تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ويژه ولادت حضرت زينب(س)
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-05-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 1خرداد ماه 1386


روايتي ديگر از ديدار دانشجويان مشهدي با رهبر ؛ خنده و گريه ، فرياد و سكوت

 

ديدار هفته پيش جوانان مشهدي با رهبرشان كم اتفاقي نبود. سه شنبه هفته پيش، توي مشهد خيلي خبرها بود؛ طوري كه از



فردايش از شهرهاي مختلف تلفن پشت تلفن به خبرنگارها و بروبچه هاي قلم به دست مشهدي مي شد كه درباره اين ديدار گزارش بنويسند.
بعد از يك هفته متن زير را يكي از اهالي ورود آزاد نوشته. خواندن آن براي آنهايي كه در مراسم بودند تجديد خاطره و براي آنهايي كه حضور نداشتند حال و هواي ديدار با رهبر معظم انقلاب را به ارمغان مي آورد.
***
وقتي با چند sms متوالي فهميدم كه حضور رهبر انقلاب را در جمع مسؤولان استان خواهيم داشت، باورم نشد تا اين كه رفتم دانشگاه و با پرس و جوهاي متعدد مظمئن شدم. بله رهبر عزيز خواهند آمد ولي يك سؤال همچنان در سرم پرسه مي زد و بدجوري داشت افكارم را متوجه خود مي كرد كه آيا ايشان را خواهم ديد يا اين كه بايد به شنيدن همين خبر اكتفا كنم. در همين حال و هوا بودم كه با ديدن كارت ملاقات شور و حال ديگري يافتم.
خلاصه آن روز فرا رسيد، روز موعود، سه شنبه  25/2/86  ساعت 9، دانشگاه فردوسي مشهد. البته ما هم مثل خيلي هاي ديگر از ساعتها قبل از شروع مراسم در محل ديدار حاضر شديم. تزئينات ديوارهاي محل ديدار با پرچمهاي جمهوري اسلامي فضاي زيبايي را به وجود آورده بود. پسران در سمت راست ورزشگاه و دختران سمت چپ آن را پر كرده بودند.
مداحي حاج احمد واعظي با آن صداي پرسوز و گدازش غربت كوچه هاي مدينه را در خاطرمان زنده كرد. همه چيز مهيا بود، همه آماده بودند تا رهبر آزاده شان را ملاقات كنند... سالن مملو از جمعيت شده بود... جايگاه خبرنگاران ديگر جاي خالي نداشت... پرده آبي رنگ سالن كنار رفت... و ايشان آمدند... با همان آراستگي و سادگي هميشگي شان... ضربان قلبهاي جوانان اين شهر در لابه لاي شعارهايشان گم شده بود... هر كس به شيوه خود ابراز احساسات مي كرد. خنده- گريه، فرياد- سكوت...، تضادهايي بود كه در آن لحظات به وقوع مي پيوست و چه زيبا بود و نيز احساساتي كه حتي تصويربرداران پرتجربه و دوربين هاي حرفه اي شان هم از بازگو كردن آنها عاجز ماندند.
بعد از درد دلهاي چند تا از جوانان خراساني، رهبر انقلاب در صحبتهاي خود از شيرين بودن حضورشان در ميان دانشجويان اين شهر كه خاطرات دهه 50 را تداعي مي كند اشاره كردند و همچنين با قرائت يك بيت شعر صحبتهاي بازگو شده توسط نمايندگان دانشجويان را پاسخ دادند:
دلم از هيچ مي لرزد دل يار است پنداري
به مويي بسته صبرم نغمه تار است پنداري
رهبر انقلاب براي نخستين بار آن هم در مشهد بحث لزوم بازشناسي الگوي توسعه را عنوان كردند. جمعيت محو صحبتهاي رهبر بودند كه با صداي اذان، ايشان فرمودند مجبورند به دليل وقت نماز حرفهاي خود را ناتمام رها كرده و جمع بندي نمايند.
در انتها رهبر انقلاب با توصيه هايي به جوانان مشهدي صحبتهاي خود را پايان دادند. آخرين صحبت ايشان با دانشجويان دانشگاههاي مشهد در خصوص فعاليتهاي ورزشي بود و اين كه چرا جوانان خوابيدن را بر كوهپيمايي كه نيازي به پرداخت وجهي هم ندارد ترجيح مي دهند!؟
مجلس تمام گشت و ديگر تمام كساني كه با هزار و يك آرزو آمده بودند به هدفشان كه ديدار يار بود رسيده بودند. ديداري كه يقينا تا آخر عمر حلاوت آن را از ياد نخواهند برد.
حجت حسني سعادت

  


كشاكش روزانه با موبايل!

