تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
عشقستان
ورزشی
هنری
حوادث
سوسه
كفشدوزك
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-05-24
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 3خرداد ماه 1386

[ هنری ]
 * يادداشتي بر آخرين اثر « جي.دي. سالينجر » ؛ جنگل واژگون ؛ معصوميت از دست رفته
 * نشست بررسي مجموعه صد رباعي نيمايي «سبزها، قرمزها» از صادق رحماني ؛
وقتي تصويرها، شعر مي شوند...
 * داستان كوتاه ؛ تلقين محض
 * نگاهي به فيلم «اخطار قبلي» ساخته مانان ياپو ؛ فلسفه سطحي !
 * گزارشي از سينمايي هاي آخر هفته  سيما؛ «دلشدگان» علي حاتمي درصدفيلم
 * موسوي گرمارودي در بزرگداشت مولانا:مولوي حقيقتهاي عميق را ساده مي كند
 * كارگردان «شهر گناه» فيلمي بر اساس شخصيت «باربارلا» مي سازد
 * احمدرضا درويش با «شكوه  پيروزي» تاريخ خرمشهر را ثبت مي كند
 * دعوت اسكورسيزي از كيارستمي، گونزالز و...
 * جلد هفتم «هري پاتر» از دوم مرداد در ايران فروخته مي شود
 * درويشيان به بخش عمومي بيمارستان منتقل شد
 * هنرمندان از انتشار
فراخوان بيست و ششمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر بي اطلاع هستند

يادداشتي بر آخرين اثر « جي.دي. سالينجر » ؛ جنگل واژگون ؛ معصوميت از دست رفته

 

* خديجه زمانيان

توي قفسه كتاب، چند كتاب سالينجر كنار هم چيده شده؛ «ناطور دشت»، «فراني و زويي»، «تيرهاي سقف را بالاتر بگذاريد، نجاران»، «دلتنگيهاي نقاش خيابان چهل و هشتم» و حالا يك كتاب ديگر از سالينجر؛ «جنگل واژگون».




كتابهاي سالينجر طوري است كه آدم بايد هر چند وقت يك بار سري به آنها بزند و جملاتي كه علامت زده را بخواند. نيرويي در جملات و داستانهايش وجود دارد كه آدم را سرشار مي كند. نيرويي كه من به آن مي گويم: اميد و ايمان.
سالينجر در داستانهايش گمشده اي را به خوانندگانش نشان مي دهد، همان چيزي كه شخصيتهاي داستانهايش هم به دنبال آنند، همان اميد و ايمان از دست رفته را.
***
«من «ريموند فورد» را دوست دارم. از پدرم هم بيشتر دوست دارم. هر كس كه اين دفتر يادداشتهاي روزانه را باز كند و اين صفحه را بخواند، ظرف 24 ساعت مي ميرد. فردا شب!!!»
راستش وقتي «جنگل واژگون» را خواندم همان طور كه سالينجر در اول داستانش گفته بود، هنوز 24 ساعت نشد كه چيزي در من مرد. سالينجر، من را در «جنگل واژگون»اش رها كرد. آن اميد و ايمان هميشگي در«جنگل واژگون» نبود، گم شده بود.
***
اين آقاي نويسنده، 60 سال است كه داستاني منتشر نكرده. 31 اثر نوشته، 9 اثرش چاپ شده و خود به 22 اثر ديگرش اجازه چاپ نداده است.




