تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-05-20
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 30اردیبهشت ماه 1386

[ هنری ]
 * گفتگو با «شوقي حسين اف» بازيگر و سرپرست گروه نمايش «كامرا» جمهوري آذربايجان ؛
كاش مي توانستم تنديسي از تماشاگران ايراني بسازم!
 * نگاهي به سريال تلويزيوني « باجناق ها » ؛ حوض آبي، حياط مهتابي
 * نگاهي به فيلم «سنگ، كاغذ، قيچي» ساخته سعيد سهيلي ؛فيلمي به ظاهر سياسي!
 * دبير هيأت  مديره  خانه سينما:استعفاي رضا ميركريمي فعلاً پذيرفته نمي شود!
 * كارگاه شعر
 * اخراج نويسنده  ضدهولوكاست از نمايشگاه كتاب لهستان
 * جعفري جلوه:تكثيركنندگان غيرمجاز فيلم بايد به اندازه  ضرر سينما مجازات شوند
 * جديدترين ساخته  «مايكل مور» پرتقاضاترين فيلم جشنواره كن
 * احمد رضا احمدي باز هم براي كودكان داستان دارد
 * تركيه ترجمه   ايتاليايي «مثنوي» را به پاپ اهدا مي كند!
 * نويسنده  آمريكايي كودكان و نوجوانان درگذشت
 * هفته  بزرگداشت رسول ملاقلي پور در كيش
 * پلنگ نقره اي جشنواره مكزيك براي «از دوردست»
 * كمك 18 ميليون دلاري هوگو چاوز به ستاره هاليوودي

گفتگو با «شوقي حسين اف» بازيگر و سرپرست گروه نمايش «كامرا» جمهوري آذربايجان ؛
كاش مي توانستم تنديسي از تماشاگران ايراني بسازم!

 

* آي سان نوروزي

اجراي نمايش طنز «دن رافائل» از چندي پيش در تالار سنگلج تهران آغاز شده است. اين نمايش توسط گروه «كامرا»ي جمهوري



