تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
عشقستان
ضربان
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-06-11
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 21خرداد ماه 1386

[ عشقستان ]
 * در ميزگرد دوساعته قدس با سه تن از جانبازان جنگ تحميلي عنوان شد؛
«لايحه جامع» ، كشور را از خدمات ارزشمند ايثارگران محروم مي كند
 * به نام آزادي ، پرواز كن!
 * ياد باد آن روزگاران ...
 * مراسم بزرگداشت سالروز شهادت دكتر مصطفي چمران در نقاط مختلف كشور برگزار مي شود
 * مركز فرهنگي دفاع مقدس خرمشهر در رديف آثار ملي دفاع مقدس كشور قرار گرفت
 * اعضاي NGO صلح هيروشيما به تهران مي آيند
 * مديركل آموزش عمومي بنياد شهيد و امور ايثارگران:
مدارس شاهد تابستان پرباري را پشت سر مي گذارند
 * نمايشگاه «هنر ايثار» تا بيست و پنجم خرداد ماه جاري داير است

در ميزگرد دوساعته قدس با سه تن از جانبازان جنگ تحميلي عنوان شد؛
«لايحه جامع» ، كشور را از خدمات ارزشمند ايثارگران محروم مي كند

 

* آرش شفاعي

لايحه جامع خدمات رساني به ايثارگران در يكي دو سال اخير در كش و قوس نهادهاي مختلف اجرايي و قانونگذاري در رفت و آمد بوده است و بارها نمايندگان مجلس و كارگزاران دولت در مورد محاسن و معايب آن اظهار نظر كرده اند.




