تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
ورزشی
هنری
حوادث
عشقستان
ضربان
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-05-07
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 17اردیبهشت ماه 1386

[ عشقستان ]
 * سردار جانباز «اكبر نجاتي»، معاون گردان زرهي تيپ 21 امام رضا (ع) در عمليات بيت المقدس؛
روايت آن فتح بزرگ
 * در بيست و پنجمين سالگرد شهادت شهيد «حسين قجه اي» و «محسن وزوايي»؛
سرداران دلير فتح خرمشهر
 * نقش جهاد سازندگي در عمليات بيت المقدس؛ سنگرسازاني كه سنگر نداشتند
 * مركز رسيدگي به مصدومين شيميايي فاقد اعتبار اختصاصي است
 * نمايشهاي  راديويي از زبان همسران شهيد
 * نمايشگاه صنايع دستي جانبازان و معلولين استان در دانشگاه محقق اردبيلي برگزار شد
 * سردار جعفري در دومين نشست تبيين سياستهاي ستاد گردشگري جنگ:
بسياري از خاكريزها و دروازه هاي جنگ از بين رفته  و يا تغيير نام يافته اند!
 * كوهنوردان جانباز وايثارگر، قله«آيلندپيك» نپال را فتح كردند

سردار جانباز «اكبر نجاتي»، معاون گردان زرهي تيپ 21 امام رضا (ع) در عمليات بيت المقدس؛
روايت آن فتح بزرگ

 

فرحروز صداقت

وقتي وارد اتاق مي شوي دور تا دور آن پر از قاب عكسهايي است كه هر كدام تصوير زيبايي از يك شهيد را در دل خود جاي داده اند، شهيد چراغچي، شهيد فرمندي، شهيد برونسي، شهيد شاملو و ...!





نمي دانم چه سري بود كه به هر كس زنگ زدم تا براي مصاحبه درباره خاطرات عمليات بيت المقدس يكي را معرفي كند همه نام سردار اكبر نجاتي را بردند. ضمن اين كه هيچكس هم نگفت كه سردار، جانباز است.
سردار نجاتي كه در حال حاضر مسؤوليت كانون بازنشستگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در خراسان رضوي را بر عهده دارد در 17 سالگي معاون گردان زرهي تيپ 21 امام رضا (ع) بود. او جانبازي است متواضع، بي ادعا، كم حرف و مسؤوليت پذير.
گفت و گو با نامداران افتخارآفرين و جانبازان و ايثارگران، از آن جهت است كه بدانيم ياد و نام آنها، ايثار، مقاومت و پيروزي را براي هميشه در وجود همه ايراني ها و همه آزادگان جهان زنده نگه خواهد داشت.
گفت و گو با جانباز 70 درصد، سردار اكبر نجاتي را كه در عمليات غرورآفرين بيت المقدس نقش ويژه اي داشته است به بهانه سالروز اين عمليات با هم مي خوانيم.



سردرگمي دشمن
* سردار نجاتي، تيپ 21 امام رضا (ع) در عمليات بيت المقدس چه نقشي را بر عهده داشت؟
** نقش ايذايي داشت. عمليات از سه محور آغاز شد، محور قرارگاه قدس، محور قرارگاه فتح و محور قرارگاه نصر. قرارگاه قدس از روبروي هويزه و با عبور از رودخانه كرخه وارد منطقه هويزه شد. تيپ 21 امام رضا (ع) هم از همين محور وارد عمليات شد و در مرحله اول عمليات خود، با عبور از رودخانه كرخه و تهاجم به مواضع دشمن تك ايذايي خود را به ثمر رساند.
* بعد از عبور از كرخه به هدف خود رسيديد؟
** بله !بچه هاي ما در منطقه دشت هويزه، خط اول دشمن را گرفتند و تا توپخانه هاي دشمن پيشروي كردند و چون نقش ايذايي داشتند پس از 48 ساعت درگيري با دشمن به مقر خود برگشتند.
* پس از بازگشت مستقر شدند يا باز عمليات انجام دادند؟
** پس از عمليات در دشت هويزه، عمليات ايذايي ديگري در محور دب حردان انجام داديم.
* دب حردان كجا قرار دارد؟
** از روبروي اهواز كه خارج مي شوي و به سمت خرمشهر حركت مي كني حدود 25-20 كيلومتري، دب حردان قرار دارد.
* علت اين كه در محور قبلي جلوتر نرفتيد چه بود؟
** ما يگانهاي پياده بوديم و دشمن مجهز به يگانهاي زرهي بود. منطقه دشت هويزه هموار بود و عاقلانه نبود ادامه دهيم.
نصرت و پيروزي
* مجروح و شهيد زياد داديد؟
** آن جا دشت وسيعي بود كه مجهز به سيم خاردار و مين و كانال و انواع تجهيزات بود. بچه ها در عبور از اين همه موانع و با گلوله هايي كه دشمن شليك مي كرد طبيعي بود كه زخمي و شهيد هم بدهند.
* از دوستان شما هم كسي شهيد شد؟
** در آن عمليات نه! اما يكي از دوستان صميمي و بسيار عزيز من مصطفي شاملو پاهايش تير خورده بود. وقتي بچه ها برگشتند ديدم مصطفي مي لنگد. گفتم چه شده؟ مصطفي گفت: هيچي !بچه ها گفتند پايش تير خورده.
اما با همه آن احوال او منطقه را ترك نكرد. هر چه اصرار كرديم به بيمارستان برود قبول نكرد تا اين كه در مرحله دوم عمليات در ايستگاه حسيني به شهادت رسيد و مفقود شد و هنوز هم پيكرش به مشهد نيامده است. به خاطر اخلاص و ايثاري كه اين رزمندگان داشتند خداوند نصرت و گشايش را به ما ارزاني كرد.
* دب حردان هم موفق شديد؟
** از محل روستاي بيوض و كانال بيوض به سمت دشمن عمليات ايذايي انجام شد و چون دشمن بر اساس تفكر كلاسيكي كه داشت پيش بيني مي كرد كه تك ما به اتكاي جاده اهواز- خرمشهر از سمت كرخه و اهواز خواهد بود، خود را جهت مقابله با ما در آن مناطق آماده كرده بود كه يك منطقه هم دب حردان بود. در آن منطقه، دشمن زمين را مسلح كرده بود به آب و سيم خاردار و مين و نيروهاي زياد با انواع سلاحهاي پيشرفته.

