|
امير جاملو
فدراسيون فوتبال نياز به يك جو تبليغاتي ايده آل براي محبوبيت و مقبوليت نزد افكار عمومي و رسانه هاي بين المللي داشت تا در ابتداي راه تمام نظرها به سمت ايران معطوف شود.

همه چيز طبق برنامه پيش رفت، كلمنته به تهران سفر كرد و چند روزي ميهمان ايرانيها بود؛ تصور بر اين امر بود كه مرد اسپانيولي روي نيمكت تيم ملي مي نشيند، اما برنامه چيز ديگري بود. او تنها يك بازيگر براي اجراي سناريوي از پيش تعيين شده بود.
ناصر شفق طرف مذاكره كننده ايراني در برنابئو كاملاً در جريان اين بازي قرار داشت كه استخدام خاوير كلمنته يك مانور تبليغاتي براي جلب نظر است، از اين رو بدون هماهنگي در بخشهاي از متن اين سناريو دست برد تا بتواند از آب گل آلود شاه ماهي صيد كند، اما طراحان سناريو، خيلي زود متوجه اتفاق نگران كننده شدند و محمد علي آبادي به عنوان سوپرمن وارد گود شد تا افكار عمومي وي را براي حس ناسيوناليستي اش تحسين كنند.
تمام برنامه خط به خط انجام شد؛ علي كفاشيان هر روز از آمدن كلمنته به تهران حرف مي زد؛ ناصر شفق نيز به دليل ماهيت سينمايي اش از ترفندهاي نخ نما شده هنر هفتم سود برد تا ذهنها به سمت و سوي اصلي كشيده نشود.
در اين بين كم رنگ بودن حضور يك نفر بسيار سؤال برانگيز بود؛ مهدي تاج! هيچ كس سراغي از او نمي گرفت، در صورتي كه او بازيگردان اصلي بود، اما بنا به مأموريت سنگينش در اين نمايشنامه موظف بود همانند عاليجنابان حرفه اي در سايه كارها را دنبال كند.
همه چيز مهيا شده بود، مهدي تاج با بيژن ذوالفقار نسب و افشين قطبي كار را تمام كرده بود تا در اسرع وقت سرمربي تيم ملي معرفي شود.
گزارشها به صورت محرمانه هر روز صبح روي ميز آقاي رئيس بود تا وي در جريان تمام امور قرار گيرد. محمد علي آبادي كه به خوبي مي دانست كوچكترين اشتباه و لو رفتن ماجرا سكوت محسن صفايي فراهاني را خواهد شكست، به نزديكانش مرتباً هشدار مي داد تا مرتكب خطا نشوند، اما اين اتفاق با زياده خواهي يكي از نزديكان وي كه به عنوان حامي شمار يك امير قلعه نويي نزد جامعه ورزش شناخته مي شود، رقم خورد. خبر خيلي زود به سئول شمالي رسيد و اكثريت با ورود امير به ليست مخالفت كردند، اما اصرارهاي بيش از اندازه يكي از اعضا باعث شد ژنرال امتحان پس داده هم وارد بازي شود.
علي كفاشيان براي اولين بار به صورت علني با اين تصميم مخالفت كرد تا ساير فدراسيون نشينان هم به تبعيت از رئيس فانتزي، با امير مخالفت كنند.
مهدي تاج ديگر عضو شاخص مخالفان امير بود، اما استراتژي علي آبادي برخلاف ايده هاي فدراسيونيها بود؛ او با امير موافق نبود، اما براي خالي نبودن عريضه اجازه نداد تا او از ليست گزينه ها خارج شود.
برخي از كارشناسان در اين باره مي گويند كه تصميم علي آبادي بسيار سياستمدارانه بود چون با وجود مخالفان زياد امير وي هرگز نمي تواند به نيمكت تيم ملي برسد، اما مي شود با اين حربه او را براي هميشه از فكر مربيگري تيم ملي خارج ساخت.
قرار نبود كسي خبر اضافه شدن امير به ليست را منتشر كند اما اين ماجرا لو رفت و حاميان قلعه نويي براي رسيدن ژنرال به تب و تاب افتادند تا شايد شانس فرمانده شكست خورده بيشتر شود.