 

1- موبايلتان را براي سحر تنظيم كرده ايد كه زنگ بزند. صبح كه زنگ مي زند كورمال كورمال دستتان را دراز مي كنيد و صدايش را قطع مي كنيد. ولي موبايلهاي امروزي كه مثل ساعت كوكيهاي قديم نيستند و ده دقيقه ديگر زنگ مي زند. آنقدر ده دقيقه، ده دقيقه زنگ مي زند كه شما بلند مي شويد و موبايل را خاموش مي كنيد. نزديكهاي ساعت 9 صبح از خواب مي پريد و با عجله دست و رو مي شوريد و مثل فشفشه سر و صدا مي كنيد كه چرا كسي بيدارتان نكرده !لباستان را مي پوشيد و از خانه به حالت دو مي زنيد بيرون. اين جا هم صبحانه را نمي خوريد !مي رويد سر ايستگاه اتوبوس مي بينيد جمعيت منتظرند و از اتوبوس هم خبري نيست، دست بلند مي كنيد تاكسي مي گيريد و خدا خدا مي كنيد كه كرايه اش از پول توي كيفتان بيشتر نشود. با يك ساعت تأخير مي رسيد. اين جا هم پولتان را هدر داديد و هم وقتتان را.
مي رويد سر كارتان مي بينيد يكي از كارهاي ديروز نيمه تمام مانده و امروز هم كلي كار، تا به خودتان مي جنبيد ظهر شده و شما هنوز هيچ كاري را تمام نكرده ايد، با كلافگي بقيه اش را مي گذاريد براي فردا. اين جا كارتان را امروز و فردا مي كنيد و اعصابتان خراب مي شود... باز هم بگويم؟
2- از امروز خرداد شروع مي شود. چه براي كنكوريها و چه براي دانشگاهيها و دبيرستانيها شمارش معكوس آغاز مي شود. با اين قبيل دعاها كه كاش خرداد نبود و كاش خرداد مرداد بود هم چيزي عوض نمي شود. فصل امتحانات واقعاً دوباره رسيده و سايه اش روي جوانهاي ايراني سنگيني مي كند.
3- از ايميلهايي كه براي ورود آزاد مي فرستيد ممنون. آنهايي را كه بتوانيم در ستون دست نوشته چاپ مي كنيم. راستي كمي هم توي نامه هايتان از خودتان بنويسيد. اگر مشكلي داشتيد و دوست داشتيد كه با كسي در ميان بگذاريد و اگر ورود آزاد را محرم خود مي دانيد، براي ما بفرستيد. آقاي مشاور عزيز سعي مي كند شما را درك كند و راه حلي بهتان پيشنهاد بدهد.
همچنان ايميلهايتان را به نشاني com.voroudazad@yahooو نامه هايتان را به نشاني روزنامه با قيد صفحه ورود آزاد بفرستيد.
* الهه نيك نژاد

  


هنوز كه فراغت نيافتيم يك كاري بكنيد!

 

