تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
اتحاد ملي انسجام اسلامي
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-05-12
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 22اردیبهشت ماه 1386

[ هنری ]
 * گشت و گذاري در نمايشگاه كتاب در جستجوي مجموعه هاي شعر؛
گفتند يافت مي نشود جسته ايم ما!
 * گزارشي از نشستهاي پاياني همايش «بهار ايراني»وقتي كه شعر، نقاشي مي كند
 * در حاشيه برگزاري نمايشگاههاي مختلف هنري در پايتخت ؛همه چيز براي تهراني ها!
 * تدوين طرح قانون كپي رايت در مجلس
 * تازه ترين شعرهاي «احمد رضا احمدي» به نمايشگاه رسيدند
 * پيشنهاد اتحاديه ناشران براي پيوستن ايران به معاهده جهاني «كپي رايت»
 * باليوود ترور «راجيو گاندي» را فيلم مي كند
 * مراسم بزرگداشت «خسرو سينايي» برگزار شد
 * برپايي نمايشگاه كاريكاتور در جشنواره رسانه هاي ديجيتال

گشت و گذاري در نمايشگاه كتاب در جستجوي مجموعه هاي شعر؛
گفتند يافت مي نشود جسته ايم ما!

 

* محمدرضا شالبافان
«سرانجام امسال نمايشگاه بين المللي كتاب تهران تغيير مكان داد.»




