تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-02-13
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 24بهمن ماه 1386

[ هنری ]
 * گزارشي پيرامون تقسيم بندي برنامه جشنواره فيلم فجر به دو بخش ايراني و خارجي؛
كدام مهمتر است ؛ سينماي ايران يا سينماي جهان؟
 * براي ژازه تباتبايي / مجسمه سازي كه رفت ؛ وقتي آهنها حرف مي زنند...
 * رضا رئيسي: نويسندگان، سال هاي مغفول مانده  پس از انقلاب را روايت كنند
 * مرد مجسمه هاي آهني در آرامگاه شماره  21 آرام گرفت
 * قدرداني تصويري شجريان از مردم در بيمارستان
 * عزت ا... انتظامي: با تجويز پزشكدر خانه استراحت مي كنم
 * همايش ملي انيميشن ايران به ارديبهشت 87 موكول شد
 * يكي از بزرگترين سرقت هاي هنري جهان صورت گرفت ؛
سرقت 164 ميليون دلاري از موزه زوريخ
 * استوديوي «ارباب حلقه ها» مورد پيگرد قانوني وراث «تالكين»

گزارشي پيرامون تقسيم بندي برنامه جشنواره فيلم فجر به دو بخش ايراني و خارجي؛
كدام مهمتر است ؛ سينماي ايران يا سينماي جهان؟

 

آي سان نوروزي

بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر امسال يك شيوه متفاوت را در اكران فيلمها تجربه كرد. پنج روز نخست اين



جشنواره به اكران فيلمهاي خارجي اختصاص يافته بود و در پنج روز دوم فيلمهاي ايراني به نمايش درآمدند. اين مسأله باعث شده بود جشنواره فيلم فجر روزهاي اول برگزاري اش را در سكوت بگذراند و استقبال چنداني از برنامه هاي آن نشود.
يكي از دوستان، صرفه جويي در كاهش هزينه اقامت ميهمانان خارجي را دليل مي آورد و مي گويد؛ بدين ترتيب، ميهمانان خارجي جشنواره، 5 روز زودتر تهران را ترك مي كنند و يكي از همكاران، آماده نشدن فيلمهاي ايراني و صف طويل فيلمهاي ايستاده در انتظار اصلاحيه را دليل اين برنامه ريزي مي داند و خيلي ها هم همزماني جشنواره فيلم برلين و...
شوخي يا جدي، هر كس نظري دارد، اما موضوع مهم اين است كه اين تغيير هم در ادامه تغييرات پي در پي در برنامه ريزيهاي جشنواره هاي ايراني، به يك تجربه ناموفق ديگر تبديل شد.

يك آزمون و خطاي بيهوده / محمد تقي فهيم
در واقع اين جداسازي به دليل همزماني جشنواره فيلم فجر با فستيوال فيلم برلين صورت گرفت. زماني كه اين موضوع مطرح شد، ما مخالفت كرديم. دليل آنهم اين بود كه جشنواره فيلم فجر در دهه فجر و از 12 تا 22 بهمن برگزار مي شود و چون مخاطبان آن روشنفكران و فرهنگيان هستند جشنواره در رأس همه هنرهاي فرهنگي قرار مي گيرد، پس بايد آن را هر چه پربارتر در راستاي اهداف انقلاب قرار داد.معمولاً بخش سينماي ايران براي تماشاگران جذاب تر است و البته طبيعي هم هست، چون بيشتر تماشاگران مي توانند فيلمهاي خارجي را روي CD و DVD ببينند، بنابراين استقبال كمتري از اين فيلمها مي شود. اين جشنواره و نحوه برگزاري اش چند ايراد و ضرر مهم داشت:
1- تأثيرگذاري ويژه دهه فجر را از آن جدا كرديم.
2- يك فيلم خوب مثل «آواز گنجشك ها» را از دست داديم. (در بخش بين الملل)
3- مجبور شديم فيلم خسرو معصومي كه فيلم بدي است و براي بخش بين الملل مناسب نيست را جايگزين آن كنيم.
دو بخش كردن برنامه نمايش فيلمهاي جشنواره بيست و ششم يك آزمون و خطاي بيهوده بود كه ضررهاي بسياري را به همراه آورد. ما ديگر فرصت آزمون و خطا كردن را نداريم. ما ساختار اجرايي جشنواره مان را از ديگران گرفته ايم، اما نمي دانم چرا در برگزاري و اجرا، تابع نظم و برنامه ريزي و دقت لازم نيستيم.