آذربايجان به روي صحنه رفته است. اين گروه 17 سال پيش (سال 1990) توسط «پرفسور جنت سليم آوا» تشكيل شده است.
«پرفسور سليم آوا» به دليل همزماني برگزاري هفته فرهنگ آذربايجان در مسكو فعلاً سرپرستي گروهش را به «شوقي حسين اف» بازيگر اول نمايش خود سپرده است. به بهانه اجراي اين نمايش گفتگويي با «حسين اف» انجام داديم كه مي خوانيد.
* در ابتدا مختصري از زندگينامه كارگردان را برايمان مي گوييد؟
** پرفسور جنت سليم آوا متولد 1940ميلادي است. از دانشگاه ملي آذربايجان در رشته ادبيات شناسي (62-1958) فارغ التحصيل شده و تحصيلاتش را در دانشكده سينما و تئاتر سن پترزبورگ ادامه داده است. وي حدود 23سال است كه در تئاتر آذربايجان در شهر باكو و به زبان روسي كارگرداني تئاتر مي كند و در اين مدت تقريباً 70 نمايش را از دوران شوروي سابق در اكثر ايالتها به روي صحنه برده است.
پرفسور سليم آوا در سال 1990 با كمك دانشجويانش تئاتر «كامرا»ي باكو را تأسيس نموده و با اين گروه و با آثار مختلفي از شكسپير- مولير و... در اكثر جشنواره ها در كشورهاي آلمان، فرانسه، اكراين، روسيه، ايران، تركيه، بلاروس و... شركت داشته است.
* شما از چه زماني به گروه «كامرا» پيوستيد؟ مختصري از سوابق حرفه اي تان با اين گروه بگوييد؟
** من از 1989 در دانشگاه آذربايجان و در رشته بازيگري سينما و تئاتر مشغول به تحصيل شدم.دو سال بعد بود كه با پرفسور سيلم آوا آشنا شدم و از 1991 تاكنون در تئاتر كامراي باكو فعاليت دارم. در يكي از جشنواره هاي معتبر كشور شما هم موفق به دريافت جايزه بازيگري اول شدم. طي هفت سال گذشته نيز همراه با گروه «كامرا» در جشنواره هاي مختلف ايراني از جمله در شهرهاي بندرعباس، گرگان، قزوين، اراك، اردبيل، اهواز، تهران و... حضور داشته ام.
* براي اولين بار از چه زماني با تئاتر ايران آشنا شديد و حضورتان در جشنواره هاي ايراني چگونه استمرار پيدا كرد؟
** ما اولين بار در سال 2000 (يعني هفت سال پيش) به ايران آمديم و طي اين مدت در جشنواره هاي مختلف شركت كرديم. در سفر قبلي كه به ايران داشتيم با آقاي پارسايي ملاقاتي داشتيم و تصميم گرفتيم كه تئاتري را در اين جا اجرا كنيم. ما براي اجراي يك نمايش در ايران اعلام آمادگي كرديم و آنها هم اين جا كارهايش را انجام دادند، ضمن اينكه آقاي اتابك نادري (مديرتالار سنگلج) نيز با اداره نمايش تهران صحبت كرد و قرار شد كه ما «دن رافائل» را روي صحنه ببريم.
* تعاملات فرهنگي ميان دو كشور ايران و آذربايجان را چگونه مي بينيد؟ شما در اين زمينه چقدر فعال بوده ايد؟
** در اين سالها بعد از بازشدن مرزها مسلماً مراودات بيشتري انجام گرفته است. مثلاً نمايش «باغ آرزوها» نوشته پرويز بشردوست برايمان خيلي جالب بود و به همين دليل دو سال پيش آن را به تركي ترجمه كرديم و چندين شب در شهر باكو به روي صحنه برديم. خيلي دوست داريم كه در آينده اي نزديك بتوانيم آن را در ايران نيز روي صحنه ببريم. نمايشنامه هاي چيستا يثربي را هم خيلي دوست داريم. ايشان يكي از نويسنده هاي خوب ايراني هستند كه با ايشان هم صحبت كرده ايم و قصد داريم حتماً نمايشنامه هاي ايشان را به زبان تركي روي صحنه ببريم.
* به نظر مي رسد كه تئاتر آذربايجان تكيه زيادي بر موسيقي دارد، نظر شما در اين رابطه چيست؟
** تئاتر آذربايجان شاخه هاي بسيار زيادي دارد. ما 32 نوع تئاتر داريم كه 9 تاي آن در باكو است. مثلاً اپراي بالت، تئاتر موسيقي و كمدي و غيره. ما تئاتر دراماتيك هم داريم، بنابراين هيچ تفاوتي در ميان نيست و حدي هم وجود ندارد. ممكن است يك روز تئاتر كمدي- موسيقي اجرا شود و روز ديگر تئاتر دراماتيك! شيوه ها و سبكهاي مختلفي در تئاتر آذربايجان هست كه كارگردان آنها را به فراخور سليقه و نيازي كه احساس مي كند، انتخاب مي نمايد.
* تئاتر شما بدون شك بايد در ادامه و متأثر از تئاتر روسيه باشد، اين طور نيست؟
** بله، حتماً همين طور است. تئاتر ما ريشه در مكتب استانيسلاوسكي دارد. به هرحال ما تا چند سال پيش و قبل از استقلال جمهوري آذربايجان، جزو شوروي بوديم و مي توان گفت، به تازگي مستقل شده ايم. البته به تازگي شيوه ها و سبكهاي جديد نمايش نيز در آذربايجان محبوبيت زيادي پيدا كرده اند، اما همچنان بايد گفت كه بسياري از تئاتري هاي ما خودشان را شاگردان استانيسلاوسكي و شاگردانش مي دانند.
* به نظر مي رسد كه همه آدمهاي نمايش «دن رافائل» انسانهاي بدبختي هستند. آيا خود نمايش مي خواسته چنين چيزي را نشان بدهد؟
** راستش فكر مي كنم همه هنرمندان آدمهاي بدبختي هستند! اين نمايش را «پپونه دفيليپو» نوشته كه خودش دراماتور نبوده است. «دفيليپو» يك بازيگر و كارگردان بزرگ ايتاليايي است و برادر كوچكش «ادواردو دفيليپو» جزو دراماتورهاي بزرگ دنياست. در واقع «پپونه» در اين نمايش خودش را ريشخند مي كند. مثلاً سياهپوستها اگر خودشان به خودشان بگويند سياه، ناراحت نمي شوند، ولي اگر يك سفيدپوست به آنها بگويد سياه، ناراحت مي شوند. در اين نمايش هم همين طور است. دفيليپو چون خودش يك بازيگر است و همه بازيگرها را بدبخت نشان مي دهد و با زبان كمدي حضور آنها را در صحنه ريشخند مي كند. او به اين دليل كه بازيگر بوده به خودش اين اجازه را مي دهد كه بازيگرها را بد بخت خطاب كند. مي دانيد بازيگرها از چه لحاظ بدبخت هستند؟ چون هميشه با هنر سروكار دارند؛ آنها روي صحنه اند و از نظر مالي پيشرفت زيادي نمي كنند.
* اجراي نمايش در ايران چطور بود؟
** اجراي عمومي با اجراي جشنواره فرق مي كند. در جشنواره گروه يك بار اجرا دارد و آن اجرا را داورها مي بينند و نظر مي دهند و تمام مي شود. ولي اجراي عمومي مسؤوليت سنگين تري دارد.
به همين خاطر ما هنگامي كه به ايران آمديم استرس زيادي داشتيم. نحوه اجراي كار، استقبال مردم و ... واقعاً برايمان غيرقابل پيش بيني بود. اين اولين بار است كه ما در كشور شما اجراي عمومي داريم. گروه ما قبلاً فقط براي شركت در جشنواره ها به ايران آمده بود. اما در مجموع بعد از هر اجرا اعتماد و اعتقاد بيشتري به كار پيدا كرديم و با استقبال خوبي هم از طرف تماشاگران ايران مواجه شديم. اميدواريم در آينده بيشتر از اين هم بتوانيم در ايران كار كنيم و در ضمن خيلي دوست داريم كه گروههاي تئاتر ايران هم براي كار به آذربايجان بيايند و تعامل و همكاري بين گروههاي ما پررنگتر شود.
* هنر تئاتر چقدر در برقراري ارتباط فرهنگي محكم تر ميان مردم ايران و آذربايجان مؤثر است؟
** به نظر من، قويترين نيرويي كه ملتها را به هم ارتباط مي دهد انسانيت، اشتراك و مدنيت است. و همان طور كه گفته شد، زبان تئاتري زباني عمومي است. تئاتر به سادگي ارتباط ميان جوامع و انسانها را شكل مي دهد و تأثير بيشتري هم در استحكام اين رابطه دارد.
* استقبال تماشاگران ايراني از نمايش شما چطور بوده است؟
** استقبال خيلي عالي بود. درحالي كه در كشور ما اين طور نيست. مردم آذربايجان اگر از اجرا خوششان نيايد سريع بلند مي شوند و سالن را ترك مي كنند، ولي اين جا اين طور نيست مردم شما حتي اگر از اجرا خوششان هم نيايد مي نشينند و آن را تا آخر نگاه مي كنند و به بازيگران و اجرا و صحنه احترام مي گذارند! واقعاً من اگر مي توانستم تنديسي از تماشاگران ايراني مي ساختم و آن را به همه نشان مي دادم. تالار سنگلج تا به حال در تمام مدت اجراي نمايش پر از تماشاگر بوده است.

