|
زهرا شيدوش
گروه اقتصادي: هفته گذشته شوراي پول و اعتبار قرار بود درباره كاهش نرخ سود بانكي تصميم گيري كند و تا دو درصد آن را كاهش

دهد. البته ترديدهايي در مورد كاهش يك يا دو درصدي اين نرخ در ميان اعضاي شوراي پول و اعتبار وجود داشت و شايد به دليل همين ترديدهاست كه هنوز نرخ سود بانكي در سال جاري از سوي اين شورا اعلام نشده است. كاهش دستوري نرخ سود بانكي كه سال گذشته نيز از سوي دولت به بانكها اعلام شد، مخالفتهايي را در پي داشت. كارشناسان كه با اصل كاهش نرخ سود بانكي و نرخ تورم به عددي يك رقمي تا پايان برنامه چهارم توسعه معتقدند، مي گويند: بايد كاهش نرخ سود بانكي براساس مجموعه برنامه هاي اقتصادي كه در كشور اجرا مي شود، به طور طبيعي كاهش يابد تا در نتيجه آن رشد نقدينگي و در نهايت نرخ تورم كاهش يابد وگرنه با كاهش دستوري نرخ سود همان طور كه سال گذشته نيز شاهد آن بوديم، نه تنها نرخ تورم كاهش نمي يابد، بلكه بانكها را در وضعيتي نابسامان قرار مي دهد و بين دو بازار رسمي و غيررسمي شكاف ايجاد مي كند. دكتر «حيدر مستخدمين حسيني» استاد دانشگاه و كارشناس مسايل اقتصادي در خصوص كاهش نرخ سود بانكي به خبرنگار ما مي گويد: در تمام اقتصادهاي دنيا كاهش نرخ سود بانكي چيز خوب و پسنديده اي است، ما نيز با كاهش نرخ سود موافقيم، اما معتقديم كه در كنار اين كار بايد روي ديگر سكه را نيز ديد؛ يعني دولت با سياستهاي انقباضي كه در پيش مي گيرد، نقدينگي را كنترل كند و به اين ترتيب نرخ تورم را تثبيت نمايد و يا كاهش دهد تا در همين جهت نرخ سود نيز كاهش يابد، وگرنه به روش دستوري اين كار امكان پذير نمي باشد. وي مي افزايد: همان طور كه سال گذشته شاهد بوديم كاهش دستوري نرخ سود بانكي نتوانست مانع از رشد نقدينگي و رشد نرخ تورم شود. ما اگر بخواهيم تا پايان برنامه چهارم توسعه نرخ سود بانكي و نرخ تورم را يك رقمي كنيم بايد تمام برنامه هاي اقتصادي در اين جهت باشد، اما متأسفانه شاهديم كه نرخ رشد نقدينگي در سال گذشته به بيش از 40 درصد و نرخ تورم نيز براساس آمار رسمي به بيش از 23درصد افزايش يافت. «مستخدمين حسيني» اظهار مي دارد: كاهش دستوري نرخ سود بانكي كار نادرستي است؛ زيرا بازار پول را از حالت تعادل خارج مي كند و تقاضاهاي كاذب به وجود مي آورد و در نتيجه فعاليتهاي رانت جويانه را افزايش مي دهد. وي ادامه مي دهد: اقتصاد يك سيستم است كه از اجزاي به هم پيوسته تشكيل شده است و اگر تعيين نرخ سود بانكي را يكي از آن اجزا در نظر بگيريم، اثرات خود را در بازار كالا (واردات و صادرات) كار و نيروي انساني، بازار سرمايه، بازار پول، سرمايه گذاري و... خواهد داشت. بنابراين اگر يك تصميم اقتصادي برپايه كارشناسي همه جانبه نباشد، مي تواند اثرات سويي بر كل اقتصاد كشور داشته باشد. وي درباره اثرات سوء كاهش دستوري نرخ سود بانكي مي گويد: يكي از مهمترين آثار مخرب كاهش دستوري نرخ سود بانكي ايجاد فاصله زياد بين پس انداز و سرمايه گذاري است. وي ادامه مي دهد: در حال حاضر اين فاصله حدود 75 درصد است؛ يعني چون مردم اطمينان ندارند كه نرخ سود بانكي ثابت است، سپرده گذاري خود را در بانكها، كوتاه مدت مي كنند و در نتيجه بانكها نيز نمي توانند براي پروژه هاي بلند مدت سرمايه گذاري كنند؛ چون سرمايه گذاري ثابت در بانكها شكل نگرفته و آنها نيز منابع كافي در اختيار ندارند، در نهايت مي بينيم كه تنها 25 درصد از منابع بانكها صرف سرمايه گذاري شده است. وي تأكيد مي كند: در حال حاضر سهم دولت از منابع بانكهاي دولتي تنها چهار درصد است؛ يعني 96 درصد منابع بانكها متعلق به مردم است. بنابراين مردم توقع دارند كه سود مناسبي دريافت كنند. مسلماً اگر چنين اتفاقي نيفتد همان طور كه شاهد بوديم مردم سرمايه هاي خود را به سمت بخشهايي مانند: زمين، سكه، ارز و ... مي برند. وي مي افزايد: اگر مردم اطمينان كافي به سود مناسب سپرده هايشان در بانكها داشته باشند، ترجيح مي دهند كه پول خود را در بانكها سپرده گذاري كنند. در نتيجه بانكها نيز منابع كافي براي سرمايه گذاري در حوزه خدمات و توليد در اختيار خواهند داشت. وي اظهار مي دارد: براي كاهش نرخ سود ابتدا بايد بسترهاي مناسب را فراهم نمود؛ زيرا هيچ كس علاقه مند به بالا بودن نرخها نيست. اما بايد راه منطقي و علمي را در پيش گرفت؛ چون اقتصاد يك علم است و در هيچ كشوري سابقه ندارد كه نرخ سود بانكي توسط دولت تعيين شود. دكتر مستخدمين حسيني، درباره بسترهاي لازم براي كاهش نرخ سود بانكي مي گويد: مهمترين نكته در بحث بسترسازي براي كاهش سود بانكي حمايت از سرمايه گذاري داخلي و خارجي است كه در برنامه چهارم توسعه، سند چشم انداز و ديگر برنامه هاي اقتصادي كشور بر روي آن تأكيد شده است كه براي تحقق آن به هماهنگي و حمايتهاي قانوني، اجتماعي و اقتصادي نياز است. وي تأكيد مي كند: قوانين بسيار خوبي براي سرمايه گذاري در كشور موجود است، اما بايد بدرستي اجرا شود. وي قدم بعدي را در راستاي بسترسازي مناسب براي كاهش نرخ سود در اختيار قرار دادن منابع از طريق بانكها به سرمايه گذاران مي داند و مي گويد: با توجه به اينكه بانكها در حقيقت واسطه وجوه هستند؛ يعني از سويي منابع را تجهيز و از سوي ديگر منابع را تخصيص مي دهند بايد منابع كافي در اختيار داشته باشند تا بتوانند به سرمايه گذاران اعتبار بدهند. بنابراين براي چنين بسترسازي بايد متناسب با كاهش نرخ سود تسهيلات نرخ سود سپرده گذاري نيز كاهش يابد تا بانكها بتوانند منابع خود را بخوبي تجهيز و تخصيص دهند. |