تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
اتحاد ملي انسجام اسلامي
ورزشی
هنری
حوادث
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-05-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 29اردیبهشت ماه 1386


جايگاه احزاب در نظام مردم سالاري ديني

 

* غلامرضا قلندريان

در روزهاي اخير با اعلام موجوديت اصولگرايان مستقل، تشكل جديدي متولد شد و به جمع خانواده احزاب پيوست. تحزب، مؤلفه لاينفك نظامهاي مردمي است كه براي تداوم تعاملهاي سياسي، وجود گروههاي سياسي در منظومه قدرت را غيرقابل اجتناب نموده است. به سخن ديگر، فلسفه وجودي ساختار سياسي مردم سالار در فرايند گردش نخبگان از طريق ساز وكار جريانهاي سياسي تحقق پيدا مي كند. امروزه، نظامهاي سياسي مبتني بر دمكراسي، روابط قدرت با مردم را از طريق مناسبات حزبي پيگيري و آحاد ملت را براي تشريك مساعي در حوزه اركان نظام، ترغيب مي نمايند. در واقع، مشق دمكراسي بدون چالشهاي احزاب در پروسه كسب و يا حفظ قدرت، مفهوم و مصداق پيدا نمي كند.
در نظام مردم سالاري ديني، وجود احزاب امري پذيرفته شده است كه با هدف پيگيري مطالبات مردم در چارچوب قانون براي به دست آوردن قدرت نمايندگي بخشي از جامعه شكل مي گيرند و هر حزب و جريان سياسي به فراخور تبليغات و گستردگي كار، پايگاهي را در متن جامعه و اقشار مختلف به تناسب فعاليتهايش مديريت مي نمايد.
در جمهوري اسلامي سالهاست تشكلهاي مختلف در پيوند با اركان نظام، از طريق مكانيسمهاي سياسي و حقوقي در رقابتهاي حزبي حضور چشمگيري را تجربه نموده اند، اما انگيزه و هدف احزاب سياسي در ايران اسلامي كه با تأمين منافع ملي و امنيت ملي در مناسبات قدرت حضور پيدا كرده اند و با موازين بومي و ملي رقابت براي مطالبه قدرت را دنبال مي نمايند، كاملاً متمايز از تحزب در نظامهاي مردم سالاري غربي است.
مهمترين شاخصه تعاملهاي حزبي در جمهوري اسلامي، حضور آنان در عرصه رقابتهاي انتخاباتي با الگوي مبارزاتي كاملاً بومي و متأثر از دكترين و آموزه هاي ديني و اخلاقي است. هرچند مبارزات قدرت در نظامهاي غربي رقابتهاي حزبي است كه بعضاً تلفات جاني برجاي گذاشته است، ولي در نظام مردم سالاري ديني ايران، با وجود رقابت تنگاتنگ مبتني بر تعلقات گروهي، هرگز رقابتي خارج از عرف انجام نشده است، اگرچه در سالهاي اخير بعضاً بد اخلاقي حزبي زمينه سايش افكارعمومي را فراهم نموده و احزاب ضمن پرهيز از ناهنجاريهاي مناسبات حزبي در راستاي كسب قدرت، خواستار وجود فضاي متناسب با انگاره هاي بومي مي باشند. با نگاه مذكور، بديهي است تكثر احزاب نه تنها روابط قدرت در جامعه و جريانهاي سياسي را دستخوش تحول نمي نمايد، بلكه باعث به ميدان آوردن بخشي از جامعه مي شود كه نمايندگي آنان را يدك مي كشد.
رقابتهاي احزاب سياسي به دليل نفس هنجارها و انگاره هاي فرهنگي جمهوري اسلامي، بسترساز حضور چشمگير آحاد جامعه در فرايندهاي قدرت مي شود. به بيان ديگر، شعارهاي انقلاب اسلامي مبين اراده معطوف به خدمت است و اراده معطوف به قدرت سنخيتي در نظام مردم سالاري ديني ندارد. تولد جريانهاي سياسي كه در راستاي حفظ نظام و ارتقاي فرهنگ سياسي جامعه، حمايت هدفمند مردم را در پيوند با قدرت به شكل سازماندهي شده نهادينه مي نمايد، باعث حضور فعال مردم در احقاق حقوق شهروندي آنان مي شود.
