تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-03-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 26اسفند ماه 1386


كارهاي خوب براي داشتن احساس خوب از خودتان

 

محمود قوچاني

بسياري از ما در برابر ناكامي ها و كشمكش هاي زندگي مثل كوه ايستاده ايم و مسائل كاري، مشكلات خانوادگي، بيماري و



نگراني هاي مالي بر روحيه و شخصيت ما تأثير چنداني ندارند. اما هر چقدر هم كه از خودتان مطمئن باشيد، به هر حال مواقعي پيش مي آيد كه دلتنگ و مضطرب باشيد و احساس خوبي نداشته باشيد.
براي تغيير اين حال و هوا روان شناسان توصيه مي كنند، به مشاور مراجعه كنيد و اگر باز هم مشكلتان حل نشد، درمان دارويي را امتحان كنيد اما به تازگي متخصصان به سراغ اصول اخلاقي قديمي خودمان رفته اند و پس از تحقيق و بررسي به اين نتيجه رسيده اند كه براي جلوگيري و درمان اضطراب و افسردگي «به ديگران كمك كنيد تا در حقيقت به خودتان كمك كرده باشيد». لازم نيست براي اثبات اين موضوع چندين صفحه دليل و مدرك براي شما بياوريم، اگر خودتان كمي به زندگي افراد خيري كه از لحاظ مالي به ديگران كمك مي كنند يا مقداري از وقت خود را براي حل مشكلات ديگران اختصاص مي دهند دقت كنيد، مي بينيد كه شادتر هستند و كمتر آنها را افسرده و غمگين ديده ايد. با اين حساب آيا واقعاً كمك كردن به ديگران كليد مقابله با طوفان هاي اجتناب ناپذير زندگي است؟
آيا اين كليد، درهاي بسته را باز مي كند؟
قرار نيست با معيارهاي تعريف شده ميزان رضايت خاطر و شادي افرادي را كه به ديگران كمك مي كنند اندازه بگيريم و با بيان اعداد و ارقام، شما را از مثبت بودن اين روش مطمئن كنيم، اما ذكر يك مثال خالي از لطف نيست.
يكي از متخصصين در تحقيقي به دنبال يافتن تأثيرات مثبتي بود كه حمايت رواني از بيماران قلبي مي توانست در روند بهبود و معالجه اين افراد داشته باشد.
قرار بر اين شد كه هر روز افراد مشخصي به صورت تلفني با اين بيماران در تماس باشند و احوال آنها را جويا شوند و در صورت لزوم به صحبتها و درد و دلهايشان گوش دهند. پس از پايان تحقيقات نتيجه به دست آمده عجيب و دور از ذهن بود.
نتايج مثبتي در روند بهبود حال بيماراني كه مورد حمايت قرار گرفته بودند به دست آمد، اما ظاهرا فايده اصلي شامل كساني شده بود كه به عنوان حامي وقت خود را در اختيار بيماران گذاشته و صبورانه به درد و دل آنها گوش داده بودند. آنها بيشتر از اينكه به ديگران كمك كنند، در واقع به خود كمك كرده بودند.
تحقيقات گسترده تر روان شناسان دليل علمي اين موضوع را هم به اثبات رساند و مشخص شد كه به وجود آمدن اين حس خوب ناشي از تغييرهاي شيميايي داخلي بدن است. پزشكان از فردي خواستند تا به مسائلي مثل كمك مالي به ديگران و انجام امور خيريه فكر كند و در حين فكر كردن به كمك تصاوير ام آر اي فعاليتهاي مغزي او را كنترل كردند.
نتايج به دست آمده واقعاً جالب بود. هنگام فكر كردن به چنين مسائلي قسمتي از مغز كه مسؤول ترشح هورمون اكسي توكسين است، فعال شده و باعث ايجاد احساس خوبي در انسان مي شود.
چرا كار خوب؟
در دستورات مذهبي ما بارها و بارها نسبت به كمك به ديگران تأكيد شده، همچنين بنابر پاداش كساني كه به هر نحوي به ديگران كمك مي كنند، چندين برابر بيشتر از آنچه انجام داده اند، برايشان محاسبه مي شود. مطمئناً پشت تمام اين توصيه ها چيزي فراتر از محاسبه عدد ثواب و پاداش آدمها نهفته است و شايد تأثير مثبت كمك به ديگران بر روحيه و زندگي خود فرد كمك كننده يكي از كوچك ترين دلايل اين توصيه ها باشد.
از طرف ديگر وقتي شما ناراحت و مضطرب هستيد چاره اي نداريد جز اينكه به حس هاي منفي خود فكر كنيد، اما وقتي براي كمك به ديگران اقدام مي كنيد، ناخودآگاه ذهن شما از اين افكار مزاحم منحرف شده و درگير مسائل ديگران مي شود.
همين طور وقتي شما احساس رحم و شفقت، خيرخواهي، مهرباني و سخاوتمندي را تجربه مي كنيد، عواطف و احساسات منفي شما جز كمرنگ شدن و كم كم فراموش شدن چاره ديگري ندارند. و اين دقيقاً بهترين روش براي مقابله با استرس و اضطراب است.
رابطه اي كه بين عملكرد خوب و احساس خوب وجود دارد، يك رابطه كاملا دو طرفه است، هر چه بيشتر كارهاي مثبت انجام دهيد، احساس بهتري خواهيد داشت و متقابلاً هر چه احساس بهتري از خودتان داشته باشيد بيشتر به انجام كارهاي خيرخواهانه و خوب تشويق خواهيد شد. پس مي بينيد كه سود سرمايه گذاري شما دائماً در حال افزايش است.
مواظب باشيد، هميشه هم بخشش خوب نيست!
حواستان باشد افراط در هر كاري بدتر از انجام ندادن آن كار است. اگر چه انجام امور خيرخواهانه و سخاوتمندي و بخشش بسيار خوب است، اما به دو گروه از افراد بايد اخطارهاي جدي داد.
گروه اول افرادي كه در ظاهر كارهاي بسيار مثبتي انجام مي دهند و بريز و بپاش زيادي دارند، اما خودشان از اعمالشان احساس رضايت نمي كنند و گروه دوم افرادي كه آنقدر خودشان را وقف كمك به ديگران كرده اند كه زندگي و نيازهاي شخصي خود را فراموش كرده اند.
به علاوه، اگر چه كمك به ديگران پادزهر خوبي براي درمان افسردگي معمولي است و در بهبود استرس هاي زندگي روزمره مؤثر است، اما باعث درمان افسردگي هاي حاد نمي شود و اگر شما علائم افسردگي شديد را در خود مي بينيد، حتما به درمانهاي پزشكي نياز داريد!

