تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-02-20
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 1اسفند ماه 1386


عامل جنايت شهريار به قصاص نفس محكوم شد

 

گروه حوادث - مصدق: جوان رزمي كار در پي اعتراف به ارتكاب قتل با ضربه شمشير از سوي قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران به قصاص نفس محكوم شد.




به گزارش خبرنگار ما، عصر سيزدهم مرداد ماه سال گذشته در جريان نزاعي خونين در شهرستان شهريار جوان 25 ساله اي به نام علي و خواهرزاده اش «ميثم» بر اثر اصابت ضربات شمشير مجروح شدند.
با انتقال مجروحان حادثه به نزديكترين بيمارستان، «علي» كه از ناحيه «سفيد ران» مجروح شده بود، به علت شدت جراحت وارده و خونريزي روي تخت جراحي جان سپرد و به دنبال مرگ نامبرده، عامل جنايت كه جوان 20 ساله اي به نام «شاهين» بود، شناسايي و دستگير شد.
اين جوان كه در يك باشگاه رزمي تمرين مي كرد، در تحقيقات مقدماتي در پليس آگاهي و قاضي تحقيق پرونده ارتكاب قتل را پذيرفت و با بازسازي صحنه جنايت نشان داد كه چگونه به انگيزه دفاع از خواهرش ضربات شمشير را بر پاي علي و بازو و كتف خواهرزاده او وارد كرده است.
صبح ديروز قاضي عزيز محمدي رئيس شعبه 71 به همراه چهار قاضي مستشار دادگاه كيفري استان تهران به جلسه رسيدگي جنايت شهريار رسميت بخشيد.
در ابتداي اين جلسه سيفي نماينده دادستان و اولياي دم از هيأت قضايي خواستار قصاص متهم به قتل شدند.
سپس ميثم مجروح حادثه به تشريح ماجرا پرداخت و با اشاره به اينكه درگيري به خاطر خواهر متهم نبود، بلكه بر سر دختري به نام «مهسا» بود، گفت: شب قبل از حادثه در مراسم جشن عروسي يكي از دوستانم، «شاهين» نزد من آمد و گفت كه پايت را از زندگي «مهسا» بيرون بكش، و من در جوابش گفتم، ما با هم فقط ارتباط تلفني داشتيم كه آن هم از دو سال قبل قطع شد و ديگر هيچ رابطه اي نداريم.
اين جوان 24 ساله ادامه داد: ساعت 11 روز بعد، بار ديگر متهم در خيابان مرا ديد و اين دفعه علاوه بر من «علي» ، دايي ام را نيز به مرگ تهديد كرد.
وي سپس به عصر روز حادثه اشاره كرد و گفت: از خيابان عبور مي كرديم كه ناگهان متهم جلوي ما قرار گرفت، او كمي پس از صحبت با دايي ام، شروع به فحاشي كرد. سپس در حالي كه در حال رفتن از آن جا بوديم، با شمشير ابتدا به من حمله كرد و دو ضربه به دست و كتفم زد و بعد با «علي» درگير شد.
سپس «شاهين» به دفاع از خود پرداخت و با قبول اتهام وارده گفت: قصد كشتن «علي» را نداشتم و مرگ او اتفاقي بود.
وي در خصوص علت وقوع درگيري و چگونگي ارتكاب قتل گفت: علي و خواهرزاده اش مزاحم خواهرم مي شدند و حتي چند ساعت قبل از حادثه وقتي قصد صحبت كردن با ميثم در اين رابطه را داشتم، او و دوستانش به من حمله ور شدند و به سختي كتكم زدند.
وي اضافه كرد: ساعت حدود 14 و 30 دقيقه بود، داشتم آماده مي شدم تا به مسافرت بروم كه زنگ خانه مان به صدا درآمد. وقتي جلوي در رفتم «علي» و خواهرزاده اش را ديدم. سپس وقتي با فحاشي و تهديدات آنها مواجه شدم، براي ترساندنشان به دنبال چوب دستي رفتم و چون چوبي پيدا نكردم با شمشير باشگاه كه با آن تمرين مي كردم، برگشتم. آنان ابتدا پا به فرار گذاشتند، اما چند لحظه بعد علي با دستانش گردنم را گرفت و در نتيجه براي خلاصي از دستش ضربه اي زدم كه به رانش خورد.
اين جوان 20 ساله با اشاره به اينكه در ادامه دو ضربه چاقو به «ميثم» مجروح حادثه زده است، به عنوان آخرين دفاع از خود گفت: من قصد كشتن «علي» را نداشتم و فقط با شمشير مي خواستم او را بترسانم كه اين اتفاق رخ داد.
گفتني است، در پي اين اعترافات، هيأت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران متهم را گناهكار شناخت و به اتفاق آرا وي را به قصاص نفس محكوم كردند.

