تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-03-17
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 27اسفند ماه 1386


نگاهي به چالشهاي فراروي فيلم كوتاه در ايران ؛ ماراتني در كمتر از شصت دقيقه

 

* محبوبه عليپور

به بهانه ميزباني پكن از رقابتهاي المپيك 2008، كشور چين سعي كرده با ساخت پنج فيلم كوتاه توسط فيلمسازان مشهور بين 



المللي، تصوير كلانشهري مدرن را از اين شهر نشان دهد. بنا بر گزارش خبرگزاري «شينهوا»، اين آثار پنج دقيقه اي علاوه بر پخش از شبكه تلويزيون ملي چين، در شبكه هاي تلويزيوني ايتاليا، فرانسه و ايران به نمايش درمي آيند.اين چند خط خبر، آنقدر تأمل برانگيز است كه ذهن را به انديشيدن وادار مي كند كه به راستي جايگاه فيلم كوتاه در جامعه ما كجاست و دغدغه هاي فيلمسازان اين عرصه چيست؟
سيدمحمد مختاري مدرس دانشگاه و فيلمساز با بيان تعريفي از فيلم كوتاه مي گويد: گرچه نمي توان به درستي، تعريفي جامع و مفيد از اين نوع اثر هنري ارائه كرد، اما به طور كلي فيلم كوتاه به گونه اي مستقل از هنر سينما اطلاق مي شود كه فيلمساز را قادر مي سازد با الهام از تكنيكهاي سينمايي به القاء مطلب، ارايه معنا و تأثيرگذاري بپردازد كه بنا بر تعريف آكادمي هنرهاي سينمايي، آثار زير 60 دقيقه، فيلم كوتاه محسوب مي شود. اما طبق يك تعريف نانوشته، اين گونه آثار تصويري، زمان ميانگيني در حدود 15 دقيقه دارند.
از لحاظ ژانر و تكنيكهاي سينمايي نيز، اين گونه آثار مستقل و با شيوه هاي گوناگون روايي است، چنانكه در حال حاضر در گونه هاي مستند، داستاني، تجربي و پويانمايي شاهد خلق آثار ارزشمندي در كشورمان هستيم، زيرا در جامعه ما نيز متأثر از ادبيات جهاني و حاكميت عصر ديجيتال و امكانات سخت افزاري گسترده و همچنين قيمت مناسب امكانات، فضاي نسبتاً ايده آلي در اختيار علاقه مندان به اين نوع هنري قرار گرفته است.
از همين رو، خوشبختانه كشور ما در معادلات جهاني و در مقايسه با ساير كشورهاي توليدكننده فيلمهاي كوتاه، جزء رده هاي بالا در توليد اينگونه آثار است. از نظر تكنيك و محتوا نيز به دليل سابقه فرهنگي، آثار توليدي اين عرصه، ازغناي فرهنگي قابل تأملي برخوردار است كه به نظرم سرمايه ارزشمندي در عرصه فيلم كوتاه محسوب مي شود. اما با وجود آنچه گفته شد، اين نوع هنر در جامعه ما چندان شناخته شده نيست، در حالي كه امروزه در جهان، فيلم كوتاه اهميتي ويژه دارد.با توجه به آنچه گفته شد، اين پرسش مطرح مي شود كه «چرا اين گونه هنري، تاكنون جايگاه شايسته خود را پيدا نكرده است؟»