سردرگمي دشمن
* سرانجام شما توانستيد در حوزه مأموريت خود، عمليات را به نتيجه برسانيد؟
** از يك طرف تصميم سپاه و ارتش و فرماندهان در قرارگاه كربلا قرار شد در چند محور به دشمن تك ايذايي زده شود تا دشمن سردرگم شود و نتواند نقطه مشخص و اصلي را پيدا كند و موفقيت چشمگير در اين عملياتها و از طرف ديگر عمليات هم زمان فتح المبين كه به آزاد سازي ارتفاعات  181  و  182 منجر شد، باعث شد دشمن گيج و مبهوت بماند و به هيچ وجه نتواند نيروهاي خود را جمع و جور كرده و تك اصلي را تشخيص دهد.
* پس موفق شديد؟
** بله! عمليات ايذايي كه در مرحله اول انجام شد و در مرحله دوم محورهاي فتح وقدس توانستند روي جاده اهواز- خرمشهر در كيلومتر 65 تا 103 با سرپلي به عمق 20 و عرض 40 كيلومتر پيشروي كنند و همه نيروها براي گسترش وضعيت و رسيدن به اهداف عمليات آن جا متمركز شوند.
دور پيروزي
* گفتيد شما جزو نيروهاي زرهي بوديد و در زماني كه نيروهاي پياده تيپ امام رضا (ع) در دشت هويزه و دب حردان عمليات انجام مي دادند شما در يك جا مستقر و منتظر بوديد. تا برگشت نيروها چه حالي داشتيد، ترس، هيجان، اشتياق حمله به دشمن و ... ؟
** وقتي پس از فرار بني صدر در خرداد سال 60 فرماندهي كل قوا را امام خميني (ره) به دست گرفتند تحولات عجيبي در منطقه به وجود آمد و دور پيروزي در جنگ شروع شد. به محض فرار بني صدر در اولين عمليات كه ثامن الائمه (ع) نام داشت دشمن را از شرق رودخانه كارون بيرون رانديم و محاصره آبادان شكسته شد. با فاصله كوتاهي عمليات طريق القدس انجام شد كه آن هم منجر به آزادسازي بستان و تلفات كلي دشمن شد و پشت سر آن عمليات فتح المبين آغاز شد كه با آن وسعت و غنايم و اسرا دنيا را شگفت زده كرد. مجموع اين ها روحيه رزمندگان اسلام را بسيار بالا برد تا براي بيرون راندن دشمن از ميهن اسلاميمان با شوق فراوان به پيشروي خود ادامه دهند. ما هم مثل همه بي تاب بوديم تا پيشروي كنيم و خاك ميهن خود را آزاد كنيم.
* هدف اصلي از عمليات بيت المقدس آزادسازي خرمشهر بود. آيا اين ذهنيت را نداشتيد كه اي كاش جزو نيروهايي بوديد كه زودتر به خرمشهر مي رسيديد؟
** براي جواب دادن به اين سؤال بر مي گردم به دو سال قبل از عمليات كه من در دب حردان ديده بان بودم و دشمن به راحتي از جاده اهواز- خرمشهر از مقابل ما تردد مي كرد و ما مجبور بوديم 30-20 كيلومتر در جاده خاكي و روستايي خيلي به سختي جلو برويم تا به خط برسيم و با خمپاره 120 شليك كنيم. ولي متأسفانه با تمام دقت كه سرعت ماشين و گلوله را مي سنجيديم و همزمان گلوله شليك مي شد گلوله به ماشين نمي رسيد يعني برد لازم را نداشت.
بزرگترين آرزوي من اين بود كه اين جاده را بازپس بگيريم و ديگر هرگز دشمن نتواند در آن جا تردد كند!
* خب به اين آرزو رسيديد؟
** بله !بعد از 10 روز از آغاز عمليات، ما آن جاده را گرفتيم. من با شوق فراوان همراه با مسؤول قبضه، شهيد قاسم حيدري به سمت همان منطقه، گاز ماشين جيپ 106 را گرفتيم؛ اما در راه يك تجمعي از عراقي ها را ديديم كه مجبور شديم درگير شويم و پس از پايان درگيري دوباره به همان جاده رفتيم و شكر خدا را بسيار به جا آورديم.