  


نگاهي به سريال تلويزيوني « باجناق ها » ؛ حوض آبي، حياط مهتابي

 

* سيدمصطفي حسيني رادMh27rad@yahoo.com
در بين انبوه سريالهايي كه از شبكه هاي مختلف تلويزيون پخش مي شود، بعضي از آنها بيشتر به دل آدم مي نشينند. بعضي از اين



سريال ها ساده ترند، راحت ترند و البته كم ادعاتر. به همين دليل هم هست كه ارتباط بهتري با مخاطب برقرار مي كنند.
بعضي از سريال هاي تلويزيوني نه محتوايي دارند و نه استحكامي. برخي ديگر اگر هم محتوايي دارند، آنقدر بد و شعاري آن را طرح مي كنند كه مخاطب را فراري مي دهند. اما بعضي سريال ها هم هستند كه پيامهاي ساده انساني خود را بدون هيچ ادعايي در دل داستانهاي ساده و روزمره شان و در ميان كوچه و بازاري كه هر روز از آن مي گذريم و خيابانهايي كه زندگي در آنها جريان دارد، طرح مي كنند.
«باجناق ها» يكي از همين سريال هاست. اين مجموعه تلويزيوني كه توليد صدا وسيماي مركز اروميه است، شنبه شبها از شبكه اول سيما پخش مي شود.
«باجناق ها» داراي قصه هايي ساده و روان است كه در هر قسمت يكي از مسايل روزمره زندگي را دستمايه كار قرار مي دهد. اين سريال، در حد و اندازه خود، تلاش كرده اصول حرفه اي كار را رعايت كند، بنابراين هم مي تواند مخاطب عام را راضي كند و هم نظر مخاطب خاص و سخت گيرتر تلويزيون را كم و بيش جلب  كند.
خانواده اي متشكل از چند داماد - كه باجناقهاي همند - در كنار پدر خانم شان و در خانه اي كه متعلق به اوست، دور هم زندگي مي كنند. چنين طرح اوليه اي هر چند شايد تكراري به نظر برسد، اما آن قدر ظرفيت نهفته در خود دارد كه بتوان با پرورش آن از ورطه تكرار بيرون آمد.
لوكيشن كاملاً سنتي كه همان خانه قديمي پدرخانم است، اتاقهاي ساده و زندگي عادي و خالي از رنگ و رياي اهالي اين خانه اولين چيزي است كه نظر مخاطب را جلب مي كند. آن هم در ميان انبوه سريالهايي كه در خانه هاي مجلل با مبلمان آن چناني و زرق و برق خيره كننده، زندگي هايي را به تصوير مي كشند كه از دسترس عموم مخاطبان تلويزيون دور است.قصه در «باجناق ها» ظرفيت كشدار شدن خيلي بيشتري نسبت به بسياري ديگر از سريالهاي تلويزيون دارد، اما نويسنده و كارگردان اين مجموعه كاملاً مراقب بوده اند كه قصه هاي ساده آنها دچار تطويل و زياده گويي نشود.زاويه هاي دوربين، كادربندي ها و قطع ها در اين سريال انصافاً از بسياري از فيلمهاي سينمايي، حرفه اي تر و دقيقتر است. نمونه اش همين فيلم سينمايي «مهمان» كه بنده ندانسته، پول و وقت خود و خانواده ام را برايش تلف كردم!قطعهاي حساب شده در اين سريال ضمن به وجود آوردن جذابيت بصري، ريتم مناسبي هم به داستان مي دهند و باعث مي شوند كه مخاطب دچار خستگي نشود. از طرفي طنز پنهان و آشكار موجود در قصه كه از قبل كنش ها و واكنش هاي اهالي اين خانه كه همه با هم فاميل هستند، به وجود مي آيد، لطافت داستان را بيشتر مي كند.بازي بازيگران هم هماهنگ با فضاي كار است و در خدمت كليت داستان قرار دارد. در واقع كارگرداني «باجناق ها» يك سر و گردن بالاتر از توليدات معمول مراكز استانهاست كه تا به حال ديده ايم و مي تواند با نمونه هاي خوب اين توليدات مقايسه شود.
اما يكي از نقاط ضعف اين سريال موسيقي آن است كه به نظر مي رسد به اندازه ديگر بخشها روي آن كار نشده است. اگر چه ترانه ابتداي سريال كه روي عنوان بندي اول پخش مي شود قابل قبول است، ولي موسيقي متن، همراهي كاملي با فضاي داستان ندارد و به عبارت ديگر عقب تر از ريتم داستان، حركت مي كند.در مجموع ساخت مجموعه هاي تلويزيوني در چنين فضا و با چنين حال و هوايي مي تواند راه ميانبري باشد به فضاي زندگي هاي با صفا و صميميت قديمي كه در غلبه فضاي شلوغ و پر دود و دم شهري، در حال فراموش شدن هستند. نوستالوژي خانه هاي آجر فرش قديمي، حياط بزرگ با باغچه هاي گلكاري شده و حوضي كه وسط حياط، رنگ آبي آسمان را منعكس مي كند و مردمي كه هنوز پايبند سنت ها و اصالتهاي خود هستند، چيز كمي نيست. شايد واحه اي باشد در دنياي شلوغ و بي عاطفه شهري امروز!

