تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
عشقستان
ضربان
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-06-11
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 21خرداد ماه 1386

[ هنری ]
 * نگاهي به مجموعه تلويزيوني «چهل سرباز» ؛ رستم، رستم كه مي گفتن اين بود؟!
 * تازه چه خوانده ايد؟ با رامين مولايي/ مترجم ؛ دو رمان كوتاه و خواندني
 * محمدمهدي دادگو مشاور عالي خانه سينما شد
 * برندگان اسكار باليوود معرفي شدند
 * «پارك وي» دور از دايره قاچاقچيان، 125 ميليوني شد
 * اعتراض لاله اسكندري به تلويزيون
 * فراخوان سومين جشنواره فيلم «رويش» منتشر شد
 * مرتضي كاخي: ضايعه در كمين الفباي ماست
 * جايزه  يك عمر فعاليت ادبي براي استفن كينگ

نگاهي به مجموعه تلويزيوني «چهل سرباز» ؛ رستم، رستم كه مي گفتن اين بود؟!

 

* ميلاد كوهيار

1- ساختن مجموعه اي درباره تاريخ و افسانه هاي ايران زمين، آن هم براساس شاهنامه فردوسي بزرگ خودبخود كاري پسنديده و در



خور ستايش است، بخصوص كه تاكنون فيلم يا مجموعه اي به يادماندني از روي شاهنامه ساخته و به نمايش در نيامده و نمايش مجموعه «چهل سرباز» به كارگرداني محمد نوري زاد علاوه بر آشنايي مردم بخصوص جوانان ما با فرهنگ و تاريخ اين سرزمين، داراي جذابيتهاي داستاني فراواني است كه بي شك برگرفته از توانايي بي نظير حكيم توس در حماسه سرايي مي باشد.فردوسي در اثر سترگ خويش، داستانها، حكايتها و افسانه هاي متعددي گنجانده كه نبرد رستم و اسفنديار، جزو درخشان ترين ياقوتهاي اين گنجينه بزرگ و قيمتي است.
2- چنين گفت «بهمن» كه اين رستمست
و يا آفتاب سپيده دمست؟
داستان چند قسمت اول سريال، ماجراي نبرد رستم و اسفنديار، شاهزاده ايران زمين است كه به فرمان پدر خود «گشتاسب» راهي نبرد با رستم جهان پهلوان ايران مي شود. طرح داستاني وفادارانه سريال به شاهنامه، علاوه بر جلب مخاطب عام، مخاطب خاص نيز كه آشنايي بيشتري با شاهنامه و نبرد مذكور دارد، را خشنود ساخته و اشتياق او را براي تماشاي سرگذشت پهلوانان كه تاكنون تنها از راه شعر (و چه زيبا) آنان را شناخته و با آنان خو گرفته، بيشتر مي كند. منتها با ديدن يكي دو قسمت از سريال «چهل سرباز» اين شور و اشتياق ديري نمي پايد، چون با ديدن چهره اسفنديار، پشوتن، بهمن و بخصوص رستم كه چندان نشاني را از ابر پهلوان شاهنامه ندارد، جاي خود را به زهر خندي تلخ مي دهد؛ زيرا انتظاري كه از ديدن آنان و به ويژه رستم مي رود، به هيچ عنوان برآورده نشده و گرچه كارگردان كوشيده با معرفي تدريجي رستم و نگاه خيره و حيرتزده بهمن به او و لگدزدن رستم به تخته سنگ پرتاب شده به سويش و... تشنگي و انتظار تماشاگر را بيشتر كرده و رستم را به گونه اي اسطوره اي معرفي كند، منتها توفيقي در اين امر نداشته و در نهايت تماشاگر را راضي نمي كند. به عنوان مثال كارگردان، براساس شاهنامه، انداختن سنگ ها توسط بهمن بر سر رستم را چنان تصوير كرده كه در اين زمانه جلوه هاي ويژه و «ارباب حلقه» ها و «ماتريكس» و «مرد عنكبوتي»، حتي كودكان نيز از لگد رستم به سنگ مقوايي! خنده شان مي گيرد.
آيا نمي شد كمي از عناصر سينمايي مثل موسيقي، جلوه هاي ويژه، نماهاي باز و... در اين صحنه و اصولاً در معرفي رستم و ديگر پهلوانان بهره برد و تنها به متن و قصه گويي و گفتگو بسنده نكرد؟ (چه خوب بود به جاي راوي كه صدايي زنانه است و ماجرا را شرح مي دهد، شعرهايي از شاهنامه در توصيف گردان و پهلوانان و وقايع خوانده مي شد.)
3- خروشيد و گفت اي يل اسفنديار
هم آوردت آمد بر آراي كار