داستان فتح جاده
* هنوز هم به آن جاده مي رويد؟
** من هر ساله كه ايام اعزام كاروان راهيان نور مي شود به آن منطقه مي روم. وقتي به آن جاده مي رسيم اتوبوس را نگه مي دارم و به عنوان راوي درباره منطقه دب حردان و همان جاده توضيح مي دهم. براي خودم بسيار لذت بخش است توضيح دهم كه يك روزي دشمن با قساوت شهرها و خانه هاي ما را به هنگام شب از همين جاده زير آتش مي گرفت و از دست ما هم كاري ساخته نبود و امروز ما با افتخار از اين جاده عبور مي كنيم.
براي زائران، دانشجويان و دانش آموزان داستان فتح بزرگ اين جاده را نقل مي كنم و اين كه در عمليات بيت المقدس دشمن با ذلت از اين منطقه فرار كرد.
* نظر شما درباره اين جمله كه «خدا خرمشهر را آزاد كرد» چيست؟
** براي جواب دادن به اين سؤال شما، يك خاطره اي را تعريف مي كنم. در مرحله دوم عمليات، در جاده اهواز- خرمشهر ديديم يك خودرو عراقي در حال حركت به سمت ماست مثل اين كه آنها خبر نداشتند عراق منطقه را خالي كرده است. ما به كمين نشستيم. يك جيپ 106 ديگر از بچه هاي تيپ بيت المقدس هم كنار ما آمد و ما منتظر شديم. ماشين وقتي به يكي دو متري ما رسيد يكي از بچه ها عجله كرد و شليك كرد. گلوله اصابت نكرد ولي آنها را متوجه خط قرمز كرد و سريع ماشين را سروته كردند و پا به فرار گذاشتند. ما به تعقيب آنها پرداختيم.
4-3 كيلومتر دنبالشان رفتيم و سرانجام شهيد حيدري در صد متري ماشين يك كلاش روي ماشين گرفت و آنها را متوقف كرد. وقتي از ماشين پياده شديم ديديم پشت كاميون، 22-20 نفر كماندوي عراقي هاج و واج ما را نگاه مي كنند !رعب و وحشت تمام وجودشان را فرا گرفته بود، به طوري كه حتي از شليك يك گلوله هم عاجز بودند و اين در حالي بود كه آنها، هم بيشتر بودند و هم سلاح هاي بسيار پيشرفته تري داشتند و هم كماندو و نيروهاي مخصوص بودند. ضعف آنها هيچ نبود جز الطاف الهي !آن چه را كه امام (ره) فرمودند رزمندگان اسلام از نزديك آن را لمس كردند و خدا بود كه خرمشهر را آزاد كرد.
* حتماً با خيلي از شهدا از نزديك آشنا بوديد و در كنارشان زندگي كرديد. از شهدا بگوييد؟
** شهيد «عامل» فرمانده گردان بود. بارها با هم عراقي ها را تعقيب كرديم. در مرحله سوم عمليات بيت المقدس كه پاكسازي دژ مرزي را انجام مي داديم تانكر آب افتاد روي پاهايش. پاي او سياه و كبود شده بود و مي لنگيد و به كمك چوب راه مي رفت. هر چه گفتيم برو دكتر، نرفت! مي گفت: من امشب بايد با نيروها باشم و به آنها روحيه بدهم. آن شب تا اذان صبح او عمليات را انجام نداد. بعد از اذان صبح كه بچه ها وضو گرفتند و نماز خواندند دستور عمليات را صادر كرد، وقتي حمله كرديم عراقي ها خواب بودند. آنها تا صبح بيدار مانده بودند و منتظر ما بودند و با اين ترفند در عرض نيم ساعت خط دشمن را شكستيم و همه شان تسليم شدند.
شهيد عامل با تمام دردي كه در پايش احساس مي كرد گردان خود را ترك نكرد مبادا كه در عمليات خللي ايجاد شود.
از شهيد مهدي ميرزايي بگويم كه روز دوم عمليات، بچه ها او را ديده بودند كه كنار جاده افتاده و موتورش هم كه بسيار سنگين بود روي او افتاده بود. اول فكر كردند كه او شهيد شده اما بعد كه جلوتر رفتند ديدند كه از فرط خستگي خوابش برده است طوري كه حتي وجود موتور سنگين را هم احساس نمي كرد. شهيد ميرزايي مسؤول تخريب معبرها و سيم هاي خاردار قبل از عمليات و حين عمليات بود.
او خيلي خسته شده بود. برادر همين شهيد در عمليات رمضان در منطقه شلمچه به علت موانع عجيبي كه دشمن براي جلوگيري از حمله ما به بصره ايجاد كرده بود در تخريب ميدان مين همراه با تعدادي ديگر از رزمندگان شهيد مي شود. شهيد مهدي ميرزايي فقط يك شهيد را مي توانسته با خود بياورد و او برادرش را جا مي گذارد و شهيد ديگري را مي آورد. شهدا چنين كساني بودند!

