تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
رسانه ها
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
سوسه
كفشدوزك
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-04-26
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 6اردیبهشت ماه 1386


بازگشت «بي نظير بوتو» به صحنه سياسي پاكستان

 

* قاسم بابايي

آمريكا و انگليس از پرويز مشرف خواسته اند تا با بي نظير بوتو نخست وزير اسبق اين كشور وارد گفتگو شود.




بي نظير بوتو در حالي قرار است وارد پاكستان شود كه در دوران نخست وزيري اش، طالبان را با كمك سازمان سيا و با مسؤوليت شخصي به نام ليلا هلمز دختر رئيس اسبق سازمان سيا، سازماندهي كردند و ادامه كار را به نواز شريف نخست وزير بعد از خود واگذار نمود.
بي نظير بوتو كه دختر ذوالفقار علي بوتوست، پس از آنكه پدرش از فرمان و دستور آمريكا مبني بر راه اندازي تأسيسات هسته اي پاكستان و اينكه بايد اين تأسيسات زير نظر مستقيم آنها فعاليت كند، سرپيچي كرد به اعدام محكوم شد.
پس از آن دختر و پسرش بي نظير و مرتضي بوتو كه سالها در تبعيد بودند، از انگلستان به پاكستان آمدند و مبارزات خود را عليه ژنرال ضياء الحق آغاز كردند. در همان دوران كه ضياء الحق در حادثه سقوط هواپيماي پاكستاني همراه با سفير آمريكا كشته شد تا شك و ترديدها در خصوص دست داشتن آمريكا و سازمان سيا در قتل ضياءالحق، به يقين تبديل نشود، بي نظير بوتو در اولين انتخابات پس از برچيده شدن حكومت نظامي ژنرالها، توانست با حداكثر آرا به پيروزي برسد.
ناگفته نماند كه پيشرفتهاي هسته اي پاكستان در دوران ضياء الحق زير نظر مستقيم آمريكا ادامه يافت و براي رقابت با نفوذ شوروي در منطقه اقيانوس هند، بويژه سلطه روسها بر هندوستان و اتمي شدن هند، به مرحله اي بسيار پيشرفته اي رسيد و در زمان ضياء الحق بود كه اولين آزمايشهاي هسته اي پاكستان انجام شد.




بي نظير بوتو در ادامه سياستهاي ديكته شده آمريكا و انگليس، با حمايت از طالبان، مجاهدين افغان را براي مقابله با نيروهاي اشغالگر شوروي سابق مورد حمايت قرار داد تا آنكه با شكست در انتخابات و پيروزي نواز شريف، پاكستان وارد مرحله جديدي از تحولات گرديد. دوران نواز شريف و مأموريت وي مصادف بود با شكست كامل مجاهدين افغان و پيروزي طالبان و به قدرت رسيدن آنها در افغانستان.
اما نواز شريف با كودتاي نظامي مشرف بركنار و به زندان محكوم گرديد. او متهم به ربودن مشرف با هواپيمايش كه از اجلاس جاكارتا بازمي گشت شده بود. به طوري كه شرايط او را به سوي حلق آويز شدن با زنجير و تكرار سرنوشت ذوالفقار علي بوتو پيش مي برد، با وساطت برخي كشورها او و خانواده اش به عربستان تبعيد شدند.
مشرف مورد حمايت آمريكا واقع شد و تحريمهاي صوري اقتصادي پاكستان رفع گرديد و حتي پول هواپيماهاي اف-16 خريداري شده پاكستان به آنها عودت داده شد و بوش از مشرف به عنوان مبارزي ضد تروريسم ياد كرد. اما اين اواخر او را به همكاري با تروريستهاي پاكستاني در مقابل تروريستهاي افغاني متهم كرد.
كارشناسان مي گويند آمريكا و انگليس از پرويز مشرف خواسته اند تا براي پايان دادن به نا آراميهاي اخير پاكستان، با بي نظير بوتو وارد مذاكره شود و از آن جا كه مشرف جايگاه چندان مطلوبي در ميان مردم پاكستان ندارد، در آينده اي نزديك با بازگرداندن بوتو به پاكستان اقدام به مذاكره با وي و دعوت از او براي تشكيل دولت ائتلافي كند.
بي نظير بوتو، رهبر حزب «مردم» پاكستان كه بزرگترين حزب سياسي موجود در اين كشور است، در مقابل حزب مسلم ليگ كه قبلاً به رهبري نواز شريف بود، به مبارزات سختي پرداخت. از سوي ديگر اين تحولات در حالي صورت مي گيرد كه طي يك ماه گذشته پاكستان درگير بحران سياسي بوده است؛ بويژه كه اعتراض مردم پاكستان به مشرف زماني شكل جدي به خود گرفت كه در آخرين روزهاي ماه مه گذشته، قاضي حسين احمد رهبر جماعت اسلامي پاكستان به همراه 7 تن از رهبران مخالف دولت در اسلام آباد دستگير شدند. قبل از آن نيز قاضي افتخار محمد چودري، رئيس دادگاه عالي پاكستان كه از سال 2005 ميلادي در اين سمت فعاليت مي كند، از كار بركنار شده بود. قاضي چودري از زمان لغو خصوصي سازي صنايع معدني و موضعش درباره شماري از افراد ناپديد شده، موجبات نگراني و بدبيني مقامهاي پاكستان را فراهم كرد، لذا چودري از هم اكنون تمام جناحهاي مخالف دولت مشرف را به سوي خود جلب كرده و خاموش كردن اين بحران مشكلات زيادي را براي مشرف در پي داشته است و پيش بيني مي شود كه با آمدن بي نظير بوتو به صحنه سياسي پاكستان در آينده شاهد تحولاتي در هرم قدرت اين كشور باشيم.
بوتو در سال 1999 براي جلوگيري از بازداشتش به علت اتهامات وارده به وي مبني بر درگير بودن در پرونده فساد مالي خود و همسرش آصف زرداري، از پاكستان به لندن رفت و مشرف با بازگشت وي به كشور مخالفت كرد.
اين تحولات در حالي انجام مي شود كه مشرف در يك موضع انفعالي و كاملاً فرار به جلو، در مصاحبه با شبكه تلويزيوني العربيه اظهار داشت كه حاضر است براي حل بحران خاورميانه شخصاً راهي اسراييل شود.
او اذعان داشت كه به حل بحران ميان اسراييل و فلسطين بسيار مشتاق است. او در حالي اين پيشنهاد را مطرح مي كند كه حتي هيچ يك از كشورهاي ذي نفع در روند مذاكرات ميان اسراييل و فلسطين، از وي درخواست كمك نكرده اند.
مشرف در ماه فوريه 2007 ميزبان نشست ميان مصر، اندونزي، اردن، مالزي، عربستان و تركيه بود كه در آن نشست در خصوص مسأله فلسطين، جنگ عراق و پرونده هسته اي ايران بحث شد.

