تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-02-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 27بهمن ماه 1386


اسكورسيزي و « نوري بتابان » در جشنواره برلن

 

* مهدي نصيري

فستيوال فيلم برلن به عنوان مهمترين رويداد سينمايي كشور آلمان چند روز از برگزاري اش را پشت سر گذاشته و مي توان گفت كه



ديگر به نيمه راه برگزاري اش رسيده است. اين جشنواره كه پنجاه و هشتمين دوره اش را تجربه مي كند، اواخر هفته گذشته با نمايش فيلم جنجال برانگيز مارتين اسكورسيزي در مراسم آغازين، رسماً افتتاح شد.
«نوري بتابان»، آخرين ساخته مارتين اسكورسيزي يك مستند داستاني موزيكال است كه درباره يكي از قديمي ترين گروههاي موسيقي آمريكايي - رولينگ استونز - ساخته شده و در مراسم افتتاحيه براي اولين بار بر روي پرده رفته است. هر چند كه استقبال چشمگير مردم و تماشاگران در مراسم افتتاحيه و اولين اكران فيلم اسكورسيزي غير قابل پيش بيني و بيش از حد انتظار بود اما منتقدان و مطبوعات آلمان از حضور اين فيلم در اولين شب فستيوال برلن ابراز نارضايتي كردند و در انتقاد به رئيس فستيوال گفته اند كه اين فيلم هيچ ارتباطي با مديوم سينما ندارد و قرار گرفتن آن برنامه در اولين شب فستيوال فقط به خاطر استفاده از شهرت و محبوبيت گروه رولينگ بوده است. با اين حال، برخي از منتقدان نوشته اند كه «نوري بتابان» هيچ چيزي در مورد استونز به تماشاگر نمي دهد و هر كس به قصد آشنايي با رولينگ به ديدن اين فيلم برود نااميد خواهد شد .برخي از منتقدان نيز عدم موفقيت اسكورسيزي را مورد انتقاد قرار دادند و گفتند، اين فيلم چيزي جز يك نوستالژياي خالي از شگفتي نيست.




نمايش فيلم جديد اسكورسيزي در فستيوال برلن با حضور رايان كروگر، پتي اسميت و... براي نخستين بار، واكنش و استقبال چشمگير تماشاگران را به همراه داشت. خود اسكورسيزي در مورد فيلمش به سختي هاي موجود در هماهنگ كردن برنامه گروه خودش با گروه رولينگ استونز اشاره مي كند و در مورد فيلمش مي گويد: سرانجام يك فيلم تاريخي براي تماشاگران سينما ساخته شد.
وي در ادامه از ساخت فيلم زندگينامه ديگري درباره يك شخصيت معروف گيلر در آينده خبر مي دهد و مي گويد: در فيلم و برنامه هاي رولينگ استونز هرج و مرج و بي نظمي زيادي وجود داشت اما همين هرج و مرج در اين گونه فيلمي بايد مورد پرداخت قرار مي گرفت.اولين اكران فيلم هندي «ام شانتي ام» با حضور ستاره باليوود - شاهرخ خان از ديگر شگفتي هاي روزهاي نخست فستيوال برلن بود. در اين فيلم هم كه به شدت مورد توجه تماشاگران قرار گرفته است، موضوع هنر و عشق در كنار هم محوريت پيدا مي كنند.
فيلم «جوليا» جديدترين ساخته «اريك زانكا»ي انگليسي، يكي ديگر از فيلمهاي نمايش داده شده در فستيوال برلن بود كه اميد دريافت جايزه اول بازيگر زن را براي بازي «تيليلا سونينستون» به همراه آورد. اين فيلم در مورد مشكلات شخصي يك زن انگليسي است.
جشنواره فيلم برلن كه علاوه بر بخش مسابقه، هر سال در بخش سينماي هنري و غيرهنري نيز هنرمندان جواني را به عنوان برگزيدگانش معرفي مي كند، امسال بخش جديدي را به برنامه اش اضافه كرده كه توجه بسياري از منتقدان و رسانه هاي آلمان و جهان را به خود جلب كرده است. فستيوال برلن در اين بخش تم زن را به برنامه هايش افزوده است و زناني چون «پتي اسميت» با مستندي كه از او به نمايش درآمده، «پنه لوپه كروز» به خاطر همراهي اش با «بن كينگزلي» در فيلم «مرثيه»، «هايم عباس» به خاطر بازي در فيلم درخت ليمو، «ناتالي اسويت» به خاطر كارگرداني يك فيلم فلسطيني، «منيژه حكمت» با فيلم «سه زن» و «حنا مخملباف» با فيلمي كه در افغانستان ساخته است، مهمترين زناني هستند كه در اين بخش مورد توجه برگزار كنندگان و داوران فستيوال برلن هستند.