اين جمله را گوينده راديو وقتي گفت كه من در ماشين نشسته بودم تا با رسيدن به اولين ايستگاه متروي پايتخت، مثل سالهاي قبل به اهالي انديشه و مطالعه سري بزنم.
چند دقيقه بعد بلندگوي مترو، ايستگاه مصلي را اعلام مي كند. پياده مي شوم تا از در شمالي مصلي وارد محل جديد نمايشگاه بشوم.
در بدو ورود و با توجه به گرماي نسبي هواي تهران ناخواسته به سمت آبخوري ورودي مي روم و با نوشيدن آب سرد به آينده اين تغيير مكان اميدوار مي شوم زيرا آب آشاميدني هميشه يكي از مشكلات نمايشگاه ولنجك بود. همان طور كه آرام به سمت صحن نمايشگاه قدم بر مي دارم، يكي از آشنايان را مي بينم و پس از احوال پرسي از او مي پرسم: «شما چقدر كتاب خريده ايد و سهم كتابهاي ادبي در اين ميان چقدر است؟»
او مي گويد: حدود يكصد و پنجاه هزار تومان كتاب خريده ام كه بيشتر، كتابهاي درسي هستند و در اين سالهايي كه به نمايشگاه مي آيم هرگز حتي يك كتاب ادبي نخريده ام.
از پله هاي منتهي به صحن، پايين مي روم. اولين پارچه نوشته اي كه به آن برخورد مي كنم «نمازخانه برادران» است. اما داخل چادر نمازخانه تنها چيزي كه به چشم مي خورد تعدادي مهر است. هركس كه قصد نمازخواندن دارد بايد چند روزنامه تهيه كند و...
يك نفر هم آن طرف تر روي همين روزنامه ها با خيال راحت خوابيده است و ديگري هم كه با خودش قابلمه آورده و دارد ناهار مي خورد.
با خودم مي گويم احتمالاً مسؤولان نتوانسته اند براي خريد موكت تأمين اعتبار كنند. با گذشتن از خير شلوار عيدم، نمازم را مي خوانم و به قول ابوالفضل بيهقي «زاز گويان» بلند مي شوم، ولي زماني داغم تازه مي شود كه مي بينم در هر سالن و در ميان غرفه ها موكتهايي براي استراحت بازديد كنندگان پهن شده است! مي روم تا وارد غرفه هاي ناشران عمومي شوم اما راه را گم مي كنم. به راهنما نگاه مي كنم و موقعيت را با نقشه چك مي كنم. قاعدتاً اين جا بايد سالن 8 باشد اما پارچه بزرگي نصب شده و اين جا را سالن 6 معرفي كرده است. بعد از مدتي سردرگمي سرانجام وارد نمايشگاه مي شوم.
اولين غرفه اي كه روي پيشخوان اش كتابهاي ادبيات و يا بهتر بگويم ادبيات كهن گذاشته است، به چشمم مي خورد ولي متصديان آن حاضر نمي شوند به پرسشهايم پاسخ بدهند. غرفه كناري با ازدحام بالايي روبروست. سركي مي كشم. مقوايي به ديوار، نصب گرديده كه روي آن نوشته شده: «جنيان و جن زدگان با 20درصد تخفيف»!
به غرفه بعدي مي رسم كه آن هم پيشخوان خود را بيشتر به كتابهاي ادبي اختصاص داده است. پورنهادي، مدير انتشارات «حكايتي دگر» مي پذيرد كه از چند و چون فروش در اين چند روز برايمان بگويد: «فروش از سالهاي قبل بهتر بوده است. ما بيشتر درگير چاپ كتابها و رمانهاي ادبيات غرب هستيم و در زمينه شعر هم تنها به چاپ كتابهاي شاعراني چون «فريدون مشيري» روي مي آوريم.
به غرفه انتشارات «نگاه» مي رسم كه تلاش مناسبي در انتشار كتابهاي شعر شاعران بزرگ معاصر دارد. با جواني برخورد مي كنم كه از پشت جمعيت سرك مي كشد. «فائزي» كه اولين بار است به نمايشگاه آمده، مي گويد: قصد خريد كتابهاي ادبيات را نداشتم و معمولاً به علت كمبود وقت اصلاً كتابهاي ادبي نمي خرم كه بخوانم.
به غرفه نشر «ثالث» مي رسم كه اين روزها تلاش زيادي براي جذب كتابهاي شاعران جوان دارد. اين غرفه از نظر چيدمان كتاب، به سه بخش تقسيم شده است. در سمت راست غرفه، كتابهاي ادبيات كودك؛ هري پاتر، تن تن، سرزمين افسانه ها و... ديده مي شود. در ميانه غرفه، كتابهاي شعر به چشم مي خورد و در سمت چپ غرفه كتابهاي عامه پسند مانند «آرامش مطلق» و «تعليم زندگي» به چشم مي خورد و جالب اين جاست كه فقط كتابهاي عامه پسند روي پيشخوان است و كتابهاي ادبيات معاصر با فاصله اي دو، سه متري از پيشخوان در طبقه بعدي قرار دارند.
اما در همان طبقه هم كنار هم قرار گرفتن «م. مؤيد» و «عبدالعظيم صاعدي» با «پگاه احمدي» و «روجا چمن كار» جالب به نظر مي رسد.
