تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ويژه ولادت حضرت زينب(س)
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-05-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 1خرداد ماه 1386


گفتگوي اختصاصي قدس با مهندس سيدعزت ا... ضرغامي، رئيس سازمان صدا و سيما؛
رسانه اي كه براي مخاطب برنامه ريزي نكند، رسانه نيست

 

* مليحه پژمان

نوشتن مقدمه اي براي بعضي از گفت و گوها چندان ساده نيست. بعضي از آدمها در عين اين كه هميشه در دسترس هستند، اما به



سختي مي شود با آنها وارد گفت و گو شد. شايد سيدعزت ا... ضرغامي به دليل مشغله هايش يكي از اين آدمها باشد. اما در حاشيه سفر رئيس سازمان صدا و سيما به مشهد، بالاخره مجالي براي گفت و گو با ايشان فراهم شد، هر چند كه برخي از سؤالاتم، همچنان نپرسيده باقي ماندند.
با اين وجود ضرغامي با اشتياق به سؤالات پاسخ گفت.
***
* جناب ضرغامي، به عنوان مدير ارشد رسانه ملي، جايگاه جمهوري اسلامي ايران را در فضاي رسانه اي جهان چگونه ارزيابي مي كنيد و نظر شما در مورد «ناتوي فرهنگي» چيست؟
** «ناتوي فرهنگي» يك همبستگي جهاني است عليه كشورهايي كه تلاش هاي بسياري براي مبارزه با فرهنگ اسلامي دارند، به خصوص عليه جمهوري اسلامي كه در عرصه فرهنگ اسلامي پيشگام است و باعث وحدت و انسجام بين بسياري از كشورهاي آزاديخواه جهان شده. از آنجا كه جمهوري اسلامي ايران جايگاه ويژه اي در جهان رسانه اي دارد، مورد هجوم بسياري از تهديدات تخريبي است. جنگ رواني و جنگ رسانه اي، كه خوشبختانه با برنامه ريزي خوبي كه امروز در صدا و سيما شاهد آن هستيم و با تحليل برنامه هاي رواني دشمن و شناخت آنها، برنامه هاي خوبي، هم در زمينه پدافند تبليغاتي و هم در آفند و حركت هاي ايجابي و اثباتي در به دست گرفتن فضاي تبليغات جهاني صورت گرفته كه در همين نشست اخير رسانه هاي جهان اسلام و عرب ما كاملاً شاهد اين فضا بوديم كه جمهوري اسلامي چه نقش تعيين كننده اي در ساختن فضاي رسانه اي جهان دارد. اين موضوع جاي خوشحالي بسياري براي ما دارد.
* و شما با توجه به شرايط كنوني و ضرورت وحدت رسانه اي در ايران، فضاي رسانه هاي نوشتاري، شنيداري و ديداري را چطور ارزيابي مي كنيد؟
** به عقيده من در فضاي رسانه اي كشور براي ايجاد وحدت و همبستگي هنوز جاي كار زيادي وجود دارد.
* بعضي عقيده دارند كه صدا و سيما در بحث چشم انداز 20 ساله كشور خيلي فعال وارد نشده و تبليغاتي هم در اين زمينه نداشته و حال آن كه هفته گذشته در سفر آقاي مظفر رئيس شوراي سياست گذاري صدا و سيما به اين مسأله اشاره شد. چه برنامه هايي را در اين زمينه دنبال مي كنيد؟
** در مورد تحقق چشم انداز 20 ساله كشور برنامه ريزي خوبي در سازمان صورت گرفته، جلساتي با دبيرخانه مربوطه در مجمع تشخيص مصلحت نظام گذاشته شده، حتي بعضي از اين جلسات جنبه خبري پيدا كرده و از شبكه هاي سيما پخش شده است.بعد از آن كميته هاي مختلفي ابعاد متنوع چشم انداز را بررسي كرده اند و تقريباً مسأله چشم انداز مثل آب روان در برنامه هاي صدا و سيما جريان دارد.
هر موضوعي كه در نشست ها و گفت و گوهاي رسانه مورد تبادل نظر قرار مي گيرد، هميشه مجريان و گوينده هاي سازمان از زاويه چشم انداز به آن مي پردازند و اين مسأله را تمام كساني كه اين گفت و گوها را با جديت پيگيري مي كنند، تأييد مي كنند.
برنامه توسعه 5 ساله و سياست هاي كلي نظام و امروز هم اضافه شدن اصل 44، محورهاي كلان و اساسي است كه هميشه در گفت و گوهاي زيربنايي در مورد موضوعات مختلف مورد توجه قرار مي گيرد. ولي به عقيده من چشم انداز 20 ساله آنقدر مهم است كه ما بايد با تكرار دايمي آن و برنامه سازي هاي پرحجم و متنوع به عنوان اولويت اول كشور به آن بپردازيم.
* حضرت امام(ره) از صدا و سيما به عنوان يك دانشگاه ياد كردند. شما به عنوان رئيس سازمان صدا و سيما تا چه حد، اين مسأله را كاربردي كرده ايد؟
** فرمايش تاريخي امام(ره) مشعل فروزاني براي همه مديران سازمان است. در تنظيم افق رسانه ملي از جمله اركان اصلي كه براساس آن برنامه ريزي شده توجه به صدا و سيما به عنوان يك دانشگاه عمومي است. منظور از دانشگاه عمومي اين است كه همه مردم در هر سطح فكري، با هر سليقه و گرايشي بتوانند از اين رسانه بهره برداري كنند. لذا با توجه به تنوع سواد، بينش و علاقه هاي مردم، صدا و سيما بايد برنامه ريزيهاي متنوعي داشته باشد. ممكن است بعضي از برنامه ها براي يك قشر خاص از جنبه هاي آموزشي حرف زيادي براي ديدن و شنيدن نداشته باشند اما همان برنامه ها براي گروهي از مردم تأثيرگذار و خوشايند باشند. لذا سعي ما بر اين است كه رسانه ملي براساس فرموده حضرت امام(ره) دانشگاه عمومي باشد تا همه مردم از آن استفاده كنند.
* ... و مسأله مخاطب محوري را در سازمان صدا و سيما چطور دنبال مي كنيد؟
