|
گروه حوادث: شش جوان كه در جريان ربودن يك زن مرتكب دو فقره قتل عمد شده بودند از سوي هيأت قضايي استان تهران تحت محاكمه قرار گرفتند.

به گزارش خبرنگار ما، اولين روز زمستان سال 83، ساعت 30/1دقيقه بامداد مأموران كلانتري 15 باقرآباد هنگام گشت زني به سرنشينان يك دستگاه پيكان سفيد كه در ميان آنها زن جواني بدون روسري و چادر قرار داشت، مشكوك و دستور توقف آن را صادر كردند. سرنشينان خودرو پس از انتقال به كلانتري وقتي تحت بازجويي قرار گرفتند پرده از راز جنايتي هولناك برداشتند و اعتراف كردند دقايقي قبل در كلبه خرابه اي در باغ «ميبد» دو مرد ميانسال به نامهاي عبدا... و ستار را به قتل رسانده اند. با اين اعترافها، مأموران بلافاصله به محل مورد نظر اعزام و با پيكر نامبردگان درحالي مواجه شدند كه دست و پايشان با طناب قرمز رنگي بسته شده بود و در دهانشان پارچه قرار داشت. بدين ترتيب خيرمحمد، عباس، غلام، حامد، كمال و مهدي متهمان اين پرونده تحت بازجويي پليسي و قضايي قرار گرفتند.در اين تحقيقات مشخص شد، خيرمحمد و عباس در جريان ربودن زن جواني به نام «ثريا» و انتقالش به افغانستان، عبدا... و ستار را با همدستي چهار متهم ديگر به قتل رسانده اند. با صدور قرار مجرميت از سوي دادسراي جنايي ورامين و ارجاع پرونده به دادگاه كيفري استان تهران، متهمان صبح ديروز در دادگاه از خود در برابر اتهامهاي صادره دفاع كردند. در ابتداي اين جلسه كه عزيزمحمدي رياست آن را به عهده داشت رضوانفر، نماينده دادستان به دفاع از كيفرخواست صادره پرداخت و گفت: در اين پرونده «خيرمحمد» 26ساله تبعه افغان متهم به مباشرت در قتل عبدا... (40ساله)، آدمربايي، زناي محصنه و پرداخت رشوه به مأموران است. همچنين «عباس» 26ساله متهم به قتل ستار و معاونت در آدمربايي مي باشد. وي اتهامهاي ساير متهمان را معاونت در قتل و آدم ربايي اعلام كرد و افزود: البته اولياي دم خواستار ديه از متهمان شدند. نماينده دادستان در ادامه با تأكيد بر اينكه از نظر دادسراي جنايي بزهكاري متهمان محرز است، از هيأت قضايي شعبه 71دادگاه كيفري استان تقاضاي مجازات قانوني متهمان را كرد. انكار اولين متهم در ادامه اين جلسه خيرمحمد، متهم رديف اول پرونده به دفاع از خود پرداخت و با رد اتهام به مباشرت در قتل، زناي محصنه و پرداخت رشوه گفت: فقط اتهام مباشرت در آدم ربايي را قبول دارم. وي در تشريح ماجرا گفت: ثريا زن يكي از فاميلهاي ما بود كه عبدا... او را از اصفهان ربوده و به «باغ ميبد» آورده بود. بنابراين من تصميم گرفته بودم او را از دست عبدا... نجات بدهم و به افغانستان نزد بستگانش ببرم. به همين منظور، موضوع را با مهدي درميان گذاشتم و وي هم آن را با متهمان ديگر مطرح كرد. وي همچنين گفت: بنابراين شب اول زمستان سال 83 با هم به محل نگهداري ثريا رفتيم. «غلام» از روي ديوار به داخل باغ رفت و در را باز كرد. سپس همه با هم وارد اتاقي كه آنها بودند شديم. غلام، مهدي و عباس سراغ ستار رفتند و من و حامد و كمال، عبدا... را گرفتيم. «خيرمحمد» در ادامه اعترافهايش گفت: درحالي كه