خيلي ضرر كرديم / زاون قوكاسيان
به نظر من جدا كردن بخش فيلمهاي خارجي از فيلمهاي ايراني اصلاً كار خوبي نيست. اين تقسيم بندي با هر توجيه و بهانه اي كه باشد، باز هم مشخصاً بيشتر به دليل برگزاري جشنواره فيلم برلين بوده است. اين تقسيم بندي به نظر من، مفهوم جشنواره فيلم فجر را كاملاً زير سؤال برده است. جداسازي فيلمهاي ايراني و خارجي از لحاظ جذب مخاطب به جشنواره بين المللي فجر آسيب رساند. در چنين جشنواره هايي از هر زاويه كه به موضوع نگاه كنيد، جذب تماشاگر برايمان به لحاظ مطرح كردن فيلمها، ارزش دارد. جشنواره عرصه اي براي به دست آوردن موفقيتهاي مناسب جهت عرضه فيلمهاي ايراني و خارجي است. فضاي روزهاي اول جشنواره خسته كننده و ساكن بود و من معتقدم براي رفع مشكلات جشنواره، بايد يك تقسيم كار خوب و جدي صورت بگيرد و در اين حوزه از مديران با تجربه و كارآمد استفاده شود.

چشمم آب نمي خورد / بايرام فضلي
من به دليل مشغوليتهاي كاري ام، فرصت زيادي براي حضور در جشنواره و ديدن فيلمها نداشتم و زياد هم متوجه تأثيرها و نتايج اين تقسيم بندي نشدم! اما با توجه به آنچه شما مي گوييد گمان مي كنم در پنج روز دوم جشنواره شاهد ترافيك بالاي نمايش فيلمها باشيم. بدون ترديد با اين وضع منتقدان و اهالي رسانه نخواهند توانست همه فيلمها را ببينند، بنابراين در اين عرصه اهمال خواهد شد.چنانچه اين تقسيم بندي صورت نمي گرفت منتقداني كه درباره فيلمهاي خارجي نقد و مطلب مي نويسند، مي توانستند با فراغ بال فيلمها را ببينند و نقدشان را بنويسند، ولي با شرايط پيش آمده، بدون ترديد مشكل سالن و اكران اجازه كار را به آنها نمي دهد.ضمن اينكه همين حالا هم كمتر فيلمي سر ساعت و روز تعيين شده در جدول اكران مي شود. مثلاً همين امروز يك فيلم به خاطر مشكل صدا به نمايش در نيامد و باعث شد فيلمهاي بعدي هم به همين ترتيب دچار تأخير در نمايش شوند.در واقع معضل اصلي ما، تقسيم بندي جشنواره به دو بخش نيست و در كل جشنواره مشكل دارد! اميدوارم كه مشكلات طي روزهاي آينده برطرف شوند اما دروغ چرا، چشم من كه آب نمي خورد!

آشفتگي براي فيلمهاي ايراني/حجت ا...خسروي-تهيه كننده
من گمان مي كنم تقسيم بندي و دو بخشي كردن برنامه نمايش فيلمها فرصت كافي را از آثار ايراني جشنواره گرفته است. با اين برنامه، در يك محدوده زماني فشرده و كوتاه، حجم بسيار زيادي از فيلمها با شتابزدگي و عجله پخش شدند كه نمايش آنها با اين شرايط چندان مطلوب نبود. اين تقسيم بندي باعث شد آثار توليد داخل، تحت تأثير فيلمهاي خارجي قرار بگيرند. به نظر من اين كار به لحاظ تغييرات و محدوديتهايي كه از نظر زماني ايجاد مي كرد اصلاً مطلوب نبود.در ابتدا قرار بود زمان نمايش همه فيلمها از 12 تا  22بهمن باشد كه بعد به 17 تا 22 بهمن موكول و در عمل فرصت اكران و نمايش آثار ايراني به 5 روز محدود شد. به نظر من اين امر اصلاً به نفع سينماي ما و جشنواره نبود.
درست كه اختصاص دادن يك محدوده زماني به فيلمهاي خارجي لازمه برگزاري يك جشنواره بين المللي است و قبول دارم كه اين بخش براي بازگو كردن ديدگاه ها و نگاه ها و افكار كشورهاي ديگر است و جشنواره بهترين فرصت براي بازگو كردن اين ديدگاه هاست، ولي تقسيم بندي مذكور نوعي آشفتگي را براي فيلمهاي ايراني به وجود آورده است.

