|
روزنامه گاردين در گزارشي تحليلي، به وضعيت عراق پس از حمله آمريكا به اين كشور در سال 2003 پرداخته و با «بچگانه» دانستن ديدگاه جورج بوش، رئيس جمهور فعلي آمريكا تأكيد كرد كه رئيس جمهور بعدي اين كشور، بايد ديدگاه بوش را كنار بگذارد، به سوي ايران دست دراز كند و در جستجوي عدالت براي مردم فلسطين برآيد.
به گزارش ايسنا، روزنامه گاردين در اين گزارش تحليلي نوشت: جنگ عراق نشان داده است كه آستانه درد غرب تا چه حد بالاست. پنج سال پس از حمله آمريكا به عراق در سال 2003، فهرست روزانه انفجارهاي انتحاري، قتل و آتش سوزيها به اندازه ترافيكهاي سنگين بزرگ راههاي لس آنجلس به تصويري آشنا از فضاي اطرافمان تبديل شده است. رسانه هاي هر دو طرف اقيانوس اطلس شديداً مشغول هستند. جنگ عراق در تبليغات انتخابات رياست جمهور مرتباً مطرح شده و به بحث گذاشته مي شود. اما اكثر آمريكاييها و اروپاييها علاقه كمتري به آنچه در خاورميانه به وقوع پيوسته است، نشان داده و بيشتر متوجه آنچه در نزديكي آنها رخ مي دهد، هستند كه مهمترين آن، بحران جهاني بانكداري است. آنها به وضعيت عراق عادت كرده اند، همانطور كه شخص به يك بيماري مزمن عادت مي كند. اين جنگ وجود دارد و آنها اميدوارند به طريقي از بين برود. اما اين امر، درد شديدي را كه موجب شود دموكراسيها خواستار اقدام هر چه سريع تر دولتهايشان شوند، به دنبال ندارد.
اين روزنامه انگليسي در ادامه نوشت: در اين جنگ، حدود 4 هزار سرباز آمريكايي، 171 سرباز انگليسي و چيزي بين 200 هزار و 600 هزار عراقي كشته شده اند. ديوانگي است اگر تلاش كنيم اين ارقام را قبول قبول بخوانيم. اما ظاهراً اين ارقام آنچنان غيرقابل قبول نبوده اند كه موجب شوند دولت آمريكا يا انگليس يا حتي دولت عراق در بغداد اتخاذ هر گونه تغيير سياست را لازم بداند.
به گزارش ايسنا، دولت جورج بوش از تعامل جدي با ايران و سوريه كه دو بازيكن حياتي در به دست آمدن هر گونه نتيجه معتبر در بحران عراق هستند و نيز تعديل حمايت خود از رژيم صهيونيستي خودداري مي كند. «گوردون براون»(نخست وزير انگليس) نيز حضوري نمادين را در خارج از بصره حفظ كرده است كه تأثير چنداني ندارد، اما از تفرقه آشكار با واشنگتن جلوگيري مي كند.
در ادامه اين گزارش تحليلي آمده است: بي فايده به نظر مي رسد كه پس از پنج سال، وقت خود را براي تكرار احمقانه بودن حمله به عراق كه تحت بهانه هاي دروغين و بر اساس شواهدي مبني بر وجود تسليحات كشتارجمعي كه پذيرفتن آنها دشوار بود انجام گرفت، تلف كنيم.
در پايان اين گزارش تحليلي مي خوانيم: چالش دولت بعدي آمريكا، ايجاد يك استراتژي جديد در خاورميانه است. با استراتژي كه ديدگاه بچگانه بوش نسبت به عراق را رد مي كند، به سوي ايران دست دراز مي كند و اين حقيقت را مي پذيرد كه تا زماني كه عدالت براي مردم فلسطين برقرار نشده است، موسيقي آمريكا هرگز نمي تواند در هيچ نقطه اي از جهان اسلام به درستي بنوازد. |