تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
رسانه ها
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
سوسه
كفشدوزك
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-04-26
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 6اردیبهشت ماه 1386


چكار كنيم تا وبلاگمان را لينك كنند؟و يا در سه سوت Link شويد!

 

آيا شما بتازگي وبلاگتان را تأسيس كرده ايد؟ آيا از تعداد كم بازديدكنندگان وبلاگتان عذاب مي كشيد؟ آيا همواره براي حفظ آبرو، خودتان براي خودتان كامنت مي گذاريد؟ اگر اين طور است اين متن را بخوانيد.
يكي از راه هاي افزايش بازديد كننده و كامنت، گرفتن لينك از ديگر وبلاگهاست، در اين متن شما را با روش گرفتن لينك از ديگر وبلاگها آشنا خواهيم كرد.

1- پيدا كردن طعمه موردنظر: در اولين قدم بايد طعمه اي مناسب انتخاب كنيد، عوامل مهم براي انتخاب يك طعمه مشخصه هاي زير مي باشند:
- تعداد بازديدكنندگان: براي شما كه تازه كاريد وبلاگي كه بازديدش 20 نفر در روز باشد كفايت مي كند.
- تعداد كامنت براي هر پست: ديگه از سه چهار تا كمتر خيلي ضايع است!
- محتوا: آخرين مورد مهم محتواي وبلاگ فرد مورد نظر است، البته منظور اين نيست كه وبلاگش حاوي مطالب مهم علمي و فلسفي و خبري باشد، بلكه منظور اين است كه حداقل با وبلاگي تبادل لينك كنيد كه حاوي ]... [و ]... [نباشد، زيرا شايد در آينده اي نزديك فيلتر شود و زحمات شما براي لينك گرفتن به هدر برود.

2- اعتماد سازي: اگر وبلاگ مورد نظر شرايط لازم را براي يك طعمه مناسب داشت، ابتدا او را لينك كنيد تا به اين صورت هم حالي به طرف داده باشيد و هم اقدامي براي جلب اعتمادش كرده باشيد.

3- ارسال كامنت هاي محبت آميز: اكنون وقت آن است كه پي اوليه دوستي را با او بريزيد، به وبلاگش سر بزنيد و در مورد مطالبش يك صفحه كامنت بگذاريد، در اين كامنت از جملاتي همچون «مطالبت عاليه»، «دمت گرم»، «تو داري اينجا حروم ميشي!»، «تا به حال وبلاگ به اين خوبي نديده بودم.» استفاده كنيد.
توضيح شماره 1: بعد از انجام اين مرحله به طور طبيعي بايد فرد مورد نظر به بلاگتان سري بزند، اگر نزد، اينقدر همين مرحله 3 را انجام دهيد تا بزند!

4- دريافت اولين كامنت: طعمه مورد نظر به وبلاگ شما آمده و احتمالاً كامنتي مختصر در دو جمله مي دهد: «مخلصيم» و يا «شما هم وبلاگ خوبي داري»، طعمه اگر آي كيويي در حد متوسط جامعه داشته باشد، با ديدن لينك خودش در وبلاگ شما به نيت پليدتان پي برده و اقدام به لينك كردن شما مي كند.
توضيح شماره 2: اگر شما را لينك كرد به مرحله 9 برويد و گرنه به مرحله 5 برويد.

5- ادامه «خاله بازي»: شما بايد به وبلاگ موردنظر برويد و برايش كامنتي بگذاريد، در اين كامنت با زبان غيرمستقيم از وبلاگ مربوطه طلب لينك كنيد، براي نيل به اين هدف با آنكه مطمئن هستيد مي داند لينكش كرده ايد، اما براي او كامنتي با اين مضمون كه «با اجازه لينكتون كردم» بگذاريد.
توضيح شماره 3: «خاله بازي» يعني اينكه شما مي ري كامنت مي زاري، بعدش طرف مياد واست كامنت مي زاره، بعد شما ميري، كامنت مي زاري، بعد ... و اين كامنت ها هم اكثراً حاوي اين پيام است:«عالي بود!»
توضيح شماره 4: اگر شما را لينك كرد، به مرحله 9 برويد و گرنه به مرحله 6 برويد.

6- بيان صريح حقايق: معلوم است كه آدم باشعوري نبود و گرنه شما به مرحله  6  نمي آمديد، اگر بعد از 24 ساعت از كامنت فوق شما را لينك نكرد، كامنت ديگري به اين مضمون بگذاريد:«اگر دوست داشتي منو لينك كن.»، اين كامنت در پشت چنين چهره دوستانه اي، پيامي جدي دارد:«عجب آدم ]... [هستي لينكمون كن ديگه!»
توضيح شماره 5: اگر شما را لينك كرد، به مرحله 9 برويد و گرنه به مرحله 7 برويد.