  


براي ژازه تباتبايي / مجسمه سازي كه رفت ؛ وقتي آهنها حرف مي زنند...

 

* علي شعار
يكم
سال كم كم دارد به پايان مي رسد، اما هنوز يك ماه و چند روزي مانده. مرگ به پشت سر نگاه مي كند و در آن جمع انبوه با خود بردگان، تنها دو هنرمند مي بيند: «اكبر رادي» و «قيصر امين پور»...




تنها دو نفر؟!! چه كم...!
به سراغ دفترش مي رود و به فهرست نام هنرمندان نگاه مي كند و آن گاه توپي را بالا مي اندازد... گوي مي چرخد و مي گردد و بر نام «منصور برمكي» مي نشيند...
ديروز دو نفر بودند، اما امروز سه نفر: «اكبر رادي»، «قيصر امين پور» و «منصور برمكي».
هنوز آرام نگرفته... اين بار دو گوي مي اندازد كه بر نام دو عكاس مي نشيند: «قدرت ا... كسرائيان» و «نيكول فريدني»...
و در يك روز سرد زمستاني، مرگ در دفترش نام پنج هنرمند را مي بيند كه بر آنها خط كشيده: «اكبر رادي»، «قيصر امين پور»، «منصور برمكي»، «قدرت ا...كسرائيان» و «نيكول فريدني»...
اما هنوز چشمش به دنبال ديگران است... دوباره همان داستان گوي چرخان و هنرمندان... اين بار«ژازه تباتبايي»
دوم
اولين بار نام «ژازه» را از «گيزلا وارگا سينايي» شنيدم، آن زمان در خانه اش مجسمه هايي كوچك ديدم كه ساخته شده از چرخ دنده و هزار و يك خرده ريز فلزي ديگر بود و چقدر از آنها خوشم آمد. هميشه آرزو مي كردم يكي شان را داشته باشم، مدتي هم دنبالش گشتم، ولي نيافتم و اگر درست به خاطرم بيايد يك بار هم يكي از آنها را پيدا كردم، اما مطمئن نبودم كه حتماً ساخته  خود «ژازه» باشد، به نظرم زمخت تر از آن چه در خانه  «سينايي» ها ديده بودم، آمد.
سوم
« ژازه تباتبايي»، مجسمه ساز، نقاش و نمايشنامه نويس؛ متولد 1309 ؛ از نخستين ترويج كنندگان هنر مدرن در ايران به شمار مي آمد. در نوجواني فعاليت ادبي خود را آغاز كرد و اولين داستان خود را به نام «شن و ني» در دوازده سالگي نوشت. نمايشنامه هايي چون «شكوفه هاي پژمرده»، «لرد چي چي يانف»، «جاي پا» و «آقاموچول» را نوشت و كارگرداني كرد. در سال 1325 داستان «پسر كوچك» را چاپ كرد و تاكنون بيش از 40 جلد كتاب شامل داستانهاي فولكلور، رمان، شعر، نقدهاي هنري و نمايشنامه از او منتشر شده. در سال 1329 از هنرستان هنرپيشگي ديپلم گرفت و اولين نمايشگاه نقاشي خود را كه نقاشيهايي با سبك مينياتور بودند، برپا كرد. در 1333 در رشته كارگرداني و مباني تئاتر دانشكده ادبيات ايران، شاگرد اول شد و نمايش «پيراهن ملواني» را به صحنه برد. در 1334 گالري «هنر جديد» را به منظور معرفي هنر پيشرو و برپايي نمايشگاه از هنرمندان نوپرداز تأسيس كرد و تنها پنج سال بعد، يعني در 1339 بود كه از دانشكده هنرهاي زيباي تهران، در رشته نقاشي، دانش آموخته شد. در1340 نمايشگاهي از آثار نقاشي و مجسمه هايش را در گالري «رضا عباسي» برگزار كرد. در سه بي ينال تهران شركت كرد و در هر سه، جوايزي به دست آورد. از سوي ديگر در سالهاي دهه چهل، مجسمه هايش در بي ينال هاي پاريس، و نيز و سائوپائولو به نمايش درآمد و سپس چندين نمايشگاه انفرادي در وين، فرانكفورت، لندن، مادريد، توكيو و... برگزار كرد. چندين سال بود كه در اسپانيا اقامت گزيده و گهگاهي به ايران مي آمد. يكي از آخرين نمايشگاه هاي او در تهران به سال 1373 باز مي گردد. در سال 1346 «خسرو سينايي» فيلمي به نام «شرح حال» از آثار ژازه تهيه كرد و در 1376 نيز فيلم ديگري با نام «كوچه پاييز» درباره زندگي اين هنرمند ساخت. آثار نقاشي و مجسمه ژازه در موزه ها و كلكسيون هاي شخصي همانند موزه لوور پاريس، موزه مترو پليتن نيويورك، موزه هنرهاي معاصر تهران، پريوات كلكسيون آلمان، گالري سيحون تهران و مجموعه شخصي جيمي كارتر قرار دارند. گالري هنر جديد در تهران كه در حال حاضر شايد بيش از پنج هزار مجسمه از ژازه در آن نگهداري مي شود، يكي از استثنايي ترين مكانهاي فرهنگي و هنري ايران در دوران مدرن است.
چهارم
ژازه تباتبايي چه در نقاشي و چه در مجسمه هايش از فرهنگ غني و فولكلور ايران مايه مي گرفت و به نحوي گذشته را به حال و بخصوص امروز پيوند مي زد. تخيل قوي و طنز فوق العاده او در مجسمه هايش به خوبي نمايانگر است. او زباله هاي فلزي چون قطعات خودرو، دوچرخه، وسايل خانه، ساعتهاي شكسته و... را با وسواس انتخاب مي كرد و به هم جوش مي داد تا آدمها، مرغها، حيوانات تخيلي و افسانه اي خود را بسازد. شهرت امروز ژازه بيشتر براي به وجود آوردن فيگورهاي خلاقانه و مجسمه هاي فلزي است كه حاصل جفت كاري (اَسمبلاژ) قطعات فلزي ماشين آلات صنعتي و خودروها هستند.