  


ستاره در طوفان

 

* رضا نظامي سريدار





مرد به سختي نفس مي كشد. پرستار پاكت داروها را مي گيرد. آفتاب از پنجره به روي مرد مي افتد و آرام، آرام به سمت بالا حركت مي كند. پرستار به مرد نگاه مي كند، بي طاقت، حس مي كند كسي در آن سوي پنجره، آفتاب را به سمت بالا هدايت مي كند. ياد صحنه هاي فيلمبرداري مي افتد. زني با سر و صدا وارد مي شود و اتاق پر مي شود از هياهو، مثل وقتي كه باد به زور وارد پنجره مي شود، پرستار به سمت مرد مي رود. آفتاب همچنان قصد بالا رفتن دارد. پرستار از درد مي پرسد مرد سكوت مي كند، پرستار سؤالش را تكرار مي كند. مرد ميراث جنگ است، پرستار مكث مي كند. آفتاب بالاتر مي آيد: پس شما جانباز هستيد.آفتاب به صورت مرد مي نشيند، خوش به سعات شما، آفتاب تمام چهره مرد را پر مي كند. پرستار آمپول را تزريق مي كند. مرد آماده رفتن مي شود. پرستار شيشه آمپول را با دست مي شكند. قطره اي خون روي زمين مي چكد پرستار به خون خيره مي شود. خون، خون، خون روستا را پر كرده است همه جا آتش، ناله و خاك و خون است. غرش هواپيماهاي جنگي و صداي انفجار صحنه غريبي را رقم زده بود. مردي پايش قطع شده است، خون روي خاك، شيار وا كرده است، زني جنازه فرزندش را در آغوش گرفته است. عده اي به سمت پل سيماني جاده مي دويدند و او همچنان بي هدف مي دويد كه با صداي انفجاري مهيب به هوا پرتاب مي شود و بعد چيزي جز كلمات منظوم نمي فهمد تنها حس مي كند با اين كلمات آشنا آرامش به وجودش مي آيد و ذره، ذره جانش را ترميم مي كنند، دقيق تر كه مي شود صداي زني است كه دعا مي خواند، اما صدايش ناآشناست بين خواب و بيداري صدا دلنوازتر مي شود و او از وراي چشمان نيمه باز تصوير مبهم زني را مي بيند كه در كنارش دعا مي خواند. اول فكر مي كند خواب مي بيند چهره زن دوباره محو مي شود و او دست در دست پدر از منزل بيرون مي آيد با مادر خداحافظي مي كند كه ناگهان طوفان مي شود، طوفاني مهيب، پدر تقلا مي كند تا دست او از دست پدر جدا نشود. طوفان دست او را از پدر جدا مي كند. پدر در طوفان و او همچنان به دنبال پدر مي دود، پدر، پدر، طوفان سرخ مي شود و پدر را به خود مي گيرد و او دوباره پدر را به شكل ستاره اي مي بيند كه در طوفان به سمت بالا مي رود به حالت اوليه برمي گردد با اين تفاوت كه ديگر زن دعا نمي خواند، بلكه با دست او را نوازش مي كند با صداي همان زن پر هياهو كه جيغ مي كشد خون به خود مي آيد آفتاب از اتاق رفته است بي آنكه متوجه شود خطي از خون روي زمين شكل گرفته است.
***
دوست گرامي!
طرح، انتخاب نويسنده است در زمينه حوادث و ترتيب زماني آنها.سؤالهايي نظير، چه چيزي را بگذارم؟ چه چيزي را بردارم. اول كدام، دوم كدام، به هر حال بايد در مورد حوادث تصميم گرفت و نويسنده هر تصميمي كه بگيرد، ماحصل طرح است.
ايجاد محدوديت و ضابطه، اصلي گريزناپذير و حياتي است. در واقع نخستين گام در راه خلق يك داستان خوب، خلق دنيايي كوچك و قابل شناخت است. نويسنده ذاتاً آزاديخواه است، لذا اين اصل كه رابطه ساختار- موقعيت باعث محدوديت قوه خلاقه مي شود چه بسا به مذاق شما خوش نيايد.اما با نگاهي دقيق تر خواهيد فهميد كه اين رابطه به هيچ وجه منفي و بازدارنده نيست كه برعكس، محدوديتي كه موقعيت به طرح داستان تحميل مي كند، بال و پر تخيل را مي گشايد. تمام نوشته هاي خوب دنيا در دنيايي محدود و قابل شناخت رخ مي دهد. دنياي داستان هر چقدر هم كه وسيع و بزرگ باشد، با نگاهي دقيق تر مي توان فهميد كه بسيار كوچك است.نوشته شما اگر چه سعي بر آن دارد تا در دنياي كلمات محدود، فضايي خيالي، بزرگ و مبهم و مرموز بيافريند، اما متأسفانه به واسطه رعايت نكردن رابطه ميان موقعيت ساختار نتوانسته خواننده را به وحدت مضموني مورد نظرتان بكشاند. دنياي داستان بايد آنقدر كوچك باشد كه ذهن هنرمند توان احاطه بر دنياي آفريده شده را داشته باشد و آن را با همان عمق و دقتي بشناسد كه وجود خود را. اما دنياي كوچك به معناي دنياي پيش پا افتاده و بي اهميت نيست. هنر يعني انتخاب بخش كوچكي از عالم و نمايش دادن آن به نحوي كه مهمترين و جذاب ترين چيز ممكن در آن لحظه جلوه كند. بنابراين وقتي مي گوييم كوچك، يعني چيز قابل شناخت. در نوشته شما به نظر «چيز قابل شناخت» چندان حضور قوي و مشخصي ندارد. از همين روست كه خواننده پس از مطالعه آن اشراف كاملي بر آن پيدا نمي كند. توصيه هميشگي ما به شما دوستان، مطالعه بيشتر و نوشتن مداوم است.
* رضا خسروزاد