به سراغ يكي ديگر از بازديد كنندگان مي روم. دختر دانش آموزي كه براي اولين بار توسط مدرسه اش به نمايشگاه آورده شده است.
جواب جالبي به پرسش من مي دهد: چون در معني شعر، ضعيف هستم معمولاً كتابهاي شعر نمي خرم و بيشتر عرفان مي خوانم!
به دو انتشارات مي رسم كه اين سالها نامي دهان پركن براي خود - در زمينه مباحث تئوريك ادبيات- دست و پا كرده اند؛ غرفه هاي «نشرني» و «نشر مركز» روبروي هم است. نشر مركز اندكي شلوغ تر است. مشغول نگاه كردن به پيشخوان هستم كه يك خانم دانشجو از فروشنده، «روي ماه خداوند را ببوس» را مي خواهد فهرستي در دست دارد و ظاهراً براي دانشگاه كتاب مي خرد.
به فهرستش نگاه مي كنم و نام چند رمان و مجموعه شعر معروف اين روزها را مي بينم.انتشارات اهل قلم هم كه زماني نيمي از كتابهاي شعر كشور را چاپ مي كرد، در حاشيه انتشاراتي به نام ميراث بان حضور دارد و هيچ كتاب شعر معاصري هم بر اين پيشخوان ديده نمي شود.به انتشاراتي ظاهراً امروزي تر به نام «ققنوس» مي رسم كه بيشتر تاريخ و داستان چاپ مي كند ولي اين غرفه هم در محل ديد بازديدكنندگان، كتاب «روش جديد لاغري و تندرستي!» را تبليغ كرده اند.به نشر «چشمه» مي رسم كه بر پيشخوان اش تقريباً فقط رمان و داستان گذاشته است. درحال مشاهده هستم كه يكي از بازديد كنندگان با لحني طنز آميز به دوستش مي گويد: كتاب جديد «روش موفقيت...» رسيده است. سه دانشجوي دختر هستند كه به نظر بسيار درگير كتابخواني اند و هر سه با هم به پرسشهايم جواب مي دهند: علاقه داريم بيش از نود درصد سرمايه شخصيمان را كتاب بخريم اما كتاب مناسب و ارزشمند به اين اندازه پيدا نمي كنيم. معمولاً بيشتر اين سبد را ادبيات تشكيل مي دهد ولي متأسفانه در كتابهاي شعر اين چند ساله اثر قابل توجهي نديده ايم. كتابهاي امسال هم بيشتر همان كتابهاي پارسالي هستند!
و ادامه مي دهند: صنعت نشر، امسال بسيار بد عمل كرده و كتابهاي ادبيات هم مورد حمايت دولت قرار نگرفته اند و اين سبب شده است كه امسال چندان با دست پر، نمايشگاه را ترك نكنيم. البته در اين كه وضع مخاطبان ادبيات هم در كشور ما مناسب نيست شكي نيست ولي ما هم به هرحال مخاطبيم. چرا نبايد از كتابهاي ادبي حمايت شود؟
به هرحال وضعيت نمايشگاه كتاب هم با اين تغيير مكان رو به سراشيبي گذاشته است .
به نشر «نگيما» مي رسم كه فرياد شيري، شاعر و نويسنده، در غرفه آن حضور دارد. با او حال و احوال مي كنم. ابتدا از باقري - مسؤول نشر نگيما- راجع به نمايشگاه امسال مي پرسم و او مي گويد: ازدحام جمعيت زياد است اما مردم بيشتر به نظر سردرگم مي رسند. حضور نويسندگان در غرفه ها كمرنگ تر است. برنامه هاي سراي اهل قلم هم به خوبي به اطلاع مخاطبان نرسيده است هر سال ويژه نامه اي خبري منتشر مي شد كه امسال من تاكنون آن را نديده ام. ضمناً نمايشگاه مطبوعات، هر سال در كنار نمايشگاه كتاب برگزار مي شد و فرصت مناسبي بود كه اهالي قلم و اهالي مطبوعات با هم به تعامل مناسبتري برسند ولي امسال نمايشگاه مطبوعات ظاهراً برگزار نشده است.
انتشارات «سروش» نيز كه زماني در زمينه ادبيات هم كار مي كرد امسال حتي كتابهاي «قيصر امين پور» را كه خودش چاپ كرده بود ندارد و در طبقه ادبيات كتابهايي چون «مشاهير كرد» را به نمايش گذاشته است.از سالن خارج مي شوم تا به سمت مترو بروم ولي درمحوطه باز نمايشگاه اتوبوسي را مي بينم كه در واقع غرفه نشر «شهر» وابسته به سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تهران است. ظاهراً «كتابفروشي هدهد» اهالي اين انتشارات را بيش از پيش به آينده كتابخواني در كشور اميدوار كرده است.اما حاشيه جالب نمايشگاه، ارايه جديدترين خوراكي ها و به ويژه عجيب ترين شكلهاي بستني بود كه دهان ما را آب انداخت اما جيبمان تمايلي نشان نداد!