«جنگل واژگون» جزء داستانهايي است كه سالينجر اجازه چاپ آن را به كسي نداده. آقاي بابك تبرايي و خانم سحر ساعي، اين داستان را كه به صورت پي درپي در يكي از مجلات آمريكا چاپ مي شده، جمع آوري كرده اند. وقتي اين كتاب را مي خوانيم مي فهميم چرا سالينجر اجازه چاپ اين اثر را نداده است. شايد نخواسته سياهي و تلخي كه در اين داستان موج مي زند را به مخاطبش منتقل كند. شايد نشسته تا شخصيتهايش - فورد، كورين، باني- داستان را در جاي خوبي به پايان برسانند، نه در اين جنگل واژگون!
***
«جنگل واژگون» داستان زني است به نام «كورين». داستان با كودكي «كورين» و شرح ماجراي جشن تولد او آغاز مي شود. سالينجر به طرز ماهرانه اي، 19 سال از زندگي «كورين» را در چند صفحه تعريف مي كند. كورين بعد از سالها، شعري از «رد فورد» را در يكي از مجلات مي بيند و بعد از سالها عشق دوران كودكي بيدار مي شود. كورين به فورد علاقه پيدا كرد، و بعد با او ازدواج مي كند. ماجرا از اين به بعد شرح زندگي «فورد» است. «فورد» آدمي است تنها كه در زندگي اش چيزي جز رنج نداشته، رنجي كه پايان ندارد و رنجي كه با آمدن دختري به نام «باني» به زندگي اش تشديد شده و ادامه پيدا مي كند.
***
در آثار سالينجر، دو دنيا وجود دارد: دنياي عوضي ودنياي قشنگ.
دنياي عوضي، همان دنيايي است كه به خاطر خوردن آن سيب ممنوعه به آن پرتاب شده ايم و تمام شدني هم نيست. در دنياي عوضي سالينجر، معصوميت كاملاً از بين رفته است.
اما دنياي قشنگ، دنياي باورها، ارزشها و معاني است كه بايد وجود داشته باشند، اما وجود ندارند. دنيايي كه وجود ندارد اما آدمهاي داستانهاي سالينجر به دنبال آنند. آدمهايي كه با دنياي عوضي سر ناسازگاري دارند.
«ردفورد»- شخصيت داستان جنگل واژگون- از آن دست آدمهايي است كه به دنبال آن دنياي قشنگ است. «فورد» يك آدم معمولي نيست (كه عنوان «جنگل واژگون» هم از همين روحيه او گرفته شده است) و «باني» در اين اثر، نمادي از دنياي عوضي است كه فورد را به طرف خود جذب مي كند.
فورد مثل ساير شخصيتهاي آثار سالينجر حساس است. او آسيب پذير است، رنج مي كشد چون با جهاني كه معصوميت خود را از دست داده كنار نمي آيد و هميشه با اين جهان در جنگ است.
در جايي از داستان در مورد فورد مي خوانيم: «تنها مردي بزرگ بود كه عظمتش در يك ضيافت شام در تنگنا قرار گرفته بود...».
***
سالينجر، آدمها را مي شناسد، او بلد است لحظات آنها را روايت كند و شايد همين باعث شده، اين نويسنده هر چه را كه مي نويسد، ما ببلعيم.
آدمهاي داستانهاي سالينجر اگر چه با آدمهايي كه اطرافمان مي بينيم فاصله دارند اما طرحي از آنها را مي توانيم در درون خودمان پيدا كنيم.
سالينجر هميشه ما را به خوب بودن اميدوار مي كند. به اينكه مي شود خوب بود، اين دنياي عوضي را دوست نداشت و پاك و مؤمنانه زندگي كرد. به اينكه آدمهاي خوب هميشه با رنج زندگي مي كنند و انسان شدن بدون رنج معنايي ندارد. اما سالينجر در «جنگل واژگون» چيز ديگري مي گويد؛ آدم فكر مي كند همه تلاشها و رنجها بي فايده است و ذات ما همان است كه در كودكي شكل گرفته، انگار قرار نيست چيزي تغيير كند و همه ما هر چه قدر هم كه بزرگ شويم باز هم با يك تلنگر به همان «من» كودكي و واقعي مان برمي گرديم. انگار تحول در اين دنياي عوضي معنايي پيدا نمي كند.
«نه سرزمين هرز
كه بزرگ جنگلي واژگون
شاخ و برگهايش
همه در زيرزمين»

  


نشست بررسي مجموعه صد رباعي نيمايي «سبزها، قرمزها» از صادق رحماني ؛
وقتي تصويرها، شعر مي شوند...

 

* محمدرضا شالبافان

«در شعرهاي صادق رحماني ما شاهد نوعي نوستالژي عميق هستيم.»




