تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
دوربين
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-03-18
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 28اسفند ماه 1386


سفر نوروزي ات به خير! دوست نوجوان

 

سيد علي طباطبايي

امروز صفحه بادبادك رنگ و بوي بهار گرفته و گپ كده هم از اين تب همه گير بي نصيب نمانده است. ما هم نشستيم و با خودمان فكر كرديم «خوب! پر خاطره ترين و مطلوب ترين تجربه عيد براي يك نوجوان چيست؟» بعد با خودمان فكر كرديم «پر دردسرترين تجربه عيد براي يك نوجوان چه مي تواند باشد؟» و باز نشستيم و فكر كرديم «دردآورترين و زجر آورترين بلايي كه ممكن است در طول عيد بر سر يك نوجوان بيايد چيست؟». همين طور داشتيم به جواب اين سؤالها فكر مي كرديم كه ديديم جل الخالق! جواب همه آنها يكي است، سفر عيد!
جدي خوب فكر كنيد. يك سفر خوب در ايام نوروز مي تواند بهترين و ماندگارترين خاطره در ذهن يك نوجوان شاد باشد. اما اگر بعضي قواعد را از ياد ببريم همين سفر مي تواند مايه دردسرها و دعواها و برخوردهاي پر حاشيه اي بين شماي نوجوان با بقيه اعضاي خانواده باشد. از همه بدتر اگر خودتان را با روحيه سفر وفق نداده باشيد و مدام به خودتان و بقيه غر بزنيد، آن سفر را هم به كام خودتان تلخ مي كنيد و هم به كام تمام آدمهاي دور و برتان. پس نكات زير را كه ما با كلي زحمت و تلاش و عرق جبين از بين صفحات اينترنت پيدا كرديم را به دقت بخوانيد تا اين نوروز خاطره خوبي از سفر سال نوي خود به جاي بگذاريد.
قبول دارم كه تقريباً در همين روزهاي نوجواني است كه خلق و خوي نوجواني آدم گل مي كند و حس استقلال طلبي سر بر مي دارد كه «اووووه! باز هم سفر خانوادگي؟ من مي خواهم بمانم» يا اينكه «خودم با دوستهايم مي روم». اما از آنجا كه معمولاً هيچ كدام از اين نقشه هاي شما كارگر نخواهد شد خيلي زور نزنيد و كام خودتان و پدر و مادرتان را تلخ نكنيد. كاري كه مي توانيد انجام دهيد اين است كه روي نوع و محل سفر تأثير داشته باشيد. پس سعي كنيد با استفاده از هنر ملوس بازي با والدين مقصد را به محلي كه براي شما جذابيت دارد تغيير دهيد. مثلاً به جاي آنكه همان سفر هميشگي و روتين با خودرو باشد، سعي كنيد خانواده را متقاعد كنيد امسال به يك جاي جديد بروند و يا اينكه به جاي خودرو با قطار سفر كنيد. هر كدام از همين تغييرات مي تواند كلي جذابيت سفر را بيشتر كند تا حوصله شما سر نرود.تغيير بعدي اينكه سعي كنيد سفر هاي مشترك با فاميل يا دوستان تدارك ببينيد. چون حقيقت امر اين است كه نوجوانان (البته به جز شما) حوصله هيچ كس جز خودشان را ندارند. خيلي كه كوتاه بيايند با يك نوجوان ديگر هم مي توانند كنار بيايند. پس سعي كنيد همسفرانتان آدمهاي هم سن و سال خودتان باشند كه شايد در فرصتي در طول سفر تجربه فعاليتهاي مستقل و پياده روي هاي مشترك را در برنامه خودتان بگنجانيد.
شايد حتي چنانچه با والدين خودتان هماهنگ كنيد بتوانيد يكي از دوستان صميمي (كه قبلاً با خانواده آشنا كرده ايد) را با خودتان به سفر ببريد. البته قبول دارم كه اين آخري كار ساده اي نخواهد بود.
نكته بعدي اينكه سعي كنيد براي جذاب تر كردن سفر از قوه خلاقيت خود بهره ببريد.. همين كارهاي خارق العاده است كه بعدها به خاطره تبديل مي شود. مثلاً اگر همه مسافران به سمت دريا مي روند، شما و خانواده تان به سمت كوه برويد !يا اگر همه به جاهاي دور مي روند، شما سعي كنيد مناطق كشف نشده نزديك خودتان را تجربه كنيد. هر جا هم كه هستيد چشمان خودتان را خوب باز كرده و با دقت به اطرافتان بنگريد، بدون ترديد مي توانيد تفريحي را پيدا كنيد كه نظر شما را جلب مي كند.
چنانچه واقعاً احساس كرديد روحيه استقلال طلبي شما سركش شده است ايرادي ندارد. مي توانيد با هماهنگي خانواده به فعاليتهاي مستقل دست بزنيد. اين فعاليت مي تواند پياده روي تنهايي، كوهنوردي تنهايي، يا حتي خريد تنهايي باشد. به هر حال شما هم جزوي از خانواده هستيد كه مي توانيد در تصميمات آنان تأثيرگذار باشيد. پس به عنوان يك عضو خانواده علايق شخصي خودتان را هم در برنامه خانوادگي جاي دهيد.
آخرين توصيه هم اينكه حتي اگر برنامه ها بر وفق مراد شما نبود خيلي اخم نكنيد. چنانچه سعي كنيد، شايد در طول يك هفته سفر زجر آور بتوانيد چند ساعتي خوشي و شادي براي خودتان ايجاد كنيد، اما اگر همين مدت را اخم و بدخلقي كنيد بي ترديد تمام سفر را هم بر خودتان و هم براي ديگران تلخ خواهيد كرد.
به اميد سفري شاد و خاطره انگيز براي همه شما، تا سال 87 خدا نگهدار