** رسانه اي كه براي مخاطب برنامه ريزي نكند، رسانه نيست. مفهوم رسانه با مخاطب عينيت و يگانگي پيدا مي كند و لذا در تمامي برنامه ريزي ها و سياست هاي كلان توليد، توجه به جذب مخاطبان و بالا بردن سطح انتظار مخاطب اهميت ويژه اي دارد. البته ما تلاش مي كنيم كه هيچ وقت پيام و محتواي آموزشي را فداي جذب مخاطب نكنيم و هميشه اين مسأله مورد تأكيد و توجه برنامه ريزان سازمان بوده است، اما بايد دقت كنيم كه اين دو مسأله (مخاطب و رسانه) هميشه پا به پاي هم پيش مي روند. ممكن است برنامه اي خوب و پرمحتوا باشد اما از شاخصه هاي جذابيت و مخاطب محوري بي بهره باشد و كسي به آن برنامه توجه نكند. از نظر من برنامه اي كه ديده و شنيده نشود يك حباب توخالي است، يعني چيزي توليد نشده است. امروز هم كه در دنيا ارتباطات حرف اول را مي زند. يعني اين كه هر كس ارتباط دارد احساس مي كند كه موجوديت دارد. بنابراين مسأله مخاطب محوري هميشه يكي از اركان اصلي در برنامه ريزي صدا و سيما بوده و خواهد بود.
* آقاي مهندس، در برنامه چهارم توسعه، هيچ بخشي براي توسعه شبكه سيماي قرآن در نظر گرفته نشده، چه برنامه اي در اين زمينه داريد؟
** علي رغم اين كه اعتبار خاصي براي توسعه شبكه قرآني سيما اختصاص داده نشده، امسال در برنامه ريزي توليد سال 86 اعتبارات شبكه قرآن سيما به مبلغ 10 ميليارد ريال افزايش پيدا كرده و براي اولين بار، حوزه هاي نمايشي در اين شبكه مورد توجه قرار گرفته است. به دليل مخاطب محوري اين شبكه و جذابيت موجود، مسأله توليد موضوعات قرآني در قالب هاي نمايشي مورد توجه شبكه قرآن سيما است و اميدواريم كه همپاي گسترش فرستنده هاي ويژه شبكه قرآن سيما، توليد برنامه هاي قرآني هم با توجه خاص صدا و سيما ارتقاء پيدا كند و به جرأت مي توانيم ادعا كنيم كه در ميان شبكه هاي قرآن در سطح جهان، بهترين و متنوع ترين شبكه قرآني متعلق به كشور ماست.
* به نظر مي آيد برخي از برنامه هاي ويژه سيما مثل گفت و گوي ويژه خبري شبكه دوم كه در گذشته با استقبال بيشتري مواجه بود، با افت مخاطب روبرو شده. نظر شما در اين مورد چيست؟
** برنامه هاي مختلف سياسي و گفت و گو، فراز و نشيب هاي مختلفي دارند و بايد روش هاي جديدي را تجربه كنند. امروز برنامه اي با عنوان «شب شيشه اي» از پرمخاطب ترين برنامه هاي سيما است كه از شبكه تهران پخش مي شود و سبك خاصي براي گفت و گو دارد. به عقيده من بايد در ميزگردهاي سياسي، با توجه به وضعيت هاي متنوعي كه در كشور ايجاد مي شود، طراحي هاي جديد شكل بگيرد تا مخاطبان با نوآوري و فضاهاي جديد روبرو شوند. گفت و گوي ويژه خبري، در شبكه 2 هميشه مخاطبان خاص خودش را داشته و فكر مي كنم ارايه برنامه هاي نو در اين بخش خبري هم مي تواند تأثير خوبي براي مخاطب داشته باشد.
* فكر نمي كنيد افت مخاطب اين برنامه به دليل اين باشد كه از جنبه هاي انتقادي آن نسبت به گذشته كاسته شده؟
** ممكن است بسته به شرايط مختلف، برخي از موضوعات بيشتر حالت مبنايي و نظري پيدا كنند و در بعضي از مقاطع خاص مثل انتخابات يا مقاطع سياسي حساس كشور، جنبه هاي تقابل و چالش هاي ظاهري در اين برنامه نمودار شود كه من آن را به فراز و نشيب هاي سياسي كشور ارتباط مي دهم و در مقاطعي كه آرامش بيشتري از اين لحاظ حس مي شود، بحث هاي مبنايي مورد توجه قرار مي گيرند. اگر اين برنامه هميشه از يك روال خاص تبعيت كند جاذبه اش را از دست مي دهد، پس بايد فراز و نشيب هاي كشور در كل برنامه هاي سياسي وجود داشته باشد. اما من مثل همه برنامه هاي ديگر هيچ وقت از وضع موجود راضي نيستم و مرتب با نظرسنجي ها و تحليل هاي كارشناسان، اگر نقطه ضعفي در مورد يك برنامه احساس شود، حتماً روش هاي اصلاحي را مورد توجه قرار مي دهم.
* و به عنوان آخرين سؤال، با توجه به برگزاري هشتمين جشنواره بين المللي راديو، روند حركت اين رسانه را در شصت و هفتمين سال تأسيس، چطور ارزيابي مي كنيد؟
** خوشبختانه راديو در سالهاي اخير پيشرفت خوبي داشته است. يكي از چالش هاي مهم رسانه صدا در سطح جهان، مسأله مخاطب است. با ورود رسانه هاي تصويري و حتي رسانه هاي مجازي در فضاي وب و اينترنت به نظر مي رسيد كه راديو با اين سبك سنتي موجود، آرام آرام از عرصه رقابت در حوزه رسانه ها خارج شود. اما در چند سال اخير با روش هاي جديد و نگاههاي متفاوت به برنامه هاي راديويي، تلاش موفق و چشمگيري در بالا بردن آمار مخاطبان داشته ايم. البته در سياست هاي كلان و افق رسانه كه چشم انداز آتي صدا و سيما است، سعي شده كه به نحو مطلوبي به راديو توجه شود و استفاده از فضاهاي خاص مورد علاقه مردم به خصوص طنز و تغيير بعضي از جريانات گويشي و ورود به سبك هاي جديد اجراي برنامه باعث شده كه جذابيت هاي خوبي به راديو وارد شود و حتي برخي برنامه هاي راديويي با برخي از برنامه هاي قابل قبول سيما در ميزان مخاطب برابري دارند. نظرسنجي ها حاكي از اين است كه راديو توانسته است با اين سياست، مخاطبان خودش را افزايش بدهد. اميدواريم اين سبك ها در ادامه هم موفق باشند و در اين قالب بتوانيم پيامها و اهداف نهايي را عرضه كنيم، چرا كه با توجه به شعار «راديو، رسانه زندگي» در برخي مقاطع، كارآيي و كارآمدي راديو به مراتب بيشتر از تلويزيون است.
* در مورد تعدد شبكه هاي راديويي چه نظري داريد؟
** ما فعلاً برنامه اي براي افزايش شبكه هاي راديويي نداريم، مگر شبكه اي خاص كه ممكن است با هماهنگي اي كه صورت مي گيرد در چارچوب سرويس دادن به برخي نيازهاي كشور به خصوص نيازهاي دولت، اين بخش را گسترش بدهيم، ولي فعلاً سياست ما در كل سازمان توسعه كيفي است نه كمي.
* آقاي مهندس، از اينكه وقت خودتان را در اختيار همكاران رسانه اي تان در روزنامه قدس قرار داديد از شما تشكر مي كنيم.