بازم به تابستون نزديك مي شيم و زمزمه اوقات فراغت از همين حالا داره شروع مي شه.
يكي مي خواد بچه اش رو به كلاس تقويتي بفرسته تا سال بعد آماده تر باشه. اون يكي تو فكر يه كلاس كنكوره كه با زدن تستهاي بيشتر و شركت توي امتحانهاي آزمايشي كنكور، قبولي خودشو تضمين كنه.
يكي ديگه معتقده كه بچه ها از همين الان بايد يه هنري ياد بگيرن. نظر ديگري اينه كه رايانه و اينترنت و زبان، سه اصل اصلي زندگي آينده است! و از همين الان دنبال يه آموزشگاه خوب رايانه و زبانه كه اين سه اصل رو يادش نره. يكي ديگه مي گه پيامبر(ص) توصيه كردند كه به بچه هامون تيراندازي، اسب سواري و شنا ياد بديم، براي همين دنبال يه محيط ورزشي خوبه كه اين سه هنر ورزشي رو به فرزندش ياد بده. ديگري عاشق فوتبال،  واليبال، بسكتبال و... است.
اما مهم اينه كه آيا واقعاً محيط كافي و امن براي آموزش بچه ها و رضايت والدين وجود داره؟ توي شهر انواع و اقسام آموزشگاههاي رايانه و زبان و تقويتي و كنكور و... هست، آموزشگاههاي هنري جور واجور، سالنهاي ورزشي در رشته هاي مختلف، استخرهاي شنا و بازم اما....
آيا تموم اين آموزشگاهها و يا سالنها و استخرها، كافي و بي مشكل هستند؟ آيا هزينه اي كه براي اين كلاسها از پدر و مادرها گرفته مي شه، عادلانه و طبق تعرفه هاست؟ آيا هيچ كس از خودش مي پرسه كه توي منطقه محروم شهر، والدين براي پر كردن اوقات فراغت بچه هاشون چه كار بايد بكنن، وقتي شهريه ها از نظر اونا سرسام آوره؟!
آيا مخارج گرون زندگي اجازه مي ده كه اين دسته از والدين سه اصل زندگي يا سه هنر ورزشي رو به دستور پيامبر(ص) به بچه هاشون ياد بدن؟ يا اينكه مجبورن اوقات فراغت فرزندشون رو جوري پر كنن كه يه درآمدي هم براي خودشون داشته باشه، به جاي اينكه يه خرج روي خرجهاي ديگه زندگيشون بذاره؟
كاش هنوز كه رقابت مؤسسات براي پر كردن اوقات فراغت فرزندان و خالي كردن جيب والدين روي كورس نيفتاده يه كسي پيدا بشه و از همين حالا براي اوقات فراغت اين قشر از جامعه برنامه ريزي بكنه!
تكتم بيدل

  


طاهره قيومي، گوينده خبر ميهمان اين هفته راپورت ويژه:
اخبار جوانه ها برايم خيلي شيرين است

 