  


رضا رئيسي: نويسندگان، سال هاي مغفول مانده  پس از انقلاب را روايت كنند

 

رضا رئيسي با بيان اينكه پرونده  سالهاي پس از پيروزي انقلاب تا ابتداي جنگ را بسته نگه داشته ايم، تأكيد كرد: نويسندگان با جرأت و جسارت اين مقطع را روايت كنند.




اين داستان نويس در گفتگو با ايسنا، گفت: يك انقلاب وقتي شكل مي گيرد، عوامل شكل گيري آن، هم مي توانند حركتهاي فيزيكي باشند و هم مي توانند فعاليتهاي معنوي و آگاهي دهنده باشند. بنابراين ادبيات هم با توجه به اينكه بخشي از آن عوامل حركت دهنده و آگاهي دهنده است، نقش مؤثري دارد. در واقع ادبيات داستاني، شعر، موسيقي و هنرهاي ديگر همه مجموعه اي هستند كه قطعاً براي سازندگي روح و ايجاد حركت و تحرك در روح آدمها و آگاهي دادن به آنها بسيار مؤثرند. در واقع بخشي از آن حركتي كه در انقلاب صورت گرفت، مديون ادبيات و هنر است كه در پيش از انقلاب رواج داشت، مثلاً تئاترهايي كه اجرا مي شدند. سينما و ادبيات هم همين طور پيشرو بودند و هنر و ادبيات در بروز انقلاب بي تأثير نبودند.
رئيسي يادآور شد: انقلاب بيشتر ايجاد جسارت مي كند و ورود به انقلاب در بحث ادبيات و هنر نيز ايجاد جسارت مي كند و يك جهان بيني را به وجود مي آورد كه صرفاً به چارچوبهاي خود نينديشيم؛ بلكه وسعت ديدمان را بيشتر بكنيم؛ بنابراين انقلاب ما هم همين  گونه بود.
او در ادامه متذكر شد: منتها يك بحثي هست و آن اين است كه آن چيزي كه از انقلاب بهره گرفته شد، پيش از اينكه به بلوغي برسد، غبارها فرو بنشيند و بهترين هايش گزينش شوند، و مشخصاً معلوم شود چه كسي اهل ادبيات و هنر و هنر انقلابي است، جنگ تحميلي گريبان گيرمان شد و اين فرصت و مجال را چنان به دست نياورديم كه به انقلاب بپردازيم. در مجموع انقلاب هيچ  چيز هم كه نداشته باشد، جرأت دادن و جسارت بخشيدن به اهالي هنر و فرهنگ از ويژگيهاي آن است. از سويي، افرادي كه مي نويسند و هنرمندان در مسايل پيرامون شان و مسايل جهاني كه در آن بودند، بازنگري كردند.
اين نويسنده تصريح كرد: انقلاب در يك مقطع كوتاه پس از انقلاب مجال يافت و توانست يك مقدار سوژه باشد و در ادبيات موضوعيت پيدا كند؛ اما به  دليل وقوع جنگ، ديگر مجال براي بحث انقلاب و ارايه ادبيات با موضوع انقلاب را پيدا نكرديم و خود جنگ آن قدر فراگير شد كه فرصت فراهم نشد.
ضمن اينكه آن فاصله اي را كه مي بايست از رويداد انقلاب مي گرفتيم، به جنگ برخورد و چون خود جنگ ظرفيت روايي بالايي داشت، مجال پرداختن به انقلاب گرفته شد. البته به  نوعي اين دو رويداد اجتماعي در ادبيات يك  جور تلاقي پيدا كردند؛ چنانچه اگر در زمينه  جنگ هم بخواهيم، كار كنيم، دور از خود انقلاب نيست. همان كساني كه در انقلاب حضور داشتند، بخش عمده شان در جنگ هم حضور داشتند؛ بنابراين انقلاب خودش يك هويت يا پس زمينه براي ادبيات جنگ است و اين دو را نمي توانيم تفكيك كنيم.
