تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-04-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 2اردیبهشت ماه 1386

[ هنری ]
 * گفتگو با كامبيز ديرباز بازيگر نقش «مجيد سوزوكي»؛ اخراجي ها يك استثنا نيست
 * نگاهي كوتاه به زندگي و آثار «آنتوني كوئين» به بهانه تولدش ؛ به آرزوهايم دست يافته ام!
 * با الهام حميدي/بازيگر ؛ ساده مثل زندگي
 * گزارشي از نشست مطبوعاتي دومين دو سالانه پوستر جهان اسلام ؛
ما كار موازي را دنبال نمي كنيم
 * آخرين رمان «پائولو كوئليو» روي وبلاگش منتشر مي  شود
 * تكاپوي كشورهاي جهان براي معرفي هنرمعاصر خود در دوسالانه ونيز
 * آرامگاه استاد سخن سعدي شيرازي هم آغوش با گلاب و گل
 * در آستانه  چهل  وهشتمين بهار زندگي؛قيصر امين پور «دستور زبان عشق» را سرود!
 * «سلاخ خانه شماره پنج» در بوته نقد
 * «سم مندس» و اولين اقتباس از رمان «جورج اليوت» در سينما
 * «براد پيت» در پروژه برادران «كوئن»
 * همايش كارگردانان سينماي ايران بزودي برگزار مي شود

گفتگو با كامبيز ديرباز بازيگر نقش «مجيد سوزوكي»؛ اخراجي ها يك استثنا نيست

 

* تكتم بهاردوست

اولين ساخته بلند سينمايي «مسعود ده نمكي» همان طور كه قابل پيش بيني هم بود، فيلمي جنجال برانگيز از آب درآمد. فيلمي كه