  


گذري بر نمايشگاه نقاشي شاگردان «هانيبال الخاص» ؛ به دور و برت نگاه كن !

 

گروه هنر- چندي پيش، نمايشگاه گروهي شاگردان «هانيبال الخاص» در نگارخانه آرسته افتتاح شد. در اين نمايشگاه دو نسل از شاگردان «الخاص» آثارشان را در معرض ديد عموم قرار داده اند.




نمايشگاه، ساعت 16 روز جمعه 21 ارديبهشت ماه افتتاح مي شود و نخستين مسأله اي كه به چشم مي خورد استقبال چشمگير جوانان و دانشجويان از نمايشگاه است. خود «الخاص» ظاهراً به دليل بيماري نتوانسته در نمايشگاه حضور داشته باشد،اما هنوز شايعاتي مبني بر حضور او در روزهاي بعدي نمايشگاه شنيده مي شود.
تعدادي از آثار را نگاه مي كنم و به نظرم مي رسد مهمترين مشخصه آنها تفاوت و تنوع طراحيهاي افراد شركت كننده باشد. گروهي از كارها قوام يافته و كامل هستند و برخي ديگر در تكاپو و آشفتگي رسيدن به نگاه شخصي. بعضي هم صرفاً تمرينهاي كلاسي به نظر مي رسند.
درست در مقابل در ورودي، سه اثر از كارهاي «هانيبال الخاص» نصب شده كه هركدام روايت و دستنوشته اي منحصر به فرد هستند. در يكي از آنها قطاري ممتد از انسانها كشيده شده و در ميان انسانها شعري نوشته شده است:
«اندك اندك زين جهان هست و نيست
نيستان رفتند و و هستان مي رسند...»
روي ميزي كه در گوشه سالن قرار داده شده مي توان برخي از كارهاي بدون قاب الخاص را مشاهده كرد. تعدادي از اين آثار با آب مركب طراحي شده و تعدادي نيز تلفيق چاپ و نقاشي و شعر هستند.
در ميان همه تابلوها آثار «ترانه صادقيان» و «ناصر محمدي» - دو نفر از شاگردان الخاص كه در غياب او مسؤوليت اداره كلاسها را برعهده دارند - بيشتر به چشم مي آيد.
حضور محسوس شعر و ادبيات را در اين آثار نمي توان ناديده گرفت.
صادقيان كه از شاگردان ممتاز«الخاص» است در مورد هدف برگزاري نمايشگاه مي گويد: مهمترين هدف در اين رابطه تشويق هنرجويان بوده است.
پركاري، يكي از ملاكها و ارزشهايي است كه ما به آن توجه مي كنيم .
آنهايي كه پركار هستند بايد تشويق شوند و كارشان در معرض داوري و قضاوت تماشاگران قرار گيرد. صادقيان به تأثير مثبت برگزاري نمايشگاه بر كار هنرجويان اشاره مي كند و مي افزايد: در انتخاب آثار، كيفيت مهمترين معيار بوده است. يكي از مواردي كه آقاي «الخاص» اهميت زيادي براي آن قايل است، و هميشه بر آن تأكيد دارد نمايش و آثار هنرمندان و هنرجويان است. ايشان معتقدند كه بخصوص تازه كارها با اين كار مي توانند قضاوت مردم را نسبت به آثارشان بسنجند و خودشان را در معرض آزمون قرار دهند، ضمن اينكه نمايشگاه فرصت فروش ارزان قيمت آثار آنها را با هم فراهم مي كند.
صادقيان همچنين درباره نحوه برگزاري كلاسها در غياب «الخاص» مي گويد: آقاي الخاص به ما اعتماد كامل دارد و اساساً حتي وقتي كه خودشان هم حضور دارند در مورد نحوه تدريس با مشورت مي كنند و با هم كلاس را اداره مي كنيم، اما در مجموع مهمترين ويژگي در روش تدريس ايشان وجود خودشان در كنار بچه هاست.
ناصر محمدي يكي ديگر از برگزار كنندگان نمايشگاه است. او نيز هدف از برگزاري نمايشگاه را نياز هنرجويان به كسب تجربه و حرفه اي شدن آنها در اين زمينه ذكر مي كند و مي گويد: اين آثار مجموعه اي از تجربيات نو هنرجويان هستند كه در كنار هم قرار گرفته اند و بچه ها مي توانند ضمن تماشاي داوري آثارشان آنها را با ديگر كارها مقايسه كنند و بي ترديد اين امر تأثير زيادي در ادامه كارشان خواهد داشت.
