|
* غلامرضا قلندريان
ملت سلحشور ايران اسلامي پس از ماهها انتظار، با وجود برخي تحليلهاي ناصواب و جهت دار، بار ديگر رسالت اسلامي و ملي خود را به گونه اي به پايان رسانيد كه بنگاه هاي خبري غربي و شرقي ناگزير از اعتراف به حضور پر شور و به ياد ماندني مردم در عرصه انتخابات شدند.
اين حضور گسترده نشان داد امت شهيدپرور كشورمان با اراده اي قوي و مصمم، آماده ساختن كشور خود هستند. اين مهم تحقق نمي يابد، مگر در سايه اتحاد، همدلي و مشاركت گسترده چنانكه به حق مي توان ادعا نمود مشاركت 24 اسفند، نماد روح جمعي ايرانيان براي پيشرفت و توسعه كشور مي باشد.
در واقع، مي توان مشاركت مردم را بيعتي دوباره با آرمانهاي بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي و منويات مقام معظم رهبري و قانون اساسي تلقي نمود و اين همايش ملي را مظهر اقتدار ملي و نماد وحدت ملي در پرتو آموزه هاي ديني قلمداد كرد. همان گونه كه رهبر فرزانه انقلاب خطاب به مردم فرمودند: «انتخابات، آن نقطه اساسي وصل افكار و آراي مردم به بدنه نظام اجرايي است. انتخابات، مظهر حضور مردم، مظهر احقاق حق، مظهر توانايي و اقتدار ملي براي يك كشور است.»
مشاركت عمومي در نظامهاي مردم سالار، مورد اهتمام جدي نخبگان اعم از تئوريك و اجرايي است. يكي از نمونه هاي مشاركت عمومي، مشاركت سياسي است كه همواره كشورهاي مبتني بر دموكراسي به منظور سنجش مشروعيت حاكميت، از آن به عنوان كانال تعاملي بين ملت و دولت ياد مي كنند. نظام جمهوري اسلامي كه محتواي اسلاميت آن در ظرف جمهوريت عينيت مي يابد، مقبوليت و مردمي بودن خويش را از طريق مكانيسم فوق مورد ارزيابي قرار مي دهد. اندكي تأمل در سير انتخابات ايران اسلامي از ابتدا تاكنون، براساس نگاه رسانه اي بيگانه، حضوري تحسين برانگيز را در معرض قضاوت مخاطبان قرار مي دهد. افزون بر كميت انتخابات و مشاركت گسترده، اين شيوه دمكراتيك بودن يك نظام را معرفي مي نمايد كه ضمن احترام به حقوق شهروندان و فراهم نمودن بستر لازم براي تبيين حق سرنوشت خود، نظام سياسي با رويكرد مردم سالاري ديني را بر همگان آشكار مي نمايد.هر ساله در موسم انتخابات، دولتمردان كاخ سفيد براي عملي نمودن سياستهاي تبليغي و رواني خود، با گسيل دادن انبوه خبرنگاران، اولاً سعي دارند مردم را از حضور در پاي صندوقهاي رأي باز دارند و اگر در اين مسير به نتيجه اي نرسيدند، تلاش مي كنند حضور شهروندان ايراني را كم رنگ جلوه دهند تا بتدريج قابليت توجيه ايده هاي غيرمعقول خود در مورد ايران مبني بر كاهش مقبوليت را اثبات نمايند.
بدون شك، پس از نااميد شدن نسبت به حضور كم رنگ مردم، خط حمايت از برخي جريانهاي سياسي را در دستور كار قرار داده اند تا از اين رهگذر دوگانگي و تفرقه را در بين آحاد جامعه ايجاد نمايند، به نحوي كه راديو آمريكا در تاريخ 86.12.18 در اظهاراتي ادعا نمود، مردم بايد به اصلاح طلباني كه از سوي شوراي نگهبان تأييد شده اند، رأي بدهند، زيرا اين تنها راهي است كه مي توان در برابر جبهه اصولگرايان مقاومت كرد.