در اين ميان كمتر كسي به اعتراضهاي جامعه هدف اين لايحه يعني خود ايثارگران توجه كرده است. روزنامه قدس در راستاي اطلاع رساني به مردم و مسؤولان در خصوص ديدگاههاي گروهي از ايثارگران در ميزگردي دو ساعته با سه تن از جانبازان جنگ تحميلي، انتقادهاي آنها را در خصوص اين لايحه و آثار و نتايج آن در اختيار مخاطبان خود قرار مي دهد.
با قيد اين توضيح كه روزنامه قدس آماده انعكاس سخنان موافقان اين لايحه است، صحبتهاي آقايان يوسف مجتهد جانبار 60 درصد و رئيس كميسيون ماده 16 و قائم مقام تعاون بنياد شهيد و امور ايثارگران، حسين صفري جانباز بالاي 70 درصد و حسين احمدي جانباز شيميايي 50 درصد را با هم مي خوانيم:
* لايحه جامع ايثارگران پس از كش و قوسهاي زياد به مرحله اي رسيده است كه احتمال ارسال آن به مجمع تشخيص مصلحت وجود دارد؛ شما به عنوان نمايندگاني از جامعه ايثارگران كه با لايحه مخالفيد، از روند تصويب و بررسي لايحه براي خوانندگان ما بگوييد.
** صفري: قبل از شروع بحث اين را بگويم كه ما حاضريم در برابر دوستاني كه مدعي هستند اين لايحه، لايحه خوبي است در هركجايي كه بگويند مناظره كنيم. حتي حاضريم آنها پنج برابر ما زمان و فرد داشته باشند تا از اين لايحه دفاع كنند، ولي تا به حال چنين كسي پيدا نشده است. اين لايحه دو روز پيش از پايان رياست جمهوري آقاي خاتمي در تاريخ 10 مرداد 84 به مجلس فرستاده شد و تصويب آن در زمان سفرهاي آخرين روزهاي رياست جمهوري ايشان انجام شده است. در زمان بررسي لايحه در مجلس، جلسات متعددي برگزار شد و خود من يازده بار به فراكسيون ايثارگران مجلس رفتم، همچنين جلسات متعددي در دفتر آقاي فدايي و دفتر خود من گرفته شد و ما نظرات خودمان را ارائه كرديم.
درباره بند «ز» لايحه كه در مورد شاهد صحبت مي كند ما اين سؤال را مطرح كرديم كه اين شاهد كيست؟ مگر جانباز 70 درصد طبق فرمان مقام معظم رهبري در صورت فوت، شهيد شمرده نمي شود؟ پس چرا اين لايحه اين موضوع را شامل نمي شود.
در اين لايحه آمده است، اگر كسي در راستاي اهداف انقلاب اسلامي از سال 1332كشته يا مجروح شده باشد شهيد يا جانباز شمرده مي شود؛ سؤال اينجاست كه آيا انقلاب اسلامي ما از سال 1332آغازشد يا نهضت پانزده خرداد1342نقطه آغاز آن بود؟ اگر اينگونه است بروند عقب تر و به شهيد مدرس و پيش از ايشان هم برسند.
به هرروي، ما در مورد اين لايحه به طور مفصل نظر داديم تا اينكه پس از مدتي با رويكردي صد و هشتاد درجه اي ما را به جلسات كميسيونها دعوت نكردند.
بدين گونه لايحه در مجلس تصويب شد. ما از آقاي احمدي نژاد دو ماه پس از رياست جمهوري ايشان وقت گرفتيم و به صورت مفصل ايرادات لايحه را تشريح كرديم كه آقاي رئيس جمهور در اين جلسه دستور دادند جلسه اي با حضور نمايندگان ايثارگران و مشاور عالي وقت و معاون حقوقي و پارلماني رئيس جمهور برگزار شود و چنانچه ايثارگران قانع نشدند لايحه مسترد شود.
جلسه بعد با فراز و نشيب زياد در آذرماه سال 84 با حضور آقاي عظيمي مديركل امور مجلس، معاون حقوقي و پارلماني رئيس جمهور كه قرار شد دو كميسيون پيگيري ماده 85  و سياست راهبردي در اين خصوص تشكيل شود كه اين كار باوجود پيگيرهاي ما و آقاي غرقي مسؤول پيگيريهاي نهاد رياست جمهوري انجام نشد و لايحه در شور دوم هم به تصويب رسيد.
در سال 85 جلسه ديگري با آقاي رئيس جمهور گرفتيم و دوباره مشكلات را تشريح كرديم كه در اين جلسه ايشان صريحاً دستور استرداد لايحه را دادند.
اين جلسه روز دوم شهريورماه 85 برگزار شد و دو روز بعد كه جانبازان در مقابل مجلس تجمع كرده بودند آقاي حداد عادل از تريبون مجلس اعلام كرد نامه استرداد به مجلس نرسيده است و به هرحال لايحه تصويب شد.
لايحه به شوراي نگهبان رفت و ما در ادامه پيگيريهايمان با آقاي دكتر كدخدايي جلسه اي برگزار كرديم كه ايشان با تعجب از مفاد لايحه خواستار شركت ما در جلسات مركز تحقيقات شوراي نگهبان شد.
در اين جلسه كه نمايندگاني از سازمانهاي مختلف و ستاد نيروهاي مسلح حضور داشتند مدارك و اسناد و نامه هاي ما را ديدند و نظر اين مركز بر اين قرار گرفت كه لايحه بايد رد شود و شوراي نگهبان هم لايحه را رد كرد.
شوراي نگهبان ابتدا بار مالي هزار ميليارد توماني اين لايحه را دليل رد كردن آن اعلام كرد كه دولت مدعي شد اين بار مالي را تأمين كرده است و قرار بود از طريق سهام عدالت جبران شود، درحالي كه سهام عدالت بودجه جاري نيست و شوراي نگهبان مجدداً به اين موضوع ايراد گرفت. در اسفندماه سال گذشته مسؤولان بنياد شهيد و امور ايثارگران گفتند با تأمين  400 ميليارد تومان اين لايحه مشكل بار مالي ندارد كه اين بار هم لايحه تصويب نشد و باز در ارديبهشت ماه امسال اعلام شد، با تأمين نود ميليارد تومان لايحه مشكلي براي تصويب ندارد كه باز شوراي نگهبان دوباره اين لايحه را برگشت داد .
گفته شده قرار است رئيس مجلس با رئيس جمهوري جلسه اي بگذارند و مشكل بار مالي لايحه را برطرف كنند و اين در حالي است كه شوراي نگهبان قانوناً پس از دو بار اعلام نظر نمي تواند اين لايحه را بررسي كند و به احتمال زياد به مجمع تشخيص مصلحت نظام مي رود.
در اين ميان، ما وقتي از آقاي هاشمي رفسنجاني گرفتيم و با جمعي از ايثارگران خدمت ايشان رسيديم و مسايل را برايشان تشريح كرديم و از ايشان خواستيم، اولاً سلام ما را به مقام معظم رهبري برسانند و ثانياً با ريش سفيدي كاري كنند كه حقوق ايثارگران محفوظ بماند.
* با توجه به روند طولاني لايحه اگر تصميم دولت بر استرداد بود چرا طي اين روند طولاني اين اقدام را انجام نداد؟
** صفري: در مجموعه دولت گروهي هستند كه مي خواهند به هر نحو ممكن اين كار صورت بگيرد. اينكه آنها چه هدفهايي دارند و يا چقدر وامدار هم هستند به خود آنان مربوط است.
حرف اصلي ما اين است كه دوستان مناظره اي بگذارند و رو در رو در مورد محاسن اين لايحه صحبت كنند. چرا هميشه از گفت و گوي مستقيم پرهيز مي كنند و مردانه استدلالهاي خود را مطرح نمي كنند تا پاسخهاي ما را هم بشنوند و قضاوت را به مردم و جامعه ايثارگري واگذار نمي كنند؟
