|
شور شيدايي در جاده هاي خراسان؛ تو اينك زائري...
*امير روحپرور
پروانه ها مي آيند...
آنها مي آيند تا عشق و شيدايي را فرياد بزنند.
آنها مي آيند تا با كوله باري از شور، دلدادگي را در مشهدالرضا به تصوير بكشند.
آنها مي آيند... از راه دور و نزديك از شهر و روستا انگار همه دعوتند و در جاده هاي خراسان اين روزها غوغايي برپاست.
كاروانهاي پياده، دسته هاي زنان روستايي، پاهاي برهنه... زن و مرد، پير و جوان همه و همه در راهند.
و چه زيباست جاده عشق را با جان لمس كردن.
خستگي، سرما و گرسنگي در اين جاده سبز معنا ندارد، زيرا دل براي زيارت قطعه اي از بهشت بي قرار است.
تا مشهدالرضا راهي نمانده است. فقط چند كيلومتر.
بوي سپند را حس مي كني؟ خادمان حرمش مشتاقانه به استقبالت آمده اند، مي داني چرا؟
تو اينك زائري، زائر هشتمين امام.
تو اينك به مقصود رسيده اي.
گنبد طلايي بارگاه ملكوتي ضامن آهو را ديده اي؟ پاهايت بي اراده سست شده؟ پس حالا وقتش است، بگذار مرواريد اشك پهناي چشمانت را سيراب كند.
سلامي بگو... مطمئن باش كه جوابت را مي دهد... با دل جان گوش كن... پاسخ آقا را مي شنوي؟
قدم بگذار... به آستان دوست رسيده اي، به خانه امام مهرباني ها.
لحظه شيرين پايان انتظار نزديك است پس بشتاب كه «رضا» منتظر توست.
قلبت به شماره افتاده، نجواي زائران را ديگر نمي شنوي، حالا جلوي مضجع ايستاده اي، چشمهايت را باز كن. تو ديگر در اقيانوس پروانه ها بي قرار هستي. حالا ديگر دلت خدايي شده پس پرواز كن... |