  


ستاره باران!

 

1- امروز بالاخره تقويم جديد گيرم آمد. چند صفحه اول را رد كردم و بعد روي يك صفحه سفيد نوشتم: روز اول!




روز اول، يعني اولين روز چله. چند روز است كه به اين چله فكر مي كنم قرار است كارنامه هر روزم از اين چهل روز را توي تقويم ثبت كنم. و بعد به خودم نمره بدهم. راستش چند بار ديگر هم از اين فكرها به سرم زده بود. تا يك جاهايي اجرايي اش هم كرده بودم، ولي بعد توي دور روزمرگي ها فراموش شده بودم. بيشتر همين موقع ها، وقتي هنوز عمر زيادي از سال جديد نگذشته اين فكرها را مي كنم. انگار اين خاصيت روزهاي بهار است شادابي اش را به آدم تزريق مي كند و آدم را ناخودآگاه وادار به فكر كردن درباره اينكه چطور اين روزهاي قشنگ را ماندگار كند، مي اندازد ...
2- روز اولم پر بود از ضربدر مثل ليست اسم «بدان» روي تخته سياه بچگي ها. اما نه با آن تلخي دوران بچگي كه وقتي اسممان را توي «بدان» مي ديديم، تجربه مي كرديم. اينجا پس از رفتن توي ليست «بدان» خط كشي در كار نيست اينجا خودم اسمم را توي بدان نوشتم و ترس جاي خودش را به احساس شرمندگي داده است...
3- امروز يكي از ضربدرها كم شد ... آنقدر خوشحالم كه بقيه ضربدرها اصلاً به چشمم نمي آيند. به اين فكر مي كنم كه بعد از چهل روز چندتا از اين ضربدرها تبديل به ستاره مي شوند...
4- روز ... چهلم: كاش آنقدر توي بهار، ستاره از آسمان ببارد كه ستاره جاي همه ضربدرها را بگيرد.
الهه نيك نژاد

