تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ديدگاه
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-04-29
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 9اردیبهشت ماه 1386

[ هنری ]
 * گفتگو با آناهيتا همتي- بازيگر سينما و تلويزيون ؛ از تئاتر به سينما رسيدم
 * درباره «آپوكاليپتو» فيلم جديد مل گيبسن و حواشي اش ؛ اينك آخر الزمان!
 * با تقدير از بازيگر خردسال «ميم مثل مادر»؛
بيست و يكمين جشنواره  فيلم كودك و نوجوان آغاز مي شود
 * رعايت حقوق پديد آورندگان اثر؛به فيلمسازها كمك كنيم نه قاچاقچي ها!
 * تعطيلي تنها جايزه  عكس مطبوعاتي ايران ؛جايزه مهم نيست، نگاه حرفه اي مهم است
 * آواز «شجريان» از امروز در اروپا طنين انداز مي شود
 * قيصر امين پور ادبيات معاصر را بررسي مي كند
 * مراسم يادبود «كورت ونه گات» در زادگاهش برگزار شد
 * رضاداد:«گروه سينماهاي كودك و نوجوان» امسال احيا مي شود
 * واحد شعر و موسيقي صداوسيمايخراسان رضوي واحد برتر مراكز استانها شد
 * گزارشي از فيلمهاي اول هفته  سيما

گفتگو با آناهيتا همتي- بازيگر سينما و تلويزيون ؛ از تئاتر به سينما رسيدم

 

* مليحه پژمان

آناهيتا همتي متولد سال 1352 تهران است و مدرك ديپلم تجربي دارد. او پس از گذراندن دوره آموزش بازيگري در اداره تئاتر با نمايش



«تنبورنواز» فعاليت حرفه اي اش را در سال 72 آغاز كرد. در سال 74 در كنار فعاليتهاي تئاتر، با مجموعه تلويزيوني «دبيرستان خضرا» به تلويزيون راه يافت.
پس از آن در مجموعه هاي متعددي چون: بهشت گمشده، كهنه سوار، امواج جادويي، سالهاي خاكستري، پدرخوانده، چراغ جادو، خانه به دوش، ترش و شيرين و...ايفاي نقش كرد و با فيلم «پوپك طلايي» به جمع بازيگران سينما پيوست.
پس از آن در فيلمهايي چون «عشق كافي نيست»، «دختري به نام تندر»، «قلبهاي ناآرام» و... حضور سينمايي اش را پررنگ تر نمود.
در نوروز امسال هم شاهد حضور وي در سريال «ترش و شيرين» كاري از شبكه سوم سيما بوديم.
به همين بهانه، سراغي از او گرفتم و او دعوتم را براي الوسلام به گرمي قبول كرد. از «همتي» خواستم از حضور اوليه اش در عرصه هنر بيشتر بگويد كه اين طور شروع كرد: «از نوجواني به بازيگري تئاتر علاقه داشتم و چون در اين زمينه آموزش ديده بودم، مي دانستم كه بازيگر خواهم شد، اما روي تلويزيون يا سينما حساب نمي كردم. به هر حال، آقاي خواجويي براي مجموعه «دبيرستان خضرا» از چند بازيگر تست گرفتند و چند نفر از آنها به عنوان بازيگران اصلي مجموعه انتخاب شدند كه همچنان فعاليت دارند: بازيگراني مثل مريلا زارعي، افسانه ماهيان، رؤيا خليلي، تبسم حائري و مونا زاهد. به هر حال، آموزش اصول بازيگري و ماندگاري در اين عرصه را مديون آقاي خواجويي هستم. چون كار ما در آن سريال 9 ماه طول كشيد و چون در نقش دانش آموز بازي مي كردم، تجربه بازيگري هم مثل يادگرفتن درس بود.»
«همتي» در پاسخ به اين سؤال كه چرا ديگر در تئاتر فعاليت ندارد، مي گويد: «خيلي دوست دارم، بار ديگر به تئاتر برگردم، اما فرصت چنداني ندارم. كار در تلويزيون فرصت زيادي را از من مي گيرد و ديگر وقتي براي تئاتر برايم نمي ماند»
همتي در مورد علاقه اش به بازيگري مي گويد: «اگر قرار باشد ديگر بازي نكنم، ديوانه مي شوم. اين حرفه را به شدت دوست دارم، چون در اين حرفه شخصيتهاي متفاوتي را تجربه كرده ام و به نوشته ها جان داده ام. از طرفي، براي بازيگر شدن و ماندن خيلي زحمت كشيده ام و پله پله جلو رفته ام، پس ارزش آن را مي دانم. خيلي از آموخته هايم را مديون تئاتر هستم و همان تجربه هاي خوب را به تلويزيون و سينما آورده ام.»
«همتي» چند سال پي در پي با گروه رضا عطاران در سريالهاي جذابي ايفاي نقش كرده است. در مورد نقشهايش در اين سريالها مي گويد: « از كار كردن با اين گروه لذت مي برم. طنزهاي عطاران، طنزهاي موقعيت است و البته صميمانه و نزديك به واقعيت. او در ميان مردم زندگي مي كند و در همه شرايط به دنبال سوژه هاي ناب است و هر وقت ديگر هم در سريالي به من نقشي پيشنهاد كند، با كمال ميل قبول مي كنم.»
«همتي» رمز موفقيت و ماندگاري در عرصه بازيگري را تلاش مي داند و در ادامه مي گويد: «البته، بعضي افراد تنها با رابطه و شانس وارد اين عرصه مي شوند. اما به همان سرعتي كه مشهور مي شوند افول مي كنند.»
از «همتي» مي پرسم هنوز هم كارتون تماشا مي كند كه مي گويد: «بله! و كارتون بيشتر از هر فيلمي در من تأثير داشته است. به عقيده من، زيباترين تصاوير، طراحي صحنه، داستان پردازي، كارگرداني و... را در كارتونها مي شود ديد. من بيش از 50 يا 60 فيلم كارتوني دارم و هر فيلم كارتوني تازه اي كه ببينم، مي خرم. البته كارتونهاي والت ديسني را ترجيح مي دهم. اين كارتونها خاطرات زيادي را در ذهنم تداعي مي كنند.»
گويا گفتگوي ما خيلي طولاني شده؛ چون از «همتي» قول يك مصاحبه 10 دقيقه اي گرفته بودم و بايد خداحافظي كنم. از او مي خواهم ما را به يك يادگاري شيرين مهمان كند، كه مي گويد:
«افتادگي آموز اگر طالب فيضي
هرگز نخورد آب، زميني كه بلند است»