دكتر صابر امامي، ضمن بيان اين مطلب خاطرنشان كرد: «اگر در گذشته نو بودن، در خدمت رسيدن به حقيقت بود، در دنياي امروز، نو بودن در خدمت حقيقت تغيير در دنياي مدرن است. ملاك نو بودن، توان تغيير در دنياي قبل و بعد اثر هنري است و به اين ترتيب، شعري نو خواهد بود كه نخست انديشه اي نو و ديگر شيوه گفتاري نو را ارايه داده باشد.»
وي كه در جلسه بررسي اين كتاب در حوزه هنري مركز سخن مي گفت، با اشاره به نقدها و يادداشتهايي كه در انتهاي كتاب و بر كتاب نوشته شده اند گفت: در سنت شعر فارسي، شعرهايي تك بيتي ديده مي شوند و رحماني هم در ادامه اين سنت حركت كرده است. در اين جا اگر نو شدني هم اتفاق افتاده، به معناي تازه بودن است و دنيايي جديد ايجاد نشده است. همچنين نثر نوشته ها، گاهي قطعه ها را شعر مي كنند، گاهي خود شاعرانه اند و گاهي قطعه ها را از شعر بودن مي اندازند.»
پس از وي سيداحمد نادمي در تبيين نظرات خود درباره اين كتاب گفت: «سبزها، قرمزها» شناسنامه شعري صادق رحماني است، زيرا بخشي از اين كتاب گزيده اي از كارهاي سابق رحماني است و اگر كسي كتابهاي قبلي او را نخوانده باشد، مي تواند به تصوير جامعي از شاعري وي برسد. از طرف ديگر يادداشتهاي عده اي از دوستان كه در فصل چهارم بر كتاب نوشته  شده اند مي تواند به خواننده عام كمك كند.
نادمي افزود: در اين شعرها تصوير، حرف اول و آخر را مي زند، شعرها معمولاً كمتر از بيست كلمه اند و ر حماني به تصوير توجه ويژه اي دارد.
اين ويژگي ها، خواننده را هدايت مي كند به سمت اتفاقي تاريخي/ اجتماعي كه نتيجه آن پيدايش سينما شد. در سينما، تصوير ركن اصلي است و در هر دوره اي كه يكي از هنرها نماينده دوران خود مي شود، ناخواسته ديگر هنرها را هم متأثر مي كند كه يكي از عوارض اين اصل در دوران ما شعر تصويرگر است، زيرا سينما هنر دوران ماست. توجه ايماژيست ها به تصوير، پاسخي به ضرورت بود و اگرچه ايماژگرايي به تولد يك مكتب تازه نينجاميد، اما از بسياري از مكتبها، تأثيرگذارتر شد. ايماژ ادبي به معناي خلق يك صورت ذهني با كلمات است كه نشان مي دهد ادبيات هم مي تواند كار هنري برتري را انجام بدهد. براي ايماژيست ها، هايكو خيلي مهم بود و به همين دليل در آن سالها به زبانهاي ژاپني و چيني توجه بسياري شده و هايكو عملاً جهاني شد.
اما از طرف ديگر ما در شعرهاي تصويري كوتاه، شاهد تصاوير امپرسيونيستي هستيم و يك هنرمند امپرسيون حساسيت خود را نسبت به لحظه مشاهده ثبت مي كند. به همين دليل حركتهاي تند و لحظه اي قلم و رنگها را در نقاشي امپرسيون شاهديم.
نادمي ادامه داد: در شعر رحماني، آن چه اهميت دارد، نوع برخورد با تصوير است و عنصر مهم ديگر، شكل است. امپرسيونيستها اصلاًَ به فرم دقيق اعتقاد ندارند، اما در مجموعه رحماني ما با اصطلاح «رباعي نيمايي» برخورد مي كنيم كه توسط بسياري مورد انتقاد قرار گرفته. رباعي يك شكل است، ولي در اين مجموعه آن شكل منتقل نشده است و همين يك دوگانگي ايجاد مي كند. اما از ديد ديگر، رحماني از مكانيسم رباعي استفاده كرده است.
يكي ديگر از ويژگي هاي شعر امپرسيونيستي آن است كه شخصيت شاعر را ارايه مي دهد و در شعرهاي رحماني نيز مي توان دغدغه هايي از جمله دغدغه اجتماعي، ايدئولوژيك، زباني و ارايه فرهنگ بومي شاعر را يافت.
حميدرضا شكارسري آخرين سخنران اين نشست بود كه درباره اين مجموعه گفت: «از ديدگاه نسبتاً قديمي كانت، هنر شبيه به طبيعت است. اگر چه هر اثر هنري را در هنگام رويارويي بايد به عنوان يك اثر مصنوعي پذيرفت، اما كانت، هماهنگي اثر هنري و طبيعت را در رعايت مقررات دروني مي داند كه هر كدام را به ديگري تبديل كرده است.
شاعر و هنرمند به واقع نوعي بازنمايي مي كنند و به قول او، زيبايي را به ما نشان نمي دهند، بلكه تصوري از زيبايي را به ما مي نماياند.
در داوري يك اثر هنري نيز وي بر اين باور است كه نه انتقال مفهوم داراي ارزش است و نه انتقال حس، بلكه زيبايي را بايد در صورت اثر جستجو كرد. به اين ترتيب در آثار اين كتاب اغلب بايد انتظار نوعي بازآفريني طبيعت را داشته باشيم، زيرا حداقل يكي از ويژگي هاي مهم اين كتاب، رابطه بي واسطه با محيط طبيعي زندگي شاعر است و در چنين حالي، خطر انعكاس مستقيم، همواره شاعر را تهديد مي كند. البته اقتدار بافت كتاب شعر، ما را به سمت تأويل شاعرانه از قطعه ها مي برد، اما در اكثر قريب به اتفاق شعرهاي كتاب، حضور يك مؤلف مقتدر را مي بينيم و باز آفريني خلاقانه از محيط را شاهديم كه تصوري زيبا از محيط را به ما داده است.»
شكارسري در پايان گفت: «به عقيده من يكي از سهل انگاريهاي كتاب، نام اشعار است. نامها يا حشو هستند و يا ناگفته ها را فاش مي كنند. همچنين من با نحوه قافيه پردازي در اين كتاب مخالف هستم زيرا شباهت شعرها را با طبيعت نقض مي كند.»

  


داستان كوتاه ؛ تلقين محض

 

نوشته: فرناندو سورنتين
وترجمه: جواد فغاني
دوستانم مي گويند من آدم دهن بيني هستم. فكر كنم حق با آن ها باشد. آنها هميشه براي آنكه دليلي براي حرفشان داشته باشند. اتفاق ناچيزي را كه پنجشنبه پيش برايم پيش آمد. مطرح مي كنند.