  


جايي چراغي روشن است

 

هميشه، هر وقت دلم از زندگي مي گيرد مي روم حرم پاي ايوان طلا، چشمهايم را مي بندم و مي گذارم خنكاي باد غروب بنشيند



روي اشكهايم. هميشه هم خيره به دريچه هاي مشبك، منتظر هستم يكي بيايد از آب سقاخانه بدهد دستم و دستي بكشد روي سرم.
اما توي خيلي از روزهاي سال بين همه آشفتگيهاي خوب و بد، بي هوا به راه زده ام، به ياد آنهايي كه دلشان تنگ حرم شده بود و فاصله ها حسرت ديدارشان را كشدار مي كرد. همانهايي كه با شنيدن نام مشهد بغض كرده و التماس دعا گفته بودند؛ آنهايي كه از پشت خطوط ارتباطي تلفن هم مي شد حس كرد گردنشان را كج گرفته و زل زده اند به ضريح.
و مگر مي شد جلوي ايوان طلا ايستاده باشم و بغض و مكث مجيد مظفري را به خاطر نياورم. مي شد پاي پنجره فولاد بروم و دلبستگي هاي اميرحسين خرمشاهي يادم رفته باشد، مي شد طنين نقاره خانه بلند باشد و چشمهاي به اشك نشسته درويش فراموشم شده باشد.
مگر دلم رضايت مي داد با همه خستگي هاي كار، مسيرم را وقت رفتن به سمت حرم كج نكنم تا پيام گوينده خبر را يك راست رسانده باشم.
امروز هم از آن روزهاي سرد است، اتاق سرد، هواي سرد، نوشته هاي سرد، نگاههاي سرد... اما چراغهاي خانه تو روشن است، گرم گرم. فكرش را بكن يك جاي گرم توي اين همه سردي چقدر مي چسبد؟!
مي خواهم توي راه آمدن همه چيز را برايت تعريف كنم، هراسي هم از اشكهايم نيست، اصلاً چه اهميتي دارد كه اشكهاي پاشيده شده نگاهم را ديگران ديده باشند يا نه؟! براي من، همه زندگي تو هستي و عطر عالم گير تو.
چيزي به پايان سال نمانده اين يعني اين كه هر لحظه ممكن است داور سوت پاياني مسابقه را بزند. اين روزها كه بازار داغي ماهي فروشيها، مانتو فروشيها و لباس فروشيها يك تعبير ديگر هم دارد؛ چند فصل ديگر هم گذشت، بي آن كه من چيزي در چنته داشته باشم.
اينها را برايت توي راه آمدن تعريف مي كنم و بعد مي گذارم آن سكوت هميشگي بين من و تو حاكم شود.
اصلاً مي داني رسالت من و همه آدمهاي مثل من فقط ديدن لبخند توست وقتي پر كشيدن مرا به آسمان حريمت اجازه مي دهي
براي من خيلي سخت است اگر مهرباني هايت را نبينم!
معصومه فرماني كيا

  


سردار احمدرضا رادان اين ستون را به فرزندان ايران تقديم كرد؛ شروعي متفاوت در سال نو

 

و* مليحه پژمان
سردار احمدرضا رادان، فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ، چهره اي آشنا و البته محكم و جدي در عرصه دفاع از امنيت و حقوق