  


پرونده عوامل آزار دختر وراميني در دادگاه كيفري

 

گروه حوادث: پرونده دو عضو شبكه اي كه پس از ربودن دختر جواني در ورامين او را مورد آزار و اذيت قرار داده بودند، براي محاكمه به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.




به گزارش خبرنگار ما،  آذرماه امسال دختر جواني با مراجعه به شعبه سوم بازپرسي دادسراي جنايي ورامين جزئيات فعاليت اعضاي اين گروه تبهكار را فاش كرد.
وي به بازپرس كوهپايه گفت: ديروز عصر پس از خارج شدن از كتابخانه اي در ورامين يك خودروي پژو 405 كه دو مرد جوان سرنشين آن بودند، مقابلم توقف كرد. آنها از من خواستند سوار خودروشان بشوم كه در برابر اين كار آنها مقاومت كردم.
در ادامه مردي كه روي صندلي جلو نشسته بود از خودرو پياده شد و مرا با تهديد چاقو سوار كرد. هنگام حركت نيز چهار مرد موتورسوار خودرو را اسكورت كردند.
آنها مرا به كارخانه متروكه اي در حوالي پاكدشت برده و مورد آزار و اذيت قرار دادند. شش مرد جوان سپس با سرقت پول هايم مرا در شهر رها كرده و از محل متواري شدند.
با شكايت دختر جوان پرونده براي رسيدگي در اختيار مأموران پليس آگاهي قرار گرفت. كارآگاهان در ابتدا به چهره نگاري از متهمان پرداخته و بررسي براي شناسايي هويت آنها را آغاز كردند.
چند روز پس از اين ماجرا شاكي با مراجعه به دادسرا اظهار داشت: دو سرنشين خودروي پژو را در حوالي خانه شان ديده است.
بازپرس پرونده كه احتمال مي داد متهمان در نزديكي خانه شاكي سكونت دارند، به گروهي از مأموران مأموريت داد در آن منطقه به طور نامحسوس به گشت زني بپردازند.
پس از چند روز تعقيب و مراقبت نامحسوس، متهمان شناسايي و در يك عمليات غافلگيرانه دستگير شدند.
دو مرد جوان پس از انتقال به دادسرا با اعتراف به جرم خود اظهار داشتند: با نقشه قبلي و با همدستي 4 نفر ديگر از دوستانشان دختر 18 ساله را ربوده و مورد آزار و اذيت قرار دادند.
در ادامه با تكميل تحقيقات، پرونده دو مرد تبهكار براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و تحقيقات مأموران براي دستگيري چهار متهم فراري همچنان ادامه دارد.

  


عامل تكثير و توزيع فيلم سنتوري به دام افتاد

 

گروه حوادث- ماني قرباني: عامل تكثير و توزيع غير قانوني فيلم سنتوري در تهران به دام افتاد.
به گزارش خبرنگار ما، مأموران پليس امنيت عمومي تهران بزرگ از حدود دو ماه قبل در جريان توزيع و فروش غيرقانوني فيلم سنتوري در پايتخت قرار گرفتند.