ماجرا از اين قرار بود كه آن روز صبح رمان ترسناكي مي خواندم. با اين كه هوا روشن بود. قرباني نيروي تلقين شدم.
اين تلقين تصوري را در من بوجود آورد كه قاتل بي رحمي توي آشپزخانه قايم شده. قاتل دشنه بزرگي را توي دستش گرفته و منتظر ايستاده تا با ورود من به آشپزخانه به رويم بپرد و چاقو را به پشتم فرو كند.
با اينكه درست رو به روي در آشپرخانه نشسته بودم و اگر كسي مي خواست به آشپزخانه برود. مي بايست از جلو چشمانم رد مي شد و تازه به جز در ورودي آشپزخانه راه ديگري هم براي رفتن به آنجا نبود. با اين همه، باز فكر مي كردم قاتل پشت در كمين كرده.
اما من قرباني نيروي تلقين شده بودم و جرأت نمي كردم وارد آشپزخانه بشوم. اين موضوع نگرانم كرده بود اما چون ديگر وقت ناهار بود. بايد حتماً به آشپزخانه مي رفتم.
در آن وقت زنگ خانه را زدند.
بي آنكه از جايم بلند شوم، داد زدم: «بيا تو، در بازه».
سرايدار ساختمان با دو يا سه نامه وارد شد.
گفتم: «ببين، پام خواب رفته. مي شه بي زحمت بري از آشپزخانه يه ليوان آب برام بياري؟»
سرايدار گفت: «البته».
در آشپزخانه را باز كرد و رفت تو. چندي بعد صداي فريادي را شنيدم و صداي جسمي كه با افتادنش، تمامي ظرف و ظروف و بطريها را از روي ميز آشپزخانه كشيد و به زمين ريخت.
يكدفعه از روي صندلي بلند شدم و به آشپزخانه دويدم.
نيمي از بدن سرايدار روي ميز افتاده بود و دشنه بزرگي توي پشتش فرو رفته و كشته شده بود.
خيالم راحت شده بود، چون معلوم شد هيچ قاتلي توي آشپزخانه نبوده!

  


نگاهي به فيلم «اخطار قبلي» ساخته مانان ياپو ؛ فلسفه سطحي !

 

* نرگس خرقاني

* اخطار قبلي ( premonition)
كارگردان : مانان ياپو
بازيگران : ساندرا بولاك ، جوليان مك موهان ، مارك فاميگليتي ، كيت نليگان ، نيا لونگ ، آمبر والتا
***




اين فيلم روايتگر داستان، زن خانه دار و مرفهي به نام «ليندا هانسون» در آمريكاست كه به ظاهر در زندگي اش هيچ مشكلي ندارد ، اما وقوع يك حادثه باعث مي شود كه او به حقايق فراواني درباره زندگي خصوصي اش پي ببرد. يك روز صبح كه از خواب برمي خيزد، براي او خبر مي آورند كه همسرش در يك حادثه رانندگي جان خود را از دست داده است .
اين خبر باعث مي شود آرامش زندگي ليندا مختل شود. اما زن، صبح روز بعد كه بيدار مي شود متوجه مي شود زمان به عقب بازگشته و شوهر او هنوز زنده است. همين موضوع باعث مي شود كه ليندا براي جلوگيري از اين حادثه، تجديد نظري در زندگي خود انجام دهد و خود و جايگاهش در زندگي خانوادگي اش را بهتر بشناسد و در مواجهه با حوادث مختلف واكنشهاي حساب شده تر و عاقلانه تري از خود نشان دهد . همچنين او متوجه مي شود كه طي اين مدت آن گونه هم كه تصور مي كرده زندگي او و همسرش بي دغدغه خاطر نبوده و مسايل زيادي در ميان آنها وجود داشته كه او از آنها نا آگاه بوده است.
اين فيلم نخستين تجربه كارگرداني «مانان ياپو» كارگردان ترك تبار در هاليوود است كه قبل از اين مقيم آلمان بوده. بازيگر اصلي اين فيلم نيز «ساندرا بولاك» بازيگر هاليوودي است كه با فيلم سينمايي «سرعت» به شهرت فراواني رسيد و پس از آن نيز در بسياري از فيلمهاي فانتزي و كمدي به ايفاي نقش پرداخت .
در اين فيلم او بازيگر اصلي است و پذيرش او در نقشي بسيار جدي براي تماشاگري كه همواره عادت كرده او را در نقش زني سرخوش و شوخ طبع ببيند، بسيار سخت است .
فيلم از فيلمبرداري خوبي بهره برده است و در مجموع فيلم خوش ساختي است، اما فيلمي بدون اشكال به شمار نمي رود و يكي از مهمترين اين اشكالات نيز همان عدم پذيرش «ساندرا بولاك» در نقش يك زن جدي است. همچنين واكنش ليندا (شخصيت اصلي فيلم) نيز در مقابل آنچه برايش رخ مي دهد، بسيار پيش پا افتاده است و به نظر نمي رسد «ليندا هانسون» از آنچه برايش پيش مي آيد، درس عبرت بگيرد .
در ميان بازيگران اين فيلم نيز فقط «ساندرا بولاك» تا حدي توانسته نقش خود را به خوبي انجام دهد و ديگر بازيگران اين فيلم كه ، چندان هم شناخته شده نيستند ، به هيچ وجه نتوانسته اند ايفاي نقش كنند. براي مثال «جوليان مك موهان» كه در نقش «جيم هانسون» همسر ليندا به ايفاي نقش پرداخته، به خوبي نتوانسته از پس دو وجه نقش خود برآيد و همين امر باعث شده كه تمام حواس تماشاگر تنها به بازيگر اصلي فيلم يعني ساندرا بولاك باشد و بازيگران ديگر كاملاً در حاشيه قرار گيرند .
فيلم از موضوع قابل تأملي برخوردار است و مي توان سوژه فيلم را هم فلسفي و هم روان شناسانه به شمار آورد، اما در فيلم به اين موارد بسيار سطحي پرداخته شده و در اين زمينه كارگردان نتوانسته با استفاده از زيبايي شناسي كه مختص هر كارگرداني است مفهوم مورد نظرش را القا كند و اگر مانان ياپو (كارگردان فيلم) به همين نحو در هاليوود به كار خود ادامه دهد، كارگرداني خواهد بود كه فقط فيلم خواهد ساخت و مطمئناً به كارگرداني ارزشمند تبديل نخواهد شد .

