|
* آي سان نوروزي
سرد است! خيلي سرد! نمي دانم چرا هميشه دير مي شود و من شتابان، بي قرار و گريزان مسير را مي تازم. اين تالار نمايش است

و اينها به انتظار مجلس شيدايي، ثانيه ها را مي شمارند. وارد مي شود پيرزني آرام را مي بينم با سبدي به رنگ سرخ، گويا زائر است، يا مسافر، نمي دانم هر كه هست سيبهاي سرخ آن سبد، رخ مي نمايند و در آن ميان، جواني كه گويا عمريست برقاب وارفته عكس، پهلو گرفته، پيش تر مي آيد.
سرد است. خيلي سرد و لبهاي لرزان پيرزن سؤالي را زمزمه مي كند: اين جا چه خبره پسرم؟
مي گويم: تئاتر! نمايش! جشنواره! نمي دانم مي شناسد يا نه؟
و باز مي پرسد: يعني چه؟
مي گويم: درباره «ايثار» و «شهادت» مجلسي برپاست!
مي ماند. آني و لختي. بعد دستان پير و چروكيده اش يك قاب و يك سيب را پيشتر مي آورد: اين پسرمه! عباس. شهيد شده . مي شه با خودت ببريش؟ اونم هم سن و سال شما بود ... بيا اين سيب هم مال تو! خدا اجرت بده دخترم!
حالا من مي مانم. يخ مي زنم. به خودم مي آيم. همه چيز خيس است. باراني ... اما نه. اين چشمهاي من است كه پيرزن تنها را به ضيافت آبي باران ميهمان كرده است.
جشنواره تئاتر ايثار هر كاستي و نقصي هم كه داشته باشد و به هر شكل و در هر جايي كه برگزار شود، به دليل آنكه نمايش ايثارگري و شهادت است و بستري انساني را محمل قرار داده، اتفاق شايسته اي است.
***
نخستين جشنواره منطقه اي تئاتر ايثار، هفته گذشته دومين مرحله رقابتي اش را در منطقه دو كشور تجربه كرد و يك گام به سمت تثبيت به عنوان يك رويداد تئاتري ديگر در كشور نزديكتر شد.
اين جشنواره همزمان با سالگرد قيام انقلابي مردم تبريز در 29 بهمن، در جلو مسجد قزل لي شهر تبريز، با حضور هنرمندان گروههاي شركت كننده داوران و جمعي از مسؤولان فرهنگي نمايندگان سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران به طور رسمي افتتاح شد.
در دومين مرحله از اين جشنواره منطقه اي در مجموع چهارده نمايش از 9 استان كشور به رقابت پرداختند، هر چند كه عرصه نمايش ايثار را نمي توان با ميدان رقابت - حتي جشنواره اي هنري و فرهنگي - قياس كرد.
* «دهاني پر از كلاغ» عنوان نمايشنامه اي از «جمشيد خانيان» است كه «آرزو مهري» كارگردان جوان اردبيلي آن را به روي صحنه برد. در اين نمايش ماجراي حسادت برادري نسبت به برادر ديگر روايت مي شود. اين حسادت كه از دوران كودكي آغاز شده تا دوران جنگ تحميلي ادامه پيدا مي كند و برادر حسود، جنگ را بهترين فرصت براي رويارويي مي بيند و در ميدان جنگ به سمت برادر ديگرش شليك مي كند. هفده سال بعد يادداشتي مي رسد ...
نمايش «آرزو مهري» در تالار مبين اجرا شد و به واسطه شيوه اجرايي و تمركز بر روايت گذشته در صحنه نمايش كه بدون هيچ خلاقيت و نوآوري صورت گرفته بود، چندان مورد توجه قرار نگرفت.
* «دي ماه پر ستاره» به نويسندگي «علي آقاجانلو» داستان جانبازي به نام احمد را به نمايش درآورده بود كه در دوران جنگ بر اثر انفجار گلوله تانگ چهره اش به كلي از بين رفته و بعد از 15 سال با دخترش مواجه مي شود. اين نمايش را «حميدرضا قزلباش» از زنجان در اولين روز جشنواره اجرا كرد.
* «قطعه گمشده» نوشته «عليرضا حنيفي» نمايش ديگري بود كه در روز نخست جشنواره توسط «پدرام رحماني» از آذربايجان غربي در تالار مبين شهر تبريز اجرا شد. داستان «قطعه گمشده» درباره زني است كه منتظر شوهر به جنگ رفته اش است، در حالي كه تمام مردم شهر بر اين باورند كه شوهر او مرده است، مردي واردخانه مي شود و ...
* «قتلگاه اشك و خون» به نويسندگي و كارگرداني «وحيد درويشي» از گيلان روايتي ديگر از «روز واقعه» بود. در اين نمايش راحله و جلال الدين در شب عروسي شان با شنيدن صدايي غريب آشفته مي شوند. جلال الدين، سفري را به سمت كربلا آغاز مي كند و اين در حالي است كه برادرش شرزين قصد دارد جلوي اين سفر را بگيرد.