  


به دنبال عرضه قاچاق «سنتوري»؛
كانون كارگردانان از پيشنهاد نمايش هر چه زودتر «سنتوري» حمايت كرد

 

پس از هفت ماه از عدم نمايش فيلم «سنتوري» سرانجام طي دو، سه روز گذشته نسخه  اصلاح نشده اين فيلم در خيابان عرضه شده واكنون تهيه كننده  فيلم «سنتوري» از دوستداران سينماي داريوش مهرجويي درخواست مي كند كه سي دي هاي غيرقانوني عرضه شده را در سطح شهر خريداري نكنند و فروشندگان آن را به نيروي انتظامي معرفي كنند.
فرامرز فرازمند در پي عرضه  سي دي فيلم «سنتوري» در سطح شهر با ارسال نامه اي به خبرگزاري ايسنا، مدعي شد: فقط بايد گفت متأسفم، سرانجام تنگ نظران سينما به آرزوي خود رسيدند و خوشحال شدند كه فيلم «سنتوري» جزو پرفروش ترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران قرار نگيرد. با هركس كه فيلم را در جشنواره فجر 25 ديده بود، صحبت مي كردم آن را تحسين و به مهرجويي تبريك مي گفت. 95 درصد آراي مردمي را كسب كرده بود، همه آن را جزو بهترينهاي تاريخ سينما مي دانستند.
او مدعي شد: ولي چه فايده كه دستهايي در كار بود كه «سنتوري» تعطيل و ورشكست شود. چرا بايد مسؤولان به درخواستها و نامه هاي ما جواب ندهند و اثري نگذارند، چون حتماً ما جزو ناخوديهاي سينما هستيم و بايد از گردونه خارج شويم، 2 سال زحمت و مشقت و ناراحتي براي توليد و حفظ يك اثر آموزنده و تأثيرگذار دستمزدي چنين در پي داشت كه از مديران فرهنگ و ارشاد اسلامي دريافت كرديم، مردم جواب  ما را در جشنواره 25 دادند و آن را انتخاب كردند.
او به نمايش فيلم در جشنواره  فيلم فجر اشاره كرد و گفت: در آن دوران جوان 16 ساله اي به من مراجعه كرد و گفت كه با ديدن اين فيلم ديگر لب به سيگار نمي زنم. اين گفته جوان برايم خيلي ارزشمند بود كه اين فيلم براي مبارزه با اعتياد چه اثري گذاشته و قابل تقدير است.
فرازمند در پايان گفت: از گروه ضربت مبارزه با قاچاق سي دي و پليس امنيت طي چند روز گذشته به خاطر مبارزه با قاچاق اين فيلم تشكر مي كنم و از دوستداران سينماي مهرجويي درخواست دارم كه اين سي دي ها را خريداري نكنند، چون صاحبان اين فيلم راضي نيستند و فروشندگان آن را به نيروي انتظامي و پليس معرفي نمايند.
رئيس كانون كارگردانان سينماي ايران هم گفت: وقتي فيلمي همچون «سنتوري» در جشنواره  فيلم فجر به نمايش عمومي درمي آيد و پس از آن به دلايلي اكران عمومي نمي شود، پهن شدن سايه شوم قاچاق بر اين فيلم كاملاً طبيعي به نظر مي رسد.
عليرضا رئيسيان در پي عرضه  نسخه  قاچاق فيلم «سنتوري» اعتقادش را اين گونه مطرح كرد: اگر اين فيلم به نمايش درمي آيد و بعد مشكل عدم نمايش به وجود مي آيد، خسارت وارده را بايد مسؤولان جشنواره و مديران سينمايي برعهده بگيرند و از نظر حقوق معنوي وقتي گروهي داراي مجوز قانوني هستند، عاقلانه تر اين است كه فيلمشان به شكل قانوني به نمايش دربيايد تا مخاطب و اصلاحاتي كه صورت مي گيرد، شكل قانونمند داشته باشد.
او توضيح داد: وقتي فيلمي به شكل وسيع قاچاق مي شود، چندين  برابر مخاطب سالن به صورت پنهاني و غيرقابل كنترل نسخه  اصلاح نشده  آن را به تماشا مي نشينند. بنابراين بايد پرسيد بازتاب تأثير بر مخاطب در كدام يك از اين دو صورت موجه تر است؟!