جنگ رواني عليه گزينه هاي رقيب؛ حضور در برنامه نود و سيل پيامكهاي بي اساس تمام برنامه هاي ياران امير بود، او با استمداد از دوستان مطبوعاتي اش وعده هاي بسياري به آنان داد كه در صورت رسيدن به تيم ملي براي دومين بار آنها را تحقق مي دهد. خبرها يكي پس از ديگري مبني بر بالا رفتن شانس امير براي هدايت تيم ملي در شهر بين مردم مي چرخيد، اما واقعيت ماجرا چيزي جز اين بود.
نزديكان فدراسيون از شانس امير قلعه نويي براي رسيدن به اين سمت اين گونه مي گويند: او چيزي نزديك به صفر شانس دارد؛ جدي ترين گزينه هاي هدايت تيم ملي دكتر بيژن ذوالفقارنسب و افشين قطبي هستند. محمد مايلي كهن نيز به عنوان مدير فني تيمهاي ملي برگزيده مي شود تا تيم ملي در آستانه بازي با كويت با آرامش خاطر بيشتري كار را دنبال كند.
اين موضوع نسبت به ساير گمانه زنيها از قطعيت بالاتري برخوردار است، به شكلي كه ديروز صبح قطبي و مايلي كهن با حضور در فدراسيون برنامه هاي خود را به علي كفاشيان و مهدي تاج ارائه كردند. البته پيش از اين بيژن ذوالفقارنسب نيز برنامه پيشنهادي خود را به فدراسيون برده بود همان طور كه امير قلعه نويي زودتر از همه گزينه ها به دفتر كفاشيان مراجعه كرده بود!
علي كفاشيان درباره سرنوشت سرمربي تيم ملي اين گونه توضيح مي دهد: ما برنامه هاي گزينه هاي خود را بررسي مي كنيم و سعي مي كنيم كه اين كار با مشخص شدن نتايجش روز دوشنبه به پايان برسد و صبح دوشنبه مردم در كنار ميز صبحانه خود برنامه هاي مربي جديد تيم ملي را در روزنامه هاي صبح بخوانند.
كفاشيان كه بسيار محافظه كار است، درباره نام سرمربي تيم ملي هيچ حرفي نمي زند، اما خيلي زيركانه در يك جمله ذهن مخاطب را به سمت خاصي سوق مي دهد: «تنها همين را بگوييم كه دوباره اشتباه نمي كنيم.»
شايد در وهله نخست اين جمله يك جمله عادي به نظر برسد، اما با كنكاش در اتفاقات هفته گذشته و مخالفت او با امير قلعه نويي مي توان اميدوار بود كه فوتبال ملي دوباره به دست سرمربي ناكام نمي افتد، هر چند كه امير قلعه نويي در برنامه نود از اضافه شدن بار تجربي خود در زمينه فني حرف مي زد اما با كالبد شكافي پرونده امير چنين مسأله اي دور از ذهن است.
به ويژه زماني كه شايعه اعتراض ملي پوشان تيم ملي به ماجراي انتخاب امير قلعه نويي به عنوان سرمربي تيم ملي در فدراسيون فوتبال و محافل خبري شنيده مي شود.
اين خبر ذهن مردان كرسي نشين طبقه چهارم فدراسيون فوتبال را حسابي مشغول خود كرد، چون نفراتي كه تهديد كرده بودند چنانچه امير قلعه نويي به تيم ملي برگردد ما ديگر به فوتبال ملي فكر نمي كنيم، ستونهاي فوتبال ملي ايران هستند. بنا به گفته يكي از كارمندان فدراسيون فوتبال، تهديد مهدوي كيا، نكونام، هاشميان، رحمتي، صادقي، حسيني، رضايي، نيكبخت، خليلي، سامره، رجب زاده، عقيلي و محمدي حسابي كارساز شد و احتمال مي رود نام امير خيلي زودتر از موعد از ليست تيم ملي خارج شود. |