فرد يا افرادي با به دست آوردن نسخه اصلي فيلم اقدام به تكثير آن و فروشش با قيمت 2 تا 5 هزار تومان در تهران مي كردند.
مأموران در ادامه با انجام كارهاي اطلاعاتي تعدادي از فروشندگان سي دي ها را در خيابانهاي تهران شناسايي و آنها را دستگير كردند كه در بازجويي  از آن مشخص شد مرد جواني به نام حجت عامل اصلي تكثير و توزيع فيلم در تهران است.
با به دست آمدن اين سر نخ بررسي ها براي شناسايي مخفيگاه او آغاز و پس از چند روز محل تكثير فيلم ها در حوالي ميدان انقلاب شناسايي شد.
در ادامه، مأموران با محاصره محل موردنظر، حجت را دستگير و در بررسي آنجا بيش از هزار سي دي آماده فروش، يك دستگاه چاپگر رنگي و تعداد زيادي رايتر كشف كردند.
متهم در بازجوييها اظهار داشت: پس از تهيه نسخه اصلي فيلم اقدام به تكثير آن كردند.
هر فيلم براي من 300 تومان هزينه داشت كه پس از قراردادن آن در بسته هاي مخصوص 1000 تومان مي فروختم.
سردار عليپور، رئيس پليس امنيت عمومي تهران در اين باره با هشدار به متخلفان گفت: مأموران پليس با انجام طرحهاي مبارزه با تكثير و توزيع كنندگان غير قانوني فيلمها با اين مجرمان، برخورد قانوني انجام مي دهند.
همچنين شايسته، رئيس اتحاديه تهيه كنندگان و توزيع كنندگان فيلم ايران نيز در اين باره به خبرنگار ما گفت: گردش مالي قاچاق فيلمهاي سينمايي در كشور ساليانه 600 ميليارد تومان است كه حدود 30 برابر درآمد كل سينماهاي ايران است.
وي ادامه داد: بايد ستاد مبارزه با قاچاق فيلم هاي سينمايي در كشور فعال شده و با اين مجرمان برخوردهاي قاطع صورت گيرد.
اين مقام مسؤول ادامه داد: 10 روز قبل نيز نسخه اصلي فيلم با زيرنويس انگليسي بر روي يكي از سايتها قرار گرفت كه با اقدامات به موقع اين سايت فيلتر شد.
براساس اين گزارش هم اكنون تحقيقات براي شناسايي عامل يا عاملان انتشار نسخه اصلي فيلم و در اختيار قرار دادن آن به قاچاقچيان از سوي مأموران پليس امنيت ادامه دارد.

  


كشف اشياي تاريخي مربوط به 2000 سال قبل از ميلاد در تكاب

 

تبريز - خبرنگار قدس: فرمانده انتظامي تكاب از شناسايي و دستگيري اعضاي يك باند قاچاق عتيقه و اشياي قديمي در اين



شهرستان خبر داد.سرهنگ حبيب شريف زاده گفت: از اعضاي اين باند كه چهار نفر مي باشند 11 قلم اشياي تاريخي و قديمي مربوط به بيش از دو هزار سال قبل از ميلاد كشف شده است.وي اشياي كشف شده را شامل سنجاق سر، سرنيزه، چراغ پي سوز، ظروف فلزي از جنس مفرغ و چند قطعه ظروف سفالي عنوان كرد.وي افزود: اشياي كشف شده براساس اظهار كارشناسان ميراث فرهنگي از مجموعه تخت سليمان اين شهرستان كشف شده و مربوط به هزاره قبل از ميلاد و دوره زندگي «پارت ها» در شهر تاريخي «شيز» مي باشد.وي گفت: اين قاچاقچيان اشياي مزبور را بوسيله ابزار و دستگاههاي پيشرفته از اين مكان كشف كرده و قصد داشتند آنها را به خارج از كشور انتقال دهند.
فرمانده انتظامي تكاب گفت: افراد دستگير شده پس از تشكيل پرونده تحويل مقامات قضايي شده اند.
شهرستان تكاب در جنوب آذربايجان غربي واقع شده و به لحاظ داشتن بناهاي تاريخي از جمله مجموعه تخت سليمان، در فهرست آثار جهاني سازمان يونسكو به ثبت رسيده است.

  


بازخواني بزرگترين پرونده هاي جنايي جهان ؛ اولين قاتل سريالي آفريقاي جنوبي

 

