تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
اتحاد ملي انسجام اسلامي
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-05-12
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 22اردیبهشت ماه 1386

[ فرهنگی ]
 * نگاهي به كيفيت برگزاري بزرگترين رخداد فرهنگي كشور ؛
نمايشگاه بين المللي يا فروشگاه بزرگ كتاب؟!
 * نگاهي به شكل گيري «هنر اسلامي» در تمدن اسلام؛حاصل جمع هنر و فرهنگ جهان
 * نيم نگاهي به آموزه «دترمينيسم»؛ رابطه دوسويه اخلاق و تكنولوژي
 * دكتر محمدرضا بهشتي: مفاهيم فلسفي، تاريخمند هستند
 * خاتمي در دانشگاه پالرمو ايتاليا : عامل اصلي سوءتفاهمها، دين نيست
 * يهوديان شركت كننده در همايش «گفتگوي اديان»:
جهان اسلام ميان يهوديان و صهيونيستها تمايز قائل شود

نگاهي به كيفيت برگزاري بزرگترين رخداد فرهنگي كشور ؛
نمايشگاه بين المللي يا فروشگاه بزرگ كتاب؟!

 

* حامد احمدي

كتاب به عنوان هويت مانايي بشري، در طول دورانهاي متمادي دستخوش تحولات گوناگون شده و در نتيجه اين فراز و فرودها، فرهنگ



جوامع رنگ و طراوت ديگري را به خود ديده است و در اين رهگذر هر ملت و دولتي كه به كتاب بيشتر خدمت كند، فرهنگي غني تر و هويتي ماناتر از خود به جاي خواهد گذاشت و در تغيير مسيرها و تحولات عصر ارتباطات فرافكري موفق تر خواهد بود و در اين ميان برگزاري نمايشگاههاي كتاب، بهانه اي بيش نيست تا سر تعظيم بهتر و با شكوهتري در مقابل كتاب فرود آوريم و در راه متحول كردن احوال كشور گامهاي تأثيرگذارتري برداريم.
نمايشگاه بين المللي كتاب تهران، با تمام فراز و فرودهايش به پايان رسيد و نتايج تمام دغدغه هاي فعالان فرهنگي، اجتماعي كشور، از 12 تا 22 ارديبهشت ماه جاري به نمايش گذاشته شد. قبل از برپايي اين حركت ارزشمند فرهنگي، تلاش شد تا در گزارشي تحت عنوان نمايشگاه كتاب، چاپ بيستم به بررسي اجمالي مجموعه اقدامهاي صورت گرفته بپردازيم و امروز با پايان يافتن نمايشگاه، بر آن شديم منظرهاي كمي و كيفي بزرگترين رخداد فرهنگي كشور را دستمايه نقد و بررسي قرار دهيم تا شايد بتوانيم در كنار ديگر فعالان عرصه فرهنگ كشور، گامي درخور شأن و منزلت فرهنگي كشور برداشته و با بازتعريفي از مشكلات و چالشهاي پيش رو در تبيين و تدوين راهبردهاي لازم براي توسعه كمي و كيفي گامهاي بعدي عرصه نمايشگاه بين المللي كتاب تهران برداريم.
* جايگاه
اگر مروري كوتاه و گذرا بر عملكرد 20 نمايشگاه بين المللي كتاب داشته باشيم، درخواهيم يافت كه نمايشگاه بيستم، يكي از پرالتهاب ترين و پرجنب و جوش ترين رخدادها در تاريخ فرهنگي كشور بوده است، از آن زماني كه بحث دو پاره شدن نمايشگاه مطرح شد تا بارش باران و آبگرفتگي كف شبستان. باز جلوتر برويم تا وعده هاي وزير ارشاد به مردم مبني بر بازديد روزانه چند ميليون نفر از نمايشگاه و تا امروز كه زنگ آخرين روز اين رخداد بزرگ فرهنگي در سال86 به صدا درآمد، حرف و حديثهاي اين داروي شفابخش فرهنگي نقل و نبات تمام محافل اهل دغدغه فرهنگ و انديشه كشور بوده و هست و با تمام پستي و بلندي اش اگر نمايشگاه بين المللي كتاب تهران را جزء بزرگترين و غني ترين نمايشگاههاي كتاب جهان به شمار بياوريم سخن به گزاف نگفته ايم . بيستمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران با مشاركت 66 كشور جهان و با به نمايش درآوردن حاصل تلاش وزحمت بيش از 2500 ناشر داخلي و خارجي برگزار شد و اين در حالي است كه نمايشگاههاي بين المللي كتاب فرانكفورت، شيكاگو، لندن، توكيو، شارجه و... كه هر كدامشان جزء بزرگترين نمايشگاههاي جهان محسوب مي شوند با حضور ناشران 50 تا  60 كشور تشكيل مي شوند و اين