  


چين؛ چالش امروز و فرداي آمريكا

 

* حسين رزمنده

رئيس سازمان اطلاعات ملي آمريكا اعلام كرد، مدرنيزه شدن ارتش چين به منظور برابري با آمريكا تهديدي عليه اين كشور است.




«مايكل مك كوئل»- رئيس سازمان اطلاعات ملي آمريكا- در جلسه پرسش و پاسخ كميته نيروهاي مسلح مجلس سناي آمريكا گفت: چين امروز مي تواند به خاطر موشكهاي هسته اي بين قاره اي و مدرنيزه كردن ارتش خود تهديدي براي آمريكا باشد.
وي با بيان اين كه مدرنيزه كردن ارتش چين به منظور برابري با آمريكاست و بنابراين تصميم آنان هر چه كه باشد تهديدي براي آمريكاست، افزود: چين امروز يك تهديد است و با گذشت زمان نيز اين تهديد افزايش مي يابد.
وقتي «كارل لوين» رئيس كميته ياد شده از وي پرسيد: آيا منظور شما اين است كه چين به جاي افزايش توان، در حال افزايش تهديد است؟ گفت: آن چه مي خواهم بگويم اين است كه آنها به مرور ظرفيت خود را افزايش خواهند داد؛ زيرا مدرنيزه كردن ارتش چين با شتاب ادامه دارد، حتي اگر مشكل تايوان حل شود.
وي افزود: چين در حال توسعه توانمندي بيشتر سامانه هاي حمله متعارف دوربرد خود و موشكهاي بالستيك دوربرد با كلاهكهاي قابل مانور هدايت شونده است كه قادرند به ناوهاي دريايي و پايگاههاي هوايي آمريكا حمله كنند، لذا از نظر من بزرگترين تهديد اين است كه اگر چين در طرح اجراي رشد اقتصادي خود شكست بخورد، ممكن است از نزاع داخلي به ستوه بيايد، زيرا ناراضيان روستايي خواهان برپايي اتحاد رو به رشد تظاهرات و شورشهاي محلي هستند و ممكن است اين امر به رشد اقتصادي سريع چين آسيب بزند.
وي بودجه نظامي سالانه چين را بين 80 تا 115 ميليارد دلار تخمين زد كه پس از آمريكا بيشترين بودجه نظامي در جهان به شمار مي رود.