حامد و كمال دست و پاي عبدا... را با طناب بسته بودند من روسري مشكي رنگي را در دهانش فرو كردم تا فرياد نكشد. وي در خاتمه گفت: پس از سه دقيقه من درحالي كه عبدا... هنوز جان داشت و دست و پا مي زد دست ثريا را گرفتم و از اتاق خارج شدم و ديگر نمي دانم چه اتفاقي افتاد. قبول قتل توسط متهم دوم «حامد» دومين متهم پرونده بود كه در برابر هيأت قضايي ايستاد و از خود دفاع كرد و ضمن قبول اتهام مبني بر معاونت در قتل عبدا... گفت: من و كمال دست و پاي عبدا... را با طناب بستيم و «خيرمحمد» پارچه را در دهان مقتول گذاشت كه هنگام خروج متهم به قتل از اتاق عبدا... ديگر جان نداشت. وي در خاتمه در پاسخ به سؤال قاضي مبني براينكه ستار مقتول ديگر حادثه را چه كسي كشت؟ گفت: «عباس» با روسري ستار را خفه كرد. البته غلام و سيدمهدي با گرفتن دست و پاي نامبرده به وي در ارتكاب قتل كمك كردند. ضمن اينكه غلام با ته دسته چاقو چند ضربه به سر مقتول زده بود. كمال، سومين متهم اين پرونده با اعتراف به جرم خود مبني بر معاونت در قتل عبدا... و اقدام به آدم ربايي، خير محمد را قاتل عبدا... معرفي كرد. برپايه همين گزارش؛ پس از اظهارات سه متهم ياد شده نوبت به متهمان قتل ستار رسيد. در ابتدا «عباس» كه متهم به مباشرت در قتل و معاونت در آدمربايي بود پشت تريبون رفت و در برابر 5 قاضي شعبه 71 صريحاً به جرم خود اعتراف كرد و در تشريح ماجرا گفت: اصلاً قصد كشتن كسي را نداشتيم. رفته بوديم تا به خيرمحمد كمك كنيم تا وي ثريا را از دست عبدا... و ستار آزاد كند. وي در پاسخ به سؤال قاضي مبني براينكه به درخواست چه كسي نقشه قتل ستار و عبدا... را طراحي و اجرا كرده ايد؟ گفت: يك روز «مهدي» به من گفت افراد ياد شده زن «خيرمحمد» را ربوده و او را در اختيار افراد ديگر مي گذارند. بنابراين شب حادثه با هم تصميم گرفتيم به باغ برويم و ثريا را آزاد كنيم تا خيرمحمد او را به افغانستان ببرد. متهم همچنين درخصوص شب حادثه گفت: طبق نقشه به آنجا رفتم. من، غلام و مهدي به طرف ستار رفتيم و سه متهم ديگر سراغ عبدا... رفتند. وي با تأكيد بر اينكه اصلاً قصد كشتن كسي را نداشته افزود: من روسري را در دهان ستار گذاشتم و با دستم جلوي دهانش را گرفتم تا سرو صدا نكند، اما ظاهراً جلوي تنفس وي گرفته و نهايتاً خفه شد.وي در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اين كه نقش غلام و مهدي در اين قتل چه بود؟ گفت: مهدي دستهاي مقتول را با طناب بسته بود اما غلام علاوه بر بستن پاهاي ستار با ته چاقو چند ضربه به سر وي زده بود و مي خواست او را با چاقو بكشد كه من مانع شدم و به او گفتم ما قصد كشتن كسي را نداريم. به دنبال اعترافهاي عامل جنايت، غلام تبعه افغاني از خود دفاع كرد و اتهام به معاونت در قتل را نپذيرفت. اما آخرين متهم اين پرونده «سيدمهدي» (35ساله) بود كه بدون هيچ مقاومتي اظهارات «عباس»، قاتل ستار را تأييد و جرم خود را قبول كرد. گفتني است، با اخذ آخرين دفاعيات از متهمان، عاملان اين جنايت تلخ با قرار بازداشت موقت تا صدور حكم قانوني، روانه زندان شدند. |