** احمدي: من مي خواهم مستنداتي در خصوص مباحث مطرح شده ارايه كنم؛ در نامه دومي كه خدمت آقاي رئيس جمهوري ارائه و حضوري با ايشان صحبت شد درخصوص سوابق لايحه صحبت شده و پيشنهاد ما استرداد بود، اگرچه ما فضا را مستعد استرداد نمي ديديم و پيشنهاد مسكوت ماندن لايحه را هم ارايه كرديم. آقاي احمدي نژاد در اين جلسه بر استرداد لايحه تأكيد كردند و به معاونان و مشاوران خود دستور پيگيري دادند تا مقدمات كار كه تشكيل جلسه دولت براي تصويب استرداد بود فراهم شود و اين كار هم انجام شد و پس از تصويب در دولت در نامه اي به تاريخ چهارم شهريورماه 85 به مجلس اعلام شد استرداد تصويب شده است و ما هم اين نامه را دستي در مجلس توزيع كرديم و تمام نمابرهاي مجلس آن روز اين نامه را دريافت كرده اند.
جالب است زماني اعلام شد نامه به مجلس نرسيده است كه يك ساعت پيش از آن در تاريخ پنجم شهريور، مجلس جلسه غيرعلني در مورد همين نامه گرفته بود. اين نامه و استرداد را مي توانستند به رأي بگذارند و شايد نتيجه رأي گيري از قبل معلوم بوده است كه اين كار را نكرده اند. مجلس كه اداره نيست كه با يك تصميم مديريتي بتوانند مشكل را حل كنند، مجلس جاي شورا و رأي گيري است و بايد با رأي گيري عدم وجاهت حقوقي اين كار را برطرف مي كردند.
شوراي نگهبان هم در نوزدهم شهريورماه85 در نامه اي كه به مجلس فرستاده به نامه چهارم شهريور دولت در استرداد لايحه استناد كرده است.
در 12مهرماه همان سال دولت به دليل اصرار مجلس مجدداً تصويب كرد استرداد لايحه را پس بگيرد و به اين طريق مشكل را به صورت شكلي حل كردند، درحالي كه اشكال حقوقي تصويب لايحه با وجود اصرار دولت بر استرداد لايحه به قوت خود باقي بود.
در 17 آبان ماه نامه اي از طرف آقاي موسوي به رئيس مجلس نوشته شد كه در آن مصوبه دولت در مورد لغو استرداد اعلام شده است. دليل اين تأخير يك ماهه قولي بود كه دولت به ايثارگران داده بود كه در آن زمان در تجمعاتي خواستار عدم لغو مصوبه استرداد لايحه شده بودند.
اين در حالي است كه نامه چهارم شهريورماه در همان روز نوشته شده و همان روز هم به مجلس ارسال شده بود.
به هرحال در اين ماجرا حق جامعه ايثارگري در حال نقض شدن است و نبايد احقاق اين حق با پايمال شدن حق ديگري ادا شود. ما به طور مفصل با نمايندگان حرف زده ايم و مشكلات ايثارگران را برايشان توضيح داديم و گاهي مشاهده مي كرديم كه اشك برخي از آنها جاري مي شد ولي بعد مي ديديم بعضي افراد براي همين اشك ريختن هم برنامه ريزي كرده اند و همين رقت قلبها هم نمايشي است.
* در مورد اصل قضيه كمتر بحث شد. مسأله اين است كه ايثارگران به چه چيزي اين قدر معترضند چون دولت خودش هم مي گويد كه اين لايحه اگرچه حق مطلب را در مورد ايثارگران ادا نخواهد كرد ولي باعث بازنگري در تسهيلات اختصاص يافته براي اعضاي جامعه ايثارگران و رفع تبعيضها و ابهامها درمورد حقوق آنها و پركردن خ≥هاي موجود در اين زمينه خواهد شد.
**مجتهد: من خودم بنياد شهيدي هستم و در گذشته در تعاون بنياد جانبازان بوده ام و امروز در سمت قائم مقام تعاون و رئيس كميسيون ماده 16مشغول به كار هستم و چنين ادعايي را نشنيده ام و نمي دانم چه كسي اين ادعا را مطرح كرده است. درمورد اين لايحه كسي مطلع تر از من نيست و از ابتداي شكل گيري كميته هاي اين لايحه، در جريان ريز قضايا هستم و پشت پرده بسياري از قضايا را در جريان هستم و تنها در زماني كه آقايان حاضر به شركت در يك ميزگرد رو در رو شوند حاضرم در اين مورد حرف بزنم.
مدافعان لايحه به نظر من پنج دسته اند: گروه اول به سوابق قانون و مسايل جامعه ايثارگري آگاهي ندارند كه حتي در سمتهاي بالايي هم در بنياد شهيد قرار دارند. گروه دومي هستند كه غرض دارند، گروه سوم بخيلند كه بخشي از آنها در سازمان مديريت قبلي بودند و شايد همچنان هم باشند و تصورشان اين است كه اگر نظام، تكاليف اجتماعي خود را در برابر جامعه ايثارگري ادا كند پول مفت خرج كرده است. گروه چهارم هم حسودند و گروه پنجم افرادي هستند كه همه يا چند تا از اين خصيصه ها را دارند.
از ابتداي طرح لايحه در برنامه سوم، كشمكش هاي متعدد را از سر گذرانده ايم. من به ضرورت داشتن يك قانون جامع براي موضوع ايثارگران معتقدم ولي مسأله اين است كه اين لايحه طبق آيين نامه داخلي مجلس هم مشكل دارد زيرا وصف لايحه با محتواي آن نمي خواند. وصف جامعيت را بر لايحه اي گذاشته اند كه جامع نيست. در ويرايشهاي مختلف لايحه هدف اين بوده است كه قانوني نوشته شود كه با تصويب آن همه قوانين مصوب پيش از آن كنار گذاشته شود.
تا دو روز قبل از تصويب لايحه ما در تمام كميسيونهاي مجلس كه لايحه بررسي مي شد حضور داشتيم و اينكه چرا در دو روز پاياني ما را عمداً دعوت نكردند و در آن دو روز چه اتفاقهايي افتاد، جاي سؤال دارد.
در اين دو روز و در غياب كارشناسان و ايثارگران تبصره ها و موادي اضافه شده است كه در طول سالهايي كه من در خدمت لايحه جامع بوده ام، چنين مسايلي مطرح نبوده است.
از طرف ديگر در مورد لايحه و كار كارشناسي آن و اعتبارات اختصاص يافته به آن اغراقهاي زيادي شده كه همه اين ادعاها كذب است.
در مجموع بين چيزي كه پس از ساعتها كار كارشناسي، خروجي بنياد بود و آنچه تصويب شد تفاوتي از زمين تا آسمان وجود دارد.
آقايان ادعاي برقراري عدالت مي كنند، درحالي كه اين لايحه در شكل كنوني آن ناعادلانه است و من يكي دو مورد آن را به تفصيل مطرح مي كنم و البته ساعتها مي شود در اين مورد بحث كرد.
ابتدا بگويم كه ما در سالهاي نخست مجبور بوديم سليقه اي و تشخيصي در مورد ايثارگران عمل كنيم چون قانوني به شكل مشخص وجود نداشت ولي اينكه پس از 27سال ندانيم حالت اشتغال جانبازي را كه سالها قبل مجروح شده چگونه محاسبه كنيم جاي توجيه ندارد.
در كشورهاي ديگر اگر چه ممكن است رزمندگان آنها بر طريق باطل هم بجنگند تكليفشان در برابر اين رزمنده در مباحث مختلف روشن است، زيرا كشورهاي مختلف حتي جمهوريهاي آسياي ميانه، اين درك را داشته اند كه حقوق و مزاياي فرد از كار افتاده همواره دو برابر هم رده هاي خودش در ادارات مختلف است.
دليل اين امر هم اين است كه مخارج اين فرد از درمان و اياب و ذهاب و مانند آن از فرد عادي بيشتر است و از طرف ديگر فرصت براي درآمدزايي براي او نسبت به افراد سالم كمتر است.
در سال 1375مجلس مصوبه اي داشت كه بر اساس آن بين حقوق استخدامي و حقوق ايثارگري تفاوت قايل شد. براي مثال يك جانباز قطع نخاعي كه سلامت خود را براي انقلاب و ارزشها تقديم كرده است با فرض اينكه توانست مدرك تحصيلي بالاتر بگيرد و براي خود فرصت شغلي بهتري پديد آورد نبايد اين ارتقا، مانع دريافت حقوق ايثارگري شود و ما با استعلامهاي متعدد از دستگاههاي مختلف توانستيم اين موضوع را جا بيندازيم و همه دستگاهها بر اين امر صحه گذاشتند.
