|
* حميد رضا عرب
بازي با سايپا تلخ ترين خاطره عمرش محسوب مي شود . وقتي دوباره گلهايي را كه از محسن خليلي دريافت كرد در ذهنش تداعي

مي كند، همه وجودش به لرزه در مي آيد. براي وحيد طالب لو گل خوردن يعني ويراني و براي او برداشتن توپ از درون چارچوب دروازه مثل خوردن زهر مي ماند. فكرش را نمي كرد بعد از يك شروع طوفاني، مقابل حملات نه چندان سخت سايپا مغلوب شود. چهره اش در هم رفته است و حالا ديگر ناي حرف زدن ندارد. نه اينكه بخواهيم وانمود كنيم دروازه بان استقلال ديگر تاب ايستادن درون دروازه تيمش را نداشته باشد، نه؛ وصف حال او حاكي از تسليم شدنش در مقابل سختيها نيست اينها همه احساسات او از بازي نفسگير سايپاست. او كه نمي تواند خاطرات به جا مانده در ذهنش را پاك كند. مغزش مثل رايانه همه صحنه ها را ضبط كرده و هر لحظه صحنه هاي آن بازي تلخ مقابل چشمهايش رژه مي رود.... اما با همه ناخوشي كه دارد، سعي مي كند آماده بازيهاي آينده بشود. او دروازه بان استقلال است و بايد در سخت ترين شرايط وظيفه اش را به نحو احسن انجام دهد.
* تماشاگران استقلال گلهايي كه خوردي را نمي توانند هرگز فراموش كنند، خودت را چقدر مقصر مي داني؟ ** من تقصيري ندارم. اگر صحنه گلها را بار ديگر مرور كنيد، مي بينيد كه از دست من كاري بر نمي آمد. در صحنه اول توپ به پاي يوسفي خورد و به طاق دروازه كوبيده شد و روي گل دوم هم من ديگر نمي توانستم واكنش نشان بدهم. * اما روي تك به تكها تسلط بسياري داشتي. نظير همين صحنه در نيمه اول رخ داد كه البته داور نقطه پنالتي را نشان داد! * بله، به خاطر همين كه داور دوباره پنالتي نگيرد، زياد خودم را به حريف نزديك نكردم. ترسيدم كه نكند تركي دوباره نقطه پنالتي را نشان بدهد. * خب، اگر پنالتي مي شد ممكن بود دوباره ضربه را به آسمان بزنند و آن وقت بازي با همان نتيجه مساوي تمام بشود. ** ديگر كار از كار گذشته و نمي شود گذشته را تكرار كرد. در آن لحظه ديگر نمي دانستم چه كار كنم بعضي وقتها ديگر نمي شود تصميم درستي گرفت، اما فكر مي كنم كار ما نبايد به اين جا مي كشيد. * منظورت اين است كه اگر توپهاي به هدر رفته گل مي شد مي توانستيد با خيال راحت سرتان را روي بالش بگذاريد و بخوابيد؟! ** مهاجمهاي ما هرگز نتوانستند انتظارات مربيان را برآورده كنند. متأسفانه موقعيتهاي بسياري از دست رفت. ما به بي دقتي خودمان باختيم و حالا كارمان براي قهرمان شدن سخت شده است. اگر آن فرصتها گل مي شد الان فكر و ذهن ما آرامش داشت و مي توانستيم راحت بخوابيم... باور كنيد سه روز است كه درست استراحت نكرده ام. * حضور دايي در بين بازيكنان سايپا چه تأثيري در پيروزي اين تيم گذاشت؟ ** دايي بازيكن بزرگي است. وقتي آمد روند هجومي سايپا به كلي تغيير كرد. نمي توانم حضور علي دايي را و تأثيرگذاري اش را كتمان كنم. دايي وقتي وارد زمين شد، مدافعان ما به دنبال جلوگيري از حركاتش بودند و در همين حين محسن خليلي آزاد شد و توانست دروازه ما را باز كند. * همين گلها باعث شد تا در پايان بازي اتفاقات ناخوشايندي در ورزشگاه بيفتد و عده زيادي از هواداران شروع به فحش دادن كردند! ** خب، آنها ناراحت بودند. البته من مخالف فحش دادن هستم. هرچقدر همه ما بدبازي كرده بوديم هواداران نبايد به خودشان اجازه مي دانند تا به بازيكنان بي احترامي شود... آن روز بدترين روز زندگي ام بود. باور كنيد. * البته پيروز قرباني هم دست به كار ناشايستي زد و جواب فحش را با ناسزا داد! پيروز حتي مي خواست درگيري فيزيكي هم به وجود بياورد تا همه دق و دلي اش خالي شود! تاحالا چنين حركات زشتي از بازيكنان استقلال نديده بوديم... خيلي تأسف خورديم. ** من هم مخالف اين حركات هستم. اصلاً درست نبود كه پيروز با هواداران آن طور برخورد كند. پيروز اگر خودش را كنترل مي كرد، صحنه قشنگتر مي شد. به هرحال ما بازنده بوديم و بايد يك سري حرفها را تحمل مي كرديم. اگر تحمل نداشته باشيم، نمي توانيم از عهده بازيهاي سخت برآييم. * فكر مي كني اگر سايپا يا استقلال اهواز قهرمان بشوند چه اتفاقي بيفتد؟ ** اگر قهرمان نشويم ديگر نمي توانيم به صورت هواداران نگاه كنيم، اما من به شما بگويم كه واقعاً حق سايپا نبود كه ما را شكست بدهد. سايپا آن روز اگر دايي را نداشت هرگز نمي توانست استقلال را شكست بدهد. از طرفي استقلال به اشتباهات فردي خودش باخت. بازيكنان ما بعد از ورود دايي به ميدان عصبي شدند و ديگر نمي دانستند بايد چه كار كنند... كاش استقلال اهواز و سايپا قهرمان نشوند. * فكر مي كني حق آنها نيست؟ ** خب هركسي از ديد خودش نگاه مي كند. از نظر دايي، حق سايپا است كه قهرمان بشود. از نظر ما هم حق استقلال است كه قهرمان بشود. استقلال يك تيم مردمي است و اگر قهرمان شود اتفاقات خوبي در جامعه مي افتد. * شانس استقلال در دو بازي آينده بسيار كم است. بازي با پيكان و پاس ساده نيست. ** ما هنوز شانس داريم. همان طور كه ما اسير سايپا شديم. سايپا هم ممكن است اسير تفكرات ديگر تيمها شود. من به شما قول مي دهم سايپا مقابل پاس امتياز از دست مي دهد. * فرض مي كنيم اين طور كه مي گويي بشود! آن وقت مي خواهيد با استقلال اهواز چه كار كنيد؟! ** استقلال اهواز هم بازي ساده اي مقابل مس كرمان پيش رو ندارد. آن جا فرهاد كاظمي مقابل فيروز كريمي قرار مي گيرد و ممكن است اين تيم نتواند از سد حريفش بگذرد. از طرفي آنها در بازي آخر مقابل فولاد خوزستان قرار مي گيرند كه اين بازي كاملاً حيثيتي است. * اما قبول كنيد كه كار استقلال به بد روزي افتاده است! حالا ديگر سرنوشت در دستان شما نيست. ** خب، ما نبايد اجازه مي داديم سرنوشتمان دست تيمهاي ديگر بيفتد. مهم اين بود كه مقابل سايپا نتيجه بگيريم. * براي پايان فصل هدف خاصي داري؟ ** ما بازيهاي جام ملتهاي آسيا را هم پيش رو داريم كه خيلي مهم است. آن جا من كار بسيار سختي پيش رو دارم مي خواهم با درخشش در اين بازيها به تيمهاي خارجي بروم. فتح ا.. زاده قولش را داده اگر بتوانم در بازيهاي جام ملتها بدرخشم، رضايتنامه ام را بدهد و مرا به يك تيم خوب خارجي ترانسفر كند. |