نويسنده: مارلين تاملينز
مترجم: ز - رضايي
*قسمت دوم





ديزي با قطار به رودسيا رفت و سفرش هفت روز به طول انجاميد.
پس از اينكه ديزي 10 ساله به مزرعه پدرش رسيد، در مدرسه اي ثبت نام كرد.
هر روز يكي از كارگران مزرعه او را به مدرسه مي برد و پس از اتمام كلاسها او را به خانه باز مي گرداند. چندي بعد دو خواهر بزرگتر ديزي نيز براي زندگي در رودسيا به آنها پيوستند.
در سال 1899 ديزي در مدرسه «گودهوپ» كه مدرسه اي معتبر در كيپ تاون بود، ثبت نام كرد و تا سال 1903 در آنجا ماند.
او دختري 17 ساله بود كه به رودسيا بازگشت و سپس مرد جواني به نام «برت فولر» را ملاقات كرد و براي اولين بار در زندگي اش به فردي علاقه مند شد. «برت» معاون كميسر رسيدگي به امور بوميان بود و در لباس نظامي اش بسيار جذاب به نظر مي رسيد.
«برت» حرفه خوبي داشت و حقوق خوبي نيز دريافت مي كرد. او در خانه اي دولتي به طور رايگان زندگي مي كرد و يك مستخدم، يك آشپز و يك باغبان داشت.
اما با وجود تمام اين امكانات كه مي توانست زندگي راحتي را براي ديزي فراهم كند، نقشه هاي ديگري در سر داشت و حاضر نشد در رودسيا بماند.
او مي خواست پرستار شود. بنابراين با برت خداحافظي كرد و به كيپ تاون بازگشت و در مدرسه پرستاري دوربان ثبت نام كرد.
ديزي جوان، سه سال را در دوربان گذراند و در سال 1906 در حالي كه هنوز دوره آموزش پرستاري را به اتمام نرسانده بود، به رودسيا بازگشت. جايي كه برت با تمام امكانات يك زندگي مرفه در انتظارش بود.
ديزي پيشنهاد ازدواج برت را پذيرفت و بدين ترتيب دوران نامزدي آن دو آغاز شد.
آنها تاريخ ازدواجشان را شنبه دوم مارس 1907 تعيين كردند. اما در همان زمان «برت» به منطقه اي به نام «ماتتسي» نزديك آبشار نياگارا منتقل شد كه منطقه اي بود علفزار با بوته ها و درختچه هاي فراوان و در بيشتر روزهاي سال دماي هوا به بيش از 110 درجه فارنهايت مي رسيد.
زندگي در آن منطقه علفزار زندگي نبود كه ديزي آرزويش را داشت، به همين دليل از برت خواست تا ازدواجشان را تا ماه اكتبر به تعويق بيندازد.
ديزي با يكي از برادرانش در «بولاوايو» زندگي مي كرد، اما گاهي براي ديدن «برت» به ماتتسي مي رفت.
علت به تعويق انداختن زمان ازدواج از سوي ديزي اين بود كه مي خواست به كيپ تاون بازگردد تا دوره پرستاري اش را كامل كند. او واقعاً دوست داشت قبل از ازدواج ديپلم پرستاري خود را بگيرد و به عنوان يك پرستار كار كند.در آن زمان معمولاً زنان متاهل خارج از خانه كار نمي كردند و كار آنها خارج از خانه به معناي نياز مالي بود. «برت» احساس ديزي را درك كرد و حتي به او گفت احتمال دارد او نيز به كيپ تاون بيايد.
ادامه دارد

  


مرگ مشكوك 3 عضو خانواده بر اثر آتش سوزي

 

گروه حوادث - محمدزاده: سه عضو يك خانواده در مشهد در يك حادثه مشكوك آتش سوزي جان باختند.




به گزارش خبرنگار ما، در پي اعلام وقوع يك فقره آتش سوزي منزل در ساعت چهار بامداد روز گذشته تيمهاي گشت و عمليات پاسگاه كاظم آباد به همراه نيروهاي امدادي به محل حادثه در بولوار توس اعزام شدند.
مأموران آتش نشاني با رسيدن به محل سريعاً كار اطفاي حريق را آغاز كرده كه موفق شدند پس از دقايقي آن را خاموش كنند.
در ادامه، جستجو براي ساكنان اين منزل آغاز شد كه متأسفانه اجساد سه عضو خانواده كه دو مرد 53 و 17 ساله و دختر بچه اي 10 ساله بودند، از محل حادثه خارج شدند.
اين در حالي است كه مادر و دو عضو ديگر اين خانواده در زمان حادثه داخل حياط اين منزل مسكوني بوده و دچار سانحه نشده اند. در ادامه با حضور قاضي ويژه قتل، اجساد قربانيان پس از انجام تشريفات لازم به پزشكي قانوني انتقال داده شدند و كارآگاهان پليس تحقيقات خود را در خصوص اين حادثه و مرگ مشكوك سه عضو خانواده آغاز كردند.
باز پرس شعبه 26 ويژه قتل عمد در اين خصوص گفت: نحوه وقوع آتش سوزي مشكوك به نظر مي رسد كه در همين ارتباط يك نفر دستگير شد و تحقيقات در خصوص اين حادثه ادامه دارد.