در لايحه اخير بدون بحث كارشناسي و در روزهاي آخر اين حق از ايثارگران سلب شد. حقوق ايثارگري نسبت به كشورهاي ديگر كه به ميزان دو برابر دريافتي دارند بسيار كمتر است. در زمان انقلاب و جنگ متوسط سن جانبازان ما بيست سال بوده و چون در آن زمان انقلاب فرهنگي هم اجرا مي شد پس بيست هزار نفر از اين عزيزان اغلب در حالت جانبازي موفق به ارتقاي سطح علمي شده اند و اين هم از افتخارات نظام بوده است.
اگر اين جانباز در شرايط سخت جسمي موفق به كسب مدرك بالاتر شد، طبق تبصره 2ماده  39 لايحه جامع ايثارگران توان استفاده از اين مدرك را ندارد .
يك جانباز يا آزاده كه به مدارج عالي علمي دست مي يابد و به دانشگاه مي رود و تدريس مي كند در حقيقت نظام را تدريس مي كند و اين فرد افتخار نظام است اما اين تبصره مي گويد: حقوق حالت اشتغال جانبازان و آزادگان از كار افتاده كلي موضوع ماده 38 و 39 اين قانون در صورت اشتغال در دستگاهاي موضوع بند الف اين قانون قطع مي گردد.
بند الف لايحه چه دستگاههايي هستند؟ تمام وزارتخانه ها، سازمانها، دستگاهاي اجرايي، مؤسسات و شركتهاي دولتي و ملي شده تحت پوشش و با مديريت دولتي اعم از اينكه داراي قوانين و مقررات خاص باشند يا نباشند، قوه قضائيه اعم از كادر قضايي و اداري و سازمانها و مؤسسه هاي وابسته و تابعه آنها، كانون وكلاي دادگستري، كارشناسان رسمي دادگستري، قوه مقننه، نهادرياست جمهوري، سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و سازمانها و نهادهاي تابعه، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران (نظامي و انتظامي)، نهادها و مؤسسات عمومي غيردولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي و شركتهاي تحت پوشش وابسته و يا تابعه آنها و تمامي سازمانها و شركتهايي كه به نحوي از بودجه عمومي استفاده مي كنند و يا قسمتي از بودجه آنها توسط دولت تأمين مي شود، بانكها، مؤسسه هاي بيمه اي ، جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران، شهرداريها و شركتهاي تحت پوشش آنها و نيز شركتهايي كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام است مانند سازمان تأمين اجتماعي، شركت ملي نفت ايران، شركت ملي گاز ايران، شركت ملي صنايع پتروشيمي، سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران، سازمان صنايع ملي ايران، شركت هواپيمايي، سازمان انرژي اتمي، اعضاي هيأت علمي و كادر اداري دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي، مجمع تشخيص مصلحت نظام، شوراي نگهبان و دانشگاه آزاد اسلامي.
بدين ترتيب اين لايحه كشور را از بركات حضور اجتماعي ايثارگران محروم و بدنه جامعه را از حضور ايثارگران خالي مي كند و حتي به تلاشهاي فردي نيز احترام نمي گذارد و از اين لحاظ با روح قانون اساسي نيز متناقض است و مخالف تمام قوانين تصويب شده پيش از اين و در تضاد با سياستهاي تصويبي مجمع تشخيص مصلحت نظام در مورد ايثارگران كه مورد تأييد مقام معظم رهبري است، مي باشد.
جالب اينجاست در مورد نمايندگاني كه هم از بنياد و هم از مجلس حقوق مي گيرند وقتي گفتيم حقوق اين نمايندگان هم قطع شود ناراحت شدند. آقايان به اصرار قصد دارند القا كنند قانون قصد قطع حقوق ايثارگري را ندارد درحالي كه اين موضوع صريحاً در لايحه آمده است و براي فهم آن به كارشناسي يا اطلاعات حقوقي نيازي نيست.
از كار افتادگان كلي كه سخت ترين شرايط را در ميان جانبازان و آزادگان دارند در ماده ديگري هم مورد هجمه قرار گرفته اند. اين گروه بايد طبيعتاً بيشتر مورد حمايت مادي قرار گيرند، در حاليكه اين افراد تنها يك حكم حقوقي مي گيرند كه معمولاً در دستگاهها در كنار آن دريافتيهاي ديگري نظير اضافه كار، پاداش، مأموريت و مانند آن هست كه جالب است همان حكم كارگزيني هم كاهش پيدا مي كند يعني دريافتي فرد از دريافتي زمان اشتغال او هم كمتر است!
در ماده 51 كه اين ماده هم در دو روز آخر تصويب شده و مانند ماده قبلي كسي مسؤوليت تصويب آن را در لايحه به عهده نمي گيرد عنوان پرطمطراق «فوق العاده ايثارگري» را بكار مي برند تا قانون سال 75 مجلس را بي اثر كنند و پيشنهادهاي مختلف ارايه شده و ويرايشهاي مختلف لايحه ايثارگري را از دور خارج كنند.
اين ماده مي گويد: كليه دستگاههاي اجرايي مشمول اين قانون موظفند به شهدا، جانبازان 25درصد به بالا و آزادگان مبلغي معادل 25 درصد حداقل حقوق كاركنان دولت را هر ساله تعيين و به عنوان فوق العاده ايثارگري هرماهه پرداخت كنند.
حداقل حقوق كاركنان دولت امسال 150هزارتومان است كه 25درصد آن مي شود 37هزار و پانصد تومان! تازه به ياد داشته باشيد اين فوق العاده شامل همه جانبازان نمي شود و فقط به كساني كه درصد جانبازي آنها 25 به بالا باشد پرداخت مي شود.
در تبصره دو همين ماده مي گويند: فوق العاده يادشده به جانبازان و آزادگان از كار افتاده كلي كه از حقوق حالت اشتغال برخوردار باشند تعلق نمي گيرد! بدين ترتيب جانبازان و آزادگان 50 درصد به بالا هم كه از كار افتاده كلي به شمار مي آيند از دور خارج مي شوند، پس اين 25درصد را به چه كسي مي خواهند بدهند؟
بحث ماده 66 كه شوراي نگهبان همان ابتدا آن را رد كرد هم موضوع جداگانه اي است. اين ماده گفته بود: بنياد موظف است به آن دسته ازمشمولين اين قانون كه شأن و منزلت ايثارگري را حفظ نمي كنند براساس آيين نامه اي كه با كمك ستاد نيروهاي مسلح، وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و قوه قضائيه تهيه مي شود و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد بخشي از خدمات و امتيازات مو ضوع اين قانون يا تمام آن كاهش مي يابد يا قطع مي شود.
يعني ديگر هيچ ايثارگري جرأت ندارد به اتاق آقاي مدير برود و به ايشان بگويد: تو!
* احمدي: نكته جالب ديگر اين است كه در اين لايحه شمول عنوان ايثارگر به شهيد، جانباز يا آزاده يا خانواده آناني اطلاق مي شود كه در حين انجام وظيفه كشته يا مجروح يا اسير شده باشند و مي دانيم كسي درحين انجام وظيفه است كه به مأموريت اداري و رسمي رفته باشد و حكم مأموريت گرفته باشد. با اين حساب شهيد فهميده شهيد شمرده نخواهد شد! زيرا ايشان بدون اجازه مقامهاي بالاتر و حتي به صورت مخفيانه به جبهه رفته بود و براي انجام عمل قهرمانانه خود مأموريتي نداشت و برگه اي نگرفته بود؛ از اين رو همان كسي كه امام(ره) او را رهبر همه ما مي دانستند براساس لايحه ياد شده شهيد نخواهد بود!
همچنين جانبازان شيميايي بمباران سردشت و يا شهيداني كه در شهرهاي محاصره شده مقاومت كرده اند يا شهيدان بمبارانهاي هوايي و بمب گذاريهاي منافقين يا شهداي انفجار حرم امام رضا(ع) ايثارگر شمرده نمي شوند چون در حال مأموريت و انجام وظيفه نبوده اند.