يك پاي من
* آقاي سردار نجاتي !شما خودتان يك پاي خود را كجا گذاشتيد؟
** من سه بار مجروح شدم. يك بار در عمليات بدر كه يك تير به پشتم اصابت كرد و از شكم خارج شد. سال بعد از آن در والفجر 8 يك پايم را از دست دادم و سال 66 هم پاي ديگرم زخمي و كم كم ترميم شد. خلاصه همين قدر از ما پذيرفتند!
بعضي وقتها مردم مي پرسند چه اتفاقي افتاده؟ من مي گويم: «هذا من فضل ربي!»
***
سردار اكبر نجاتي، مسؤول كانون بازنشستگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خراسان رضوي است. محل كار او ساختماني است كه پله هاي زيادي دارد. او بايد به طبقه دوم برود تا به اتاق خود برسد. با توجه به اين كه تعدادي از بازنشستگان سپاه از جانبازان هستند و قادر به بالا آمدن از پله ها نيستند، آقاي نجاتي مجبور است براي جوابگويي به ارباب رجوع تا پايين و دم در ساختمان برود و اين كار شايد هر روز هم اتفاق بيفتد. وقتي از او مي پرسم سخت نيست اين همه پله را بالا و پايين برويد، مي گويد: بله سخت است زانوهايم درد مي گيرد اما بايد وظيفه مان را انجام دهيم.

  


در بيست و پنجمين سالگرد شهادت شهيد «حسين قجه اي» و «محسن وزوايي»؛
سرداران دلير فتح خرمشهر

 

*مروري بر زندگي و فعاليتهاي شهيد وزوايي:
محسن وزوايي، در پنجم مردادماه 1339 در تهران متولد شد. شش ساله بود كه قدم در راه تحصيل علم گذاشت. او پس از اتمام دوره ابتدايي دوره متوسطه را در دبيرستان دكتر هشترودي به پايان رساند و در سال 1355 به دانشگاه راه يافت و در رشته شيمي دانشگاه صنعتي شريف مشغول به تحصيل شد.




شهيد وزوايي همزمان با شركت در فعاليتهاي سياسي و عقيدتي از سال 1356 مسوؤليت هدايت مبارزات دانشجويي را در دانشگاه شريف، عليه رژيم پهلوي به عهده داشت. او در روزهاي پرتلاطم انقلاب نقش حساس هدايت را بردوش مي كشيد و از تظاهرات  17  شهريور  1357 تا ورود امام به ايران همه جا به عنوان جلودار و هدايت كننده تظاهرات و تشكلهاي دانشجويي بود.
همچنين وي در درگيريهاي مسلحانه و سرنوشت ساز  19  تا  22 بهمن  1357  حضوري پرثمر داشت و در تصرف دو پادگان مهم جمشيديه و عشرت آباد شهامت بالايي نشان داد.
با پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل جهاد سازندگي، شهيد وزوايي به عضويت اين جهاد درآمد و براي خدمت به مردم راهي لرستان شد.
وي پس از انقلاب علاوه بر جهاد، در بيشتر ارگانها از جمله كميته، بسيج و آموزش و پرورش خدمت كرد.
به گزارش ايسنا، وي به دنبال تجاوز عراق، داوطلبانه به جبهه غرب عزيمت مي كند كه با ورودش به اين منطقه تحولي در اين محور پديد مي آيد. به طوري كه در عمليات سرنوشت ساز پارتيزاني به عنوان فرمانده گردان نهم مسوؤليت محور تنگ كورك تا حد فاصل تنگ حاجيان را به عهده مي گيرد.
در ارديبهشت 1360طرح آزادسازي ارتفاعات «بازي دراز» در دستور كار قرار مي گيرد. وزوايي نيز در تمام مراحل شناسايي اين حمله حضور مي يابد ودر آنجا رابطه صميمانه با خلبان شهيد شيرودي پيدا مي كند.
شهيد وزوايي در طول جنگ در عملياتهاي متعدد با مسؤوليتهاي گوناگون حضور داشت. در 20آذر 60 در عمليات مطلع الفجر، فرمانده عمليات بود. در اسفند سال 60 فرمانده گردان حبيب بن مظاهر تيپ تازه تأسيس محمد رسول ا...(ص) مي شود كه در عمليات فتح المبين اين گردان نوك عمليات بود. با تأسيس تيپ  10 سيدالشهدا فرمانده اين تيپ مي شود.
تيپ 10سيدالشهدا در 23 فروردين ماه 1361 وارد عمليات بيت المقدس شده و براي اجراي بهتر عمليات با تيپ حضرت رسول (ص) ادغام مي شوند. وزوايي نيز فرماندهي محور اصلي را عهده دار مي شود. شهيد وزوايي سرانجام در 10 ارديبهشت سال 1361 در عمليات بيت المقدس هنگام هدايت نيروهاي تحت امر بر اثر اصابت گلوله و تركش به شهادت مي رسد.