7- اتمام حجت : اگر 24 ساعت از كامنت مرحله قبل گذشت و شاهد تغييراتي در مواضع وبلاگ مورد نظر نبوديد، به عنوان آخرين راهكار ممكن برايش يك ميل بزنيد.
اين ميل شما دقيقاً گدايي لينك به شمار مي آيد و روشي مورد نكوهش واقع شده در بلاگستان مي باشد، البته هر بلاگري حداقل يك بار در طول عمر بلاگش اقدام به انجام اين عمل شنيع كرده است.
توضيح شماره 6: اگر شما را لينك كرد، به مرحله 9 برويد و گرنه به مرحله 8 برويد.

8- قطع رابطه: اَه ... عجب آدم الاغيه ها ... اصلاً در شأن شما نيست با چنين آدم بي منطق و بي مرامي رابطه داشته باشيد، همين امروز تمام روابط خود را با ايشان به حالت تعليق در آوريد و در اولين اقدام تلافي جويانه اين لكه ننگ (مقصود لينك فرد مورد نظر است) را از دامن بلاگتان پاك كنيد.
توضيح شماره 7: روحيه خود را حفظ كرده و به مرحله 1 بازگرديد.

9- تبريك : اين موفقيت بزرگ رو به شما تبريك مي گم.
توضيح شماره 8: به مرحله 1 بازگرديد و از نو شروع كنيد، شما تا آخرين ثانيه هاي اكانتتان بايد اقدام به جمع آوري لينك بكنيد.
توضيح شماره 9: بعد از اينكه براي نوبت سي ام به مرحله 9 رسيديد، به مرحله شماره 10 برويد.

10- يك يادآوري كوچك: اكنون وبلاگ شما در سي تا وبلاگ ديگر لينك شده است و شما به آدم مشهوري تبديل شده ايد و ديگران با آمدن به وبلاگ شما مي توانند از اهداف بشر دوستانه تان بهره مند شوند، حال نگاهي به چند ماه پيش بيندازيد كه هيچ وبلاگي شما را لينك نمي كرد و به ياد بياوريد تمام موفقيتهاي شما در نتيجه خواندن اين متن بوده است، انصاف داشته باشيد و منو هم لينك كنيد!
توضيح شماره 10: آدرس وبلاگم اينه: ...
توضيح شماره 11: اگه توضيح شماره 10 در متن وجود ندارد، به نشريه هاي خود دست نزنيد، اشكال از حروفچيني نمي باشد، بلكه مسؤول صفحه با قيچي خود اين توضيح را كه حاوي آدرس وبلاگم بوده، نابود كرده است!
توضيح شماره 12: چرا واستادي به من نگاه مي كني؟! هر ثانيه چهار پنج تا وبلاگ متولد ميشه، زمان رو هدر نده، بايد از همشون لينك بگيري، سريع برو مرحله 1 و تا آخرين ثانيه هاي اكانتت به تلاشت ادامه بده!

  


جز جيگر بزني

 

