|
* زهرا دلپذير
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و به دنبال آن، استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران، جامعه ما نيازمند تغيير و تحولي بنيادين و همه

جانبه در عرصه هاي گوناگون بود، اما مقوله فرهنگ با توجه به جايگاه ويژه و پايگاه ممتازش در اولويت قرار داشت، زيرا ايجاد تغيير در يك جامعه، بدون تغييرات فرهنگي امكان پذير نيست. در اين راستا، دوم ارديبهشت ماه سال 1359 را بايد نقطه عطف اين تحول دانست، زيرا امام خميني (ره) در آن تاريخ بر ضرورت اعلام چنين روزي به عنوان «روز انقلاب فرهنگي» تأكيد كردند.در پي اين فرمان حضرت امام(ره)، ابتدا دانشگاهها و مراكز آموزش عالي كشور، به منظور پاكسازي مراكز علمي از برخي افكار انحرافي و همچنين آرام سازي فضاي سياسي و ملتهب دانشگاهها كه برخلاف اهداف مردم و انقلاب بود، تعطيل شد. سپس با هدف بارورسازي مفاهيم ارزشي و به عينيت بخشي آرمانهاي انقلاب اسلامي، تغيير و تحولي همه جانبه در ساير نهادهاي كشور آغاز شد. همزمان با سالروز اعلام انقلاب فرهنگي، با دكتر احمد احمدي عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي، عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و رئيس سازمان مطالعه و تدوين كتب دانشگاهي، به گفتگو پرداخته و ضرورت انقلاب فرهنگي و اهداف و فعاليت هاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي را بررسي كرده ايم. شايان ذكر است، دكتر احمدي يكي از مؤسسان شوراي عالي انقلاب فرهنگي است كه در سال 1360 به فرمان امام خميني (ره) به عضويت اين ستاد منصوب گرديد. * آقاي دكتر، اگر مايل باشيد، بحث را با مفهوم انقلاب فرهنگي آغاز كنيم. اصولاً اين واژه به چه معناست و در چه صورت يك كشور نيازمند انقلاب فرهنگي خواهد شد؟ ** منظور از انقلاب فرهنگي، به وجود آمدن تغيير، تحول و انقلابي همه جانبه، در همه ابعاد فرهنگي است. بديهي است، يك جامعه پس از تحقق انقلابي كه در بنياد و ساختار با نظام قبلي متفاوت باشد، به انقلاب فرهنگي نياز خواهد داشت. * چنين تحولي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در كشور ما هم صورت گرفت. انقلاب فرهنگي ايران از كجا آغاز شد و چه اهدافي را مدنظر قرار داد؟

** پس از فروريختن نظام شاهنشاهي و روي كار آمدن نظام جمهوري اسلامي كه در ساختار با نظام قبلي تفاوت داشت، ايجاد تحول و تغييري بنيادين در همه اركان كشور، ضرورتي اجتناب ناپذير بود؛ زيرا انقلاب اسلامي ايران بيش از هر چيز مرهون فرهنگ اسلامي و تعاليم حيات بخش اسلام بود و تداوم و گسترش چنين انقلابي در گرو بقا و رشد فرهنگ اسلامي در نسلهاي موجود و آينده است و اين وظيفه بيش از همه بر عهده نهادهاي آموزشي بويژه دانشگاههاست؛ اما بافت دانشگاهي ايران در سالهاي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و همچنين نظام آموزشي و محتواي دروس، متناسب با اين وظيفه نبود و حتي برخي از دانشگاهها خط مشي خود را از كشورهاي بيگانه اتخاذ مي كردند. در اين راستا، امام خميني (ره) در پيام نوروزي خود در اول فروردين 59، بر ضرورت انقلاب اساسي در دانشگاههاي كشور تأكيد و دوم ارديبهشت را به عنوان روز «انقلاب فرهنگي» نامگذاري نمودند. امام(ره) در قسمتي از پيام خود فرمودند: «اگر ملت ما در مقابل غرب ايستاد، دانشگاههاي ما نيز در برابر غرب بايستند و اگر ملت ما در مقابل كمونيست ايستاد، دانشگاههاي ما نيز مقابل كمونيسم بايستند.» پس از فرمان حضرت امام(ره) دانشگاهها و مراكز آموزش عالي به منظور پاكسازي دانشگاهها از عناصر وابسته و افكار انحرافي، بارورسازي مفاهيم ارزشي، تجديدنظر در نظام آموزشي و ساختاري و ايجاد تحول اساسي در آنها به گونه اي كه متناسب با نيازهاي كشور باشند، تعطيل شد. سپس امام در 23 خردادماه 59 فرمان تشكيل ستاد عالي انقلاب فرهنگي را به منظور اجرايي كردن انقلاب فرهنگي صادر نمود. * از نحوه شكل گيري ستاد انقلاب فرهنگي بگوييد. هسته اوليه اين ستاد را چه كساني تشكيل مي دادند؟ ** همان طور كه گفتم، امام(ره) در خرداد ماه 59 فرمان تشكيل ستاد را صادر نموده و آقايان باهنر، رباني، حبيبي، شمس آل احمد و شريعتمداري را به عنوان اعضاي ستاد منصوب نمودند. من هم يك سال بعد در دي ماه 60 به فرمان حضرت امام عضو ستاد عالي انقلاب فرهنگي شدم. آن موقع كار خيلي سنگين بود. دانشگاهها تعطيل شده و مردم بلاتكليف بودند، بنابراين لزوم تشكيل چنين ستادي ضروري بود. * در راستاي رفع مشكلات فرهنگي، ستاد چه فعاليتهايي انجام داد؟ ** هدف اصلي تشكيل ستاد انقلاب فرهنگي، تأسيس دانشگاهي اسلامي با برنامه اي اسلامي بود. به عبارت ديگر، چهار ركن اصلي ستاد عبارت بودند از: استاد، برنامه، دانشجو و كتاب كه ما روي هر كدام از اينها بويژه روي برنامه و محتواي دروس علوم انساني، زمان زيادي كار كرديم. * چرا؟ ** چون علوم انساني حساسيت بيشتري داشت و حتي در برخي از جاها با علوم اسلامي در تباين بود. در همين راستا، كميته مشترك حوزه و دانشگاه به وجود آمد و اساتيدي از حوزه و دانشگاه محتواي رشته هاي مختلف را مورد بررسي قرار دادند. در برخي از رشته هاي علوم انساني مانند حقوق، علوم سياسي، روان شناسي، تعليم و تربيت و اقتصاد تغيير اساسي به وجود آمد؛ اما محتواي برخي از رشته ها مانند فلسفه و ادبيات تغيير چنداني نكرد. خلاصه اينكه ستاد در دو سال اول، برنامه هاي قالبي را كه بسياري از آنها با مسايل انقلابي ناساز بودند، تغيير داد. * شما به فعاليتهاي ستاد انقلاب فرهنگي در دانشگاهها اشاره كرديد، ستاد چه تغييراتي در ساير نهادهاي كشور بويژه آموزش و پرورش ايجاد كرد؟ ** پس از اينكه در سال 63 ستاد به شوراي انقلاب فرهنگي تبديل شد، بخشهاي مربوط به آموزش و پرورش و فرهنگ عمومي هم به آن اضافه گرديد. من دو سال مسؤول شوراي تغيير نظام آموزش و پرورش بودم و در طي اين مدت در اين شورا يك طرح عميق و مبنايي را تهيه كرديم و مقام معظم رهبري كه رياست آن زمان شورا را بر عهده داشتند، خيلي از آن تعريف كرده و گفتند از يك كار معمولي فراتر است، اما متأسفانه اين طرح به دليل مخالفت وزير آموزش و پرورش آن زمان اجرا نشد و ما هنوز ضرر آن را مي بينيم. همچنين، شورا 2 تا 3 سال به تدوين سياست فرهنگي كشور پرداخت و آن را به وزارت ارشاد ارايه داد؛ اما در آن جا هم به دليل اينكه يا نخواستند و يا توانش را نداشتند، اين طرح پيگيري نگرديد. شوراي عالي انقلاب فرهنگي مصوبات و طرحهايي نيز مربوط به امور بانوان داشته و در اين راستا شوراي فرهنگي، اجتماعي بانوان كه به امور بانوان مي پردازد، زير نظر شورا فعاليت مي كند. * در بين صحبتهايتان فرموديد «ستاد انقلاب فرهنگي» در سال 63 به «شوراي عالي انقلاب فرهنگي» تبديل شد، چرا ستاد توسعه پيدا نكرد و با همان شكل سابق به كارش ادامه نداد؟ ** ابتدا بايد اين نكته را عرض كنم كه بيشتر اعضاي اوليه ستاد پس از برنامه ريزي دانشگاهها به دانشگاهها برگشتند؛ بنابراين ستاد از نظر بدنه تحليل رفت. سپس دو نظر مختلف به وجود آمد؛ گروهي معتقد بودند بهتر است تغييراتي اساسي در اين ستاد ايجاد كرده و نام آن را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي تغيير داد كه تعدادي از افراد رسمي مانند رئيس جمهور و نخست وزير نيز در آن حضور داشته باشند. گروه دوم هم معتقد بودند هنوز زود است ستاد به نهادي رسمي تبديل شود و بهتر است به همان شكل سابق به كارش ادامه دهد كه در نهايت نظر گروه اول پذيرفته و ستاد به شوراي عالي انقلاب فرهنگي تبديل شد. * جناب عالي روند كار شورا را از آغاز تاكنون چطور ارزيابي مي كنيد؟ آيا انقلاب فرهنگي ما پس از گذشت سه دهه توانسته است هدفها و آرمانهاي مدنظر حضرت امام(ره) را تحقق بخشد؟ ** بله، به عقيده من انقلاب فرهنگي و نهاد اجراي آن يعني شوراي عالي انقلاب فرهنگي، تا حدود زيادي موفق بوده است. شورا از بدو تأسيس تا كنون مراحل و فراز و فرودهاي بسياري را پشت سر گذاشته است. در سالهاي اوليه، همان طور كه گفتم، دانشگاهها را راه اندازي كرد و در زمينه تدوين كتب علوم انساني و برنامه ريزي در دانشگاهها واقعاً عالي فعاليت نمود. يك نسخه از مصوبات شورا را ملاحظه كنيد تا ببينيد مصوبات به لحاظ كمي و كيفي چه اندازه پربار است و اگر اين اقدامها در آن موقعيت حساس صورت نمي گرفت، وضع چگونه بود. در مرحله دوم هم كه مقام معظم رهبري رياست شورا را بر عهده داشتند، مسايل فرهنگي، خيلي قوي تر و جدي تر دنبال مي شد و ما هفته اي دو بار جلسه داشتيم كه اين جلسات در زمان رياست آقاي هاشمي رفسنجاني به 15 روز يكبار رسيد، چون كارهاي دانشگاهها سبك تر شده بود. اما در دوره پس از آن، فعاليت شورا چنانكه بايد چشمگير نبود و حتي عده اي با فعاليت شورا كاملاً مخالف بودند و مي گفتند: مگر مي توان دو مجلس قانونگذاري داشت، در حالي كه ما قانون وضع نمي كرديم و به كارهاي فرهنگي مي پرداختيم. البته در مرحله جديد، فعاليت شورا بسيار بهتر شده و حتي آقاي احمدي نژاد گفته كه اين شورا ميراث امام(ره) است. به هر حال، هدف ما خدمت فرهنگي به جامعه است و اميدواريم بتوانيم گامهاي مؤثري در زمينه امور فرهنگي كشور برداريم. * اما به نظر مي رسد تأثير شورا در طي سالهاي اخير كاهش يافته است... ** ما گاهي خودمان نيز اين ايرادها را براي شورا مطرح كرده ايم، زيرا دبيرخانه شورا مي تواند فعال تر باشد. البته همان طور كه گفتم، الان وضعيت خيلي بهتر شده و ما در هر جلسه حداقل دو مصوبه خوب داريم. اما اينكه تأثير شورا به اندازه دهه 60 نيست، به دليل آسيبهايي است كه به انقلاب فرهنگي ما وارد شد كه از جمله آنها مي توان به عوامل سياسي، اقتصادي، عوامل تأثيرگذار از بيرون مانند رسانه ها، ماهواره، لوحهاي فشرده مبتذل و برخي از جريانهاي سياسي منحرف، غربگرا و ناساز با خط امام(ره) اشاره كرد. * در شرايط فعلي، باز هم ضرورتي هست كه شورا به همان شكل سابق به كارش ادامه دهد؟ ** كاملاً، وجود وحضور مؤثر شورا واقعاً ضروري است. در حال حاضر، تعدادي از شخصيتهاي حقوقي و حقيقي درجه اول كشور مانند رؤساي سه قوه، برخي از اعضاي شوراي نگهبان و... در شورا حضور دارند و ما به كمك هم وضعيت فرهنگي جامعه را از لحاظ مفاسد اخلاقي، اجتماعي و... بررسي مي كنيم. ما قرارمان اين بوده وهست كه در كارهايي كه براي نظام هزينه زيادي دارد وارد نشويم و تمام سعي مان اين است كه طرحهايمان را سريع به مرحله اجرا درآوريم؛ در حالي كه همين طرحها اگر بخواهند در مجلس تصويب شوند، 2 تا 3 سال زمان مي برند. من با توجه به اينكه خودم عضو كميسيون فرهنگي مجلس هستم، مي بينم كه اگر كميسيون فرهنگي يا آموزش و تحقيقات مجلس بخواهد طرحي را در مورد مسايل فرهنگي كشور تصويب كند، چقدر زمان مي برد؛ حتي نوبت به برخي از طرحهاي جديد نمي رسد چون به قدري طرح و لايحه مانده كه براي تصويب طرحهاي جديد فرصتي نيست. حتي بسياري از تحقيقاتي كه در شورا انجام مي شود، از نظر علمي از كارهاي نهادهاي ديگر ارزش بيشتري دارد. به عنوان مثال، يكي از استادان واقعاً جوان و در عين حال فعال و خوش فكر، جايگاه علمي و فرهنگي ما را در دنيا بررسي و چندين جلد كتاب در همين زمينه تأليف كرده و گروهي از صاحب نظران هم با ايشان همكاري كرده اند. اگر اين كار قرار بود در وزارت علوم انجام شود، مدتها زمان مي برد. بنابراين رسالت شورا همچنان باقي است. * و به عنوان حرف آخر... ** در پايان، سخنم با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي است. به عقيده من، بايد شماري از اعضاي اصلي شورا حداقل نيمي از وقت خود را به شورا اختصاص داده و به بررسي مسائل گوناگون فرهنگي بپردازند و سپس دستاورد خود را در شورا مطرح كنند. از سوي ديگر، مراكز اجرايي هم نيز بايد آنها را درست و دقيق اجرا كنند. |