مخاطب فيلمهايمان فقط خودمان هستيم!
محمد ياراحمدي (فيلمساز) در اين زمينه مي گويد: به اعتقاد من يك سلسله عوامل در اين امر دخيل هستند. يكي از اين موارد به تفكرات فرهنگي ما برمي گردد، چنانكه در جامعه ما، ضمن بهره مندي از ابزار و مظاهر تكنولوژي، تأثيرگذاري آنها را جدي نمي گيريم و از آنها به درستي استفاده نمي كنيم. فيلم كوتاه نيز از اين امر مستثنا نيست و حتي مهجورترين اين ابزارهاست. نكته ديگر اينجاست كه اين گونه هنري معمولاً به عنوان سكوي پرش يا پله اي براي رسيدن به توليد فيلم بلند محسوب مي شود و اين در حالي است كه در خارج از مرزهاي ما، فيلم كوتاه را سينمايي مستقل به شمار مي آورند كه حتي هنرمندان و بازيگران و مخاطبان خاص خودش را دارد.
تمام انگيزه هر هنرمند براي خلق اثر، ارايه آن به مخاطب است. در حالي كه به علت عدم حمايت از نمايش اين گونه آثار هنري در ايران، در توليد فيلم كوتاه در عمل، مخاطب اين گونه آثار، خودمان هستيم. مهمترين معضل به نظر من، در بخش توليد و به تهيه كننده مربوط مي شود، زيرا اين چند نهاد كه نقش تهيه كننده را دارند، براي حمايت از فيلمسازان كافي نيست، به طوري كه يك رقابت عجيب براي كسب همين حداقلها در بين فيلمسازان كوتاه ايجاد شده است.
تهيه سرمايه، معضل اصلي
جواد علي زاده ديگر فيلمساز كشورمان نيز مي گويد: تهيه سرمايه، معضل اصلي بر سر راه توليد فيلم كوتاه است، زيرا اين نوع اثر هنري بازگشت سرمايه و بازدهي اقتصادي ندارد.اين در حالي است كه نهادها بخصوص در شهرستانها از توليد اين گونه آثار حمايت كافي نمي كنند. براي نمونه بنا بر تجربه، ديده ام كه وقتي طرحي به يك نهاد ارايه مي شود، آن را مي پسندند، اما بعد از شش ماه كه مسأله توليد فيلم مطرح مي شود، مي گويند: «بودجه نداريم!» در حالي كه حاضرند براي تهيه يك تيزر تبليغاتي، سفارشي گرانقيمت را به مؤسسه اي در تهران بدهند!
تلويزيون، حمايت نمي كند
سيدمحمد مختاري كه سالها در اين عرصه حضور داشته، اظهار مي كند: از دغدغه هاي اصلي در اين زمينه نمايش و پخش فيلم كوتاه است. زيرا اساساً در فرهنگ سنتي ما، سينما و تلويزيون محل نمايش فيلمهاي بلندند و اين در حالي است كه در بسياري از كشورها (نظير فرانسه كه عنوان بزرگترين كشور توليدكننده فيلم كوتاه را داراست) سينماهايي براي نمايش اين گونه آثار سينمايي وجود دارد. حال آنكه در كشور ما چنين گستره اي براي نمايش اين فيلمها وجود دارد و حتي شبكه هاي تلويزيوني نيز در اين زمينه تلاشي قابل ملاحظه نمي كنند.
وي همچنين به كمبود حمايت در اين باره اشاره كرده و مي گويد: از نكات ديگر، عدم هماهنگي ميان توليد آثار سينماي كوتاه و حمايت از آنهاست. به اين ترتيب كه طي سالهاي اخير به دليل گسترش امكانات ديجيتالي نوين و ارزان قيمت بودن آن؛ توليد فيلم كوتاه افزايش يافته، اما در مقابل ميزان حمايتها از توليد اين گونه فيلمها همچون گذشته و در برخي موارد، كمتر از گذشته است. در واقع ما هر ساله شاهد بالا رفتن آمار توليد فيلم كوتاه هستيم، اما امكان عرضه آنها كمتر از گذشته است.
براي نمونه، در حال حاضر همان حمايتي كه 10 سال پيش براي توليد حدود 500 فيلم كوتاه وجود داشت، در حال حاضر براي دو هزار فيلم استفاده مي شود! حال آنكه، عرضه ناچار است كه پابه پاي توليد پيش برود.
وي در ادامه مي گويد: از دغدغه هاي ديگر در اين زمينه، اعمال سليقه شخصي است. چنانكه گاه برنامه ها و سياستگذاريهاي توليد فيلم كوتاه، قائم به شخص است. يعني حضور و نگاه كلان نگر افراد، تعيين كننده وضعيت توليد در اين عرصه است.
مشكلات فيلمسازان شهرستاني
علاوه بر اين مسايل كه مبتلابه فيلمسازان است، برخي از فيلمسازان شهرستاني بر اين اعتقادند كه مشكلات آنها در جريان توليد فيلم كوتاه، بيشتر از پايتخت نشين هاست... .
آيا در واقع اين گونه است؟
