تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
سوسه
كفشدوزك
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-05-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 13اردیبهشت ماه 1386

[ هنری ]
 * مفاهيم قرآني در سينماي كودك ؛ پنجره اي رو به نور
 * نگاهي به فيلم « مهمان » ساخته سعيد اسدي ؛ فيلم فارسي است ديگر!
 * داستان كوتاه ؛ نامه نوشتم به...
 * يادي از «حسين كسبيان» در اولين سالروز رفتنش؛بازيگر شيرين و دوست داشتني
 * مترجم آمريكايي «شطرنج با ماشين قيامت» به ايران مي آيد
 * مصطفي مستور از عشق مي گويد
 * انتقاد از «توني بلر» در يك مستند سينمايي
 * جايزه  ادگار آلن پو برگزيدگانش را شناخت
 * افتخاري: فعلاً كنسرت برگزار نمي كنم
 * نگارش بزرگترين دايرة المعارف داستاني به پايان رسيد
 * فروش بالاي آخرين كتاب تالكين همچنان ادامه دارد
 * سيف ا...داد رئيس دوسالانه  فيلم جهان اسلام شد
 * نامه هاي جورج اليوت در دسترس همگان قرار گرفت

مفاهيم قرآني در سينماي كودك ؛ پنجره اي رو به نور

 

قرآن كريم، اين معجزه جاويدان پيامبر اعظم(ص) بزرگترين منبعي است كه با بيان زيباترين و آموزنده ترين داستانها مي تواند ظرفيتهاي بي شماري را پيش روي هنرمندان قرار دهد.