نشان دهنده آن است كه مشاركت اين ميزان كشور در برپايي نمايشگاههاي بين المللي كتاب تهران نه تنها، كم نيست بلكه آن را در رديف غني ترين رخدادهاي عرصه كتاب جهان قرار مي دهد و با نگاهي به وضعيت محتوايي، تعداد ناشران، بازديد كنندگان و... نمايشگاههاي معتبر كتاب جهان، به راحتي درخواهيم يافت كه غناي موجود در اين گنجينه فرهنگي، امكان گزينش و خطا و يا پوزش و عذرخواهي را از هر مسؤول و متصدي فرهنگي كه در انجام هر چه باشكوهتر آن كوتاهي كند سلب مي نمايد و گذار و گذر از هر بي مسؤوليتي در اين زمينه قابل قبول نيست.
با نگاهي به سياستگذاري صرفاً مصرف كننده اي نمايشگاه كتاب تهران درخواهيم يافت كه با تمام ارزش و مقام معنوي كه در آن نهفته مي باشد تا چه حد با برگزاري حرفه اي نمايشگاههاي بين المللي كتاب در جهان فاصله دارد، زيرا به طور مثال نمايشگاه كتاب آمريكا (BEA) محلي براي گردهمايي تصميم گيران جهاني صنعت چاپ و نشر و كتاب در راستاي تبادل تجربيات و ايده هاي نو، يادگيري از يكديگر و گسترش ارتباطات بين المللي است و از هويتي صرفاً مصرف كننده اي كه بيشتر معناي فروشگاه بزرگ كتاب دارد خارج و در چارچوب سياستهاي كلان بين المللي اين حوزه حركت مي كند و با تبيين سياست عمده فروشي، فروش حق تكثير (رايت) كتاب، واگذاري جهاني نمايندگيهاي فروش كتاب و جذب نمايندگان صدها كتابخانه عمومي و دانشگاهي، شركتها و مراكز علمي و تحقيقي جهان پيش مي رود و اين در حالي است كه نمايشگاه بين المللي كتاب تهران به اين مي انديشد كه كتابهايي را از ديگر كشورها جمع و در سالنهايي كه از پايين ترين استانداردهاي جهاني برخوردار هستند نمايش دهد و با وجود اينكه در منطقه و حتي آسيا شايستگي رقابت انحصاري با نمايشگاه كتاب توكيو را دارد هويت مصرف كننده اي به خود گرفته است.
متأسفانه اين نگاه كه نمايشگاههاي بين المللي نوعي مشاركت جمعي و جهاني مبتني بر تفاهم صنفي است، در حوزه نمايشگاهي ما به گونه اي كمرنگ مشاهده مي شود و حتي براي برپايي اين رخداد بزرگ فرهنگي به طور مستقيم از ناشران داخلي نيز همكاري و همفكري به عمل نمي آيد، چه رسد به اينكه در يك فضاي صرفاً فرهنگي، دغدغه هاي اين حوزه با حضور انديشمندان و نمايندگان كشورهاي جهان در دستور كار قرار گيرد و با همفكري همگان راهبردها و راهكارهاي تأثيرگذار طراحي و اجرا شود.
* فرهنگ نمايشگاهي
همان طور كه گفته شد با مقايسه اي گذرا بين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران با نمايشگاه بين المللي شيكاگو، فرانكفورت و يا لندن، درخواهيم يافت كه هرچند در ايران 66 كشور جهان مشاركت و حضور چشمگيري در عرصه كتاب دارند، اما در عمل اين رخداد فرهنگي بيشتر در لواي يك فروشگاه بزرگ كتاب صورت مي گيرد و با راندمانها و تعاريف تطبيقي نمايشگاههاي بين المللي فاصله دارد در صورتي كه با حفظ اين گنجينه محتوايي و رعايت موازين فرهنگي نمايشگاههاي بين المللي مي توانيم در تكامل چرخه هويتي آن گام بر داريم و نمايشگاههاي كتاب تهران را با ظرفيتهاي تحسين برانگيزي كه در آن ديده مي شود در رديف بزرگترين و تأثيرگذارترين نمايشگاههاي بين المللي جهان قرار دهيم كه اين مسأله مستلزم رعايت فرهنگ نمايشگاهي است و در اين رابطه مي بايست دو حوزه ناشران و مديريت نمايشگاهي سطح فرهنگي خود را در اين حوزه به گونه اي چشمگير افزايش دهند.
ناشران ايراني اگر بخواهند حضور موفقيت آميز و تأثيرگذاري داشته باشند بايد در ابتدا ضمن آنكه به سرعت فناوري و فرهنگ نمايشگاهي را مي آموزند، توليدات خود را با استانداردهاي بين المللي هماهنگ كنند.
بي شك اين مؤلفه در موقعيت محتوايي و ظاهري تبلور پيدا مي كند. بررسيها نشان داده است كه بخش اعظمي از توليدات مكتوب ناشران ايراني نه تنها در قياس با ترويج درجامعه جهاني فاصله دارند بلكه در تمام محدوده جغرافيايي ايران نيز مفيد واقع نمي شوند، نبود توجه دقيق و تأثيرگذار به دغدغه هاي تئوريك و مشغله هاي فكري جهان در توليد آثار، همراه با بهره مندي انديشه هاي محدودي از آثار توليدي در زير سايه  ضعف بسترهاي صحيح اطلاع رساني حوزه نشر، سه عامل گريبانگير اين حوزه در رسيدن به استانداردهاي جهاني توليد كتابهاي ايراني شده اند و اين در حالي است كه حوزه هاي ملموس در عرصه توليد كتاب نيز همچون تايپ، تنظيم، جلد، شناسنامه، طراحي، صحافي، صفحه بندي، چاپ و... نيز مي بايست براساس استانداردهاي علمي و بين المللي حوزه چاپ و نشر صورت گيرد. تمام اين مسايل در شرايطي اتفاق مي افتد كه ناشران و فعالان اين حوزه مي بايست متوجه اين نكته شوند كه خريداران و ناشران جهاني كتاب در كشورهاي توسعه يافته برنامه سالانه را بر اساس حداكثر زمان و بودجه براي شركت در نمايشگاههاي بين المللي و خلق شكوه و عظمت جشن كتاب صرف مي كنند و تمام اين برنامه ها طبق يك سازماندهي و ساماندهي منظم و منسجم با برنامه ريزي دقيق صورت مي گيرد و در طول زمان برگزاري نمايشگاه از حداكثر توان و انرژي براي برقراري ارتباطات بين المللي در اين حوزه استفاده مي كنند تا به بهترين شكل ممكن به نتيجه اي در خور شأن و منزلت خود دست پيدا كنند.
* حق چاپ ونشر