رئيسي در ادامه درباره  رمان «قطار 57» خاطرنشان كرد: اگر ضرورت پرداختن به انقلاب پيدا نمي شد، قطعاً كار جنگم را انجام مي دادم و به سمت نگارش «قطار 57» نمي رفتم؛ ولي اگر بناست يك اثر مؤثر و مناسب براي جنگ داشته باشيم، شما خواه ناخواه بايد بر گرديد به انقلاب. به اندازه  كافي درباره  قبل از انقلاب كار شده است؛ يعني ما رمانها و داستانهاي زيادي داريم كه درخصوص انقلاب تا پيروزي هستند. اينها هم سقف شان به پيروزي انقلاب مي رسد كه بيشتر به شرح مبارزات و زندان و جنگ مسلحانه مي پردازند.وي تأكيد كرد: اما دو سه سال بعد از پيروزي انقلاب كه متصل به خود انقلاب است و تا پيش از جنگ، ادامه  انقلاب است؛ چون به  هر حال، توطئه ها همين جور ادامه پيدا مي كنند و مردم تا دو سه سال پيرامون خودشان حادثه و موانعي را از داخل و بيرون مي بينند. اما متأسفانه اين بخش را كار نكرديم؛ يعني بخش بعد از پيروزي را و آن حوادث را كار نكرديم. اگر مي خواهد اتفاقي در ادبيات داستاني بيفتد، بايد به اين سمت توجه كنيم. قبل از انقلاب، به  جاي خودش؛ اما بعد از انقلاب تا شروع جنگ، بخشي از انقلاب است كه بايد روي اينها كار شود.
اين نويسنده اظهار كرد: ما پرونده  بخشي از دوران بعد از انقلاب تا پيش از جنگ را يك مقدار بسته نگه داشته ايم. الآن به  نظرم مي رسد، هم نويسندگان جرأت و جسارت كنند كه آن پرونده  بسته را باز كنند و هم به نوعي مسؤولان فرهنگي، كه اينها براي آنها پرونده هاي محرمانه محسوب مي شود، هر چند اكنون بخش عمده  آن اطلاعات سوخته است، اجازه دهند كه آن پرونده باز شود و نگران آن نباشند كه چه مي شود. به نظرم، اگر پرونده  آن يكي دو سال انقلاب باز شود، كمك زيادي مي كند كه نسبت به ادبيات انقلاب، ديني را ادا كنيم. هم مسؤولان فرهنگي و هم جرأت جسارت نويسندگان در اين كار اهميت دارند و مسؤولان هم بايد با ديد بازتري به اين موضوع نگاه كنند.
او با اشاره به رمان «قطار 57»، گفت: بخشي از اين پرونده را در اين رمان باز كردم و خوشبختانه اثر مثبت داشت. به ندرت ديدم كسي ارتباط نگيرد و آدم بايد خيلي تنگ نظر باشد كه معترض ماجرا باشد. اما اكثريت و بويژه نسل جوان را ديدم كه خوب ارتباط برقرار كردند و اين نشان داد اگر اين پرونده را باز كنيم، اتفاقي نمي افتد؛ الا اينكه ما به نسل بعدي داريم آگاهي مي دهيم، بويژه نسل جواني كه از انقلاب و جنگ ممكن است طور ديگري شنيده باشد كه برايش قابل قبول نباشد. اين نسل از سويي دور از آن سالهاست و از سويي به دليل آگاهي اي كه دارد، استدلال مي طلبد؛ چون خود ما درگير ماجرا بوديم، ممكن است مقداري احساسي برخورد كنيم. احساسي گفتن ماجرا تا استدلالي گفتن فاصله  دارد. اگر آنچه را كه اتفاق افتاده، با صداقت، بي طرفانه و بدون قضاوت خود منتقل كنيد، بي شك اثرگذار است و نسل جوان اين را مي پذيرد . بايد صادقانه مطلب را روايت كنيم. اگر ماجرا را يك طرفه روايت كنيم، به طور قطع، كم باوري روايتي را كه بيان مي كنيم، به دنبال خواهد داشت.