  


به نام آزادي ، پرواز كن!

 

زهره كهندل
شكسته بود از سنش شكسته تر مي زد. گفتم: چند سال اسير بودي؟ گفت: 2 تا 5 سال گفتم: 2 تا 5 سال؟ !يعني چه؟ !گفت:



يعني 10 سال گفتم: 10 سال؟ !گفت: شنيدن 10 سال خيلي است نه؟! گفتم: برايم تعريف كن گفت: جنگ بود، خانه هاي ويرانه، آدمهاي آواره، بوي گوشت سوخته مي زد زير دماغت، آن وقتها خلبان بودم در آسمان اوج مي گرفتم و روي زمين فرود مي آمدم...
آن شب وقتي از چرخبال پياده شدم دستانم را بستند، چشمانم را پوشاندند، پايم را توي خاك دشمن كشاندند و اسارتم از همان جا شروع شد... گفت: آن وقتها دخترم يك ساله بود. از زندگي مشترك من و همسرم خيلي نمي گذشت.
گفت: 10 سال تمام، موهاي سياه دخترم را توي تاريكي شبهاي اسارتگاه شانه زدم، او را بوسيدم، روي پاهايم خواباندم. با گريه هايش غصه خوردم و از خنده هايش قهقهه زدم، كيف مدرسه اش را دستش دادم، به او ديكته گفتم، بابا آب داد، بابا جان داد، بابا توي تنهايي از غم دوري دختر كوچولويش جان داد و ذره ذره داشت مي مرد، اما صبحها با صداي قاصدكها زنده مي شد، قاصدكها از طرف دختر كوچولويش پيغام داشتند؛ زود برگرد بابا، منتظرت هستم... و بابا به عشق انتظار دختر كوچولويش ماند، اميدوار ماند تا پايدار بماند...
گفت: بعضي ها اما قاصدكهايشان دير مي آمد، دل زخم خورده باباها آن جا طاقت نداشت.
خدايشان بزرگ است و مي داند در دل آنان چه گذشته كه... گفت: اسارت همه اش سخت است، حتي حرف زدنش، حتي يادآوري اش، حتي خاطرات تلخ و شيرينش، حتي 10 سال تحمل كردنش، حتي گفتن 10 سال اسارتش...
سرش را پايين انداخت و شانه هايش لرزيد. صداي فرو خوردن بغضش توي سكوت پيچيد. گفتم: از اسارت گفتن بس است حالا برايم از آزادي بگو، سرش را بلند كرد و نفس عميقي كشيد، گفت: از اسارتگاه بيرون آمديم. تازه فهميدم كه چه قدر آسمان آبي است چه قدر خورشيد گرم است، چه قدر هوا براي نفس كشيدن زياد است... و اولين كاري كه كردم نفس كشيدم، يك شش اكسيژن توي ريه هايم فرو دادم و هواي كثيف اسارتگاه را بالا آوردم... هر چه به خاك وطن نزديكتر مي شديم، صداي نفسهايمان بلندتر مي شد انگار همه مي خواستيم توي هوا از عشق تصعيد شويم... اكسيژن... نفس مي كشيديم آسمان، خورشيد، هوا، همه مال خودمان بود... نفس مي كشيديم... نفس...نفس... نفس عميقي كشيد و گفت: وقتي از اتوبوس پياده شدم دختر بچه اي با يك دسته گل رز قرمز روي يك سكو ايستاده بود. مي خنديد گفتند؛ دختر توست بهت زده نگاهش كردم...! اما دختر من آن موقع يك ساله بود و اكنون 11 ساله... دويد به طرفم. گلها را داد دستم و مرا محكم بغل گرفت. تمام وجودم به هم ريخت. باورم نمي شد يعني هر دختر ديگري را كه جايش مي گذاشتند و مي گفتند دختر توست بايد باور مي كردم... خيلي سخت بود... البته با دختر توي ذهنم خيلي تفاوت نداشت فقط موهايش روشن تر بود، پوست صورتش گندمي تر، لبانش صورتي تر، چشمانش مشكي تر و خودش هم كمي بزرگتر. اولش خيلي سخت بود شايد مثل اسارت اما اين بار اسارت در زمان... به مدت 10 ماه گيج بودم. محيط اطرافم و حتي اطرافيانم 10 سال بزرگتر شده و تغيير كرده بودند. دنيا براي من 10 سال عوض شده بود و من هنوز همان آدم 10 سال پيش بودم با اين تغيير كه پوستم چروك افتاده بود و موهايم سفيد شده بود...
من 10 سال براي چيزهايي كه دوستشان داشتم بهاي عمر دادم و حالا كشورم برايم ماند، وطنم، خاكم، دخترم، همسرم، خانه ام، زندگي ام، آزادي ام...
گفتم: مزه آزادي؟ گفت: مثل آب است، آب سرد و خنك توي بيابان داغ وقتي لبانت از خشكي ناجوانمردي ها، آدم كشي ها، بي مهري ها دارد مي تركد، آزادي طعمش مثل آب است، آب سردي كه وجودت را زندگي مي بخشد...
گفتم: هنوز هم مي تواني پرواز كني گوشه چشمانش اشك نشست و گفت: شايد حالا خيلي دير شده باشد، اما توي 10 سال اسارت از خلبانهاي ماهر، جور ديگر، پرواز كردن را ياد گرفتم.
گفت: ما همه با هم قسم خورديم كه به نام آزادي، پرواز كنيم؛ همه با هم به نام وطنمان، به نام خاكمان، به نام ايرانمان...