  


گزارشي از نشستهاي پاياني همايش «بهار ايراني»وقتي كه شعر، نقاشي مي كند

 

همايش دوروزه «بهار ايراني» چهارشنبه گذشته در موزه هنرهاي معاصر تهران به  كار خود پايان داد. اين همايش علاوه بر سخنراني و نشستها، با ارايه  مقاله هايي همراه بود.
سهيلا صلاحي مقدم كه درباره «صحنه پردازي و تصويرسازي در شاهنامه فردوسي» در اين همايش سخن مي گفت، شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي را يكي از رازهاي جاودانگي زبان فارسي و فرهنگ ايران زمين دانست و گفت: شاهنامه داراي شگفتيهاي فراواني از نظر دروني، محتوايي، اسطوره اي، پهلواني و تاريخي و از نظر بيروني، لغوي، زباني، ساختاري، دستوري، موسيقايي، آرايه هاي ادبي و زيباشناختي است.عضو هيأت علمي دانشكده ادبيات دانشگاه الزهرا(س) در ادامه با تشريح صحنه آرايي يا صحنه پردازي اظهار داشت: تصويرپردازي يا خيال انگيزي مي تواند در كنار صحنه پردازي قرار گيرد. از حيث زيبايي شناسي، تصويرگري كوششي است كه ذهن خلاق شاعر يا نويسنده مبذول مي دارد.
وي در ادامه گفت: يكي از ابعاد آرايه هايي كه از نظر صورت گرايانه در شاهنامه قابل تأمل است، صحنه پردازي و تصويرپردازي است.
صلاحي مقدم در ادامه با نقاشيهايي كه نمايش داده مي شد، به بررسي صحنه پردازي در داستان رستم و اسفنديار، كشته شدن اسفنديار، داستان رستم و سهراب، كشته شدن سهراب، هفت خوان رستم و جنگ با شير و اژدها پرداخت.
همچنين مهدي مكي نژاد درباره تقابل خير و شر در ادبيات و نقاشي، با نگاهي به داستان نبرد رستم با ديو سپيد، گفت: خير و شر يكي از موضوعات مهم فرهنگ و هنر ايران، چه قبل از اسلام و چه در دوره اسلامي بوده است. تقابل اين دو نيروي متضاد و نبرد خوبي با بدي، زشتي با زيبايي، نور و تاريكي و... در ادبيات و نقاشي به انحاي مختلف و با زبانهاي گوناگون منعكس شده است.
عضو هيأت علمي فرهنگستان هنر با بيان اين مطلب كه نبرد خير و شر در شاهنامه بيشتر از ساير متون ادبي واضح بيان شده است، اظهار داشت: هر يك از قهرمانان، تجسم خير يا شر بوده و مراتب آنها نيز با هم متفاوت بوده است.
وي در ادامه تصريح كرد: ديو سپيد در بالاترين مرتبه شر وجود داشته و رستم - قهرمان شاهنامه - براي از بين بردن آن، از هفت خوان سخت مي گذرد تا ديو سپيد را از پاي درآورد.
وي يادآور شد: داستان نبرد رستم با ديو سپيد در دوره هاي مختلف توسط هنرمندان نقاشي شده است. اين نقاشيها تنها در موضوع مشترك هستند، اما نقش و نگاره ها در هر دوره اي با هم متفاوتند و هر كدام شان بيان و تصوير خاصي را از اين داستان ارايه مي كنند.
همچنين سياوش حق جو با موضوع «نگارواره در ادبيات» گفت: نظريه صور خيال در كنار يكي دو نظريه قديمي ديگر مدعي توضيح چيستي ادبيات است؛ اما از آنجا كه خيال نيست و به آنچه از طريق حس دريافت مي كند، نقشي فزاينده يا كاهنده دارد، طبعاً و در ذات خود نمي تواند با واقع منطبق باشد.استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه مازندران در ادامه تصريح كرد: اين است كه در ايماژهاي كلاسيك شعر همواره چيزي پيشين بر هدف «دال» تحميل مي شود و «دال» وادار به دلالت چيزي جز خود مي شود و شعر از شناخت دور مي شود. در مينياتور نيز وجهه كتابي خود را بر طبيعت تحميل مي كند و در نقش آن تصرف مي كند؛ اما در رمان و برخي از پاره هاي شعر نو، طبيعت خود را بازمي يابد و خيال از اغتشاش دلالت مي دهد.