از لزوم ساخته شدن سريالي براساس شاهنامه و جذابيتهاي داستاني آن كه بگذريم، ضعفهاي پرشمار مجموعه خود را نشان مي دهند. اين كه ما در موقع لشگركشي اسفنديار به زابلستان قرار است يكي از فرازهاي مهم شاهنامه را به تصوير بكشيم، منتها نه از سپاهي خبري هست، نه سياهي لشگري و فقط چند عدد سرباز و تمام! و اصولاً نه اسفنديارمان، اسفنديار است، نه رستم مان، رستم! (اين بيشتر به كارگرداني مجموعه و پرداخت صحنه ها برمي گردد تا به بازيگري بازيگران). نماها اكثراً بسته است و فضاها داخلي و اسفنديار كه مدام در داخل چادر با برادرش سخن مي گويد و بعد كه بهمن به ديدار رستم مي رود، نهايت مردي و مردانگي رستم را در پاره كردن بندها مي بينيم (به قضيه لگدزدن به سنگ هم كه قبلاً پرداختيم!) در حالي كه مثلاً در شاهنامه، بهمن، رستم را در حالي مي بيند كه نره گوري را شكار كرده:
يكي نره گوري زده بر درخت
نهاده بر خويش كوپال و رخت
و اصلاً اگر همين سروده شاهنامه، به تصوير كشيده مي شد، جذاب تر و سينمايي تر نبود؟! ليكن امكانات كم، نداشتن تجربه كافي كارگردان و همكارانش و اصولاً سينماي ما در مواجهه با اسطوره پردازي شخصيتهاي كهن و در كل ضعف كارگرداني مجموعه، كار را به آنجا مي كشاند كه به ساده ترين و كم خرج ترين شكل، صحنه ها به تصوير كشيده مي شوند و بزرگي و فر و شكوه شخصيتها، با گفتار كاراكتر روبرويشان به تماشاگر فهمانده مي شود! به نحوي كه در سريالي كه بيشترين تأكيدش بر پهلواني و آيين آن است و طبيعتاً رزم آورانش، بايد اندامي ورزيده (كه لازمه پهلواني و جنگاوري در قديم بوده است) داشته باشند، بهمن را مي بينيم كه ظاهرش به جوانان امروزي بيشتر مي ماند تا قهرماني اساطيري...!
در كل، مجموعه تنها به متن وابسته بوده و چندان بهره اي از عناصر سينما (و يا حتي تلويزيون) نبرده است. دقت كنيد كه موسيقي هيچ كمكي به حس و حال صحنه ها نمي كند، در حالي كه در پرداخت شخصيتهاي اسطوره اي و اصولاً فيلمهاي حماسي، موسيقي نقش بسيار پررنگي دارد. (تصورش را بكنيد، «السيد» بدون موسيقي «ميكلوش روژا» چه از آب در مي آمد يا «محمد رسول ا...»(ص) بدون موسيقي جاودانه «موريس ژار»). طراحي صحنه بسيار ابتدايي است. شكارگاه رستم ميان تخته سنگي به تصوير كشيده شده و اردوگاه اسفنديار، با چادري نشان داده مي شود كه هميشه اسفنديار داخل آن است و بيرون كه مي آيد، هوا مه است و دود به آسمان بلند مي شود. نه چشم اندازي، نه سپاهي و تدوين كه ميان گفتگوي رستم و اسفنديار، تصاويري بي ربط و مبهم (كه گويا بعداً قرار است براي تماشاگر مشخص شود كه چيستند) به ياد اسفنديار مي آيد و... (راستي رخش رستم هم فرقي با اسب هايي كه به كالسكه مي بندند و دور ميدان پارك شهر مردم را با آنان مي گردانند، ندارد!)
4- سريال «چهل سرباز» گويا از نبرد رستم و اسفنديار شروع شده و با تعريف داستانهاي مختلفي از تاريخ كهن گرفته تا صدر اسلام و بعد حتي تاريخ معاصر، پيگيري مي شود. اينكه كليت مجموعه بر چه چيزي استوار است و اصولاً هدف سازندگان آن از روايت ماجراهاي منقطع تاريخي چه بوده و آيا به هدف خود دست مي يابند يا خير، هنوز مشخص نيست. و اينكه آيا لزومي دارد چندين دوره تاريخي با مشخصات خاص خود، طراحي صحنه و لباس متفاوت، گويش هاي متفاوت هر دوره، بازيگران احتمالاً پرشمار، تحقيق و پژوهش زياد (كه اگر مي خواست فيلم يا سريالي از هر كدام از اين دوران ساخته شود، چند سالي طول مي كشيد) را در يك سريال به تصوير بكشيم؟! و سخن آخر اينكه اگر ما مي خواهيم داستاني بزرگ مثل «نبرد رستم و اسفنديار» را به تصوير بكشيم، بايد از بزرگان سينمايمان استفاده كنيم كه آزموده باشند و اثري در خور داستان (يا حداقل قابل تحمل) بسازند، و گرنه مطمئن باشيم كه خواص سراغ همان شاهنامه مي روند كه به قول فردوسي بزرگ: «همه بزم و رزم است و راي و سخن»