  


مرد مجسمه هاي آهني در آرامگاه شماره  21 آرام گرفت

 

روز سه شنبه ا ي سرد، هنرمند ديگري به خاك ابديت سپرده شد تا جهان هنر در حسرت روزهاي بي او بودن بماند.




ديروز در آخرين ساعتهاي مانده به برپايي نمايشگاه دوسالانه  نقاشي معاصر ايران عوامل برگزاري و آماده سازي، در حالي كه بسياري از نقاشيهاي بزرگ و كوچك هنوز بر زمين مانده  بودند، دست از كار كشيدند و حياط مؤسسه فرهنگي هنري صبا ميزبان هنرمندان نقاش و مجسمه سازي شد كه براي آخرين ديدار با هنرمندي از دنياي آهن و نقش خورشيد آمده بودند؛ آنها ژازه طباطبايي را كه خود با تأكيد امضا مي كرد «تباتبايي» مشايعت كردند تا در كنار نيكول طبيعت  ناب ايران، به خاك بسپارند.
به گزارش ايسنا، صبح ديروز، پيكر ژازه طباطبايي از مقابل مؤسسه فرهنگي هنري صبا تشييع و به بهشت زهرا (س) منتقل شد و در قطعه  88، رديف 148، آرامگاه شماره  21 آرام گرفت.
در اين مراسم، حبيب ا... صادقي - مديركل دفتر هنرهاي تجسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي - پيام تسليت محمدحسين صفار هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و محمد حسين ايماني خوشخو، معاون هنري اين وزارتخانه را به نزديكان، دوستان و جامعه  هنري ابلاغ كرد.
وي گفت:  ژازه طباطبايي همواره پرتلاش، با رنگ و بوم، مجسمه و تئاتر و كارهاي سراميكي خود فعاليت زيادي را در همه عرصه هاي هنري انجام داد و در ميان فضاها و اشياي  خيلي ساده جستجوهايي هوشمندانه داشت كه در كارهايش نمودار است.
سرپرست موزه هنرهاي معاصر اظهار كرد: حدود سه ماه پيش در گالري ژازه از وي دعوت كرده تا آثارش را در نمايشگاهي مرور كنند؛ حالا اميدوار است كه در ارديبهشت 87 يك نمايشگاه بزرگ از آثار او كه در خانه اش - تهران - و در اسپانيا دارد، برپا كند.
او خبر داد، كتاب فاخري از ژازه از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در دست انتشار است.وي گفت: ژازه هنرمندي با حضور روايت مدرنيسم و باهوش سرشار بود كه توانست تعريف نو بودن را با ساختار ملي ما عجين كند به طوري كه نوآوريهايي نيز در گنجينه هاي متعدد داخلي و خارجي يافت مي شود. او صاحب قلبي مهربان و دوست داشتني بود و اين مهرباني جزو شاخصه هاي او به شمار مي رفت كه بسيار پرتلاش و عزيز و با همت بود.
صادقي در پايان از تأسيس بنياد ژازه طباطبايي خبر داد و تأكيد كرد: اين بنياد از طرف محسن زارع - مدير مجموعه  هنري صبا در حال پيگيري است.
در ادامه اين مراسم، محسن زارع هم به حاضران و جامعه هنري تسليت گفت و تصريح كرد: تأسيس بنياد ژازه از سوي فرهنگستان هنر و با همكاري سازمانها به ويژه وزارت ارشاد در دستور كار قرار داده شده و اميدواريم تا پيش از مراسم چهلم آن مرحوم، اين كار انجام  شود.
مدير مجموعه  هنري صبا اعلام كرد: اين بنياد علاوه بر وظيفه حفظ و نگاهداشت ميراث بيش از نيم قرن فعاليت پيگير و نوآورانه اين هنرمند در عرصه نقاشي و مجسمه سازي مدرن ايران به عنوان بخشي از گنجينه  اصيل و ارزشمند هنر معاصر اين سرزمين، هدف خود را برمحور گسترش و اشاعه آثار هنري نوگرا و برخوردار از بن مايه هاي فرهنگ، سنت و ارزشها و اصالتهاي قومي ايران متمركز خواهد كرد.
به گفته  زارع، بنياد ژازه طباطبايي مركزي جهت حمايت از هنرمندان اين عرصه و طرحها، ايده ها و فعاليتهاي هنري آنان در عرصه هاي گوناگون تجسمي خواهد بود.
اما خسرو سينايي - كارگردان سينما و تلويزيون - كه فيلم كبوتر راوي را از كارهاي ژازه و با همكاري او ساخت ضمن تشكر از حاضرين و تسليت به آنها در چند جمله اي كوتاه از ژازه گفت: ژازه رفت، و اگر قرار است يكايك ما روزي به ناچار برويم، بايد بگويم ماندن بيشتر در شأن ژازه نبود. مردي كه با انواع هنرها زندگي كرد نبايد به زندگي با بيماري تن مي داد كه نداد. روزي با نگاهي اشك آلود به من گفت: «پس چرا نمي روم، راحت شوم؟!»
او اضافه كرد:  جسم او رفت، اما روحش در مجسمه ها،شعرها و فيلمهايش جاري است. آيا فرد ديگري را با نام ژازه مي شناسيد؟  آيا فرد ديگري را مي شناسيد كه طباطبايي را با «ت»  بنويسيد؟ قطعاً نه!
مارسل دوشان ديگري كه نامش ماندگار مي ماند!
در ادامه عباس مشهدي زاده - مجسمه ساز از دوستان قديمي ژازه - هم با ابراز تأسف به خاطر در گذشت ژازه گفت: ژازه بي گفتگو و بي گمان پرچم دار نترس و شجاع نوخواهي بود و مؤسسه اش هم به نام گالري هنرهاي جديد است.وي افزود: ژازه بي گمان مارسل دوشان ديگري است كه تنش رفته ولي نامش ماندگار خواهد ماند.
همچنين سهراب  هادي در اين مراسم عنوان كرد: شايد رأس زاويه همه ابعاد زندگي او آفريدن نو، پرهيز از هرگونه نبودن و نيستي بود.
در پايان پيكر ژازه در ميان بدرقه هنرمندان و دوستان لا اله اله ا... گويان تشييع شد و پس از اقامه  نماز ميت در خاك آراميد.
ژازه طباطبايي از هنرمندان پيشرو و آوانگارد بود كه در نخستين ساعات بامداد روز شنبه 20 بهمن در تهران درگذشت.