فضاي اين يكي مصاحبه با بقيه كمي فرق مي كند (قابل توجه آنهايي كه اعلام كرده بودند خانم ها هم مي توانند حرفي براي گفتن داشته باشند)
انتخاب طاهره قيومي از دو جهت قابل توجه بود: جوان بودن و حرفه اي بودن درگويندگي و خبرنگاري.
قيومي فارغ التحصيل كارگرداني و دانشجوي الهيات است. به گفته خودش از سال 76 خيلي اتفاقي وارد صدا و سيما شده است و در سال 78 جذب معاونت سياسي اين سازمان. خبرنگاري، دبيري خبر، گوينده كابين، گوينده اخبار و ... برخي از عناوين اين خبرنگار 25 ساله است. برنامه هاي او را مي توانيد از اخبار خانوادگي شبكه اول، خبر نيمروزي سراسري، اخبار 30:18  شبكه تهران و اخبار شبكه قرآن پي گيري كنيد.
* حيطه خبر به خاطر هيجانهايي كه دارد يك جوري مي تواند تمام زندگي باشد.
** تمام زندگي كه نه، اما مي تواند بخش مهمي از زندگي را شامل شود.
*حتما كار خبر جذابيتهايي داشته كه تو را به اين سمت كشانده است؟
** تازه بودن، به روز بودن و تكراري نبودن خبر براي من خيلي جذاب بود براي همين است كه من از خبر فاصله نگرفتم.
*اين كار زندگي ات را تحت تأثير قرار نداده؟
** مطلقاً، من با وجود كار، زندگي مشترك و بچه، نه تنها خسته نشده ام بلكه هر كدام انگيزه اي برايم شده اند. وجود بچه ام روحيه اي مضاعف براي كارم شد، ازدواجم باعث شد نگاهم به مسائل خانوادگي، اقتصادي و ... وسيع تر شود و ... هر چند اين حجم كار باعث شد از خيلي چيزهاي خيلي ضروري فاكتور بگيرم .
*به نظرت خبر نوشتن سخت تراست يا خبر خواندن؟
** هر كدام سختيها و استرسهاي خاص خودش را دارد. خبر نوشتن نيازمند سرعت، دقت و درست گفتن است به نوعي كه مردم بتوانند پيام را خوب دريافت كرده و تحليل كنند و گويندگي خبر هم آنتن زنده است و مشكلات مربوط به آن. اما به هر حال كار خبرنگاري رسالت خيلي خيلي سخت و البته شيريني است.
*مخاطبين خبر بيشتر چه گروههايي هستند؟
خبر را بنا به دلايلي همه دنبال مي كنند. به عبارت بهتر خبر از هر قشري مخاطب دارد. خيليها هم گرچه ممكن است خودشان روزنامه را مطالعه نكرده و يا راديو و تلويزيون را دنبال نكنند اما پيگير مسائل خبري هستند.
به عنوان مثال براي يك كنكوري هميشه زمان آزمون و زمان توزيع كارت اهميت دارد؛ همچنان كه براي يك سياستمدار مسائل سياسي روز مهم است و براي يك نويسنده فعاليت هاي فرهنگي و كتاب ...
* با اين توصيف چه خبرهايي براي يك جوان مي تواند جذابيت داشته باشد؟
** البته اين، يك كار كارشناسانه است و نيازمند نظر سنجي، اما چون خودم جوان هستم، خبرهاي مربوط به مسائل فرهنگي، علمي و اجتماعي بيشتر راضي ام مي كند.
* براي جذابيت بيشتر كارت چه كرده اي ؟
** به اين دليل كه آدم راحتي هستم، سعي مي كنم راحت ارتباط برقرار كنم و اين را در كار خبرنويسي و خبرنگاري لحاظ كرده ام. يعني هميشه به دنبال فرم خبر بوده ام؛ فكر مي كنم زمان حاضر، زماني متفاوت از گذشته است، اين كه يك گوينده بنشيند و خيلي محكم خبر بخواند وقتش گذشته، بايد گامهاي موثرتر و قويتري برداريم.
* اجراي خبر نيازمند تشريفات خاصي است؟
** معمولاً 1 تا 5/1 ساعت قبل شروع خبر لازم است در تحريريه حضور داشته و براي اجرا آماده شويم؛ حالا به لحاظ پوشش و گريم گرفته يا ...
* نمي دانستم كار اجرا هم نياز به گريم دارد؟
** گريم در خبر، گريم سينما و تئاتر نيست، اصلا چهره پردازي نيست، اين نوع گريم يعني متعادل سازي.
* در كار شما هم فيلترهاي خبري وجود دارد.
** خوب به هر حال سلسله مراتب دبير خبر، خبرنگار و گويندگي بايد پشت سرگذاشته شود.
* تا چه حد مي توان وارد خط قرمزها شد؟
** اين بستگي به آن بخش خبر و خاصيتش دارد. البته دروازه باني خبر هميشه وجود دارد و اين دروازه باني به معناي انتخاب خبر براي مخاطب آن بخش خبر است.
* روزي چه تعداد خبر مي خوانيد؟
** معمولا روزي 1000 خبر را searchمي كنم.
* سوژه هاي خبري را چه طور شكار مي كنيد؟
** يك بخش آن از طريق مراكز سازمانها و ارگانها ارسال مي شود، سوژه بعضي از خبرها را از روي تلكس خبرگزاريها انتخاب مي كنيم و گاهي خود خبر اتفاق مي افتد.
* با اين حساب كدام فصل سال خبر سازتر است؟
** خبر، ارتباطي به فصلها ندارد؛ همه فصلها به نوعي پرخبرند.
* خود تو كدام بخشهاي خبري را ترجيح مي دهي؟
** در بخشهايي كه تا به حال كار كردم اخبار جوانه ها برايم خيلي شيرين بوده است.
* از اولين خبري كه خواندي يادت هست؟
** فكر مي كنم خبرهاي ورزشي اخبار جوانه ها در سال 79 بود.
* و تلخ ترين و شيرين ترين خبرها ...
** تلخ ترين آن، خبر مربوط به حادثه سقوط هواپيماي130-C ارتش بود كه خيلي از همكارانم در آن شهيد شده بودند.
* شيرين ترين آن؟
** چون گوينده خبر حفاظ جوان قرآن سيما هستم، خبرهاي مربوط به پيشرفت كه در زمينه هاي قرائت، تفسيرو... مي باشد برايم خيلي شيرين است.
* فكر مي كني درگذشته كه رسانه ها به قوت امروزي نبودند، خبر رساني به چه شكلي بوده است؟
** خوب به وسعت حالا نبوده اما به هر حال خبرها نقل مي شدند.
* از اين كه يك روز سوژه هاي خبري تمام شود نمي ترسي؟
** ابدا؛ سوژه هاي خبري تمام شدني نيستند.
* راستي حرف زدن با يك تكه شيشه بي جان مثل لنز دوربين برايت خسته كننده نيست؟
** من هيچ وقت فكر نكرده و نمي كنم مقابل لنز دوربين هستم، هميشه فكر كردم مقابل مردم هستم و با اين تصور راحت مي توانم ارتباط برقرار كنم.
* اگر اين كاره نمي شدي...
** حتما معلم مي شدم
* در پايان مي تواني يادي از افرادي داشته باشي كه به معناي واقعي حمايتت كردند؟
** اول از همه خدا كه در همه ناملايمات، تأكيد مي كنم در همه ناملايمات همراهم بود كمكم كرد و بعد از خدا پدر و مادرم كه بزرگوارانه تكيه گاه و راهنمايم بودند .
* معصومه نافرمان

