|
گروه حوادث - مصدق: احساس حقارت، انگيزه قتل مردي بود كه دامادش را كشت.

به گزارش خبرنگار ما، شامگاه 21 آذرماه سال 85 پيكر خونين مرد 35 ساله اي در حالي كه از ناحيه ران پاي راست زخمي شده بود به بيمارستان لبافي نژاد تهران انتقال يافت.
با مرگ «ابوتراب» روي تخت جراحي و گزارش موضوع به دادسراي جنايي، تحقيقات پليسي و قضايي آغاز و روشن شد نامبرده در درگيري با شخصي كه وي را به بيمارستان انتقال داده بود مورد اصابت چاقو قرار گرفته و به علت شدت جراحت وارده و خونريزي جان سپرده است.
بدين ترتيب، عظيم (55 ساله) عامل جنايت در همان محل بيمارستان از سوي كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي دستگير و در جريان تحقيقات پليسي و قضايي به جرم خود اعتراف و صحنه حادثه را بازسازي كرد.
صبح ديروز «عزيزمحمدي»، رياست شعبه 71 به همراه 4 قاضي مستشار دادگاه كيفري استان به جلسه محاكمه عامل جنايت خيابان پاسداران رسميت بخشيد.
در ابتداي اين جلسه، علي دلداري، نماينده دادستان پس از قرائت كيفرخواست صادره جرم متهم را از نظر دادسراي جنايي محرز دانست و از هيأت قضايي خواستار مجازات قصاص وي شد.
سپس عظيم به دفاع از خود پرداخت و گفت: هرگز قصد كشتن «ابوتراب» را نداشتم.
وي با اشاره به اينكه مرحوم را همچون فرزندش دوست مي داشت، گفت: از سال 80 وي با دخترم «زهره» كه مدير يك فروشگاه لباس بود، آشنا شد.
بعد از مدت كمي او با بيان اينكه مجرد است دخترم را راضي كرد تا به صيغه وي در بيايد.
متهم افزود: چند ماه از صيغه آنان مي گذشت كه در جريان موضوع قرار گرفتم.
با اتمام مدت صيغه نامه، وقتي دخترم فهميد «ابوتراب» همسر و فرزند هفت ساله دارد قصد قطع ارتباط با وي را داشت، اما او با وعده ازدواج دايم بار ديگر «زهره» را متقاعد به تمديد صيغه كرد.«عظيم» با اشاره به اينكه مدتها گذشت اما مرحوم به بهانه هاي مختلف از عقد دايم دخترم طفره مي رفت، گفت: سرانجام در دي ماه سال 84 و در يك جلسه خانوادگي كتباً قرار گذاشت تا زهره را در كمتر از يك ماه عقد دايم خود كند. اما چنين نكرد تا اينكه روز حادثه براي تعيين تكليف نهايي به خانه ما آمد.
اين مرد 55 ساله در تشريح روز حادثه گفت: با هم از مجلس ختم يكي از بستگانم به خانه ام آمديم. وقتي مرحوم ديد «زهره» آنجا نيست به تلفن همراهش زنگ زد اما تلفن همراه او خاموش بود. بنابراين 20 دقيقه اي را با هم صحبت كرديم تا اينكه دخترم آمد.
متهم ادامه داد: براي اينكه آن دو را با هم تنها بگذارم تا آخرين حرفهايشان را بزنند، به حياط رفتم، 15 دقيقه بعد وقتي برگشتم ديدم آنها با هم درگير هستند و دخترم از او مي خواهد كه تلفن همراهش را پس بدهد، اما وي از تحويل آن خودداري مي كند. پنج دقيقه سكوت كردم تا اينكه به مرحوم گفتم، پس از بررسي تلفن آن را به دخترم برگرداند. ولي باز نه تنها حاضر به چنين كاري نشد بلكه با عصبانيت آن را به زمين كوبيد.
اين مرد افزود: احساس حقارت شديد كرده بودم. با عصبانيت به سمت آشپزخانه رفتم چاقويي برداشتم تا وي را بترسانم اما او به قصد گرفتن چاقو از دستم با من درگير شد كه در جريان كش و قوس چاقو به رانش اصابت كرد.
«عظيم» با اشاره به اينكه بلافاصله ابوتراب را به بيمارستان انتقال داده است، در آخرين دفاع از خود گفت: از بروز اين حادثه متأسفم و از اولياي دم مي خواهم مرا عفو كنند اما اگر قصد كشتن مرا دارند، هر چه سريعتر مرا قصاص بكنند تا بيشتر از اين شرمنده خانواده ام نباشم.
گفتني است، متهم تا صدور رأي نهايي اعضاي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. |