دوباره به تماشاي تابلوها مي ايستم. كارها در عين حال كه بعضاً انتزاعي به نظر مي رسند با انتزاع محض فاصله دارند. در مجموعه نمايشگاه مي توان چهره اي از جامعه امروز را مشاهده كرد. شعر، ادبيات، تمثيل و ... هم در وجه دروني و هم در شكل بيروني آثار ديده مي شوند. آنچه مي توان از كليت كارها نتيجه گرفت اين است كه آثار آن دسته از نقاشاني كه با ادبيات، شعر و تاريخ و جامعه فاصله دارند و خواسته هاي دروني شان غلبه بيشتري در كار آنها داشته است ضعيف تر از ديگر كارها به نظر مي رسند و آثاري كه ارتباط نزديكتري با اين مسايل دارند قوي تر هستند. اين مسأله نشان دهنده ارتباط مستقيم اثر هنرمند با نزديكي او به تاريخ و فرهنگ جامعه است.
خصوصيات برخي از نقاشيها با توجه به نگاه شخصي و تكنيك خاص هنرمند از ديگر آثار متمايز است. مثلاً چند تابلو كه با تكنيكي خاص بر روي پارچه طراحي شده اند.
در قسمتي از نمايشگاه دو نقاشي از هنرمندي نصب شده كه به لحاظ تكنيكي ، تركيب بندي و نوع نگاه قابل توجه است. محسن قنبر دوست در مورد آثارش اين گونه توضيح مي دهد: «مسايل اجتماعي بيشتر مورد توجه من بوده اند. اما در كنار آنها همواره به ايماژهاي ذهني هم توجه داشته ام. همواره سعي مي كنم آنچه در ذهن دارم را از طريق طبيعت بپرورانم و در فضايي آميخته با ابهام بيافرينم.»
قنبردوست در مورد تأثيرهايي كه كلاس بر هنرش گذاشته است، مي گويد: كلاسهاي «هانيبال الخاص» به من كمك كرد كارهايم بيشتر شكل بگيرند و كامل شوند. من هميشه دغدغه چگونگي بروز ذهنياتم را داشتم و در اين رابطه كلاس برايم نقش يك كاتاليزور را داشت. تابلو ديگري كه توجهم را به خود جلب كرد، نقاشي اي از ترانه صادقيان بود. در اين تابلو علاوه بر طراحي، دستنوشته ها و خطوط تذهيب گونه قابل تأمل هستند و تركيب زيبا و منحصر به فردي را نتيجه داده اند. از او در مورد خصوصيات متفاوت كارش مي پرسم. مي گويد: متأسفانه امروزه ارتباطها با هنرهايي مانند مينياتور و تذهيب قطع شده و به نوعي مي توان گفت ظاهراً ديگر سليقه مان اين هنرها را نمي پسندد.من معتقدم علاوه بر يك شيء گرانقيمت و تاريخي بايد نگاهي نو نسبت به اين هنرها داشته باشيم. اما متأسفانه به دليل آنكه ديدما به كارهاي آكادميك غربي عادت كرده است پذيرفتن اين آثار و وصل كردن آنها برايمان كمي مشكل شده است و اگر كسي نباشد كه به كنجكاوي و جستجو در هنرهاي ارزشمند سنتي ما توجه داشته باشد، آثار اين چنيني به همين نحو در موزه ها باقي خواهند ماند.
ما در تحصيلات آكادميك دوره هاي مختلفي را تجربه مي كنيم و به سختي، كارها و سبكهاي مختلف را بازسازي مي كنيم، ولي در پايان احساس مي كنيم اين كارها متعلق به ما نيستند؛ كساني كه نقاشي كرده اند حتماً تجربه اين احساس را هم داشته اند. ما بايد به دنبال چيزهايي باشيم كه متعلق به خودمان است.
وي در مورد وجود خط و واژه ها در نقاشي اش نيز مي افزايد: هنر خوشنويسي ما هم مشكلات خودش را دارد، اما به صورت يك هنر رسمي در آمده است. من بدون توجه به قواعد خوشنويسي خطوط را روي تابلو مي كشم و بيش از رعايت قواعد، تركيب بندي اثر برايم مهم است.
صادقيان در مورد تأثير ادبيات در كارهايش مي گويد: من هميشه در كارهايم از ادبيات استفاده مي كنم و متأثر از آن بوده ام. ادبيات ابزار مهم بيان ماست و يك ايراني هيچ گاه از آن فاصله نمي گيرد. ما هميشه در شعرمان تصوير داشته ايم. در داستان هم همين طور. به نظر من بايد اين تصاوير را از پس زمينه ذهن و فكر بيرون كشيد و دوباره متولد كرد.