  


نگاهي به فيلم «سنگ، كاغذ، قيچي» ساخته سعيد سهيلي ؛فيلمي به ظاهر سياسي!

 

*نرگس خرقاني

در كارنامه هر كارگرداني نقطه عطفي وجود دارد و «سنگ، كاغذ، قيچي،» را هم شايد بتوان در كارنامه سعيد سهيلي حداقل در بين چند كار آخرش نقطه عطفي به شمار آورد، اما اين دليل بر اين نمي شود كه اين فيلم بدون اشكال باشد، در اين فيلم نكات مثبتي وجود دارد كه تا حدي ايرادات اين فيلم را مي پوشاند.




مهمترين نكته مثبت در اين فيلم كارگرداني خوب و روان است كه نشان از حرفه اي شدن كارگردانش دارد. به معناي ديگر، سعيد سهيلي با تجربياتي كه طي چند ساخته قبلي خود به دست آورده، در اين فيلم از تمامي آنها به خوبي استفاده مي كند.با اين حال، نخستين موضوعي كه در اين فيلم به چشم مي خورد، دو پاره بودن داستان اين فيلم است. نيمه ابتدايي كه بحث انتقام در آن مطرح است، بيشتر يادآور فيلمهاي مسعود كيميايي است. مردي پس سالها از زندان مي آيد و در پي انتقام گيري از مسبب مصائب خود است. بازگشت از زندان، رفتن به سراغ دوست دوران زندان، پرسه زدن در مناطق پايين شهر و ديالوگهاي سنگين، شباهتهاي فراواني به فيلم «اعتراض» كيميايي دارد.
اما در ادامه فيلم و با مطرح شدن موضوع گروگانگيري، اين فيلم شباهت زيادي به كارهاي حاتمي كيا پيدا مي كند، به خصوص اينكه افرادي كه گروگان گرفته شده اند، شباهت زيادي به آدمهاي فيلمهاي حاتمي كيا دارند و بعضي از همان بازيگران هم در اين فيلم حضور دارند! آن هم در همان تيپهايي كه همواره در فيلمهاي حاتمي كيا حضور داشته اند.
اين سكانس فيلم شباهتهاي فراواني به فيلم آژانس شيشه اي حاتمي كيا پيدا مي كند.
اما از منظري ديگر اين فيلم را در ژانر خاصي هم نمي توان قرار داد، چون اگر بخواهيم اين فيلم را پليسي در نظر بگيريم با توجه به صحنه هاي سوزناك و عاطفي نمي توان آن را يك فيلم پليسي صرف به شمار آورد. البته اين مشكل تنها مربوط فيلم سنگ، كاغذ، قيچي نيست و براي بيشتر فيلمهاي سينمايي ايران نمي توان ژانري مشخص را تعريف كرد. اكثر فيلمها در اين سينما تلفيقي از چندين ژانر مختلف است.
«سنگ، كاغذ، قيچي» در جاهايي نيز تبديل به يك فيلم سياسي مي شود، اما اين اعتراضات سياسي در حد معرفي همان حاجي مرموز باقي مي ماند كه با يك تلفن وزير بركنار مي كند. هيچ كدام از اين حرفها نيز تازگي ندارند و بارها در بسياري از فيلمها به آنها اشاره شده است. به هر حال هنوز هم در سينماي ايران براي ساخت فيلم واقعاً سياسي مشكلات فراوان است! اما آنچه در اين ميان تازگي دارد، درگيري جهان است نه به حكم قانون كه به حكم جانبازان او را مجازات مي كند، بدون آن كه خوني ريخته شود كه باعث گناهكار شدن قهرمان فيلم شود.
همين پايان بندي خوب فيلم تا حد زيادي به فيلم كمك مي كند كه تماشاگر را با خود همراه كند و بخش زيادي از ضعفهاي فيلم نيز پوشانده مي شود. همين جاست كه به اهميت پايان بندي در فيلم مي توان پي برد. با توجه به اينكه نيروي انتظامي در ساخت اين فيلم جايگاه مهمي داشته، بنابراين تصويري كه از نيروي پليس در فيلم ارائه مي شود، بسيار آرماني است، چيزي كه كارگردان نيز به آن اذعان داشته است. به هر حال نيروي انتظامي پشتيبان مالي مهمي در اين فيلم بوده و همين باعث ساخت صحنه هاي اكشن سطح بالا در فيلم شده است.بازي خوب و قابل قبول اكثر بازيگران نيز باعث شده است كه شخصيتهاي اصلي ملموس و واقعي جلوه كنند. به خصوص بازي امين حيايي كه در نقش جدي او را بسيار مسلط نشان داده است و حتي در روزهاي اول جشنواره بيست و پنجم، بسياري او را يكي از شانسهاي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد مي دانستند. با اين وجود شخصيت پردازي در «سنگ، كاغذ، قيچي» موفق به نظر نمي رسد. براي كارگردان روايت داستان جذاب بر همه چيز ترجيح دارد و بسياري از شخصيتها كاملاً بدون تعريف باقي مي مانند. به خصوص زوجي كه «جهان» را در تمامي مراحل ياري مي كنند در حد تيپ باقي مي مانند و انديشه فولادوند هم شباهتي به يك دختر افغاني ندارد. سايه ماجراها و حوادث در اين فيلم آنقدر بلند و پر رنگ است كه سهيلي غافل مي شود و با انتخاب دو بازيگري كه بيشتر در سينماي دفاع مقدس به شهرت رسيده و به تيپ تبديل شده اند، خيال خود را از بابت ملموس بودن آدمها راحت مي كند و همين باعث مي شود كه شخصيت پردازي درستي بر روي آنها انجام ندهد.يكي از نكات مثبت اين فيلم صحنه هاي اكشن و جلوه هاي ويژه آن است، به خصوص صحنه هاي برخورد بنزهاي الگانس پليس با اتومبيل قهرمان فيلم كه با توجه به كمبود چنين صحنه هايي در سينماي ايران ديدن اين صحنه ها براي تماشاگر جذاب است.
«سنگ، كاغذ، قيچي» شروع خوب و تيتراژ قابل قبولي دارد كه در همراه كردن تماشاگر بي تأثير نيست.با توجه به حضور بازيگران مطرح در اين فيلم و فضاي اكشني كه بر اين فيلم حاكي است، انتظار مي رود كه اين فيلم جزو فيلمهاي پرفروش امسال باشد و موفقيتي در گيشه براي سعيد سهيلي به ارمغان آورد.