بعد از بازگشت غرورآفرين(!) «في ترني» و باقي دوستانش به انگليس، «في» كه خاطرات (شما بخوانيد توهمات) خود را به يكي از رسانه ها فروخته بود، شروع به گفتن حرفهايي غريب عجيب(ديگه ازعجيب غريب گذشته بود) كرد، گفتني است طي اين مدت كه «في» اقدام به ساختن خاطراتش از ايران مي كند مصرف قرص اكس و باقي مواد توهم زا در انگليس بشدت افزايش يافته است.
- «في» خاطراتش را با اين جمله شروع كرد:«هر لحظه فكر مي كردم مي خواهند مورد آزار و اذيتم قرار دهند»، گفته مي شود «في» در پاسخ به يك خبرنگار كه پرسيد:«چرا چنين فكري مي كردي؟»، گفت:«من فكر مي كردم ايرانيها هم به مانند ما انگليسي ها هستند، اما متأسفانه اين چنين نبود و آنها كاري با من نداشتند!»
- «في ترني» در ادامه گفت: «با شنيدن صداي چكش و تخته گمان كردم برايم تابوت مي سازند!»، احتمالا «في» فراموش كرد تا بگويد:« وقتي برايم يك ليوان آب آوردند گمان كردم مي خواهند مرا سر ببرند!»
- برخي از راديوهاي بيگانه گفتند:«ايرانيان في ترني را مجبور به سر كردن روسري كردند و اين گونه او را شكنجه دادند.»، برخي آگاهان معتقدند خوب شد «في ترني» در ايران مانتو نپوشيد، چون آدمي كه با سر كردن روسري شكنجه مي شود، احتمالاً با پوشيدن مانتو به قتل مي رسد!
- «في» افزود:« ابتدا شكم عروسكي را كه احمدي نژاد به دخترم هديه داده بود، گشتم و وقتي مطمئن شدم در آن بمب نيست، عروسك را به دخترم دادم!»، بر پايه برخي اطلاعات «في» بيش از حد فيلمهاي آمريكايي نگاه مي كند، در همين زمينه برخي پرسيدند: «چطور تو ايران اون پرتقالها رو دولپي مي خوردي؟ چرا اون موقع نمي ترسيدي تو پرتقالها ويروس سياه زخم ريخته باشند؟!»،
انجمن حمايت از حيوانات نيز اعلام كرد:«خوب شد به ترني آهو و گوزن هديه نداديم!»، دختر«في» نيز با گريه به مادرش گفت:«oh!Mama arosakam ro kharab kardi!»
- در آخرين اقدام «في ترني» تصويري ازخود منتشركرده كه در آن در حال به دور انداختن روسري اي است كه در ايران به سرش بود، البته اين موضوع بسيار قابل پيش بيني بود، از زني كه به جاي تر و خشك كردن بچه اش، با 14 تا مرد نامحرم بلند شود بيايد توي آبهاي خليج فارس، از اين بيشتر هم انتظار نمي رفت!، آگاهان معتقدند خوب شد پيراهن و شلوار ايراني به او داده نشد و گرنه چه مي شد؟!!
نتيجه گيري پاياني: جز جيگر بزني في ترني!

  


پارازيت

 

مهدي محمدي

خشكسالي ابرها را قنداق كرد.
وقتي آدم برفي را داخل فريزر گذاشتم، نمي دانستم او را نجات داده ام يا محبوس كرده ام.
ردپاي پرنده كوچك روي برف قطع شده بود، او پرواز نكرده بود، ردپاي گربه آن را امتداد داده بود.
جسمم افقي از حركت باز ايستاد و روحم عمودي شروع به حركت كرد.
شديدترين گرداب، زماني پديد آمد كه تصويرت در آب افتاد.
گرگ حتي اگر به خاطر حسن نيت هم لبخند بزند، دندانهاي تيزش سوء نيت او را نشان مي دهند.
خروسها به ساعت زنگدارم حسودي مي كنند.
زنبور عسل، شيره كش قهاري است.
درخت عريان گفت: بي حيا نيستم، پاييز آمده است.
پروانه گفت: اشك شمع، اشك شوق او از ديدن من بود.
ماه هم به روي ماهت حسوديش مي شود.
تابلوهاي راهنمايي و رانندگي، با قبض جريمه معنا پيدا مي كنند.
قنداق، كوچكترين C. Wدنياست.
ستارگان بدون پلك، چه زيبا چشمك مي زنند.
كساني كه اين تونل را در كوه كنده اند، عاشقان سينه چاك «شيرين» بوده اند.
فواره اي كه از قانون جاذبه كمترين اطلاعي نداشت، ديگر برنگشت.

سهراب گل هاشم
وقتي كاري از دست شما ساخته نيست، از «پا»هاتون كمك بگيريد.
هر كس «ساز» خودش را مي زند، اما مهم شما هستيد كه به هر سازي نرقصيد.
سعي كن مثل برق زندگي كني، چون عمر مثل باد مي گذرد.
با عطسه اي در رويا، گلهاي پيراهنش پرپر شد.
بعضي ها خوب حرف مي زنند و بعضي ها حرف خوب مي زنند.
به محض اين كه غم ترور شد، فرصتي براي حضور لبخند به وجود آمد.
وقتي زندگي اش به آخر خط رسيد، عزرائيل به گردنش مدال آويزان كرد.
تصميم داشت با يك گل به خواستگاري دختر مربي فوتبال برود.
عاشق معشوق بزرگش را در دل كوچكش جاي داد.
چون دل و دماغ نداشت، در انظار ظاهر نمي شد!
وقتي رؤياهايش به پايان رسيد، ترمز دستي قطار را كشيد.
كشمش، انگور بازنشسته است.
«فقير» يك حرف از «غني» بيشتر دارد.
عقب مانده از جهان را فقط با توقف زمان مي توان جبران كرد.