* «امشب مهره هاي پشتم ني لبك مي زنند» نمايشنامه «حمدرضا نعيمي» اولين نمايش روز دوم جشنواره تئاتر ايثار بود كه به كارگرداني «محمدرضا درند» به روي صحنه رفت. داستان اين نمايش درباره مردي است كه بعد از سالها اسارت به خانه آمده، اما پريشان احوال و بيمار است.
* «شب چهارشنبه سوري» را «يونس صحرارو» از استان كردستان به روي صحنه برد. روايت اين نمايش درباره يك عكاس پير دوران جنگ تحميلي است كه حالا به مرور خاطراتش مي پردازد. وي يكي از همرزمانش را در يكي از عكسهايش پيدا مي كند.
* «پاييز» نوشته «نادر برهاني مرند» هم در دومين روز جشنواره به كارگرداني«سيد محمد جواد كبودرآهنگي» از همدان اجرا شد. اين اثر به موضوع اجتماعي يك خانواده پس از جنگ مي پرداخت؛ يوسف همرزم علي، وصيت كرده است كه پس از شهادتش، همسر او را بگيرد. علي كه با دنيا و خاطرات گذشته زندگي مي كند با تفكرات برادر از خارج برگشته اش در تعارض است و ...
* «يك روز روشن خدا» به كارگرداني «نگار نادري» از لاهيجان هم درباره زني است كه پس از از دست دادن همسرش در دوران انقلاب حالا منتظر بازگشت پسرش از جنگ است و خاطرات و نامه هاي او را مرور مي كند. او و دخترش «ناهيد» در جشن تولد «آرش»، انتظار بازگشت او را مي كشند.
* «چشمهاي عيسي» به نويسندگي و كارگرداني «عاطفه حسيني» از كرج يكي از اجراهاي خوب جشنواره بود، كه داستان دختر شهيدي به نام فهيمه را روايت مي كرد كه در آرامگاه پدر شهيدش با پسري به نام «عيسي» آشنا مي شود. عيسي متوجه عشق و علاقه دختر به پدرش مي شود و تصميم مي گيرد براي اثبات خودش به او راهي جبهه شود.
* «وقتي درنا برمي گردد» نوشته «فرهاد ارشاد» داستان زندگي پير زن و پيرمردي است كه بعد از دوران بمباران جنگ و فرار مردم و درناها در خانه كوچكشان در ساحل دريا انتظار بازگشت مردم و درنا را مي كشند. اين نمايش را «بهار كريم زاده» از تبريز در سومين روز جشنواره اجرا كرد.
* «پوكه هاي برنجي» به نويسندگي «شهرام كرمي» داستان متفاوتي را درباره شهيد «صادق گليپور» و آدمهايي كه به نوعي در ارتباط با او قرار مي گيرند، در تالار اقبال آذر روايت كرد و مورد توجه تماشاگران و منتقدان حاضر در جشنواره قرار گرفت. اين نمايش را «زري اماد» از منطقه غرب تهران به جشنواره ايثار آورده بود.
* «پيكر» درباره پيكر رزمنده اي است كه پس از سالها قرار است به خانواده اش تحويل داده شود. اين نمايش پر بازيگر را گيلانيها براساس نوشته اي از «سيروس همتي» و به كارگرداني «علي حلوي» اجرا كردند. موضوع و زاويه ديد متفاوت اين نمايش مهمترين ويژگي اي بود كه باعث شد مورد توجه تماشاگران قرار بگيرد.
* «شبهاي باراني» نوشته «عليرضا حنيفي» نيز نمايش ديگري بود كه در آخرين روز جشنواره به كارگرداني «شهرام ابراهيمي» به اجرا درآمد. اين نمايش حكايت پسري به نام مجتبي است كه براي يافتن حقيقتي گمشده به سراغ حاج رسول - همرزم پدرش - مي رود. «شبهاي باراني» را «شهرام ابراهيمي» از «آذربايجان شرقي» در جشنواره ايثار اجرا كرد.
* ديگر اينكه نمايش «دوباره ذوالجناح» از تبريز داستان جواني به نام جهان را روايت مي كرد كه به هنگام اجراي تعزيه بر اثر سقوط علامت آهني يك سال را در كما سپري كرده بود و حالا پزشكان از او قطع اميد كرده بودند. اين نمايش با مدت زمان تقريباً طولاني را «سيامك افسايي» بر اساس نمايشنامه اي از «داريوش مختاري» كارگرداني كرده و به روي صحنه برده بود.
***
اجراي هفت نمايش صحنه اي در فصلي از سال كه تقريباً تئاتر و سينما دوران سكون و سكوت را پشت سر مي گذارند، به تنهايي در زمينه جلب مخاطبان اين هنر و به ويژه انتقال محتواي ايثار اقدام شايسته و بجايي است.