  


تازه چه خوانده ايد؟ با رامين مولايي/ مترجم ؛ دو رمان كوتاه و خواندني

 

در ستون «تازه چه خوانده ايد؟» اين هفته به سراغ يكي از مترجمان كودك و نوجوان رفته ايم تا از او بپرسيم كه آخرين كتاب و البته بهترين كتاب داستاني كه خوانده است چه بوده تا آن را براي ما معرفي كند.




«رامين مولايي»، 42 سال دارد، در تهران به دنيا آمده و به كار ترجمه مي پردازد.
اكثر ترجمه هايي كه اين مترجم انجام داده، ترجمه از زبان اسپانيايي است. «مولايي» تا به حال كتابهاي زيادي براي گروه سني كودك و نوجوان ترجمه كرده است.
«راز آواز» اثر گوستابورولدان، «صداي گمشده»، «پايان واقعي زيباي خفته» و «مسافر قاچاق كشتي اوليس» سه اثر از آناماريا ماتوته، «نقاش و خرگوش هاي سفيد» اثر جانت و ليبيومارزوت،«نامه هايي به يك نويسنده جوان» اثر ماريا بارگاس يوسا و ... آثاري است كه اين نويسنده آنها را ترجمه كرده است.
مولايي براي ستون «تازه چه خوانده ايد؟» اين هفته سه كتاب خوب به ما معرفي مي كند؛ دو رمان كوتاه خارجي و يك مجموعه شعر خارجي:
اولين كتابي كه البته آن را دوسال پيش خوانده ام، اما به نظرم بسيار زيبا و جذاب است يك رمان كوتاه است به نام «كوه خدا». اين كتاب را «اري دلوكا» كه يك نويسنده ايتاليايي است نوشته و آقاي مهدي سحابي آن را ترجمه كرده است.
* داستان «كوه خدا» چيست؟
** «كوه خدا» ماجراي پسركي 13 ساله و در آستانه بلوغ است كه درس را رها كرده و در مغازه نجاري شاگردي مي كند. داستان بيشتر حول محور ارتباطي كه پسرك با آدم ها و شخصيتهاي ديگر داستان برقرارمي كند شكل مي گيرد كه البته اين ظاهر داستان است. «اري دلوكا» خواسته با استفاده از اين بستر، رشد و نمو و جواني پسرك داستان و اجتماع آن زمان ايتاليا كه مربوط به سالهاي بعد از جنگ جهاني دوم است را به تصوير بكشد.
* كتاب بعدي كه مي خواستيد معرفي كنيد، چه بود؟
** كتاب بعدي هم يك رمان كوتاه است به نام «موسيوابراهيم و گل هاي آسمان». اين كتاب را «اريك امانوئل اشميت» كه يك نويسنده آلماني تبار فرانسوي است نوشته و حميد كريم خاني آن را ترجمه كرده است.
* داستان اين كتاب چيست؟
** شخصيت اصلي اين داستان هم پسركي، 13 ساله است. شخصيت نوجوان كتاب، غير مسلمان است كه با موسيو ابراهيم كه مغازه دار محله پسرك است و يك مسلمان فرانسوي هم هست، ارتباطي دوستانه برقرار مي كند.نويسنده، اين ارتباط دوستانه را با توجه به هم دين نبودن دو شخصيت، بسيار لطيف و قشنگ نشان داده.
مسلماً «اشميت» خواسته با اين فضا سازي به نوعي روي آوردن جامعه غرب را به عرفان اسلامي نشان دهد كه البته در اين كار موفق شده است.