  


اين دسته گل هفت سين تقديم شما!

 

آفرين ميرشاهي

معلوم است كه بايد از اين به بعد به فكر تهيه سفره هفت سين باشيد. اين بار مي خواهيم سفره هفت سيني متفاوت بچينيم. يعني ديگر از ظرف و وسايل كوچك و بزرگ و زياد خبري نيست. يك دسته گل قشنگ همان سفره هفت سين شماست.
حالا چه كار كنيم؟
فقط با ما همراه باشيد.

وسايل موردنياز
چسب حرارتي- چوب حصير- مقوا- كاغذ سفيد- كاغذ رنگي- چسب مايع- هفت سين
ابتدا مطابق شكل طرح گل شيپوري را روي كاغذ بكشيد و بعد از برش و تا، به چوب حصير بچسبانيد كه تبديل به شاخه گل شود. شما به هفت گل شيپوري نياز داريد.
سپس با مقوا و كاغذ رنگي زمينه اي مسطح براي چسباندن گلها برش مي زنيم كه مي تواند فرم آن مناسب سليقه خودتان باشد. بعد هر سين هفت سين را مطابق شكل روي چوب وسط گل مي چسبانيم. شيپوريها را روي لايه زيرين- مقوا- نصب مي كنيم و پاپيون را هم در انتها به دسته گل اضافه مي كنيم.حالا قرآن را هم كه كنار آن بگذاريم، هفت سين آماده است.
عيد شما مبارك دوستان خوب بادبادك

  


در را باز كنيد، بهار پشت در است

 

افروز ارزه گر

عيد همان بوي خاك است كه از كشيدن جارو و آب پاشي حياط توي خانه مي پيچد. عيد، عيدي گرفتن و لباس نو پوشيدن است. سبزه انداختن و سبز شدن باغچه. كمك به پدر در جا به جا كردن گلدانهاي دور حوض. بهار يعني آمدن عيد. يعني تعطيلي مدرسه ها و خوابيدن تا رسيدن خورشيد به وسط قالي. مادرم پنجره ها را باز مي كند، خاك طاقچه ها را مي گيرد. خانه نو مي شود و سال نيز. قاليچه اي روي ايوان پهن مي كنيم. مادر بزرگ با ليوان چاي عصرها روي ايوان مي نشيند. مادرم مي گويد: بهار پشت در است!
هر سال مادر بزرگ ما را دور هم جمع مي كند و از خاطره هاي دور و درازش تعريف مي كند. خاطره هايي كه