نقطه مناقشه
پكن معتقد است، جدايي طلبان تايوان تهديد جدي براي صلح و آرامش به شمار مي آيند. مسؤولان چيني اظهار اميدواري مي كنند با انجام همكاري ميان چين و آمريكا مي توان آرامش را در تايوان برقرار كرد.
چين در حالي از آمريكا مي خواهد از برقراري ارتباط با جدايي طلبان تايوان دست بردارد كه ايالات متحده در نظر دارد 450 موشك هوايي و زميني به تايوان بفروشد كه اعتراض شديد پكن را در پي داشته است و محور گفتگوهاي وزيران خارجه چين و آمريكا بوده است.
فروش اين تسليحات رهبران حزب كمونيست چين را بشدت آشفته كرده است، زيرا چين اين جزيره را بخشي از خاك خود مي داند.
در مقابل آمريكاييها و شريك سنتي شان ژاپن از افزايش بودجه 8/17 درصدي نظامي چين در سال 2007 و افزايش قدرت نظامي پكن بشدت نگرانند، حال آنكه سالها از دوران جنگ سرد مي گذرد و در اين راستا بودجه نظامي كشورها در حال كاهش است.
چيني ها نيز مي گويند با وجود افزايش بودجه نظامي خود اين تضمين را مي دهيم كه اين افزايش بودجه به منظور تأمين مخارج انجام شده براي دفاع از كشور بوده است.
«جيانگ انرو» سخنگوي مجمع ملي خلق چين در زمينه افزايش بودجه نظامي كشورش مي گويد: «ما در حالي بودجه نظامي خود را افزايش داده ايم كه مقامهاي آمريكا، به بهانه مبارزه با تروريسم و نيز جنگ در عراق و افغانستان بودجه خود را چندين برابر افزايش داده اند، اما در عين حال پكن به روابط مسالمت آميز آمريكا با جهان خارج اعتماد كامل دارد.»
آنچه خشم آمريكا و متحدان سنتي منطقه اي اين كشور را برانگيخته، افزايش بودجه نظامي چين و دو رقمي شدن آن مي باشد كه با اختصاص چنين بودجه اي تانكها، موشكها و پايگاههاي نظامي اين كشور به روز خواهد شد. البته حقوق كارمندان ارتش را نيز نبايد جدا از آن دانست. مخالفان چين معتقدند رقم اصلي بودجه چين 2 تا 3 برابر رقم اعلام شده است.
جالب توجه است كه «چن شويي بيان»، رئيس حكومت تايوان ضمن آنكه افزايش بودجه نظامي را اقدامي تحريك آميز خوانده، از استقرار دست كم يك هزار موشك چيني در سواحل مقابل سرزمين تايوان انتقاد و آن را اقدامي تهديدآميز ناميده و از آمريكا خواسته است تايوان را به عنوان محور در رقابتهاي ژئو استراتژيك خود با چين مدنظر بيشتر قرار دهد.

محصولات چيني و فريادهاي آمريكا
در حالي كه توليدات متنوع چيني بازارهاي غربي بويژه آمريكا را روز به روز دربرمي گيرد، آمريكاييها از آنچه كه نقض قواعد تجاري مي نامند فرياد سر داده و به طرح دعوا روي آورده اند. پس از ماهها فشار بر چين براي مبارزه با كپي هاي غير مجاز فيلمها، موسيقي ها و نرم افزارهاي آمريكايي، دولت بوش براي پيشبرد اين تنش و ورود به يك دعواي حقوقي با چين آماده شده است، به طوري كه در هفته هاي اخير، مقامهاي آمريكايي اعلام كرده اند بشدت در حال نزديك شدن به اقامه يك دعوي تجاري رسمي عليه چين در سازمان تجارت جهاني هستند.
كاخ سفيد مدعي است چين به نحو مناسب و مقتضي با مسأله برخورد نكرده و تنها به برخوردهاي كوچك و معدودي در خيابانها بسنده كرده است. ايالات متحده به ناديده گرفتن و اجرا نكردن مناسب حقوق مالكيت معنوي كپي رايت، حقوق ثبت شده انحصاري و علايم تجاري در زمينه فيلم، موسيقي، كتاب، دارو، نرم افزار و بسياري زمينه هاي ديگر معترض است.
در اين راستا، اتحاديه كپي رايت چين، يك اتحاد صنفي شامل استوديوهاي هاليوود، شركتها و توليدكنندگان مستقل فيلم و برنامه هاي تلويزيوني و... فشار بر دولت را بر شكايت قانوني از چين بيشتر كرده اند. مقامهاي دولتي هم اعلام كرده اند در حال آماده شدن براي انجام اين كارها مي باشند.
«ويليام رينش»، رئيس شوراي مليت تجارت خارجي انجمن نماينده شركتها در امور تجارت بين الملل هم گفت: اين نشانه اي از تمام شدن تحمل و حوصله آمريكا و جامعه تجاري آن است، به طوري كه مديران صنعتي انتظار دارند دو شكايت جدا ارايه شود: يكي درباره خواسته شركتهاي آمريكايي در مورد بي ميلي چين براي برخورد كيفري با افرادي كه در فروش لوحهاي فشرده غير مجاز بازداشت مي شوند و دومي در مورد توسعه دستيابي به بازار براي محصولات آمريكايي در چين مي باشد، لذا چنانچه كاخ سفيد، اين كار را انجام دهد، سومين باري خواهد بود كه دولت بوش سعي در فشار بر چين براي رويه هاي تجاري مي كند كه نشاندهنده در پيش گرفتن موضعي سخت تر نسبت به سهل انگاريهاي شش سال گذشته است.
با شرايط كنوني به نظر مي رسد چين به چالش امروز و فرداي آمريكا در زمينه هاي تجاري، اقتصادي و نظامي تبديل شود. بي دليل نيست كه آمريكاييها از هم اكنون با حمايتهاي هسته اي از هند براي مقابله با آينده چين در حال برنامه ريزي هستند.