اجتماعي است. او سالهاي زيادي است كه با مسؤوليتهاي سنگين در نيروي انتظامي، به مردم ايران خدمت مي كند. با او تماس مي گيرم تا از حرفهاي نگفته اش براي آنكه دوستش دارد، بگويد. اما از آنجا كه در آستانه سال نو هستيم و البته هيجانهاي روزهاي پاياني سال بخصوص (چهارشنبه سوري)، سردار دوست دارد با بهترين دوستانش؛ يعني كودكان، نوجوانان و جوانان ايران صحبت كند. او در ادامه مي گويد: «همه تلاش ما در نيروي انتظامي، براي رسيدن به آرامش و سلامت اين عزيزان است. بخصوص در اين روزهاي پاياني سال از اين دوستان خوبم مي خواهم كه به ما كمك كنند تا كساني را كه به نوعي سلامت فرزندان ايران زمين را به بهانه ايجاد شادي و نشاط تهديد مي كنند، شناسايي و دستگير كنيم.»
وي در ادامه مي گويد: «وقتي در آستانه سال نو هستيم، چرا اين لحظات شاد را به خانواده و عزيزانمان حرام كنيم، اين ما هستيم كه بايد با جديت با اين افراد سودجو و توليد كننده مواد محترقه و خطرناك برخورد كنيم، اما از شما هم انتظار داريم از نيروي شاداب نوجواني و جواني در راههاي بهتري بهره برداري كنيد. از شما انتظار داريم كه در روزهاي پاياني سال دقت كنيد و حتي به همسن و سالهاي خودتان توصيه كنيد كه به خريد ترقه و... اقدام نكنند، زيرا اين مواد منفجره دست ساز، عواقب جبران ناپذيري را براي شما و مردم دارند.
بياييم سال نو را متفاوت شروع كنيم. سالي بدون ناراحتي و اندوه. همان طور كه خداوند بهار و تجديد سالها را براي آرامش و تحول ما آفريده، از پتانسيل و انرژي هاي قوي بهار استفاده كنيم و خودمان را از نو بازسازي كنيم، درست مثل طبيعت كه سبز مي شود، ما هم آدمهاي بهاري و سبزي باشيم. عزيزانم، برادر و دوست هميشگي شما، رادان دست ياري شما را براي شناسايي اين افراد سودجو به گرمي مي فشارد و تا هميشه از سلامتي و حقوق اجتماعي شما دفاع مي كند. به اميد تجربه هاي شيرين در روزهاي پاياني سال.

  


دنياي مادرها و پدرها!

 

خيلي وقت است كه مي خواهم براي تو نامه بنويسم، ولي هر بار با خودم مي گفتم حتماً خيلي مسخره است كه آدم براي بچه نداشته اش نامه بنويسد بچه اي كه هنوز وجود ندارد و اصلاً معلوم نيست كه بودنش مقدر است يا نه!
اما حالا دوست دارم بنويسم و اين هيچ دليل خاصي ندارد، تنها براي اينكه احساس كرده ام، مي خواهم برايت بنويسم!
خيلي بد است! حتماً با اين استدلالهاي آبكي من ترجيح مي دهي كه هيچ وقت به دنيا نيايي و همچنين مادر بي انگيزه و بي هدفي نداشته باشي!
تو هم حق داري كه نظر داشته باشي! وقتي به دنيا آمدي.
من مي خواهم به تو بگويم انتظار نداشته باشي كه اينجا بايد خبر فوق العاده خاصي باشد، يا همه چيز ايده آل باشد. نبايد انتظار داشته باشي كه من برايت بهترين مادر دنيا باشم، آن هم به خاطر تو! از همين حالا بهتر است، تكليفت را روشن كنم توي اين دنيا بعضي آدمهايي كه مادر و پدر مي شوند، هنوز خودشان بچه اند. هنوز نمي دانند براي چه بايد روز و شبشان را سركنند. مادرها و پدرها بي هدف توي خيابانها، پاركها و پاساژها راه مي روند، بدون اينكه به هيچ چيز جز همان راه رفتن فكر كنند ... بله، دنياي بعضي از مادرها و پدرها حتي از اين هم مسخره تر شده است.
حتي نمي دانند چرا زنده اند؟ پس از من خيلي توقع نداشته باشي من هميني ام كه هستم، به خاطر تو به خاطر آمدنت بي قرارم ولي هرگز بهترين مادر دنيا نيستم، اگر چه سعي خودم را مي كنم شايد تو كه بيايي عوض شوم، شايد.
محمد پور

  


وقتي «زهره حميدي» با ورود آزاد حرف مي زد، انگار يك دختر 20 ساله بود!؛
عاشق سنتهاي ايراني ام