سينما، بخصوص سينماي كودك و نوجوان هم يكي از عرصه هايي است كه سوژه هاي قرآني قابليت استفاده فراواني در آن دارد. آنچه مي خوانيد نظرات تعدادي از كارشناسان در اين زمينه است.
* بهترين منبع الهام براي فيلمسازان
«كيومرث پور احمد» در اين زمينه معتقد است: داستانهاي قرآني يا ديني سوژهايي هستند كه مي توان با كمك همان قصص و يا حتي با ايده گرفتن از آنها به خلق متنهاي زيبا در سينما بويژه سينماي كودك دست  يافت و سليقه كودكان جهان را نيز با سينماي قرآني آشناتر كرد.
اين كارگردان سينما در گفت  و  گو با خبرگزاري ايكنا با بيان مطلب فوق اظهار داشت: قرآن كريم داستا نهايي دارد كه مي تواند بهترين منبع الهام براي فيلمسازاني باشد كه علاقه مند به فيلمسازي براي كودكان هستند، البته اين كتاب آسماني تا به حال به اندازه  كافي مورد استفاده قرار نگرفته است و فيلمنامه نويسان گرايش خود را به اين سمت سوق نداده اند و اين نقصان نيز به واسطه درك ناصحيح حاصل شده، چون تهيه كنندگان و نويسندگان متصورند كه اين مفاهيم نمي تواند پاسخگوي مخاطب باشد و فروش چنداني هم نخواهد داشت.
وي ادامه داد: نه تنها قرآن، بلكه داستانهاي ديني و يا هر متني با رعايت اصول جذاب سينمايي مي تواند بهترين منبع براي فيلمسازان باشد و با رعايت اين مهم مي توان سينماي كودك را با رونق مواجه كرد.
كارگردان فيلم «خواهران غريب» به نوع بيان ارزشها در آثار كودك اشاره كرد و گفت: سينماي كودك زبان خاص خود را طلب مي كند و نمي توان با گويش بزرگسالان به اين سينما رونق داد، چون از درك مخاطبش خارج است، به همين دليل آگاهي از سلايق و علايق كودك براي رونق اين گونه، مهمترين اصل شمرده مي شود؛ بنابراين اگر قرار است پيامي  نيز در فيلم كودك به مخاطب عرضه شود بايد با شاكله قواعد اين گونه رخ دهد.
«پور احمد» به اهميت سينماي كودك در اعتلاي سينماي كشور اشاره كرد و گفت: سينماي كودك همانند پي يك ساختمان شكل دهنده پايه  و اساس سينماست، زيرا در اين گونه، شكل و سليقه مخاطب به فيلمهاي مشخص سوق داده مي شود، بنابراين با رعايت اصول كارشناسي مي توان سينماي كشور را از لحاظ مفهوم و مخاطب بيمه كرد.
* مهمترين شرط براي توليدات ديني در سينماي كودك اعتقاد قلبي است
«كامبوزيا پرتوي» كارگردان، مهمترين شرط براي توليدات قرآني و ديني در سينماي كودك را اعتقاد قلبي توليد كنندگان اثر برشمرد و گفت: بيشتر آثاري كه با مفاهيم ديني براي كودك ساخته مي شود از ساختار مصنوعي برخوردار هستند، در حالي كه اگر توجه به مفاهيم ديني يا قرآني به گونه اي باشد كه از درون اثر بجوشد، در اين صورت، مفهوم شكل تأثيرگذار خود را پيدا مي كند، اما امروزه ما به واسطه شعار و كلام در پي انتقال مفاهيم ارزشمند هستيم.
وي ادامه داد: ما در ساخت آثار ارزشي بويژه قرآني قدرت مانور و آزادي عمل كافي را نداريم و در زمان حاضر اين گونه آثار رنگ و بوي دولتي گرفته اند و آثار شاخص، سفارشي هستند و اعتقاد در اين ساختار نقش لازم را دارا نيست.
كارگردان فيلم «كافه ترانزيت» به مزاياي كار براي كودك در سينما اشاره كرد و گفت: مزيت كار كودك به گونه اي است كه سختيهاي اين گونه را در سينما شيرين مي كند، چون با چند كودك درصدد كشف دنيايي هستيد كه در سينماي بزرگسال اين امكان كاملاً موجود نيست.
وي افزود: در دوراني كه سينماي كودك هيچ جايگاهي براي بيان خود ندارد برگزاري جشنواره هايي چون جشنواره كودك و نوجوان همدان تنها پشتوانه و تكيه گاه اين گونه است و اميدوارم سينماي كودك به واسطه اين چنين جشنواره هايي رشد كند، چون در اين گونه جشنواره ها برخورد انديشه ها و نوآوري بيش از هر مطلبي به چشم مي خورد.
اين فيلمساز كودك به كم كاري فيلمسازان در اين ژانر اشاره كرد و گفت: ما بايد چيزي براي كودك داشته  باشيم. اين مي تواند يك اثر عامه پسند باشد يا سينمايي كه در قبال كودك متعهد است. هنگامي كه در صدد توليد آثار متعهد براي كودك هستيم كار دشوار مي شود، به همين دليل ضروري است تمامي قشرها در پي حمايت اين گونه باشند در غير اين صورت فيلمسازان به فعاليت در اين گونه هدايت نمي شوند و مجبورند همان سينماي گيشه را حفظ كنند.
«پرتوي» به دوران طلايي سينماي كودك(دهه 60) اشاره كرد و گفت: اگر مي توانستيم فضايي كه براي توليد فيلمهاي كودك شكل گرفته بود حفظ كنيم و نوآوري و جذابيت را هم همراه آن مي كرديم هنوز اين گونه در سينما زنده بود.
دليل شاخص اين نقصان را مي توان در كليشه ها جستجو كرد؛ زيرا در اوج اين  گونه به يك باره آثار به سمت كليشه ها سوق داده  شد و هيچ نگاه تازه اي در اين سينما جاري نشد و اميدوارم يك نگاه و درك تازه به اين گونه حاكم شود تا بتوانيم سينماي كودك را بهتر ببينيم.
* قرآن سرچشمه معاني براي سينماي كودك
سينماي امروز ما به واسطه نبود فيلمنامه شاخص دچار كمبود مفهوم شده است كه با وجود كتاب آسماني مان قرآن، اين نقصان تعجب آور است، زيرا قرآن مي تواند براي سالها سينماي ما را از لحاظ مفهوم بيمه كند.  
«علي رضا زرين دست» فيلمبردار سينما با بيان اين مطلب اظهار داشت: در اين دوران كه سينما از كمبود سوژه و مفهوم رنج مي برد قرآن مي تواند سالها سينما را از لحاظ مفهومي بيمه كند. سينماي كودك نيز مي تواند از اين خوان گسترده بهترين سود را ببرد و براي كشوري با فرهنگ و تمدن غني ايراني-اسلامي الگوبرداري از شخصيتهاي غربي مانند هري پاتر براي كودكان ما صحيح نيست.
وي ادامه داد: سينماي غرب از لحاظ مفهومي به اندازه اي ناتوان است كه براي يافتن الگوهاي اساطيري معمولاً در افسانه هاي شرقي به دنبال قهرمان مي گردد و اگر به تاريخ اديان الهي نيز دقت كنيم مي بينيم تمام پيامبران الهي از شرق برخاسته اند.
فيلمبردار فيلم «سنگ، كاغذ، قيچي» تصريح كرد: فيلمسازاني بودند كه سينماي كودك برايشان به مانند سكوي پرتابي بوده است كه از آن جمله مي توان به عباس كيارستمي اشاره كرد، ولي در حال حاضر اين گونه به قدري غريب مانده كه نمي تواند ادعايي براي زنده بودن داشته  باشد.
«زرين دست» انرژي نهفته در سينماي كودك را بيش از گونه هاي ديگر توصيف كرد و گفت: اتحاد ملي و انسجام اسلامي مفاهيمي است كه مي تواند راه خود را در سينما از ژانر كودك آغاز كند و جشنواره فيلم همدان يكي از بهترين نقطه ها براي شروع است؛ زيرا خميرمايه فكري مخاطب در سينما از كودكي او آغاز مي شود.