  


قدرداني تصويري شجريان از مردم در بيمارستان

 

محمد رضا شجريان پس از عمل جراحي موفقيت آميزش از روي تخت بيمارستان از مردم و دوستدارانش كه براي سلامت وي دعا كردند، تشكر كرد.




به گزارش فارس، محمد رضا شجريان كه به علت بيماري ريوي در بيمارستان كسري بستري شده بود پس از عمل جراحي و بهبودي وضع عمومي اش از طريق فيلم كوتاهي كه روابط عمومي شركت دل آواز تهيه و در اختيار خبرگزاري فارس قرار داده از همه مردم كه آرزوي سلامتي او را داشتند، تشكر كرد.گفتني است حال عمومي استاد مسلم آواز ايران در حال حاضر مساعد است و طي چند روز آينده از بيمارستان مرخص مي شود.

  


عزت ا... انتظامي: با تجويز پزشكدر خانه استراحت مي كنم

 

حال عمومي عزت ا... انتظامي پيشكسوت بازيگري تئاتر و سينما خوب است.آقاي بازيگر در گفتگويي با ايسنا گفت: درحال حاضر از بيمارستان مرخص شده ام و در منزل در استراحت بسر مي برم.انتظامي كه به دليل مشكل تنفسي در بيمارستان پارسيان بستري شده بود، ادامه داد: از آ ن جا كه پزشك دستور استراحت مطلق داده است، فعلاً در منزل هستم و به دليل اين شرايط نمي توانم پذيراي ملاقات كنندگان باشم. به گزارش ايسنا، انتظامي چند روز پيش به دليل مشكل تنفسي در بيمارستان بستري شده بود و بعد از بهبود نسبي وضعيت جسماني اش از بيمارستان مرخص شد. اين بازيگر با بازي در فيلمهايي «شب» رسول صدرعاملي و «آتش سبز» محمد رضا اصلاني در بيست  و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر حضور داشت.