  


من نمي گم كه عاشقي دروغه

 

عشق كي گفته آش كشك و دوغه؟!
اين گفته از هر كي باشه، دروغه

بهش بگين دروغ نگه بعد از اين
يعني ديگه دروغ نگه بش بگين

عشق نداره، قيمتي پيش آش
خصوصاً اون كه كشك و دوغ باشه باش

عشقا شدن خيابوني تو جوبي!
اول صبح تا آخر غروبي

كله صبح بعضيا عاشق مي شن
تنگ غروب كه مي شه فارغ مي شن

صبحونه مي خورن مي يان تو كوچه
به جاي نون مي رن پي كلوچه!

آهاي جوون كه صاحب سپندي
عشقا شدن ماكسيمايي سمندي

دوس ندارم مطلبو بازش كنم!
مطلبو بي جهت درازش كنم

چون همه تون اهل فن اين واردين
به حرف من درست اگه گوش بدين

عشق آدما رو سر كار مي ذاره
تا اينكه پيرشو نو در بياره

برين بگردين با پاي پياده
نمونه هاش تو شهر ما زياده

آخر شب گرسنه توي كوچه
جوونه كه مونده واسه كلوچه

من نمي گم كه عاشقي دروغه
باشه! موافقم كه كشك و دوغه

عجب چيز تميز و توپي گفته!
«عشق واسه گرسنه حرف مفته»...
ناصر فيض

  


از آن بالا باد مي آيه، يك دانه معتاد مي آيه!

 

حاتم محمدي

رئيس پليس مبارزه با موادمخدر: امسال هيچ معتادي كنار خيابان نخواهيد ديد. (جرايد)
- سؤال اساسي: با توجه به جمله فوق «امسال» از كي شروع مي شود؟
الف- يك سال بعد
ب- دو سال بعد
ج- قرن بعد
د- يكم فروردين 1386

خبرگزاري فارس : مديرعامل شركت كنترل ترافيك تهران يك راه حل اساسي براي حل معضل ترافيك تهران بيان كرد.
- سؤال اساسي: حدس مي زنيد اين راه حل چه باشد؟
الف- ماشينهايي كه پلاكشان زوج و يا فرد است به غير از روز 366 ام سال در شهر تردد نكنند.
تبصره: تردد ماشينهاي با پلاك زوج و يا فرد در روز  30  اسفند سالهاي كبيسه ممنوع مي باشد.
ب- ماشينهايي كه با كمتر از شونصد نفر سرنشين در شهر تردد كنند، جريمه شوند.
ج- شهروندان به جاي ماشينهاي واقعي با ماشينهاي اسباب بازي (در قطع جيبي) در شهر تردد كنند.
د- واقعي شدن قيمت بنزين
راهنمايي: گزينه دال صحيح مي باشد.

راه حل اساسي براي كاهش تخلفات رانندگي در جاده ها به جاي استفاده از زانتيا در گشتهاي كنترل نا محسوس از تانك استفاده كنيم و ماشين هاي متخلف را منفجر كنيم !( توضيح: اين مطلب طنز است، يه وقت جدي جدي اين كار رو نكنين ها!)

گمانه تازه انگليسي ها: ايران با دارو از تفنگداران حرف كشيده است !(خبرگزاري البرز)
- اصولاً وجود چنين دارويي در كشور بعيد به نظر مي رسد، زيرا اگر قصد اختراع چنين دارويي را در كشور مي داشتيم، چند سال قبل از كشف فرمولش، به عنوان يك خبر خوش از توليد انبوه اين دارو سخن مي گفتيم!
- آن انگليسي هايي كه ما ديديم مانند بلبل - بلا نسبت بلبل- صحبت مي كردند و نيازي به دارو و ايضاً تخم كفتر نداشتند، البته با حرفهايي كه بعد از رفتن از ايران زدند، احتمال مي دهيم انگليسي ها آنان را چيزخور كرده باشند!
- اي بابا !معرفت هم خوب چيزي است، لوح فشرده، پسته، گز، ساك با پارچه ترمه، گلدان چيني و كت و شلوار نو... آخرش هم گفتن برخورد ايراني ها خوب نبوده؟ آخه هر كي نديده باشه ما كه توي اخبار ديديم توي بازداشتگاه ميوه مي خوردين، هيچ مي دونين قيمت ميوه تو ايام عيد چقدر گرون بود؟!