  


از ما بهتران !

 

* علي جعفري
مي شود يك نفر به اين سؤال من جواب بدهد كه : خون يك تهراني چه فرقي با خون يك مشهدي يا يك شيرازي يا اصفهاني دارد؟
سؤال عجيبي است و شايد در اصل من بايد اين سؤال را از سياست گذاران صدا و سيما مي كردم، اما اگر كس ديگري هم بتواند به اين سؤال جواب بدهد، گره بزرگي را از ذهن من باز كرده است.




اين سؤال البته از زماني ذهنم را مشغول به خود كرده كه مي بينم «شبكه تهران»، يعني همان شبكه صوتي و تصويري «استاني» (كه ما هم نمونه اي از آن را در استان خودمان داريم)، دست به ساخت و پخش برنامه هايي مي زند كه علاوه بر هزينه هاي توليد چندين و چند برابر بيشتر از شبكه هاي استاني ديگر، محدوديتها و خط قرمزهاي به مراتب كمتري نسبت به بقيه شبكه هاي استاني دارد.
اگر چند روز گذارتان به تهران بيفتد و بيننده شبكه تهران باشيد، آن وقت تفاوت بين شبكه هاي استاني و شبكه تهران را به خوبي خواهيد فهميد. خواهيد فهميد كه در همين سرزمين هم، مي شود نمونه «يك بام و چند هوا» را به خوبي ديد.
اين كه يك شبكه تلويزيوني استاني، چندين برابر بقيه شبكه هاي استاني اعتبار بگيرد و با دستمزدهاي گزاف، برنامه هاي ويژه براي يك استان مشخص بسازد (هر چند اين استان تهران باشد و پايتخت يك كشور، كه به زعم من هيچ امتياز ويژه و خاصي براي يك استان نيست).
به راستي، چه تفاوتي ميان تهراني ها و بقيه مردم اين سرزمين وجود دارد كه صدا و سيما بايد براي اين استان خاص، به اندازه تمام استانهاي ديگر هزينه توليد پرداخت كند و آن وقت اين برنامه ها فقط براي يك عده معدود به نمايش گذاشته شود؟
البته، گاهي وقتها دوستان شبكه خراسان، با ضبط برنامه ها و فيلمهاي شبكه تهران و با گرفتن بالا و پايين كادر و آرم شبكه، آن را به عنوان برنامه توليدي خود، به خورد بينندگان مي دهند، اما مسأله به زعم من هنوز جاي ديگري است و آن اين كه چه تفاوتي بين بينندگان شبكه تهران و بينندگان استانهاي ديگر وجود دارد؟ فيلمهايي كه به صورت ويژه براي اين شبكه دوبله و پخش مي شوند، برنامه هاي ويژه اي كه حتي نام بردن از آنها در شبكه هاي سراسري يا استاني ديگر محال است، اعتبارات بالا براي توليد برنامه هايي كه يك صدم آنها هم به استانهاي ديگر در جهت توليد برنامه اختصاص نمي يابد و انبوهي مسائل ديگر، اين مسأله را در ذهن تقويت مي كند كه نكند خون تهرانيها، رنگين تر از بقيه آدمهاي اين سرزمين است!
براي مثال، شبكه تهران برنامه اي دارد به نام «شب شيشه اي» كه در آن از هنرمندان مختلف دعوت به گفتگو مي كند و با پخش قسمتهايي از كارهاي آنان، فرصتي فراهم مي آورد تا مخاطبان سيما، از زاويه ديگري به اين دسته از هنرمندان نگاه كنند.
« شب شيشه اي» برنامه پربيننده اي است كه فقط اسم كساني كه در اين برنامه به عنوان ميهمان حضور داشته اند، مي تواند بيانگر آن باشد كه محدوديتهاي مرسوم شبكه هاي ديگر( و حتي شبكه هاي سراسري) نسبت به اين شبكه تا چه حد است.
حضور كساني چون بنيامين، رضا صادقي ، حميد گودرزي، گلشيفته فراهاني، باران كوثري، مريلا زارعي و ديگراني كه ديدن تصويرشان از اين رسانه يا پخش آثارشان از سيما اگر نگوييم باور نكردني، حداقل در شبكه هاي استاني غير ممكن است. (اين اتفاق حتي براي بسياري از ميهمانان اين برنامه هم باورنكردني بوده، تا آنجا كه حتي « بنيامين» (خواننده پاپ) خودش در همين برنامه تلويزيوني گفته كه باورش نمي شود كه آهنگ «دنيا ديگه مثل تو نداره» اش، دارد از سيما پخش مي شود! )