  


رابرت مندلسون محيط بان در مصاحبه با نيوزويك:بايد براي پايان بخشيدن به گرماي سريع زمين اقدام كرد

 

سرويس ترجمه: بيش از يك دهه است كه اقتصاددان دانشگاه يال در حال مطالعه بر روي تأثيرات تغييرات آب و هوايي بر شرايط زيست محيطي مي باشد. رابرت مندلسون يك محيط بان در پي مطالعاتش به اين نتيجه رسيد كه تغييرات دست ساخته انسان عواقب



وخيمي را براي محيط زيست به همراه داشته است. اكنون او در مصاحبه با نيوزويك به سؤالاتي در اين زمينه پاسخ گفته است كه به اين شرح ارايه مي شود:
* شما ضمن آن كه بر روي اهميت پذيرش گرم شدن زمين تأكيد و اصرار داريد بر روي دلايل و عوامل آن نيز اصرار داريد، چرا؟
** پذيرش اين امر بسيار مهم است زيرا اينكه ما چه مي كنيم شايد در درجه اول مهم نباشد. اما گرماي زمين همچنان در حال وقوع است. در نتيجه به خودمان مي رسيم كه با اعمال و رفتارمان ضربات جبران ناپذير را بر محيط زيست وارد مي كنيم و هم خود را به تغافل در اين باره زده ايم.
* اما نمي توان همه مشكلات را بر گردن افراد بيندازيد؟
** اتفاقاً اين افراد هستند كه تشكيل دولتها را مي دهند و دولتها هستند كه بايد در اين خصوص همكاري كنند. با مشاهده بالا آمدن و افزايش سطح درياها براي مثال، دولتها مجبورند تصميم بگيرند كه تا كجا مي توانند به سيلابها و جاري شدن سيلها و اينكه در كدام قسمت جاري شود و يا كجا به كمكهاي مقابله با سيل محتاجند، اجازه جاري شدن بدهند. سؤال اين است كه آيا دولتها مي توانند با چنين تصميماتي مبني بر اينكه آيا براساس منافع ويژه اتخاذ مي كنند يا براساس منافع همه جانبه زيست محيطي وارد عمل شوند.
* اگر پذيرش و انطباق با محيط بسيار مهم است، پس چرا ما تا اين حد صحبتهاي بسيار كمي درباره آنها مي شنويم؟
** در واقع اين نگراني وجود داشت كه اگر سر و صداي بسياري درباره موضع انطباق با محيط زيست برپا شود، آن وقت مردم علاقه خود را در خصوص تغيير آب و هوا و تأثيرات آن از دست مي دهند. لذا چنانچه درباره انطباق با محيط زيست صحبت نكنيد، سپس مي توانيد با مردم از داستانهاي وحشتناكي صحبت كنيد كه آنها را تحريك كند. در نتيجه با مطرح شدن انطباق با محيط زيست، داستانهاي ترسناك انعكاس كمي دارند.




* نقش و سهم ال گور (كانديداي سابق رياست جمهوري آمريكا) را در اين بحث چگونه مي بينيد؟
** من به ال گور در كسوت يك مدافع محيط زيست بيشتر علاقه مندم تا به عنوان يك نامزد رياست جمهوري.
* آيا ما مي بايست در جهت تثبيت گاز CO2 در جو و اتمسفر بيشتر از اتحاديه اروپا و يا ديگر مراكز، متخصصان و توصيه هاي كارشناسان برنامه ريزي و فعاليت كنيم؟
** هر چه زودتر اين كار را بكنيد قطعاً قدمهاي بسياري را جلوتر برداشته ايد كه حتي در وقت و پول هم مي توانيد صرفه جوي كنيد و ما به يك چنين فرصتي نياز داريم. در حال حاضر ما آمادگي مواجهه با اين حقيقت را نداريم. به ويژه كه ما فاقد فناوري و سازمانهاي بين المللي هستيم. اگر كه اهداف بالاتري را مدنظر قرار دهيد، آن وقت به اندازه 20 تا 30 سال فرصت خواهيد يافت.
* آيا هيچ گونه همفكري با خود، در اطرافتان مشاهده كرده ايد؟
** آن چه را كه بسياري از اقتصاددانها بر آنها اصرار و پافشاري دارند، مي شود گفت تا حدودي با افكار من همخواني دارد. زيرا آنها نيز به دنبال پالايش كارخانه ها و توليدات خود براي صرفه جويي در انرژي و پرداخت هزينه كمتر براي آلوده نمودن محيط و حفظ و نگهداري محيط زيست مي باشند. در اين جا مي گوييم كه مي توانيد از مشتقات گازهاي گلخانه اي جلوگيري كنيد، اما نمي توانيد با سرعتي كه افرادي مثل من به دنبال حفظ محيط زيست هستند حركت كنيد. مهم اين است كه در پايان بخشيدن به گرماي سريع زمين و نيز درخواست يك برنامه تهاجمي اقدام شود.
* شما نيز سخن از اهميت جبران و پرداخت خسارتها كرده ايد. براي چه كسي يا چه كساني چنين صحبتي را داشته ايد؟ و منظور شما چه كساني هستند؟
** تغييرات آب و هوايي بسيار نامطلوب است. تأثير قوي آن متوجه كشورهاي ضعيفتر است كه فقيرترين نيز هستند. حال آن كه بسياري از كشورهاي ثروتمند كمتر از صدمات آن ضربه مي بينند. در عين حال آنهايي كه بيشترين صدمات را متحمل مي شوند، هيچ اقدام و تأثير منفي عليه زمين ندارند.