  


گزارشي از سينمايي هاي آخر هفته  سيما؛ «دلشدگان» علي حاتمي درصدفيلم

 

تقارن سوم خرداد ماه، سالگرد آزادسازي خرمشهر با روزهاي پاياني هفته، افزايش پخش فيلمهاي ايراني را در هفته  جاري فراهم آورده است؛ به نحوي كه از ميان 10 فيلمي كه تاكنون پخش آنها در تلويزيون قطعي شده است، 7 فيلم ايراني هستند.به گزارش



ايسنا، فرا رسيدن سالگرد آزادسازي خرمشهر شبكه ها را به سمت پخش فيلمهاي دفاع مقدس، آن هم با ساختار تلويزيوني سوق داده  است تا سياست تلويزيون مبني بر توليد و پخش فيلمهاي نود دقيقه اي خصوصا در مناسبتها بيش از گذشته نماد بيروني يابد.
**شبكه اول: «در اعماق قلب» و «هما»
شبكه اول سيما فيلم تلويزيوني «در اعماق قلب» را پنجشنبه ساعت 22 و در قالب برنامه  سينما يك به روي آنتن مي برد. اين فيلم ايراني را اكبر منصورفلاح كارگرداني كرده است. داستان فيلم «اعماق قلب» درباره  منصور ساجدي از كارمندان عالي رتبه اداره بيمه است كه براي پسرش محسن به خواستگاري دختري از خانواده ثروتمندي مي رود. اما با ديدن پدر دختر، يكه مي خورد چرا كه وي از همرزمان او بوده و در طول جنگ به اتفاق دوستشان احمد كه شهيد شده در عمليات كربلاي 5 شركت كرده است. احمد در آن جا شهيد مي شود و پيش از شهادت وصيت مي كند كه منصور قيموميت پسرش محسن را به عهده بگيرد. رامتين خداپناهي، حسن اسدي و شرراه رخام بازيگران اين فيلم كه در مركز يزد توليد شده هستند.
فيلم تلويزيوني «هما» نيز به كارگرداني سيروس مقدم و با بازي نگين عبداللهي، همايون ارشادي، فريده سپاه منصور، اسماعيل سلطانيان و حسن پورشيرازي جمعه چهارم خرداد ماه ساعت 16 از شبكه اول سيما پخش مي شود. اين فيلم داستان زني ميان سال با نام هما را دنبال مي كند كه همواره در كارهاي خير و عام المنفعه شركت فعال دارد. تا اين كه فرشته مرگ به سراغ هما مي آيد و اصرار دارد جان او را بگيرد. دختر خوانده او به نام فرشته كه همواره در كنار هماست در پي حوادثي نگران جان هما مي شود.
**شبكه دوسيما: «جستجو» و «ابر مي بارد باران نه»
فيلم تلويزيوني «ابر مي بارد باران نه» جمعه ساعت 17 و 40 دقيقه از شبكه دو سيما پخش مي شود. اين فيلم به كارگرداني محمد رضا آهنج محصول كشور ايران است و در ژانر دفاع مقدس قرار مي گيرد.فيلم داستان رزمنده اي به نام اسماعيل را روايت مي كند كه وظيفه دارد خودروي حامل مهمات را به خط مقدم برساند. اما در اين راستا از سوي دشمن مورد هدف قرار گرفته و مجروح مي شود. اسماعيل پس از جنگ مي كوشد تا براي اطرافيانش مفيد باشد.شبكه  دو سيما پنجشنبه ساعت 14 و 15 دقيقه فيلم تلويزيوني «جستجو» را تكرار مي كند. اين فيلم ايراني به كارگرداني علي درخشي و با بازي حديث فولاد وند درباره  دختري است كه براي جلب توجه مادر شوهر آينده اش از دوست خود جواهرات گرانبهايش را قرض مي گيرد اما جواهرات از سوي دزدان ربوده مي شود.
**شبكه سه سيما: «دلشدگان»،«مجروح جنگي» و «ماهواره»
فيلم سينمايي «دلشدگان» به كارگرداني مرحوم علي حاتمي جمعه ساعت 22 30 دقيقه در قالب برنامه صدفيلم از شبكه سه پخش مي شود. فيلم با بازي فرامرز صديقي، امين تارخ، اكبرعبدي و محمد علي كشاورز محصول سال 1370 است و زمان سلطنت احمدشاه را به تصوير مي كشد.
در اين دوره تاجري فرنگي به بهانه رونق فرهنگ و هنر قصد دارد با پركردن چند صفحه از چند موسيقي دان ايراني، رديفهاي اصيل ايراني را كه در حال فراموشي است، از گزند گذر زمان محفوظ نگه دارد.
فيلم تلويزيوني «مجروح جنگي» نيز پنجشنبه ساعت 20 و 30 دقيقه از شبكه سه سيما پخش مي شود. اين فيلم به كارگرداني اصغر نصيري بر اساس زندگي سردار شهيد سيد قاسم خرمده ساخته شده است. رضا آشتياني، سيد محسن خرمده و رسول توكلي بازيگران اين فيلم هستند.
شبكه سه سيما فيلم سينمايي «ماهواره» را نيز جمعه ساعت  10 و 30 دقيقه تكرار مي كند. اين فيلم محصول سال 1989  كانادا است كه توسط فالييرو روزاتي كارگرداني شده است. داستان فيلم درباره  پسري است كه در يك ايستگاه ماهواره اي در قله كوهي دور افتاده كار مي كند و با سيگنالي مشكوك روبرو مي شود. وينسنت اسپانو، اوليور بني، آن كانواس و ايزابل پاسكو بازيگراني هستند كه در اين فيلم به ايفاي نقش پرداخته اند.
** شبكه چهار: «ميزري»
فيلم سينمايي «ميزري» محصول سال 1990 و به كارگرداني «راب راينر» جمعه (4 خرداد ماه) در برنامه «سينما 4» پخش خواهد شد. اين فيلم با بازي جيمز كان، كتي بتيس، ريچارد فارنزو ورت و فرانسيس استرن هاگن، درباره زني به نام «آني» است كه قبلاً پرستار بوده و الآن در يك منطقه كوهستاني زندگي مي كند. او به طور اتفاقي مردي به نام «شلدون» كه گرفتار كولاك شده را نجات مي دهد. شلدون نويسنده داستانهاي عاشقانه است كه به شخصيت اصلي كتابها با نام ميزري علاقه دارد. شلدون به آني اجازه مي دهد كتاب جديدش را بخواند اما آني از اينكه در كتاب جديد ميزري كشته شده عصباني مي شود و از شلدون مي خواهد تا كتاب را دوباره بنويسد.
** شبكه تهران: «صبح روزي كه متولد شدم» و «فراموش شدگان»
فيلم تلويزيوني «صبح روزي كه متولد شدم» جمعه ساعت 13 و 30 دقيقه از شبكه تهران پخش مي شود. اين فيلم با بازي محمد مختاري، حامد بهداد و محرم زينا ل زاده رشادتهاي رزمندگان ايراني، در مرحله سوم از عمليات بيت المقدس را به تصوير مي كشد. فيلم سينمايي «فراموش شدگان» نيز چهارشنبه ساعت 22 و 30 دقيقه از شبكه تهران به روي آنتن مي رود. اين فيلم ايتاليايي درباره  دختري به نام «ايزابل» است كه توسط عده اي از اشخاص ناشناس ربوده مي شود.پليس براي يافتن محل اخفاي ربايندگان در نهايت از طريق اينترنت موفق مي شود ربايندگان را رديابي كند.