  


دبير هيأت  مديره  خانه سينما:استعفاي رضا ميركريمي فعلاً پذيرفته نمي شود!

 

در حاليكه پنجشنبه گذشته، رضا ميركريمي در گفتگويي با ايسنا استعفاي  خود از مديرعاملي خانه سينما را تأييد كرده بود، كامران ملكي دبير هيأت مديره جامعه اصناف سينماي ايران در غياب سخنگوي خانه سينما در توضيح چگونگي و پذيرش استعفاي رضا ميركريمي گفت: آقاي ميركريمي از ابتدا نيز نمي خواست مسؤوليت مديرعاملي خانه سينما را بپذيرد و به اصرار همه اعضاي هيأت مديره اين سمت را پذيرفت و از همان روز اول نيز با توافق هيأت مديره قيد زمان گذاشته شد و پايان سال 85 موعد كناره گيري ايشان از اين مسؤوليت اعلام شد. به همين خاطر وي از ابتداي سال جاري مرتباً اين مساءله را در جلسات هيأت مديره متذكر مي شد و مخصوصاً در جلسات اخير و به ويژه در جلسه هفته گذشته، صراحتاً استعفاي خود را به هيأت مديره خانه سينما اعلام كرد، اما با توجه به فعاليتهاي درخشان ايشان در اين سمت و نتايج چشمگير به دست آمده در طول مديرعاملي وي و نيمه تمام بودن تعدادي از پروژه هايي كه توسط ايشان طراحي شده، هيأت مديره خانه سينما به اتفاق آرا صلاح نمي بينند كه فعلاً براي انتخاب مديرعامل جديد تصميم بگيرند و با وقوف به موجه بودن تمام دلايل آقاي ميركريمي براي كناره گيري و اينكه زندگي شخصي و حرفه اي شان بدون ترديد تحت الشعاع اين مسؤوليت قرار گرفته است از ايشان درخواست كرديم كه به ما فرصت بدهندو فعلاً پذيرش استعفاي ايشان از سوي هيأت مديره امكان پذير نيست و ما همچنان اميدواريم و انتظار داريم كه رئيس هيأت مديره  خانه سينما عليرغم تمامي فشارها، تنگناها و توقعات مختلف و متنوع بيروني كه حقيقتاً طاقت فرساست كماكان با جديت مأموريتهاي مديرعاملي را چون گذشته به سرانجام برسانند.
ملكي درپايان از افراد شوراي برگزاري يازدهمين جشن سينماي ايران نام برد و گفت: آقايان پرويز پرستويي دبير جشن، علي معلم نماينده هيأت مديره در شورا و منوچهر شاهسواري مدير اجرايي جشن هستند كه در تعامل نزديك با مديرعامل خانه سينما عمل خواهند كرد.

  


كارگاه شعر

 

دوستان و همراهان يكشنبه هاي كارگاه شعر!
سلام؛ اميدوارم حالتان خوب باشد و روزگار را همراه با شادي و سرخوشي بگذرانيد.