كاش مي شد سياست گذاران سيما، از اين نگاه تبعيض گرايانه دست بردارند و برنامه هاي خوب توليد شده را كه هزينه اش از سرمايه ملي اين مملكت و طبيعتاً از سهم همه مردم اين سرزمين پرداخت مي شود، خرج همه مردم اين سرزمين كنند، نه فقط خرج يك استان خاص !
*
«پرسپوليس» عنوان يك فيلم انيميشن است درباره ايران كه گويا خاطرات دختركي به نام «مرجان» است نگاه سياهي به اين سرزمين دارد. اين فيلم كه در جشنواره كن امسال شركت دارد، گويا ادامه اي است بر جرياني كه از چندين سال پيش با ساخت فيلمي چون«بدون دخترم هرگز» شروع شد و با ساخت و نمايش فيلم«300» به اوج خود رسيد و حالا هم با فيلمي چون«پرسپوليس» ادامه يافته است.
البته، نمي خواهم اينجا به شيوه رسانه اي سعي كنم تا فيلم را تقبيح يا تكفير كنم، بلكه فقط مي خواهم به بهانه اكران اين گونه فيلمها در جهان، باز هم به سياستگذاران سينمايي كشورمان يادآوري كنم كه ما نياز داريم تا با توليد فيلمهايي فاخر و ارزشمند، تصويري حقيقي از اين سرزمين را به جهانيان نشان بدهيم و خط و نشان كشيدن سياسي و امضاي طومارها و اين طور كارها، نمي تواند اين تصويرهاي مخدوش را از ذهن جهانيان پاك كند.
*
آدرس قديمي من همچنان منتظر دريافت نقد و نظر شماست. به همان آدرس:
com.paperweblog@yahoo برايم پيغام بگذاريد.

  


عيدانه

 

ستاره سحر عشق

* محمدجواد غفورزاده «شفق»
تقديم به خاك پاي سايه پرور پاكي و عصمت اسوه صبر و استقامت، الگوي وفاداري و شهامت حضرت زينب كبري(س)
از آن زمان كه به صحن چمن قدم زده اي
بساط حسن گل و لاله را به هم زده اي
جهان در آينه صبح، نور باران شد




چرا كه خنده چو خورشيد صبحدم زده اي
بهار صبر و رضا با وجود تو گل كرد
مگر تو قفل به دروازه عدم زده اي؟
تو سايه پرور مولود كعبه اي، يعني
تو تاج گل ز وفا بر سر حرم زده اي؟
تو قد كشيده اي از باغ عصمت زهرا(س)
تو گل به تارك وحي از سر كرم زده اي
تو پيك عشق و اميدي در انقلاب حسين(ع)
چرا به دفتر ايجاد رنگ غم زده اي؟
نشست گرد اسارت به دامنت، اما
تو بر صحيفه آزادگي رقم زده اي
نكرده قامت بيداد سر بلند هنوز
زتيشه اي كه تو بر ريشه ستم زده اي
صبوري تو در اين داغها به هاجر گفت:
كه در طريق شهامت عيار كم زده اي
اگر چه هستي تو ذره ذره سوخت چو شمع
تو بوسه بر رخ خورشيد دم به دم زده اي
طنين خطبه تو پركشيد تا افلاك
به بام نه فلك از بانگ خود علم زده اي
تويي كه سحر كلامت به خلق جان بخشيد
شبيه مريمي و چون مسيح دم زده اي
ز آه توست كه در سينه، سوز عاشوراست
ز اشك توست كه هر روز، روز عاشوراست
***
صفات مريم نيكو خصال داري ت
وشكوه و عصمت زهرا(س) مثال داري ت
وهماي سدره نشيني و اوجگاه تو عرش
كه از شهامت و همت دو بال داري ت
وكسي به اوج مقام تو پي نبرده هنوز
كه صبر و حلم به حد كمال داري ت
ونخوانده درس الفباي عشق را، آن كس
كه گفته است: قدي همچو دال داري ت
ورسول روشن خون حسين(ع)، خطبه توست
به جاي معجزه، سحر حلال داري ت
وجدايي تو ز ياد حسين، ممكن نيست
چه خلوتي است كه با اين خيال داري ت
ونوشته گوهر اشك تو بر صحيفه خاك
به قدر وسعت دريا ملال داري ت
ومن و مفارقت از مهر تو؟ خدا نكند
كه با رگ دل من اتصال داري ت
وز آه توست كه در سينه، سوز عاشوراست
ز اشك توست كه هر روز، روز عاشوراست