  


موسوي گرمارودي در بزرگداشت مولانا:مولوي حقيقتهاي عميق را ساده مي كند

 

مراسم بزرگداشت مولانا به مناسبت سال جهاني اين شاعر و عارف ايراني در دانشگاه مذاهب اسلامي برگزار شد.
به گزارش ايسنا، علي موسوي گرمارودي در اين مراسم، درباره تفاوت داستانهاي روايي نمادين «شاهنامه» و داستانهاي روايي تمثيلي «مثنوي معنوي» گفت: از ذخاير بزرگ ادبيات ما داستانهاي روايي است. در تقسيم بندي محتوايي، منظومه هاي حكمي، غنايي، حماسي و عرفاني را داريم و در يك تقسيم بندي ديگر مي توان منظومه هاي روايي را به داستان هاي روايي نمادين رمزي و داستانهاي روايي تمثيلي نيز دسته بندي كرد.
اين شاعر با آوردن مثالهايي از داستانهاي «شاهنامه» يادآور شد: خود فردوسي تأكيد دارد كه «شاهنامه» اثري نمادين و رمزي است. در «شاهنامه» تمام داستانها در نهايت دقت انتخاب شده و نمادين هستند، و به تعبيري رستم، انسان آرماني فردوسي است.
استاد دانشگاه مذاهب اسلامي با تبيين اين مسأله كه برترين منظومه هاي روايي نمادين در «شاهنامه» آمده است و با منظومه هاي تمثيلي چون «مثنوي» مولوي تفاوتهاي جدي دارد، در ادامه خاطرنشان كرد: مولانا در «مثنوي» مسايل نظري عميق را در دست دارد و مي خواهد كه اين مسايل را به همه برساند؛ از اين رو از تمثيل استفاده مي كند؛ چون اگر از غير تمثيل استفاده كند، دسترسي مخاطب به آن امكان پذير نيست.
موسوي گرمارودي در ادامه با اشاره به داستان «طوطي و بازرگان» تأكيد كرد: مولوي با تمثيل سعي مي كند تا ما را به آن مفاهيم بلند نزديك كند. تمام تلاش او در 26هزار بيت، اين است كه ما را به مفاهيم نظري نزديك كند. اين حكايت «مثنوي» و هر حكايت ديگر آن، حديقه اي است كه در آن، حقيقتهاي عميق، ساده شده اند، تا ضعفاي عشق مند هم بتوانند آن حقايق عميق را درك كنند. مولانا گاهي برخي از حقايق را به دليل عمق آنها بيان نمي كند، كه حتي تمثيل هم از عهده بيان آنها برنمي آيد. در «مثنوي» برخي از آن حقايق را از زبان طوطي مي شنويم و برخي ديگر را خود مولانا در پايان تمثيل بيان مي كند.
او همچنين اظهار داشت: در منظومه هاي روايي تمثيلي، شاعر از پيش مفاهيمي را در ذهن دارد و آنها را به زبان ساده بيان مي كند. همچنين حركت در ادبيات تمثيلي از عمق به سطح است؛ اما در ادبيات نمادين، حركت از سطح به عمق است.
علي موسوي گرمارودي در پايان سخنان خود يك مثنوي را به مناسبت سالروز ميلاد حضرت زينب (س) خواند.
در اين مراسم، همچنين محمد اصفهاني آواز خواند و يك نماهنگ درباره مولانا نمايش داده شد.