محمد ياراحمدي فيلمساز جوان در اين باره مي گويد: گرچه برخي از شهرستانهاي ما از امكانات مطلوبي برخوردارند، اما همواره به عنوان يك شهروند ايراني، بزرگترين دغدغه من اين است كه در اين كشور تمام شهرستانيها قرباني مي شوند تا تهراني ها از امكانات گوناگون هنري، فرهنگي، اجتماعي و... بهره مند شوند. در عرصه هنر نيز واقعيت همين گونه است. براي نمونه در بسياري از شهرستانها هيچ نهادي براي حمايت و ساماندهي هنرمندان بومي وجود ندارد يا آنقدر بودجه آنها محدود است كه قادر به خدمات دهي نيستند.
جواد علي زاده كه خود از فيلمسازان شهرستاني است، اما نظري ديگر دارد. او مي گويد: روند توليد اثر هنري به اعتماد و ارتباط دو سويه نياز دارد. گرچه بايد از حمايتهاي نهادهاي متولي برخوردار شد، اما هنرمند هم بايد زمينه اين اعتماد را با رفتار حرفه اي خود فراهم كند.
براي نمونه طي دو سال اخير، سه فيلم سينمايي بلند با حمايتهاي كافي و وام چند ميليوني در مشهد توليد شده است، اما ما هيچكدام را نديديم. چون اثر حرفه اي نبوده، بازخورد مطلوب را نداشته است. از اين رو، نتوانسته اعتماد مسؤولان را براي حمايت از مسايل هنري جلب كند.
سينماي مستند ما
فرانك آرتا، منتقد و مترجم آثار سينمايي با تأكيد بر اينكه زماني يك فيلم داستاني مي تواند قوي ظاهر شود كه سينماي مستند ما تقويت شود و زماني فيلم مستند با اقتدار ظاهر مي شود كه فيلم كوتاه را تقويت كنيم و هر كدام در گردونه سينماي ما جايگاه خاصي دارند و نيازمند حمايتند.
وي مي گويد: جايگاه اين حمايت نيز در سراسر جهان مشخص است. يعني نمي توان متوقع بود كه صد درصد دولت حامي اين جريان باشد!
محمد مختاري نيز اظهار مي كند: گرچه اين عرصه نيازمند حمايت حتي بخشي خصوصي است، اما بدنه ساختاري آن نيز بايد در عرصه هاي گوناگون نظير جذب اسپانسر، فراهم شدن زمينه نمايش و... تلاش كند و به ايجاد رقابت بپردازد. در واقع توليد فيلم كوتاه در تمام جهان يك مارتن است و يك هنرمند بايد خودش سعي كند فضا و امكانات را جذب كند و اين از هنرهاي او محسوب مي شود!
فيلم كوتاه و حمايتهاي دولتي
اما محمد ياراحمدي نظر ديگري دارد؛ او معتقد است: ما وقتي تمام جنبه هاي زندگيمان از جمله ورزش، تحت حمايت دولت است، پس ناچاريم تا زمان مستقل شدن، تحت حمايت دولت باشيم، آن هم در شرايطي كه به طور مثال، يك نهاد دولتي براي توليد يك فيلم بلند 150 ميليون تومان حمايت مي كند. از نظر من اي كاش اين ميزان بودجه را براي توليد 50 فيلم كوتاه اختصاص مي داديم تا از بين آنها، يكي دو فيلمساز جوان نيز بيرون بيايد. بنابراين حداقل تا زماني كه ما به استقلال يا جلب حمايت جريان خصوصي سازي نرسيده ايم، بهره مندي از حمايت بخش دولتي اجتناب ناپذير است.
وي همچنين اضافه مي كند: اين عدم حمايت آسيبهاي ديگري نيز بر جامعه وارد مي كند و آن جذب فيلمسازان جوان توسط كشورهاي ديگر است. همان امري كه چند سالي است در برخي جشنواره ها شاهد آن هستيم، به طوري كه اين جشنواره ها چنان به جذب فيلمسازها مي پردازند كه نگاه او را به سوي خواسته ها و توقعات خويش جلب كنند.
گرچه برخي بر جلب حمايت از نهادهاي غيردولتي و تهيه كنندگان خصوصي تأكيد دارند، اما مختاري به آسيبهاي پنهان اين امر اشاره كرده و مي گويد: بدون شك به دليل عدم بازگشت سرمايه فيلمسازان كوتاه نياز به حمايت اقتصادي تهيه كنندگان دارند، همان مقوله اي كه سالهاست در ساخت فيلمهاي بلند نيز شاهد آن هستيم. اما در توليد همين آثار بلند هم، انتفاع برخي تهيه كنندگان فقط در توليد فيلم است، چنانكه با جذب وامهاي فرهنگي با درصد پايين يا اسپانسرهاي دولتي به توليد فيلم مي پردازند. آنها حتي چشمي نيز به توليد خود فيلم ندارند!
بنابراين، بازار رقابت خاصي را كه شايد سالم هم نباشد ايجاد مي كنند، به طوري كه اگر در اين مقوله سينماي بدنه خود را با ساير كشورها مقايسه كنيم، مي بينيم سرمايه گذار خارجي در حد اعلي براي توليد فيلم هزينه مي كند و به رقابت در بازار مي پردازد تا سرانجام در بازار اكران آثار، سود ببرد، اما در كشور ما تعدادي از تهيه كنندگان در فرايند توليد به اين سود مي رسند، بنابراين بعد از توليد فيلم، جريان اكران و فروش آن اهميتي برايشان ندارد.
