|
*دكترحسين عبده تبريزي- دبيركل سابق بورس
بازار سرمايه و به طور مشخص، بورس اوراق بهادار اگرچه سازوكاري مؤثر در انجام برنامه هاي گسترده خصوصي سازي است و

كارآمدي عملكرد آن با توجه به ساختار تنظيمي و نظارتي مدون، زيرساختهاي فني و نيروي انساني آموزش ديده، احتمال موفقيت واگذاري سهام شركتهاي دولتي به بخش خصوصي را به طور قابل ملاحظه اي افزايش مي دهد، در مقابل، خود تحت تأثير اين برنامه هاست و از اجراي آن منتفع مي شود. بررسي ها نشان مي دهد از اوايل دهه 90 ميلادي تاكنون كه بيشتر از صد كشور جهان، خصوصي سازي فعاليتهاي اقتصادي را به عنوان يك ابزار سياست اقتصادي پذيرفته اند، گسترش برنامه هاي خصوصي سازي با رشد سريع حجم معامله ها در بورسهاي اوراق بهادار، همراه بوده است. به عبارت ديگر، خصوصي سازي و بورس اوراق بهادار، اگرچه در ظاهر سياست و ابزار اجراي سياست به نظر مي رسند، اما در عمل دو عامل تأثيرگذار بر يك ديگر محسوب مي شوند. عملكرد كارآمد بورس اوراق بهادار به افزايش كارايي فرآيند خصوصي سازي منجر مي شود و انجام مطلوب برنامه هاي خصوصي سازي، رشد و توسعه فعاليتهاي بورس اوراق بهادار را در پي دارد. دولتها نيز هرچند به خصوصي سازي به عنوان ابزاري براي افزايش درآمدهاي خود و در مرحله بعد، افزايش كارايي و بهره وري اقتصادي شركتهاي دولتي مي نگرند، اما انتظار دارند اجراي برنامه خصوصي سازي از طريق عرضه عمومي سهام، به توسعه بازار سرمايه كشور هم منجر شود كه بر پايه مطالعات انجام شده، خود عامل تحريك و تقويت رشد و توسعه اقتصادي است. تأثيرگذاري خصوصي سازي بر رشد بازار سرمايه و به طور مشخص بورس اوراق بهادار را مي توان بر اساس شاخصهاي زير نشان داد:
1- ارزش بازار

ارزش بازار، بهترين معيار براي سنجش اندازه بازار سرمايه نسبت به اندازه اقتصاد ملي است. اين متغير كه از مجموع حاصل ضرب تعداد اوراق بهادار پذيرفته شده در قيمت آنها به دست مي آيد، سنجش مناسبي براي ارزيابي جايگاه بازار در اقتصاد ملي يا قياس دو بازار مجزا از نظر اندازه و بزرگي است. بديهي است، در مسير انجام برنامه هاي خصوصي سازي، تعداد اوراق بهادار پذيرفته شده در بورس به شدت افزايش مي يابد و اين عامل در يك بازار نزولي هم مي تواند باعث افزايش ارزش بازار شود. بنابراين، منطقي است فرض كنيم كه نخستين اثر عرضه عمومي سهام شركتهاي دولتي در بازار سرمايه، افزايش ارزش بازار در بورس درگير انجام فرآيند باشد، چنانكه عرضه فقط دو شركت دولتي در بورس تهران در روزهاي پاياني سال 1385، رشد قابل توجه ارزش بازار را به همراه داشته است.
2- ارزش معاملات و نقدشوندگي
ارزش معامله هاي انجام شده در هر بورس، به طور معمول بازتاب دهنده سطح فعاليت آن بورس است. هرچه نسبت فعاليت بورس، يعني نسبت ارزش معامله ها به ارزش كل بازار، بيشتر باشد آن بورس از قدرت نقد شوندگي بالاتري برخوردار است. به عبارت ديگر، تبديل پول به اوراق بهادار و به عكس، در آن راحت تر انجام مي شود. از طرف ديگر، اين بورسها، از توانايي جذب حجم بزرگي از معامله هاي اوراق بهادار بدون تحميل اثر معنادار بر قيمتها، برخوردارند. پذيرش سهام شركتهاي جديد كه در چارچوب سياستهاي خصوصي سازي عرضه مي شوند، با توجه به تنوع فعاليت آنها، بدون شك عامل افزايش قدرت نقد شوندگي بازار است؛ زيرا فرصتهاي سرمايه گذاري بيشتري در اختيار سرمايه گذاران قرار مي دهد و باعث افزايش توان سرمايه گذاران در تبديل متقابل پول و اوراق بهادار مي شود.