  


درباره «آپوكاليپتو» فيلم جديد مل گيبسن و حواشي اش ؛ اينك آخر الزمان!

 

* وحيد ضرابي نسب

آپوكاليپتو Appocalypto
فيلمنامه نويسان: مل گيبسن، فرهاد صفي نيا
كارگردان: مل گيبسن
مدير فيلمبرداري: دين سملر
تدوين: جان اسميت
صداگذاري و جلوه هاي صوتي: كامي عسگر
بازيگران: ردي يانگ بلاد، جاناتان بروئر، داليا هرناندز و...
محصول 2006، 137دقيقه
* * *




اول)
براي ديدن «آپوكاليپتو» هيجان و انتظار خاصي داشتم، از آن نوع هيجاني كه حتي براي تماشاي آثار بزرگان دوست داشتني چون كاپولا، وندرس، اسكورسيزي، ايناريتو و وودي آلن هم كمتر پيدا مي كنم. علتش هم فقط و فقط خود «مل گيبسون» بود. به نظرم در اين سيستم فيلمسازي ماشيني و تعريف شده و با برنامه هاليوود، او يكي از معدود كساني است كه بلد است همه چيز را به هم بريزد و يك محصول مستقل شخصي خلق كند. به علاوه، آن قدر همين دو كار قبلي اش از نظر فرم، ساختار و محتوا قوي و حرفه اي بوده اند كه دلت را براي تماشاي يك اثر هيجان آور و مرعوب كننده ديگر صابون بزني ! بخصوص براي من و خيلي هاي ديگر كه «مصايب مسيح»، اتفاق دهه شد و بارها جسارت و انديشه هاي گيبسن را ستوديم.
مي دانستم كه اين يكي هم با زباني غير از انگليسي ساخته شده (و اين به دليل داشتن زيرنويس انگليسي خيلي به مذاق ما خوش خواهد آمد!) و باز بازيگر «مكس ديوانه» و «اسلحه مرگبار» سراغ يك سوژه ناب رفته است. اين بار نه جدال اسكاتلندي و انگليسي ها به نمايش در مي آمد و نه 12ساعت آخر زندگي عيسي مسيح، بلكه قرار بود برويم به دل جنگل هاي آمريكاي مركزي و شاهد آخرين روزهاي حيات «قوم مايا» باشيم.
پس قبول مي كنيد كه همه چيز «آپوكاليپتو» آن قدر وسوسه انگيز بود كه چند ماه قبل از اكران منتظر دوستي باشي تا يك كپي آن را هديه بدهد! تازه اين جداي از قصه هاي حاشيه اي مثل كنار كشيدن خيلي از استوديوهاي هاليوود در كمك به گيبسن به خاطر اظهارات ضد يهودي، پيدا نكردن پخش كننده و البته حضور پر رنگ دو ايراني در فيلم بود.
دوم)
يكي از دوستان سينمايي و منتقدان خوب كه فيلم را ديده بود، نكته جالبي را برايم گفت: «صحنه به صحنه كه فيلم جلو مي رفت عجيب اتفاقات و تصادفهاي فيلم شبيه كارهاي وطني خودمان شده بود. مدام با خودم مي گفتم يعني چه شده كه هاليووديها از روي دست سريال آبكي ما و فيلم هاي بي در و پيكر ايراني كپي زده اند و تمام ماجراها بر حسب اتفاق و قضا و قدر جلو مي رود. البته وقتي تيتراژ آخر فيلم را ديدم، همه چيز را تا آخر گرفتم. فيلمنامه كار يك ايراني بود!»
البته من خيلي هم با اين نگاه موافق نيستم، اما اين اظهار نظر را بگذاريد مثلاً كنار اين جمله يكي از مشهورترين منتقدان سينماي ايران: «آپوكاليپتو يك فيلم حيرت انگيز است، به مفهوم مطلق. فيلمي منحصر به فرد و بي نظير. بي نظير يعني كه هيچ فيلمي شبيه آن نمي شناسم».
اين ها را گفتم تا بدانيد آخرين فيلم گيبسن هم موافقان صد درصد و طرفداران درجه يكي دارد كه در تحسين «آپوكاليپتو» جمله ها نوشته اند و هم مخالفان سفت و سخت و معترضان نه چندان كمي كه آن را يك اثر ضعيف و بي چفت و بست حتي بدتر از آن، يك دروغ تاريخي مي نامند. اما به نظر شما چرا گيبسن در آخرين اثرش نتوانسته مثل دو كار قبلي اش همه را راضي كند؟
بيايم و موشكافانه تر به فيلم نگاه كنيم. «آپوكاليپتو» يك روايت تاريخي است از تمدن مايا كه طبق اسناد موجود، جزو بزرگترين اقوام باستاني جهان به شمار مي روند. مايا از هزار سال پيش از ميلاد مسيح شكل گرفت و گرچه همين الان هم مي شود رگه هايي از بومي هاي به جا مانده از اين قوم را در شمال آمريكاي مركزي يافت، اما در قرن 13 و 14 ميلادي آنها به دلايل مختلف از هم پاشيدند و درواقع چراغ اين تمدن نيز خاموش شد.
مي گويند بين سالهاي 200 تا 900 ميلادي هيچ تمدني مثل مايا پرشكوه و در اوج نبوده است. معماري ماياها هنوز هم اعجاب آور است و باقي مانده آثار ساخته شده در آن سالها (دوران اوج) نشان از قدرت و ذكاوت آنها در هنر معماري دارد. همچنين تاريخ نشان داده نظام اجتماعي و حكومتي آنها نيز بسيار پيشرفته و بر پايه تقسيم بنديهاي مذهبي و طبقاتي بوده است، هرچند هيچ گاه در زبان خواندن و نوشتن، زراعت يا حمل و نقل نتوانستند تحول خاصي براي خودايجاد كنند. ماياها هم مانند يونانيان باستان چندين خدا را مي پرستيدند و خدايان هم مثل فصلها برايشان عوض مي شدند (خدايان خوب و بد) اما تفاوت آنها با همتايان اروپانشين خود در قرباني كردن بود. اقوام مايا به شدت به مراسم قرباني معتقد بودند و از حيوانات گرفته تا انسانها را براي راضي كردن خدايان سر مي بريدند.
اما چرا «مايا» زوال يافت؟ البته در اين مجال فرصت پرداختن به تاريخچه اين سقوط نيست، اما در چند جمله مي توان گفت همين مراسم قرباني كردن باعث چند دستگي بين طبقات مايا و در نهايت شورش طبقات پايين دست شد.
