|
* محمدرضا شالبافان
اشاره: حضور شخصيت ادبي حضرت امام خميني(ره) در ادبيات نيم قرن اخير چيزي نيست كه براي كسي پوشيده مانده باشد.

بزرگمردي كه با ويژگيهاي مختلف انساني/ روحاني خويش، بسياري از هنرمندان را مجذوب خود كرد. به بهانه هجدهمين سالگرد عروج ملكوتي حضرت امام(ره) به سراغ يكي از شاعران متعهد و انقلابي رفتيم و حسين اسرافيلي به پرسشهاي ما درباره شخصيت حضرت امام(ره) در شعر شاعران پاسخ گفت. * اشعار تقديمي شاعران به حضرت امام(ره) پيش از انقلاب تا چه حد بود؟ ** حضرت امام(ره)، به واسطه ابعاد مختلف شخصيتي، هميشه در نظر شاعران بوده اند. پيش از انقلاب هم شاعران زيادي در شعرشان به حضرت امام عرض ارادت مي كردند، البته بعضي از آنها مستقيماً اين ارادت را بيان مي كردند و عده اي ديگر در ابهام و اشاره به آن حضرت ارادت نشان مي دادند. بايد به اين نكته توجه كرد كه حضور حضرت امام(ره) در اشعار پيش از انقلاب، حضور بسيار ارزشمندي بود. به خصوص در زماني كه لباس روحانيت به نوعي لباس «دور از روزگار بودن» تلقي مي شد و به ويژه كه در آن روزگار پايه هاي تفكر جهاني، ماترياليستي بود. * و كداميك از جنبه هاي شخصيت حضرت امام(ره) بيشتر مورد توجه شاعران قرار مي گرفت؟

** تمام ابعاد شخصيت حضرت امام(ره) مورد توجه شاعران بود. اما آنچه از همه آنها برجسته تر و جذاب تر بود، شجاعت ايشان و بريدگي ايشان از جذبه هاي اين دنيا بود. اين ابعاد شخصيت حضرت امام(ره) بيشتر مورد توجه شاعران قرار مي گرفت. شجاعت ايشان در دو مثال به خوبي قابل مشاهده است. نخست برخورد ايشان با استبداد جهاني و به ويژه آمريكا بود و ديگر فتاوي شجاعانه و به روز ايشان. * پس از انقلاب، بيشتر جوانان شاعر از امام(ره) سرودند يا پيشكسوتان؟ ** پس از انقلاب، شاعران مطرح روزگار قبل از انقلاب، از جامعه شعر كناره گرفتند. دلايل اين اتفاق هم متعدد بود و بالطبع شاعران جوان، گردونه ادبيات را به دست گرفتند و اجازه ندادند اين چرخه از حركت بايستد. آنها در شعرهايشان ارزشها و شعارهاي انقلاب را نيز مطرح كردند، چرا كه در آن روزگار، دشمن همه جانبه به كشورمان هجوم آورده بود. در آن زمان نياز بود كه شعر انقلاب در ميان شعار انقلاب قرار بگيرد و البته به عقيده من، بسيار هم موفق بودند و دليل هم آن است كه اگر اولين مجموعه شاعران پس و پيش از انقلاب را با هم مقايسه كنيد، كفه آن به سمت مجموعه هاي شاعران پس از انقلاب سنگيني مي كند. اين جوانان به حضرت امام(ره) نيز توجه و علاقه بسياري داشتند. حضرت امام(ره) در شعر اين جوانان با القاب مختلف و استعاره هاي روشن و زيبا توصيف شده اند. تركيباتي چون «پير جماران»، «خورشيد جماران»، «پير عشق»، «پير پرچمدار»، «علمدار حسين» و... . البته در كنار ايشان هم شاعراني كهنسال دوش به دوش انقلاب حركت كردند. كساني چون مرحوم اوستا كه اولين مجموعه شعرش را با عنوان «امام حماسه اي ديگر» چاپ كردند و يا طاهره صفارزاده اولين مجموعه شعر خود را «بيعت با بيداري» ناميد، چرا كه انقلاب و وجود حضرت امام(ره) را بيداري مي دانست يا نام كتاب علي معلم «رجعت سرخ ستاره» نام گرفت و تمام اين نامها اشاره به حضرت امام(ره) داشت. كسان ديگري نيز چون استاد شاهرخي و استاد مشفق نيز به ايشان عرض ارادت كردند و شاعران جوان البته با زبان روزگار خودشان و با توانمنديهاي روزگار خودشان به خوبي توانستند نام حضرت امام(ره) را به شكلهاي مختلف و در ايهام، ابهام و استعاره و تشبيه هاي مختلف مورد توجه قرار دهند. * به عنوان آخرين سؤال؛ جوانان امروز كه حضور حضرت امام(ره) را درك نكرده اند، در اداي دين به ايشان چه وظيفه اي دارند؟ ** حضرت امام(ره) در ديد ما كه ايشان را زيارت كرده بوديم، چهره اي بسيار روحاني و نوراني داشتند و هم سن و سالهاي ما قدم به قدم با آموزه هاي ايشان رشد كردند. بدون اينكه به ارادت شخصي ام به ايشان رجوع كنم، وجود حضرت امام(ره) را يك اسطوره مي دانم و بلكه امام جزو اساطير ملتهاي اسلامي است. مگر اسطوره ها چگونه به وجود آمدند؟ جز اين است كه مردم آمال و آرزوهاي خود را در وجود يك شخص ديدند و به مرور زمان آن فرد در فرهنگ، ادبيات، باورها و عرف آن جامعه جايگاه مهمي يافت و ماندگار شد و به افسانه ها پيوست؟ بنابراين امام(ره) با توجه به آن عشق و علاقه ملت و ابعاد گوناگون شخصيتي ايشان جزو اسطوره هاي اين ملت است و جواناني كه محضر ايشان را درك نكرده اند، مي توانند به مجموعه سخنان حضرت امام(ره) كه با عنوان «صحيفه نور» در دسترس است، مراجعه كنند و اين كتاب به عقيده من، مانيفست انقلاب ماست و جوانان بايد حداقل بخشهايي از سخنان امام را بخوانند. جوانان ما وقتي با تفكر ايشان آشنا شدند، بزرگي ايشان را درك مي كنند و مي توانند حضرت امام(ره) را با ديگراني كه نام بزرگي هم دارند، مقايسه كنند كه هيچ كدام البته به پاي امام(ره) نرسيدند. بيانيه هاي حضرت امام(ره) شعر است، بنابراين جوانهاي ما به عنوان اسطوره اين ملت و كسي كه البته هنوز تفكرش ناشناخته است، بايد به سخنان و نامه هاي ايشان رجوع داشته باشند و جوانها براي حفظ آزادي و استقلال مملكت و نگهداري از تفكر اسلام ناب محمدي(ص) بايد اين اسطوره را پاسباني كنند. امروز امام(ره) ديگر نه به عنوان يك مرجع تقليد، بلكه بايد به عنوان يك پايه گذار در باورهاي ديني و شيعي و ملي ما و آن كسي كه طرحي نو در انداخت، شناخته شود و به عقيده من، اين براي همگان يك وظيفه ملي است. * و صحبت پاياني؟ ** عرضي ندارم، ان شاء ا... موفق و مؤيد باشيد. |