در نمايشگاههاي بين المللي كتاب جهان، خريد و فروش حقوق چاپ و نشر ( CopyRight) به عنوان اصلي ترين سياست و هدف كارگزاران نمايشگاه مدنظر قرار مي گيرد و سالنهاي گسترده اي با عنوان «مركز رايت» عمليات جذب و ساماندهي فروشندگان و خريداران بين المللي را در دستور كار قرار مي دهند بدين صورت كه اعضاي اين مركز از يك سال قبل تا يك ماه مانده به شروع كار نمايشگاه، ثبت نام مي كنند. در پي آن «مراكز رايت» در زمان برگزاري نمايشگاه، قرارهاي ملاقات تجاري با خريداران و فروشندگان را برنامه ريزي و زمانبندي مي كند و بدون دخالت در چگونگي اخذ قرارداد و به صورت رايگان فضايي را به وجود مي آورد تا ناشران در مورد كتابهاي مورد توافق و موضوعهاي مرتبط با چاپ و نشر به مذاكره بپردازند. همين مركز براساس تقاضانامه اعضا، طرفين را به يكديگر معرفي و بهترين شرايط را براي اخذ قرار داد في ما بين آنها به وجود مي آورد. بررسيها نشان داده است كه حجم وسيعي از عمليات واردات و صادرات كتاب به كشورهاي برگزاركننده نمايشگاه كتاب از طريق «مراكز رايت» مستقر در نمايشگاه انجام مي پذيرد. از آنجا كه نقش كتاب در گسترش جايگاه جهاني كشورها بسيار تأثيرگذار مي باشد و انقلاب اسلامي ايران نيز تبلور فرهنگ ناب اسلامي است، به نظر مي رسد كه ميتوان با تكيه بر اين مسأله دروازه هاي تمدن اسلامي باشكوهي را به نام نمايشگاه كتاب بر روي جهانيان گشود و هر كتاب را سفيري براي اشاعه انديشه هاي ناب اسلامي برگزيد و تنها نمي توان به چند خارجي كه چند جلد كتاب را براي بهره برداري شخصي بر مي گزينند تكيه كرد.
در اين رهگذر آنچه كه از نمايشگاه بين المللي كتاب تهران برمي آيد اين است كه نبود چنين مركزي به عنوان خلا بسيار تأثيرگذاري در روند تاثيرگذاري جهاني كتاب به چشم مي خورد و همين نكته هم موجب شده تا دستآورد نمايشگاه در حالتي فصلي باقي بماند و تعدادي مترجم داخلي به واسطه اينكه در كشور ما قوانين «CopyRight» رعايت نمي شود آثار را بدون توجه به اجازه يا عدم اجازه نويسنده در اختيار بگيرند، اين در حالي اتفاق مي افتد كه در ديگر كشور ها به واسطه اينكه به قانون « Copy Right» توجه مي شود وچاپ ترجمه كتابها منوط به اجازه از خالق اثر يا ناشر مي باشد از گسترش آثار ايراني به جامعه جهاني جلوگيري شود و در زمينه تبادل كتاب بين اين كشورها خلا به وجود آيد.
در اين زمينه مي توان با برنامه ريزي دقيقي در سالهاي آينده اين مركز را در خلال برگزاري نمايشگاه تأسيس نمود تا نمايشگاه بين المللي كتاب تهران دروازه اي بر روي جامعه جهاني باشد. گفتني است كه تشكيل چنين مركزي مستلزم زمان و برنامه ريزي مي باشد كه در بيشتر نمايشگاههاي بين المللي جهان بعد از پايان نمايشگاه تا يك ماه قبل از برگزاري نمايشگاه در سال آينده اين عمليات انجام مي پذيرد.
* انتقال انديشه ها
اصولاً انتقال فكر و انديشه به عنوان يكي از بزرگترين دغدغه هاي فعالان عرصه فرهنگ در جوامع مختلف مدنظر قرار گرفته است و در اين رهگذر اماكن و محلهايي كه جايگاه تجميع افكار و انديشه هاست را مي توان به عنوان بهترين راهكار در انتقال انديشه ها و بهره مندي از توانمنديهاي يكديگر انتخاب و در شكوفايي آن تلاش كرد.
از اين رو نمايشگاه بين المللي كتاب تهران يكي از فضاهايي است كه مي توان از آن به نحو شايسته براي تبادل انديشه ها در تعالي فرهنگ ايران و ديگر كشورها بهره گرفت. محل برگزاري نمايشگاه مكاني است كه در آن فعالان حوزه چاپ و نشر در كنار طالبان علم و انديشه جمع مي شود و مي توان با سازماندهي و برنامه ريزي دقيق و تشكيل كارگروههاي منسجم با ايجاد خط فكري و جريانسازي علمي و تحقيقي از انديشه هاي همگان بهره جست، اين در حالي است كه هرچند زحمات بسيار زيادي در بخش هاي جنبي نمايشگاه بيستم كشيده و در پي آن نشستهاي متعددي برگزار شد، اما به گونه اي كه مستحق نمايشگاه بين المللي باشد از تفكرات بيش از 2600 ناشر داخلي و خارجي كه در اين رخداد به صورت مستقيم حضور داشتند، بهره برداري نشد و گاهي جلسات و نشستهاي برگزار شده نيز با استقبال بخش بسيار محدودي از حاضرين در نمايشگاه برگزار گرديد. اين در حالي است كه در خلال برگزاري نمايشگاه مي توان با تقسيم ناشران به كارگروههاي تعريف شده، اسباب تأمل و تحقيق و همفكري را در رابطه با موضوعهاي متعدد فراهم نمود و در كنار آن يك يا چند نفر از كاركنان انتشاراتي ها بعنوان فروشنده كتابها در غرفه ها حضور پيدا كنند، راهكارها و برنامه هاي منسجمي را براي بهره برداري علمي صاحب نظران چاپ و نشر فراهم كرد. در اكثر نمايشگاههاي بين المللي جهان بولتن ها و نشرياتي تحت عنوان خبرنامه نمايشگاه در تعداد صفحات زياد با كيفيت عالي منتشر و در آن جديدترين اطلاعات روز در رابطه با كتاب، كتابخواني و حوزه چاپ و نشر منتشر مي شود تا دست اندركاران اين حوزه به جديد ترين علوم روز آشنا اصول كاري خود را اصلاح كنند، در اين زمينه نيز نمايشگاه بين المللي كتاب تهران آن گونه كه در خور شأن هويت بين المللي اش باشد ظاهر نشد.
* محيط تخصصي!!!
يكي از مهمترين و هدفمندترين بخشهاي برنامه ريزي شده نمايشگاههاي بين المللي در نقاط مختلف جهان، تأمين جا و مكان درخور شأن نمايشگاههاست و البته فضاهاي تعريف شده نمايشگاهي به صورت ثابت و منسجم نيستند به طور مثال نمايشگاه كتاب آمريكا (BEA) در سال2001 در شيكاگو و در سال2002 با يك ماه زودتر در نيويورك و سال بعد در... برگزار شد. اما در چگونگي برگزاري نمايشگاه آنچنان دقت و نظمي حكمفرماست كه ميزبان دوره اي نمايشگاه يك سال فرصت دارد تا محل برگزاري نمايشگاه بين المللي كتاب را تأمين و به گونه اي ارزشمند آراسته و هدفمند كند و در طول سال نيز بازرساني از مركز، كار نظارت بر چگونگي برپايي نمايشگاه را در دستور كار قرار مي دهند، اين در حالي اتفاق مي افتد كه با پايان يافتن زمان برگزاري نمايشگاه، بخش اصلي برنامه هاي زمان بندي شده سال آينده در جدولهاي تعريف شده به ناشرين ابلاغ و از آنها براي همفكري در برپايي هرچه باشكوهتر نمايشگاه سال آينده دعوت به عمل مي آيد.