شهيد حسين قجه اي




حسين قجه اي در سال 1337 در «زرين شهر»اصفهان  متولد شد . در هفت سالگي وارد محيط تحصيل شد . دوره ابتدايي را به صورت جهشي و با نمره هاي عالي پشت  سر گذاشت و وارد دبيرستان شد . در اين مقطع تحصيلي ، به ورزش علاقه مند شد كه فعاليت ورزشي خود را در رشته كشتي شروع كرد . در كشتي خيلي سريع پيشرفت كرد و در وزن  48 كيلوگرم ، مقام اول را كسب نمود . نمونه والاي يك ورزشكار متدين بود و طي فعاليت ورزشي خود،چندين مدال طلا گرفت .
حسين ، در طول تحصيل در مقطع متوسطه ، با الفباي مبارزه سياسي نيز آشنا مي شود . او تحصيل و آموختن را توام با ورزش و ورزش را با مسايل سياسي درمي آميزد و مرتب دوستان خود را در مبارزه عليه رژيم پهلوي تشويق و ترغيب مي كند . در راه مبارزه عليه رژيم ، تا پيروزي انقلاب اسلامي لحظه اي از پا نمي نشيند .
قجه اي ، پس از شروع جنگ تحميلي ، با نيروهاي تحت امر خود به جنوب عزيمت مي كند . پدرش نيز همراه وي به جنوب مي رود . شهيد قجه اي در عمليات «فتح المبين » با نيروهاي تحت امر خود دليرانه مي جنگد و در آزادسازي «تنگه چزابه » لياقت و كارداني فراواني از خود بروز مي دهد . با يك تاكتيك بديع ، مقاومت دشمن را در تنگه در هم مي كوبد . قجه اي تنها با تقديم يك شهيد موفق مي شود تنگه چزابه را از لوث وجود دشمن پاكسازي كند و غنايم فراواني را به دست آورد .
پس از عمليات فتح المبين ، به ديدار خانواده اش مي رود و پس از توقفي كوتاه ، همراه پدرش براي ديدار دوباره با مردم كردستان عازم آنجا مي شود و مردم محروم كرد مريوان و دزلي با آغوش باز، از او استقبال و پذيرايي مي كنند . با شروع عمليات عظيم بيت المقدس ، قجه اي ، خود را به جبهه مي رساند و همراه نيروهاي تحت امر وارد عمل مي شود . در ميان انبوه آتش دشمن ، به قلب دشمن يورش مي برد . او به تنهايي حدود 36 تانك و نفربر دشمن را شكار مي كند و تهور و شجاعتي كم نظير از خود به نمايش مي گذارد .
قجه اي 16 ارديبهشت 1361 در مراحل مقدماتي عمليات بيت المقدس بر اثر اصابت گلوله به سر و گردنش به شهادت رسيد .

  


نقش جهاد سازندگي در عمليات بيت المقدس؛ سنگرسازاني كه سنگر نداشتند

 

جهادگران جهاد سازندگي در طول 8 سال دفاع مقدس نقش سازنده و بسيار ارزنده اي را ايفا كردند. اين نقش در عمليات «بيت



