|
آي سان نوروزي
بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر امسال يك شيوه متفاوت را در اكران فيلمها تجربه كرد. پنج روز نخست اين

جشنواره به اكران فيلمهاي خارجي اختصاص يافته بود و در پنج روز دوم فيلمهاي ايراني به نمايش درآمدند. اين مسأله باعث شده بود جشنواره فيلم فجر روزهاي اول برگزاري اش را در سكوت بگذراند و استقبال چنداني از برنامه هاي آن نشود.
يكي از دوستان، صرفه جويي در كاهش هزينه اقامت ميهمانان خارجي را دليل مي آورد و مي گويد؛ بدين ترتيب، ميهمانان خارجي جشنواره، 5 روز زودتر تهران را ترك مي كنند و يكي از همكاران، آماده نشدن فيلمهاي ايراني و صف طويل فيلمهاي ايستاده در انتظار اصلاحيه را دليل اين برنامه ريزي مي داند و خيلي ها هم همزماني جشنواره فيلم برلين و...
شوخي يا جدي، هر كس نظري دارد، اما موضوع مهم اين است كه اين تغيير هم در ادامه تغييرات پي در پي در برنامه ريزيهاي جشنواره هاي ايراني، به يك تجربه ناموفق ديگر تبديل شد.
يك آزمون و خطاي بيهوده / محمد تقي فهيم
در واقع اين جداسازي به دليل همزماني جشنواره فيلم فجر با فستيوال فيلم برلين صورت گرفت. زماني كه اين موضوع مطرح شد، ما مخالفت كرديم. دليل آنهم اين بود كه جشنواره فيلم فجر در دهه فجر و از 12 تا 22 بهمن برگزار مي شود و چون مخاطبان آن روشنفكران و فرهنگيان هستند جشنواره در رأس همه هنرهاي فرهنگي قرار مي گيرد، پس بايد آن را هر چه پربارتر در راستاي اهداف انقلاب قرار داد.معمولاً بخش سينماي ايران براي تماشاگران جذاب تر است و البته طبيعي هم هست، چون بيشتر تماشاگران مي توانند فيلمهاي خارجي را روي CD و DVD ببينند، بنابراين استقبال كمتري از اين فيلمها مي شود. اين جشنواره و نحوه برگزاري اش چند ايراد و ضرر مهم داشت:
1- تأثيرگذاري ويژه دهه فجر را از آن جدا كرديم.
2- يك فيلم خوب مثل «آواز گنجشك ها» را از دست داديم. (در بخش بين الملل)
3- مجبور شديم فيلم خسرو معصومي كه فيلم بدي است و براي بخش بين الملل مناسب نيست را جايگزين آن كنيم.
دو بخش كردن برنامه نمايش فيلمهاي جشنواره بيست و ششم يك آزمون و خطاي بيهوده بود كه ضررهاي بسياري را به همراه آورد. ما ديگر فرصت آزمون و خطا كردن را نداريم. ما ساختار اجرايي جشنواره مان را از ديگران گرفته ايم، اما نمي دانم چرا در برگزاري و اجرا، تابع نظم و برنامه ريزي و دقت لازم نيستيم.
خيلي ضرر كرديم / زاون قوكاسيان
به نظر من جدا كردن بخش فيلمهاي خارجي از فيلمهاي ايراني اصلاً كار خوبي نيست. اين تقسيم بندي با هر توجيه و بهانه اي كه باشد، باز هم مشخصاً بيشتر به دليل برگزاري جشنواره فيلم برلين بوده است. اين تقسيم بندي به نظر من، مفهوم جشنواره فيلم فجر را كاملاً زير سؤال برده است. جداسازي فيلمهاي ايراني و خارجي از لحاظ جذب مخاطب به جشنواره بين المللي فجر آسيب رساند. در چنين جشنواره هايي از هر زاويه كه به موضوع نگاه كنيد، جذب تماشاگر برايمان به لحاظ مطرح كردن فيلمها، ارزش دارد. جشنواره عرصه اي براي به دست آوردن موفقيتهاي مناسب جهت عرضه فيلمهاي ايراني و خارجي است. فضاي روزهاي اول جشنواره خسته كننده و ساكن بود و من معتقدم براي رفع مشكلات جشنواره، بايد يك تقسيم كار خوب و جدي صورت بگيرد و در اين حوزه از مديران با تجربه و كارآمد استفاده شود.
چشمم آب نمي خورد / بايرام فضلي
من به دليل مشغوليتهاي كاري ام، فرصت زيادي براي حضور در جشنواره و ديدن فيلمها نداشتم و زياد هم متوجه تأثيرها و نتايج اين تقسيم بندي نشدم! اما با توجه به آنچه شما مي گوييد گمان مي كنم در پنج روز دوم جشنواره شاهد ترافيك بالاي نمايش فيلمها باشيم. بدون ترديد با اين وضع منتقدان و اهالي رسانه نخواهند توانست همه فيلمها را ببينند، بنابراين در اين عرصه اهمال خواهد شد.چنانچه اين تقسيم بندي صورت نمي گرفت منتقداني كه درباره فيلمهاي خارجي نقد و مطلب مي نويسند، مي توانستند با فراغ بال فيلمها را ببينند و نقدشان را بنويسند، ولي با شرايط پيش آمده، بدون ترديد مشكل سالن و اكران اجازه كار را به آنها نمي دهد.ضمن اينكه همين حالا هم كمتر فيلمي سر ساعت و روز تعيين شده در جدول اكران مي شود. مثلاً همين امروز يك فيلم به خاطر مشكل صدا به نمايش در نيامد و باعث شد فيلمهاي بعدي هم به همين ترتيب دچار تأخير در نمايش شوند.در واقع معضل اصلي ما، تقسيم بندي جشنواره به دو بخش نيست و در كل جشنواره مشكل دارد! اميدوارم كه مشكلات طي روزهاي آينده برطرف شوند اما دروغ چرا، چشم من كه آب نمي خورد!
آشفتگي براي فيلمهاي ايراني/حجت ا...خسروي-تهيه كننده
من گمان مي كنم تقسيم بندي و دو بخشي كردن برنامه نمايش فيلمها فرصت كافي را از آثار ايراني جشنواره گرفته است. با اين برنامه، در يك محدوده زماني فشرده و كوتاه، حجم بسيار زيادي از فيلمها با شتابزدگي و عجله پخش شدند كه نمايش آنها با اين شرايط چندان مطلوب نبود. اين تقسيم بندي باعث شد آثار توليد داخل، تحت تأثير فيلمهاي خارجي قرار بگيرند. به نظر من اين كار به لحاظ تغييرات و محدوديتهايي كه از نظر زماني ايجاد مي كرد اصلاً مطلوب نبود.در ابتدا قرار بود زمان نمايش همه فيلمها از 12 تا 22بهمن باشد كه بعد به 17 تا 22 بهمن موكول و در عمل فرصت اكران و نمايش آثار ايراني به 5 روز محدود شد. به نظر من اين امر اصلاً به نفع سينماي ما و جشنواره نبود.
درست كه اختصاص دادن يك محدوده زماني به فيلمهاي خارجي لازمه برگزاري يك جشنواره بين المللي است و قبول دارم كه اين بخش براي بازگو كردن ديدگاه ها و نگاه ها و افكار كشورهاي ديگر است و جشنواره بهترين فرصت براي بازگو كردن اين ديدگاه هاست، ولي تقسيم بندي مذكور نوعي آشفتگي را براي فيلمهاي ايراني به وجود آورده است. |