اين در حالي است كه با وجود شايستگي هاي فراواني كه نمايشگاه بيستم داشت تا روز پنجم از برگزاري نمايشگاه كتاب تهران بيش از سه بار نام وشماره برخي از سالنها عوض شد و...
* تهديدي براي نمايشگاه تهران
در جامعه جهاني مسؤولان نمايشگاههاي متعدد كتاب هر ساله در تلاشند تا با غني شدن از اعتبار يكديگر سبقت بگيرند و با افزايش فعاليتهاي تجاري و آماري و محتوايي خود هويت خود را غني تر و با ثبات تر كنند و اگر در اين ميان نمايشگاه بين المللي كتاب تهران را با تمام اما و اگرهايش در رديف بهترينهاي خاورميانه بناميم و اعتبارش را در منطقه اول بشماريم، سخن به بي راه نگفته ايم، اين در حالي اتفاق مي افتد كه براساس تفاهمنامه اي كه اخيراً بين نمايشگاه بين المللي فرانكفورت و شارجه منعقد شده مقرر گرديد تا با حمايت آلماني ها يكي از بزرگترين جشنهاي كتاب در سال آينده با هدف جذب ظرفيتهاي سرگردان منطقه در كشور دوبي برگزار شود. اين در حالي است كه انتظار مي رفت نمايشگاه امسال كتاب تهران با عزم و تلاشي جديتر آنچنان تحولي را به وجود آورد كه همچنان هيچ نمايشگاهي در منطقه به عنوان تهديدي براي كاهش اعتبار بين المللي آن به حساب نيايد. در پهنه پهناور چاپ و نشر، تلاش براي حفظ غنا و گنجينه محتوايي و هدفمند كردن برنامه ها براي رسيدن به هدف تأثيرگذار بر جوامع يك اولويت مهم و انكارناپذير است و در اين ورطه لازم است مسؤولان نمايشگاه بين المللي كتاب تهران شرايطي را به وجود آورند كه ظرفيتهاي ارزشمندي را كه در اختيار دارند به راحتي از دست ندهند و اعتبار به دست آمده را با سهل انگاري به ديگري واگذار نكنند.
* تعداد زياد، فضا كم
در بخش ناشران خارجي 740 مؤسسه بين المللي و در بخش داخلي كه به چهار گروه عمومي، كودك و نوجوان، آموزشي و كمك درسي و دانشگاه تقسيم شده بود، بيش از 1272 ناشر به شكل مستقل، 455 ناشر با اعطاي نمايندگي به ساير ناشران و 102 ناشر به صورت همراه حضور داشتند. همچنين به طور خاص در بخش ناشران كودك و نوجوان 137 ناشر شركت كردند كه از اين ميان 111 ناشر تهراني و 26 ناشر به شهرستانها اختصاص داشت و در بخش ناشران عمومي نيز 739 ناشر حضور داشتند. فضاي درخواستي ناشران شركت كننده در نمايشگاه 32هزار و 21مترمربع بود كه از اين ميزان فقط 17 هزار و 200متر به آنها اختصاص يافت، اين مسأله در عمل باعث شد تا ناشران از كمبود فضاي مورد نياز با توجه به ميزان كتابهاي ارايه داده شده رنج ببرند و برخي از آنها مجبور شدند تا در فضاي كوچكتر از ميزان قابل قبول و تعريف شده براي نمايشگاه بين المللي بهره مند شوند.
طلاكوب ارايه دهنده كتابهاي لاتين در اين رابطه مي گويد: بعد از بارش باران و آبگرفتگي شبستان مصلا مجبور شديم كه غرفه 50 متري خودمان را با غرفه 10 متري اطلاع رساني عوض كنيم و در آنجا فقط نمونه كتابهايمان را نمايش گذاشتيم و از مراجعان خواهش كرديم تا همزمان براي تهيه كتابهاي مورد استقبال به فروشگاهمان مراجعه كنند.
* روز اول
احسان مظلومي از انتشارات «كليد آموزش» در رابطه با روزهاي اول برگزاري نمايشگاه مي گويد: در طول اين سالها كه در نمايشگاه كتاب شركت كرده ايم هيچ روزي چنين شرايطي نداشته بوديم. به طوري كه با پا گذاشتن به در ورودي نمايشگاه، مشكلات خود را نشان مي دادند.
همه نشانه ها خبر از بي نظمي داشت و نمايشگاه خلوت بود، غرفه داران به خاطر نبود صندلي روي زمين نشسته بودند و هنوز برق غرفه ها وصل نشده بود و بعضاً غرفه هايي كه سيستم كاري شان با رايانه بود به علت نبود برق، بيكار روي زمين نشسته بودند و چشمها به دنبال رستوران و اغذيه فروشي بود، اما هيچ اغذيه فروشي فعالي در محيط نمايشگاه وجود نداشت و... با گذشت چند روز از آغاز به كار نمايشگاه اوضاع و احوال بهتر و بهتر شد و صد البته در روزهاي پاياني، وقتي كه روال معتدلي براي ادامه كار نمايشگاه حاكم شد، زمان آن به پايان رسيد.
* افت فشار!
منصور سجاد، مدير انتشارات «كليد آموزش» نيز با اشاره به اينكه مشكلات به اين شدتي كه همكارش مي گويد، نيست.در يك بررسي كلي معتقد است كه مشكلات به اين شوري كه امواج خبري و گفتماني راه انداخته اند، نيست و مي تواند با شرايط فعلي كه سال اول برگزاري در شبستان است مورد قبول واقع شود.
وي در رابطه با اين سؤال كه صحبتهاي همكارانتان را رد مي كنيد، مي گويد: نه حرفهايي كه مي گويد در عمل مشاهده شده اما واقعيت اين است كه در مكانيك سيالات، قانوني وجود دارد كه معتقد است، هر تغيير مسيري در حركت سيال باعث افت فشار مي شود. به نظر من افت فشاري در تغيير مسير نمايشگاه نيز ديده شد كه البته نكات و جذابيتهاي ارزشمندي را نيز به دنبال داشت و در اين رهگذر لازم است از هم اكنون سازماندهي و برنامه ريزي دقيقتري براي برگزاري باشكوه تر نمايشگاه كتاب در سال آينده برداشته شود.
* شروع نمايشگاه