  


ياد باد آن روزگاران ...

 

مرد چفيه اش خيس بود از آب وضو. سوز مي آمد و تا به چادر رسيد تنش توي مه رقيقي داشت به خود مي لرزيد. در چادر را پس زد. گرماي نرمي بر تنش نشست، گرماي نفس همرزمانش كه كف چادر دراز به دراز، چفت در چفت، غرق خواب بودند. مرد پاورچين پاورچين كف چادر دنبال جاي پا مي گشت، تا خودش را خندان رساند بالاي سر علي، او را تكاني داد و صدايش را بلند انداخت بر



سرش.
- ديدي كه بالاخره يار با منم بود حاجي، چون امروز فرشته سحر، خبرت نكرد، بلند شو، كه خواب موندي.
علي پريشان از خواب پريد چشم هايش خيره ماند روي مرد.
- السلام علي آقا!
علي حيران سرش را دور تا دور چادر چرخاند، از جاي برخاست و بي جواب از چادر زد بيرون. مرد خنده به لبش ماسيد و در خودش فرو رفت و گفت:
- حاجي تو سلام، پيشقدم بود، اما الانه حتي تو چادرم نبود. جواب سلامم كه بماند. شانه انداخت بالا و باز قدري در خودش فرو رفت و بعد صدايش را بلند كرد.
- يا علي، برادرا بلند شن، وقت نماز.
خرخرها ديگر قطع شد و جاي آن را همهمه سلام و صلوات گرفت تا وقتي كه چادر خوب خالي شد و مرد صفهاي نماز را با مهرهايي كه بوي تربت مي داد، چيد.
جانماز گل دار علي را پهن كرد. بوي عطر گل محمدي بالا زد و او يك صلوات فرستاد. نمازش را همان جا پاي جانماز علي آغاز كرد و تا سلامش را داد صفها ديگر پر شده بودند، مرد برخاست، صداي صوت اذان توي چادر تاب خورد، اذان تمام شد، اما هنوز جانماز علي منتظر صاحبش بود، سكوت چادر پاره شد و جاي آن را همهمه پر كرد.
- حاجي كجا مونده، نمازمون داره قضا مي شه.
- بسم ا... به گمونم تنهايي رفته نبرد با دشمن.
و همه زدند زير خنده.
- به جاي غيبت براي پيروزي رزمندگان صلوات.
- تا علي بياد، بلبل امام حسين پاشه يه دهن بخونه.
مرد سر جايش ديگر بند نشد، زد بيرون و باز رفت توي سوز سرما، هوا گرگ و ميش بود و ديگر مه نبود. مرد نگران دور خودش مي چرخيد، ناگهان دستي روي شانه اش سنگيني كرد.
- بريم برادر!
مرد سرش را چرخاند به پشت، تا چشمش به علي افتاد دهان باز كرد.
- كجايي مرد مؤمن؟ نماز بچه ها قضا شد.
علي حرفي نزد تمام هيكلش خاكي بود و چشم هايش هم خيس بود. تا پايش را توي چادر گذاشت، صداي صلوات بلند شد و باز چادر از همهمه تركيد.
- ما گفتيم، حاجي جون، حتمي شبا شب رفتي نبرد!
- نه بابا حاجي و نبرد، روز عمليات در مي ره چه برسه حالا!
- بابا رفته غسل شهادت كرده نمي بينيد چقدر خاكيه!
علي يك راست رفت پاي سجاده، قد قامت كه گفته شد، خنده ها ديگر بريد، همه ايستادند. نماز به پا شد و بعد از سلام، رزمنده ها يكي يكي با هم دست دادند، علي سلامش را كه داد بر جانماز گل دارش سجده كرد.
صفها به هم خورد و مهرها را جمع كردند. ولي هنوز علي پاي جانماز، سرش بر سجده مانده بود. دوباره خنده توي چادر پيچيد.
- بسه ديگه علي آقا مي دونم، داري به خدا التماس مي كني عمليات بهم بخوره و در بري، با اين سر و بر خاكيت، ما كه رحممون اومد، باشه بابا از جنگ معافي.
- نه بابا كجاي كاري داره التماس مي كنه عراقيا بگيرنش و ما خلاص شيم از دستش.
- حاجي تو كه تا زير توپ و تفنگ دشمن، خنده از لبت كنار نمي رفت، چيه پريشوني؟
- مي ترسه روز عمليات ما رفتني باشيم و خودش بمونه.
علي بلند شد. جانماز را جمع كرد. همان جا نشست. نگاه ها همه خشك شد روي لبهاي چفت شده او. چشم هايش روي هم بود كه لب از لب باز كرد و گفت:
- «عمليات بود، پشت خاكريز، همون جايي كه سه روز ديگه عمليات داريم، مي دويديم. مثل صحراي محشر. لب خاكريز رسيديم. يكهو صوت قرآني از آسمون بلند شد. چه صوتي بود تا خواستم از خاكريز پايين بيام. دو تا بال درآوردم و رفتم بالا، سمت صوت قرآن. عجب صوتي بود، حيف كه نماز صبح مجالم نداد.»
مرد پاي خاكريز بود و حرف هايش را زير فرياد گلوله توپ و تفنگ، فقط خودش مي فهميد و خدا، تمام بدنش خاكي بود و از بين دست هايش خون مي ريخت روي زمين. علي روي دست هايش بود و مرد با او حرف مي زد.
- «سه روز پيش، خوابت رو گفتي، همه خنديدن، گفتن شدي پرنده، راست گفتن، پرنده اي به خدا، پرنده اي، پريدي علي جون.»
مرد گريه مي كرد و جنازه علي پاي خاكريز روي دستهايش رها بود و نرم مي خنديد.
بر اساس خاطره اي از شهيد علي وحيدنژاد