جرج بوش رئيس جمهور آمريكا كه دشمني اش با ملت ايران و حمايتهايش از جنايتهاي رژيم صهيونيستي بر هيچ كس پوشيده نيست، براي چندمين بار در ماه هاي اخير به حمايت آشكار از نيروهاي موسوم به اصلاح طلب در ايران پرداخت.
بديهي است، در يك حركت سازماندهي شده و زنجيروار، به موازات هجمه در حوزه هاي ديگر از گزينه شوراي نگهبان نيز غفلت ننموده و تهاجم به اين جايگاه خطير حقوقي را نيز در دستور كار قرار دادند، به نحوي كه از ماه ها پيش در سناريويي شكست خورده و تكراري و با القاي عملكرد مخدوش اين ساختار حقوقي، در تلاش بودند با تأثيرگذاري بر روند مبارزات انتخاباتي، نتيجه دلخواه را تعقيب نمايند. اين در حالي است كه پس از فرايند تأييد صلاحيتها از سوي شوراي نگهبان و اعلام رضايت گروه ها و جريانهاي مختلف از عملكرد اين شورا و حضور 27 ميليوني مردم، سوژه غير رقابتي بودن انتخابات را با بي اعتنايي و بي اعتباري روبرو ساخت.نتيجه انتخابات، ضمن آنكه وزن سياسي و مقبوليت هر گروه سياسي را در افكارعمومي مشخص نمود، نشان داد جامعه ايران اسلامي با رقم زدن نتيجه اي برخلاف انتظار بيگانگان، نه تنها بلوغ و شعور سياسي خويش را به نمايش گذاشت، بلكه با انتخاب صحيح و هوشمندانه خود با معيارها و ملاكهاي مبتني بر فرمايشهاي امام راحل، مقام معظم رهبري و قانون اساسي، نامزدهاي مورد نظر خود را گزينش نمود.اين انتخابات نشان داد گفتمان غالب و شعار محوري در رقابتهاي انتخاباتي، اهتمام به حل مشكلات اقتصادي، ارايه مكانيسم كنترل تورم، مبارزه با فقر و ديگر مظاهر معضلهاي اجتماعي از بارزترين مطالبات مردم مي باشد كه از نمايندگان منتخب درخواست خواهند نمود و اينك نوبت وكلاي مجلس است كه با توجه به نيازهاي ملموس جامعه ساز و كارهايي عيني، عملي و مصداقي كه قابليت عملياتي شدن را در كوتاه مدت داشته باشند، ارايه دهند و كارآمدي خود را به اثبات برسانند.
مردم با انتخاب خود نشان دادند براي آنها عناوين، نشان ها و بازيهاي برخي جريانهاي سياسي اهميت ندارد، بلكه آنچه مورد توجه است، پيوند وثيق با آرمانهاي ايدئولوژيك و نيازهاي مردم مي باشد. به سخن ديگر، مردم فرق ميان صداقت و صراحت و وفاداري به اصول اخلاقي و آرمانهاي نظام اسلامي را با برخوردهاي كاسبكارانه، موج سواريهاي پيدا و پنهان و شگردهاي نخ نما و مستعمل به خوبي مي دانند و به همين جهت كساني كه براي پيروزي به هر قيمت، تكيه بر باد كرده بودند، نردبان قدرت را از زير پاي خود كشيده ديدند.
در پايان بايد به اين نكته اذعان داشت كه تجلي حضور مردم خداجوي ايران در حماسه آفريني صحنه هاي سياسي انقلاب توانسته است از اراده هاي پولادين و خلل ناپذير، دژي مستحكم در مقابل عربده كشي هاي جبهه استكباري ايجاد نمايد و آنان را كه در حركتي ساختارشكنانه، شوراي امنيت را هزينه هدفهاي سياسي و امنيتي خود نموده اند تا در پرتو زياده طلبيهايشان ملت ايران را در تنگنا قرار دهند، در دستيابي به هدفهايشان ناكام گذاشتند. |