حجة الاسلام و المسلمين جعفريان ضمن اشاره به زحمات خستگي ناپذير فعالان فرهنگي نمايشگاه كتاب مي گويد: روز شروع نمايشگاه مشكلات بسيار فراوان بود. نه نقشه اي براي محل سالنها تعبيه شده بود و نه تابلوهاي راهنما كافي بود. حتي بسياري از ناشران عمومي داخلي از سر شب سه شنبه پس از افتتاحيه تا صبح مشغول چيدن كتابها بودند، همچنان در طول روز گرفتاري داشتند و مشغول كار بودند. اوضاع در بخش عربي و انگليسي ريالي از اين هم بدتر بود. زيرا كارتهاي خريد به مردم فروخته شده بود و بسياري از كساني كه كارت خريد براي كتابهاي عربي ارزي گرفته بودند، صبح روز اول خبردار شدند كه خبري از كتاب ارزي نيست و در بخش عربي همه ريالي است. سالن عربي هم كه در همان رواق شرقي بود - به علاوه كتابهاي لاتين ريالي - با هزار زحمت به اين صورت آماده شده بود. اما سقفها كه روزهاي متوالي آب خورده بود، همچنان چكه مي كرد. ناشران مجبور شدند روي غرفه ها را پلاستيك بكشند. با اين حال در اين سوي و آن سوي، قطرات باران يك سره فرود مي آمد.
* قابليت نمايشگاهي
علي حقي مدير انتشارات «جهان آبگون» با انتقاد شديد از ضعف در تهويه هواي نمايشگاه ، به كمبود اطلاع رساني در محيط نمايشگاه اشاره كرد و گفت: اطلاع رساني لازم به عمل نيامده است. به طور مثال در نمايشگاه فرانكفورت زماني كه از در خروجي نمايشگاه خارج مي شويد، تاريخ برگزاري و اطلاعات نمايشگاه سال آينده ثبت شده است و نشان از يك برنامه ريزي دقيق دارد، اما در نمايشگاه تهران در چند هفته قبل از برگزاري تصميم به تغيير جا و مكان آن گرفته مي شود. يك هفته قبل از افتتاح هنوز معلوم نيست كه بخش داخلي و خارجي با هم برگزار مي شوند يا نه، و آن هم به جايي انتقال داده مي شود كه در حال ساخت است و از استانداردهاي نمايشگاهي برخوردار نيست.
وي در رابطه با مكان نمايشگاه مي گويد: مصلا حتي از حداقل استانداردهاي محل دايمي نمايشگاهها برخوردار نيست. مسؤولان فقط معماري آن را به رخ همگان مي كشانند و اين در حالي است كه در بعضي جاها، با قدم برداشتن، گرد و غبار ناشي از نخاله هاي ساختماني به هوا بر مي خيزد.
ضعف در اطلاع رساني درون نمايشگاهي، در وضعيتي كه موقعيت نمايشگاه براي مردم صد درصد ناشناخته بود بر ميزان مشكلات افزوده بود.
وي در ادامه گفت: مهمترين عوامل به وجود آورنده مشكلات، از نقل و انتقال كتاب گرفته تا كم بودن جا و نامناسب بودن مكان غرفه ها، به تغيير بدون برنامه و بعضاً سليقه اي مسؤولان نمايشگاه بر مي گردد و مي توان گفت كه اگر سيستم جديد بخواهد با همين وضعيت كار نمايشگاه را پيش ببرد لازم است 5 تا 6 سال طول بكشد تا روي ريل مناسب حركت و تأثيرگذار پيش برود و از آنجايي كه امسال نيز يارانه و ارز مناسب كمتر در اختيار مراكز علمي، فرهنگي و دانشگاهي قرار داده بودند فروش ما نيز كاهش يافت و با شرايط به وجود آمده تنزيل در فروش نيز بيشتر از سال گذشته به چشم مي خورد.
مدير انتشارات آبگون در ادامه مي افزايد: افزايش هزينه غرفه ها از 200 دلار به 350 دلار در شرايطي كه محل برگزاري كيفيت و ارزش مناسبي نداشت از ديگر فشارهاي به وجود آمده بر ناشران بود و اين اقدامها در موقعيتي صورت مي پذيرد كه نمايشگاه سنبل فرهنگ براي ايران مي باشد و به جرأت مي توان گفت كه اعتبار نمايشگاه كتاب تهران بالاتر از نمايشگاه ورشو يا شارجه و... مي باشد و در مقايسه آماري و كيفيتي در بسياري شرايط مي توان گفت كه آن نمايشگاهها غناي كمتري نسبت به نمايشگاه كتاب تهران دارد و از اين رو، اين رخداد بزرگ فرهنگي يك اعتبار فرهنگي و اجتماعي بين المللي براي كشورمان مي باشد و توجه به تمام اركان از اوجب واجبات است. به نظر مي رسد كه اگر همچون امسال در برگزاري نمايشگاه ضعف داشته باشيم سال آينده با برگزاري نمايشگاه شارجه در دوبي، بسياري از مزايا و موقعيتهاي ما كاهش خواهد يافت.
* يك فروشگاه بزرگ كتاب!
جعفر همايي، مدير مسؤول نشر ني نيز در اين رابطه معتقد است : حضور چشمگير و فعال ناشران داخلي و نيز استقبال پرشمار مخاطبان و متقاضيان كتاب از همه اقشار اجتماعي از نمايشگاه بين المللي كتاب تهران، با وجود افت و خيزهاي مختلف در نحوه برگزاري آن، هر سال پررونق تر از سال قبل به نظر مي رسد و اين پديده اي ارزشمند است كه در كمتر نمايشگاه بين المللي كتابي، حتي نمايشگاه بين المللي كتاب فرانكفورت كه معتبرترين نمايشگاه بين المللي كتاب دنياست چنين جمعيتي از مراجعان پيدا نمي شود.
وي مي افزايد: اين پديده نبايد ما را دچار غرور كند و نبايد از آن بي توجه بگذريم. به نظر بنده نمايشگاه بين المللي كتاب تهران پاسخي به نقصانهايي جدي در زمينه عرضه و تقاضاي كتاب است. در حقيقت اين نمايشگاه در طول 10 روز برگزاري به صورت فشرده نيازهاي متراكم ناشران و خريداران كتاب را در يك فروشگاه بزرگ كتاب تا حدودي برآورده مي كند. چنانكه مسؤولان و مديران بخش فرهنگي در دولت با همكاري و رايزني با تشكلهاي صنفي حوزه نشر كشور، به بررسي دقيق اين پديده بپردازند، مي توان با نتايج به دست آمده، از سويي بسياري از مشكلات صنعت نشر را حل و رفع كرد و نيز با واگذاري تدريجي مديريت برگزاري نمايشگاه به تشكلهاي صنفي، به تدريج ساز و كارهاي نمايشگاهي آن - به معني نمايشگاه بين المللي - را اصلاح نمود و آن را به بزرگترين نمايشگاه بين المللي كتاب خاورميانه تبديل كرد؛ اگر چه هم اكنون به دليل استقبال و حضور گسترده مخاطبان، اين بزرگي از يك جهت فراهم است، اما كمال بخشيدن به آن نيازمند كوششهاي فراواني است كه اميدواريم آغاز گردد.
و اما اين مشكلات مي بايست تحمل مي شد، تا اعتبار بزرگترين رخداد فرهنگي كشور حفظ شود و در اين رهگذر، كمبودهاي متعددي سد راه نمايشگاه مشاهده شد تا تجربه اي براي ساليان بعد به دست آيد، ولي به چه قيمت؟!