  


مراسم بزرگداشت سالروز شهادت دكتر مصطفي چمران در نقاط مختلف كشور برگزار مي شود

 

اولين جلسه ستاد بزرگداشت سالروز شهادت دكتر مصطفي چمران با حضور سردار باقرزاده، رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، مهندس مهدي چمران، عضو شوراي شهر تهران، نمايندگان بنياد شهيد و معاونت تبليغات بنياد حفظ آثار، صدا و سيما و وزارت دفاع برگزار شد.
به گزارش ايسنا، در اين جلسه در مورد مراسمهايي كه به همين مناسبت در استانهاي خوزستان (دهلاويه) و مركزي(ساوه) و تهران براي بزرگداشت اين مرد علم و عرفان برگزار خواهد شد، بحث و تبادل نظر شد.
توليد سي دي مولتي مدياي شهيد چمران نيز در دستور كار ستاد قرار گرفت كه به زودي در معرض استفاده علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
در اين جلسه، همچنين اعلام شد: مراسمهاي بزرگداشت شهيد چمران در مسجد دانشگاه تهران در روز 30 خرداد از ساعت 17 تا 19 و در محل يادمان دهلاويه بعد از نماز مغرب و عشا به همراه قرائت دعاي كميل توسط صادق آهنگران برگزار شود.
در جهت گراميداشت سالروز شهادت شهيد چمران مراسمهايي نيز در پارچين و مسجد جامع غديرخم تهران تحت عنوان شبي با قرآن با حضور قاريان بين المللي و گروههاي تواشيح برگزار خواهد شد.
همچنين با همكاري شهرداري تهران، بنياد شهيد و بنياد حفظ آثار، پوسترهاي تبليغاتي در مورد شهيد چمران در سطح شهر تهران و ساير استانها به ويژه استانهاي خوزستان و مركزي نصب خواهد شد.

  


مركز فرهنگي دفاع مقدس خرمشهر در رديف آثار ملي دفاع مقدس كشور قرار گرفت

 

فرمانده قرارگاه حفظ ابنيه و آثار سرزميني دفاع مقدس خوزستان گفت: مركز فرهنگي دفاع مقدس خرمشهر در رديف آثار ملي دفاع مقدس كشور قرار گرفت.