از همين رو، اگر به دنبال حمايتهاي جديد در زمينه فيلم كوتاه باشيم، ممكن است اين حوزه نيز دچار همين معضل شود.
گسترش آثار سفارشي
از ديگر مسايل مربوط به توليد فيلم كوتاه، گسترش آثار سفارشي است.
علي زاده در اين باره مي گويد: ارايه سفارش براي فيلمساز دو جهت دارد، يكي آنكه مي تواند نوعي حمايت از فيلم كوتاه به شمار آيد، اما از زاويه ديگر نهاد سفارش دهنده به عنوان تهيه كننده، سياست و شاخصهاي فرهنگي خودش را در نظر مي گيرد، در صورتي كه فيلم كوتاه يك اثر هنري مستقل است و براي توليد آن، فيلمساز بايد با آن عجين شود.
مختاري نيز اين امر را ناپسند مي داند و اظهار مي كند: بنابر اعتقاد گذشته، «كاري كه از دل برنيايد بر دل نمي نشيند»، حال آنكه كار سفارشي، كار دل نيست.
از همين رو، گاهي اگر چه تهيه كنندگان با درصد بالايي سفارش، به خلق آثار با موضوع مشخص پرداخته اند، اما نتيجه اي از آن همه حاصل نشده است، زيرا فيلمساز در حالي به توليد اثر پرداخته كه اعتقاد چنداني به آن ندارد.
اما ياراحمدي خوشبينانه تر به مسأله نگاه مي كند و مي گويد: سفارش دادن، قضيه ساده اي است، طوري كه نهادي آنچه را كه دغدغه اش است را موضوع قرار داده و همان گونه كه خواسته اش است به آن مي پردازد. پذيرش آن از سوي هنرمند فيلمساز نيز گاهي اوقات ناگزير است. اما هر چند اين روند مي تواند محدوديتها و اعمال سليقه هايي را در پي داشته باشد، مي تواند عامل بروز خلاقيتهاي هنرمندان نيز باشد.
جشنواره ها...
در سال جاري شاهد برگزاري سه جشنواره مهم براي نمايش فيلمهاي كوتاه بوديم.
پرسش اينجاست كه جشنواره هاي ياد شده، تا چه حد در گسترش جايگاه و تقويت فيلم كوتاه مؤثر است؟
فرانك آرتا به برگزاري جشنواره ها در ساير شهرستانها اشاره مي كند و مي گويد: به اعتقاد من هر اتفاقي كه به توليد بهتر يك اثر بينجامد، قابل ارزش است، بخصوص آنكه اگر اين جشنواره ها در سراسر كشور برگزار شود، فرهنگ تصويري كه در تهران متمركز شده را به ساير مناطق مي برد و اين باعث مي شود تا سينما و آثار هنري مخاطب بالقوه خود را پيدا كنند.
از مزاياي ديگر اين جشنواره ها، آثار درازمدت آن است كه مي تواند به خلق آثار كمي و كيفي منجر شود.
علي زاده نيز اظهار مي كند: به شخصه هرگاه آثاري در جشنواره مي بينم انگيزه و ايده و توليد يك فيلم در من ايجاد مي شود. از همين رو، هر جشنواره كه منجر به توليد آثار هنري شود خوب است، اما اگر در حد تبليغات باشد، تأثير چنداني ندارد.نكته ديگر اينكه، به دليل عدم بازگشت سرمايه در توليد اين گونه آثار، فيلمسازان به ارايه آثار خود در جشنواره ها به عنوان محل كسب درآمد نيز توجه مي كنند.
مختاري اما كثرت جشنواره ها را مدنظر قرار داده و اظهار مي كند: اگر قرار باشد نامي نمادين نظير «سرزمين گلها» و... براي كشورمان انتخاب كنند، من به دليل كثرت جشنواره ها به آن «سرزمين جشنواره ها» مي گويم!
زيرا بيش از اندازه ظرفيت، چنين مراسمي برگزار مي شود به حدي كه هنرمندان، خود نيز نسبت به آن اقبال نشان مي دهند. براي نمونه در اختتاميه جشنواره فيلم كوتاه تهران شاهد بوديم فقط ده درصد شركت كنندگان در اختتاميه حضور داشتند.
مورد ديگر در اين مقوله، تكراري بودن آثار ارايه شده است، چنانكه نمي توان ايده خاصي را از اين آثار كسب كرد. نكته مهم ديگر اينكه، در برخي جشنواره ها آثاري كه به لحاظ تكنيك ضعيف هستند فقط براساس موضوعيت پذيرفته مي شوند و جايزه مي گيرند كه به دليل رقابتي بودن، زمينه فعاليت چنين جشنواره ها و نقش الگوسازي آنها، چنانچه اين رويه تكرار شود، جشنواره ها و نشستهاي مزبور بي اعتبار و بي ارزش تلقي مي گردد. از همين رو، معتقدم اگر به طور زيربنايي به توليد فيلم كوتاه بپردازيم و هزينه هايي را كه صرف جشنواره ها مي شود، صرف زيرساختها كنيم، به طور قطع تأثيرات بيشتر و ماندگاري را بر هنر خواهيم ديد.