اعلام ورود تشكل جديد اصولگرايان مستقل به حوزه احزاب سياسي كشور، دوگونه اظهارنظر را به دنبال داشت؛ عده اي اين تولد جديد را انشعابي از اصولگرايان تلقي نموده و با خرسندي، وجود تشكل تازه شكل گرفته را بيانگر انشقاق در درون خانواده حزب مذكور قلمداد كردند. در حالي كه در گونه شناسي گروههاي سياسي جامعه، زير شاخه هاي متعددي را مي توان با نگرش كلي و جهت گيري اصلي احصا نمود، اما نمي توان تكثر زير شاخه ها را از علايم انشعاب و تفرقه اعلام كرد. گروه ديگر اين تشكل جديد را انشعاب تلقي نمي نمايد؛ همان گونه كه برخي فعالان سياسي در اظهارنظري اعلام نمودند جريان جديد به منزله انشعاب از اصولگرايان نيست. بدين ترتيب، مي توان از آن تحت عنوان اختلاف سليقه ياد كرد كه در ذيل چتر اصولگرايي انجام وظيفه مي نمايند.
مقام معظم رهبري درخصوص همگرايي و احزاب سياسي كلان كشور مي فرمايند: «... مرزي كه بين اينها وجود دارد، يك مرز واقعي و يك مرز تعيين كننده نيست، مي توانند با هم يك وحدت عمومي را تشكيل بدهند. هويت كلي جامعه اسلامي و انقلابي را تشكيل بدهند. در واقع، مثل دو «جناح» عمل كنند. دو جناح، يعني دو بال يك پرنده.» بر اساس فرمايشهاي معظم له، دو جناح كلان سياسي كشور كه تحولات سياسي را مديريت مي نمايند، در همسويي كلان نسبت به سياستهاي داخلي و خارجي، مي توانند منافع ملت را با مواضع عزتمندانه مديريت كنند. به بيان ديگر، احزاب در نظام جمهوري اسلامي مي توانند با اتخاذ تصميمات استراتژيك توأم با تأمين مطالبات عموم و هوشياري در مقابل وسوسه هاي دشمنان، راه نفوذ را بر آنان ببندند و اميدهايشان را جهت نفوذ در اركان نظام از ناحيه جريانهاي سياسي با ناكامي روبه رو سازند.
بنابراين، انتظار مي رود: الف) جريانهاي سياسي كشور در سالي كه مزين به اتحاد ملي و انسجام اسلامي است، بر وحدت و يكپارچگي مواظبت نمايند و به گونه اي عمل نكنند كه دشمن را در تعقيب اهدافش اميدوار نمايند.
ب) گروههاي سياسي، ضمن ابراز وفاداري به آرمانهاي رهبر كبير انقلاب حضرت امام(ره)، با تبعيت از رهبري و حركت در چارچوب قانون، در راستاي كسب منافع ملي و امنيت ملي، پيگير مطالبات مردم بوده و در ارتقاي فرهنگ سياسي جامعه نقش آفريني نمايند. جريانهاي مذكور مي بايد همواره در راستاي پيوستگي و همبستگي جامعه در جهت صيانت از آرمانهاي نظام، پايگاهها و مواضع حزبي خود را در ذيل راهبردهاي ولايت هدايت كنند و عزم جدي خويش را جهت پيشرفت و توسعه كشور اعلام نمايند.
ج) شايسته است احزاب سياسي باتوجه به تعلقات گروهي، استراتژيهاي محوري نظام را با رعايت اصول و مباني انقلاب اسلامي، آرمانهاي امام و تبعيت از فرامين رهبري در حوزه داخلي حفظ و زمينه پيشرفت و توسعه را فراهم نمايند و در حوزه سياست خارجي، با اقتدار و استقلال، ترفندهاي دشمنان را با بن بست مواجه كنند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com