زياد برايمان آشنا نيست. برايمان از روزهايي حرف مي زند كه از گذشته ها شنيده. گاهي هم برايمان قصه مي گويد.
مادربزرگ چيزهاي زيادي مي داند. مثلاً مي داند نوروز جشني خيلي قديمي تر از قصه هاي اوست. برايمان از نوروز مي گويد. از بهار و ماهي كه آن را فروردين مي ناميم . فروردين روز نوزدهم از هر ماه خورشيدي است. توي كتابها خوانده ايم نوروز نه تنها يك جشن، بلكه يك اتفاق نجومي است. هنگامي كه خورشيد به نقطه برابران بهاري مي رسد، آغاز سال نو را جشن مي گيريم. در روزگاران دور، نوروز جشني به مناسبت فرا رسيدن فصل بهار بوده.
مادربزرگ از جشنهاي قديمي مي گويد. جشنهايي كه شايد مادربزرگ هم براي ديدنش كوچك بوده. جشنهايي پر سن وسال. افروختن آتش از جشنهايي بوده كه براي ستايش شعله هاي پاك برگزار مي شده است. آتش نابودكننده پليديها و زشتي ها و تمام چيزهاي بدي است كه روي زمين بايد سوزانده شود. اين آغاز جشن پنجه يا فروردگان است. اين جشنها در باور مردم ايران باستان حكايت هايي طولاني دارد. برخي از اين جشنها در ايران باستان به نحو باشكوهي برگزار مي شده است. براي انجام اين گونه مراسم تالارهاي ويژه اي بنا شده بود. در روز هاي جشن و شادي مردم ايران رسم بر اين داشتند كه تمام توانگران نذر مي كردند و نسبت به نيازمندان سخاوتمندي به خرج مي دادند. هنگام جشنهاي بزرگ تعطيل عمومي بود و فقط به امور ضروري مي پرداختند و با يكديگر با مهرباني و دوستي رفتار مي كردند.
از مادر بزرگ مي پرسيم: خريد عيد چي؟ زمانهاي قديم خريد عيد نداشتند؟
مادربزرگ باز هم مي گويد. در روزگار ساسانيان و شايد هم پيشتر در روزهاي عيد بازارهاي مكاره بزرگ به راه مي انداختند. آنها جشنها را مقدس مي شمرده اند و جشني كه نوروز ناميده مي شد، روشني بخش و راهنماي سال نو بود. مادربزرگ هنوز از اين جشن باستاني مي گويد. جشنواره اي بهاري همراه با باورهاي مذهبي و اعتقاداتي كه همراه با نيروي حياتي در تمام آفرينش هاي ديگر جاري است. دانايان مي گفته اند تاريخ از نوروز آغاز شد، همراه با نخستين حركت خورشيد.
نوروز هفتمين جشن از اعياد هفت گانه واجب بود. رسمهايي هم در آن رواج داشت كه با عدد هفت پيوند خورده بود و در ميز سيمين مقابل بزرگ خانواده، هفت گونه غله و شاخه هاي هفت نوع درخت را مي گذاشتند. روي همان ميز هفت بشقاب كاشي سفيد و هفت درهم از سكه هاي ضرب شده. رسم ديگري كه در روستاهاي زرتشتي نشين رعايت مي شده، كشت هفت نوع بذر در ظرفهاي كوچك است تا اينكه براي نوروز سبزي و طراوت به همراه آورد. در سراسر روزهاي عيد موسيقي نواخته مي شد. ترانه هاي فراوان ساساني ويژه نوروز را همه مي دانستند. داستان «ويس و رامين» كه بازمانده دوران اشكانيان است با وصف مراسم نوروزي در دربار شاهان آغاز مي شود. مردم از گفتگو درباره كارهاي معمولي روزانه و دغدغه هايشان پرهيز مي كردند تا مبادا روز اول سال كسي را از خود رنجانده باشند. در اين روزها هنگام هديه دادن و هديه گرفتن نشاني از دوستي و محبت است. اين هديه ها گاه به ميوه اي يا گلي و يا شيريني و خشكبار محدود مي شد.
«مير نوروزي» از نمايشهايي است كه در نوروز بر پا مي شده.در سيزده روز اول بهار كه مردان به صحرا مي رفتند، زنان ده را قرق مي كردند و به جشن و شادماني مي پرداختند و منتظر مي ماندند تا اگر مسافري يا مهماني به روستايشان سر زد او را نزد «مير نوروزي» ببرند. در شهرها چند روزي پيش از نوروز، گاه حاجي فيروز در كوچه و بازار به راه مي افتاد. مردي كه صورتش سياه بود و لباسهاي رنگارنگ و كلاه بوقي خنده دارش هم براي بزرگها شادي بود، هم براي بچه ها. حاجي فيروز دايره زنگي بزرگي در دستش داشته و مي خواند: حاجي فيروزه، بله. سالي يه روزه، بله !
حرفهاي مادربزرگ كه به اينجا مي رسد، دلمان حاجي فيروز و دايره زنگي مي خواهد. مادربزرگ هم نمي داند چرا ديگر حاجي فيروزي در شهر نيست.