  


10 سؤال تايم از بنيانگذار دانشنامه «ويكي پيديا»؛
جيمي ولز: دانشنامه ما مانند قفسه باز كتابخانه است

 

سرويس ترجمه: جيمي ولز يكي از بنيانگذاران دانشنامه معروف «ويكي پيديا» مي باشد كه در اصطلاح علمي به آن «اوپن سورس» يا



منبع باز مي گويند. زيرا به صورتي سهل الوصول در اينترنت در دسترس همگان قرار دارد. او در گفتگو با تايم در خصوص اين دانشنامه و مسايل امروز متبلا به كاربران اينترنتي و استفاده از برخي منابع جعلي پاسخ گفته كه به اين شرح ارايه مي شود.
* ميان رشد سريع برخوردهاي تخريبي و استفاده از اسناد جعلي چگونه مي توان به دانشنامه «ويكي پيديا» به عنوان ابزار و وسيله اي با ارزش اعتماد كرد؟
** كليد اين مسأله، نگاه عميق به كيفيت عنوانهاي مورد نظر در جستجوگر مي باشد. كيفيت «ويكي پيديا» امروز در مقايسه با سه سال پيش بهبود زيادي پيدا كرده است. اما مردم نياز دارند كه حتماً از چگونگي تشكيل و تأسيس و راه اندازي آن از جمله ويرايش لغات حتماً آگاهي كامل داشته تا به نحوه به كارگيري آن و برخورد احتياط آميز مناسب دقت لازم را بكنند.
* چرا اسناد مربوط به «رايان جوردن» را كه يك ويراستار و در خصوص اسنادش دروغ گفته بود، حذف كرديد؟
** مجمع «ويكي پيديا» همچنان بر اساس اعتماد بسيار زياد بنا شده است. لذا هر گونه نقض و خدشه بر اعتماد موجود مشكل جدي است كه نمي توان از كنار آن به راحتي گذشت. موضوع «رايان جوردن» نيز ناراحت كننده است.
* آيا طرح و برنامه اي براي دسترسي آسانتر و قابل اعتمادتر به ويكي پيديا در نظر داريد؟
** قطعاً. ما بدنبال دستيابي و تهيه نرم افزارهايي هستيم كه ما را در ويراستاري هاي متناوب و هرازگاهي كمك كند تا حتي به آنهايي كه نمي شناسيم خدمات رساني كنيم. لذا هيچ كس در مجمع «ويكي پيديا» ديگر از رسم الخط سندباد استفاده نمي كند زيرا ديگر يك چنين روشهايي مردود شده است.
* آيا مي توانيد اطلاعات موجود در پروژه «ويكي پيديا» را به عنوان سهمي در اختيار داشته باشيد؟
** موتورهاي جستجوي جديد با مشكل و كمبود نقل و انتقال مواجه است. لذا، تمام نرم افزارهايي را كه ما به كار مي گيريم كاملاً باز است. مانند قفسه باز كتابخانه ها مي باشد و تمام منحني ها و نمودارها نيز منتشر خواهد شد.
* يك سياست جديد اطلاعات عمومي به نام كونسرو پيديا، راه اندازي شده تا با ويكي پيديا مقابله كند. چه اقداماتي براي مقابله با آن به كار بسته ايد؟
** فكر نمي كنم كه ما تنگ نظر باشيم. آن ها هستند كه جزمي مي انديشند.
* شش سال از افتتاح «ويكي پيديا» گذشته است. براي آينده چه برنامه اي داريد؟
** واقعاً روند رو به رشد آن بسيار هيجان آور و لذت بخش است. براي مثال، ويكي پيدياي عربي در طي 5سال به وسعت سايت بزرگ آلماني خواهد رسيد.
* چه چيزي در مردم شما را تا اين حد جذب كرده كه با اعتماد هر چه بيشتر به دنبال يافتن حقيقت و جمع آوري لغات باشيد؟
** نتايج همكاري مردم دليل اول اين مسأله است، كه ويرايشهاي اكثر «ويكي پيديا» با كمك آنها ميسر گرديده است. به ويژه زماني كه با برخي واژه هاي بسيار سخت و مشكل مواجه مي شديم كمكهاي مردم ما را به راه حلهاي مطلوب هدايت مي كرد.
* چه چيز مردم را به سوي استفاده از «ويكي پيديا» هدايت كرد؟ آيا توريسم و گردشگري در سايتها باعث اين امر شد؟
** خير. بلكه به دنبال درك و فهم لغات جديد و روابط روشنفكري و اجتماعي، آنها را به سوي «ويكي پيديا» هدايت نمود و مردم از ما تقاضاي مشاركت نكردند و ما همچنين توقعي نداشتيم.
* آيا براي دانشنامه خود پاياني را متصور شده ايد؟
** مگر براي ساير دانشنامه ها پاياني وجود دارد كه براي «ويكي پيديا» وجود داشته باشد؟
منبع: تايم

  


گزارش مؤسسه صلح پردانا درباره دكترين آمريكا از ترومن تا نومحافظه كاران

 