  


نگاهي به نمايش «سه گانه ميتراس»؛ آرام باش و به زمين نگاه كن

 

* آي سان نوروزي

نويسنده: سيمين اميريان
كارگردان: امير دژاكام




بازيگران: مرتضي رستمي، بهرام ابراهيمي، نسيم ادبي، رحيم نوروزي و...
خلاصه داستان: اپيزود اول: دانشمند يوناني با دستيابي كامل به علم نجوم قصد دارد طبيعت را در جهت از ميان بردن انسانهاي نادان (اكثريت مردم روي زمين) هدايت كند.
اپيزود دوم: مرد جواني كه از مغزهاي متفكر ساختمان H.B.O است، چون تصميم گيري نخبگان در مورد مردم كره زمين، جنگ و... را مخرب مي داند، تصميم مي گيرد اين نخبگان را كه عامل نابودي و جنگ هستند همراه با ساختمان منفجر كند.
اپيزود سوم: اسطوره خورشيد براي جلوگيري از جنايت و جنگ تصميم مي گيرد اولين جنايت را مرتكب شود و فرزندي به دنيا نياورد.«سه گانه ميتراس» قصد دارد با پرداختن به اساطير ازلي و ابدي، داستاني را روايت كند كه نتايج كلي و هميشگي آن در زندگي بشر جاري و ساري است و به نوعي تعيين كننده سرنوشت و تقدير بشريت محسوب مي شود. نكته مهم نخست در اين نمايش همين كليت است. اميريان و دژاكام در متن و نمايش تلاش كرده اند كه مختصات زمان و جغرافيا را از محدوديت خارج ساخته وتنها وسعتهاي زماني را در جهت اثبات ازليت تم و موضوع مورد نظرشان با كليت جغرافيايي همراه ساخته و مورد پرداخت قرار دهند.
جنگ، جنايت، آگاهي، حماقت و... موضوعات و وضعيتهايي هستند كه بشر از ابتداي خلقت تا نزديكترين لحظه به حال با آن درگير بوده و همواره در پي آزمودن راه حلهايي براي غلبه بر جبر ناشي از اين تحميلهاي هميشگي بوده است.
اما بحث مهم ديگري كه در «سه گانه ميتراس» مطرح مي شود، تقابل اكثريت و اقليت است. اين تقابل و ستيز هميشگي ميان اقليت آگاه و اكثريت ناآگاه رويارويي اي ديرينه است كه آغاز آن را از آرمانشهر افلاطوني تا مبارزه با نخبه كشي و نفي حكومت اكثريت(آرمان دموكراسي) در دوران معاصر مي توان مورد بررسي و تحليل قرار داد. يكي از شاخص ترين آثار نمايشي كه بحث تقابل اقليت و اكثريت را مطرح مي كند نيز «دشمن مردم» هنديك ايسبن است.
درنمايش ايسبن، اقليت آگاه توسط اكثريت جامعه كنارزده مي شوند و مبارزه اي پنهان را همراه با آگاه سازي عوام از ابتدا آغاز مي كنند.
اما درنمايش «امير دژاكام» مواجهه آگاهي نخبگان انگشت شمار با اكثريت به جنگ دانشمند و نخبه يا مبارزه علم تجهيز شده با ابتذال عاميانه تبديل شده و به نمايش درآمده است. اين مواجهه يا جنگ آشكار در «سه گانه ميتراس» اوج بي رحمي بشر در رويارويي اين چنيني را به اجرا مي گذارد و ضمن اينكه به طور كاملاً روشن و مشخصي به تأييد هيچ كدام از طرفين چالش نمي پردازد، جدال هميشگي ميان آن دو را به عنوان محور درگيري مورد تحليل قرار مي دهد.
