|
* جواد رستم زاده
خادم:پرسپوليس و استقلال را به پروين و حجازي بدهيد

رئيس كميته تربيت بدني و جوانان مجلس، ريشه بي ثباتي مديريت در باشگاههاي پرسپوليس و استقلال را مشخص نبودن تكليف اين دو باشگاه در بدنه دولت دانست و افزود: تا زماني كه تكليف دو باشگاه استقلال و پرسپوليس مشخص نشود و تا وقتي كه از ابتداي فصل، هيأت مديره و كادر مديريت آنها ندانند درآمدشان از كجاست و به چه شكل بايد كسب درآمد كنند تا بر اساس آن برنامه ريزيهاي كوتاه مدت، ميان مدت و درازمدت را در دستور كار خود قرار دهند، طبيعتاً نتيجه كار بهتر از اين نمي تواند باشد. اميررضا خادم افزود: افرادي مانند علي پروين يا حجازي يا مديران ورزشي كه در اين مدت در همين سيستم آشفته دولتي به هر شكل نتيجه كارشان، نتيجه بدي نبوده و مي توان به آنها اعتماد كرد، امروز هم جزو متقاضيان بوده و انگيزه هاي مناسب براي اداره اين تيمها را دارند، مي توان با آنها به صورت كوتاه مدت، ميان مدت و درازمدت قراردادهايي را بست و اگر بازخورد آنها خوب بود، در زمان مشخص اين دو تيم را واگذار كرد. *** بي جام ماندن عزيز دردانه هاي سازمان تربيت بدني را به جناب علي آبادي و سازمان محترمش بايد تبريك گفت. اوضاع نگران كننده و اسفبار استقلال و پرسپوليس در ليگي كه گذشت براي هزارمين بار نياز به بازنگري در نوع مديريت اين دو تيم را نمايان كرد. مديريت روي هوا، حقوق عقب مانده بازيكنان، بدهيهايي كه پلكاني سر به آسمان مي سايند و خانه به دوشي، بزرگترين مشكلات اين دو تيم در طي سالهاي گذشته بوده و هست. طعنه آميز اينكه طي تمام اين سالها و روزهايي كه اين دو باشگاه پرافتخار و بزرگ مدام در حال كشيده شدن بر خار و خاشاك مشكلات بوده اند، سازمان تربيت بدني به عنوان صاحب اصلي حتي يك گام دلسوزانه و مؤثر هم برنداشته است (برداشته است؟). اين سازمان براي شانه خالي كردن از بار مسؤوليت، استقلال بي نوا را به وزارت رفاه واگذار كرد، بدون آن كه به اين فكر كند تيمداري توسط يك وزارت چقدر به سليقه ها و تغيير و تحولات آن وزارتخانه بستگي دارد. «رفاهي» ها با هر هدفي كه سكاندار كشتي طوفان زده آبيها شدند، با تغيير وزير و اتفاقاً روي كار آمدن يكي از اعضاي هيأت مديره استقلال، كشتي آبيها را طوفان زده تر از قبل به دامان سازمان بازگرداندند. در اين رفت و برگشتها نه تنها چيزي بر داشته ها و اعتبار آبي پوشان پايتخت افزوده نشد كه با كشمكشهاي ايجاد شده در رأس كادر فني و مديريتي آنها، اين تيم به قهقرا رفت. حتي مي توان با بررسي موشكافانه تري، افتضاح حذف از جام باشگاههاي آسيا را از چشم سازمان ديد. علي آبادي دستور صريح معرفي مقصران و برخورد با آنها را صادر كرد، اما كو مقصر و كو برخورد؟ در مورد پرسپوليس اما داستان پدرخواندگي سازمان غم انگيزتر هم هست. از همان روزي كه سازمان تربيت بدني توانست در جنگ مديريتي و قدرت در تقابل با سازمان سوره، عابديني و محلوجي پيروز شود، آب خوش از گلوي سرخ پوشان پايين نرفت. در طول دوران ورود پرسپوليس به حوزه مديريت سازمان جز صدها طلبكار و هزاران درد بي درمان چيزي نصيب اين باشگاه و هوادارانش نشده است. قابل توجه اينكه باز با اين همه ناتواني در اداره باشگاههاي بزرگ، مسؤولان سازمان تربيت بدني بر حفظ آنها در بدنه خود اصرار مي ورزند و هيچ تلاشي براي واگذاري اين دو باشگاه به بخش خصوصي نمي كنند. اگرچه با بدهي 9 ميلياردي پرسپوليس و 6 ميلياردي استقلال، خيلي هم نبايد منتظر پا پيش گذاشتن بخش خصوصي براي اداره آنها باشيم. باورم اين است كه زمين خوردن استقلال در ليگ برتر و تحقير شدن پرسپوليس در جام حذفي را براي اين دو باشگاه بايد عين قهرماني بدانيم، چه مثل روز روشن است كه قهرماني اين دو تيم در فصلي كه گذشت باعث پنهان ماندن زخمهاي كرم زده شان مي شد. سازمان بدون برداشتن حتي يك گام مثبت در راه رفع بحرانها، با اين قهرمانيها سينه جلو مي داد و باز مشكلات ريشه اي، ريشه اي تر باقي مي ماند. شايد نگاهي به صدرنشينان ليگ و فيناليستهاي جام حذفي سند بهتري براي اثبات پايان مديريت سنتي - دولتي در فوتبال روز دنيا باشد. امسال سايپا قهرمان شد، استقلال اهواز نايب قهرمان و صباباتري و سپاهان به فينال جام حذفي رسيدند. اين چهار تيم هيچ رگي در قلب سازمان تربيت بدني ندارند و به صورت خصوصي - نيمه دولتي اداره مي شوند. اين اتفاق در حالي رخ داد كه استقلال و پرسپوليس تحت مديريت سازمان چاره اي جز عقب ماندن و چشم دوختن به بالانشيني و پيشروي سايپا، استقلال اهواز، صباباتري و سپاهان نداشتند. امسال استقلال و پرسپوليس چگونه روزگار خواهند گذراند؟ اين سؤال اساسي پيش روي تمام هواداران اين دو تيم است، هواداراني كه به هر سازي كه سازمان زده رقصيده اند و البته باز جز حمايت هيچ نكرده اند. همين الان قرارداد 10 پرسپوليسي و 16 استقلالي تمام شده و باشگاههاي مطبوعشان بايد براي حفظ يا جايگزيني آنها حداقل نزديك به 5/2 ميليارد تومان هزينه كنند. اين پول قرار است از كجا تأمين شود و سازمان قرار است چه نقشي در بازسازي استقلال و پرسپوليس ايفا كند؟ واقعيت اين است كه سامان اين دو باشگاه پرهوادار ظاهراً چندان براي مسؤولان دولتي اهميتي ندارد. استقلال و پرسپوليس در تملك سازمان تربيت بدني هستند تا سوپاپ اطميناني باشند براي كنترل هيجانات جاري در جامعه و البته برآورده شدن اهداف سياسي. همين داستان هيأت مديره پرسپوليس و جنجالهايي كه حول آن باعث ويراني اين باشگاه شد را مرور كنيد. ردپاي معاملات شوراي شهر پايتخت از فرسنگها آن طرف تر هم در ايجاد آن حاشيه ها به چشم مي آمد. مطمئن هستيم كه در تعلل در معرفي اعضاي جديد هيأت مديره استقلال هم باز معادلات و معاملات سياسي تأثير به سزايي دارند. در اين آشفته بازار اما به هيچ كس به اندازه تمام آن هواداران بي نوا كه نانشان را در غم شكستهاي پياپي اين دو باشگاه خيس مي كنند، ظلم نمي شود. استقلال و پرسپوليس تابستان امسال را بدون اينكه بتوانند با گاوصندوقي خالي و آرامش ذهني به آماده سازي خود بپردازند، درگير زد و بندهاي سياسي -ورزشي براي مشخص شدن مديرعامل و اعضاي هيأت مديره خواهند بود. نتيجه اين درگيريها اما باز خالي ماندن دستهاي اين دو تيم از قهرماني و موقعيتي در ليگ آينده خواهد بود. شايد بهتر آن باشد كه اصولاً استقلال و پرسپوليسي نداشته باشيم تا... . |