سرويس ترجمه:مايكل چسودوفسكي مشاور اقتصادي كشورهاي درحال توسعه و مشاور برنامه توسعه «ملل UNDP» بانك توسعه، سازمان بين المللي كار «ILO» سازمان بهداشت جهاني «WHO» و غيره است او داراي تأليفات زيادي در مورد جنگ يوگسلاوي مي



باشد و كتاب آخر او با عنوان «جنگ يا تروريسم» مي باشد كه در آن آمريكا را بنيانگذار سياست تروريسم و جنگ پروري در جهان معرفي كرده است. او از نخستين متفكراني بود كه بن لادن و نومحافظه كاران را به طور همزمان عامل حادثه 11سپتامبر معرفي كرد.
او در كنفرانس بين المللي سازمان صلح جهاني «پردانا» در بخش جرايم جنگي طي سخناني اظهار داشته است كه دكترين بازدارندگي هري ترومن كه به نام دكترين سدسازي در مقابل نفوذ كمونيسم روسي در منطقه خاورميانه به مورد اجرا گذاشته شد، در واقع هدفي جز غارت منابع نفتي خاورميانه نداشته است.
وي مي افزايد: پس از ترومن تا نيكسون و سياست دو ستوني آن كه ايران دوران شاه و عربستان سعودي را به ژاندارمهاي منطقه تبديل كرد نيز با هدف غارت منابع نفتي اين كشورها و ساير كشورهاي نفت خيز منطقه بوده است، با پيروزي انقلاب ايران نومحافظه كاران هدفشان شرايط منطقه به دوران قبل از جنگ سرد و قبل از فروپاشي رژيم شاه در ايران بود كه در اين راه ناكام ماندند، لذا با حمله به افغانستان و عراق تلاش دارند تا نفت از دست داده از ايران را با غارت منابع نفتي عراق جبران كنند و نيز از مسير افغانستان به آسياي ميانه و قفقاز براي نفوذ در اين منطقه نيز بهره برداري نمايند.
مايكل چسودوفسكي در ادامه درخصوص جنگ افروزي نفتي آمريكا مي افزايد: ديك چني معاون بوش در سال 2005 به قطر دستور داده بود براي برخورد با حمله احتمالي تروريستي ديگر پس از 11سپتامبر آماده شود كه طي آن 20 طرح پيچيده نظامي را بايد به تصويب برسانند. در اين طرحها از وقايعي كه منجر به ايجاد تلفات بسيار مي شود مانند كشتار غير نظاميان با تضمين حمايت افكار عمومي استفاده مي شود. مرگ غيرنظاميان جزو توجيهات اوليه دفاع از سرزمين آمريكا در برابر تروريستها عنوان شد، اما هدف اصلي غارت منابع نفتي كشورهاي خاورميانه و انرژي نهفته در آسياي مركزي است تا شايد بدين وسيله به تغيير نقشه سياسي خاورميانه نيز دست يابند.
لشكركشي آمريكا در خاورميانه و آسياي مركزي با هدف كنترل بيش از 60درصد منابع نفتي و گاز طبيعي جهان است. كشورهاي مسلمان شامل ايران، عربستان، عراق، كويت، امارات متحده عربي، قطر، يمن، ليبي، نيجريه، الجزاير، قزاقستان، آذربايجان، مالزي، اندونزي و برونئي ميان 3/66 تا 9/75 درصد كل ذخاير نفتي جهان را در اختيار دارند. در مقابل آمريكا تنها داراي 3درصد ذخاير نفتي جهان است. كشورهاي غربي شامل توليد كنندگان عمده نفتي چون كانادا، آمريكا، نروژ، دانمارك، استراليا روي هم رفته تنها كنترل 4درصد ذخاير نفتي جهان را در اختيار دارند. در اين ميان سهم عمده ذخاير نفتي جهان به منطقه اي مربوط است كه از يمن تا درياي خزر و از سواحل شرق مديترانه تا خليج فارس امتداد دارد.
جرايم جنگي آمريكا از فرداي پس از جنگ جهاني دوم كه با بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي شروع شد و صدها انسان بيگناه را به خاك و خون كشيد آغاز شد، به طوري كه جرايم جنگي اين دوران را بايد در نتايج مستقيم سياست خارجي و تبليغات نظامي آنان دانست. بمباران اتمي هيروشيما، آغاز داستاني بود كه به شكل گيري دكترين «اتمي مشترك» منجر گرديد كه در آن سلاحهاي اتمي در فرمولهاي كنوانسيوني «تحت قوانين بين المللي» مورد استفاده خواهند بود.
ترومن رئيس جمهور وقت آمريكا در نطق راديويي 9 آگوست 1945 براي توجيه كشتار هيروشيما آن را به عنوان پايگاه نظامي معرفي كرده بود. ترومن گفت: من اعلام مي كنم كه جهان متوجه خواهد شد كه نخستين بمب اتم در پايگاه نظامي هيروشيما استفاده شد و ما با اين پيش دستي از كشتن غيرنظاميان ديگر جلوگيري كرديم.
از دوران ترومن تاكنون جنگهاي بي دليل (كره، ويتنام، كامبوج، افغانستان، عراق و يوگسلاوي) در اشكال گوناگون مداخله نظامي آمريكا به وقوع پيوسته و جنگهاي داخلي زيادي در كنگو، آنگولا، سومالي، اتيوپي و سودان، شيلي، گواتمالا، هندوراس، تايلند، آرژانتين، اندونزي و فيليپين رخ داده كه با مداخلات نظامي آمريكا همراه بوده است. بنابراين ريشه هاي استراتژي «جنگ طولاني» آمريكايي را در شعارهاي بوش كوچك بايد در تداوم دكترين ترومن ديد كه براي نخستين بار از 1948 توسط جورج كنان مشاور سياست خارجي ترومن اعلام كرد. به طور كل آمريكا در اين مدت به 44كشور به طور مستقيم يا غير مستقيم حمله كرده است. مواضع كنان در 1948 را بايد ادامه تبديل سياست خارجي آمريكا از سياست مهار به جنگ مشترك دانست. اين استراتژي بيان مي كند كه آمريكا بايد سلطه اقتصادي و استراتژيك خود را با توسل به ابزار نظامي حفظ كند. متأسفانه سيستم سازمان ملل هم به عنوان يك نهاد بين المللي مستقل و با نفوذ، از همان ابتداي شكل گيري آن در سال 1946 به عنوان بازويي در خدمت سياست خارجي آمريكا بوده است. در آن زمان جورج كنان گفت: به طور معمول سازمان ملل هدفهاي مفيدي دارد. اما پيش از آن كه بتواند مشكلي را براي آمريكا برطرف سازد، مشكلات پديده آمده باعث شده تا تلاشهاي ديپلماتيك ما را تاحد زيادي پراكنده نمايد. لذا استفاده از اكثريت سازمان ملل براي هدفهاي بزرگ سياسي سلاحي است كه ممكن است روزي به سوي خودمان هم نشانه رود.
هر چند هم اكنون آمريكا ظاهراً همگام با جامعه بين الملل است، اما به ندرت زير بار افكار عمومي در سازمان ملل رفته و در سالهاي اخير نيز تلاش كرده تا آن را در حد يك مؤسسه اداري تنزل دهد. از زمان جنگ اول خليج فارس، سازمان ملل تنها نقش يك مهر پاك كننده يا پاك كن را اجرا كرده است. اين سازمان چشم خود را بر روي جرايم جنگي آمريكا بسته است.
به قدرت رسيدن نومحافظه كاران و دولت بوش را بايد اوج چارچوب سياست خارجي پس از جنگ دانست كه پايه و زمينه را براي ايجاد روشهاي ديكتاتور تأسيس اتاقهاي شكنجه، كمپهاي نظامي و استفاده گسترده از سلاحهاي ممنوعه آماده كرده است. كودتاهاي نظامي تحت حمايت «سيا» در آمريكاي لاتين و آسياي جنوب شرقي، هدف همه آنها ميان استيلاي نظامي و حاكميت اقتصادي آمريكاست كه فرمول اوليه آن در دكترين ترومن نهفته بوده است. به طوري كه جنايات جرايم جنگي آمريكا به مرگ بيش از ده ميليون نفر منجر شده و اين آمار مستقيماً توسط نظام حاكم بر ايالات متحده صورت گرفته است كه برخي از آنها عبارتند از:
1950-1953 جنگ كره كه در 37 ماه حدود يك سوم جمعيت 8/9ميليوني خود را از دست داد.
1954-1957 جنگ ويتنام كه تلفات انساني آن حدود چهار ميليون نفر بوده است به طور كلي تلفات جنگ ويتنام تا 13درصد جمعيت 38ميليوني اين كشور از بين رفت.
اندونزي در سالهاي 1960-1965 از سوي نيروهاي آمريكا آماج حملات واقع شد و يكي از بزرگترين كشتارهاي قرن را درپي داشت. طبق گزارش مستقيم سيا، درخصوص جنايات صريح آمريكا ناشي از شورش حاميان حزب كمونيسم اندونزي I.K.P به قدري گسترده بود كه تاريخ آن را فراموش نكرده است. عراق از 2003 تاكنون بيش از 650هزار كشته درپي داشته است. جنگ كنگو 1998-2000 كه همزمان با سودان صورت گرفت، فقط در كنگو بيش از 8/3ميليون نفر كشته شدند كه تحت حمايت آمريكا صورت گرفت. در سودان طي جنگ داخلي هجده ساله، بيش از 2ميليون نفر قتل عام شدند.