حق جو در بخش ديگري از سخنان خود، گفت: نگارواره نقاشي نيست؛ بلكه نوشتاري است كه مي خواهد نقش نقاشي را ايفا كند. اما در ادبيات كلاسيك فارسي، نگار واره ها در شبكه صور خيال و مقايسه هاي فرامنظري به سوي ناواقع محو مي شوند. اين است كه با وجود اصالت رنگها در متنها، حجمها و حدود نادرست اند. اين امر در مينياتور ايراني نيز چنين است.در ادامه، مريم حسيني با موضوع «مقايسه تطبيقي رمزپردازي آهو در شعر فارسي و آثار استاد محمود فرشچيان»، با تشريح آهو در اسطوره ها، به بررسي آهو و گوزن در شعر فارسي پرداخت و گفت: سنت كهن شعر فارسي بر آن است كه زيبايي چهره يار و معشوق شباهت بي مانندي به غزال دارد؛ چشمان سياه و درشت يار بارها به چشمان غزال مانند شده است.استاديار زبان و ادبيات فارسي دانشگاه الزهرا(س) با آوردن مثالهايي از ادبيات كلاسيك گفت: در شعر فارسي، غزال يادآور نقش ليلي و مجنون - عاشقان اسطوره اي تاريخ ادبيات - است. استاد فرشچيان در تابلوي «براي زيستن»، تصويري از غزال و عشاق ايران مي دهد. اين تابلو يادآور ابياتي از صائب تبريزي است.وي همچنين با اشاره به فصل رهانيدن آهوان در بند توسط مجنون در داستان ليلي و مجنون اظهار داشت: اين ترحم مجنون به آهوان و گوزنهاي در بند، يادآور تابلوي معروف استاد فرشچيان است كه در آن، زيباروي بهشتي كه نمادي از عشق است، گوزني را گرفته و مجنون در سايه اي ناپيدا، شاهد اين معاشقه آهو با پري است.وي تابلوي «رايحه دلنواز» فرشچيان را نيز يادآور اين بيت حافظ دانست كه:
مژد گاني بده  اي خلوتي نافه گشا
كه ز صحراي ختن آهوي مشكين آمد.
حسيني در ادامه افزود: همچنين در شعر معاصر، دكتر محمدرضا شفيعي كدكني در شعر «هزاره دوم آهوي كوهي» به اين مسأله اشاره دارد و مي گويد:
چشم آن آهوي سرگشته كوهي است هنوز
كه نگه مي كند از آن سوي اعصار مرا
در اين همايش، حبيب ا... آيت اللهي نيز با موضوع «شاعران نقاش و نقاشان شاعر»، شعر و هنر به ويژه نقاشي را فضلهايي از سوي خداوند دانست و اظهار داشت: در مسير تكوين هنرهاي مختلف نزد انسان، نخستين هنري كه نزد انسان الهام مي شود، خنيا يا موسيقي سپس شعر، نقاشي و پيكره سازي است.
وي خنيا را هنر آواها و اصوات دانست و تصريح كرد: وقتي آواها به صداها دگرديس شوند، شعر به وجود مي آيد. شعر مي تواند تصويرگري كند و لذت شنيداري را با القاي مفاهيم، بهتر و ارزشمند سازد.
آيت اللهي معتقد است: شعر و نقاشي از يك ضابطه و قانون پيروي مي كنند. نقاشي كه نقشي مي زند، بدون شعر، مستتر، و شاعري كه شعر مي سرايد، بدون نقشي خيال پرداز، هنرمند نيست.
وي همچنين گفت: آنگاه كه هنرمند، نقاش دل بسته و وابسته طبيعت مي شود، هنرش نيز و شعرش طبيعت گرا و تصويري مي شوند و چون از طبيعت فراگذارد و انديشه هاي مجرد را نقش  زند، شعر او نيز تجريدي خواهد شد. و در حالت التقاط و آميزش طبيعت با تجريد نيز همانگونه اثر آشكار مي شود.