3- پذيرش اوراق بهادار
مقررات زدايي از اقتصاد ملي، از طرق مختلف به گسترش بازار سرمايه منجر مي شود كه مهمترين آن افزايش تعداد شركتهاي پذيرفته شده در بورس است. اين سياست با حذف يا تسهيل مقررات خاص و گاه سخت حاكم بر شركتهاي دولتي و تعميم قوانين جاري تجاري بر شركتهاي ياد شده، باعث مي شود شركتهاي بيشتري از امكان پذيرش در بورس برخوردار شوند.از طرف ديگر بيشتر شركتهاي پذيرفته شده، پس از پذيرش در بورس، اقدام به افزايش سرمايه و انتشار اوراق بهادار جديد مي كنند كه نتيجه نهايي آن افزايش اندازه بازار و گسترش مالكيت سهامداران و همچنين ايجاد فرصتهاي مناسب براي متنوع سازي پر تفوي و مديريت بهتر ريسك خواهد بود. از سوي ديگر، بر پايه نظريه هاي اقتصادي، آزاد سازي فعاليتهاي اقتصادي و مقررات زدايي با افزايش نرخ تسهيلات بانكي همراه است كه اين عامل نيز تمايل شركتها به پذيرش در بورس و تأمين مالي آسان تر از طريق بازار سرمايه را افزايش خواهد داد.
4- زيرساختهاي بازار
موفقيت برنامه خصوصي سازي و اجراي كارآمد آن، مرهون توسعه زيرساختهاي نهادي و مقرراتي و رويه هاي جاري بازار است كه از آن جمله مي توان به ارتقاي سيستمهاي نرم افزاري و سخت افزاري، ايجاد نهادهاي تسهيل كننده معامله هاي اوراق بهادار از جمله سپرده گذاري اوراق بهادار و تدوين قوانين و مقررات جديد اشاره كرد. به عبارت ديگر، خصوصي سازي، بورس اوراق بهادار را به توسعه زيرساختهايي مجبور مي كند كه براي گسترش و توسعه بازار در درجه اول اهميت قرار دارند.
5- اطلاع رساني و آموزش
با انجام خصوصي سازي از طريق بورس، فرآيند اطلاع رساني نيز توسعه پيدا مي كند و سرمايه گذاران سريع تر و گسترده تر در جريان اطلاعات و اخبار بازار قرار مي گيرند. اين موضوع امكانات رسانه اي گسترده اي در اختيار بورس قرار مي دهد تا از آن براي توسعه سواد مالي و آگاهي عمومي و همچنين افزايش انگيزه هاي سرمايه گذاري در بازار سرمايه، استفاده كند.
6- افزايش توجه دولت و حرفه اي گري
اجراي برنامه هاي خصوصي سازي از طريق بازار سرمايه، عموماً باعث توجه بيشتر دولت به بازار سرمايه مي شود كه اين امر مي تواند به اتخاذ سياستهايي منجر شود كه گسترش بازار را در پي دارند. از طرف ديگر، فعاليت سرمايه گذاران خارجي و افراد حرفه اي داخلي در برنامه هاي خصوصي سازي، واسطه هاي مالي و مقامهاي بازار سرمايه را به رعايت قاعده ها و استانداردهاي جهاني در بازار موظف مي كند كه گام مهمي در ارتقاي كارايي بازار است.
7- افزايش تعداد سهامداران و بهبود مالكيت فردي
يكي از تأثيرهاي مهم برنامه هاي خصوصي سازي، گسترش پايه سهامداري و ارتقاي مالكيت فردي است كه دولتها عمدتاً از روشهاي ترجيحي براي دسترسي به اين هدفها استفاده مي كنند. سهامداران حقيقي، فعالان آتي بازار سرمايه خواهند بود كه در كنار سهامداران نهادي از قبيل صندوقهاي سرمايه گذاري، صندوقهاي بازنشستگي و بيمه ها به طور فعال در بازار حاضر خواهند شد. البته، تأثيرگذاري سهامداري فردي با توجه به تعداد و اندازه آنان در راهبري شركتهاي واگذار شده قابل توجه نخواهد بود؛ به همين دليل سازمانهاي منطقه اي سهامداري مانند شركتهاي سرمايه گذاري و تعاوني منطقه اي، جايگزينهاي بهتري در مديريت شركتها به شمار مي روند.
برنامه هاي خصوصي سازي از طريق ارتقاي قدرت نقد شوندگي و توسعه زيرساختها، افزايش آگاهي عمومي از بازار، توسعه پايه سهامداري، افزايش توجه دولت، تخصص گرايي و ايجاد فرصتهاي مناسب براي تنوع ريسك، به گسترش و توسعه بازار سرمايه كمك مي كند و گسترش بازار سرمايه بر پايه ديدگاه هاي اقتصادي، موتور محرك رشد اقتصادي كشور است. بنابراين، نتيجه گيري مي شود كه اگرچه خصوصي سازي به طور مستقيم افزايش كارايي و بهره وري فعاليتهاي اقتصادي و در نتيجه افزايش رشد اقتصادي را به دنبال دارد، به طور غيرمستقيم با توسعه بازار سرمايه، به اين امر كمك مي كند. بنابراين، لازم است قواي سه گانه با بسيج همه نيروها و امكانات، در انجام دقيق و كامل سياستهاي اصل 44 قانون اساسي تلاش كنند تا از بستر اين انقلاب اقتصادي، بازار سرمايه توسعه يافته تر و در بعد كلان، اقتصاد پيشرفته تر و توانمندتري براي كشور ترسيم شود. |