وي يادآور شد: در دهه 60 و اوايل 70 كانوني وجود داشت به نام كانون پرورش فكري كودك و نوجوان كه باني تهيه آثار سينمايي براي كودك بود، ولي امروز اين نهاد به قدري كم كار شده كه ديگر در سينما نشاني از آن يافت نمي شود، به همين دليل اگر خواهان رشد سينماي كودك هستيم بايد از اين گونه سازمانها حمايت كنيم تا شاهد رونق سينماي كودك در آينده نزديك باشيم.
* فيلمنامه نويسي بر اساس قصص قرآني
ذهن كودك آمادگي پذيرش مفاهيم مختلف را دارد، به همين دليل سينماگران ما مي توانند در سال «اتحاد ملي، انسجام اسلامي» در راستاي اعتلاي اين مفهوم و با بهره گيري از موضوع وحدت در قرآن نسل آينده ايران را در اين بستر تربيت كنند.
«مسعود كرامتي» فيلمساز كودك ، با بيان اين مطلب خاطرنشان كرد: سينماي كودك جايگاه و محدوده خاص يك مفهوم نيست، بلكه مي توان بسياري از مفاهيم را در آن بارور كرد و ذهن كودك آماده پذيرش هر مطلبي است، بنابراين لازم است سينماگران كودك از وجود قرآن در اين گونه توليدات بهره كافي را ببرند.
وي افزود: اگر به قصص قرآني دقيق شويم درمي يابيم كه در اين معجزه الهي بهترين امكان براي نوشتن فيلمنامه كودك يافت مي شود كه تا به حال به اندازه كافي به آن توجه نشده است.
كارگردان «روز كارنامه» ادامه داد: در دهه 60 سينماي كودك به دو دليل رشد چشمگيري داشت. در آن دوران كمكهاي همه  جانبه يكي از دلايل رونق سينما بود كه اين كمكها چه از سوي نهادهاي دولتي و چه از طرف سينماگران بود كه امروز متاسفانه از داشتن آن محروم هستيم. دليل شاخص تر شكوفايي سينماي كودك را مي توان در فضاي باز آن موقع جستجو كرد؛ زيرا سينماي كودك محلي شده بود براي بيان اعتقادها كه به طور آزادانه ابراز مي شد مفاهيمي كه گاه سينمايي غير از سينماي كودك نمي توانست به سمت آن برود.
«كرامتي» به ويژگي فيلمهاي كودك اشاره كرد و گفت: معتقدم اين گونه توليدات اگر در محدوده اي باشد كه ماجرا، مضامين و قصه ها تنها مربوط و متعلق به دنياي بچه ها باشد، در اين فضا مي توان فيلمي فقط سرگرم كننده ساخت و نام آن اثري است كه به سينماي كودك متعلق است، ولي گونه اي عميقتر هم وجود دارد كه تنها براي سرگرمي كودك نيست و قصد فيلمساز انتقال مفهوم با زبان فيلم است كه در اين نوع پرداخت مخاطب بزرگسال نيز مي تواند از سينماي كودك بهره مند شود.
اين فيلمساز توجه صرف به سينماي سرگرم كننده را امري اشتباه توصيف كرد و يادآور شد: نمي توان منكر لزوم ساخت فيلمهاي سرگرم كننده براي كودك شد؛ زيرا اين فيلمها دليلي براي رونق سينماي كودك است، اما نوع كاري كه خودم دوست دارم خيلي در اين چارچوب نمي گنجد و معتقدم تا حدودي بايد فيلمهاي كودك با پيامهاي اخلاقي و اندرز همراه باشد، البته به شرطي كه اصول لازم براي درك و جذب كودك را دارا باشد، بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه اگر قرار است پيامي نيز در فيلم كودك داده شود بايد با يك نگاه حاكمانه همراه باشد.
وي در پايان تصريح كرد: سينماي كودك يكي از مظلومترين گونه هاي سينمايي است و اين امر را مي توان حتي در اكران آثار كودك مشاهده كرد. سينماي كودك گويا آخرين نفسهاي خود را مي كشد و اگر اميدي براي حيات آن وجود داشته باشد به واسطه همين جشنواره هايي چون جشنواره فيلم كودك و نوجوان است و نبايد به دليل كمرنگ شدن آن در سينما، تيشه به ريشه اين گونه جشنواره ها زد، زيرا اگر ما مدعي هستيم بايد سعي كنيم بسازيم، نه آنكه داشته هاي قبلي خود را از بين ببريم.
* فيلم قرآني در سينماي كودك نبايد بر ديالوگ متكي باشد
قرآن به واسطه خصوصيت الهي و برخورداري از لطافت به راحتي با فطرت كودك ارتباط برقرار مي كند و سينماي كودك نيز در بهره گيري از مفاهيم قرآني بايد با همين لطافت و نه تنها با اتكا بر ديالوگهاي شعاري حركت كند.
«اسماعيل براري» كارگردان سينما نيز با بيان اين مطلب اظهار داشت: من در كارنامه خود تجربه  موفقي از كار قرآني را پشت سرگذاشتم و اين امر به واسطه متن خوب حجة السلام  «محمد سعيد بهمن پور» حاصل شد و پس از خواندن فيلمنامه تعلق خاطر من به فيلمنامه افزايش يافت و احساس كردم در درون داستان احساس عميق انساني نهفته است و علاقه مند شدم اين فيلم را بسازم، اما گروه معارفي كه در تلويزيون با آنها كار مي كرديم برعكس تصور ما مي خواستند اين فيلمنامه در قالب كلمات شعاري و آيات قرآن و ... روايت شود و اين نوع پرداخت نقطه اختلاف نظر ما با گروه معارف بود.
وي معتقد است: فيلمسازي براي كودكان ويژگي خاص خود را دارد و نمي توان به صرف بازي چند بازيگر خردسال ادعا كرد يك فيلم كودك شكل گرفته است، ما حتي ديالوگهايمان را بايد بر اساس فهم مخاطبان كودك بازنويسي كنيم.
كارگردان فيلم قرآني «روز باران» به قدرت مفاهيم قرآني در سينما اشاره كرد و گفت: من در «روز باران» به وضوح مشاهده كردم مردم عادي به واسطه اعتقادهاي قلبي چگونه نسبت به اين فيلم واكنش مثبت نشان مي دادند و به لطف استفاده از مفاهيم الهي حتي شاهد برخي معجزات حق تعالي نيز بودم و مطمئن هستم اين الطاف الهي مي تواند سينماي كودك را نيز شكوفا كند.
وي ادامه داد: اعتقاد من و گروه سازنده فيلم اين بود كه ساختار و كليت فيلم بايد يادآور مفاهيم قرآني باشد، نه اينكه تنها ديالوگها اين بار را به دوش كشند.
به اعتقاد اين كارگردان مفاهيم قرآني را بايد در سينما مراقبت كرد و اگر سينما از يك مفهوم قرآني سود مي برد، بايد همه توان عوامل به كار گرفته  شود تا اثري به لطافت قرآن خلق شود و به طور كلي در فيلمسازي قرآني بايد از آدرس مستقيم دادن به مفاهيم خودداري شود.
اين فيلمساز در ادامه به خصوصيت فكري كودك اشاره كرد و گفت: كودكان به خاطر ويژگي فطري خود، گيرنده هاي بسيار حساسي داشته و درك صريح و مستقيمي از مفاهيم دارند. در فيلمسازي براي كودكان، نمي توان به صرف بازي چند بازيگر خردسال ادعا كرد يك فيلم كودك شكل گرفته  است، ما حتي ديالوگهايمان را بايد بر اساس فهم مخاطبان كودك بازنويسي كنيم، چون اگر در سينماي كودك كلماتي گفته  شود كه يك كودك پنج ساله نفهمد نتايج مورد نظر كسب نخواهد شد.
«براري» همچنين خاطرنشان  كرد: سينماي كودك در برخي كشورها داراي سازمان ويژه اي است كه فيلمنامه ها و فيلمها بايد در آنجا تصويب شود و اگر اثري پرداخت نامناسب از كلمات و مفاهيم داشته  باشد و باعث گمراهي مخاطب كودك شود ساخت آن مصوب نخواهد شد.
گفتني است، بيست و يكمين جشنواره بين المللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان هم اينك در همدان در حال برگزاري است و تا 14 ارديبهشت ماه ادامه دارد.