 

فكر مي كردم نماينده ورود آزاديها بودن براي گپ زدن با چهره هاي متفاوت در نقشهاي متفاوت برايم يك عادت شده است، اما حالا



مي بينم مثل يك لذت است، به تازگي يافتن يك دوست.
وقتي به او زنگ زدم تازه رسيده بود منزل، با اين حال خستگي دليل نمي شد تا درخواستم را براي مصاحبه بي پاسخ بگذارد. به قول خودش خبرنگارها اهميت ويژه اي برايش داشتند. نوع حرف زدن «زهره حميدي» شبيه 20 ساله هاست؛ با نشاط و پرهيجان، اين گفتگو را با بازيگر سريالهاي دلاوران كوچه دلگشا، بچه هاي خيابان، مسافر زمان، قدمگاه و... به شما تقديم مي شود.
* موافقيد با حال و هواي اين روزها شروع كنيم؟
** خواهش مي كنم، هر طور دوست داريد و راحت هستيد، همان طور شروع كنيد!
* براي حلول سال نو كه آماده ايد؟!
** من هم مثل همه آدمهاي اطرافم سعي مي كنم اين بهار ورود تازه و مباركي باشد.
* الان هم عيد برايتان همان طراوت و تازگي گذشته را دارد؟
** براي من عيدها هميشه تازگي داشته است به خصوص امسال كه حس بهتري دارم.
* چطور؟
** شايد به اين خاطر كه زمستان خوبي را پشت سر گذاشتيم و اين نويدبخش بهار زيبايي خواهد بود.
* حتماً اهل خانه تكاني و اين برنامه ها هم هستيد؟!
** يقيناً اين طور است!
* چهارشنبه سوري چطور؟!
** من كلاً سنتهاي ايراني را خيلي دوست دارم و به آنها پايبند هستم!
* اولين خاطراتتان از نوروز به چه ايامي برمي گردد!
** همان دوران كودكي، رنگ كردن تخم مرغها و پهن كردن سفره هفت سين و... .
* دوست داريد اولين عيدي را از چه كسي بگيريد؟!
** تا زماني كه پدرم در قيد حيات بودند، از لاي قرآن و از دست ايشان مي گرفتم و حالا جايشان خيلي خالي است!
* با اين حساب امسال، سال تحويل را كجا خواهيد بود؟
** كنار خانواده ام و حتماً كنار مادرم!
* به چه كساني عيدي مي دهيد؟
**معمولاً رسم است به كوچكترها عيدي مي دهند، من هم در حد خودم بسته هايي تدارك ديده ام!
* چند فرزند داريد؟!
** چهار تا؛ دخترها 30 ساله و 28 ساله اند و دو پسر 26 ساله دارم.
* از نوروز در تلويزيون چه خبر؟!
** گروهها و شبكه هاي مختلف در تلاشند تا بهترينها را براي اين ايام تدارك ببينند.
* شما هم برنامه اي داريد؟
** خاص اين ايام نه، اما يك سريال 50 قسمتي با نام «يك جور ديگر» آماده پخش دارم كه قرار است از شبكه اول روي آنتن برود. واپسين كوچها، هويت پنهان، پاتوق و... از ديگر مجموعه هايي كه در آنها ايفاي نقش داشته ام و آماده است براي پخش.
* اين حضور در سيما تداخلي با كار منزلتان ندارد؟
** قطعاً نقشم در منزل كمرنگ تر خواهد شد، به ويژه اينكه 6 ماه دوم سال كارم فشرده تر شده است.
* زندگي با چنين افرادي سخت نيست؟
** خوب طبعاً اطرافيان بايد تحمل بالايي داشته باشند. بايد بي اغراق بگويم همسرم به عنوان يك فرد آگاه و كسي كه به نوعي مشوق من بود، در اين راه همراهيهاي زيادي كرده است.
* اصلاً چي شد كه بازيگر شديد؟
** خيلي دير وارد اين وادي شدم. «تقريباً از  32 سالگي» آن هم به واسطه خانم منيژه حكمت (كارگردان سينما) كه همكلاس و همشهري ام بود، پيشنهادي شد و قبول كردم و بقيه ماجرا.
* با همان نقشي كه در فيلم «دلاوران كوچه دلگشا» داشتيد؟