  


نگاهي به شكل گيري «هنر اسلامي» در تمدن اسلام؛حاصل جمع هنر و فرهنگ جهان

 

حسين كاجي

1) در اينكه «هنر اسلامي چيست؟» بسيار سخن گفته شده است. «اسلامي» در اينجا البته به معناي هنر مبتني بر قرآن يا سنت حضرت محمد(ص) يا تفسيرهايي بر اسلام نيست، بلكه منظور هنري است كه در طول تاريخ به وسيله مسلمانان و همچنين





غيرمسلماناني كه در كنار هم زندگي مي كردند، گسترش يافته است.
مسيحيان و يهودياني كه در تمدن اسلامي زندگي مي كردند و همچنين طرفداران اديان ديگر كه پس از ظهور و گسترش اسلام به مناطق مختلف، مسلمان نشدند در گسترش اين هنر نقشي انكارناپذير دارند.
در اين ميان، چه در ايران و سوريه و چه در مصر و هند آثاري موجودند كه به نام هنر مسلمانان و هنر اسلامي مشهورند؛ اما افرادي كه مسلمان نبوده اند در خلق آن مشاركت داشته اند.
به همين دليل، عده اي از پژوهشگران تصريح كرده اند صفت «اسلامي» در عنوان «هنر اسلامي» با صفتهايي چون: «بودايي» و «مسيحي» و «يهودي» در عناوين «هنر بودايي»، «هنر مسيحي» و «هنر يهودي» متفاوت است.
با تكيه بر اين نكته گفته اند كه صفت «اسلامي» در عنوان «هنر اسلامي» حاكي از دلالت اين صفت بر فرهنگ و تمدني است كه بيشتر مردم يا دست كم عنصر حاكم آن، متشرع به دين اسلام بوده اند. در اين صورت، اگر هنري به نام «هنر اسلامي» وجود داشته باشد، عبارت خواهد بود از هنري كه بر سنتهاي قومي يا جغرافيايي تسري يافته و آنها را دگرگون نموده است، يا هنري كه نوعي همزيستي خاص ميان شيوه هاي هنر اسلامي و محلي پديد آورده است.
با اين حال، در اينجا پرسشي مطرح مي شود كه چند قرن است ذهن و زبان پژوهشگران تاريخ هنر اسلامي را به خود مشغول داشته است؛ اينكه چگونه مي توانيم هنر بومي يك منطقه را از هنر اسلامي جدا كنيم؟
مطالعات فراوان دهه هاي اخير بويژه مطالعاتي كه در باب هنر شمال آفريقا، تركيه، ايران، آسياي مركزي و هند انجام شده، گرايش به هويت محلي و منطقه اي هنرها را آشكار كرده اند. در حالي كه پيشتر بر وحدت اين هنرها تأكيد مي شد مورخان و پژوهشگران دريافتند تكثر ميان اين هنرها را نمي توان ناديده گرفت. به طور مثال، نمي توان ميان مينياتور ايراني متعلق به قرن شانزدهم با نقاشي ديواري سوري قرن هفدهم ارتباطي ديد.
2) اگر «اسپانياي» كنوني در زمان فتح توسط مسلمانان از آثار هنري قابل توجهي برخوردار نبود، در شمال آفريقا اين موضوع متفاوت بود. شمال آفريقا به دليل آب و هواي مناسب و صنعت برتر، يكي از مراكز مهم امپراتوري روم بود و مركز مسيحي مهمي به شمار مي رفت.
آثار هنري زيادي نيز در اين منطقه وجود داشت. با اين همه، طي چند قرن شمال آفريقا به منطقه اي كاملاً اسلامي مبدل گشت. اسلامي شدن شمال آفريقا البته بدان معنا نيست كه هنرهاي اسلامي در اين منطقه رشد چشمگيري پيدا كرده باشند. آفريقا براي مسلمانان و مخالفانشان محل زد و خورد و جنگ به شمار مي رفت، بدين جهت از نظر هنري جز در دو شهر رباط و تونس (اولي به دليل معماري اش و دومي به خاطر آب انبارهايش) رشد چنداني نداشت. در مصر نيز موضوع از اين قرار است و بيشترين آثار باستاني هنري مربوط به قبل از اسلام است، هرچند مسلمانان آسيبي به اين آثار وارد نكردند.
3) «هلال خضيب» (شامل عراق، تركيه و سوريه امروزين) شايد معروفترين بخش از تمدن اسلامي باشد كه نمايانگر هنر اسلامي است.
سرزميني كه هم اكنون به عراق معروف است، به دليل تأثير زيادي كه از هنر ساساني برده بود، شاهد شكوفايي هنري و تكنيكي بسياري بود. در سوريه و فلسطين نيز به دليل استقرار كامل امپراتوري روم در قرن دوم ميلادي، شاهد رشد اقتصادي و فرهنگي بسيار هستيم. بخصوص به دليل رشد مسيحيت در اين حوزه، شاهد كليساها، صومعه ها و اماكن مذهبي و... متعددي هستيم. در اين ميان با ورود اسلام به «هلال خضيب» اين مناطق به يك اندازه رشد نكردند. منطقه عراق و حوزه كنار رود دجله به دليل آنكه بسياري از پايتختهاي فرهنگي و سياسي جهان اسلام چون بصره، كوفه و سپس بغداد در آنجا برقرار شدند، رشد زيادي از جهت اجتماعي و فرهنگي و هنري به خود ديدند. حتي اين رشد را در شهر دمشق كه بعدها پايتخت تمدن جهان اسلام شد، شاهد نيستيم. هرچند با جلوس خليفه عبدالملك شاهد تعدادي آثار پراهميت در شهرهايي چون دمشق، بيت المقدس و حلب هستيم.
4) اگر در همه مناطق جغرافيايي جدا كردن هنر اسلامي از هنر پيش از اسلام دشوار است، در ايران زمين اين دشواري دو چندان ديده مي شود. نخست اينكه آنچه با عنوان ايران مشخص مي شود، پيش از اسلام بخش بزرگي از هند، پاكستان و افغانستان از يك سو و آسياي مركزي از سوي ديگر و غرب عراق را شامل مي شده است. بنابراين، ناميدن يك حوزه فرهنگي با نام ايران، ما را با خرده فرهنگهاي بسياري رو به رو مي سازد. از سوي ديگر، با ورود اسلام به ايران، شاهد تحولات فكري - هنري بسياري بوديم كه اين تحولات با تحولات كل تمدن اسلامي متفاوت بود. از يك سو زبان پارسي شكل گرفت و ايرانيان برخلاف ديگر مسلمانان كه بيشتر به زبان عربي مي گفتند و مي نوشتند، به زبان دري سخن مي گفتند. از سوي ديگر، اديان بسياري چون مانوي، زرتشتي، مسيحي و يهودي در ايران زمين فعاليت داشتند كه تنوع خاصي به اين منطقه مي دادند.
با وجود اين، كميت آثار هنري از سكه ها، بناها و سفالها گرفته تا قصرها و نيايشگاهها در اين منطقه بسيار فراوان است و همين تحليل، وضعيت هنر در ايران زمين قبل و بعد از اسلام را با مشكل مواجه مي كند.
مورخان و پژوهشگران البته شكل گيري هويت ايراني - اسلامي را كه به بهترين نحو در زبان فارسي خود را نشان مي داد، مهمترين تحولي مي دانند كه، ايران با ورود اسلام به خود ديد. اين شكل گيري، هنر را نيز از خود متأثر كرد.
5) قديمي ترين آثار اسلامي در عراق قرار دارند و تاريخ ساخت آنها به اواسط قرن هفتم ميلادي مي رسد. دسته بزرگتري از آثار در سوريه، فلسطين و عراق و تا حدي كمتر در مصر و شمال آفريقا و اسپانيا موجودند كه بيانگر دوره دوم هنر اسلامي است كه از سال 685 ميلادي تا آخر قرن هشتم به طول انجاميده است. دوران دوم با حكومت هارون الرشيد ( 809 - 786) به پايان رسيد.
در قرن نهم نوعي هنر كاملاً اسلامي شكل گرفت و در مصر، آفريقاي شمالي، اسپانيا و شمال ايران پديدار شد. نكته مهم اينكه زمان تقريبي براي شكل گيري هنر اسلامي در هر منطقه اي با منطقه ديگر متفاوت است. همين امر، اين پرسش را مطرح مي كند كه تأثير سرزمينهايي كه اين تحولات زودتر در آنها شكل گرفت، بر مناطقي كه بعدها از نظرهنري متحول شدند، چه بود؟
تسلط مسلمانان در اغلب مناطق، بدون ويراني و قتل عام صورت گرفت. در نتيجه، حاصل جمع هنر و فرهنگ جهان پيش از اسلام با همان كاركردها، اهداف و پيچيدگيهايي كه داشتند، باقي ماند.
اسلام مجموعه بسياري از خاطره هاي جمعي، افسانه ها و اساطير را به ميراث برد كه برخي تا حد آيينهاي روستايي محلي بودند و بعضي ديگر به گستردگي افسانه هاي پهلواني رستم، - پهلوان ايراني - يا سليمان پيامبر بود. اين همه بدان معناست كه نقطه عزيمت هنر اسلامي صرفاً در واكنش عملي يا هنري نسبت به هنري ديگر نبود؛ آن طور كه به عنوان نمونه پس از تهاجم اسپانيا به ايتاليا در قرن پانزدهم رخ داد، بلكه در استفاده عملي جهان اسلام از نظامهاي مادي، هنري و عاطفي سرزمينهاي فتح شده بود.

  


نيم نگاهي به آموزه «دترمينيسم»؛ رابطه دوسويه اخلاق و تكنولوژي

 

حسين فرزانه

1) «دترمينيسم» آموزه اي است كه طبق آن، اوضاع جهان در هر زمان بر پايه قوانين عليت با اوضاع قبل و بعد از آن پيوند برقرار مي كند. برپايه اين آموزه همه امور جهان نتيجه شرايط كافي مقدم بر خود هستند و از اين رو تحقق خودشان براي تحقق موقعيتهاي