قحطي، بيماري و هجوم اقوام ديگر باعث مي شد مردم به خدايان بي شمارشان دست آويزند و براي همين قرباني هاي بيشتري بدهند كه معمولاً قرباني ها هم از دهكده هاي ديگر و طبقات پايين بود. گرچه دلايل ديگري از جمله ورود اسپانيايي ها يا جنگهاي مذهبي داخل قومي، تمام شدن منابع غذايي و... نيز براي انهدام قوم مايا ذكر مي شود.
سوم)
«آپوكاليپتو» قصه روزهاي آخر تمدن ماياست، آن هم در سراشيبي تند سقوط. فيلم پس از يك شوك جالب كه با شوخي هايي بدوي و وحشيانه همراه است، (و گيبسن چه قدر در همين بدوي كردن صحنه ها و حتي طنزها موفق عمل كرده) گروهي از مردان جنگجو به قبيله «پنجه پلنگ» حمله مي كنند و مردان و زنان را به بردگي مي گيرند (البته به جز آنهايي را كه وحشيانه به قتل مي رسانند) «پنجه پلنگ» مي تواند همسر حامله و فرزندش را در درون يك چاه پنهان كند، اما خودش به اسارت گرفته شده و پدرش كشته مي شود. آنها در مسير راه به كودكي مبتلا به بيماري كشنده بر مي خورند كه پيش بيني مي كند قوم مهاجم به زودي نابود مي شود.
وقتي اسيران به شهر مي رسند زنان را براي بردگي مي فروشند و مردان را به قربانگاه مي برند و يكي يكي در مراسمي خاص (و جالب) سر مي برند، اما «پنجه پلنگ» و عده اي ديگر به كمك كسوف از مرگ نجات مي يابند.
پس از اين اتفاق، يكي از سران جنگي مهاجمان تصميم مي گيرد يك بازي با نجات يافتگان انجام دهد، اما «پنجه پلنگ» با كشتن پسر او از اين بازي فرار مي كند، هرچند بشدت مجروح شده است، از اين به بعد تعقيب و گريز «پنجه پلنگ» است با مهاجمان كه در نهايت به قتل يكي يكي آنها! و نجات زن و فرزندش از آن چاه مي انجامد.
بله، قصه تكراري است و شايد ده ها بار از اين قبيل را روي پرده ديده ايد، اما اين يكي فرق مي كند. به نظر من فيلم تا جايي كه «پنجه پلنگ» از آن بازي مي گريزد، تحسين برانگيز است. هم از نظر فرم و هم محتوا. قصه كم نقص و هيجان برانگيز است و مخاطب را با خودش مي كشاند. اما مهمتر از روايت نوع اجراي آن است. حالا ديگر مي توان ادعا كرد مل گيبسن همانقدر كه بازيگر بزرگي است كارگردان بزرگي هم هست. كار او در تك تك صحنه هاي «آپوكاليپتو» مثال زدني است كه تبحر صاحب اثر را به رخ مي كشد. قاب بندي و دكوپاژ، استفاده درست از لوكيشن، حركات دوربين، كارگرداني صحنه هاي تعقيب و گريز و... فيلم را موفقترين اثر كارگردان از لحاظ فرم بصري و ساختار تصويري مي نماياند. البته در كنار هوش و توانمندي گيبسن، فيلمبرداري دين سملر را هم بايد ستود. فقط كافيست صحنه آبشار را به ياد بياوريد تا بفهميد او يكي از سخت ترين و قشنگترين پلانهايي كه در يكي دو سال اخير ديده ايد را جلوي رويتان قرار داده است.
البته كاش دوربين مورد استفاده را هم مي ديديد ! چندي قبل عكسي از مل گيبسن در كنار دوربينهاي دفينيشن جنسيس در پشت صحنه همين فيلم ديدم و باور كنيد هنوز نمي توانم وجود چنين دوربين حجيم، پيشرفته و پر دم و تشكيلاتي را باور كنم. (اين دوربين جزو دسته دوربينهاي ديجيتال است. يعني 35ميلي متري نيست) علاوه بر اين، چهره پردازي، طراحي لباس و انتخاب نقاشي ها و تزئينات بدن مايايي ها و البته انتخاب بازيگران آنقدر جالب است كه به قول يكي از منتقدان آمريكايي «چهره هاي خارق العاده كه تاكنون روي پرده سينما نديده ايم».
اما شايد بارزترين نكته فيلم خشونت آن باشد. «گيبسن» ثابت كرده عاشق خشونت و به تصوير كشيدن آن روي پرده سينماست و هرچند «آپوكاليپتو» خشونت «مصايب مسيح» را ندارد (البته خشونت اين دو فيلم اصلاً از نظر نوع و جنس قابل مقايسه نيستند)، اما او هيچ ابايي از نمايش انواع و اقسام صحنه هاي خشن و پر خون و بدنهاي مثله شده و بومي هايي كه تكه پاره مي شوند ندارند.
باز رجوع كنيد به صحنه عالي افتادن «پنجه پلنگ» داخل آن جسدهاي فاسد شده و بي سر كه تكان دهنده ترين بخش فيلم و يكي از به يادماندني ترين سكانسهاي چند سال اخير است. يا نماهاي مربوط به قرباني كردن يا مرگهاي پياپي با دلخراش ترين نماها...
البته معتقدم جايي كه قصه به تعقيب و گريز «پنجه پلنگ» و مهاجمان توي جنگل مي پردازد، به قول همان دوست عزيز خيلي «اتفاقي» است. حالا ديگر حيوانات مثل مار و زنبور نيز به كمك مي آيند و آب و آبشار هم، تا قهرمان قصه ما نبرد را ببرد. گرچه مي توان اين قضيه را كمك طبيعت خواند، (همان طور كه خورشيد «پنجه پلنگ» را از مرگ نجات داد) اما اين كه مردي زخم خورده با يك جاي نيزه بزرگ توي شكم كيلومترها بدود و تعقيب كنندگانش را مثل آب خوردن از سر راه بردارد و از آخر زن و فرزندانش را سالم بيابد، براي ما يادآور سريالهاي وطني است!
در نهايت مل گيبسن با هدف ساخت يك فيلم اكشن تعقيب و گريزي اين بار قوم مايا و جنگلهاي آمريكاي مركزي را در 5 قرن پيش نمايش مي دهد و ضمن ارايه يك اثر خوش ساخت، استاندارد و مهيج با جلوه هاي بصري تحسين برانگيز و خشونتي ذاتي يك حرف مي زند: «بشر امروز بايد مراقب و مواظب تصميمها و حركات خود باشد تا مثل اقوام مايا به دست خودش نابود نشود» همانطور كه اول فيلم از قول ويل دورانت مي آورد: «هيچ تمدني از بيرون مغلوب نمي شود، مگر آنكه از درون نابود شده باشد».

