش تو برنمي گردد؟ و يا صبر كنيم وقتي بزرگ تر شد خودش اين موضوع را بفهمد؟
* يك مادر
پاسخ مشاور:
مادر گرامي! مرگ براي بچه ها مسأله اي ناشناخته است. كودك نمي داند مرگ اجتناب ناپذير است و كسي كه از دنيا رفته است ديگر باز نمي گردد، به همين دليل مرگ عزيزان سبب اندوه و اضطراب او مي شود، اما اينكه بعضي از والدين، مرگ عزيزان و يا حيوانات مورد علاقه كودك را از او مخفي مي كنند تا مبادا غصه بخورد اشتباه است، چون كودك حق دارد از مرگ عزيزان خود مطلع شود و براي آنها گريه كند، او بايد در غم و شادي خانواده شريك باشد و بتواند سؤالاتي را كه در اين باره برايش پيش مي آيد مطرح كند و پاسخ آنها را بگيرد. مسأله مهم اينكه چگونه او را در جريان قرار دهيم؟ مثلاً بايد به او بگوييم مادربزرگ تو را خيلي دوست داشت ما نيز مثل تو دلمان براي او تنگ مي شود، ولي همه افراد وقتي پير شدند مي ميرند و ديگر به اين دنيا بر نمي گردند، ولي در آن دنيا همه روزي دور هم جمع خواهيم شد و همديگر را خواهيم ديد. در اين صورت بچه كمتر غصه مي خورد و حقيقت مرگ برايش روشن مي شود.
* افسانه قندهاري زاده

  


تقويم تاريخ

 

* درگذشت فقيه بزرگ آية ا... حسن بن يوسف بن مطهر، معروف به علامه حلي (726ق)
* رحلت مرجع عاليقدر، آية ا... حائري يزدي، مؤسس حوزه علميه قم (1315ش)
* تولد آنتوان پاولويچ چخوف، از برجسته ترين نمايشنامه نويسان روسي (1860 م)
* امضاي قرارداد معروف به (پيمان سه جانبه) بين ايران، روسيه، شوروي سابق و بريتانيا (1943م)
* اختراع كبريت توسط جان واكتر، داروساز انگليسي (1827م)
* موافقت آمريكا با اعطاي وام 47 ميليون دلاري به عراق براي پشتيباني از آن كشور در جنگ با ايران(1363ش)
* گشايش رسمي كتابخانه مجلس ايران (1304ش)

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com