  


راپورتهاي هفتگي؛«اخراجي ها» مفت و مجاني شود

 

مخبرالسلطنه

گزمه خانه اولتيماتوم داده به جملگي جماعت نسوان كه از اول يوم ماه جاري جماعت بدحجاب از ميان ايشان ريشه كن نموده، موجي از آرامش و آسايش از نظاره ايشان در شهر برقرار سازد.
راپورت آمده از اطراف واكناف كه از اين بابت جماعت بزاز و خياط و مانتوفروش در مسرت آمده كه تا چندي پيش البسه و چادر و چارقد يك وجبي به خلق ا... فروخته، جز اين نداشتند. حال كه عرصه تنگ آمده، جملگي به صرافت خريد البسه طويل و دراز برآمده،تا نقصان البسه پيشين برطرف سازند. شنيده شده، شماري از نسوان كه تنبان كوتاه بر پاي داشته تقاضاي بي حد ابتياع تنبان بلند داشته. نشان به اين نشان كه در كل بازار اين قسم البسه يافت نشده، هر كس از جنب كسي عبور كرده زير لب زمزمه كرده: گشتيم نبود، نگرد نيست. علي ايحال آنچه قيمت گزاف يافته همين پارچه و البسه معقول بوده كه بهاي جان آدميزاد يافته از بهاي منازل مسكوني گذشته عن قريب به مرز قيمت اجناس قاچاق قرابت خواهد يافت.
لهذا، آنچه از اخبار و اقوال به سمع و استماع ما كه مخبر ويژه ستون فوقيم مي رسد، چنان است كه خلق ا... در كوي و برزن از چنين طرح رضايت مطلق داشته به همين مناسبت از رئيس گزمه خانه تقاضاي داشته، وقت آن را بيشتر كنند.
ديگر آنكه حاج آقا مسعود خان ده نمكي نامي از راپورتچي هاي سابق را گويا عشق هاليوود به سر زده در سنة الماضي يك دانه فيلمي پروداكت كرده «اخراجي ها» نام داده. ديده بوديم جماعت رعايا و نوكرها در اقصي نقاط مملكت از خراسان و آذربايجان تا گيلان و بوشهر در صفوف طويله ايستاده به جهت تماشاي آن. كنجكاو شديم، يد مليله خاتون گرفته آبگوشت و پياز در قابلمه كرده به سينماتوگراف رفته مشاهده فرموديم صفي به غايت طويل به قاعده چند فرسخ در انتظار بوده، ليكن خويشتن معرفي كرده به دعوت جمله رعايا بي نوبت اذن دخول نموديم به مشاهدتبرنامه خنده دار ايشان. اعتراف مي كنيم كه اكبر آقا آكتوريس و اين رجاله لات و لاابالي امين ميرزا حيايي، ما و مليله خاتون را بكرات وادار به خنده كردند. مزاح بسيار داشته، لطايف و smsهاي بسيار در كلمات و كلام به زبان آورده. قهقهه جماعت را درآورده. بعضاً از شدت خنده سكته ناقص و كامل كرده. مخصوص آنكه اكبر آقا آكتوريس شكلك بسيار درآورده، واژه و لغت قبيحه به زبان آورده كه جماعت را خوش آمده. علي ايحال برنامه پايان يافته اذن خروج كرديم، در مسير جماعت ناسزا و بدگويي كرده. پرسيديم: مگر نه آن كه اين همه خنده بر لبهايتان آمد. فرمودند: چه فايده. نفري 1500 قران داده ايم كه بخنديم؟! خب در منزلمان هم مهران خان مديري در تلفزيون از اين قسمبرنامه دارد هر شب مفت و مجاني پروداكت مي دهد، دراز مي كشيم مي بينيم. اگر قرار بود ايشان هم بابت هر قسمت 1500 قران از خلق ا... بگيرند كه ما با هفت سر عائله بابت 90 قسمت آن بايستي  945 هزار قران پرداخت مي نموديم.
ديديم كلام درست است و جواب ندارد. سر كج كرده به سوراخ كوچك كه گيشه مي ناميدند، مراجعت نموده  3000  قرانمان را از ايشان مطالبت نموده فرموديم: ما خودمان هر ماه توي قبوض مختلفه آبونمان به اين وزارت صدا وسيما مي دهيم. يا 3000 قرانمان را بدهيد يا اينكه مي رويم شاكي مي شويم.
القصه !در آخر شكايتي داريم از اين جريده مان كه چندي است تصوير مباركمان را با آن سبيل و ابهت راپورتگري بر آستان ستون مباركمان الصاق نمي فرمايند و ليكن از جذابيت آن كاسته اند. به ايشان عارضيم كه شايسته نيست در شرايطي كه تصوير مبارك حضرت ما در كوي و برزن به جهت تبليغات مختلفه بر درب و ديوار و بيلبورد الصاق شده در ستون خودمان نباشد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com