  


با تقدير از بازيگر خردسال «ميم مثل مادر»؛
بيست و يكمين جشنواره  فيلم كودك و نوجوان آغاز مي شود

 

آيين گشايش بيست و يكمين جشنواره بين المللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان، امروز در سالن مجتمع ابن سيناي شهر همدان برگزار مي شود.




به گزارش ايسنا، طبق اعلام برپاكنندگان اين مراسم قرار است با يادي از زنده ياد رسول ملاقلي پور با حضور گلشيفته فراهاني از بازيگر خردسال فيلم «ميم مثل مادر» علي شادمان تقدير  شود.
نمايش كليپهايي در مورد هياتهاي داوري و بخشهاي مختلف جشنواره كه توسط هنرمنداني چون مسعود شامحمدي، سهيل نوروزي، جمعفر مالمير و آلن غازاريان ساخته شده از ديگر بخشهاي مراسم افتتاحيه بيست و يكمين جشنواره بين المللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان است، همچنين در اين مراسم از هيأتهاي انتخاب جشنواره قدرداني خواهد شد.
بيست و يكمين جشنواره بين المللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان از 10 تا 14 ارديبهشت ماه سال جاري در همدان برگزار مي شود. 77 فيلم بلند و كوتاه ايراني و خارجي در نخستين روز (دوشنبه) جشنواره بين المللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان در همدان روي پرده مي رود.