  


... چون داره بهار مي شه!

 

اميد منتقد

سلام سلام سلام. اينجا راديو بادبادك!
(موسيقي)
اخمهاتونو باز كنين. لبخندها تونو پهن كنين. غصه ها و عصبانيتها و بداخلاقي ها همه رو بريزيد بيرون چون... امروز از ايرج نويسا خبري نيست.
(موسيقي)
البته الان كه با دقت مي خونم مثل اينكه اينجا نوشته «... چون داره بهار مي شه!» ولي همه ما خوب مي دونيم كه يك هفته كه من به جاي ايرج نويسا مجري شما باشم به صد تا بهار مي ارزه!مگه نه!
(موسيقي)
آقا تبريك!خانم تبريك!دختر خانمها تبريك!آقا پسرها تبريك!واقعاً كه امروز چه روز خوب و پر تبريكيه. هم ايرج نيست، هم داره بهار ميشه. تازه امشب هم كه چهارشنبه سوريه!دست دست دست دست اوووووووووووووه!اي ول، اي ول، اي ول، اي ول.... حالا كه بساط پايكوبي به راهه شما هم دهنتونو با يك وعده موسيقي شاد شاد عيدانه شيرين كنين:
(قطعه موسيقي)
فوق العاده بود!من كه لذت بردم. شما چطور؟ راستي در همين فرصت به من اشاره كردند شماها امسال حق رأي نداشتيد!عيب نداره خوب. حضور پرشور والدينتون در اين انتخابات مبارك.
(موسيقي)
از اين مقدمات كه بگذريم مي رسيم به اصل مطلب...
«ترق!..........ترق!.........ترق!ترق!ترق!بووووووووم»
چه شد؟ كي حمله كرده؟...
«كبوووووووم!پوووووخ!فسسسسسسينگ بوووم!»
كمك !آقا تعطيلش كن!جمع كن بريم!سرتو بگير پايين!به ما حمله شده!
«ترق....ترق.....تترق!»
(صدا به داخل موسيقي محو شود)
ببخشيد. ببخشيد. از بابت اين وقفه عذرخواهي مي كنيم. گويا چند تا از بچه محلها مشغول تفريحات سالم شب چهارشنبه سوري بودن!خدا بگم... اي جز جيگر.... اي.... !آخه اين چه كاريه؟ ما كه بچه بوديم يه آتيش كوچيك درست مي كرديم و با بچه محل ها بالا پايين مي پريديم. كلي هم خوش مي گذشت. اينها ديگه چيه!سيگارت و نارنجك و آر پي جي و توپ و... خجالتم خوب چيزيه. مردم خواب دارن، زندگي دارن، بچه دارن، قلب ضعيف دارن، برنامه راديويي دارن، اعصاب ندارن.... خانم تهيه كننده يك ليوان آب بيار!شما هم فعلا گزارش بادبادك را بشنويد:

به گزارش بادبادك
سالي همراه با شادي و انرژي
* سلمان يزدي
سلام به تمام دوستان عزيز و با مرام و همراهان هميشگي راديو بادبادك!اميدوارم حالتان خوب باشد و ايام به كامتان، امروز 28 اسفند هزار و سيصد هشتاد و شش است و ديگر همه چيز تحت تأثير حال و هواي عيد است، امشب شب چهارشنبه سوري است، شما حق داريد شاد باشيد و انرژي نهفته و جوانيتان را رها كنيد، اما به شرط اينكه به هيچ كس آزار نرسانيد، همراه ما باشيد امروز فقط يك سؤال داريم آخرين حرف يا آرزوي شما در سال 86 و شروع سال جديد چيست؟
* سلام دوست عزيز!خودت را معرفي كن؟
** من حسين بي باك هستم.
* آرزوي شما براي سال جديد چيست؟
** دوست دارم امسال براي همه سالي پر از شادي و انرژي باشد.
متشكرم
* سلام دوست عزيز!من گزارشگر راديو بادبادك هستم، خودت را معرفي كن؟
** سلام، من مصطفي حسيني هستم.
* آخرين حرفت در سال 86 چيست؟
** گاهي دلم براي خودم تنگ مي شود!
متشكرم
* خودت را معرفي كن؟ آرزوي شما براي سال 87 چيست؟
** سلام، من كمال ابراهيمي مقدم هستم، اميدوارم همه امسال در كار و درسشان موفق و پيروز باشند.
خيلي ممنون
* سلام دوست عزيز خودت را معرفي كن؟
** من اميرحسين خندان هستم.
* آرزوي شما براي سال 87 چيست؟
** اميدوارم همه خندان و شاد و خوشحال باشند.
خيلي ممنون
* خودت را معرفي كن؟ آرزوي شما براي سال 87 چيست؟
** سلام!من مارال سالاري هستم، هيچ گاه از خداوند غافل نشويم.
متشكرم
خوب دوستان عزيز، اين هم از آخرين گزارش امسال، من هم آرزو مي كنم، تمام آرزوهاي نيك و پسنديده نوجوانان و تمام افراد برآورده شود.
تا سال بعد، خدا نگهدار.
(موسيقي)
گمان نكنم چهارشنبه سوري اين باشه. چهارشنبه سوري يعني جمع شدن با خانواده، خوش گذروندن، سوزوندن اضافات و ناخواسته هاي سال قبل و تازه شدن براي سال نو!نه دود لاستيك و بوي باروت و صداي انفجار!نظر شما چيه؟
(موسيقي)
2131 نفر نوشتن «معلوم نيست اصلاً كي اين ترقه رو اختراع كرده كه حالا شده بلاي جون جشنهاي چهارشنبه سوري ما»
بله بله درست مي فرمايند. هم اكنون به واحد پژوهشهاي بادبادك دستور مي ديم مخترع ترقه رو شناسايي كنن و تحويل مقامهاي قضايي بدهند تا به سزاي عمل زشت و ضد فرهنگي اش برسد.
(موسيقي)
6759 نفر هم نوشتن «اصلاً كي گفته ترقه بده؟ تفريح سالم يعني همين ديگه!خوبه مثل بچه آمريكائي ها تفنگ دستمون بگيريم و همديگه رو بكشيم.»
بله؟ بفرمايين شما راحت باشين!نون اضافه هم مي خواين؟
(موسيقي)
9989 نفر هم گفتن «ترقه عيب نداره اگر جايي استفاده بشه كه مزاحم كسي نباشه»
ما هم موافقيم. جاهايي مثل آبهاي آزاد بين المللي، اعماق 250 متر به پايين معادن ذغال سنگ، 50 كيلومتري آخرين آبادي در دشت لوت!تازه اگر مارها و عقربها و ماهي ها اعتراضي نداشته باشند.
(موسيقي)
4211 نفر نوشتن «خيلي مجري جديدتون باحاله، خدا كنه آقاي نويسا به اين زودي برنگرده»
قربون آدم چيز فهم و قدرشناس. خانم تهيه كننده حواستون كه به برنامه هست؟
(موسيقي)
بگذارين اينم بخونم خيلي توپه. نوشتن «ترقه بازي واسه سلامتي هم ضرر داره!»
آخي نازي!ايشون احتمالاً يكي از شنوندگان كم سن و سال تر ما بودن.
(موسيقي)
اما بيراه هم نگفتن ها فقط مشخص نكردن منظور دقيقشون چيه؟ آيا منظورشون پاره شدن پرده گوش بر اثر اين صداهاي مهيبه!يا اينكه كنده شدن انگشت بچه ها بر اثر انفجار ترقه توي دستشون!يا نابينا شدن بر اثر آسيب به قرنيه و شبكيه مثل سرباز بازي سپاهان!يا حتي سوختگي هاي چندين و چند درصدي ناشي از بي احتياطي ها!خداييش راست گفتن ها ترقه واسه سلامتي هم ضرر داره!
(موسيقي)
خوب ديگه وقت اين هفته ما داره تموم مي شه. من هم دوباره رفع زحمت مي كنم تا يك روز ديگه كه آقاي نويسا كم بيارن!خانم تهيه كننده لطفاً برنامه رو با يك موسيقي غمگين خداحافظي تموم كنين.
خدا نگهدار همه شما تا سال 87
(يك قطعه موسيقي شاد شاد عيدانه)