سرهنگ پاسدار حسين عشقي در گفتگو با ايرنا افزود: اين مركز با شماره ثبت 113 در رديف آثار ملي دفاع مقدس كشور قرار گرفت.
وي افزود: اين اقدام در چارچوب طرح ملي ثبت آثار دفاع مقدس كشور صورت مي گيرد كه مصوب مقام معظم فرماندهي كل قوا است.
سرهنگ عشقي افزود: مركز فرهنگي دفاع مقدس خرمشهر پس از مسجد جامع و پل آزادي خرمشهر و مشهد شهيد چمران در دهلاويه، چهارمين اثر ثبت شده ملي دفاع مقدس كشور است.
مركز فرهنگي دفاع مقدس خرمشهر از مراكز مهم فرهنگي در تاريخچه دفاع مقدس در خرمشهر قهرمان است. ساختمان اين مركز در سال 1309 توسط كمپاني نفتي انگليس ساخته شده است و به عنوان دفتر مركزي اين كمپاني از آن استفاده مي شد.
اين ساختمان دو طبقه كه در زميني به مساحت 10 هزار متر مربع و با دو هزار و چهارصد مترمربع زير بنا ساخته شده است، پس از ملي شدن صنعت نفت به عنوان دفتر مركزي شركت ملي نفت ايران مورد استفاده قرار مي گرفت و در زمان اشغال خرمشهر توسط بعثيها يكي از سنگرهاي مهم آنان به شمار مي رفت. اين ساختمان كه در خلال جنگ تحميلي به شدت آسيب ديده بود، پس از جنگ با حفظ برخي از نمادهاي جنگ به شكل مطلوبي بازسازي و به عنوان گنجينه حماسه دفاع مقدس توسط بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس كشور درآمد. در اين مجموعه زيبا و ماندگار 35 روز مقاومت خرمشهر، اشغال و تخريب شهر، تالار شهيدان و عمليات آزادسازي خرمشهر و بازگشت مردم به شهر را مي توان همراه با غرفه هايي از شهيدان جهان آرا، موسوي، بهنام محمدي، بهروز مرادي و شهيد صياد شيرازي را از نزديك نظاره گر بود.
حسينيه سيدالشهدا(ع)، كتابخانه تخصصي دفاع مقدس، محوطه بيروني شامل ادوات منهدم شده دشمن، برج ديده باني و مزار سه شهيد گمنام حماسه دفاع مقدس و تنديس شهيد سرلشكر فلاحي از ديگر بخشهاي اين مركز است.
در ابتداي اين مركز نيز تابلوي زيباي «به خرمشهر خوش آمديد، جمعيت 36ميليون نفر» اثر ماندگار شهيد بهروز مرادي با تنديس ظهر عاشوراييان ديده مي شود.
از ديگر گنجينه هاي اين مركز، نگارخانه هنرهاي تجسمي، تالار نمايش فيلم، تمبرهاي دفاع مقدس و به ويژه تمبرهاي شهيدان خرمشهر و آثار ماندگار و فاخر هنرمند معاصر، ناصر پلنگي است.
از نكات قابل توجه تاريخي اين مركز، اخراج كاركنان انگليسي كمپاني نفتي انگلستان توسط مرحوم حسين مكي پس از ملي شدن صنعت نفت است كه از طريق اسكله رو به روي اين ساختمان و با قايق صورت گرفته است.
نماي زيباي مركز فرهنگي دفاع مقدس خرمشهر از پل شهيد جهان آرا و بر فراز كارون تداعي كننده روزهاي اوج و حماسه ملت قهرمان ايران به ويژه سلحشوران خرمشهري است.
اين مركز سالانه پذيراي ميليونها تن از هموطنان است كه در ايام بازديد كاروانهاي راهيان نور به اوج خود مي رسد.

  


اعضاي NGO صلح هيروشيما به تهران مي آيند

 

اعضاي NGO صلح هيروشيما به مناسبت گراميداشت روز ملي مبارزه با استفاده از سلاحهاي شيميايي و ميكروبي به تهران مي آيند.
به گزارش ايسنا، اين گروه از تاريخ سوم تيرماه امسال به مدت يك هفته در ايران حضور خواهند داشت.
هدف از دعوت اين گروه، شركت در مراسم روز ملي مبارزه با استفاده از سلاحهاي شيميايي و ميكروبي است كه هشتم تيرماه آينده در پارك شهر تهران برگزار مي شود.
اين گروه همچنين از برخي شهرها و روستاهاي مرزي ايران كه در طول هشت سال جنگ تحميلي هدف حملات شيميايي رژيم بعثي عراق قرار گرفتند، بازديد كرده و از نزديك با مصدومان شيميايي ملاقات مي كنند.

  


مديركل آموزش عمومي بنياد شهيد و امور ايثارگران:
مدارس شاهد تابستان پرباري را پشت سر مي گذارند

 

مدارس شاهد كشور با ارائه برنامه هاي متنوع علمي و فرهنگي، تابستان پرباري را پشت سر مي گذارند.
رجبعلي راهيف، مديركل آموزش عمومي اين نهاد با بيان اين مطلب، گفت: به منظور پر كردن اوقات فراغت دانش آموزان شاهد و استفاده مطلوب و بهينه از اين اوقات، با هماهنگي وزارت آموزش و پرورش و بنياد شهيد و امور ايثارگران، مدارس شاهد در طول تابستان تعطيل نمي شوند و با برنامه هاي متنوع علمي-فرهنگي به ارائه خدمت مي پردازند.
وي با بيان اين كه آموزش و پرورش تعطيل ناپذير است، افزود: پس از پايان سال تحصيلي و شروع تعطيلات تابستاني، مدارس شاهد با تشكيل كانونهاي علمي- فرهنگي و ارائه برنامه هاي آموزشي به صورت متنوع، تابستان پرباري را پشت سر مي گذارند.
راهيف تصريح كرد: برنامه هاي آموزشي ويژه پايه هاي ورودي پنجم ابتدايي به اول راهنمايي، سوم راهنمايي به اول دبيرستان و كلاسهاي كنكور براي دانش آموزان سوم دبيرستان و پيش دانشگاهي برگزار مي شود.
مديركل آموزش عمومي بنياد به زمان برگزاري اين برنامه اشاره كرد و گفت: مدت زمان اجراي برنامه هاي علمي-فرهنگي دو ماه است كه از سوم تيرماه شروع مي شود و تا شهريور ماه ادامه دارد.

  


نمايشگاه «هنر ايثار» تا بيست و پنجم خرداد ماه جاري داير است

 

بنياد شهيد و امور ايثارگران اعلام كرد كه نمايشگاه «هنر ايثار» تا بيست و پنجم خرداد ماه جاري برپا بوده، بازديد عموم از اين نمايشگاه آزاد است.
به گزارش ايرنا به نقل از معاون پژوهشي بنياد شهيد، نمايشگاه «هنر ايثار» در سه بخش هنر جديد، عكاسي و نقاشي پذيراي بازديدكنندگان است.
اسكندر يارنسب اختصاص بخش هنر جديد اين نمايشگاه به نمايشگاه «رامبرانت» را تكذيب كرد و گفت: فضاي مورد نظر براي برپايي نمايشگاه رامبرانت هيچ ارتباطي به فضاي اختصاص يافته به بخش هنر جديد نمايشگاه «هنر ايثار» ندارد و دو فضاي كاملاً جداگانه است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com