  


رعايت حقوق پديد آورندگان اثر؛به فيلمسازها كمك كنيم نه قاچاقچي ها!

 

* سيد مصطفي حسيني راد
Mh27rad@yahoo.com
رعايت حقوق پديد آورندگان اثر،حق مالكيت معنوي، قانون نسخه برداري يا كپي رايت، قانوني است كه سالهاست در كشورهاي مختلف جهان اجرا مي شود.




كشورهايي كه براي توليدات فرهنگي خود اهميت بيشتري قايلند با قيد و بندهاي محكمتري اين قانون را اجرا مي كنند و در همين راستا با متخلفان نيز برخوردهاي شديدتري صورت مي گيرد.
در كشور ما نيز چندي است كه بحث حق مالكيت معنوي آثار، قانونمند شدن و اجراي آن مطرح شده ولي تا به امروز، نظام قانوني و اجرايي مشخصي براي آن تدوين نشده است.
هم اينك، چه دستگاههاي انتظامي و چه دستگاه قضايي در برخورد با افرادي كه حقوق پديدآورندگان آثار هنري و فرهنگي را نقض كرده اند دچار ابهام و بلاتكليفي هستند و عدم تعريف شفاف از چنين جرمهايي و نحوه برخورد حقوقي و قضايي با آن، مهمترين مشكل در اين زمينه به شمار مي رود.
سينما، عوامل و توابع آن - مثل مؤسسه رسانه هاي تصويري - جزو صنفهايي هستند كه بيشترين صدمات مالي را به واسطه پديده قاچاق و كپي غير قانوني آثار فرهنگي متحمل مي شوند. اين مسأله موجب زيانهاي سنگيني براي فعالان اين صنفها مي شود و گاه درصد بيشتري از درآمد حاصل از فروش فيلمها را به جيب قاچاقچيان ريز و درشت اين عرصه واريز مي كند. درآمدي كه حق واقعي توليدكننگان اين آثار است و مي تواند باعث سرمايه گذاريهاي بيشتر در سيستم توليد فيلم در كشور و حركت روانتر چرخهاي سينما شود.
طي سال گذشته و با رونق گرفتن نسبي گيشه در سينماي ايران، سارقان و كپي كنندگان غيرمجاز فيلمها هم پركارتر شده اند و تلاش مي كنند با سرعت بيشتري كار غير قانوني خود را انجام داده و پول بيشتري به جيب بزنند. در حال حاضر شرايط به  گونه اي است كه بسياري از فيلمها هنوز به اواسط دوره اكران نرسيده كپي غيرقانوني شان وارد بازار مي شود و به تهيه كنندگان فيلم زيان وارد مي كند.
بي ترديد ادامه اين روند مي تواند سرمايه گذاري در حوزه سينما را با خطر جدي مواجه و توليدكنندگان را از ادامه فعاليت در اين عرصه منصرف كند.
اما در همين راستا چند روز پيش رسانه ها از طرح تشديد برخورد با سرقت و توزيع غير قانوني فيلم خبر دادند. در اين طرح كه در سطح گسترده با همكاري نيروي انتظامي و قوه قضائيه در سراسر كشور اجرا مي شود تلاش مي شود با برخورد با متخلفان و تضييع كنندگان حقوق معنوي فيلمها، جلوي فعاليت سوءاستفاده كنندگان گرفته شود.
از سويي با توجه به اينكه قوانين فعلي در اين حوزه مربوط به سالهاي خيلي دور است و امروز كارايي لازم را ندارد، ضرورت تدوين و تصويب قوانين جديد و كارآمد بيش از پيش احساس مي شود.
در اين راستا تشكيل ستاد مبارزه با قاچاق فيلمهاي سينمايي، متشكل از نمايندگان وزارتخانه هاي كشور، اطلاعات، فرهنگ و ارشاد اسلامي، قوه قضائيه و نيروي انتظامي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، حركت خوبي است كه مي تواند زمينه هاي قانوني و اجرايي لازم براي برخورد با متخلفان را فراهم كند.
اما «برخورد» هميشه آخرين راه حل است و هيچگاه بهترين و كاملترين راه نيست. بدون شك فرهنگ سازي و اطلاع رساني به مردم از طريق رسانه ها و مطبوعات، نقش عمده اي در كاهش پديده قاچاق و توزيع غير قانوني فيلمها دارد.
اگر تك تك افرادي كه با نازلترين قيمت، كپيهاي غير مجاز فيلمها را خريداري مي كنند آگاه شوند كه خريد آنها به قيمت ضرر و زيان صاحب اثر و فربه تر شدن روزافزون قاچاقچيان تمام مي شود و از سويي اگر بدانند نه گفتن آنها به توزيع كنندگان كپيهاي غير قانوني فيلمها و خريد نسخه هايي كه به صورت قانوني و با رعايت حقوق توليدكنندگان عرضه شده، باعث تقويت سينما و توليد فيلمهاي بهتر و بيشتر مي شود، مطمئناً به سمت تهيه نسخه هاي قانوني فيلمها مي روند.
بنابراين فرهنگ سازي به عنوان اولين عامل و برخورد مؤثر و قاطع با متخلفان به عنوان دومين عامل، مهمترين مؤلفه هاي مبارزه با قاچاق و توزيع غير قانوني فيلم به شمار مي روند.
تعريف يك فرايند دقيق و كاربردي در چرخه توليد، اكران و توزيع فيلم و كوتاهتر كردن مسير رسيدن اين كالاي فرهنگي به مخاطبان كه مي تواند با عرضه سريعتر و ارزانتر فيلمها در مؤسسه رسانه هاي تصويري انجام شود، دست واسطه ها و سوءاستفاده كنندگان را كوتاه خواهد كرد.
از سويي تقويت قوانين مربوط به مجازات نقض كنندگان حقوق مؤلفان و مصنفان وتشديد مجازاتها در قالب برنامه اي مدون و هماهنگ از ضرورتهاي فوري براي ساماندهي به مشكلات توزيع فيلمهاي سينمايي در كشور مي باشد.