نومحافظه كاران و خاورميانه اي كه باتلاق بوش شد
به نقل از سايت معتبر گلوبال ريسرچ حاكي است دولت بوش- چني، نخستين رژيم نومحافظه كار آمريكاست به طوري كه اين رژيم تنها ظرف چند سال، لايحه حقوق استقلال قوا و كنوانسيون ژنو را به هم ريخته و باقي مانده آبروي آمريكا را نيز با نابودي دو كشور مسلمان عراق و افغانستان و قتل عام هزاران مسلمان غيرنظامي از بين برده است.
سايت گلوبال ريسرچ در ادامه مي افزايد: اين تجاوزات فوق العاده به قانون اساسي آمريكا، حقوق بين الملل و جهان اسلام ناشي از تفكرات چند ايدئولوژيست مانند «ديك چني»، دونالد رامسفلد، لوئيس ليبي، داگلاس فيث، پل ولفوويتز، ريچارد پرل، اليوت آبرامز، جان بولتون، فيليپ زليكوف و دادستان كل «گونزالس» است. اين افراد، مهمترين چهره هايي هستند كه سياست خارجي آمريكا را در اختيار دارند و از سوي رسانه هاي حامي خود چون «ويكلي استاندارد»، «نشنال ريويو»، «فاكس نيوز»، «نيويورك تايمز»، «سي ان ان» و «وال استريت ژورنال» نيز حمايت مي شوند و نيز حمايت برخي بنگاههاي فكري مانند مؤسسه آمريكن اينترپرايز را به همراه دارند.
اما چرا آمريكا تريليونها دلار صرف اين جنگها مي كند؟ پاسخ در اين است كه نومحافظه كاران درست مانند اسلاف خود، ژاكوپن هاي انقلاب فرانسه، بلشويكهاي انقلاب كمونيستي شوروي و سوسياليستهاي ملي انقلاب هيتلر، بر اين باورند كه داراي حق انحصار تحميل برتري خود بر ديگر جهانيان هستند. ماجرا جويي نومحافظه كاران در خاورميانه به دليل نفت و اسراييل آغاز شد كه اتحاد نزديكي با آن دو دارند و هر دو هم در خاورميانه هستند.
از سال 1996 حضور ريچارد پرل و جمع شدن غيرمعمول نومحافظه كاران اين ايده را به وجود آورد كه تمام دشمنان اسراييل بايد نابود شوند كه متشكل از كشورهاي مسلمان خاورميانه و جهان اسلام بودند. حال آن كه دهه هاي متمادي اسراييل مشغول دزديدن فلسطين از فلسطينيان بود تا اينكه امروز چيز زيادي از اين كشور بزرگ اسلامي باقي نمانده است. لذا آمريكا و اسراييل، ايران و سوريه را متهم به تقويت مقاومت فلسطيني ها عليه دزديهاي اسراييل كرد.
نومحافظه كاران به دنبال يك واقعه «پرل هاربر» ديگري هستند تا پس از 11سپتامبر آن را گسترش دهند، به دنبال بركناري جان نگروپونته از رياست كميته 11سپتامبر، فيليپ زليكوف، مسؤول اين كميته شد تا مطمئن شوند هيچ واقعيت خطرناكي فاش نشود. لذا نومحافظه كاران كه از كمك بزرگ رسانه ها، مسيحيان نوانجيلي و پرچم داران فوق ميهن پرست و مجموعه هاي صنايع نظامي نيز سود مي برند، اما اين واقعيت ها نيز نتوانست آنها را از شكست نجات دهد لذا مردم آمريكا كه متوجه جنگ تجاوز گرايانه، زير لواي جنگ عليه تروريسم شدند، دموكراتها را به كنگره فرستادند تا ترمز جنگ افروزي نومحافظه كاران را بكشند، ولي آنها نيز به دليل نفوذ لابي هاي صهيونيستي چون آييك در اين كار توفيقي به دست نياوردند.