در اپيزود نخست تماشاگر بيشتر شاهد تأييد فرضيات و تئوري هاي دانشمند قصه است و در اپيزود دوم با تعريف جنايات اقليت نخبگان مواجه مي شود. سرانجام اپيزود سوم نمايش عدم كتمان سرنوشت محتوم اجتماع انساني در مقابل اين رويارويي است؛ در ايپزود سوم كه مي توان آن را فصل نتيجه گيري نمايش هم دانست، اساطير نيز به شكوه در آمده اند و از جنگ و جنايت بشر لب به شكايت گشوده اند، اما درعين حال آنها هم ناگزير به قبول سرنوشت مي شوند. ميتراس نمايش دژاكام مثل خدايان يوناني ناچار است كه تقديرش را قبول كند و به تأييد آن گردن نهد. او تنها به يك اتفاق دل خوش مي كند و در انتظار معجزه و اميدواري براي زندگي بهتر فرزندش (بشر) را به دنيا مي آورد. گويي هر لحظه اين اتفاق پاياني در حال تكرار است و الكمئون والك هر بار در ميان ناگزيري كائنات و با اميد به معجزه وتغيير تازه زاييده مي شوند.
«امير دژاكام» كه در آثار قبلي اش هم تمايل به پرداخت و ارايه مفاهيم جهان شمول و انساني را نشان داده است، اين بار در «سه گانه ميتراس» به سراغ موضوعي رفته كه يكي از مهمترين چالشهاي بشر از دورانهاي گذشته تا امروز و حتي آينده است. دژاكام كه اين نمايش را براساس متن نمايشنامه سيمين اميريان در تالار چهارسوي مجموعه تئاتر شهر به روي صحنه برده است، در زمينه به كارگيري عناصر اجرايي نيز موفق نشان داده و مهمترين دليل اثبات اين مسأله آن است كه تماشاگرش را با موضوع درگير مي كند و در برابر بحران بزرگي كه مطرح كرده، به وحشت و هراس وا مي دارد. هر چند كه اين هراس از جنس بيان ساختاري و شكل اجرايي نيست و بيشتر در طرح مضامين و موضوعات نمايشي به چشم مي آيد. در واقع «سه گانه ميتراس» تماشاگرش را به وحشت وا مي دارد، اما جنس اين ترس جمعي ازنوع شكل گريزي مدرنيستي نيست، بلكه به واسطه اجراي بحران تراژيك و تضادتماتيك به وجود مي آيد.
«امير دژاكام» براي دستيابي به اجرايي منسجم و هماهنگ عناصر اجرايي را به خوبي مورد استفاده قرار داده است. ويديو آرت در اپيزود اول- آن جا كه آلكمئون نبرد و جنگ ذهنش را با توصيف رفتار سيارات بيان مي كند - بهترين ابزاري است كه در كنار فضاي مورد نظر، ميزانسن و طراحي صحنه قرار مي گيرد. كاساندر پيشگو آلكمئون زانو زده و نشسته اند و كائنات در بالاي سايه انسان روي پرده پشت سرشان به حركت در مي آيند و با توصيف خوب جانشيني خصلتهاي بشري با ويژگي هاي طبيعي بياني زيبا را در مقابل تماشاگر قرار مي دهند. تضاد و كنتراست موضوعي و تقابل نيروها نيز كه ابتدا با قرار گرفتن نورهاي آبي در سمت مخالف منبع سرخ نور مورد استفاده واقع شده دراپيزود پاياني با تصوير زيباي حضور اسطوره زندگي و جنگ (ميترا) و الهگان همراهش به زيبايي نمايش داده شده اند.
حركت و سقوط خطي دكور پرده انتهاي صحنه از راست به چپ نيز كاملاً منطبق با ساختار ژانر نمايش است و بدين ترتيب عناصر مختلف در كنار موسيقي تكميل كننده نمايش كليتي هدفمند و هماهنگ را نتيجه داده اند كه قادر به تأثير گذاري با مخاطب است و مفاهيم و موضوعات مورد نظرش را به راحتي در معرض انتقال با تماشاگر قرار مي دهد.