* آقاي مولايي در اين دو كتاب چه نكات جذابي وجود داشته كه بعد از دوسال از خواندنشان هنوز در ذهن شما به ياد مانده است؟
** سبك نوشتاري هر دو نويسنده مرا شگفت زده كرد. هر دو نويسنده، اين داستانها را فوق العاده نوشته اند. من با «دلوكا» آشنا بودم، اما اثر ترجمه ايراني از اين نويسنده نخوانده بودم. وقتي اين اثر «دلوكا» و همچنين اثر «امانوئل اشميت» را خواندم، ديدم اين دو نويسنده زباني بسيار ساده، روان و بي پيرايه دارند.
در داستانهاي آنها اصلاً از بازيهاي زباني كه متأسفانه در رمان امروز فارسي به وفور ديده مي شود ( و من نمي دانم از كجا آمده) خبري نيست.داستانها ساده و البته بسيار عميق و تأثير گذار نوشته شده اند. فكر مي كنم موجز نويسي، زيبا نويسي و احاطه اين دو نويسنده بر كاركردهاي زبان، مهم ترين ويژگي هاي اين دوكتاب است.
* و مجموعه شعري كه خوانده ايد، چه بود؟
** مجموعه شعري از آدونيس به ترجمه حميد كريم خاني كه «لمس روشنايي» نام دارد. اين كتاب هم به نظرم بسيار زيبا است و فكر مي كنم هر كس كه اهل شعر و شاعري است، بايد اين كتاب را بخواند.
* زمانيان

  


محمدمهدي دادگو مشاور عالي خانه سينما شد

 

طي حكمي از سوي رضا ميركريمي، مديرعامل جامعه اصناف سينماي ايران، محمد  مهدي دادگو به عنوان مشاور عالي در امور توسعه و گسترش خانه سينما منصوب شد.
وي از جمله مؤسسين و مجريان مديريتي بنياد سينماي فارابي، سيما فيلم و همچنين عضو نخستين دوره هيأت مديره خانه سينما است. دادگو علاوه بر اين مدرس رشته مديريت صنعتي سينما در مؤسسات آموزشي است و كتاب معروف «اقتصاد سينماي ايران» از تأليفات اوست.

  


برندگان اسكار باليوود معرفي شدند

 

فيلم « زردش كن»، جايزه اسكار بهترين فيلم هندي اين دوره از رقابتهاي اسكار باليوود را از آن خود كرد.
به گزارش فارس، «راكيش مهرا»، كارگردان فيلم « زردش كن»، كه در 14 بخش ديگر نيز نامزد شده بود، جايزه اسكار بهترين فيلم باليوودي را از دستان «آبيشك باچان» و همسرش «آيشواريا راي» گرفت.اين فيلم امسال به نمايندگي از سينماي هند براي شركت در رقابتهاي اسكار، به آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي آمريكا داده شده بود، ولي مورد قبول واقع نشد.ديگر برندگان اين دوره از رقابتهاي آكادمي فيلم باليوود عبارتند از: «هريسيك روشن» براي فيلم «كريش»، برنده جايزه بهترين بازيگر مرد نقش اول، «راني موخرجي» برنده جايزه بهترين بازيگر زن نقش اول و «راج كومار هيراني» برنده جايزه بهترين كارگرداني.