حاشيه هاي آن بر متن غلبه كرد و به هر حال توانست ركوردهاي فروش در سينماي ايران را جا به جا كند.
اخراجيها فيلمي است بازيگر محور. فيلمي كه براساس حركات و نوع ديالوگ گوييهاي بازيگرانش پيش مي رود و انتخاب بازيگرها يكي از دلايل انكارناپذير موفقيت آن در گيشه است. به اين بهانه و به بهانه فروش بالاي فيلم با كاراكتر اصلي آن «كامبيزديرباز» (مجيد سوزوكي) گفتگويي داشته ايم كه مي خوانيد.
* بعد از فيلم دوئل و سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم (مكمل) پيش بيني مي شد تا بازيگر پركاري باشيد؟
** تا پركاري را چه بدانيم! من اصلاً دنبال ديده شدن نبودم به نظر من صبر كردن يكي از مهمترين كارهايي است كه يك بازيگر بايد انجام بدهد؛ صبر كردن براي انتخاب يك نقش خوب. اينكه پشت سر هم كار كنم، برايم اصلاً جذاب نيست. مي خواهم كه درست ديده شوم.
* يعني در اين فاصله اين اتفاق نيفتاد؟
** من بعد از دوئل، حدود چهارده ماه بيكار بودم. با وجود اينكه پيشنهادهاي زيادي داشتم، ولي به دلايل مختلف از قبول آن امتناع كردم. دلايلي از جمله اينكه فيلمنامه را نمي پسنديدم، يا نقش، تكرار كاراكترهاي پيش از اين بود كه قبلاً آنها را تجربه كرده بودم تا اينكه كار آقاي حاتمي كيا (به نام پدر) پيشنهاد شد و بعد از اين فيلم مقداري خيالم آسوده تر شد و فكر مي كنم صبر چهارده ماهه جواب داد. بايد حساب شده عمل مي كردم. بعد از «به نام پدر» چند كار ديگر را هم بازي كردم، ولي چون ديده نشدند اين تفكر پيش آمد كه من كم كار شده ام. كارهايي مثل سريال «در چشم باد»، فيلمهاي «سرگيجه»، «مقلد شيطان» و... ولي اين طور نبود تا «اخراجيها» از راه رسيد.
* بازي شما در «تب سرد» قابل توجه بود. ايفاي نقش منفي در اين سريال چقدر در انتخابتان براي فيلم اخراجيها مؤثر بود؟
** مطمئناً بي تأثير نبوده است. من فكر مي كنم «مسعود ده نمكي» يا بازي من را در دوئل ديده بود يا سريال تب سرد. چون به نظر خودم فضاي بازي من در فيلم «به نام پدر» بسيار متفاوت بود و از جنس بازي من در فيلم اخراجيها نبوده و نيست.
* چقدر با كارهاي قبلي ده نمكي آشنا بوديد؟
** ده نمكي قبل از اخراجيها كاري انجام نداده بود!
* منظورم ساخت يكي دو كار مستند بود. چقدر با ذهنيات ده نمكي آشنا بوديد؟
** بله درست است. من هر دو كار را ديده بودم و يك كار داستاني كه بعد از آشنايي با ايشان ديدم.
* انتخاب بازيگرها به وسيله خود آقاي ده نمكي انجام شده بود يا كس ديگري اين كار را بر عهده داشت؟
** انتخاب بازيگرها با مشاركت تهيه كننده و كارگردان بود، ولي انتخاب اصلي بازيگرها بر عهده «محمدرضا شريفي نيا» بود كه البته همان هم با نظارت كارگردان بوده است.
* در ارايه شخصيت «مجيد سوزوكي» چقدر از شخصيت اصلي آن الهام گرفتيد؟ براي رسيدن به شخصيت مجيد سوزوكي چقدر تمرين داشتيد؟
** من نسبت به اين شخصيت احساس دين مي كردم، براي همين تصميم گرفتم كه تمام و كمال حق مطلب را نسبت به اين شخصيت ادا كنم. بعد از مطالعه فيلمنامه، شيفته اين نقش و كليت كار شدم. هم به خاطر نگاهش به مقوله جنگ و هم كاراكتر «مجيد سوزوكي». به نظر نقش عجيبي بود و با صحبتهاي تكميلي كه با آقاي ده نمكي داشتم و خاطراتي كه از اين آدم تعريف مي كرد و نوع احساسي كه به مجيد واقعي داشت، من هم بيش از پيش عاشق اين نقش مي شدم و احساس دين و اضطراب كه يك آدمي مثل مجيد بعد از چند سالي كه از شهادتش مي گذشت، دوباره داشت توسط من زنده مي شد و بايد تمام و كمال انرژي ام را مي گذاشتم. به جز ميليونها بيننده اين فيلم، خانواده آن خدابيامرز هم امكان داشت كار را ببينند. من در قبال آنها هم مسؤول بودم و بايد كاراكتر مجيد را درست به تصوير مي كشيدم. اين فيلم بالاي نود درصد به واقعيت زندگي مجيد نزديك بود و ده درصد باقي مانده هم خلاقيت و بداهه بازيگر بود و خب براي نمايشي تر كردن كار، تغييراتي اعمال شد، ولي اصل كار بر مبناي واقعيت بود. براي پيدا كردن شخصيت مجيد بهترين و كاملترين منبع، مسعود ده نمكي بود. از زمان پوشاندن لباس اين كاراكتر، گريم، تكيه كلامهايش، راه رفتن و... همه و همه، حضور آقاي ده نمكي مؤثر بود و من در اين جا نوع ديگري از بازيگري را تجربه كردم.
* براي اولين بار در يك نقش اول بازي كرديد و تيپ قابل قبولي را ارايه داديد، در حالي كه بازيگران شاخص و با سابقه اي چون اكبر عبدي و محمدرضا شريفي نيا تيپهاي قبليشان را تكرار كرده بودند. نظر شما در اين مورد چيست؟