  


همايش ملي انيميشن ايران به ارديبهشت 87 موكول شد

 

زمان برگزاري نخستين همايش ملي انيميشن ايران با توجه به استقبال گسترده و درخواست اساتيد، دانشگاهيان و هنرمندان سينماي انيميشن به تعويق افتاد.
به گزارش مهر، روابط عمومي همايش ملي انيميشن ايران اعلام كرد، اين همايش كه قرار بود پنجم تا هفتم اسفندماه 1386 برگزار شود، به علت حجم مقالات ارائه شده و درخواست جمعي از اساتيد و هنرمندان سينماي انيميشن به روزهاي اول و دوم ارديبهشت ماه 1387 موكول شد.تاريخ قطعي اعلام نتايج مقالات پذيرفته شده توسط هيأت علمي همايش روز 28 بهمن است و فهرست مقالات و هنرمندان برگزيده از طريق روابط عمومي و سايت همايش به نشاني ir.inac. wwwمنتشر خواهد شد. آخرين مهلت براي ارسال چكيده مقاله برگزيده هيأت علمي، متن نهايي شده جهت ارائه در جلسه همايش و متن كامل مقاله انتخابي براي چاپ در كتاب همايش 19 اسفند است.
نخستين همايش ملي انيميشن ايران با همكاري مركز گسترش سينماي مستند و تجربي معاونت امور سينمايي و سمعي بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و آسيفا، دانشكده صدا و سيما، فرهنگستان هنر، پويامهر و پيلبان انيميشن برگزار مي شود و حضور در تمام برنامه  هاي همايش براي علاقه مندان آزاد است.

  


يكي از بزرگترين سرقت هاي هنري جهان صورت گرفت ؛
سرقت 164 ميليون دلاري از موزه زوريخ

 

چند تابلوي نقاشي از هنرمندان مطرح جهان به ارزش 164 ميليون دلار از موزه اي در زوريخ سوئيس به سرقت رفت. به گزارش فارس به نقل از رويترز، اين تابلوها كه همگي متعلق به هنرمندان قرن 19 از جمله «ونگوك»، «سزان» و «مونت» است، از يك كلكسيون خصوصي در زوريخ، پايتخت سوئيس به سرقت رفت. «پيتر روگر»، افسر جستجوي پليس زوريخ گفت: اين بزرگترين سرقت هنري از موزه هاي سوئيس تا به امروز است و مي توان آن را در زمره بزرگترين سرقتهاي هنري كل اروپا در نظر گرفت.
بنا بر اين گزارش، سه مرد با لباسهاي تيره و ماسك سياه، كه يكي از آنها به زبان آلماني با لهجه اسلواكيايي، صحبت مي كرد، با يك ماشين تندرو سفيد رنگ روز يكشنبه دست به اين سرقت زدند.پليس اعلام كرد به كساني كه سرنخي براي دستگيري اين سارقان در اختيار پليس قرار دهند، مبلغ 100 هزار فرانك سوئيس پاداش خواهد داد.

  


استوديوي «ارباب حلقه ها» مورد پيگرد قانوني وراث «تالكين»

 

وراث «جي.آر.آر تالكين» استوديوي «ارباب حلقه ها» را به دليل عدم پرداخت تمامي حقوقشان در رابطه با اين فيلم، مورد پيگرد قانوني قرار دادند.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، وراث تالكين و «هارپر كولينز»، ناشر رمان «ارباب حلقه ها»، عليه استوديوي هاليوودي «نيولاين» در دادگاه عالي لس آنجلس اقامه دعوي كرده و ادعا كرده است كه اين استوديو تمامي حقوقشان را در رابطه با اكران اين فيلم، به آنها پرداخت نكرده است.در اين پرونده شاكيان ادعا كرده اند كه استوديوي نيولاين با آنكه از سه فيلم «ارباب حلقه ها» كه از سال 2001 به اكران درآورده است، بيش از 6 ميليارد دلار پول به جيب زده است، ولي حتي يك پني از اين سود را به آنها پرداخت نكرده است. وكلاي شاكيان براي موكلان خود 150 ميليون دلار خسارت طلب كرده اند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com