آينده كافي است.
مشخص است براساس اين تعريف، رويكرد «دترمينيستي»، رويكردي هستي شناسانه به شمار مي آيد. با اين حال، تقريرهايي بس متفاوت از اين رويكرد وجود دارد و تقريباً همه فيلسوفان مطرح از افلاطون و ارسطو گرفته تا كانت و هگل، در باب آن مشي و موضعي دارند.
2) «دترمينيسم تكنولوژيك» به عنوان شاخه اي مجزا، آموزه اي تقليل گراست كه معتقد است «تكنولوژي يك جامعه» ارزشهاي فرهنگي، ساختار اجتماعي و يا تاريخ را تعيين مي كند. به اعتقاد «مريت روي اسميت» دترمينيسم تكنولوژيك به عنوان باوري قلمداد مي شود كه طبق آن، تكنولوژي نقش اصلي را در هدايت جامعه بر عهده دارد. همچنين به عقيده «مايكل اسميت» اين رويكرد باوري است كه طبق آن پيشرفت اجتماعي با نوآوريهاي تكنولوژيك تعيين مي شود و اين تعيين اجتناب ناپذير است. «بروس بيمبر» نيز اين ايده را چنين تعريف كرده كه پيشرفت تكنولوژيك تغييرات اجتماعي را تعيين مي كند.
«تاماس هاگس» هم آن را اين گونه تعريف كرده كه نيروهاي تكنولوژيك تغييرات اجتماعي و فرهنگي را رقم مي زنند و «روزاليند ويليامز» نيز معتقد است، تكنولوژي، تاريخ را مي سازد. اين اصطلاح را اولين بار «تورستين وبلن»، جامعه شناس آمريكايي به كار برده است.
مهمترين اركان اين نظريه بدين قرارند: الف) پيشرفت تكنولوژي فراتر از مؤلفه هاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي انجام مي شود.
ب) تكنولوژي اثراتي بر جامعه دارد كه اين اثرات ذاتي جامعه اند و تنها يكي از عوامل دخيل در جامعه نيستند.
«دترمينيسم تكنولوژيك» در مقابل نظريه ساختار اجتماعي تكنولوژي قرار مي گيرد كه اين نظريه تصريح مي كند هم جريان نوآوري و هم نتايج تكنولوژي براي انسان مهم هستند، اما اين تأثيرات از طريق فرهنگ، سياست و نظمهاي اقتصادي صورت مي گيرند. با وجود انتقادهاي زيادي كه به اين نظريه وارد است، اين رويكرد هنوز به حيات خود در عرصه هاي نظري ادامه مي دهد.
3) از مهمترين مدعيات «دترمينيسم» اين است كه ارزشها و هنجارهاي فردي و اجتماعي نيز از طريق تكنولوژيك تعيين مي شوند. به تعبير ديگر، تكنولوژي ارزش ساز هم هست.
اين ديدگاه ديدگاهي نسبي گرايانه در عرصه اخلاق به شمار مي آيد. به تعبير ديگر، طبق اين نظريه، ارزشهاي اخلاقي هم با توجه به فرايند تكنولوژيك تعيين مي شوند. بسياري از نقدهايي كه بر «دترمينيسم تكنولوژيك» وارد مي شوند، از دريچه همين نسبي گرايي اخلاقي صورت مي گيرند.
همين موضوع، نسبت ميان تكنولوژي و اخلاق را مطرح مي كند. اين نسبت را به روشهاي مختلفي مي توان بررسي كرد. در گام اول، مي توان از آرايي در تاريخ فلسفه اخلاق سخن گفت كه در باب تكنولوژي وجود دارند. از اين منظر، چه افلاطون و ارسطو و چه بسياري از متفكران جهان جديد، از متفكران مكتب فرانكفورت گرفته تا «هايدگر» و «ايلول» در مورد اين پديده مهم و تأثيرگذار سخن گفته اند.
از سوي ديگر، مي توان به اخلاقي نظر داشت كه منشأ تكنولوژي جديد بوده است. برخي متفكران بر اين باورند كه اخلاق بشر جديد چون تصرف در عالم و راضي نبودن به فهم آن، روشي است كه بشر جديد برگزيده است و همين روش، تكنولوژيهاي جديد را به وجود آورده است. از سوي ديگر، خود اين تكنولوژي موجد اخلاقي خاص بوده و روابط انساني را از خود متأثر نموده است.
4) با اين حال، اين سؤال مطرح است كه آيا تكنولوژي اخلاق جديد هنجاري را به وجود آورده؛ يعني موجد نظام اخلاقي جديد بايد لقب گيرد؟ به نظر مي رسد هرچند تكنولوژي در همه عرصه ها و شؤون زندگي ما رسوخ كرده، اما وضعيت آن به شكلي نيست كه بتوان ارزشهاي بشري را كاملاً متأثر از آن دانست. اين سخن، تأثير «دترمينيسم تكنولوژي» در حوزه اخلاق را نفي مي كند.
يكي از محورهاي مهمي كه در باب نسبت «دترمينيسم تكنولوژيك» و اخلاق بايد مورد توجه قرار گيرد، بحث الزامهاي اخلاق «دترمينيسم تكنولوژيك» است. در اين عرصه است كه هم از نسبي گرايي اخلاقي كه با مفهوم «دترمينيسم تكنولوژيك» گره خورده سخن به ميان مي آيد و هم بحث نسبت ضرورت و آزادي پررنگ مي گردد.
يكي از بحثهاي مهمي كه در دل فلسفه اخلاق رواج دارد، تعارضها و تشابهات آزادي اراده و دترمينيسم است. در اين ميان، گروههاي مختلفي وجود دارند. عده اي معتقدند ميان آزادي اراده و دترمينيسم اخلاقي امكان جمع و سازش وجود دارد و بايد ميان اين دو يكي را انتخاب كرد؛ اما گروههايي هم هستند كه بر اين باورند مي توان ميان اين دو جمعي ايجاد نمود. به طور مثال، «كانت» معتقد است ميان دترمينيسم و آزادي اراده تعارض و ناسازگاري وجود ندارد. فيلسوف معروف اخلاق، «پيتراستراسون» در مقاله معروفي به نام «آزادي و رنجش» همه اين ديدگاهها را در باب نسبت آزادي اراده و دترمينيسم طبقه بندي نموده است.
با اين همه، مي توان با تكيه بر «دترمينيسم تكنولوژيك» تقريري بهتر از تعارض آزادي اراده و دترمينيسم ارايه كرد و دليلمان نيز اين است كه با تقليل تعارض دترمينيسم و آزادي اراده به تعارض «دترمينيسم تكنولوژيك» و آزادي اراده، مسيرتخصصي تري را طي مي نماييم و با آموزه هاي انضمامي و عيني تر رو به رو هستيم. با اين همه، بسياري از احكام كلي تعارض در باب اين نوع از مواجهه هم صادق اند.
5) يكي از راههايي كه معمولاً براي رفع تعارض ميان «دترمينيسم تكنولوژيك» و «آزادي اراده» به كار مي رود آن است كه «دترمينيسم تكنولوژيك» را نيز به دو نوع دترمينيسم سخت و نرم تقسيم مي كنند و بدين گونه مي خواهند سازگاري دترمينيسم نرم را با آزادي اراده و ارزشهاي اخلاقي نشان دهند. طبق دترمينيسم سخت، تكنولوژي به وجود اجتماعي تعين مي بخشد. اين نظر خيلي شبيه نظر «ماركس» مبني بر نقش ابزار توليد در تغيير سرشت اجتماعي است.
اما طبق نظريه دترمينيسم نرم، تغييرات تكنولوژيك مهمترين منبع براي تغيير اجتماعي مي باشند؛ يعني آنها شرط لازم تغيير اجتماعي هستند، اما شرط كافي آن قلمداد نمي گردند. اغلب كساني كه در جمع اين دو رويكرد تلاش مي كنند، قايل به گونه اي «دترمينيسم نرم» هستند.