  


نفس عميق

 

با چند شعر قشنگ از محمود پوروهاب، بادبادك به دوستان خوب نوجوان عيد را تبريك مي گويد.



صبحي در پاك
حوض را پر آب كردي
آسمان را
در دل او قاب كردي
سبزه ها، گلبوته ها را
آب دادي
هر كجا را ماه كردي
گيسوي شمشاد ها را
نم نمك كوتاه كردي

با گل و پروانه گفتي
حرفهايي شاعرانه
غصه سربسته ات را
چون اناري سرخ، كردي
دانه دانه
از سر يك كاج پر زد
يك كلاغ پير و غمگين
عكس او در آب افتاد
آسمان حوض شد
دلگير و غمگين
كاش او هم غصه اش را
چون اناري دانه مي كرد
كاش جاي غصه، شادي
در دل او خانه مي كرد

ما نه از گل كمتريم
با بهار،
دانه احساس زيبايي شكفت
باز گل لبخند زد
آسمان خورشيد را
با دل آيينه ها پيوند زد

با بهار،
شادي گنجشكها
موج زد، باران گرفت
توي ذهن سبز باغ
باز هم آواز بلبل جان گرفت

ما نه از گل كمتريم
ما نه از گنجشك و بلبل كمتريم
باز بايد شعر خواند
باز بايد سبز شد، لبخند زد
تازه شد چون آسمان
مهرباني هاي خود را نو به ن
وبا دل آيينه ها پيوند زد

عيد
وقتي بهار،
مي آيد از راه
تكرار خواهد شد پرنده
تبريك و بوسه
آواز و خنده

وقتي بهار،
مي آيد از راه
در سفره هاي هفت سين باز
لبخند سيب است
باران هديه
در چاله خوشبخت جيب است
وقتي بهار،
مي آيد از راه
هر چيز زيبا
تكرار خواهد شد دوباره
آخر بهار تازه، جز عشق
جز راه و رسم مهرباني را بلد نيست
حرف من اين است:
تكرار هر چيزي كه بد نيست.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com