المقدس» آن قدر پررنگ شد كه شايد اگر تلاشهاي شبانه روزي جهادگران ايثارگر نبود اين عمليات با دشواريهاي زيادي مواجه مي شد.
وقتي عمليات عظيم و پيروزمند بيت المقدس در تاريخ 10 ارديبهشت ماه سال 1361 آغاز شد و مسؤوليت مهندسي- رزمي محورهاي مختلف اين عمليات به نيروهاي ايثارگر و جان بركف جهاد سازندگي واگذار شد، آنان توانستند با تلاش و كوششهاي كم نظير خود، اقدامهاي مهندسي مورد نياز رزمندگان مستقر در جبهه هاي نبرد را انجام دهند.
در اين هجوم گسترده بيش از هفت هزار و پانصد و هشتاد تن از جهادگران ايثارگر، توانستند با به كارگيري حدود  300 دستگاه لودر، بلدوزر و گريدر و تعداد زيادي ماشين آلات نيمه سنگين مورد نياز خود، با همكاري 9 ستاد نيرومند جهاد سازندگي از جمله:
جهاد سازندگي خوزستان، فارس، بوشهر، اصفهان، نجف آباد، تهران، سمنان، خراسان و واحدهايي از نيروهاي مهندسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ارتش جمهوري اسلامي ايران - كه تحت پوشش جهاد سازندگي عمل مي كردند- نقش بسيار ارزنده اي در پيروزيهاي به دست آمده سپاهيان اسلام در اين عمليات ايفا نمايند. بخشي از فعاليتهاي جهادگران جهاد سازندگي در عمليات بيت المقدس موارد زير است:
- احداث جاده ارتباطي بين آبادان و خرمشهر. اين جاده در منطقه دار خوئين به طول 17 كيلومتر در دو طرف رودخانه كارون آماده شد.
- ترميم بيش از  790 كيلومتر انواع جاده هاي عملياتي و تداركاتي
- احداث 9 پل نفررو، و خودرو سبك از نوع پلهاي شناور، بشكه اي و پل سبك (يونوليتي) بر روي رودخانه كارون، كرخه نور، نيسان.
- احداث بيش از  500  كيلومتر خاكريز
- ساخت 4 پد (باند) بالگرد
- احداث سايت موشكي به منظور پدافند هوايي
- ايجاد بيش از 50 گروه تعميرگاههاي ثابت و سيار در تمامي خطوط جبهه
- ساخت 4 هزار و 635 مورد انواع سنگر نفرات، ماشين آلات و تجهيزات نظامي و زرهي
- شركت بيش از  1000 دستگاه كمپرسي هاي مردمي و جهادي
- احداث و تجهيز بيمارستان صحرايي و اعزام اكيپهاي خدمات درماني، جذب و اعزام كمكهاي مردمي، احداث سنگر و استحكامات، احداث باند بالگرد، احداث حمامهاي صحرايي
***
اقدامهاي شاخص جهاد سازندگي در عمليات بيت المقدس، بسيار زياد است. در اين جا فقط برخي از اين فعاليتها را يادآوري مي كنيم.
گردانهاي مهندسي- رزمي جهاد سازندگي قبل از آغاز عمليات بيت المقدس چندين جاده ايجاد كردند كه از طريق آنها دسترسي به رودخانه كارون راحت تر بود. رزمندگان مي توانستند نيروها و تجهيزات نظامي خود را براي اجراي عمليات به مواضع آنان نزديك كنند. لازم به يادآوري است كه قبل از شروع عمليات، ساحل شرقي رودخانه در اختيار رزمندگان اسلام و سواحل غربي آن در اختيار عراقيها قرار داشت.
- يكي از اقدامهاي اساسي جهاد سازندگي استان اصفهان در اين منطقه، ساخت چندين «سرپل» و ساحل سازي بخشهايي از سواحل رودخانه براي نصب پلهاي نظامي و شناور در ساعتهاي پاياني شروع مرحله اول عمليات بود.
چون نيروهاي دشمن در آن سوي كارون بودند، مي توانستند به راحتي تحركات رزمندگان و جهادگران را در آن منطقه تحت نظر قرار دهند. به همين سبب، ساحل سازي كارون با اجراي تاكتيك هاي خاص مهندسي- رزمي انجام مي شد.
جهادگران ايثارگر بدون اطلاع نيروهاي بعثي و در استتار كامل، خود را به سواحل كارون رساندند و به آماده سازي آن و نصب سنگرگاههاي مختلف كه براي ساخت سريع پلهاي نظامي لازم بود اقدام كردند. بنابراين به خاطر اين كه نيروهاي دشمن از هدف آنها مطلع نشوند و آنها بتوانند عمليات را به نحو احسن انجام دهند با شاخ و برگ درختان به استتار سواحل كارون به خصوص ساحل غربي كه منطقه عمومي حضور دشمن بود پرداختند.
بدين ترتيب نيروهاي مهندسي سپاه اسلام و رزمندگان دلاور ايران اسلامي، چند ساعت قبل از آغاز عمليات، موفق شدند چندين پل نظامي و شناور را در مدت بسيار كوتاهي، بر روي كارون نصب كنند. آنان با نصب اين پلها، به طور سريع نفرات، امكانات و تجهيزات نظامي سبك و سنگين خود را براي رويارويي با دشمن به آن سوي رودخانه منتقل كردند.

احداث خاكريز در جبهه جنوبي كرخه نور
نيروهاي مهندسي- رزمي جهاد سازندگي نجف آباد 15 روز قبل از آغاز عمليات بيت المقدس در منطقه عملياتي فرسيه مستقر شدند. آنها در اين مدت زمان محدودي كه داشتند از تمام تجهيزات و ماشين آلات مهندسي خود براي انجام اقدامهاي مهندسي مورد نياز لشگر ثارا... استفاده كردند.
آنها علاوه بر ساخت يك قرارگاه عملياتي، اورژانس صحرايي و تمامي سنگرها و استحكامات مورد نياز منطقه عملياتي فرسيه را نيز براي پشتيباني از رزمندگان آماده كردند. از مهمترين فعاليتهاي جهاد سازندگي اين شهرستان قبل از آغاز عمليات، ساخت خاكريزي در جبهه جنوبي كرخه نور (كرخه كور) است. اين خاكريز بيش از 5 كيلومتر طول داشت و جلوتر از خط مقدم نيروهاي خودي ايجاد شد.
هدف از ساخت اين خاكريز اين بود كه رزمندگان خودي بتوانند به سمت مواضع دشمن، پيشروي نموده و ضمن استقرار در پشت خاكريز، فاصله ميان خطوط مقدم جبهه هاي خود و نيروهاي عراقي را نزديك كنند.
سپس نيروهاي ما با انتقال تجهيزات و امكانات نظامي و زرهي خود در آن محور در شب آغاز عمليات بيت المقدس، در كوتاهترين فرصت بتوانند به مواضع دشمن دسترسي پيدا كنند و با هجوم گسترده خود، به آزادسازي مواضع آنها بپردازند.

