|
«كلمنته» اين بار بي پرده و صريح و بي آنكه كلمات و جملاتش را از ميان صافي رسانه هاي نوشتاري عبور دهد در برنامه اي

تلويزيوني بخشهاي مجهول مانده از شيوه همكاري اش با فوتبال ملي ايران را عيان كرد.
«كلمنته» در حالي پيش روي فردوسي پور نشست كه همين حضورش مي توانست مؤيد دستيابي به توافقهاي نهايي با مسؤولان فدراسيون ايران باشد، اما او با سخنان سرد و بي روحش بخش اعظمي از تصورات را برهم زد. «كلمنته» با خونسردي خاصي كه از هرگونه شورورزي ويژه مردان غرب و جنوب اروپا به دور بود از شرايط ويژه اش حرف زد. آيا ميان آنچه ما و «كلمنته» مي خواهيم فاصله زيادي نيست؟
شكاف را به راحتي در حد فاصل «كلمنته» و تيم ملي پيدا مي كنيم. سرمربي اسپانيايي تبار در پاسخ به اين پرسش كه چه مدت را در ايران سپري خواهد كرد، گفت: «بي ترديد در ايران نمي مانم، زيرا دستيارانم در اينجا كار خودشان را به خوبي انجام مي دهند». «كلمنته» به همين صراحت شرايط خود را براي به دست گرفتن رهبري تيم ملي اعلام كرد. او در حالي دوشنبه شب با فوتبال ايران براي همكاري پاره وقت اتمام حجت كرد كه مهندس علي آبادي در قامت متولي فوتبال ايران صبح دوشنبه در گفتگو با «ايسنا» با صراحت اعلام كرده بود از هرگونه همكاري با مربيان پروازي جلوگيري خواهد كرد. آيا «كلمنته» سرمربي پروازي نيست؟ دستمزد او همچون نام بزرگي كه پشت خود يدك مي كشد قابل چشم پوشي نيست. او شا يد تحت قراردادي دو ساله بيش از 5/2 ميليارد تومان نقدينگي دريافت كند و اين براي مديريت نوپاي فدراسيون قابل تحسين است. جذب «كلمنته» اسپانيايي كه بي ترديد با به دست آوردن دو تجربه جام جهاني و يك تجربه جام ملتهاي اروپا، صاحب شخصيت و پرستيژي بين المللي شده است را بايد به كفاشيان و هيأت رئيسه اش تبريك گفت، ولي ما «خاوير كلمنته» را براي چه مي خواهيم؟
صرفاً نوشتن يك نام در پروفايل كشورمان در سايت فيفا و تكيه زدن بر نام باشكوهش يا كشيدن تمام داشته هاي فني و وجودي اش براي تيم ملي؟ «كلمنته» برنامه ويژه اي براي خود تدارك ديده است. او مي خواهد «ويداكوويچ» صربستاني را در تهران حفظ كند و خودش فقط در بازه هاي زماني يك هفته اي پيش و پس از بازي به تهران بيايد. آيا صرف چنين هزينه اي براي اين مربي پاره وقت، غيرمنطقي به نظر نمي رسد؟
«كلمنته» خودش را به يك مربي كاملاً پاره وقت شبيه مي كند و شرح وظايفش را تا سر حد تمرين دادن و حضور در رختكن تيم ملي پايين نمي آورد. با آن چه مرد اسپانيايي در برنامه 90 به زبان آورد و حتي با حالتي نه چندان دلنشين و زيبا عقد قرارداد با فدراسيون ايران را به كسب رخصت و اجازه از نوه يك ساله اش منوط دانست!، مي توان متصور شد كه «كلمنته» صاحب انگيزه اي فوق العاده براي هدايت تيم ملي نخواهد بود.
او بسيار سرد و بي روح به سؤالها پاسخ مي داد و مخاطبانش را در انتظار يك لبخند سرد و قشنگ، چشم انتظار نگه داشت. اما بايد شيوه دلخواه مربيگري اش در تيم ملي را از زاويه اي ديگر هم بنگريم.
صرف هزينه ميلياردي براي استخدام مربي نامي و اسپانيايي تيم ملي بايد به همان اندازه (ولو بيشتر) در كيفيت فوتبال ايران تأثير مثبت بگذارد. بايد متوقع باشيم پس از عقد قرارداد با «كلمنته» اسپانيايي، هر هفته از ليگ، او را در يكي از شهرهاي كشور و در جايگاه ويژه VIP يكي از ورزشگاه هاي ميزبان ليگ ببينيم. تصور كنيد؛ حضور «كلمنته» در هر يك از ديدارهاي ليگ چقدر مي تواند انگيزه هاي مردان فوتبال ايران را افزايش بدهد؟!
چندان غيرمنطقي نيست كه با رؤياي حضور سرمربي تيم ملي در ورزشگاه ها، انتظار شكل گرفتن تيم ملي جديد را بكشيم. بازيكن پرسپوليس، ستاره استقلال، جوان تازه ابومسلم، پديده ملوان يا هر يك از مرداني كه از تك تك بازيهاي ليگ آرزوي تيم ملي را در سر پرورش مي دهند با ديدن «كلمنته» در ورزشگاه چقدر انگيزه خود را بالاتر مي برند؟ تصور پوچ و كودكانه اي است اگر تصور كنيم «ويداكوويچ» ناشناخته هم مي تواند در طول برگزاري ليگ و زماني كه پيرمرد اسپانيايي در ويلاي خود پيپ مي كشد همين نقش را در ورزشگاه هاي ايران بازي كند!
پايداري «كلمنته» به شيوه مربيگري اش محسوس و ملموس بود. به نظر نمي رسد انگيزه جدي و ويژه اي در وجودش شعله بكشد تا هم روحيات سرد او و هم فوتبال ملي ايران را گرم كند آيا مصالحه با خواسته هاي اين مربي شهير، اما بي انگيزه و پاره وقت به سود تيم ملي و فوتبال ايران است؟ روزگاري نه چندان دور برانكو را به واسطه يك هفته خانه نشيني و غيبت و عدم حضورش در ورزشگاه ها به پاي ميز محاكمه مي برديم. علي كفاشيان و اعضاي هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال بايد متوجه اين واقعيت باشند كه نبود «كلمنته» كنار تيم ملي حتي از سطح انگيزه هاي ملي پوشان هم مي كاهد. |