  


تعطيلي تنها جايزه  عكس مطبوعاتي ايران ؛جايزه مهم نيست، نگاه حرفه اي مهم است

 



جايزه مهم نيست، نمايش آثار به صورت جمعي اهميت دارد. جايزه و نمايشگاه فرقي با هم ندارند، اگر در طول سال بستري براي نمايش كارهاي عكاسان منتخب وجود داشته باشد، كفايت مي كند.مجتبي آقايي مدرس دانشگاه با بيان اين مطلب، درباره  توقف و



تعطيلي تنها جايزه  غيردولتي عكس مطبوعاتي ايران با عنوان «جايزه  عكس مطبوعاتي كاوه گلستان»، يادآوري كرد: جايزه اي كه براي نام كاوه از سوي خانواده او تدارك و سه دوره آن با همكاري تعدادي از عكاسان عرصه مطبوعاتي و خبر برگزار شد، به دليل برخي اختلافهاي بازماندگان گلستان با كساني كه بدون هيچ مشاركتي دوره هاي قبلي را برگزار كرده بودند، تعطيل شد و از اين پس برگزاري نمايشگاه به  صورت يك سالانه يا دو سالانه توسط هنگامه و مهرك گلستان برگزار مي شود.به  گمان آقايي، جايزه  كاوه گلستان يك بحث است و بحثي كه ما داراي يك نمايشگاه و يك مسابقه عكسهاي مطبوعاتي كه به  طور دوسالانه در اين عرصه فعاليت كند، باشيم، بحثي ديگر.او توضيح داد: يكي از پوياترين و زنده ترين انواع عكاسي در كشور، عكاسي مطبوعات است. در اين عرصه آثار زيادي تهيه مي شود و از آن جا كه مطبوعات به  دليل محدوديت فضا و امكانات، به ناچار قادر به چاپ تعداد اندكي از اين آثار هستند، به نظام ارزيابي سالانه  براي عكاسي مطبوعات نياز داريم كه جشنواره مطبوعات نتوانسته در بخش عكس به آن جايگاه دست يابد. به  گفته اين مدرس دانشگاه، متوليان اين امر بايد به صورت غيردولتي فعاليت كنند، اما نمي توان به دوام و ادامه چنين نمايشگاههايي اميد داشت زيرا بودجه و امكانات دولتي براي برپايي آن نياز است.مجتبي آقايي تأكيد كرد: اگر نمايشگاه، دولتي است بايد در دستور كار جدي معاونت مطبوعاتي قرار گيرد و اگر يك حركت مستقل حرفه اي است با شاخصهاي يك كار جدي،  جامعه عكاسي به سمت و سوي آن حركت خواهند كرد.




او درباره ادامه كار  نمايشگاه به  صورت وب سايت، عنوان كرد: هر حركتي كه منجر به تقويت ابعاد مطبوعات كشور شود، قطعاً حركت مفيد و سازنده اي است و فكر نمي كنم برگزاري يك نمايشگاه غيردولتي در چارچوب نگاه حرفه اي، چندان نگران كننده باشد. مهم آن است كه كارهاي عكاسان به  صورت گروهي به  نمايش درآيد و متولي و برگزاركننده آن مهم نيست.
همچنين، محسن راستاني عكاس با سابقه  مستند اجتماعي در گفت  وگويي با ايسنا، درباره  توقف و تعطيلي تنها جايزه  غيردولتي عكس مطبوعاتي ايران با عنوان «جايزه  عكس مطبوعاتي كاوه گلستان»، گفت: به اين علت جايزه كاوه وجود ندارد كه برگزاركنندگان آن، توانايي جذب و امكانات مالي و همچنين درك حرفه اي درستي از آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده است،  نداشته اند.راستاني با بيان اينكه مخالف پيگيري جايزه كاوه از طريق خويشاوندي است، عنوان كرد: براي هر اقدام حرفه اي، در جامعه عكاسي بايد از طريق خويشاوندي حرفه اي كه درك حرفه اي از موضوع دارد، عمل كرد و تا زماني كه به بلوغ فكري نرسيده ايم، صحبت درباره آن دشوار است.
جايزه كاوه بايد براي عكس و عكس براي جايزه لياقت داشته باشد.او معتقد است: اين جايزه نه روح كاوه را راضي كرده است و نه روح عكاسي را.عضو هيأت مؤسس انجمن ملي عكاسي ايران توضيح داد:  جايزه  كاوه وسيله اي است كه عده اي مي خواهند از آن به نفع خود استفاده كنند، بايد موضوع را به هيأت عكاساني كه مي توانند آن را به  طور مثبت داوري كنند، واگذار كرد و هر اقدامي بايد بر اساس موازين و منافع حرفه اي صورت گيرد.