  


دكتر محمدرضا بهشتي: مفاهيم فلسفي، تاريخمند هستند

 

دكتر محمدرضا بهشتي، استاد فلسفه دانشگاه تهران در نشست «تحول تاريخي مفاهيم فلسفي»، با اشاره به دو رهيافت ايستا و



پويا نسبت به مفاهيم فلسفي گفت: هر كدام از ما كه امروز در معرض تبيين مفاهيم فلسفي قرار مي گيريم، بي درنگ با اين پرسش مواجه مي شويم كه اين مفهوم در چه سنتي پرورش يافته است و هر فيلسوفي در سير فكري خودش چگونه به مفهوم سازي پرداخته است.
به گزارش مهر، وي افزود: برخي در تاريخ فلسفه سعي مي كنند با تعيين حد و مرز براي مفاهيم فلسفي چارچوبي مشخص براي اين مفاهيم تعيين كنند، نگاه اين افراد به مفاهيم فلسفي ايستا و استاتيك است، در مقابل كساني كه به تحول تاريخي مفاهيم فلسفي توجه دارند و متوجه اند كه مفاهيم نيز مانند ديگر امور در طول تاريخ دگرگون مي شوند، به اين مفاهيم نگاهي پويا و ديناميك دارند؛ به گونه اي كه در نگاه اين افراد، تاريخ فلسفه جزئي از فلسفه است و ملاحظه تاريخي را جزئي از انديشه فلسفي مي دانند. استاد دانشگاه تهران با اشاره به زمينه هاي گوناگون اين بحث گفت: گاهي در بحث از تطور مفاهيم، نگاه ما به تغيير واژگان و الفاظ معطوف است كه اين كاري است كه توسط زبان شناسان صورت مي گيرد، اما كار فيلسوف توجه به مفهوم واژگان است. تلقي رايج در سنت رواقي آن است كه هر لفظي به معناي مفهومي است كه اين مفهوم به شيء يا موضوع خاصي دلالت مي كند.
دكتر بهشتي تصريح كرد: بنابراين، رابطه ميان لفظ با شي ء خارجي يا موضوع با وساطت مفهوم صورت مي گيرد.
وي در ادامه اظهار داشت: شكل ديگر، بحث دگرگونيهاي خود مفهوم با مفاهيم ديگر است يا اينكه بحث از دلالتهاي هستي شناسانه مفهوم صورت مي گيرد.
در نگاه پويا، مفاهيم تاريخمند هستند و در خودشان دگرگونيهايي رخ مي دهد. حتي در بررسي افكار خود يك فيلسوف به شكل گيري يا دگرگوني مفاهيم پي مي بريم. براي مثال، نزد كانت در طول يازده سال سكوت او، تغييرات گسترده اي رخ داد و گاه شاهد شكل گيري مفاهيم جديد هستيم. دكتر بهشتي گفت: در نگاه تاريخي تلاش مي شود تحولات را به نحوي حاضر ببينيم، حتي اگر اين تحول درست در برابر فهم امروزين ما قرار گيرد. بنابراين، امروز در بحث از تاريخ مفاهيم سعي مي كنند با روشن كردن ترتيب زماني، مقطع بندي و دسته بندي مفاهيم در مقاطع گوناگون، زمينه هاي شكل گيري و گسترش مفاهيم فلسفي را شرح دهند. در اين نگاه به تاريخ پيدايش مفاهيم فلسفي و سپس به نحوه تلقي و دريافت فيلسوفان توجه مي شود.

  


خاتمي در دانشگاه پالرمو ايتاليا : عامل اصلي سوءتفاهمها، دين نيست

 

رئيس مؤسسه بين المللي گفتگوي فرهنگها و تمدنها طي سخناني در دانشگاه پالرمو با يادآوري اينكه گفتگو نه  مناظره، نه ميانجي گري و نه مجبور كردن ديگري به سكوت است، بلكه مفهوم گفتگو جلب توجه ديگران به رنج ديگري است، تأكيد كرد: اختلافهاي



موجود ميان اديان مختلف، ناشي از سوء تفاهم است كه بايد آنها را به درستي مهار كرد. به گزارش مهر به نقل از روزنامه اونيزه، رئيس مؤسسه بين  المللي گفتگوي فرهنگها و تمدنها در مناظره اي كه در تالار دانشكده الهيات پالرمو برگزار شد، به سؤالهاي شركت كنندگان پاسخ داد. به نوشته اين روزنامه، خاتمي در سخناني به  اهميت ملاقات جمعه گذشته خود با پاپ اشاره كرد و گفت: ميان اسلام و مسيحيت سوء تفاهمهاي قديمي وجود دارد، اما عامل اصلي آن دين نيست، بلكه علل آن اقتصادي و سياسي است كه متأسفانه اين دلايل از دين استفاده منفي مي نمايند. ما بايد اين سوء تفاهمها را مهار كنيم. نبايد گذاشت قدرتمندان و سياسيون از احساسات ديني به صورت زشت استفاده كنند.
به نوشته اونيزه، خاتمي تأكيد كرد: شايد پاسخ من در دانشگاه گريگوريان درباره ملاقاتم با پاپ كه گفتم جراحتها وسيع و عميق  است و نمي توان انتظار داشت فقط با يك ملاقات بتوان آن را برطرف كرد نيز زاييده همين سوء تفاهمها باشد. اما اميدواريم اين گامي به  جلو براي درمان جراحتها باشد. اميدوارم  اين گونه ملاقاتها ثمرات مثبتي براي كل جهان داشته باشد.

  


يهوديان شركت كننده در همايش «گفتگوي اديان»:
جهان اسلام ميان يهوديان و صهيونيستها تمايز قائل شود

 

هيأتهاي يهودي كه در پنجمين همايش «گفتگوي اديان» در دوحه قطر شركت كرده بودند، از جامعه اسلامي خواستند ميان صهيونيستها و يهوديان تمايز قائل شوند.
به گزارش مهر، در پنجمين همايش «گفتگوي اديان» كه از 16 تا 19 ارديبهشت بر پا گرديد، هيأتهاي مسلمان و يهودي درباره چگونگي رويكرد به گفتگو ميان اين دو دين آسماني اظهار نظر كردند تا بتوان به صلح پايدار رسيد. «ديويد لازار»، خاخام يهودي گفت: رويكردهايي توأم با خشم از تلاقي اذهان در گفتگوهاي ديني جلوگيري مي كند. اگر چنين خشمي نسبت به يكديگر در گفتگوهاي ديني وجود داشته باشد، شرايط گفتگو محقق نشده و گفتگو دشوار مي شود. «راكوئل اكلس» از يهوديان آمريكا نيز از جهان اسلام خواست ميان صهيونيستها و يهوديان تمايز قائل شده و هنگام انتقاد از رژيم صهيونيستي، يهوديان را مورد انتقاد قرار ندهند. وي اظهار داشت: صهيونيسم به دستاويز سياسي براي استفاده از واژه هاي نادرست درباره يهوديان تبديل شده است و دوستان مسلمان ما بايد با چنين ستادهايي كه فعاليتهاي خود را از روي عناد پيگيري كرده، برخورد كنند. وي افزود: آيات بسياري در قرآن كريم وجود دارد كه نشانه احترام اسلام به يهوديان و مسيحيان تلقي مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com