  


پيش بيني  اشپيگل، دي تسايت و... در اولين نقدهاي «آواز گنجشكها» ؛
«مجيدي» با فيلم اخلاق گراي «آواز گنجشكها» جايزه برلين را مي گيرد

 

روزنامه هاي آلماني زبان با نقد و تحليل فيلم «آواز گنجشكها»، توفيق آن را در كسب خرس جشنواره بين المللي فيلم برلين دور از ذهن ندانستند.
به گزارش فارس، به دنبال نمايش فيلم «آواز گنجشكها» ساخته مجيد مجيدي در پنجاه و نهمين جشنواره بين المللي فيلم فجر مطبوعات و رسانه هاي آلماني زبان به نقد و تحليل آخرين اثر اين كارگردان ايراني پرداختند.
هفته نامه آلماني اشپيگل در گزارشي به آثار مجيدي مجيدي پرداخت و تمركز اين كارگردان را بر موضوع كودكان دانست.
اين نشريه نوشت: مجيد مجيدي، كارگردان ايراني تاكنون فيلمهاي فوق العاده اي درباره كودكان ساخته است.
اشپيگل با اشاره به دو فيلم «بچه هاي آسمان» و «رنگ خدا» در ادامه به «آواز گنجشكها» و نمايش آن در آلمان پرداخته و نتيجه گيري كرده است كه اين فيلم نيز باز هم فيلمي درباره كودكان است.
اين هفته نامه آلماني در اين باره نوشت: «آواز گنجشكها» نه فقط به اين خاطر كه كودكان نقشي مهم در آن دارند، فيلمي درباره كودكان ا ست، بلكه چون در پايان همه چيز با هارموني خاصي به سرانجام مي رسد و اين فقط در دنياي كودكان است كه چنين اتفاقي مي افتد.
اشپيگل يكي ديگر از دلايل خود را براي اثبات اينكه «آواز گنجشكها» فيلمي درباره كودكان است تصوير هايي مي داند كه مجيدي انتخاب كرده است. تصوير هايي مثل در آبي رنگ كه در مزرعه در حركت است و ماهيهاي ريخته شده در خيابان از جمله تصاويري است كه در گزارش اشپيگل به آنها استناد شده است.
اين نشريه در پايان درباره فيلم مجيدي نوشت: كارگردان با استفاده از تصوير حرفهايي را زده كه نمي توان در قالب كلمات آورد. «آواز گنجشكها» فيلمي است با تصاوير كودكانه، خيره كننده و سوررئال.
روزنامه آلماني زبان «دي تسايت» نيز در گزارشي با تيتر «اخلاق گرايي» به نقد و تحليل اين فيلم پرداخته است.
«دي تسايت» در گزارش خود به پاسخ مجيد مجيدي درباره اين سؤال كه چرا سينماي ايران در جهان اين مقدار موفق است پرداخته و نوشت: مجيد مجيدي در پاسخ به اين سؤال گفت: اين به اين خاطر است كه در فيلم ايراني اخلاق، انسانيت و روابط انساني نقشي مهم ايفا مي كنند.
دي تسايت در گزارش خود بر جنبه اخلاقي فيلم مجيدي تأكيد كرد و نوشت: «آواز گنجشكها» در وهله اول داستاني است درباره اخلاق.
اين روزنامه نوشت: فيلم مجيدي در واقع فيلم «قلب بي احساس» «Kalte Herz» ساخته ويلهلم هاوف را به خاطر مي آورد كه در آن يك معدنچي فقير حاضر نيست وجدان و احساسش را براي به دست آوردن ثروت تباه كند.
روزنامه «ان  تست تست» نيز در گزارشي درباره آخرين ساخته مجيد مجيدي نوشت: احتمال بسيار مي رود كه يكي از خرسهاي جشنواره فيلم برلين امسال به «آواز گنجشكها» برسد كه در آن درامي اجتماعي را روايت مي كند و بسياري نظرات را به خود جلب كرده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com