** بله، در آن فيلم تقريباً نقش اصلي را داشتم!
* از اولين روزي كه مقابل دوربين رفتيد چه تصويري داريد؟
** خيلي هيجان زده بودم. تمام مدت نگران اين مسأله بودم كه نكند خراب شود.
* فكر مي كنيد بازيگرها، آدمهاي خاصي هستند؟!
** به لحاظ اينكه از نظر حسي خيلي قوي هستند، ناخودآگاه كارهايي انجام مي دهند كه خيلي خاص است!
* اين را قبول داريد كه بازي در يك نقش جديد شروع يك زندگي جديد است؟
** البته، بازيگر وقتي نقشي را قبول مي كند، در نقشش فرو مي رود و با آن زندگي مي كند.
* خود شما بيشتر چه پيشنهادهايي را قبول يا رد مي كنيد؟
** اينكه مضمون فيلمنامه برايم جذاب باشد، علاوه بر اينكه نويسنده اثر هم برايم مهم است، در سينما و تلويزيون دوست دارم در كاري حضور يابم كه مردم پسندتر باشد و كارگردان خلاقي هم داشته باشد.
* اما به نظر مي رسد در نقشهايتان به عنوان يك مادر كليشه شده ايد؟
** خودم خيلي علاقه مندم نقشهاي جديد را تجربه كنم و كاراكترهاي ديگري داشته باشم، اما در حال حاضر پيشنهادهايي كه مي شود فقط در همين حد است كه اميدوارم اين قالب به زودي شكسته شود.
* كار در سينما را ترجيح مي دهيد يا تلويزيون؟!
** براي ارضاء شدن خودم كار در سينما را ترجيح مي دهم، اما مخاطبهاي تلويزيوني را خيلي دوست دارم!
* كداميك از نقشهايي كه بازي كرده ايد به شخصيت خودتان نزديكتر بوده است؟
** دقيق نمي توانم بگويم كداميك، تقريباً در تمام نقشهايي كه داشته ام خصوصياتي از آن به من نزديك بوده است.
* از مسيري كه تا به حال آمده ايد، پشيمان نيستيد؟
** از هر چيزي نه، اما حس مي كنم ديگر آن زندگي عادي را ندارم. مردم عادي خوشبخت ترند! بازيگر به خود و خانواده اش تعلق ندارد.
* اين را به لحاظ بازخوردهاي بيرون مي گوييد يا...
** به نوعي به آن هم مربوط مي شود. ببينيد بازيگر براي يك برنامه ساده مثل يك پيك نيك يا حتي صرف يك شام در رستوران با مردم روبه روست و ابراز احساسهاي آنها.
* مي خواهيد بگوييد شهرت اذيتتان مي كند؟
** اظهار لطفهاي مردم جاي خوشحالي دارد و ما هم منتشان را داريم! اما بعضي وقتها ديگر جايي براي خود و خانواده مان باقي نمي ماند.
* بزرگترين شايعه اي كه امسال در مورد خودتان شنيديد؟
** من و دكتر عزيزي دو سه نقش مقابل هم داشتيم كه شايعه شده بود ما زن و شوهر هستيم يا اينكه خيليها مي گفتند خانم كمند اميرسليماني دختر من هستند!
* بهترين خبري كه دوست داريد در سال 87 بشنويد؟
** صلح و آرامش براي همه ايرانيها
* فكر مي كنيد نفت ايران كي تمام شود؟
** و ا... من در سياست و اقتصاد وارد نيستم.
* حتي نمي توانيد بگوييد گراني كي مهار خواهد شد؟
** اين هم برمي گردد به عملكرد مسؤولان
* اصلاً اهل خريد كردن هستيد؟
** بله! تا حدودي.
* گران ترين ميوه اي كه امسال خريد كرديد؟
** فكر مي كنم انار بود كه كيلويي چهار هزار تومان خريدم!
* فكر كنيد الان لحظه تحويل سال است، قشنگ ترن آرزويي كه براي همه قلبهاي ايران زمين مي توانيد داشته باشيد، چيست؟
** پروردگارا به حق اين لحظه هاي متبرك محبت را در دلهايمان ريشه دار كن. آمين!
* معصومه فرماني كيا