** به نظر من نمي شود به بازيگري ايراد گرفت كه چرا خودت را تكرار كرده اي و اين اتفاق را به عينه در بازي بازيگران بزرگ هم بارها ديده ايم. اول اين كه تا حدودي وجود بازيگر هميشه همراه كاراكتر هست و نمي شود صد درصد از نقش دور شد، مگر در شرايط خاص يا اينكه در فيلمنامه كاراكتر صد و هشتاد درجه متفاوت نوشته شده باشد، ولي كاراكترهايي كه شبيه هم هستند ناخودآگاه مردم را ياد كارهاي قبلي مي اندازند كه به نظر من اين ايرادي ندارد. اگر قرار بود ايراد باشد، چارلي چاپلين پرايرادترين بازيگر دنيا بود. اگر شما فكر مي كنيد مثلاً نقش محمدرضا شريفي نيا در اخراجيها شبيه فلان كار اوست، حتماً لازم بوده كه آن تيپ را ارايه كند همچنان كه من هم يكي دو سال ديگر اگر فيلمنامه اي داشته باشم كه نقش اصلي آن شبيه «مجيد سوزوكي» باشد و فيلمنامه هم قوي و پرپتانسيل باشد، شايد دوباره كار را قبول كنم. اما در مورد قسمت دوم سؤالتان بايد بگويم اين از شانس من بود كه با يك سري بازيگر خبره و با تجربه كار كنم، ولي كار سختي بود، به خاطر اينكه من در محور تيمي حضور داشتم كه خيلي زود معروف شد به تيم رئال مادريد! پر بود از بازيگراني كه هر كدام براي ساختن يك فيلم كافي بودند منتها آنقدر جو، حرفه اي بود كه كار كردن در كنار همه شان لذتبخش بود. اين از معدود فيلمهايي بود كه روح كار تيمي در آن ديده مي شد. كسي به قصد نمايش دادن خودش كار نمي كرد و غرض فقط نمايش اخراجيها بود.
* فيلم آقاي ده نمكي و البته موضعگيريها و اعتراضهايش واكنشهاي مختلفي را برانگيخت كه در مجموع به نفع فروش اخراجيها تمام شد، نظر شما در اين باره چيست؟
** اصلاً موافق نيستم. براي اين كه من معتقدم يك فيلم خوب، فيلمي كه مردم دوستش داشته باشند، كار خودش را خواهد كرد، حتي اگر يك بيلبورد يا تيزر تلويزيوني هم نداشته باشد. ممكن است موتور فروشش از همان روز اول به كار نيفتد، ولي در نهايت روشن خواهد شد. البته عكس اين قضيه هم صادق است. مردم ما آنقدر باشعور هستند كه نمي شود چيزي را به زور تبليغات به خوردشان داد. فيلم اگر حرفي براي گفتن نداشته باشد و اگر به فهم مردم توهين كند با هزار جور تبليغات هم در نهايت يك هفته بيشتر فروش نمي كند، آن هم از روي كنجكاوي مردم است. بعد خيلي راحت درون خودشان فيلم را بايكوت مي كنند و عين اين قضيه بارها اتفاق افتاده است، ولي اين اتفاق از همان روز اول براي اخراجيها به شكل ديگري افتاد.
* به نظر شما فروش بالاي يك فيلم تا چه حد مي تواند به معني سطح بالاي كيفي و فني فيلم باشد؟
** من در مورد بحث فني فيلم نمي توانم نظر بدهم. خيلي هنر كنم مي توانم چند كلمه اي در مورد بازي خودم صحبت كنم. ولي همان طور كه در پاسخ پرسش قبلي شما گفتم، مردم ما بهترين منتقدانند. كار ضعيف را به خوبي تشخيص مي دهند و كاري كه آنها را ساده پسند تصور كرده باشد، سريع رد مي كنند. خيليها مي گويند، چون اخراجيها صحنه هاي كمدي دارد، مورد اقبال واقع شده. مگر ما چند فيلم كمدي صرف داشته ايم كه فروش بسيار نازلي داشته اند؟ تازه اخراجيها كه كمدي صرف نيست و از يك صحنه هايي به بعد يك تراژدي غم انگيز مي شود. به نظر من فروش بالاي اين فيلم نه به معني اين است كه اين بهترين فيلم ساخته شده سينماي ايران به لحاظ تكنيكي است و نه به خاطر شوخيهاي موجود در كار، فقط به خاطر صداقتي است كه پشت اين قضيه بوده است. بنابراين ارتباط لازم را هم با تماشاچي برقرار كرده است.
* از فروش فيلم گفتيد؛ از اينكه بازيگر نقش اول فيلمي هستيد كه بسياري از ركوردهاي فروش مثل فروش روز اول، هفته اول و احتمالاً جمع فروش يك فيلم را جا به جا كرده است، چه احساسي داريد؟
** افتخار بزرگي است! ولي در كنار اين افتخار بزرگ صادقانه بگويم كه بزودي يك بازيگر ديگر و يك فيلم ديگر جايگزين من مي شود و اين لقب را كه شما از آن ياد كرديد، از آن خود مي كند. چون همه ما براي سينما كار مي كنيم و اين سينماست كه بايد زنده بماند و نبضش خوب بزند. با وجود اينكه لوح فشرده اين فيلم با كيفيت عالي در دسترس مردم قرار گرفته، ولي مردم هنوز براي ديدن آن به سينما مي روند و اين حركت ستودني است. مردم ما در يك حركت دسته جمعي قصد دارند سينما را زنده نگه دارند. اين عناوين، زياد ماندگار نيست و به مرور فراموش مي شود، اصل سينماست كه نفس بكشد كه زندگي كند.
* آقاي ده نمكي در كنترل بازي شما و ديگر بازيگران چقدر نقش داشته و چقدر كار را بر عهده خودتان گذاشته بود؟