  


نگاهي به فيلم « مهمان » ساخته سعيد اسدي ؛ فيلم فارسي است ديگر!

 

* نرگس خرقاني

در اينكه عمده دليل رفتن اكثر مردم به سينما سرگرمي است، ترديدي وجود ندارد، اما بايد پرسيد سرگرمي به چه قيمت و از همه



مهمتر، چه قدر اين فيلمها ارزش دارند تا مخاطب وقت خود را تلف كند و به سينما برود؟!
اين روزها هم تا منتقدان از يك فيلم ايراد مي گيرند، فيلمساز آن فيلم ادعا مي كند كه اين فيلم را براي مردم ساخته، نه براي منتقدان! به نظر مي رسد از نظر اين دسته از كارگردانان ، تماشاگراني كه از فيلمهاي بي مايه خوششان نمي آيد، از مردم عادي دور هستند و يا به قولي روشنفكران جامعه از مردم عادي عقب افتاده اند!
فيلم «مهمان» كه اين روزها بر پرده سينماست هم جزو چنين فيلمهايي است و با وجود اين حرفها، از فروش خوبي برخوردار شده كه با آنچه گفته شد، اگر كسي از فيلمي نظير «مهمان» ايراد بگيرد، باز هم به اين متهم خواهد شد كه خود را از مردم كوچه و بازار دور كرده، اما وقتي شما حتي يك نكته مثبت هم در اين فيلم نمي بينيد، در مورد آن چه مي توانيد بگوييد؟!
اين فيلم حتي در داستان اوليه خود دچار مشكل است . نه آغاز درست و حسابي دارد و نه پايان بندي قابل ملاحظه اي . آنقدر پايان بندي فيلم سر دستي و آبكي است كه ساده انگارترين تماشاگر هم متوجه مي شود كه آنچه ديده، تنها وسيله اي براي سرگرمي بوده است و بس.
در اين فيلم هيچ نكته اي وجود ندارد كه باعث شود تا بيننده كمي به فكر وادار شود و ظاهراً اين روزها تنها چيزي كه اصلاً اهميت ندارد اين است كه تماشاگر كمي درباره آنچه مي بيند بينديشد.
«كرولاين»، دختر آمريكايي فاقد شناسنامه اي كه چندان عاشق هم به نظر نمي رسد و تماشاي فيلم ضد ايراني «بدون دخترم هرگز» او را بشدت وحشت زده كرده، همراه با نامزدش (پوريا پورسرخ) وارد ايران مي شود تا پس از شناخت جماعت ايراني، تصميم ازدواجش را قطعي كند. يك اتفاق او را آواره خيابانها مي كند و بقيه ماجرا كه حدس زدنش چندان دشوار نيست!
تنها نكته اي كه مي توان در اين فيلم به آن اشاره كرد و تا حد زيادي كمبودهاي فيلم را جبران كرده ، حضور امين حيايي است و بس. امين حيايي در نقش يك راننده تاكسي (كه به لحاظ ظاهري با تيپ او در «اخراجيها» هيچ تفاوتي ندارد) در قالب جواني لاغراندام و لمپن يكي ديگر از بازيهاي درخشان خويش را ايفا مي كند.
تمامي بار طنز فيلم بر مدار حركات فيزيكي و شوخي هاي كلامي امين حيايي مي چرخد، به طوري كه اگر امين حيايي را از فيلم حذف كنيد، فيلم ديگر هيچ چيزي براي ديدن نخواهد داشت. كاملاً واضح است كه فيلمنامه نويس در زمان نگارش فيلمنامه تنها امين حيايي را در ذهن تصور مي كرده و حيف اين همه استعداد حيايي كه خرج چنين فيلمهاي بي ارزشي مي شود.
«مهمان» به لحاظ شكل و ساختار، شباهت بسياري با «راننده تاكسي» آخرين ساخته مهدي صباغ زاده دارد. در آن فيلم هم يك راننده تاكسي، يك مهمان خارجي به تورش مي خورد، ديگران به او مظنون مي شوند، سر و كله نفر سومي پيدا مي شود و عاقبت همه چيز به خوبي و خوشي پايان مي گيرد و با يك مراسم عروسي قضيه فيصله داده مي شود.
تنها فرق «مهمان» با «راننده تاكسي» در اين است كه در اينجا سعيد اسدي نقش اول فيلمش را به امين حيايي داده كه متخصص ايفاي اين گونه نقش هاست و در «راننده تاكسي» صباغ زاده (به ناچار؟) تهيه كننده اخمو و جدي اش «حبيب اسماعيلي» را براي ايفاي نقش اول فيلمش انتخاب كرده و بنابراين از همين الان مي توان پيش بيني كرد كه «راننده تاكسي» در مقايسه با «مهمان» فروش قابل ملاحظه اي نخواهد داشت.محمدرضا شريفي نيا يكي ديگر از بازيگران انبوه فيلم است. شريفي نيا در «مهمان» يك بار ديگر خود را تكرار كرده و باز هم ثابت مي كند كه محال است قادر باشد از آن قالب هميشگي رها شود و سيمايي جديد به خود بگيرد. هرچقدر هم كه يك بازيگر، يك تيپ را خوب ايفا كند تكرار چند باره آن تماشاگر را دلزده مي كند و باعث مي شود كه توانايي او را محدود بپندارد.يكي از ويژگي هاي فيلم فارسي اين است كه در آن اصولاً شخصيتي به شكل تعريف شده و مشخص وجود ندارد. شخصيتها در حد تيپ باقي مي مانند و معلق هستند. هر لحظه به شكلي در مي آيند و رفتارهايي متناقض از خود بروز مي دهند. «مهمان» نيز از اين قاعده مستثنا نيست. به عنوان نمونه «كرولاين» دختري است كه ابتدا به شدت نسبت به ايراني جماعت بدبين است، مدتي بعد خيلي راحت به يك ايراني با قيافه غلط انداز اعتماد مي كند كه با آن ترس اوليه اش كاملاً در تضاد است.ديدن نقش خواستگار ناكام از حسام نواب صفوي هم ديگر عادت شده و اين بازيگر هم ظاهراً قرار نيست در نقشي متفاوت حضور پيدا كند. البته در اين فيلم تنها تفاوتي كه نقش او با ديگر نقشهايش داشت اين بود كه گويا چون كارگردان دلش نيامده بود سر كسي در فيلم بي كلاه بماند براي نواب صفوي هم زوجي را در نظر گرفت تا همه چيز به خوبي و خوشي تمام شود و هيچ كس براي سرنوشت شخصيت هاي فيلم احياناً دچار نگراني نشود! ديگر عادت كرده ايم كه وقتي به تماشاي فيلمهايي از نوع «مهمان» مي رويم، انتظار زيادي نداشته باشيم. سعي مي كنيم خود را همرنگ جماعت كنيم و هر جا كه فرصت شد به ريش دنيا بخنديم و بيخودي خودمان را به دردسر نيندازيم. فيلم فارسي است ديگر!هميشه پس از پايان فيلمهايي اين گونه، اين سوال در ذهن نقش مي بندد كه چرا از اين همه استعداد و پتانسيل استفاده مناسبي نمي شود؟ چرا تمام فيلمنامه هاي اين چنيني به شيوه «بزن در رو» نوشته مي شود؟ چه مي شود اگر فيلمنامه نويس و كارگردان كمي بيشتر بر روي قصه، شخصيت ها، ديالوگها و بقيه مايحتاج فيلمشان كار كنند؟اما بايد پذيرفت كه سوداي گيشه آنقدر قوي و كارساز است كه نه كارگردان و نه تهيه كننده هيچ كدام نمي توانند به غير از آن به چيز ديگري بينديشند. پس ما هم هنگام تماشاي چنين فيلم هايي نبايد به چيزي بينديشيم و نبايد هم انتظار فيلمي آنچناني را داشته باشيم. همين!