  


«پارك وي» دور از دايره قاچاقچيان، 125 ميليوني شد

 

فيلم «پارك وي» به كارگرداني فريدون جيراني پس از سه هفته اكران 125ميليون تومان فروش كرد.«پارك وي» كه در غياب كارگردانش «فريدون جيراني» روزهاي اكران را پشت سر مي گذارد، با استقبال مخاطب روبرو شده است و برخلاف ديگر فيلمهاي اكران كه به معضل قاچاق گرفتار هستند با تمهيدات صاحبان فيلم از اين دايره بيرون مانده است.علي سرتيپي پخش كننده فيلم در اين باره به فارس گفت: براي مبارزه با قاچاق فيلم از ارايه هر گونه نسخه ويديويي به سينماها خودداري شده و هر نسخه فيلم به 3 نوع كد متفاوت تجهيز شده است.ضمن اينكه در سالنهاي سينما مأمور حراستي قرار داديم تا از كپي فيلم جلوگيري شود.وي ادامه داد: صاحبان سينما تعهد كتبي براي مراقبت كامل فيلم در آپاراتخانه ها و سالن داده اند و هماهنگي لازم با پليس امنيت در اين راه انجام شده تا در صورت كپي فيلم عاملان آن را شناسايي كنيم.

  


اعتراض لاله اسكندري به تلويزيون

 

بازيگر سينما و تلويزيون گفت: پخش فيلم «آفتاب بر همه يكسان مي تابد» از تلويزيون به گونه اي بود كه گويا مسؤولان تلويزيون با اين فيلم خصومت داشته اند و من به اين رفتار ناعادلانه معترض هستم.لاله اسكندري از بازيگران اصلي فيلم «آفتاب بر همه يكسان مي تابد» در گفتگو با فارس در مورد پخش اين فيلم از سيماي جمهوري اسلامي گفت: من به همراه چند نفر از ديگر عوامل فيلم در بيروت بوديم كه ناگهان شنيديم قرار است اين فيلم از تلويزيون پخش شود و اين موضوع باعث تعجب همه ما شد، چون «آفتاب بر همه يكسان مي تابد» يك فيلم سينمايي با استانداردهاي سينمايي است كه در جشنواره فيلم فجر هم استقبال نسبتاً خوبي از آن شد و در چند جشنواره بين المللي نيز شركت كرد.
وي افزود: همه شواهد حاكي از اين بود كه اين فيلم مي تواند در صورت اكران، حداقل هزينه هاي خود را تأمين كند اما مسؤولان مجال اين محك در اكران را از اين فيلم گرفتند و با تغيير اسم فيلم، در بدترين ساعت ممكن اين فيلم را از تلويزيون پخش كردند.

  


فراخوان سومين جشنواره فيلم «رويش» منتشر شد

 