  


در حاشيه برگزاري نمايشگاههاي مختلف هنري در پايتخت ؛همه چيز براي تهراني ها!

 

* عباسعلي سپاهي يونسي

1- آب و هواي بد تهران دليلي بر اين نيست كه تهران را شهر خوبي ندانيم، چون اگر تهران هواي خوب گذشته اش را ندارد و ترافيك آن امان همه را گرفته و گرهي است كه با هيچ دنداني باز نمي شود درعوض چيزهاي فراواني دارد كه خيليها را وسوسه مي كند تا راه



تهران را درپيش گيرند و ترك شهر و ديار خود كنند و با رسيدن به پايتخت تهراني شوند و از نعمتهاي بي شمار پايتخت نشيني برخوردار. اين وسوسه گريبان خيليها را مي گيرد. گاهي روستايي ساده اي را هوايي مي كند تا نبود كار و بار به سامان را بهانه كند و راهي تهران شود و كارگر ساختماني شود يا ... و گاه شهرنشيني را كه در گوشه اي از اين سرزمين پهناور در حال گذران روزگار است و احساس مي كند شهرش آن چيزي نيست كه او مي خواهد و راهي تهران مي شود تا ناني بهتر و بيشتر به دست آورد و احتمالاً بعد از برگشت به زادگاهش به لهجه اي غريب سخن بگويد و...
2- نمي خواهم بگويم در فرآيند اين رفتنها و دل كندنها و ماندنها چه اتفاقات ميمون يا ناميموني رخ مي دهد كه نه مورد بحث اين نوشتار است و نه من درمقام آنم كه به واكاوي اثرات مهاجرت شهرستانيها و روستاييها به پايتخت سخن بگويم، اما اين نكته اي است روشنتر از روز كه تهران با امكانات بي شمار خود دريايي است پراز ماهي و نعمت كه با همه خطرها و زحمتهايش خيليها را وسوسه مي كند تا راه رسيدن به اين دريا را در پيش بگيرند و شما هم حتما اين تعبير دريا بودن تهران را بسيار شنيده ايد! تهران فرهنگسراهاي بي شماردارد، سالنهاي تئاتر دارد، بيشترين ناشران ايران درتهران دفتر دارند، بيشترين نشريات تهراني اند، بيشترين دفاتر توليد فيلم و كاست و ... د رتهران است و بسياري نعمتهاي ديگر كه البته اگر نمي بود، تهران، تهران نمي شد!
3- آمار دقيقي نيست كه چه تعداد از بزرگان ادب و هنر اين سرزمين درتهران زندگي مي كنند، اما به جرات مي توان قيد «بسيار» را براي اين حدس به كار برد؛ از كارگردانان گرفته تا شاعر، نويسنده، نقاش، خوشنويس و... و در ادامه اين پرسش مي توان اين سؤال را هم مطرح كرد كه چه بايد كرد تا هنرمندان، ترك يار و ديار نكنند و به تهران نروند و درشهر خود باشند و به قول شاعر: «روم به شهر خود و شهريار خود باشم» و اصولاً مديران فرهنگي ما در شهرستانها براي ختم به خير شدن اين پرسشها چه كاري انجام داده اند؟
4- اگر اين روزها بزرگترين نمايشگاه كتاب ايران درتهران درحال برگزاري است و عده فراواني از شهرها و روستاهاي دور و نزديك به تهران مي روند تا كتابي بخرند و توليدات كتاب ايران را در يك سال گذشته يك جا ببينند.اما حيف كه نمايشگاه كتاب تهران را نمي شود به مراكز استانها برد زيرا دراستانها هم نمايشگاههاي سالانه كتاب برگزار مي شود، اما مي توان از مديران فرهنگي پايتخت اين انتظار را داشت كه نمايشگاههاي هنري در حد و اندازه هاي كوچكتر اما مهم را به استانها بياورند تا اندكي از اين برخورداري هم سهم شهرستانيها شود. سهم آنهايي كه نمي توانند براي فلان نمايشگاه عكس راه دور و دراز تهران را بپيمايند اما عاشقانه هنر را دوست دارند.
5- اين خبر خوب را بخوانيد: نمايشگاه اعضاي انجمن تصويرگران كتاب كودك با عنوان «ما تصويرگر هستيم» تا 20 ارديبهشت ماه در نگارخانه  مرتضي مميز برپاست.
نمايشگاه   «ما تصويرگرهستيم» به آثار اعضاي انجمن تصويرگران كتاب كودك اختصاص دارد كه موضوع اين آثار آزاد و در حوزه تصويرگري كتاب كودك است.
نمايشگاه «ما تصويرگر هستيم» كه به منظور حمايت از تصويرگران كتاب كودك برگزار مي شود تا 20 ارديبهشت  ماه پذيراي علاقه مندان خواهد بود.
به راستي چرا بايد نمايشگاههايي از اين قبيل فقط در تهران برگزار شود و آنهايي كه در شهرستانها زندگي مي كنند فقط خواننده خبر برگزاري اين نمايشگاهها از طريق خبرگزاريها و جرايد باشند؟ چه مقدار هزينه لازم است تا اگر نمايشگاه تصويرگران كتاب كودك درتهران برگزار مي شود بعد از اتمام نمايشگاه درتهران، به مراكز استانها برده شود تا بچه هاي خوش ذوق شهرستاني هم اين آثار را ببينند و آيا نبايد به اين نكته نيز توجه كرد كه چه بسيار افرادي درشهرستانها هستند كه استعداد كاركردن در اين حيطه ها را دارند، ولي بايد اتفاقي بيفتد تا استارت كار زده شود و چه چيزي بهتر از ديدن آثار نمايشگاهي كه در پايتخت برگزار شده است و آثار راه يافته به آن در حد قابل قبولي است و مي توان با ديدن نمايشگاه، سطح تصويرگري كتاب كودك را در ايران تا حدودي سنجيد.6- مي گويند حق گرفتني است اگر به اين ضرب المثل اعتقاد داريم، بايد خود به فكر استفاده از اين فرصتها باشيم ادارات ارشاد در مراكز استانها كه گاهي جشنواره هايي را برگزار مي كنند كه برگزار كردن و برگزار نكردن آن يكي است بايد به فكر آوردن نمايشگاههايي از اين قبيل حداقل به مراكز استانها باشند برنامه اي كه انجام آن كمي همت مي خواهد و اندكي دلسوزي. اقدامي كه اگر به طور مرتب و با برنامه انجام شود شايد دليلي شود هرچند كوچك براي ماندن هنرمندان شهرستاني در شهر و ديار خود كه رفتن آنها از شهرستانها باعث فقر هنري شهرستانها مي شود و از طرفي ديگر روز به روز بر چاق شدن تهران مي افزايد و اين به سود هيچ كس نخواهد بود؛ نه شهرستانيها و نه تهرانيها.