  


داستان كوتاه ؛ نامه نوشتم به...

 

* دونالد بارتلمي
* ترجمه: شيوا مقانلو
براي رئيس جمهور ماه، نامه  اي نوشتم و از او پرسيدم كه آيا آن بالا محوطه  هاي توقف ممنوع دارند يا نه. پليس، ماشين هونداي مرا



جرثقيل كش كرده بود و من از اين موضوع ناراحت بودم. برگرداندنش برايم هفتاد و پنج دلار آب مي خورد، به اضافه  بهداشت روان. هيچ دقت كرده ايد كه كاميونهاي جرثقيل دار چطور به ماشينهاي كوچولوي ظريف گير مي دهند؟ هيچ ديده ايد كه يك كرايسلر امپريال را دنبال خودشان بكشانند؟  نه، نديده ايد.
رئيس جمهور ماه با احترام بسيار جواب داد كه ماه، هيچ رقم محوطه  توقف ممنوع ندارد. و اضافه كرد كه بهداشت روان هم در ماه فقط يك دلارخرج برمي دارد.
خب، من آن هفته واقعا بدجوري به بهداشت روان احتياج داشتم. پس جوابش را نوشتم و گفتم كه فكر كنم بتوانم تا بهار 81 آن جا باشم، البته اگر سفينه  فضايي به وعده اش عمل كند، و گفتم چند تا بهداشت روان برايم آماده نگه دارد كه بهشان احتياج دارم، و ديگر اين كه آيا مي شد توجه اش را به يك قابلمه كباب دنده  با سس قرمز جلب كنم يا نه، چيزي كه اگر دوست داشت مي توانستم با كمال مسرت برايش ببرم آن بالا.رئيس جمهور ماه برايم نوشت كه از داشتن يك قابلمه كباب دنده با سس قرمز خيلي خوشحال خواهد شد، و اين كه كد پستي اش هم اگر لازم باشد  10011000000000 است.برايش تلگراف زدم كه چند بطري نوشابه مي آورم تا با كباب دنده  سس  زده بخورد، و در ضمن از وضعيت آپارتمانهاي آن جا هم پرسيدم.او با يك صفحه كليشه  درخشان جواب داد كه بد است. قيمت آپارتمان سالي تقريباً يك دلار است، خودش هم مي داند كه نرخ بالايي است، اما چه كار مي تواند بكند؟
گفت كه اين آپارتمانها چهارخوابه اند، با سه حمام، كتاب خانه، اتاق بيليارد، و ايواني رو به درياي سعادت. گفت كه شايد بتواند در اجاره  آپارتمان برايم تخفيف بگيرد، چون من يكي از دوستان ماه هستم.
از آن لحظه به بعد ماه به نظرم جاي قشنگ و دلپذيري مي آمد. يك دلار را با سفينه  فضايي هري آپ فوند فرستادم.
روي يك كنده  توخالي شياردار ضربه هاي محكمي زدم كه با فركانس ماه تنظيم شده بود، و از او در مورد وضعيت بازار كار، پوشش بيمه  درماني، مزاياي بازنشستگي، معافي مالياتي،  كارتهاي اعتباري، و صورت حساب باشگاههاي كريسمس پرسيدم.
او هم با اشعه  مهتاب پاسخ داد كه افتضاح است، همه اش به يك دلار سر مي زند، و البته اگر آن يك دلار را نداشته باشي از محل نظام توسعه  ماه بزرگتر به تو قرضش مي دهند.
در مورد جنگ و صلح چي؟ اين را از طريق مدارهاي كوچك و پيچيده  ALGOL كه خودم به كامپيوتر اپلم نصب كرده بودم،  پرسيدم.
رئيس جمهور ماه (با استفاده از استعاره D MIRV) پاسخ داد كه اگر حرفي براي گفتن داشته باشد، تنها اين است كه بازي جورچين X و O تا هرجا كه بشود نوشتش، و تا هرجا كه طرفين بتوانند پيش بروند، ادامه پيدا مي كند.
به وسيله  پرواز جمعي از فرشتگان كه آموزشهاي خاص ديده بودند، به او گفتم كه به نظر مي رسد آن بالا بر اوضاع خوب مسلط است، و پرسيدم هيچ شانسي وجود دارد كه رئيس جمهور ما هم بشود، حتي اگر شده به شكل نيمه وقت؟
او هم (با رگباري از سياركهاي ماشين قراضه كه روي سپرهايشان برچسبهاي سبز و آبي داشتند) گفت نه. به نظرش مي رسيد رقابتهاي انتخاباتي رياست جمهوري ما، نامزدها را اذيت مي كند و بهشان لطمه مي زند. مثلاً آنها شروع كرده اند به يكي به دو با يكديگر در مورد روس هاي خالي بند و گفتن چيزهاي بدجور احمقانه در مورد ايل و تبار هم. گفت كه فكر نمي كند چنين چيزي عملي باشد.