** ده نمكي تا حدودي بازي را مي شناخت. كارگرداني را به خوبي مي شناخت. تكنيك اوليه سينما را بلد بود و بعد با ديد خودش و با دكوپاژ خاص خودش، فيلم را جلو مي برد. در مورد بازيگري مثل اكبر عبدي كه كار بلد است، فقط در حد راهنمايي صحبت مي كرد. به بازي همه بچه ها حتي من اعتقاد داشت و علاوه بر اينها فضاي مشورتي حاكم بر كار تعيين كننده بود. مگر در شرايط خاص، مثلاً عين كلامي كه بايد «مجيد سوزوكي» استفاده مي كرد. مثلاً اگر مي گفتم اين كلمه در دهانم نمي چرخد، مي گفت، نه اينقدر تمرين كن تا عين كلام يا جمله دربياد.
* حضور با تجربه هايي مثل شريفي نيا و عبدي چه تأثيري در كار شما داشت؟
** هر دوي اينها استادان من هستند، ولي آيا شما حضور ارژنگ اميرفضلي را ناديده مي گيريد؟ يا امين حيايي؟ من هنوز وارد دانشكده بازيگري نشده بودم، از كار طنز اميرفضلي لذت مي بردم. هر كدام از اين بازيگرها خودشان يك ستاره بودند و اين بهترين شانس براي من بود. همان طور كه در دوئل اين شانس نصيب من شد. هر بازيگر جوان و تازه كاري اين شانس را ندارد كه كنار كساني چون پرويز پرستويي، سعيد راد يا انوشيروان ارجمند قرار بگيرد. در اخراجيها اين اتفاق افتاد و حضور در كنار بازيگرهاي قدرتمند ضعفهاي موجود در بازي مرا كمتر نشان مي داد.
* براي مخاطبان، كنار هم قرار دادن مجموعه اي از بازيگران شاخص سينماي ايران آن هم در فيلم مسعود ده نمكي خيلي جالب است. اين تركيب چگونه و به چه ترتيبي حاصل شد؟
** به نظر من كنار هم قرار گرفتن يك سري ستاره هم براي فروش يا استقبال مردم كافي نيست. ما نمونه هاي ديگري داشته ايم كه چندين بازيگر خوب كنار هم قرار داشته اند، ولي اين اتفاق برايشان نيفتاده. مهم چگونه گفتن و چه گفتن است. اولين چيز مهم براي بازيگر، فيلمنامه است كه خوشبختانه فيلمنامه اخراجيها اين ظرفيت را داشت و دليل اصلي جمع شدن اين بازيگرها كنار هم فقط فيلمنامه بود و با جان و دل كار كردن بچه ها مهمترين علت فروش فيلم بود.
* شما هم مثل كارگردان فيلم معتقديد كه حق اخراجيها در جشنواره فجر ضايع شد؟
** اميدوارم اين جواب را حمل بر شانه خالي كردن من از زير پاسخ به پرسشتان ندانيد. من در جشنواره امسال سر كار بودم و فقط اخراجيها را ديدم، بنابراين نمي توانم مقايسه اي داشته باشم. ولي در عين حال نمي توانم قبول كنم كه ليستي در جشنواره باشد كه اسم اكبر عبدي يا پرويز پرستويي را نداشته باشد.
* به نظر شما اخراجيها چه جايگاهي در كليت سينماي دفاع مقدس دارد و آيا مي توان با نگاهي به كار مسعود ده نمكي، به حضور كارگردان جديدي با چهره اي موفق در سينماي دفاع مقدس اميدوار بود؟
** نبايد اخراجيها را خيلي بزرگ كرد و به چشم يك استثنا به آن نگاه كرد يا عوض كننده مسير سينماي جنگ دانست. اخراجيها مثل همه فيلمهاي سينماي دفاع مقدس است كه زحمت زيادي براي ساخت آن كشيده شده. مثل دوئل، فيلمهاي مرحوم ملاقلي پور و... ساخت فيلم جنگي ريسك بالايي است. فرق اخراجيها با بقيه فيلمهاي دفاع مقدس فقط اين بود كه در نگاه كردن به آدمهاي جبهه زاويه جديدي را باز كرده بود. خود من فكر نمي كردم كه در جبهه مثل مجيد سوزوكي و دار و دسته اش وجود داشته باشند، ولي واقعاً بوده است. من اين فيلم را با اقشار مختلف ديده ام. مي گفتند كه كساني مثل مجيد بوده اند و مردم هم با آدمهاي فيلم اخراجيها همذات پنداري مي كنند. هر كسي اين فيلم را نگاه مي كند، نماينده طيف خودش را در آن پيدا مي كند. در مورد بخش دوم سؤالتان بايد بگويم كه ده نمكي نيروي جديدي براي سينماي ماست. از كجا معلوم كه ده نمكي بخواهد فيلم بعدش را در حوزه سينماي دفاع مقدس بسازد؟ او به عنوان كسي كه نگاه نو و ديد تازه اي به اين سينما دارد، قابل ستايش و اميدواري است.
* به عنوان آخرين سؤال در رابطه با سريال «در چشم باد» صحبت كنيد؟
** حدود دو سال است كه روي اين پروژه كار مي شود و يك سال و نيم ديگر هم از كل كار باقي مانده است. اين سريال يكي از بي نظيرترين سريالهاي تاريخ تلويزيون ايران براي ارايه تاريخ معاصر ايران است. من در اين پروژه با پارسا پيروزفر بازي مي كنم. زندگي اين دو كاراكتر در زمان ميرزا كوچك خان به تصوير كشيده شده است. نقش «نادر» در اين پروژه خاص است و من خيلي دوستش دارم.