  


آواز «شجريان» از امروز در اروپا طنين انداز مي شود

 

تور موسيقي «محمد رضا شجريان» با گروه جديدش از امروز در لندن آغاز و تا 8 خرداد ادامه مي يابد.
به گزارش فارس،در اين كنسرتها،استاد آواز ايران به همراه گروه جديد خود متشكل از «مجيد درخشاني» نوازنده تار،«سعيد فرج پوري»:كمانچه، «محمد فيروزي»:عود،«همايون شجريان»: تنبك، قطعات جديدي از ساخته هاي خود و «درخشاني»را اجرا مي كند.
بنابراين گزارش «شجريان» تور موسيقايي خود را از لندن آغاز مي كند به طوري كه دو روز در اين شهر به روي صحنه مي رود و بعد از آن به اسلو مي رود و در تاريخ 12 ارديبهشت برنامه اي را اجرا مي كند.
اين استاد آواز ايران كه تقريباً دو سال از آخرين اجرايش در ايران مي گذرد 14 ارديبهشت در استكهلم،15 ارديبهشت گوتنبرگ و 29 ارديبهشت در آمستردام به روي صحنه مي رود.اين گروه همچنين 4 خردادماه در فرانكفورت،6 خرداد در كلن و 8 خرداد در برلين به اجراي برنامه مي پردازند.اين گزارش مي افزايد: به نظر مي آيد «شجريان» قصد دارد تركيب جديد گروهش را به ديگر كشورها معرفي و به اين طريق به اشاعه موسيقي سنتي ايران و توانمندي نوازندگان ايراني بپردازد؛ وي تاكنون به اين وسعت در شهرهاي اروپايي به اجراي موسيقي نپرداخته است.ماههاي گذشته خبر احتمالي كنسرت «محمدرضا شجريان» در ايران اعلام شده بود اما تاكنون هيچ برنامه اي از سوي وي تأييد نشده است.

  


قيصر امين پور ادبيات معاصر را بررسي مي كند

 

قيصر امين پور، شاعر و پژوهشگر در كلاسهايي كه از خردادماه برگزار خواهند شد، در 15 جلسه درباره  ادبيات معاصر ايران بحث خواهد كرد.امين پور كه در دانشگاه تهران هم به تدريس ادبيات معاصر مشغول است، اين كلاسها را در خانه شاعران ايران برگزار مي كند.

  


مراسم يادبود «كورت ونه گات» در زادگاهش برگزار شد

 

مراسم يادبود «كورت ونه گات» - نويسنده تازه درگذشته آمريكايي - شامگاه گذشته در زادگاهش - ايندياناپليس - برگزار شد.
به گزارش ايسنا، در اين مراسم، مارك - پسر ونه گات - آخرين نوشته به جامانده از او را كه قصد داشت در دانشگاه بالتر بخواند، براي حاضران خواند، و در اين باره گفت: ونه گات دو هفته پيش از آن كه در روز 11 آوريل فوت كند، اين متن سخنراني 13صفحه اي را تنظيم كرده بود.»مقامات ايالت ايندياناپليس پيش تر به احترام اين نويسنده، سال 2007 را «سال ونه گات» نام نهاده بودند و قرار است برنامه هايي از جمله مراسم كتابخواني همگاني را با هدف تشويق مردم به كتابخواني برگزار كنند.
مارك ونه گات درباره اين اقدام مقامات ايندياناپليس گفت: اين افتخاري بزرگ براي كورت است. مي خواهم بدانم آيا واقعاً او از اين كه در اين جا حضور ندارد، متأسف است يا نه.
به گزارش آسوشيتدپرس، در مراسم يادبود ونه گات همچنين هفت دقيقه از رمان معروف «سلاخ خانه شماره پنج» اين نويسنده خوانده شد؛ رماني كه برگرفته از خاطرات او از دوران اسارتش در آلمان در سال 1945 است.
از ونه گات رمانهاي متعددي از جمله «پيانونواز»، «شب مادر»، «گهواره گربه»، «سلاخ خانه شماره پنج»، «صبحانه قهرمانان» و... به جاي مانده اند.

  


رضاداد:«گروه سينماهاي كودك و نوجوان» امسال احيا مي شود

 