  


خبر مبر

 

سالاري

مصرف دارو هميشه شفابخش نيست!دارو نخوريد





كي گفته هر وقت مريض شديد دارو بخوريد، خوب مي شويد. اصلاً هم اين خبرها نيست. تازه وزارت بهداشت اطلاعيه داده كه مردم دارو نخورن.
هرچند اين بهانه اي نشه براي اين كه از فردا هر چي دكتر گفت، برعكس عمل كنيد و داروها را دور بريزد.
پس كل خبر را بخوانيد، بعد هر كاري دلتان خواست انجام دهيد.
وزارت بهداشت با صدور اطلاعيه اي از مردم خواسته، براي سلامت خانواده خودشان هم كه شده، اگر كودكشان شب سر ساعت نخوابيد، يك مشت قرص و دوا به خوردش ندهند يا اين كه به جاي مشت و قاشق سوپ خوري! از پيمانه هاي استاندارد استفاده كنند.
تازه از اين به بعد، به حرف مادربزرگها هم نميشه زياد اطمينان كرد.
دكتر كامبيز سلطاني نژاد، مشاور علمي مركز ملي اطلاع رساني داروها و سموم معاونت غذا و داروي وزارت بهداشت گفته، مصرف خودسرانه گياهان دارويي هم كم از قرصهاي شيميايي نيست و بچه هاي كوچك با همين داروهاي گياهي، مسموم ميشن و كارشون خداي ناكرده به بيمارستان مي كشه.
پس از اين به بعد تا ويزيت دكتر ندادين، هيچ دارويي رو نخوريد. البته پول ويزيت به تنهايي معجزه نمي كنه. وقتي رفتيد پيش دكتر، خوب به حرفهاش گوش كنيد و مو به مو حرفها را انجام بدين. اگر هم حالتون خوب شد، فقط به خودتان مربوط مي شود و لازم نيست كل ماجرا و نسخه دكتر را براي همه فاميل تعريف كنيد. بگذاريد آنها هم پول ويزيت را بپردازند تا حالشان زودتر خوب شود.

ركورد زدن در ساخت فيلم ادامه دارد!
فيلم سه سوته





بعد از افتخارات دانشمندان ايراني در عرصه هاي مختلف و اعم از هسته اي و غيرهسته اي در افتخاري ديگر، تلاشگران ايراني موفق شدند يك فيلم را براي پر كردن اوقات فراغت شما و استفاده از لحظه لحظه وقت صدا و سيما براي فرهنگ سازي و از اين جور حرفها، تنها در 15 روز تمام كنند.
تصويربرداري 15 روزه كه خودش يك ركورد به شمار مي آيد، به خاطر اين بوده كه بازيگران زياد حال و حوصله حفظ كردن متن را نداشتن و كارگردان و نويسنده هم كه ديدند بازيگران خيلي حرفه اي هستند و خودشان يك پا كارگردان و نويسنده هستند، كار رو به خودشون واگذار كردن و قرار شد ديگه كسي از اونها چيزي نپرسه و خود بازيگران كارها رو پيش ببرند. اين جوري شد كه تصويربرداري يك فيلم 90 دقيقه اي كامل فقط 15 روز طول كشيد و قرار شده در اولين فرصت و مناسبت بعد از عيد نوروز، در تلويزيون اين شاهكار رو تماشا كنيد.
تازه عوامل پرتلاش مجموعه دارن با تمام قوا سعي مي كنند اين برنامه را براي تعطيلات نوروز آماده كنند كه با توانايي بالاي عوامل، همچين دور از ذهن هم به نظر نمي رسد.
«افقي رو به بالا» داستان سه برادر به نامهاي «عوض»، «عيوض» و «كامبيز» را روايت مي كند كه در گير و دار پيدا كردن كار، درگير اتفاقاتي طنز مي شوند و...

برگزاري كلاس آموزشي براي دست اندركاران ساخت و ساز مدارس؛ كلاس بنايي!