  


تدوين طرح قانون كپي رايت در مجلس

 

دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي گويد، نمايندگان مجلس طرح تدوين قانون كپي رايت را در دست تهيه دارند.
«محمد  رضا مخبر دزفولي» در نشست بخش ارزي كتابهاي بيستمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران گفت: كپي رايت حداقل براي خالقان آثار در سطح ملي و بعد در سطح بين المللي بسيار مهم است.
به گفته وي اين موضوع در دستور كار مجلس قرار دارد و نمايندگان طرحي را تدوين كردند كه قانون كپي رايت را براي تصويب آماده كنند.
دزفولي اظهار اميدواري كرده است كه مجلس اين موضوع را زودتر تصويب كند.

  


تازه ترين شعرهاي «احمد رضا احمدي» به نمايشگاه رسيدند

 

تازه ترين مجموعه  شعر احمد رضا احمدي به نمايشگاه كتاب رسيد.




به گزارش ايسنا، اين مجموعه با نام «چاي در غروب جمعه روي ميز سرد مي شود» در دو بخش آبي آسمان و آبي دريايي به مسعود كيميايي تقديم شده است.
مجموعه ي يادشده كه در 229 صفحه و شمارگان يك  هزار و 650 نسخه از سوي نشر ثالث منتشر شده است، با بخشي از كتاب «راهها و كوره  راههاي شعر» پل الوار با ترجمه  فريدون رهنما آغاز مي شود.

  


پيشنهاد اتحاديه ناشران براي پيوستن ايران به معاهده جهاني «كپي رايت»

 

مجله «صنعت نشر» طي مقاله اي به قلم عليرضا رمضاني، روشي را براي پيوستن ايران به معاهده بين المللي كپي رايت كه بحث الحاق به آن در مجلس شوراي اسلامي نيز مطرح شده، پيشنهاد كرده است.
به گزارش مهر، متن كامل «پيشنهاد روش پيوستن ايران به معاهده بين المللي كپي رايت (برن)» به نقل از خبرنامه «صنعت نشر» به اين شرح است:
بحث پيوستن ايران به معاهدات جهاني كپي رايت، از پيش از انقلاب در ميان حقوقدانان، ناشران، اهل قلم، نهادها و مسؤولان ذيربط (در حوزه فرهنگ و قانون) مطرح بوده است.
اتحاديه ناشران و كتابفروشان تهران كه موافق عضويت كشورمان در اين معاهدات بين المللي است تلاش مي كند با جمع آوري و ارايه اطلاعات و تحليل اين مقوله، بستر لازم را براي پيشبرد اين مبحث در مسيري كارشناسانه فراهم كند. فرايند پيوستن دولت ايران به معاهدات جهاني كپي رايت، شامل دو مرحله است:
الف: ضروري است ابتدا كارگروههايي تخصصي براي بازبيني قانون حمايت از مؤلفان و مصنفان ايران (مصوب 1348 و متمم آن در سال 1352 ) تشكيل شود تا پس از گردآوري، تنظيم و تدوين نقطه نظرهاي كارشناسي ناشران، حقوقدانان، نويسندگان و هنرمندان، متن جديد و روزآمدي به منظور هماهنگ كردن قوانين ملي كپي رايت (حق تكثير) تهيه شود.
ب - در اين مرحله دولت ايران مي تواند قصد خود را مبني بر رعايت مفاد كنوانسيون «برن» با ارسال درخواست رسمي الحاق ايران به اين كنوانسيون، به دبير كل ويپو (سازمان جهاني مالكيت معنوي) اعلام كند. در اين مرحله معمولاً دبير كل ويپو بلافاصله دريافت چنين درخواستي را به اطلاع سازمان مذكور مي رساند و كنوانسيون برن ظرف مدت سه ماه پس از آن به درخواست مذكور رسيدگي و پاسخ خواهد داد.
به لحاظ نظري هيچ اجباري وجود ندارد كه ايران پيش از پيوستن به كنوانسيون برن قوانين كپي رايت پذيرفته شده كنوانسيون مذكور را به اجرا در آورد اما نكته مهم اين است كه ايران در هر حال مي بايست زمينه را براي اجراي اين قوانين در داخل كشور فراهم كند. چون بدون فراهم كردن اين زمينه در سطح ملي ايران پس از پيوستن به كنوانسيون برن خيلي سريع با مشكلات نقض مفاد كنوانسيون مذكور مواجه خواهد شد.