تماشاگران تبريزي استقبال زيادي از اجراي نمايشها به عمل نياوردند، اما هم اينكه در سالنهاي شهرستان شاهد برگزاري يك رويداد فرهنگي بودند، كنجكاو شدند و بر آمار مخاطبان سالنهاي اين شهر اندكي افزوده شد.
از اتفاقات ديگر دومين مرحله برگزاري جشنواره منطقه اي تئاتر ايثار حضور دو منتقد از اعضاي كانون ملي منتقدان بود؛ «همايون علي آبادي» و «بهزاد صديقي» كه از طرف ستاد برگزاري اين جشنواره دعوت به همكاري شده بودند، طي جلسات نقد و بررسي در محل سالن اجتماعات هتل پارس تمام نمايشهاي اجرا شده در جشنواره تئاتر ايثار را نقد و بررسي كردند.
جلسات نقد و بررسي نمايشها يكي از پرطرفدارترين برنامه هاي اين جشنواره بود كه دست كم هنرمندان گروههاي نمايشي را به عنوان مخاطبان ثابت در كنار خود داشت، هر چند كه مطابق معمول هميشه بعضي از هنرمندان و گروهها از برخي انتقادات منفي صورت گرفته نسبت به آثارشان راضي نبودند.
شهر تبريز و مسؤولان اجرايي اداره ارشاد اين شهر كه چندي پيش يك كارنامه ناموفق را در برگزاري همايش آيينهاي عاشورايي برجا مي گذاشتند؛ در جريان جشنواره تئاتر ايثار روزهايي آرام تر و بي سروصداتر را در كنار بنياد شهيد استان تجربه كردند . به عنوان مثال تبديل شدن نگارخانه استاد مقبلي كه در جريان همايش آيينهاي عاشورايي به سالن نمايش تبديل شده بود و رئيس اداره كل هنرهاي نمايشي هم اين تبديل را نتيجه مثبت سياست تمركز زدايي مركز معرفي كرده بود، درست چند هفته پس از اين همايش و در روزهاي برگزاري جشنواره ايثار تبديل به حسينيه شد و همزمان با اجراي نمايش در سالن روبروي آن شاهد برگزاري مراسم عزاداري و سينه زني هيأتهاي مذهبي شهر تبريز بود.
يكي از مهمترين ويژگيهاي جشنواره تئاتر ايثار، همين آرام بودن و بي حاشيه بودن آن است. مسؤولان برگزاري و ستاد اجرايي اين جشنواره با انتخاب ميهمانان و استادان حوزه هاي مختلف هنرهاي نمايشي، فضاي مشاركتي و مشورتي خوبي را فراهم آورده اند و جشنواره شان را هم در آرامش و به دور از هياهوي معمول رويدادهاي رقابتي برگزار مي كنند. همين امر باعث شده تا كيفيت آثار، انتخاب آنها و نحوه اجرايشان كمتر درگير حاشيه هاي منفي و چالشهاي غير قابل پيش بيني باشد. در مجموع فضاي جشنواره تئاتر ايثار قرابت زيادي به تم و مضمون آن دارد.
مراسم اختتاميه جشنواره تئاتر ايثار به گونه اي كاملاً متفاوت با ساير جشنواره ها در تالار استاد اقبال آذر برگزار شد و مهمترين ويژگي آن، اين بود كه صبح برگزار شد و شايد همين ويژگي هم آرامش اختتاميه را دوچندان كرده بود. به هرحال پس از سخنراني دبير جشنواره و قرائت بيانيه هيأت داوران برگزيدگان بخشهاي مختلف جشنواره معرفي شدند.
هيأت داوران منطقه دو جشنواره تئاتر ايثار پس از بررسي آرا، ضمن اهداي تنديس جشنواره و كمك هزينه به نمايش «پوكه هاي برنجي» به كارگرداني «زري اماد»، اين اثر را به همراه چهار نمايش ديگر براي حضور در جشنواره سراسري تئاتر ايثار در تهران به دبيرخانه جشنواره معرفي كردند.
براساس اين رأي، نمايش «قطعه گمشده» به كارگرداني «پدرام رحماني» از استان آذربايجان غربي، نمايش «پيكر» به كارگرداني «علي حلوي» از گيلان، نمايش «وقتي درنا باز مي گردد» به كارگرداني «بهار كريم زاده» از آذربايجان شرقي و «امشب مهره هاي پشتم ني لبك مي زنند» به كارگرداني «محمدرضا درند» در جشنواره سراسري تئاتر ايثار كه نيمه دوم سال 87 در تهران برگزار مي شود، حضور خواهند داشت.
مرحله بعدي جشنواره منطقه اي تئاتر ايثار نيز اوايل سال آينده در استان فارس برگزار مي شود. |