بانوي صبر
* مصطفي جليليان مصلحي
بانوي صبر اي گهر عشق را امين
عاشق ترين نگاه اهورايي زمين
اي در طواف سايه چشم تو آفتاب
از خرمن شكوه تو احساس خوشه چين
در عصمت صداي تو تكثير مي شود
هفتاد و دو غزل به نواهاي دلنشين
در فصل داغ، خون جگرگوشه هاي توست
بر لاله زار خاتم حقانيت نگين
در قاب چشم هاي تو عكس شهيد، چيست؟
تصوير ناب سرخ شكفتن به باغ دين
روزي كه باغ آينه ها را نشسته بود
دست تطاول غم پاييز در كمين
با ذوالفقار خطبه حق باور تو شد
خورشيد عدل جلوه گر از مشرقي مبين
از منطق بليغ دل تو ظهور كرد
منشور محكمات خدا نور ياوسين
در مكتب شهامت خود پرورانده اي
ياران روز حادثه، مردان آهنين
بردي به دوش بار امانت چه بردبار
از مهد خويش تا به نفس هاي واپسين

  


كارگردانان 3دقيقه اي در كن عكس جمعي گرفتند

 

طي دو روز گذشته پس از برگزاري بخش «هر كس سينماي خودش»، كارگردانان مشهوري كه فيلمهاي سه دقيقه اي شان در اين بخش به نمايش درآمده بود، از جمله كيارستمي، يك عكس جمعي گرفتند.
به گزارش فارس به نقل از سايت رسمي جشنواره كن، عصر روز يكشنبه به دعوت «ژيل ژاكوب»رئيس جشنواره، 36 كارگردان مشهور جهان در بخشي تحت عنوان «هركس سينماي خودش» در شهر ساحلي كن گرد هم آمده بودند تا با نمايش فيلمهاي سه دقيقه اي خود، 60 سالگي جشنواره كن را جشن بگيرند.جشن روز گذشته كه ساعت 7 بعدازظهر برگزار شد، با يك جلسه مطبوعاتي همراه بود.كارگردانان پس از نمايش فيلمهايشان در سالن نمايش «لومير»، در محوطه جشنواره كن گردهم آمدند تا عكس دسته جمعي خود را در آلبوم عكس شصتمين سال تولد اين جشنواره به ثبت رساند.
در اين عكس «تئو آنگلوپولوس»، كارگردان فيلم «سه دقيقه»، «اليوير اساياس»، كارگردان فيلم «بازگشت»، «بيلي آگوست»، كارگردان فيلم « از مد افتاده»، «جين كمپيون»، كارگردان فيلم «خانم باگ»، «چن كايگه»، كارگردان فيلم «روستاي ژانكسيو»، «مايكل سيمينو»، كارگردان فيلم «به ترجمه هيچ نيازي نيست»، «برادران كوئن»، كارگردان فيلم «سينماي جهان»، «ديويد كروننبرگ»، كارگردان فيلم «خودكشي آخرين يهود دنيا در آخرين سينماي دنيا»، «آلخاندرو گونزالس ايناريتو»، كاگردان فيلم «آنا»، «آكي كوريسماكي»، «عباس كيارستمي»، كارگردان فيلم «رومئوي من كجاست؟»، «تاكشي كيتانو»، كارگردان فيلم «يك روز عالي»، «آندري كونچالوفسكي»، «كلودي ليلوچ»، «كن لوچ»، كارگردان فيلم «پايان خوش»، «ناني مورتي»، «رومن پولانسكي»، «رائول روايز»، «والتر سالس»، «اليا سليمان»، «تي ساي مينگ_ليانگ»، كارگردان فيلم «اين يك روياست»، «گاس ون سنت»، كارگردان فيلم «اولين بوسه»، «لارس ون ترير»، كارگردان فيلم «مشاغل»، «ويم وندرس»، كارگردان فيلم «جنگ در صلح»، «ونگ كار واي»، كارگردان فيلم «من 9 هزار كيلومتر سفر مي كنم تا اين را به تو هديه كنم» و «ژانگ ييمو» ديده مي شوند.

  


«جليل شهناز» امروز 86 ساله مي شود

 

امروز روز تولد«جليل شهناز» نوازنده برجسته تار است.




