|
* زهره كهندل
حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي به منظور حمايت از ادبيات داستاني و نويسندگان اين عرصه، اقدام به برپايي مسابقه «جشن بزرگ داستان انقلاب» كرده است .

اين جشنواره به بهترين آثار داستاني كه با درونمايه انقلاب اسلامي نوشته شده ، جوايز ويژه اي اهدا مي كند.مراسم معرفي برگزيدگان نخستين جايزه بزرگ داستان انقلاب روز گذشته برگزار شد.
به بهانه برگزاري اولين دوره اين مسابقه با « مجيد قيصري» يكي از داوران اين جشنواره در خصوص كيفيت آثاررسيده به مرحله داوري و مباحث پيرامون داستان انقلاب به گفتگو نشسته ايم.
* آقاي قيصري، آثار رسيده به مرحله داوري اولين مسابقه جايزه بزرگ انقلاب را چگونه ارزيابي كرديد؟
** بسياري آثار از نگاه ادبياتي بي بهره بود.
* منظور شما ازاين نگاه ادبياتي چيست؟
**به نظرمن نويسندگان براي چنين مسابقاتي بايد «داستان» بنويسند نه روايت تاريخي صرف ، و اكثر آثاربه جاي داستان ، روايت تاريخي بود بانگاه تاريخي نه داستاني!
* اين نگاه تاريخي نشات گرفته ازعدم انتقال صحيح تجربيات مثلا درمورد انقلاب است؟
** به اعتقاد من در نگاه اصلي ادبيات دچارمشكل شده ايم، بدين معنا كه داستان را به شكل داستان نمي بينيم و آن را از زاويه تاريخي مي نگريم.
حتي بعضي وقتها تحمل نگاه انعطاف پذيرداستاني را نداريم و ترجيح مي دهيم نگاه خشك تاريخي بر ادبيات حاكم شود، اما ادبيات يك «امكان» است و راه را براي نويسنده باز مي كند. ادبيات براي اين نيست كه نويسنده را مجبور به حركت در مسيري معين كند.
*لطفا در اين باره بيشتر توضيح دهيد!

** همانطور كه گفتم ادبيات يك «امكان» است بدين معنا كه در عرصه ادبيات داستاني بايد موقعيتي جديد وبديع توسط نويسنده خلق شود. البته ادبيات داستاني در كشور ما بيگانه است ، زيرا در اروپا «شعر» و«نمايشنامه» هر دو در ادبيات حضور داشتند، اما در كشور ما ادبيات فقط «شعر» بوده است و نمايشنامه و داستان كمتردر اين عرصه بروز و ظهور يافته و به دليل اين خلا در بسياري از آثارداستاني اين كمبود و مشكل را احساس مي كنيم.
* و اين مشكل در ادبيات داستاني با موضوعات تاريخي چون انقلاب اسلامي به اوج خود مي رسد؟
** اين معضل بر بسياري از موضوعات داستاني سايه انداخته، بويژه كه در مورد اتفاقهاي انقلاب اسلامي ، تعصب هم وجود دارد. داستان «خيال» است و «امكان» و همچون تاريخ ، متعصب و خشك نيست. اين نگاه ادبياتي، كمرنگ شده است و شايد بتوان گفت حتي وجود ندارد.
* درواقع اين «امكان »ادبياتي براي بررسي وتحليل موضوعات پيرامون انقلاب اسلامي وجود ندارد؟
** بي ترديد همين طوراست. مثلا درمورد داستانهاي پيرامون مسائل انقلاب، شخصيت « ساواكي»را سياه و «انقلابي » را سفيد نمايش مي دهند و درگيري ميان اين دو را آن هم با پيروزي سفيد . اما هيچ كس به دنبال اين نيست كه چرا شخصيت داستان، ساواكي و يا انقلابي است. اين «چرايي» و بررسي و تحليل در آثارديده نمي شود.
* منظورتان اين است كه در حال حاضر كارها سطحي است؟
** كمتر در اين مورد به عمق محتوا توجه مي شود . اميدوارم دليل عميق نبودن بسياري از آثاربه خاطر برگزاري اولين دوره اين مسابقه باشد، شايد در سالهاي آينده كيفيت آثاربالاتر برود.
* اين سطحي بودن در مباحث پيرامون موضوعات ديني و تاريخي بيشتر نمايان مي شود، درست است؟
** متاسفانه اين مورد تابويي است كه نمي شود به سمت آن رفت. براي مثال در جشنواره هاي نقاشي «مسيح» در اروپا، مگر چند تا «مسيح» وجود دارد كه هر سال نقاشان پيرامون اين سوژه «نقاشي» مي كشند؟ آنها اين امكان و توان را براي خود ايجاد مي كنند كه به خلاقيت و نوآوري در اين زمينه برسند، ولي ما چنين جرات و تواني را در خود نمي بينيم كه حتي نزديك به چنين مقوله هايي بشويم.
* و اين نزديك نشدن موجب مهجوريت اين نوع از ادبيات داستاني دركشورما نشده است؟
** زماني كه كاري در اين خصوص صورت نگرفته مهجوريت چه معنايي دارد؟!نويسندگان ما تا وقتي جسارت و توان قرارگرفتن در ژانر ادبيات ديني و تاريخي نداشته باشند، نتيجه اي نخواهيم گرفت. |