  


باليوود ترور «راجيو گاندي» را فيلم مي كند

 

تحقيقات درباره ترور راجيو گاندي، نخست وزير هند در 1991، مضمون يك فيلم باليوودي است كه سازندگان آن قصد دارند نكاتي تازه از آن عمليات تروريستي افشا كنند.
آنوباو سينا، كارگردان اين فيلم كه هنوز عنوان آن مشخص نشده، در گفتگو با تايمز هند گفت: اين فيلم يك تحقيق سلولوئيدي درباره ترور راجيو گاندي است و سؤالهايي را طرح مي كند كه تاكنون ساخته نشده است.
اين فيلم زياد به زندگي گاندي نمي پردازد و با ترور او آغاز مي شود. سينا قصد دارد براي نقش رهبر به قتل  رسيده از ستاره هايي مانند آبيشك باچان و سانجي دات استفاده كند.

  


مراسم بزرگداشت «خسرو سينايي» برگزار شد

 

مراسم بزرگداشت فعاليتهاي هنري خسرو سينايي چهارشنبه شب،(19ارديبهشت) با حضور اهالي هنر در فرهنگسراي هنر برگزار شد.
در ابتداي اين مراسم، كامران ملكي منتقد سينما و مجري مراسم به روي صحنه رفت و ضمن اشاره به كارنامه پربار سينايي در سينما، موسيقي و زمينه هاي هنري ديگر، از محمد ابراهيم جعفري (نقاش و شاعر) خواست تا به روي صحنه بيايد و درباره خسرو سينايي سخن بگويد.
در ادامه، خسرو سينايي در ميان تشويق پرشور حاضرين، پشت تريبون حاضر و در پايان مراسم، ضمن نمايش فيلم «رقص با دوربين» نشست نقد و بررسي فيلم برپا شد.

  


برپايي نمايشگاه كاريكاتور در جشنواره رسانه هاي ديجيتال

 

فرهنگسراي رسانه در حاشيه نخستين جشنواره ملي رسانه هاي ديجيتال يك نمايشگاه كاريكاتور با موضوع تلفن همراه و پيام كوتاه برگزار مي كند.
به گزارش مهر، اين دومين نمايشگاهي است كه با هدف ترويج فرهنگ صحيح استفاده از تلفن همراه و سامانه پيام كوتاه از 24 ارديبهشت به مدت يك هفته در محل دايمي نمايشگاههاي بين المللي تهران برگزار مي شود.
محمد رضا دوست محمدي، علي ميرايي، مسعود كشميري، حميد رضا مسيبي، بهزاد رياضي، طاهر شعباني و... از جمله هنرمنداني هستند كه در نمايشگاه كاريكاتور جشنواره رسانه هاي ديجيتال شركت كرده اند.
اين نمايشگاه هر روز از ساعت 9 تا 18 آماده پذيرايي از علاقه مندان خواهد بود.فرهنگسراي رسانه قصد دارد در ادامه نمايشگاههاي ديگري با موضوع فرهنگ استفاده صحيح از وسايل ارتباط جمعي برگزار كند. علاقه مندان به شركت در اين نمايشگاهها مي توانند با شماره 33717034 تماس بگيرند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com