به گزارش فارس،«جليل شهناز»1 خرداد 1300 در اصفهان ديده به جهان گشود، پدرش «شعبان خان» علاقه وافري به موسيقي اصيل ايراني داشت به همين سبب منزلش محل آمد و شد هنرمندان زمان خود بود.
«شهناز»از كودكي به موسيقي علاقه مند شد و نواختن تار را نزد «عبدالحسين شهنازي» و برادر بزرگ خود«حسين شهناز» كه بخوبي ساز مي نواخت، آغاز كرد. پشتكار زياد و استعداد شگرف جليل به حدي بود كه در سنين جواني از نوازندگان خوب اصفهان شد و در همان سنين جواني به تهران آمد و فعاليت خود را با تكنوازي در راديو و اجرا در اركسترهاي مختلف اين رسانه ادامه داد و پس از مدتي كوتاه با همكاري در گلها فعاليت هنري خود را ادامه داد.
استاد «جليل شهناز» با سفر و اقامت در تهران، كارمند افتخاري شهرداري شد. اين زمان مصادف بود با پخش برنامه هاي تخصصي موسيقي از راديو و تلويزيون كه جليل شهناز از تكنوازان بي بديل اين دوران بود. امكانات ضبط و استوديوهاي تازه به خدمت گرفته راديو تلويزيون اين فرصت را به او داد تا بتوانند با پنجه و مضراب سحر آميز خويش دل هر شنونده و بيننده اي را تسخير كند. ضبط برنامه هاي فراوان و نيز كنسرتهاي مختلف با نوازندگان و خوانندگان معروف آن عصر در تهران حاصل اين دوران است.
اين نوازنده تار در طول زندگي هنري خود با هنرمندان والاي كشور از جمله حبيب ا...بديعي، پرويز ياحقي،همايون خرم، علي تجويدي، منصور صارمي، رضا ورزنده، ناصر افتتاح، جهانگيرملك، اسدا... ملك، حسن كسايي، محمد موسوي، تاج اصفهاني، اديب خوانساري، محمودي خوانساري، حسين خواجه اميري، محمد رضا شجريان و غيره همكاري داشته است.
تكنوازي و دونوازي بهمراه تنبك در داخل و خارج از كشور، ضبط كاستهاي مختلف چه بصورت تكنوازي يا جواب آواز، كنسرت به همراه گروه استادان به سرپرستي استاد فرامرز پايور بخشي از زندگي باشكوه هنري استاد شهناز را در اين دوران تشكيل مي دهد.
آخرين اجرايي كه از استاد «شهناز» پخش شده مربوط به همايش چهره هاي ماندگار است كه به درخواست دست اندركاران اين برنامه ايشان به نوازندگي پرداختند كه با وجود ضعف جسماني و عدم آمادگي قبلي هنوز نشانه هايي از نبوغ و تسلط ايشان در نوازندگي به چشم مي خورد.
سال گذشته رديف سازي و آوازي موسيقي ايران با ساز «جليل شهناز» و همراهي آواز«علي رستميان» با عنوان«دفتر تار و آواز» توسط انتشارت چهارباغ منتشر شد.

  


دومين همايش شعر «شهيد اردهال» در كاشان برگزار مي شود

 

گروه هنر- دومين همايش شعر «شهيد اردهال» با هدف شناساندن شخصيت والاي حضرت سلطان علي بن امام محمدباقر(ع) برگزار مي شود.اين همايش ادبي كه توسط كانون هنري بقية ا... الاعظم(عج) فين كاشان و با همكاري اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اين شهر برگزار مي شود، ضمن دعوت از برگزيدگان براي حضور در همايش، هداياي نفيسي به آنها اهدا خواهد كرد.دبيرخانه اين همايش از عموم شاعران براي ارسال آثار خود در اين زمينه حداكثر تا تاريخ 25 تيرماه 86  دعوت به عمل آورده است.علاقه مندان مي توانند آثار خود را به نشاني: كاشان- خيابان آية ا... كاشاني، ساختمان محتشم، طبقه دوم، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي ارسال يا از نمابر 03614444337 استفاده كنند.
گفتني است، سايت اينترنتي اين جشنواره به نشاني ir.kashanfarhang. wwwقابل دسترسي است.

  


سومين جشنواره تئاتر معلولين آذرماه برگزار مي شود

 

سومين دوره جشنواره تئاتر معلولين كه سال گذشته ارديبهشت ماه برگزار شده بود، به علت استقبال گسترده گروههاي نمايشي با تأخير و از 10 تا 14 آذر در تهران برگزار مي شود.مريم فخري، دبير سومين دوره جشنواره تئاتر معلولين، در اين باره به مهر گفت: تاكنون 170 اثر به دبيرخانه جشنواره رسيده كه از بين آنها آثار داراي استانداردهاي مورد نظر جشنواره براي اجرا انتخاب مي شوند و محدوديتي از نظر تعداد آثار مورد پذيرش وجود ندارد.وي در ادامه افزود: گروههاي نمايشي با تلفيقي از بازيگران معلول و غيرمعلول در چهار بخش بين الملل، مسابقه، پژوهش و خياباني با موضوعات آزاد نمايشهاي خود را به صحنه مي برند.
معاونت امور توانبخشي سازمان بهزيستي اين جشنواره را با همكاري اداره كل هنرهاي نمايشي برگزار مي كند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com