  


در مراسم قسامه: 50 نفر بر گناهكار بودن متهم به قتل شهادت دادند

 

گروه حوادث - زنجاني: در جلسه رسيدگي به پرونده يك متهم به قتل، 50 نفر از بستگان مقتول برگناهكار بودن متهم شهادت دادند.
به گزارش خبرنگار ما، طي يك نزاع جمعي كه دو سال قبل در صالح آباد رخ داد مرد 40 ساله اي بر اثر ضربات متعدد چاقو مجروح شده و به قتل رسيد.
در پيگيري اين ماجرا با تشكيل پرونده در دادسراي شهرستان تربت جام، دو نفر در مظان اتهام قتل قرار گرفته و پس از انجام برخي تحقيقات، يك نفر آنان بي گناه شناخته شده و آزاد شد.
در ادامه رسيدگي به اين پرونده، متهم ديگر كه 27 سال دارد روانه زندان شد و پرونده وي براي رسيدگي به شعبه پنجم دادگاه كيفري خراسان رضوي ارسال گرديد.
گزارش خبرنگار ما حاكي است، در جريان سه جلسه رسيدگي به اين پرونده كه با حضور قضات با تجربه شعبه پنجم دادگاه كيفري برگزار شد متهم پرونده شركت در نزاع جمعي را پذيرفت ولي ارتكاب قتل را به گردن نگرفت.
در چهارمين جلسه رسيدگي به اين پرونده كه روز گذشته در شعبه پنجم دادگاه كيفري خراسان رضوي با حضور اولياي دم و متهم برگزار شد 50 نفر از خويشان نسبي و مذكر مقتول در دادگاه حاضر شده و سوگند ياد كردند كه متهم اصلي (قاتل) همين متهم حاضر در دادگاه است و وي با ضربات چاقو مرتكب قتل عمدي شده است.

  


جسد زن 60 ساله زير پل

 

گروه حوادث : جسد زن 60 ساله اي زير پل كشف شد.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 12 ظهر روز گذشته با اعلام مشاهده جسد زني زير پل در بلوار پيروزي مأموران انتظامي در محل حاضر شدند و موضوع را به بازپرس شعبه 26 ويژه قتل عمد اطلاع دادند.
برپايه اين خبر، حضور بازپرس پرسا تحقيق درباره چگونگي ماجرا آغاز شد و در بررسيهاي اوليه مشخص گرديد سه روز از مرگ اين زن مي گذرد.با دستور مقام قضايي جسد متوفي براي تعيين علت مرگ به پزشكي قانوني انتقال يافت.
گفتني است، تحقيق درباره اين حادثه ادامه دارد.

  


حوادث جهان

 

دو تصادف در سه دقيقه
آسوشيتدپرس: مردي از اهالي «كواسكوم» كه تحت تأثير مصرف مشروبات الكلي بود، در طي سه دقيقه دو بار تصادف كرد.پليس گفت: اولين تصادف اين راننده 43 ساله ساعت 6 و 30 دقيقه بعد از ظهر هنگام ورود به يك بزرگراه رخ داد.پليس افزود: او بدون توجه به تابلوي ايست و توقف وارد بزرگراه شد و با يك دستگاه كاميون برخورد كرد.وي سه دقيقه بعد هنگام ورود به بزرگراهي ديگر مجدداً با اتومبيل ديگري تصادف كرد.
پليس اظهار داشت: پس از تصادف دوم، افسران پليس خودروي وي را متوقف كرده و راننده را بازداشت كردند.

سرقت ساندويچ با اسلحه
آسوشيتدپرس: مردي در فونتاناي آمريكا با تهديد اسلحه يك بسته ساندويچ دزديد!
«جك دكر» افسر پليس در اين رابطه گفت: مالباخته 35 ساله پس از خريد يك بسته ساندويچ از يكي از دكه هاي كنار خيابان با دوچرخه در حال بازگشت به خانه بود كه با سارق مواجه مي شود.
وي افزود: سپس سارق به زور ساندويچ ها را گرفته و پس از اينكه به صورت او مشتي مي زند، مي گريزد.
«دكر» ادامه داد: سارق پس از اينكه با مقاومت اين مرد مواجه مي شود، به روي او اسلحه كشيده و او را تهديد به مرگ كرده و فرار مي كند.