  


يادي از «حسين كسبيان» در اولين سالروز رفتنش؛بازيگر شيرين و دوست داشتني

 

* آي سان نوروزي

نهم بهمن هزار سيصد و هشتاد و چهار است. جشن اختتاميه بيست و چهارمين جشنواره تئاتر فجر. علي معلم پشت تريبون ايستاده و سه نفر پوشيده در لباس سياه هاي تخت حوضي روي سن تالار وحدت بازي مي كنند. سياه ها در جاهايشان ثابت مي شوند و به



بالا چشم مي دوزند. تابلو عكس مردي، آرام آرام پايين مي آيد. صداي دستهاي تماشاگران تالار را پر مي كند. «حسين كسبيان» است.
مردي لاغر اندام و كوچك جثه با هيكلي مريض و نحيف، عرض سن را طي مي كند و در حالي كه دستهايش روي سينه و بازوهايش را گرفته آرام مي ايستد. علي نصيريان تنديس بزرگداشت سياه تخت حوضي هاي ايراني را به او تقديم مي كند...
و سه ماه بعد حسين كسبيان پس از طي يك دوره بيماري، مرگ را برصحنه نمايش زندگي بازي مي كند.
«حسين كسبيان» هنرمند پيشكسوت تئاتر، سينما و تلويزيون ايران سيزدهم ارديبهشت سال گذشته در آستانه 73 سالگي به علت بيماري درگذشت.
كسبيان سال 1312 در تهران متولدشد، كار در تئاتر را از 1331 آغاز كرد و يكسال بعد وارد هنرستان هنرپيشگي شد و از 1335 فعاليت در گروه تئاتر آناهيتا را آغاز كرد. در 1337 با عنوان رئيس دبيرخانه موزه ها و وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد و دو سال بعد به عضويت هيأت مدرسه گروه تئاتر هنر ملي (به سرپرستي عباس جوانمرد) درآمد و فعاليت هايش را با اجراي نمايش هاي زنده تلويزيوني و دوبله فيلم (از 1338) ادامه داد.
كسبيان اولين تئاتر جدي اش با عنوان «پنجه» را در 1332 اجرا كرد و پس از آن در «هياهوي بسيار براي هيچ» (مصطفي اسكويي) همراه با عزت ا... انتظامي، در نقش اول بازي كرد. او بيشتر در تئاترهاي كمدي بازي مي كرد و بارها در نقش سياه تخت حوضي روي صحنه ها رفت.
بعد از انقلاب همچنان مديرگروه هنر ملي بود و ضمن ادامه فعاليتهاي تئاتر، حضور پررنگ تري در تلويزيون و سينما هم داشت.
در ميان مجموعه هاي تلويزيوني اي كه در آنها حضور داشت، يكي از به يادماندني ترين نقشهايي كه بازي كرد «تلخك» در مجموعه «سلطان و شبان» به كارگرداني «داريوش فرهنگ» بود. همچنين نقش او در مجموعه تلويزيوني «آرايشگاه زيبا» نيز كه يك پيرمرد خوش مشرب و شوخ طبع را بازي مي كرد، مورد توجه خيلي از تماشاگران تلويزيون قرار گرفت.
اولين فيلم سينمايي كه كسبيان در آن به ايفاي نقش پرداخت «تجاوز»(1339) بود، و نخستين سريالي هم كه در آن بازي كرد، «سمك عيار»(1347) نام داشت.
در 1344 يك گروه تئاتري تشكيل داد كه «علي نصيريان» ، «عباس جوانمرد» و «عزت ا... انتظامي» از اعضاي آن بودند. اين گروه به همراه گروه ديگري كه «داود رشيدي»، «محمد علي جعفري» و «علي نصيريان» عضوهاي آن بودند، هر كدام يك ماه برنامه اجرا مي كردند.
كسبيان تا سال 1360 فعاليت در تئاتر را ادامه داد و آخرين نمايش او «الموت» به كارگرداني «مجيد جعفري» بود كه «خسرو شكيبايي» و «فريماه فرجامي» هم در آن بازي داشتند.
بازي در 20 سريال تلويزيوني و 32 فيلم سينمايي حاصل چند دهه فعاليت اين بازيگر محبوب و دوست داشتني در مقابل دوربين است.
كسبيان همچنين در آثاري چون: طغيان(1363)، پدربزرگ(64)، غريبه (66) ، گمشدگان(66)، بادسرخ(67)، چون باد(67)، مادر(68)، دل نمك(68)، شقايق(70)، روياي يك نيمه شب تابستان(73)، تحفه هند(74)، بوي كافور عطر ياس(78)، خانه اي روي آب(80) و يك بوس كوچولو(83)
آن سفركرده(62)، پرونده(62)، مترسك(62)، تفنگدار(61)، بندر(60)، آقاي هيروگليف(59)، تاريخ سازان (59)، شازده احتجاب(53)، رگبار(51) نيز بازي كرده است.
حسين كسبيان كارش را با حضور در نمايشهاي كمدي شروع كرد و اولين تجربياتش را با بازي نقش سياه دوست داشتني ايراني ها ادامه داد. ادامه حضور او در سينما و تلويزيون نيز با همه اين شيريني و زيبايي در بازيگري او همراه بود.
كسبيان بازيگر شيرين و دوست داشتني سينما و تلويزيون و تئاتر ايران بود كه هرچند كمتر از خيلي ها بر صفحه سينما و تلويزيون ظاهر شد، اما به اندازه بسياري از آنها در يادها و دلها ماند.