  


نگاهي كوتاه به زندگي و آثار «آنتوني كوئين» به بهانه تولدش ؛ به آرزوهايم دست يافته ام!

 

* آي سان نوروزي

«آنتونيو رودولفواوكزاكا كوئين» متولد 21 آوريل  1915 است. كوئين از پدري ايرلندي و مادري مكزيكي متولد شد. در يكي از محله هاي فقيرنشين لس آنجلس بزرگ شد.




روزنامه فروشي مي كرد و مدتي هم واكسي بود. قبل از شروع فعاليت بازيگري كارهاي هنري اش را با نقاشي آغاز كرد و چندي بعد به عنوان بازيگر تئاتر مشغول به كار شد و حضورش در صحنه تئاتر را با ايفاي نقشهاي كوتاه در سينما ادامه داد.
بعدها ازدواج با كاترين، دختر خوانده يك تهيه كننده معروف سينما در دهه پنجاه زمينه هاي ورود حرفه اي «آنتوني كوئين» به سينما را فراهم كرد و حضورش را در برخي آثار سينمايي آن دوران سهولت بخشيد.
كوئين كه مدرسه را قبل از پايان يافتن تحصيلات ترك كرده بود، زحمات زيادي براي رسيدن به آرزوهايش در سينما كشيد. وي در سال 1952 به خاطر بازي در نقش برادر زاپاتا در فيلم «زنده باد زاپاتا» موفق شد نخستين جايزه اسكارش را دريافت كند. در اين فيلم حضور موفقي داشت و توانست ضمن جلب رضايت منتقدين سينمايي، خودش را به عنوان يك بازيگر موفق حرفه اي به تماشاگران و سينماگران معرفي كند. كوئين هيچ گاه ترسي از به عهده گرفتن نقشهاي كوتاه نداشت. سال 1956 حدود 8 دقيقه در نقش گوگن (فيلم «شور زندگي») به ايفاي نقش پرداخت و موفق شد دومين جايزه اسكار را هم براي اين نقش كوتاه دريافت كند.
«استاد مرده»، «انتقام»، «توپهاي سن سباستين»، «جاده» و «باراباس» چند فيلم دوره اول فعاليتهاي حرفه اي او بود. كوئين در «باراباس» با همسر دومش «اي اولاندرا ارلري» آشنا شد و زندگي زناشويي شان با هم 30سال به طول انجاميد و عاقبت بعد از 30 سال به جدايي و تلخي منجر شد.
«راه رفتن روي ابرها»، «عيسي ناصري1»، «عيسي ناصري2»، «گوژپشت نتردام» و «عمرمختار» هم آثاري بودند كه وي در ادامه فصل جديد فعاليتهاي حرفه اي اش به بازي در آنها پرداخت.
عمر مختار پروژه عظيمي بود كه مصطفي عقاد كارگردان سوري- آمريكايي آن را ساخت. او در اين فيلم به زندگي مبارزات عمرمختار كه 20سال رهبر جنبش مقاومت ليبي بود و عليه اشغالگري نظامي ايتاليا مبارزه مي كرد پرداخت.
«لورنس عربستان»، «انتقام آنجلو»، «محمد رسول ا...» و «اسب كهر را بنگر» ديگر آثار مهمي بودند كه اين بازيگر بزرگ سينما در آنها بازي كرد. آنتوني كوئين پس از حضور موفق در لورنس عربستان و محمد رسول ا... ديگر به يك ستاره سينما تبديل شده بود و موقعيت تثبيت شده حرفه اي داشت. «اسب كهر را بنگر» (1964) نيز اثر مهم ديگري در كارنامه كوئين بود. «فرد زينه مان» در اين فيلم داستان مانوئل آريگوئز - مبارز مخالف حكومت اسپانيا در زمان فرانكو- به تصوير كشيد كه پس از جنگ به فرانسه تبعيد مي شود و پس از 20سال به خاطر بيماري مادرش تصميم به بازگشت به اسپانيا مي گيرد. در اين فيلم كوئين در كنار بازيگران مشهوري چون «گريگوري پك» و «عمر شريف» بازي كرد.
«زورباي يوناني»، «قرارداد مارسي» و «آخرين قطار گان هيل» فيلمهاي آخرين دوره بازيگري آنتوني كوئين بودند. «زورباي يوناني» را «ميخائيل كاكويانيس» بر اساس رمان «كازانتزاكيس» در سال 1964 ساخت. در اين فيلم كه محصول مشترك آمريكا و يونان بود، علاوه بر كوئين «آلن بيتس»، «ايرنه پاپاس» و «ليلا كدرووا» هم بازي داشتند. فيلم در مورد نويسنده جوان انگليسي اي به نام بازيل بود كه به كرت مي رود تا معدني را كه از پدرش به ارث برده است بازگشايي كند. او در يونان با دهقان درشت اندامي به نام زوربا (آنتوني كوئين) آشنا مي شود و استخدامش مي كند. زوربا با مديرهتل محل اقامتش آشنا مي شود...
آنتوني كوئين در اين فيلم حضور به يادماندني اي داشت و توانست توجه همگان را به بازي خوب خودش جلب كند. به گفته خود او ايفاي نقش در «زورباي يوناني» يكي از بهترين و خاطره انگيزترين كارهايش بوده است. تاجايي كه در 1983 نسخه موزيكالي از آن را به روي صحنه تئاتر برد.
«آنتوني كوئين» در طول پنج دهه فعاليت سينمايي نقشهاي بسياري را تجربه كرد و در چهره آدمهاي مختلفي هم ظاهر شد. كوئين در مصاحبه اي مي گويد: «من به بيشتر آرزوهايي كه در جواني داشته ام دست يافته ام!»
كوئين 86 ساله پس از تحمل 17روز بيماري و ناراحتي تنفسي و پس از 50 سال بازيگري در سينما در 3 ژوئن 2001 چشم از جهان فرو بست.

  


با الهام حميدي/بازيگر ؛ ساده مثل زندگي

 

* مليحه پژمان
بعد از مجموعه پرمخاطب «مسافري از هند» كارنامه بازيگري الهام حميدي با فيلم «خيلي دور خيلي نزديك» تحول ويژه اي پيدا كرد و او به عنوان چهره اي جوان و با استعداد به كار در عرصه بازيگري ادامه داد.