  


انيميشن جيم كري در يك روز 13 ميليون دلار فروخت

 

انيميشن سينمايي «هورتن صداي يك هو مي شنود دكتر سوس» جمعه در نخستين روز اكران در  3954 سينماي آمريكاي شمالي با 13/2 ميليون دلار پرفروشترين فيلم شد.




به گزارش مهر، ورايتي اعلام كرد: «هورتن» را جيمي هيوارد و استيو مارتينو كارگرداني كرده اند و داستان درباره فيلي به نام هورتن با صداي كري است كه روزي در جنگل صدايي مي شنود و به زودي پي مي برد اين صدا از سياره اي كوچك مي آيد كه خانه موجوداتي به نام «هو» است.
«هورتن» پس از «عصر يخ: ذوب» كه سال 2006 در اولين روز اكران 21/8 ميليون دلار فروخت و «عصر يخ» كه سال 2002 در روز نخست نمايش به فروشي 13/5 ميليون دلاري دست يافت، سومين فروش يك فيلم انيميشن در اكران پيش از تابستان را داشت و به نظر مي رسد تا پايان روز سوم از «عصر يخ» جلو بزند كه فروش آن در سه روز اول 46/3 ميليون دلار شد.
فيلم «10 هزار سال پيش از ميلاد» ساخته رولند امريش كه هفته پيش رده نخست جدول را از آن خود كرد، روز جمعه با از دست دادن 61 درصد تماشاگران خود در 3410 سينما حدود 4/9 ميليون دلار فروخت و مجموع فروش خود را در هشت روز اول اكران به 49/7 ميليون دلار رساند.
«هيچ وقت كوتاه نيا» كه يكي ديگر از فيلم هاي تازه به نمايش در آمده اين هفته است، با 2/3 ميليون دلار فروش در 2729 سينما رده سوم جدول را از آن خود كرد.
اين فيلم به كارگرداني جف وادلو با بازي شان فريس و جيمون هونسو، درباره يك نوجوان شورشي است كه زير نظر يك استاد هنرهاي رزمي با بازي هونسو آموزش مي بيند.
رده چهارم جدول فروش از آن كمدي «سفر جاده اي دانشكده» با بازي مارتين لورنس شد كه در هفته دوم نمايش با از دست دادن 39 درصد تماشاگران خود در  2706 سينما 2/2 ميليون دلار فروخت. اين فيلم در هشت روز اول اكران 18/6 ميليون دلار فروش داشته است.
تريلر سياسي «موضع مسلط» با بازي دنيس كوايد و فورست ويتكر نيز در چهارمين هفته اكران روز جمعه در 2761 سينما حدود 1/7 ميليون دلار فروش داشت كه 25 درصد كمتر از هفته پيش بود. مجموع فروش اين فيلم به 5/55 ميليون دلار رسيده است.