  


مترجم آمريكايي «شطرنج با ماشين قيامت» به ايران مي آيد

 

پال اسپراكمن، مترجم آمريكايي رمان «سفر به گراي 270 درجه» و استاد ادبيات فارسي دانشگاه راتگرز براي شركت در نمايشگاه بين المللي كتاب و رفع ابهامات ترجمه اش از رمان «شطرنج با ماشين قيامت» روز  14 ارديبهشت به ايران مي آيد.
به گزارش مهر، «اسپراكمن» كه بيشتر از دو سوم رمان «شطرنج با ماشين قيامت» نوشته «حبيب احمدزاده» را به انگليسي برگردانده، در اين سفر علاوه بر بازديد از بيستمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران با احمدزاده نيز نشستهايي خواهد داشت تا ابهامات احتمالي ترجمه اش از اين رمان را رفع كند.اسپراكمن بعد از انتشار ترجمه موفق رمان «سفر به گراي 270 درجه» احمد دهقان، سال گذشته به ايران آمد و شماري از آثار داستاني منتشر شده توسط انتشارات سوره مهر حوزه هنري را براي ترجمه به انگليسي انتخاب كرد كه در اين ميان رمان «شطرنج با ماشين قيامت» مورد توجه او واقع شد.
او دكتر زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه شيكاگو، فوق ليسانس زبان و ادبيات عرب از دانشگاه راتگرز و مترجم شماري از آثار مطرح كلاسيك و معاصر ادبيات فارسي به انگليسي است.
«سفر عصمت» ابراهيم گلستان، «يكي بود، يكي نبود» و « كباب غاز» محمد علي جمالزاده و مقاله «غرب زدگي» جلال آل احمد از جمله آثاريست كه وي به انگليسي ترجمه كرده است.اسپراكمن علاوه بر ترجمه، تأليفاتي نيز به زبان فارسي دارد كه از ميان آنها مي توان «نگاهي به آثار و زندگي عبيد زاكاني» و « زبان و فرهنگ فارسي» را نام برد.

  


مصطفي مستور از عشق مي گويد

 

گروه هنر- مصطفي مستور امروز به مشهد مي آيد و در مورد «عشق در آثارش» براي دوستداران كتابهايش صحبت مي كند.اين نشست به همت جهاد دانشگاهي مشهد، ساعت 30/17  امروز در تالار فردوسي واقع در سه راه ادبيات برگزار مي شود.

  


انتقاد از «توني بلر» در يك مستند سينمايي

 

مستند جديد «تعدي به حقوق شهروندي» كه در آن بشدت از «توني بلر» به خاطر نقض حقوق شهروندان انگليسي طي صدارت خود در مقام نخست وزيري انتقاد شده است، طي ماه ژوئن در سينماهاي انگلستان اكران خواهد شد.به گزارش فارس، در حالي كه «توني بلر» پس از 10 سال نخست وزيري، بزودي از مقام خود كنار خواهد رفت، مستند «تعدي به حقوق شهروندي» به كارگرداني «كريس آتكينز» در انتقاد از وي در ماه ژوئن در بسياري از سينماهاي انگلستان به نمايش درخواهد آمد.در اين فيلم «بلر» به خاطر نقض آزادي و حقوق شهروندان طي 10 سال نخست وزيري به شدت محكوم شده است و نكته اصلي مورد تأكيد در اين فيلم تصميم جنجال برانگيز بلر براي حمايت از آمريكا در راه اندازي جنگ عراق در سال 2003 ميلادي است.

  


جايزه  ادگار آلن پو برگزيدگانش را شناخت

 

برندگان جايزه «ادگار آلن پو» ويژه نويسندگان برتر ژانر پليسي - جنايي در آمريكا معرفي شدند.
به گزارش ايسنا، انجمن نويسندگان پليسي - جنايي آمريكا از سال  1946 هرساله جوايز «ادگار آلن پو» را به بهترين آثاري كه در اين ژانر نوشته شده اند، اهدا مي كند، كه برندگان جايزه امسال هم معرفي شدند.
در بخش بهترين اثر شرح حال / انتقادي، كتاب «علم شرلوك هولمز؛ از تالار باسكرويل تا دره  ترس» نوشته «اي.جي واگنر» جايزه اول را دريافت كرد.
در بخش بهترين نمايشنامه، «شرلوك هولمز، آخرين ماجراجويي» نوشته «استيون ديتز» انتخاب اول هيأت داوران شد.
جايزه بهترين رمان پليسي - جنايي به «درخت جانيساري» نوشته «جيسون گودوين» تعلق گرفت و در بخش بهترين رمان اول يك نويسنده آمريكايي نيز «جاسوس وفادار» نوشته «آلكس برنسون» بهترين اثر شناخته شد.
همچنين در بخش بهترين اثر پليسي - جنايي واقعي، كتاب «تعقيب؛ جستجوي  12روزه   قاتل لينكون» نوشته «جيمز سوانسون» و در بخش بهترين داستان كوتاه، «خانه  روبه رو؛ در مرگ شريك ما باش» نوشته «چارلز آرداي» جوايز برتر را به دست آوردند.

  


افتخاري: فعلاً كنسرت برگزار نمي كنم

 

«عليرضا افتخاري» گفت: برگزاري كنسرت من با آقاي شهبازيان قطعي نيست و تا مشخص نشدن هدفم از برگزاري كنسرت، فعلاً اين كار را انجام نمي دهم.