سال گذشته او را در سريال موفق زيرتيغ ديديم؛ مدت زيادي طول كشيد تا با او براي اين گپ دوستانه قراري بگذارم كه سرانجام در دومين هفته سال جديد اين قرار ميسر شد و الهام حميدي شد مهمان الو سلام.
در همان شروع تأكيد كرد كه خيلي از مصاحبه دل خوشي ندارد، ولي با اين پيش زمينه كه روزنامه قدس از شهر مشهد منتشر مي شود، قبول كرد. به عنوان اولين سؤال در مورد نقش اخيرش در سريال زيرتيغ پرسيدم. در مورد شروع كارش در اين مجموعه گفت: خيلي اتفاقي بود، براي اينكه من يك قرارداد سينمايي بسته بودم و بعد از آن هم به دعوت آقاي هنرمند بازي در اين مجموعه را قبول كردم. چون داستان «زير تيغ» بسيار زيبا بود و نقش مريم هم بسيار پخته و روان طرح شده بود. وقتي از حضور خانم معتمدآريا، آقاي پرستويي و ساير دوستان مطلع شدم، علاقه ام به كار در اين مجموعه دوچندان شد و نقش مريم را در اين سريال پذيرفتم.
وقتي در مورد جاذبه اين سريال مي پرسم، مي گويد: زير تيغ داستان جذاب زندگي است، هر چند يك ملودرام غم انگيز بود ولي خيلي از مردم با آن ارتباط برقرار كردند. داستان جذاب، قرار گرفتن بازيگران و عوامل در جاي خودشان، كار خوب آقاي هنرمند و همه و همه باعث شد كه اين مجموعه گل كند. در اين مجموعه تجربيات خوبي كسب كردم. آقاي هنرمند بازي را خيلي خوب مي شناسد و حركات و حس را خوب به بازيگران منتقل مي كند. او با توضيح دادن دكوپاژ، كار را براي همه آسان مي كرد.
حميدي در مورد كار در كنار بازيگراني چون پرستويي و معتمد آريا مي گويد: اوايل استرس زيادي داشتم، ولي آن قدر رابطه ها گرم و صميمي بود كه همه استرسها از بين رفت و خيلي از اين دوستان كمك گرفتم.
به حميدي مي گويم، برگرديم به تجربه سينمايي تان و در مورد نقش شما در فيلم «خيلي دور خيلي نزديك» صحبت كنيم كه مي گويد: بعد از مجموعه مسافري از هند تا حدودي در تلويزيون شناخته شدم. در زمينه سينما هنوز موقعيتي برايم فراهم نشده بود كه اين اتفاق با پيشنهاد آقاي ميركريمي در اين فيلم محقق شد. هر چند اين شخصيت تجربه سنگيني بود، ولي با كمك آقاي ميركريمي از پس آن برآمدم. البته همه عوامل مي گفتند كه من براي اين فيلم در جشنواره فيلم فجر جايزه مي گيرم كه اين اتفاق افتاد و من از بابت آن خيلي خوشحالم.
الهام حميدي در همه كارهايش چهره اي مثبت دارد، از او مي پرسم كه اين چهره كم كم شما را به سمت كليشه شدن نمي كشد كه مي گويد: بله، خودم هم مي دانم كه همه نقشهايم مثبت بوده اند، ولي آدم در همين قالبها هم مي تواند متفاوت باشد. مثلاً نسرين (خيلي دور خيلي نزديك) با مريم (زير تيغ) خيلي فرق داشت. مي دانم كه اگر روزي بخواهم منفي كار كنم، بيننده ها نمي پذيرند، چون ميميك صورتم نقش منفي را نمي پذيرد، اما آرزوي هميشگي ام تأثيرگذاري و ماندگاري است.
هنوز سؤالهاي زيادي دارم، اما چون براي اين گفتگو 10 دقيقه وقت خواسته ام، با خانم حميدي خداحافظي و برايش آرزوي موفقيت مي كنم.

  


گزارشي از نشست مطبوعاتي دومين دو سالانه پوستر جهان اسلام ؛
ما كار موازي را دنبال نمي كنيم

 

گروه هنر- نصيري: دومين دو سالانه بين المللي پوستر جهان اسلام از سوم تا بيست و هفتم ارديبهشت ماه توسط مؤسسه فرهنگي هنري صبا برگزار مي شود.




حبيب ا... صادقي، دبير اين دو سالانه با مثبت ارزيابي كردن نتايج و دستاوردهاي دو سالانه اول گفت: به دليل آنكه فرهنگستان هنر بزرگترين آكادمي فرهنگ و هنر كشور است، خوشبختانه اين دو سالانه ها با استقبال چشمگيري از سوي هنرمندان مواجه شده، بنابراين دومين دو سالانه پوستر جهان اسلام ادامه منطقي و دقيق دو سالانه اول بود كه پس از بررسيهاي علمي و آسيب شناسي و كارشناسي تداوم پيدا كرد. به همين دليل هم در اين دو سالانه بسياري از هنرمندان طراز اول گرافيك شركت كردند.
صادقي گفت: در دو سالانه اول، ما از همكاري تأثيرگذار مرحوم مميز برخوردار بوديم و ايشان هم نقش ارزشمندي براي معرفي گرافيك ايران و برگزاري اين دو سالانه ها برعهده داشتند.
وي از برگزاري دو سالانه پوستر و دو سالانه گرافيك ايران به عنوان دو رويداد مهم هنري امسال ياد كرد و افزود: شوراي انتخاب آثار دو سالانه پوستر جهان اسلام از ميان دو هزار و 24 اثر رسيده به دبيرخانه اين دوسالانه- كه 1669 اثر آن متعلق به هنرمندان ايراني و 355 اثر ديگر متعلق به طراحان خارجي بودند- 400 پوستر را انتخاب كردند كه از اين ميان 637 اثر ايراني و 114 اثر خارجي هستند.
در ميان كشورهاي شركت كننده نام كشورهايي چون استراليا، ارمنستان، تركيه، ايتاليا، آمريكا، آلمان، سوئيس، فرانسه، چين، روسيه، دانمارك، ژاپن و هلند نيز وجود دارد.
صادقي به بخشهاي مختلف اين دو سالانه اشاره كرد و گفت: در بخش پيامبراعظم(ص) 210اثر در بخش پوسترهاي فرهنگي و اجتماعي 1194 اثر، در بخش فلسطين 380اثر و در بخش نام آوران جهان اسلام 240 اثر در دو سالانه شركت دارند.صادقي در پاسخ به يكي از خبرنگاران كه به برگزاري دو سالانه مشابه انجمن طراحان اشاره داشت، گفت: مصطفي اسداللهي، رئيس سابق انجمن طراحان هم عضو شوراي سياستگذاري دو سالانه پوستر جهان اسلام است و امسال عنوان دو سالانه اين انجمن دو سالانه گرافيك خواهد بود كه خود من هم عضو شوراي سياستگذاري آن هستم. اين موضوع فراملي است و به حوزه تفكري و هنري جهان اسلام مربوط مي شود. مطمئن باشيد در اين زمينه موازي كاري نمي شود و ما هم كار موازي را دنبال نمي كنيم.