سرقت كود از يك مزرعه
آسوشيتدپرس: پليس «ميدلند» مردي 32 ساله را به جرم سرقت 217 بسته كود از يك مزرعه بازداشت كرد.
«رابرت لين» افسر پليس گفت: هفته گذشته مقداري كود از انبار يكي از مزارع اين منطقه به سرقت رفته بود.وي افزود: سارق براي يكي از توزيع كنندگان كود كار مي كرده است.

قاچاقچيان نوزاد دستگير شدند
رويترز: پليس ويتنام، سه تن را به اتهام قاچاق نوزادان در اين كشور دستگير كرد.به گفته يك سخنگوي پليس ويتنام، اين سه تن در حالي كه تلاش مي كردند سه نوزاد را از مرز به كشور چين ببرند، دستگير شدند.
آنان يك نوزاد يك هفته اي را از زني در استان شمالي ها تاي به قيمت 187 دلار و نوزاد ديگري را از زني در استان جنوبي باك ليو به قيمت 500 دلار خريداري كرده بودند.
به همراه اين دو نوزاد، يك نوزاد ديگر نيز هنگام دستگيري همراه آنها بوده است.به گفته مقامهاي پليس ويتنام، اين روزها وضعيت قاچاق كودكان در اين كشور بسيار پيچيده شده است و بيشتر اين كودكان به كشورهاي چين كامبوج و حتي انگليس قاچاق مي شوند.

پالايشگاه تگزاس منفجر شد
آسوشيتدپرس: انفجار مهيب در پالايشگاهي در آمريكا موجب كشته شدن حداقل پنج نفر شد.
شدت اين انفجار كه فعاليت پالايشگاه 70 هزار بشكه اي تگزاس را متوقف كرده، به حدي بود كه حتي ساختمانهايي كه مايلها با اين مكان فاصله داشته اند به لرزش در آمدند.آتشهاي ناشي از اين انفجار چند ساعت پس از وقوع حادثه خاموش شد.مقامهاي آمريكايي اعلام كرده اند كه انتظار مي رود تعطيلي اين پالايشگاه چند هفته به  طول انجامد.اين پالايشگاه 78 ساله از ظرفيتي معادل 70 هزار بشكه نفت برخوردار بوده و 170 نفر در آن مشغول به  كار بوده اند.

آزار 23 دانش آموز توسط معلم چيني
رويترز: يك معلم چيني به جرم آزار و اذيت 23 دانش آموز دختر دبستاني به اعدام محكوم شد.
«شو چنگچون»، معلم 52 ساله ساكن جنوب غرب اين كشور به اتهام آزار و اذيت اين 23 دختر دبستاني بين سالهاي 2001 تا 2004 به بهانه كمك به آنها در درسهايشان دستگير و حكم اعدام وي از سوي يك دادگاه چيني صادر شد. در گزارش  رسانه هاي محلي چين درباره سن قربانيان اطلاعاتي منتشر نشده است.
در ماه ژانويه سال جاري نيز يك قانونگذار سابق ملي در استان مركزي هنان در چين به اتهام آزار تعداد زيادي دختر محصل به اعدام محكوم شد.
گزارشها حاكي است كه اين مرد پس از اينكه يك فال بين به او پيشنهاد كرده بود براي بهبود سلامت و شغلش بايد با دوشيزه ها رابطه داشته باشد، به چنين اقدامي دست زده بود.

  


بايگاني راكد

 

روزنامه دولت عليه ايران شماره  517  پنجشنبه  12 رمضان 1277 ه- ق برابر با 1240 ه- ش
در گيلان زوجه خداد نام خوابيده بود سگ فرياد مي كند و او بيرون رفته هر چه تفحص مي كند اثري ظاهر نمي شود مراجعت كرده مجدداًً سگ فرياد كرده باز بيرون مي رود كسي را نمي بيند بعد از دو ساعت ديگر صداي شوهر را شنيده چراغ را روشن كرده. به بالين او مي رود دستي آمده و او را مي اندازد از پرتو آتش هيبت آن مرد را شناخته معلوم مي كند زمان نام از همان قريه است بعد از فرار او چراغ را باز روشن كرده به سراغ شوهرش مي رود طنابي به گردن شوهر بود و او را مرده مي بينند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com