امروز وقتي پس از يك روز كاري سخت و سنگين به سراغ نامه هاي رسيده براي كارگاه رفتم، خستگي از تنم بيرون شد. البته بي هيچ ترديد اين موضوع، مرهون خواندن نامه هاي شماست، اما نكته جالب در نامه هاي اين هفته، همراهي سه دوست عزيز و علاقه مند از جغتاي است كه ما را همدم لحظه هاي پاك و صميمانه خود ديده اند و شعرهايشان را به كارگاه شعر فرستاده اند.
نخستين همراه اين هفته، اكرم فراشياني نام دارد كه نوزده ساله است و طبع خود را درحال و هواي شعر نو، آزموده است. شعر ايشان به مفهوم والاي انتظار امام عصر(عج) اختصاص يافته و سرشار از عاطفه جواني است كه به امام خويش عشق مي ورزد. اگرچه آشنايي ناكافي شاعر با حداقلهاي تصويرسازي در شعر نو در تمام شعر نمايان است:
بغض سربسته گلويم
به انتظار آمدنت گلويم را مي فشارد
چشمان خيس منتظرم
به انتظار آمدنت به سراب جاده
خيره مانده
كبوترهاي وجودم گويي امروز از پشت شيشه
چشمانم
به راه آمدنت چشم دوخته است
به طور مثال در همين آغاز، تكرار عبارت «به انتظار آمدنت» در دو سطر پياپي به فرم شعر آسيب محسوسي وارد كرده است. از طرفي اطاله بي دليل سطرها مي توانست به راحتي رفع شود.
دوست ديگر، فريبا زرقاني نام دارد كه غزلي براي ما ارسال كرده است و آشنايي سماعي ايشان با وزن و قافيه به نظر قابل قبول مي رسد، اگرچه وزن گاهي در شعر رو به نقصان نهاده است، اما ويژگي اصلي شعر ايشان زبان كهن است كه در شعر و به ويژه غزل امروز به راحتي پذيرفته نمي شود. اگرچه اين زبان كهن، عاطفه اي امروزين دارد و نشأت گرفته از ضمير شفاف نوجواني است:
درباورم نگنجد از يار، بي وفايي
يا عشق، بي اثر شد يا آمده جدايي
درباورم نيايد يار از برم جدا شد
يك لحظه بود انگار دوران آشنايي
تاريكي و سياهي انگار شب رسيده
بي عشق مرد انگار خورشيد روشنايي
من بي خبر به كنجي بي درد خفته بودم
ساقي بگفت زين پس در عشق مبتلايي
اين دوست گرامي به راحتي مي تواند با مطالعه مجموعه غزلهاي معاصر به سمت آينده اي بهتر گام بردارد.
و اماسومين دوستي كه از جغتاي ما را مورد لطف قرار داده است، برادر بزرگوارمان علي اصغر موحدي پور- 45 ساله- است. ايشان چند شعر براي ما ارسال كرده است كه يكي از آنها به آستان بلند حضرت امام رضا(ع) تقديم شده و از زبان محاوره بهره گرفته است. اين شعر به نسبت خوب آغاز مي شود:
اين قدر در مي زنم اين خونه ر
وتا ببينم روي صاحب خونه ر
وغير از اين در نمي رم جاي ديگه
تا كنم آروم دل ديوونه ر
واما در بيتهاي بعد متأسفانه بارها ايراد وزني گريبانگير اين شعر مي شود. ايشان همچنين شعر ديگري به نام «آدم خاكي» براي ما ارسال كرده است كه با وجود ظاهر كلاسيك آن، از نظر چگونگي قافيه بندي مقلد مولوي در شعر معروف «بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود/ داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود» است.
البته بازهم ايراد وزني دست به گريبان اين شعر است:
اي آدم خاكي بيا بنشين كمي در اختفا
چند لحظه اي خلوت نما
بنگر چه حاصل مي شود
بنما تفكر در امور تا كي به نقصان و قصور
خود كرده ها را كن مرور بنگر چه حاصل مي شود
اميدوارم اين برادر بزرگوار هم با مطالعه بيشتر سريعتر به سمت شعري پخته و پويا گام بر دارد. و آخر سخن آن كه، دوستان اهل جغتاي! از اين كه ما را همدم لحظه هاي خود دانستيد، سپاسگزاريم و چشم به راه نامه هاي بعدي تان.
* محمدرضا شالبافان

  


اخراج نويسنده  ضدهولوكاست از نمايشگاه كتاب لهستان

 

نويسنده انگليسي كه به علت نفي هولوكاست از سوي دادگاه اتريش به زندان محكوم شده بود، از نمايشگاه كتاب لهستان اخراج شد.




مقامات برگزاركننده نمايشگاه كتاب ورشو لهستان، «ديويد اروينگ» - نويسنده  انگليسي كه هولوكاست را نفي كرده است - خواستند تا اين نمايشگاه را ترك كند و از آن جا خارج شود.رئيس نمايشگاه كتاب ورشو با بيان اين كه قرار بود »اروينگ» در اين نمايشگاه كتابهايش را در غرفه  ويژه اي معرفي كند، گفت: بعد از آن كه برگزاركنندگان از ماهيت كتاب هاي اروينگ مطلع شدند،  از او خواستيم تا نمايشگاه كتاب را ترك كند.
به گزارش آسوشيتدپرس، وي در ادامه گفت: چون پيام اروينگ در كتابهايش مغاير قانون لهستان است و از آن جا كه اجازه نمايش كتابهايش را نخواهيم داد، از او خواستم تا اين جا را ترك كند. اما اروينگ در ابتدا مخالفت كرد و با فرياد گفت كه اين جا آزادي بيان وجود ندارد و لهستان كشوري دموكراتيك نيست؛  ولي سرانجام نمايشگاه كتاب را ترك كرد.اروينگ به اتهام نفي واقعه  هولوكاست از سوي دادگاه لهستان به سه سال زندان محكوم شد، اما بعد از آن كه دوسوم مدت حبس خود را گذراند، آزاد شد.