  


آخرين رمان «پائولو كوئليو» روي وبلاگش منتشر مي  شود

 

«پائولو كوئليو»، نويسنده سرشناس آمريكاي لاتين، تصميم گرفته است آخرين رمانش را قبل از چاپ آن به صورت كتاب، روي وبلاگش منتشر كند.به گزارش فارس، پائولو كوئليو تا ماه آينده پنج فصل اول اين رمان را از طريق وبلاگش منتشر مي كند. اين پنج فصل، يك چهارم كل رمان را تشكيل مي دهد.كوئليو در اين باره گفته است: وبلاگ به من اجازه مي دهد تا ارتباط عميق تري - چون بدون واسطه است- با مخاطبانم برقرار كنم.
نشاني وبلاگ چند زبانه پائولو كوئليو com.http:paulocoelhoblog.wwwاست.

  


تكاپوي كشورهاي جهان براي معرفي هنرمعاصر خود در دوسالانه ونيز

 

پنجاه و دومين دوره دوسالانه بين المللي ونيز در حالي از 20 خرداد (10 ژوئن) تا 30 آبان (21 نوامبر) برپا مي شود كه حضور هنرمندان جمهوري اسلامي ايران در اين رويداد بين المللي همچنان در ابهام قرار دارد.
مركز هنرهاي تجسمي تاكنون هنرمندي را به عنوان نماينده ايران در دوسالانه ونيز معرفي نكرده است.
به گزارش ايرنا، اين دوره از دوسالانه هنرهاي تجسمي ونيز با عنوان «فكركردن بااحساس، حس كردن با عقل، هنر در هيجان معاصر» برپا مي شود و با استفاده از اين فرصت، هنرمندان كشورهاي مختلف به ارايه دستاوردهاي هنر و فرهنگ كشورشان مي پردازند.
77 كشور جهان از جمله، افغانستان، كانادا و آمريكا دراين نمايشگاه حضور دارند.دوسالانه ونيز يكي از مهمترين رويدادهاي هنري جهان است كه در سال 2007 پنجاه و دومين دوره برپايي مستمر آن برگزار مي شود.كشورهاي مختلف جهان بااستفاده ازاين فرصت براي معرفي هرچه بهتر فرهنگ، هنر و تمدن خود به جهانيان تلاش مي كنند.كشور ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي در دوره هاي 50 و 51 اين دوسالانه حضور داشت كه نمايش آثار هنرمندان ايراني با استقبال منتقدان و هنر دوستان جهان رو به رو شد.
مركز هنرهاي تجسمي كه مسؤول معرفي هنرمندان و برپايي غرفه ايران در دوره 50 و 51 در دوسالانه ونيز بود سال گذشته با مشكلات مالي دست به گريبان بود و نتوانست به موقع از عهده پرداخت مطالبات هنرمندان برآيد.برخي منابع آگاه عدم پرداخت به موقع بودجه مركز هنرهاي تجسمي از سوي معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را علت اصلي اين مشكل دانسته اند.
به اعتقاد بسيار ي از كارشناسان حضور مستمر ايران در دوسالانه ونيز و معرفي فرهنگ و هنر معاصر ايراني موجب مي شود تا هنرمندان و منتقدان جهان با هنر اين كشور آشنا شده و تأثير مخرب آثار هجوآميز مانند فيلم سينمايي «300» خنثي شود.اين كارشناسان عدم حضور ايران در دوسالانه پنجاه و دومين دوره برپايي دوسالانه ونيز را خلاء بزرگي ارزيابي مي كنند.

  


آرامگاه استاد سخن سعدي شيرازي هم آغوش با گلاب و گل

 

اول ارديبهشت ياد روز شاعر گرانمايه سعدي شيرازي از راه رسيد و مثل هر سال دوستداران استاد سخن به زيارت تربت پاك شاعر شيرين سخن شيراز رفتند و مجمعي از گلاب و گل به آرامگاه شيخ نثار كردند.آيين گلابشويي و گلباران آرامگاه استاد سخن در شيراز روز گذشته در فضايي معنوي و آميخته با سكركلام و سحرپيام سعدي انجام شد، حاضران بر تربت استاد سخن نشستند، اشك شوق ريختند و از يزدان پاك معنويت و خلوص گفتار و كردار سعدي را خواستار شدند.برخي از دوستداران سعدي كه از نقاط مختلف كشورمان براي شركت در آيين ياد روز سعدي به شيراز آمده اند دراين آيين معنوي بر سنگ آرامگاه سعدي بوسه زدند و بر آستان قدسي شاعر شيرين كلام شيراز اشك شوق ريختند.شميم معطر بهار نارنج باغستانهاي آرامگاه سعدي و باغ دلگشاي شيراز شگون فضاي ملكوتي آرامگاه سعدي را دوچندان ساخت و اين جاذبه كم نظير شيراز نيز مورد تحسين و تكريم سعدي شناسان قرار گرفت.اول اريبهشت ماه به پيشنهاد بنياد فارس شناسي در تقويم ملي ايران روز سعدي نامگذاري شده و هر سال به همين مناسبت آيينهاي فرهنگي در شيراز و ساير شهرهاي فرهنگي كشور برگزار مي شود.

  


در آستانه  چهل  وهشتمين بهار زندگي؛قيصر امين پور «دستور زبان عشق» را سرود!

 

قيصر امين پور در پنجمين مجموعه  شعر خود «دستور زبان عشق» را مكتوب كرد.