  


كارگردان «شهر گناه» فيلمي بر اساس شخصيت «باربارلا» مي سازد

 

«رابرت رودريگوئرز» كارگردان فيلم «شهر گناه»  مشغول فيلمبرداري جديد ترين كارش با عنوان «سياره ترور» براساس شخصيت كتابهاي كميك به نام «باربارلا»  است.
به گزارش ايسنا،  «سياره ترور» (Planet terror) بر اساس نوشته اي از «نيل پورويس» و «رابرت ويد» كارگرداني مي شود.
اين داستان در سال 1968 نيز با بازيگري «جين فوندا» به تصوير كشيده شده است و نسخه اي با تهيه كنندگي «دينو دلايورنتيس» به توليد رسيده بود.
شخصيت «باربارلا» نخستين بار 7 سال پيش از ساخته شدن اولين نسخه آن در كتابهاي كميك فرانسه ظاهر شد، شخصيتي كه توسط «ژان كلود فورستت خلق شده بود.
«رودريگوئز» كارگردان فيلم درباره  علل انتخاب اين داستان براي كارگرداني، گفت: من اين شخصيت تصويري را دوست داشتم و بسيار هيجان زده ام از اينكه مخاطبان جديد سينمايي را با او آشنا كنم.
اين فيلم براي اكران جهاني در سال 2008 آماده مي شود.

  


احمدرضا درويش با «شكوه  پيروزي» تاريخ خرمشهر را ثبت مي كند

 

سال 84 همزمان با سالروز آزادسازي خرمشهر اعلام شد: «شكوه پيروزي» به كارگرداني احمد رضا درويش به عنوان پروژه ملي سينماي ايران، كليد مي خورد.
اين روزها احمد رضا درويش مشغول پيش توليد فيلم «روز رستاخيز» درباره  قيام امام حسين (ع) است، او درباره  پروژه  «شكوه  پيروزي» به ايسنا، گفت، «شكوه  پيروزي» و «روز رستاخيز» از ايده هايي بود كه از ده سال قبل در ذهنم بوده و قصد داشتم آنها را بسازم اما فعلاً «روز رستاخيز» در اولويت اول قرار گرفته است.
درويش با تأكيد بر اهميت موضوع آزادسازي خرمشهر اظهار كرد: گروهي مجرب مشغول انجام كار تحقيقاتي و تشكيل بانك اطلاعاتي و گردآوري مجموعه  كامل از منابع تحقيقاتي درباره ي پروژه ي «شكوه  پيروزي» هستند.
درويش گفت: آنچه درباره  جغرافياي زماني و مكاني اين پروژه در نظر است، فيلم «شكوه  پيروزي» در منطقه  خوزستان و خرمشهر متمركز است و داستان از شروع جنگ مقاومت سرسختانه  نيروهاي ايراني در خرمشهر، سقوط خرمشهر، احيا و سازماندهي قواي ايراني و درنهايت فتح خرمشهر بستر زماني و مكاني فيلمنامه را تشكيل مي دهد.

  


دعوت اسكورسيزي از كيارستمي، گونزالز و...

 

«مارتين اسكورسيزي»، كارگردان سينماي آمريكا در هفتمين روز برگزاري جشنواره  فيلم كن، «بنياد سينماي جهاني» را با هدف حفظ و بازسازي فيلمهاي قديمي افتتاح كرد.




به گزارش ايسنا، اسكورسيزي بعد از افتتاح بنياد سينماي جهان در كن در نشست خبري اعلام كرد: هدف از اجراي اين پروژه پيدا كردن و بازسازي آثار فاخر سينماي جهان است كه به دست فراموشي سپرده شده اند.اسكورسيزي گفت: در اجراي اين پروژه سينمايي، كارگردانان بزرگ سينماي جهان در قالب هيأت مشاوره، كمك خواهند كرد.
او در اين نشست از عباس كيارستمي به عنوان يكي از مشاورانش نام برد.در كنار كيارستمي آلخاندرو گونزالز ايناريتو از مكزيك، استفن فريرز از انگليس، گيلرمو دل تورو از اسپانيا، فاتح آكين از آلمان به همراه چند كارگردان ديگر در اين هيأت مشاوره حضور دارند.