افشاگري نيويورك سان
مؤسسه صلح پردانا PERDANA درخصوص روابط دموكراتها با لابيهاي صهيونيست و نفوذ لابيهايي چون آييك با استناد به گزارش افشاگرانه روزنامه نيويورك سان مي نويسد چندي پيش روزنامه نيويورك سان، روزنامه نومحافظه كاران آمريكا، گزارش قابل توجهي از اجلاس آييك منتشر كرد كه در آن هيلاري كلينتون و جان ادواردز، سخنان مهمي را به زبان آوردند كه نشان از حمايت آنها از لابيهاي صهيونيستي چون آييك و حمايت مالي آييك از نامزدهاي انتخاباتي است كه عبارت هستند از اينكه زماني كه نوبت همايشهاي سرنوشت سازي مانند انتخابات 2008 فرا مي رسد، فشارهاي زيادي بر نامزدهاي مهم وارد مي شود تا نگذارند ديگر رقبا جاي آنها را بگيرند.
اين امر نشان دهنده اين مطلب است كه نامزدهاي رياست جمهوري چه دموكراتها و چه جمهوريخواهان تا چه اندازه روي جامعه حامي اسراييل بويژه دلارهاي انتخاباتي آنان حساب باز كرده اند. روزنامه سان تأكيد مي كند كه جذب حمايت گروههاي يهودي نيويورك و نحوه رفتار اين گروهها با نامزدهاي حامي تشكلهايي كه معروف به حامي اسراييل هستند، براي نامزدهاي انتخاباتي تا چه ميزان حياتي است.
«هانك شين كاف» از اعضاي تشكيلات انتخاباتي بيل كلينتون در دوم رياست جمهوري وي مي گويد: شما بايد براي جذب دلارهاي اين گروهها، خود را به مسايل مهم آنان علاقمند نشان دهيد و مهمترين مسأله اين گروههاي صهيونيستي غارت نفت خاورميانه و موضعگيري عليه ايران است.
منبع: گاردين

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com