عليرضا رضاداد گفت: با همكاري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت آموزش و پرورش،گروه سينماهاي كودك و نوجوان احيا مي شود.
عليرضا رضاداد مديرعامل بنياد سينمايي فارابي، گفت: با وجود كاستيهاي موجود در زمينه پخش فيلمهاي سينمايي مربوط به كودكان و نوجوانان، بنياد سينمايي فارابي كماكان خود را متعهد به حمايت از توليد فيلمهاي كودك و نوجوان مي داند.
وي افزود: ما حاضريم در زمينه حمايت از پخش هم، مسؤوليتهايي را بپذيريم و به آن مسؤوليتها عمل كنيم، مشروط بر اينكه بين تمام ارگانهاي دخيل در امر اكران، هماهنگي  وجود داشته باشد.
رضا داد در پاسخ به پرسش فارس در مورد احتمال تشكيل مجدد «گروه نمايش سينماي كودك» و استفاده از سينما فرهنگ براي نمايش فيلمهاي كودك و نوجوان، گفت: در حال حاضر يكي از عمده تعاريف مسؤوليتي بنياد سينمايي فارابي، به حمايت از توليد در سينماي كودك و نوجوان معطوف است، چون اين كار در حوزه تخصصها و اختيارات ما است و ما به تنهايي هم، مي توانيم آن را انجام دهيم.
وي يادآور شد: سال گذشته حدود 10 فيلم با حمايت بنياد سينمايي فارابي، در گونه سينماي كودك و نوجوان ساخته شد و اين، نشان از توجه جدي فارابي به بخش توليد در حيطه سينماي كودك و نوجوان است.
رضاداد در عين حال تأكيد كرد: البته در بحث اكران، دست بنياد فارابي چندان باز نيست اما در آن حوزه هم، فارابي مي تواند مأموريتهاي حمايتي پيدا كند و اين مأموريتها را در حوزه نمايش هم انجام دهد.
دبير جشنواره فيلمهاي كودك و نوجوان تأكيد كرد: تنها در اين صورت است كه سالن سينمايي مثل «سينما فرهنگ» مي تواند امكاناتش را براي نمايش فيلم در اختيار كودكان قرار دهد كه البته ما هم از اين امكان استقبال مي كنيم.
رضا داد در ادامه گفتگو، با اشاره به امضاي تفاهمنامه اي كه اخيراً بين معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاونت برنامه ريزي وزارت آموزش و پرورش امضا شده، گفت: اين تفاهمنامه، مي تواند منجر به اتفاقهاي جدي و جديدي در سينماي كودك و نوجوان شود و به جز اين تفاهمنامه، بحثهاي جدي تري هم در زمينه تقويت اكران فيلمهاي سينماي كودك انجام شده كه در صورت خوش قولي تمام ارگانها به تعهداتشان، امسال شاهد احياي گروه سينمايي كودك و نوجوان خواهيم بود.
وي در انتها يادآور شد: اگر مشكلات سينماي كودك و نوجوان در حوزه نمايش حل شود، سينماي كودك ما به سرعت رونق پيدا مي كند.

  


واحد شعر و موسيقي صداوسيمايخراسان رضوي واحد برتر مراكز استانها شد

 

گروه هنر- رئيس مركز موسيقي و سرود سازمان صدا و سيما گفت: واحد شعر و موسقي صدا و سيماي استان خراسان رضوي از موقعيت برتر و ويژه اي بين صدا و سيماي مراكز استانها برخوردار است.
به گزارش روابط عمومي صدا و سيماي استان خراسان رضوي «علي پيريايي» طي بازديد از واحد شعر و موسيقي اين مركز افزود: توليد سمفوني فاخر و آييني بزرگ خراسان و كليپ ا...  باران و ساير توليدات فاخر؛ اين مركز را از اين حيث بين مراكز استانها منحصر به فرد كرده است.وي ساير دلايل كسب موقعيت برتر واحد شعر و موسيقي صدا و سيماي مركز خراسان رضوي را به دليل انجام كامل تعهدات و نظم و درايت؛ توليد موسيقي پاك و ساير توليدات تأثيرگذار موسيقي دانست.در ادامه اين جلسه از دو نفر از هنرمندان برتر استان خراسان استاد «غلامحسين غفاري» و «حسن كياني نژاد» خواننده محلي و نوازنده ني و آهنگساز سنتي اين استان تجليل شد.همچنين عنوان مركز برتر توليد موسيقي به مدير كل صدا و سيماي استان خراسان رضوي اهدا شد و از «سيد حميد رضا حسيني» مسؤول واحد موسيقي اين مركز به عنوان فعال ممتاز و نمونه موسيقي استان تقدير شد.

  


گزارشي از فيلمهاي اول هفته  سيما

 

شبكه هاي تلويزيوني در نخستين روزهاي هفته  جاري چند فيلم سينمايي را روي آنتن مي برند كه اغلب آنها در ژانر علمي- تخيلي قرار مي گيرند.
* «مرد دويست ساله»
فيلم سينمايي «مرد دويست ساله» امشب ساعت 22 و 30 دقيقه در قالب برنامه سينما پنج از شبكه تهران پخش مي شود. اين فيلم به كارگرداني كريس كالمبوس و با بازي رابين ويليامز محصول سال 1999 است.
* «مكعب 2»
برنامه ي «سينما ماوراء»، كه هفته  گذشته قسمت نخست فيلم «مكعب» را به روي آنتن برده بود، امشب ساعت 20 30 دقيقه فيلم سينمايي «مكعب 2» را به روي آنتن مي برد. اين فيلم به كارگرداني آندره سكولا محصول سال 2002 كاناداست و در ژانر وحشت و علمي- تخيلي قرار مي گيرد.
* «مأمور ماليات»
شبكه دو سيما فيلم سينمايي «مأمور ماليات» را ساعت 23 و 30 دقيقه دوشنبه تكرار مي كند. اين فيلم به كارگرداني فيليكس هالك محصول كشور لهستان است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com