  


داروسازها هم آرزو به دل نمي مانند

 

يادتان هست هفته پيش درباره اختراع كردن و مخترع شدن توي همين صفحه گزارش داشتيم؟ يادتان هست گفتيم چه جوري مي توانيد



اختراعتان را به ثبت برسانيد و غيره؟ اين طور كه معلوم است گزارش ما خيلي صدا كرده ( به اين مي گويند تعريف از خود) چون هنوز چند روز گذشته يا نگذشته بود كه خبردار شديم اداره ثبت مالكيت صنعتي از قانون جديدي در ثبت اختراعات خبر داده است. در قانون جديد مدت حمايت از اختراع از 20 سال به 18 سال كاهش مي يابد و غير از آن، اختراعات دارويي هم قابل ثبت مي باشند. آخر خدايي به اين بندگان مكتشف ظلم مي شد. اين همه مي آمدند مخشان را خالي مي كردند و يك داروي تازه اي كشف مي كردند و دست آخر فقط يك سر بي مو برايشان مي ماند! چون بهشان گفته مي شد اين دارويي كه شما ساختي اختراع نيست. گمان كردي ما پپوييم كه بروي توي آزمايشگاه و چهار تا فرمول سر هم كني و بيايي اينجا تحويل ما بدهي و بگويي اينها اختراع است. ما رو هالو گير آوردي، گمان كردي ما سرمان درنمي آيد و به خاطر چهارتا فرمول اجق وجق مي آييم بيست سال از تو حمايت مي كنيم و ورقه اختراع مي دهيم دستت؟ !و خلاصه اينها را درك نمي كردند كه بابا اختراع كه فقط پيچ و مهره سر هم كردن نيست كه !البته نه اينكه واقعا درك نكنند طفلكي ها، قانونش اين جوري بود. باز خوب است حداقل قانون تغيير مي كند و اين داروسازهاي طفلك هم آرزو به دل نمي مانند كه يك دفعه هم از آن كاغذهاي اختراع به آنان بدهند.

  


آثار باستاني ماست مالي!

 

ما نمي دانيم اين چه ويروسي است كه امسال افتاده به جان آثار باستاني ما. هر كي از هر جا دلش پراست مي آيد سر آثار باستاني خالي مي كند.




بعضي ها هر روز مي زنند يكجا را خراب مي كنند. نمي گويند اين همه آثار باستاني كه تخريب مي شود، دوز هويتمشان پايين مي رود، آنوقت خر بيار باقالي بار كن !اون قضيه سد سيوند كه به سلامتي ماست مالي شد رفت، حالا نوبت حمام وكيل است. حمام تاريخي شيراز از سال 80 هر سال واگذار شده به پيمانكارهاي مختلف. سال 85 مدت قرارداد آخرين پيمانكار تمام مي شود، ولي پيمانكار كه حمامه زير دهنش حسابي مزه كرده، بلند نمي شود. قضيه به آژان و آژان كشي مي افتد و قرار دادگاه مي گذارند براي 18 ارديبهشت. تو اين فاصله كه اتفاقا توي تعطيلات عيد بوده و شيراز هم پر مسافر، پيمانكار زحمت مي كشد بار خودش را مي بندد و قبل از تاريخ دادگاه هم حمام را تخليه مي كند. البته نامردي هم نمي كند و مي زند چند جا را قبل رفتن داغون مي كند. حالا علي مانده و حوضش و اين طور كه بوش مي آيد اين قضيه هم ماست مالي مي شود!