اين خواننده در گفتگو با فارس در خصوص كنسرتش با «شهبازيان»گفت: هنوز صحبتي در خصوص مكان كنسرت، تعداد شبها و حتي اينكه در چه شهرهايي باشد صورت نگرفته و با وجود گرفتاريهاي حاشيه اي از جمله مجوز،پيدا كردن اسپانسر و....احتمال برگزار نشدن آن وجود دارد.وي در ادامه با اشاره به اينكه برگزاري كنسرت بايد برپايه هدفي صورت گيرد، افزود: كنسرت دادن كاري ندارد اما بايد هدفمان را از برگزاري كنسرت بدانيم. صداي افتخاري هميشه از صدا و سيما پخش مي شود و مردم چهره من را هم مي بينند پس چه احتياجي هست كه بليت بخرند و بيايند 1 ساعت موسيقي گوش كنند.
«افتخاري»ادامه داد: امروزه گرفتاريهاي مردم از هر نظر زياد شده و اگر من برنامه اي را برگزاركنم كه بواسطه آن پولي در جيب من، نوازنده ها، مسؤول سالن و اسپانسر رود،كارمان بازاري مي شود در صورتي كه ما بايد هدفمان اين باشد كه در اين دنياي وانفسا بتوانيم از طريق هنرمان دردي را از مردم درمان كنيم.
وي با اشاره به اينكه كنسرت بايد هدف خدا پسندانه اي را دنبال كند، اظهار داشت: موسيقي اجرا كردن براي پركردن كيسه خواننده، نوازنده و ديگران نيست بلكه مي توان با اجراي هنر براي بيماران، گرفتاران و مستمندان اين كنسرت را در راه رضاي خدا برگزار كرد.
«افتخاري»در خاتمه خاطرنشان كرد: بايد صاحب نظران و بزرگان موسيقي اين بستر را فراهم كنند كه كنسرت هدف درستي را براي القاي انسان دوستي و پيوند مردم با يكديگر داشته باشد.

  


نگارش بزرگترين دايرة المعارف داستاني به پايان رسيد

 

حسن ذوالفقاري استاد ادبيات دانشگاه تربيت مدرس از اتمام بزرگترين دايرةالمعارف داستانهاي كهن خبر داد.
نويسنده كتاب «سردلبران» در گفتگو با فارس گفت: نگارش اين دايرةالمعارف با همكاري مشترك با محمد غلام(استاد دانشگاه تربيت معلم) و با همكاري معاونت فرهنگي وزارت ارشاد اسلامي انجام شده است.
ذوالفقاري گفت: اين كار تحقيقي مدت هفت سال است كه آغاز شده و شامل 25 هزار داستان در زمينه ادبيات سنتي از مجموع 400 جلد كتاب است.وي افزود: اين كتابها شامل ادبيات كلاسيك ايران تا سال 1300 است و ما اين كتابها را به سه طبقه مشخص تقسيم كرده ايم.
ذوالفقاري گفت: دسته اول كتابهايي هستند كه صد در صد داستاني اند، مانند سمك عيار و اميرارسالان نامدار. دسته دوم كتابهايي نيمه داستاني اند مانند گلستان سعدي و تاريخ بيهقي. دسته سوم هم شامل كتابهايي است كه داستاني نيستند اما در ميان سطرهاشان داستان نيز روايت شده است، مانند تفاسير و كتابهاي علمي.وي در پايان گفت: مجموع تحقيقات ما بالغ بر هشت جلد كتاب مي شود كه ما در حال حاضر مشغول تنظيم نمايه ها و اعلام آن هستيم و تصميم داريم همه مجلدها را يك باره منتشر كنيم.

  


فروش بالاي آخرين كتاب تالكين همچنان ادامه دارد

 

كتاب «كودكان هيورين» - آخرين اثر «رونالد تالكين» - كه دو هفته از انتشار آن مي گذرد، همچنان به فروش بالاي خود ادامه مي دهد.
به گزارش ايسنا، كتاب «كودكان هيورين» كه آخرين اثر خالق «ارباب حلقه ها» يعني تالكين است، براي اولين بار روز 17 آوريل توسط پسرش - كريستوفر - منتشر شد.
اين كتاب اكنون به تيراژ 900هزار نسخه رسيده و فروش بالاي آن در كشورهاي توزيع كننده همچنان ادامه دارد.
تالكين در سال 1918 نگارش اين كتاب را آغاز كرد، اما هرگز نتوانست آن را به پايان برساند، تا پسر او كه اكنون در 80سالگي است، بيش از 30 سال براي كنار هم گذاردن دست نوشته هاي پدر تلاش كرد، و سرانجام كتاب ناتمام «تالكين» منتشر شد و اكنون به فروش چشمگير دست يافته است.

  


سيف ا...داد رئيس دوسالانه  فيلم جهان اسلام شد

 

رئيس فرهنگستان هنر، سيف ا... داد را رئيس دوسالانه فيلم جهان اسلام كرد.به گزارش ايسنا، فرهنگستان هنر اعلام كرد، در ادامه  سياست برگزاري دوسالانه هاي جهان اسلام، طي حكمي از سوي مهندس ميرحسين موسوي - رئيس فرهنگستان هنر - سيف ا... داد، كارگردان سينما و خالق آثاري چون «بازمانده»، «كاني مانگا» و...، به عنوان رئيس و محمد علي حسين نژاد به عنوان دبير نخستين دوسالانه فيلم جهان اسلام منصوب شدند.براساس اعلام، اين دوسالانه نيمه  نخست سال جاري برگزار خواهد شد.

  


نامه هاي جورج اليوت در دسترس همگان قرار گرفت

 

همزمان با صد و پنجاهمين سالگرد اولين رمان جورج اليوت، نامه هاي او به همسرش در دسترس همگان قرار گرفت.به گزارش مهر، اين نامه به مناسبت صد و پنجاهمين سالگرد اولين رمان اليوت به نام «علم زندگي كشيشي» در اينترنت منتشر شده است.نويسنده كتاب «ميدل مارچ»، با همسرش جورج هنري لوس - فيلسوف و منتقد ادبي - حدود بيست سال مراوده و مكاتبه داشته است.نامه هاي اليوت مسائل زندگي خصوصي او را افشا مي كند. همچنين نامه هايي در دسترس است كه «لوس» در مورد اليوت به ديگران نوشته است. اليوت، لوس را در سال 1851 ديدار مي كند و تصميم مي گيرند با هم زندگي كنند. سال 1854 هر دو به آلمان مي روند و با هم ازدواج مي كنند و نام اليوت به ماريان اوانز لوس تبديل مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com