حبيب ا.. بور بور، معاون نوسازي توسعه و تجهيز مدارس آموزش و پرورش: ما به اين نتيجه رسيده ايم كه قسمتي از ماندگاري مدارس به نوع مصالح به كار گرفته شده در آن بر مي گردد، بنابراين براي دست اندركاران ساخت و ساز، كلاسهاي آموزشي برگزار كرديم تا آنها و حتي فرزندانشان كه در اين شغل بوده اند آموزش ببينند.

سيگارها خطرناك تر شده اند؛ سيگار پيشرفته





فكر كرديد فقط خودتان مي توانيد هر سال پيشرفت كنيد و زورتان زياد شود. از اين خبرها نيست. كجايش را ديده ايد كه سيگارها هم تازگيها زورشان بيشتر شده. باز هم بگوييد اين كلاسهاي بادي بيلدينگ چه كار مي كنند.
دانشمندان كه خودشان سيگار نمي كشند، تازه فهميده اند كه زور سيگارها براي خراب كردن اوضاع سلامت آدمها بيشتر شده و از سال 1998 تا 2004 توانسته اند نيكوتين خودشان را تا 10 درصد افزايش دهند.
سيگارهاي گرامي با اين ابتكارشان توانسته اند، قدرت تخريب خودشان را بيشتر كنند و از آن طرف، با بيشتر شدن نيكوتين كه دليل اصلي اعتياد جوانان به سيگار است، ديگر تحمل دوري از سيگار برايشان از دوري همسرشان هم سخت تر شده.
هر چند اين دو تا با هم قابل مقايسه نيستند، ولي همان دانشمندان نشسته اند حساب كردند و ديدند با اين پيشرفت چشمگير سيگارهاي عزيز، تركشون براي 60 درصد مردم خيلي سخت شده و 40 درصد هم عمراً بتوانند تركش كنند.
خب با اين تفاصيل، اگر سيگارهاي عتيقه داريد، نگه شان داريد كه روز به روز قيمتشان بيشتر مي شود و البته مدل كم زور سنتي امنيت شان هم بيشتر است. پس قدر سيگارهاي قديمي رو هم بدانيد.

امكان مسدود كردن بلوتوث هنوز ميسر نيست ؛ بلوتوث!

هر كس گفته در مترو بلوتوث كار نمي كند، حتم بدانيد كه گوشي خودش خراب بوده، وگرنه هنوز هم مي توانيد در مترو با استفاده از فن آوري بلوتوث، ملت را اذيت كنيد و هر چي دوست داريد برايشان بفرستيد.
روابط عمومي شركت مخابرات كه كلاً از جريان بي خبر بود، اطمينان داده كه اصلاً نمي توانند جلوي بلوتوث رو بگيرند و زور مخابرات و اپراتورها ديگر به اين چيزها نمي رسد.
روابط عمومي شركت مترو هم گفته كه اصلاً هيچ برنامه اي براي مسدود كردن بلوتوث ندارند و هيچ جا هم همچين سفارشي به آنها نداده. البته معلوم نيست اگر كسي پيدا شد و سفارش چنين چيزي را به آنها بدهد، مي توانند اين كار را بكنند يا نه؟
دكتر علي فتوت هم آب پاكي را روي دست همه ريخته و گفته كه در ايران، هنوز هيچ كس نمي تواند جلوي اين فناوري دندان آبي را بگيرد.
فقط دستگاه «جمر» كه در سالنهاي همايش و سمينارها ازش استفاده مي شه، مي توانند آنتن موبايل رو قطع كنند؛ هرچند نمونه هاي خارجي اش تازه گيها مي توانند جلوي بلوتوث رو بگيرند، ولي خيالتان تخت كه هنوز هيچ اثري از آنها در ايران ديده نشده.
حالا مترو و همايش رو بي خيال شين و به فكر جلسه امتحان و كنكور باشيد كه تا چشممان به جمال اين فناوري توي مملكت خودمون روشن نشده، بجنبيد و هرچه در توان داريد در اين زمينه رو كنيد كه اگر دير بجنبيد، امروز فرداست كه سر جلسه امتحان همين يكي رو هم ازمون بگيرند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com