احداث خاكريز در سواحل جنوبي (اروند رود)
رزمندگان اسلام در واپسين روزهاي آزادي خرمشهر توانستند شكست قابل ملاحظه اي بر پيكر ارتش دشمن وارد سازند. گردانهاي مهندسي- رزمي جهاد سازندگي نيز همزمان با پيشروي سپاهيان اسلام با ساخت خاكريز در سواحل اروند به پشتيباني از نيروهاي خودي پرداختند.
در آن لحظه هاي سرنوشت ساز، دشمن نيز آخرين مقاومتهاي خود را در آن منطقه عملي ساخت و از آن سوي اروندرود به طور مدام، مواضع و نيروهاي ايراني را مورد هدف گلوله هاي خود قرار داد. براي جلوگيري از تلفات نيروهاي خودي و انهدام تجهيزات نظامي آنان، واحدهاي مهندسي جهاد سازندگي نيز به كارگيري تمام توان خويش نسبت به ساخت خاكريز در سواحل جنوبي اروند رود، اقدام كردند.
دلاوران جهادگر با استفاده از دستگاههاي راهسازي موفق شدند خاك و شنهاي موجود در ساحل اروندرود را از فاصله هاي بيش از 100 متري، جمع آوري كنند، آنها اين كار را در زير آتش سنگين دشمن انجام دادند كه نقش بسيار ارزنده اي در پشتيباني و حفاظت از نيروها و تجهيزات سپاهيان اسلام داشت.

  


مركز رسيدگي به مصدومين شيميايي فاقد اعتبار اختصاصي است

 

قائم مقام مركز رسيدگي به مصدومين شيميايي گفت: مركز رسيدگي به مصدومين شيميايي بنياد شهيد و امور ايثارگران، فاقد رديف اعتباري اختصاصي براي جانبازان شيميايي است.
به گزارش پژوهشكده مهندسي و علوم پزشكي جانبازان، دكتر «سيد جواد موسوي» افزود: هم اكنون هزينه هاي درماني جانبازان در قالب رديف بودجه بيمه عمومي و بيمه تكميلي پرداخت مي شود كه امكان انجام هزينه از اين رديف بودجه براي معاينات غربالگري ممنوع است.
وي ادامه داد: با توجه به اينكه مركز رسيدگي به مصدومين شيميايي متولي رسيدگي به اين افراد با بيش از   50 هزار جانباز شيميايي است، فاقد رديف بودجه اختصاصي بوده كه براي پيگيري و اجراي برنامه هاي خود از جمله طرح معاينات غربالگري به اعتبار نياز دارد.
قائم مقام مركز رسيدگي به مصدومين شيميايي گفت: در صورت تأمين اين بودجه مي توان با اجراي طرح معاينات غربالگري براي جانبازان شيميايي در سال جاري نيازهاي آنها را در تمام بخشها تعيين كرد تا امكان برنامه ريزيهاي بعدي فراهم شود.
موسوي افزود: نخستين گردهمايي جانبازان شيميايي با ضايعات چشمي كه روزهاي   24 تا   27 ارديبهشت ماه برگزار مي شود امكان معاينه جانبازان شيميايي با ضايعات شديد چشمي را فراهم مي كند تا پروتكل درماني آنان تدوين شود.

  


نمايشهاي  راديويي از زبان همسران شهيد

 

يك سردبير نمايش راديو جوان گفت: «نمايشهاي راديويي مربوط به شهدا»، زندگي سرداران شهيد و افرادي كه در جنگ نامدار بودند را قبل از ازدواج تا شهادت به تصوير مي كشد.




فاطمه دليري در گفتگو باايسنا گفت: اين سري از نمايشهاي راديويي برگرفته از تعدادي از كتابهاي «روايت فتح» نظير «نيمه پنهان ماه» و «يادگاران» است كه به نوعي روايت زندگي و شهادت شهدا از زبان همسرانشان است.
وي تنظيم اين سري نمايش راديويي را نسبت به كارهاي ديگر سخت تر دانست و افزود: تنظيم اين نمايشها از زبان همسرانشان تا حدودي دست نويسنده را مي بندد، چرا كه او بايد به متن وفادار باشد و نمي تواند در آن دخل و تصرف كند.
دليري در ادامه درباره نمايشهايي كه با موضوع شهدا از راديو جوان پخش شده است گفت: تا به حال زندگي شهيدان همت، باكريها و دكتر چمران و تعدادي ديگر از شهدا پخش شده است.
اين سردبير نمايش راديو در پايان گفت: در حال حاضر فريده دليري مشغول نوشتن نمايش راديويي با موضوع زندگي شهيد كاوه است.

  


نمايشگاه صنايع دستي جانبازان و معلولين استان در دانشگاه محقق اردبيلي برگزار شد

 

نمايشگاه عكس و صنايع دستي جانبازان و معلولين استان با عنوان حريم مهر به همت كانون فرهنگي و نهاد رهبري در دانشگاه محقق اردبيلي داير شد.
به گزارش ايسنا صادق پورحبيب - دبير كانون همياري دانشگاه محقق اردبيلي - هدف از برگزاري اين نمايشگاه را نشان دادن لايه هاي مختلف اجتماعي و طبقاتي و شكاف طبقاتي موجود در سطح جامعه از طريق عكس و فيلم براي دانشجويان عنوان كرد و افزود: فراهم شدن محيط براي آشنايي دانشجويان با صنايع دستي جانبازان و معلولين از ديگر اهداف اين نمايشگاه است.
گفتني است، نمايشگاه عكس و صنايع دستي جانبازان و معلولين استان (حريم مهر) تا 20 ارديبهشت ماه براي بازديد دانشجويان داير است.