گروه هنر- فراخوان و آيين نامه شركت در سومين جشنواره سراسري فيلم كوتاه ديني «رويش» منتشر شد.سومين جشنواره سراسري فيلم كوتاه ديني «رويش» در مشهد مقدس برگزار مي شود. اين جشنواره در سه بخش اصلي(رقابتي)، جنبي(رقابتي) و تقدير ويژه برگزار مي شود كه در بخش اصلي مسابقه فيلم، كليه فيلمهاي كوتاه داستاني، مستند، پويانمايي، نماآهنگ و تجربه خلاق (اكسيريمنتال) تا سقف زماني 40 دقيقه كه از سال 1384 به بعد توليد شده اند، امكان حضور خواهند داشت.رقابت در اين بخش در دو سطح «مسابقه ملي» و «مسابقه سينماي فردا» انجام مي پذيرد و هر اثر بنا به انتخاب اوليه متقاضي در فرم درخواست، فقط در يكي از سطحهاي انتخابي، مورد ارزشيابي و ارزيابي قرار خواهد گرفت.همچنين آثار نماهنگ فقط مي توانند در بخش «مسابقه ملي» و با زمان حداكثر 9 دقيقه در سومين «رويش» شركت كنند. در بخش جنبي (رقابتي) نيز كليه علاقمندان مي توانند در چهار حوزه فيلم نامه نويسي، مقالات و پژوهشها، پايان نامه هاي دانشگاهي و ايده پردازي، آثار نوشتاري خود را كه با موضوع و اهداف جشنواره انطباق دارند به صورت تايپ شده و در سه نسخه به دبيرخانه جشنواره ارسال كنند.همچنين در سومين جشنواره «رويش» با توجه به نامگذاري سال 86 از سوي مقام معظم رهبري به عنوان «سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي»، بخشي با عنوان «تقدير ويژه» در نظر گرفته شده است كه در اين بخش كليه آثاري كه از سال 1380 به بعد توليد شده و بر مفهوم اتحاد، در عرصه ملي تأكيد داشته و يا بر انسجام اسلامي در عرصه بين المللي معطوف باشند، مي توانند در اين بخش شركت كنند.اخبار تكميلي، فرم ثبت نام و قوانين مربوطه به هر يك از بخشهاي جشنواره، از طريق تارنماي اينترنتي جشنواره به آدرس ir.ruyeshfestival.wwwدر دسترس عموم متقاضيان شركت در جشنواره است.گفتني است «محمدصادق مرك{بي» دبير سومين جشنواره فيلم رويش خواهد بود.

  


مرتضي كاخي: ضايعه در كمين الفباي ماست

 

مرتضي كاخي معتقد است: اگر براي مسأله ي ورود الفباي لاتين در خط فارسي راه حلي پيدا نكنيم، راهي براي تعويض الفباي فارسي با الفباي لاتين و ايجاد ضايعه در خط فارسي باز كرده ايم.اين پژوهشگر و ويراستار با اشاره به ضايعه اي كه در زمان آتاتورك در تركيه پديد آمد، در گفتگويي با ايسنا، يادآور شد: در زمان آتاتورك، تلاش براي رسيدن به تمدن غربي و به كارگيري الفباي لاتين، به فراموشي تمدن تركيه، كه از تمدن بيزانس، عثماني و ليديا برگرفته بود، منجر شد. در هر حال  يكي از وسايل ارتباطي در جهان امروز، اينترنت است؛ اما اگر راهي براي مقابله با رواج الفباي لاتين به جاي الفباي فارسي نيابيم، ضايعه اي بسيار بزرگتر از آن چه  كه بر سر زبان تركها آمد، يعني از بين رفتن تمدن مكتوب آنها، بر سر الفباي فارسي خواهد آمد.

  


جايزه  يك عمر فعاليت ادبي براي استفن كينگ

 

انجمن كتابداران كانادا جايزه  يك عمر فعاليت ادبي را به «استفن كينگ» - نويسنده  آثار پرفروش - اهدا كرد.به گزارش ايسنا، در مراسم تقدير از اولين برنده  غيركانادايي جايزه  يك عمر فعاليت ادبي در كانادا، استفن كينگ بعد از دريافت جايزه اش، گفت: از ابتدا نويسندگي را كاري كاملاً پرخاشگرانه مي دانستم.به گزارش پايگاه خبري CBC، كينگ كتابهايش را معادل ادبي آثار «هوي  متال» دانست و اظهار داشت: من فقط سعي مي كنم ذهن خواننده را مشغول كنم. توجهي نمي كنم كه شما مي خنديد، گريه مي كنيد يا جيغ مي كشيد. فقط مي خواهم واكنش شما را برانگيزم.در اين مراسم، مارگارت آ توود - نويسنده  سرشناس كانادايي - نيز ابراز خوشحالي كرد كه كينگ در دنياي ادبيات مشاركت دارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com