  


جعفري جلوه:تكثيركنندگان غيرمجاز فيلم بايد به اندازه  ضرر سينما مجازات شوند

 

محمدرضا جعفري جلوه معتقد است: وزن مجازاتهاي در نظر گرفته شده براي مقابله با عرضه كنندگان غيرمجاز فيلمهاي ايراني بايد به اندازه آسيب و ضرري باشد كه سينماي كشور به لحاظ اقتصادي و فرهنگي متحمل مي شود.معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي افزايش مجازات اين افراد در كميسيون قضايي مجلس را گامي رو به جلو دانست و گفت: از همراهي كه نمايندگان مجلس در اين مرحله داشتند، تشكر مي كنيم واميدوارم با واقع بيني و توجه بيشتر، بحث در كميسيون فرهنگي تقويت شود و دستگاه قضايي هم بتواند با اين پشتوانه قانوني برخورد قاطع تري را با اين پديده مسموم و آسيب رسان داشته باشد.

  


جديدترين ساخته  «مايكل مور» پرتقاضاترين فيلم جشنواره كن

 

با نمايش جديدترين ساخته  مايكل مور در جشنواره فيلم كن، بليت اين فيلم اكنون پرتقاضاترين بليت اين جشنواره شده است.فيلم مستند Sicko اگرچه در بخش رقابتي جشنواره كن حضور دارد، اما اشتياق هزاران تماشاگر و منتقد براي تماشاي اين فيلم چنان زياد است كه مقامات برگزاركننده جشنواره كن، بزرگترين سالن سينماي اين شهر را براي اكران آن درنظرگرفته اند.
به گزارش فرانس پرس، آخرين فيلم مايكل مور در سال  2004 با نام «فارنهايت  11/9» توانست جايزه نخل طلايي جشنواره كن را به دست آورد و اين بار مايكل مور كه به ساخت فيلمهاي ضد دولت بوش شهرت دارد، نظام بهداشتي آسيب پذير اين كشور را هدف گرفته است.
فيلم Sicko ديروز در سالن  2000 نفره  «لومير» شهر كن و با حضور بزرگان سينماي جهان، منتقدين و طرفداران فيلمهاي مايكل مور در بخش مستند جشنواره كن به نمايش در آمد.اين در حالي بود كه سازندگان اين فيلم از بيم آن كه مقامات آمريكايي با دسترسي به فيلم، مانع از نمايش آن در روز چهارم جشنواره كن شوند، نسخه اصلي فيلم را در مكان امني پنهان كرده  بودند.

  


احمد رضا احمدي باز هم براي كودكان داستان دارد

 

به اعتقاد احمد رضا احمدي، ايران هنوز مهد شعر است و شعر همچنان مخاطب دارد. اگر كسي حرفي داشته باشد، مي ماند، و اگر نداشته باشد، اين جريانها گذرا هستند و نمي مانند.اين شاعر پيشكسوت كه در آستانه  67سالگي است گفت كه از كليه  مجموعه هايي كه به چاپ رسانده، خشنود است؛ اما در عين حال با اشاره به انتشار اولين مجموعه شعرش با عنوان «طرح» در سال 41، يادآور شد، از «نثرهاي يوميه» - اولين مجموعه اي كه بعد از انقلاب به چاپ رساند - بيشتر راضي است.احمدرضا احمدي همچنين كتابهاي جديدي را براي كودكان در راه انتشار دارد.
«باز هم نوشتم صبح، صبح آمد»، كه مجموعه  قصه اي براي كودكان است، بزودي منتشر خواهد شد.
همچنين كتابهاي «پسرك، سبد حصيري، فرفره هاي رنگي»، «سفر در شب»، «شب دوازدهم، خواب دوازدهم» و «در باغ بزرگ باران مي باريد»،«بهار بود» از جمله كتابهاي احمدي هستند كه قرار است بزودي به چاپ برسند.

  


تركيه ترجمه   ايتاليايي «مثنوي» را به پاپ اهدا مي كند!

 

مقامات فرهنگي تركيه به زودي ترجمه  ايتاليايي  «مثنوي» مولانا - شاعر پارسي گوي ايراني - را به پاپ بنديكت شانزدهم هديه خواهند داد.
وزارت فرهنگ و گردشگري تركيه با همكاري وزارت خارجه اين كشور در نظر دارد به مناسبت گراميداشت سال 2007، كه از سوي يونسكو سال مولانا اعلام شده است، برنامه هاي فرهنگي بسياري را در مقر واتيكان در ايتاليا برگزار كند.
اين برنامه ها كه از سوي سفارت تركيه در واتيكان انجام مي شوند، از روز پنجم ژوئن و در قالب «گفتگوي بين مذهبها» انجام خواهند شد.عمر فاروق بلويراني - مسؤول برگزاري آئين سما در قونيه - با اعلام اين خبر به خبرگزاري آناتولي گفت: اين مراسمها همراه با رقص سماع با حضور پاپ بنديكت شانزدهم، كاردينالها و مقامات بلندپايه واتيكان و ايتاليا برگزار خواهند شد. اين آيينهاي مذهبي تاكنون در پاكستان،  هلند و بوسني و هرزگوين در قالب برنامه هاي سال مولانا برگزار شده بودند، اما در روز پنجم ژوئن، اين مراسم در واتيكان برگزار مي شود و قصد داريم ترجمه  ايتاليايي مثنوي مولوي را به پاپ اهدا كنيم.در همين حال، طاهر آكيورك - شهردار قونيه - گفت: مطمئناً پاپ با خواندن نسخه  ايتاليايي مثنوي تحت تأثير قرار خواهد گرفت.