  


سردار جعفري در دومين نشست تبيين سياستهاي ستاد گردشگري جنگ:
بسياري از خاكريزها و دروازه هاي جنگ از بين رفته  و يا تغيير نام يافته اند!

 

دومين نشست تبيين سياستهاي ستاد گردشگري جنگ با حضور مشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، سردار جعفري، رئيس سازمان حفظ آثار دفاع مقدس سپاه و جمعي از خبرنگاران و نويسندگان عرصه هاي گردشگري و دفاع مقدس برگزار شد.
دراين نشست مقيمي - دبير ستاد گردشگري جنگ - با ارايه  گزارشي از عملكرد اين ستاد از زمان تشكيل در بهمن ماه تاكنون گفت: فعاليت ويژه  ستاد گردشگري جنگ هم اكنون در موضوعات مهمي از جمله ثبت دفاع مقدس به عنوان يك ميراث معنوي، تدوين طرح جامع گردشگري جنگ و ساخت موزه هاي يادماني جنگ، متمركز شده است.
وي ادامه داد: در نوروز 86 ستاد گردشگري جنگ با همكاري معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گامهاي مثبتي را از جمله ارسال اقشار مختلف كشور از جمله نخبگان علمي، جامعه مهندسين و ورزشكاران، هنرمندان و خبرنگاران را برداشت كه دستاوردهاي سفر اين گروهها در حال جمع آوري و تدوين است.
سردار جعفري، در ادامه  اين نشست جنگ را يك اراده  ملي دانست و گفت: رزمندگان ايراني در هشت سال دفاع مقدس با روحيه ايثار گري و شجاعت خود در جنگي نابرابر از نظر تجهيزاتي وارد شده اند كه مهمترين اصل آنها براي ادامه و پيروزي در اين جنگ معنويت و ايثارگري آنها بود.
رئيس سازمان حفظ آثار دفاع مقدس سپاه، با اشاره به مثبت خواندن اقدامات دولت نهم در جهت پشتيباني از عرصه ي دفاع مقدس و تلاش براي حفظ يادمانهاي آن خاطر نشان كرد: دفاع مقدس امروز ميراث فرهنگي همه ملت ماست كه نقاط بسيار ارزشمندي از جمله پل نادري، ذوالفقاريه، طلايه، فكه و... را در برگرفته است كه هر يك از آنها يك گوشه از تاريخ هشت ساله اين د فاع را در خود جاي داده است و شايد تنها كار مهم در اين عرصه نگهداري همين ميراثها و يادمانهاي دفاع مقدس باشد.
سردار جعفري اولين فعاليت صورت گرفته در سازمان حفظ آثار سپاه را ثبت مناطق عملياتي دانست و گفت: متأسفانه بسياري از خاكريزها و دروازه هاي جنگ در شهرستانهاي مختلف از بين رفته اند و يا حتي تغيير نام يافته اند.
وي افزود: ما براي جلوگيري از فراموشي و از بين رفتن مناطق عملياتي كميته هايي را براي هر يك از مناطق يادماني تعيين كرده ايم تا سابقه و تاريخ اين مناطق و تمامي وقايع آنها را تدوين كرده و در اختيار دستگاههاي مختلف قرار دهيم.
به گفته  سردار جعفري، سازمان حفظ آثار سپاه بسياري از تجهيزات نظامي دشمن را كه به بيش از هفتاد نوع مي رسد به عنوان سند تجاوز به كشورمان حفظ و نگهداري كرده و آماده است آنها را جهت همايش و استفاده در موزه د ر اختيار دستگاههاي متولي قرار دهد.

  


كوهنوردان جانباز وايثارگر، قله«آيلندپيك» نپال را فتح كردند

 

اداره تربيت بدني بنياد شهيد و امور ايثارگران اعلام داشت: تيم منتخب كوهنوردان جانباز قطع عضو (پا) و ايثارگر، قلعه   6189 متري «آيلندپيك» نپال را فتح كردند و بر فراز اين قله پرچم جمهوري اسلامي ايران و بنياد شهيد و امور ايثارگران را به اهتزاز درآوردند.
مديركل تربيت بدني بنياد شهيد و امور ايثارگران گفت: در حالي كه گروههاي كوهنورد آمريكايي و ژاپن حاضر در منطقه نتوانستند برفراز قله صعود كنند، اما جانبازان قطع عضو (پا) به همراه يكي از فرزندان معظم شاهد با رشادت تمام اين قله را فتح كردند.
مهدي رياحي كيا افزود: به همين مناسبت دكتر دهقان معاون رئيس جمهوري و رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران پيام و تهنيت اين نهاد را به دلاورمردان جانباز و ايثارگر ابلاغ كرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com