  


جلد هفتم «هري پاتر» از دوم مرداد در ايران فروخته مي شود

 

تازه ترين و به احتمال زياد آخرين جلد از سري رمانهاي هري پاتر با عنوان «هري پاتر و حفره هاي مرگبار» همزمان با ديگر نقاط دنيا نيمه شب دوم مرداد ماه مصادف با 24 جولاي در ايران به فروش مي رسد.
به گزارش مهر، مدير فروشگاه و نمايشگاههاي خارجي شهركتاب از هفتمين جلد رمان پرفروش هري پاتر همزمان با سراسر جهان در شهر تهران خبر داد و گفت: امسال در يك اقدام نمادين و براي اولين بار در ايران رأس ساعت صفر بامداد روز 24 جولاي به وقت گرينويچ (30/3 دقيقه نيمه شب 2 مرداد به وقت ايران) و همزمان با تمام نقاط فروش كتاب هري پاتر در جهان، تازه ترين - و به احتمال زياد آخرين - جلد از رمان هري پاتر با عنوان «هري پاتر و حفره هاي مرگبار» به فروش مي رسد.مهديزاده اضافه كرد: اين كتاب صرفاً اقدامي نمادين است و سود اقتصادي ويژه اي براي شهركتاب ندارد. از سوي ديگر با توجه به زمان فروشش، براي ما داراي هزينه هايي است كه نياز به انجام هماهنگي با نهادهاي انتظامي نيز دارد؛ چرا كه تاكنون هيچ فروشگاه كتابي در ايران اين ساعت از نيمه شب به كار فروش كتاب مشغول نبوده است.
مهديزاده افزود: البته با توجه به ويژگيهاي كتاب هري پاتر، فروش آن نيز در جهان داراي مناسبات و تشريفات خاصي است؛ مثلاً اينكه ما براي اين كار بايد 50 نامه قرارداد را با نماينده انتشارات بلومزبري (ناشر هري پاتر) امضا كنيم تا بتوانيم آن را به فروش برسانيم. البته اين قراردادها به امضا رسيده است.

  


درويشيان به بخش عمومي بيمارستان منتقل شد

 

علي اشرف درويشيان كه از دهم ارديبهشت ماه در بخش مراقبتهاي ويژه ي بيمارستان بستري شده بود، به بخش عمومي منتقل شد.
به گزارش ايسنا، طبق نظر پزشك معالج، درويشيان با بهبود شرايط جسمي، چند روزي است كه به بخش عمومي بيمارستان منتقل شده است.به گفته ي يكي از مسؤولان بخش، او وضعيت عمومي بسيار بهتري دارد؛ اما فعلاً مشخص نيست چه زماني مرخص شود.
علي اشرف درويشيان بر اثر پاره شدن رگهاي سمت راست مغز، به علت فشار خون بالا در بيمارستان ايرانمهر تهران بستري شد، كه روز چهاردهم ارديبهشت ماه يك عمل جراحي را  براي كاهش و نيز رفع فشارهاي شديد روي مغز پشت سر گذاشت.

  


هنرمندان از انتشار
فراخوان بيست و ششمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر بي اطلاع هستند

 

فراخوان بيست و ششمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر در حالي منتشر شده است كه تفاوتهاي عمده اي با فراخوان دوره هاي قبلي جشنواره دارد و تعدادي از هنرمندان از انتشار آن بي اطلاع هستند.فراخوان اين دوره از جشنواره به صورت يك كتابچه كوچك منتشر شده و در مراكز تئاتري همچون تئاتر شهر و اداره تئاتر عرضه شده است، اما عرضه فراخوان به اين شكل موجب شده كه بسياري از هنرمندان تئاتر درجريان انتشار فراخوان نباشند و تعدادي از آنها در گفتگو با ايسنا از انتشار فراخوان اظهار بي اطلاعي مي كنند.در بخشي از اين فراخوان كه مربوط به آثار توليدي جديد با عنوان چشم انداز تئاتر ايران در سال 87 است و جزو بخشهاي جديد اين دوره از جشنواره است، مهلت ارسال آثار تا تاريخ 16 تير ماه اعلام شده است، فرصتي 45 روزه براي ارايه متون جديد! اين فراخوان هفته گذشته در نشست مطبوعاتي مدير اداره كل هنرهاي نمايشي در اختيار نمايندگان مطبوعات قرار گرفت و حال آن كه چند روز پيش از آن فراخوان بصورت محدودي منتشر شده بود.
اضافه شدن بخشهايي همچون نمايشهاي راديويي و تلويزيوني، پژوهش، چشم انداز ايران در سال 1387 و بخش ويژه تئاتر ملل از جمله  تفاوتهاي فراخوان اين دوره از جشنواره است، البته در كنار اين بخشها بخش توليد متون نمايشي و نمايشنامه  خواني نيز بعد از يك دوره وقفه احيا شده است، ضمن اينكه بخش بين المللي جشنواره بيست و ششم به صورت رقابتي برگزار مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com