به گزارش ايسنا، تازه ترين مجموعه ي شعر امين پور- كه دوم ارديبهشت ماه 48ساله مي شود- با نام «دستور زبان عشق» در ايام برگزاري نمايشگاه كتاب تهران منتشر مي شود.اين مجموعه سروده هاي اين شاعر را از سال 1380 به بعد، پس از مجموعه  «گلها همه آفتابگرانند» شامل مي شود، كه در قالبهاي مختلفي از جمله: شعر نو، غزل، رباعي و دوبيتي سروده شده است.
«دستور زبان عشق» پس از كتاب تازه منتشرشده  امين پور با نام «شعر و كودكي» از سوي انتشارات مرواريد منتشر خواهد شد.«تنفس صبح»، «در كوچه آفتاب» (1363)، «آينه هاي ناگهان» (1372) و «گلها همه آفتابگردانند» (1380) از ديگر مجموعه هاي شعر اين شاعر براي بزرگسالان هستند. «گزينه  اشعار» او هم در سال 1378 منتشر شده است.

  


«سلاخ خانه شماره پنج» در بوته نقد

 

معاونت ادبيات و انتشارات بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس در هفتاد و هفتمين جلسه نقد كتاب، «سلاخ خانه شماره پنج» اثر «كورت ونه گات» را مورد نقد و بررسي قرار مي دهد.مسعود اميرخاني، مدير انتشارات معاونت ادبيات و انتشارات بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس به فارس گفت:هفتاد  و هفتمين جلسه نقد و بررسي كتاب در سال جديد به داستان «سلاخ خانه شماره پنج» مي پردازد. اين كتاب در تالار شماره دو حوزه هنري نقد و بررسي مي شود.وي ادامه داد: «سلاخ خانه شماره پنج» ترجمه علي اصغر بهرامي است كه 15 ارديبهشت، ساعت 14 با مديريت احمد شاكري در بوته نقد منتقدان قرار مي گيرد.وي در ادامه خبر از انتشار ويژه نامه اي داد و بيان داشت: همزمان با برپايي جلسه نقد كتاب، ويژه نامه اي از «كورت ونه گات» شامل سالشمار آثار وي، مجموعه نقدها و گفتگوها، نقد آثار و زندگينامه نويسنده منتشر و توزيع مي شود.

  


«سم مندس» و اولين اقتباس از رمان «جورج اليوت» در سينما

 

«سم مندس»، كارگردان اسكاري براي فيلم «زيباي آمريكايي»، بزودي اولين اقتباس ادبي از رمان مشهور «ميل مارچ» نوشته «جورج اليوت» را در يك پروژه سينمايي جلوي دوربين مي برد.به گزارش فارس، «سم مندس»، همسر «كيت وينسلت»، كه بيش از همه به خاطر دو فيلم «زيباي آمريكايي» و «جرهاد» شهرت دارد، در نظر دارد تا ساخت آخرين فيلم خود را با اقتباس از رمان «ميدل مارچ» اثر مشهور «جورج اليوت» تا چند ماه ديگر آغاز نمايد، اما هنوز بازيگري براي اين فيلم معرفي نشده است.نوشتن فيلمنامه اين پروژه سينمايي را «اندرو ديويس» به عهده خواهد داشت كه در سال 1994 براساس اين رمان يك سريال كوتاه چندقسمتي را براي شبكه تلويزيوني بي بي سي ساخت.
ميدل مارچ (1871-1872) امروزه اوج شكوفايي و نبوغ «جورج اليوت»، نويسنده انگليسي و به علاوه يكي از بهترين رمانهايي كه به زبان انگليسي نوشته شده، محسوب مي شود.

  


«براد پيت» در پروژه برادران «كوئن»

 

«براد پيت»، بازيگر هاليوودي قرارداد بازي در فيلم كمدي «سوختن پس از خواندن» به كارگرداني «برادران كوئن» را امضاء كرد.به گزارش فارس، «پيت» در اين فيلم قرار است در كنار «جورج كلوني» و «فرانسيس مك دورماند» ايفاي نقش كند ولي هنوز مشخص نيست كه وي چه نقشي را به عهده خواهد داشت.در حاليكه ساخت فيلم «سوختن پس از خواندن» اواخر ماه آگوست آغاز مي شود، «جوئل و اتان كوئن» نويسندگي اين پروژه را بطور مشترك و «جوئل» خود به تنهايي كارگردان اين پروژه را به عهده خواهند داشت.«پيت» در فيلم «سيزده يار اوشن» و قسمتهاي قبلي اين فيلم نيز در كنار «جورج كلوني» ايفاي نقش كرده است. اين فيلم قرار است در رقابتهاي ماه آينده جشنواره كن به نمايش درآيد.

  


همايش كارگردانان سينماي ايران بزودي برگزار مي شود

 

همايش فيلمسازان سينماي ايران به منظور تبيين جايگاه كارگرداني در سينما با عنوان «شب كارگردانان»، يازدهم ارديبهشت در تهران برگزار مي شود.
به گزارش ايرنا، از كانون كارگردانان سينماي ايران، تجليل از تلاشهاي جمعي فيلمسازان ايراني در گذر سالهاي مختلف از ديگر اهداف اين رويداد فرهنگي است.
اعطاي هدايا و جوايز به فيلمسازان ايراني از برنامه هاي كانون در «شب كارگردانان» ايراني به شمار مي رود.
بر اين اساس، كارگرداني نخستين «شب كارگردانان» ايراني را «مهدي كرم پور» بر عهده دارد و بزودي جزئيات اين برنامه را اعلام مي كند.
كانون كارگردانان ايران از اصناف اصلي خانه سينماست و تجليل از اعضاي صنوف از برنامه هاي جامعه اصناف سينمايي است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com