  


با انتقال شاعر به بيمارستان ديگر كرمانشاه ؛
كادر جديد درماني براي مداواي احمد عزيزي به خدمت گرفته مي شود

 

احمد عزيزي كه از 10 روز پيش در كما به سر مي برد، با اجازه پزشك معالج به بيمارستان امام رضا(ع) كرمانشاه منتقل شد و گفته مي شود كه يكي از پزشكان حاذق اصفهان براي مداواي او در اين بيمارستان حاضر مي شود.
يكي از پرسنل درماني بيمارستان امام رضا(ع) با تأييد اين خبر به فارس گفت: وضعيت عزيزي تغيير چنداني نكرده و با نظر تيم پزشكي و پيگيريهاي مسؤولين استان به بيمارستان امام رضا(ع) كه هم از لحاظ فيزيكي و هم از لحاظ تجهيزات درماني جزو بيمارستانهاي برتر كشور است، انتقال يافته است.
وي افزود: كادر درماني و همه امكانات خاص در اين بيمارستان به شكل كامل وجود دارد، ولي متأسفانه وضعيت آقاي عزيزي طوري نيست كه بتوان از برخي تجهيزات استفاده كرد.
برادر احمد عزيزي نيز در اين باره به فارس گفت: براي انتقال احمد به تهران تلاش مي كنيم، اما احتمالاً طي روزهاي آينده يكي از پزشكان برتر كشور از اصفهان يا تيم پزشكي از تهران براي معالجه و معاينه ويژه احمد به كرمانشاه خواهند آمد.

  


در آستانه روز جهاني شعر ؛شيراز به لقب «شهر خلاق ادبي جهان» مي انديشد

 

شهر شيراز با سابقه چندين سده اي در شعر و شاعري، در آستانه روز جهاني شعر به لقب «شهر خلاق ادبي جهان» مي انديشد.
روز اول فروردين برابر با 21 مارس «روز جهاني شعر» است. به گزارش فارس، اين روز را يونسكو سال 1999 بنا بر پيشنهاد عده اي از نويسندگان و دوستداران شعر و شاعري نامگذاري كرد. يونسكو با اين كار هم از تلاش ناشران كوچك براي انتشار دفترهاي شعر حمايت مي كند و هم تأكيد دارد بر بازگشت به سنت بيان.اجراهاي زنده شبهاي شعر و شعرخواني و پيوند بين هنرها از جمله اهداف ديگر اين روز است. سابقه روز جهاني شعر حداقل به اوايل قرن شانزدهم ميلادي مي رسد. در قرنهاي نوزدهم و بيستم برخي از ملتها از جمله آمريكا اين روز را به صورت ملي گرامي مي داشتند.
اين حسن انتخاب براي ايرانيان كه به خوبي به رابطه مستقيم بهار با دريافتهاي شاعرانه از آن آگاه هستند شايد چيز جديدي نباشد. شيراز از شهرهايي است كه دو شاعر آن در ادبيات جهان شهره هستند؛ سعدي و حافظ. از سوي ديگر آرامگاه اين دو نيز در همين شهر است.
به همين خاطر شيراز در بين شهرهاي ايران و جهان براي بزرگداشت روز جهاني شعر اهتمام خاصي دارد و اصلاً چند سالي هم هست كه تلاش مي كند عنوان شهر خلاق ادبي را از يونسكو بگيرد. امسال هم اين شهر براي دومين بار ميزبان آيين روز جهاني شعر است.
يكي از معيارهاي يونسكو در انتخاب پايتخت ادبي جهان، وجود برنامه هاي مختلف ادبي، هنري و فرهنگي در آن شهر است. اين در حالي است كه شهر شيراز در مقايسه با شهرهايي مثل پاريس، نيويورك، ادينبورگ و لندن برنامه هاي متنوع ادبي و هنري ندارد.با اين حال شيراز، تنها شهري است در ايران كه آرامگاه دو شاعر بزرگ از شعراي اربعه زبان فارسي را در خود جا داده است.

  


قطعه هنرمندان گلباران مي شود

 

گروه هنر- اهالي فرهنگ و هنر در آستانه سال نو امروز در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) بر سر مزار هنرمندان درگذشته حضور مي يابند.
روابط عمومي معاونت هنري وزارت ارشاد اعلام كرد: در روزهاي پاياني امسال هنرمندان رشته هاي مختلف موسيقي، نمايش و هنرهاي تجسمي با حضور در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) ياد و خاطره هنرمنداني را كه از ميان ما رفته اند، گرامي مي دارند.
در سال جاري هنرمنداني از جمله اكبر رادي، ژازه تباتبايي، نيكول فريدني، احمد عاشورپور، دكتر قيصر امين پور و... از ميان ما رفتند. وسيله نقليه ساعت 8/30 دقيقه صبح از مقابل تالار وحدت آماده حركت است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com