  


شيخ الاسلامي چهره هفته جوانان ايران

 

اين ستون كه، چهره هاي شاخص را در هر هفته معرفي مي كند، از اين هفته به جمع ورود آزاديها مي پيوندد. شما هم اگر پيشنهاد چهره خاصي داشتيد، مي توانيد زودتر به ما خبر بدهيد تا روي آن كار كنيم. ارتباط با ورود آزاد از طريق پست معمولي و پست الكترونيكي است. (به ستون حرف اول مراجعه كنيد.)




***
گروه مشاوران جوان رئيس جمهور هفته هاي پر دغدغه اي را پشت سر گذاشت. مهرداد بذر پاش كه نام او را خيلي از دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف به خاطر دارند، پست رياست گروه مشاوران جوان رئيس جمهوري را تحويل داد. بذرپاش متولد 1358 شمسي و فرزند شهيد است. او در سال 77 به عنوان دانشجوي مهندسي صنايع وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و از سال دوم به تشكل بسيج دانشجويي پيوست و چندي بعد سرپرست بسيج دانشجويي اين دانشگاه شد. سابقه آشنايي او با رئيس جمهور به سال 81 باز مي گردد. زماني كه با پيروزي اصولگرايان در انتخابات شوراي شهر و انتخاب محمود احمدي نژاد به عنوان شهردار تهران، بذرپاش به عنوان مشاور شهردار به خدمت گرفته شد.
اين سمت بعدها و در زمان تصدي پست رياست جمهوري از جانب احمدي نژاد باز هم تكرار شد، اما اين بار او رياست گروه مشاوران جوان احمدي نژاد را بر عهده داشت. شش ماه بعد از آن بود كه نام بذرپاش جزو يكي از اعضاي هيأت مديره شركت سايپا بود. با فرا رسيدن انتخابات شوراهاي شهر و و روستا بذرپاش از سمت خود استعفا داد تا رياست ستاد رايحه خوش خدمت را بر عهده بگيرد.
اما چهره هفته ورود آزاد، رئيس سابق بسيج دانشجويي دانشگاه شريف نيست، كسي است كه چند هفته گذشته از سوي احمدي نژاد به عنوان رئيس جديد گروه مشاوران جوان رئيس جمهور منصوب شد. عبدالرضا شيخ الاسلامي كه پيش از اين، رياست دفتر رئيس جمهور را بر عهده داشت و برنامه هاي كاري احمدي نژاد را تنظيم مي كرد و بنابراين رابطه نزديكي با احمدي نژاد و وزيران او داشت با حفظ سمت پست رياست گروه مشاوران جوان رئيس جمهور را تحويل گرفت تا مهردادبذرپاش، جوان پرتلاش دولت نهم به پارس خودرو برود و از آن به بعد صبحها اول وقت او به جاي سيد حسين اميري به دفتر مدير عامل اين شركت برود. بذرپاش در مراسم توديع خود كه با حضور رئيس جمهور برگزارشد، گزارشي از فعاليتها و سياستهاي گروه مشاوران جوان در استفاده از نيروهاي جوان ارائه داد و گفت كه بيشتر اهداف پنج گانه شكل گيري گروه مشاوران جوان تحقق يافته و اين مجموعه به بلوغ رسيده است.
اين در حالي بود كه شيخ الاسلامي همان اول كاري اعلام كرد كه به زودي تغييرات وسيعي در ساختار و عملكرد مشاوران جوان رياست جمهوري انجام خواهد شد. او گفت فعلا در حال آشنايي با اين مجموعه است و به زودي برنامه هاي خود را براي مشاوران جوان رياست جمهوري اعلام و اجرا خواهد كرد.
جوانان ايران منتظرند تا ببينند چهره هفته شان چه خواهد كرد.
* زهرا عليزاده

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com