  


نويسنده  آمريكايي كودكان و نوجوانان درگذشت

 

نويسنده  آمريكايي داستانهاي كودكان و نوجوانان، كه از داستانهاي ايران باستان در كتابهايش بهره  مي برد، روز گذشته در سن 83سالگي درگذشت.«ليويد الكساندر»، نويسنده  پركار آمريكايي كه شهرت خود را بيش تر براي كتاب «وقايع پريدن» به دست آورد، كتابها و مجموعه هاي داستان متعددي براي كودكان و نوجوانان نوشته است.اين نويسنده  83ساله كه به علت ابتلا به سرطان درگذشت، در طول دوران فعاليت ادبي اش، بيش از 40 كتاب نوشت، كه بيشتر آنها داستانهايي اقتباس شده از ايران باستان، اروپاي شرقي و يونان بودند، و همچنين از ولز، كه در دوران جنگ جهاني دوم در آن جا در نيروي نظامي بود.الكساندر پيش از مرگ، آخرين كتاب خود را با نام «رؤياي طلايي كارلو چوچيو»، كه مكان وقوع آن خاورميانه است، كامل كرد.

  


هفته  بزرگداشت رسول ملاقلي پور در كيش

 

هفته  بزرگداشت زنده ياد رسول ملاقلي پور در جزيره كيش آغاز شد.در اين برنامه كه از روز شنبه آغاز شده و تا سوم خرداد ماه ادامه دارد، هر شب ساعت  30/19 يك فيلم از رسول ملاقلي پور در محل تالار حافظ دانشگاه بين المللي كيش اكران مي شود.بنا بر اين گزارش، در اين برنامه فيلمهاي سينمايي «افق»، «پرواز در شب»، «سفر به چزابه»، «قارچ سمي» و« مزرعه پدري» به نمايش درمي آيد.در مراسم اختتاميه كه روز سوم خرداد ماه همزمان با سالگرد حماسه آزادسازي خرمشهر برگزار مي شود، جلسه نقد و بررسي آثار رسول ملاقلي پور برگزار مي شود.در اين مراسم مرتضي سرهنگي رئيس دفتر ادبيات هنر مقاومت، اكبر نبوي نويسنده فيلمساز و منتقد سينما، فرهاد قائميان بازيگر سينما و همچنين خانواده  ملاقلي پور حضور خواهند داشت.

  


پلنگ نقره اي جشنواره مكزيك براي «از دوردست»

 

فيلم سينمايي «از دوردست» به كارگرداني رامين محسني جايزه پلنگ نقره اي جشنواره فيلم آكاپولكو مكزيك 2007 را از آن خود كرد.
«از دوردست» نخستين فيلم بلند محسني است كه در سومين جشنواره آكاپولكو مكزيك در بخش اصلي و رقابتي با عنوان كارگردانان جديد سينماي جهان توانست جايزه پلنگ نقره اي را به خود اختصاص دهد. در اين بخش از جشنواره فيلمهايي از كشورهاي فرانسه، مكزيك، برزيل، كوبا، هلند، كلمبيا و ايران حضور داشتند. «از دوردست» كه در بخش مسابقه بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر نامزد جايزه بهترين فيلم اول بود، به سير و سلوك معنوي يك جوان ايراني مي پردازد كه در گيرودار رويدادهاي روزمره زندگي در تهران است. در اين فيلم كورش تهامي، جمشيد هاشم پور و بهناز جعفري به ايفاي نقش مي پردازند.

  


كمك 18 ميليون دلاري هوگو چاوز به ستاره هاليوودي

 

دولت ونزوئلا مبلغ 18 ميليون دلار براي حمايت از توليد فيلمي به كارگرداني «دني گلاور» يكي از دوستان سرشناس هاليوودي خود اختصاص داد.
دني گلاور كه يكي از دوستان و حاميان سرشناس هوگو چاوز است، قصد دارد با حمايت و كمك مالي كشورهاي ونزوئلا و آرژانتين فيلمي بر اساس زندگي و مبارزه هاي «توساينت لوورتور» رهبر جنبش انقلابي و يكي از پدران معنوي كشور هائيتي بسازد.براساس سند كنگره ونزوئلا كه روز چهارشنبه گذشته منتشر شد، نمايندگان مجلس اين كشور كمك 8/17 ميليون دلاري به فيلم گلاور را تصويب كرده اند.كنگره ونزوئلا همچنين در اقدامي ديگر حدود دو ميليون دلار بودجه اوليه به فيلمي اختصاص داد كه قرار است «آلبرتو آرولو» فيلمساز ونزوئلايي براساس رمان «ژنرال در هزارتوي خويش» نوشته گابريل گارسيا ماركز كلمبيايي بسازد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com