|
* زهرا شيدوش
اشاره: سه شنبه 23 خردادماه، روز انتخابات و تعيين هيأت رئيسه و رئيس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران است.

سيدعلي نقي خاموشي كه بيش از ربع قرن رياست اين اتاق را به عهده داشته، هنوز علاقه مند به حضور و رياست بر اين اتاق است تا جايي كه «ابراهيم جليلي» عضو هيأت رئيسه اتاق ايران در نشست اخير خود با خبرنگاران عدم حضور و كناره گيري نهاونديان براي رياست اتاق ايران را نامزدي خاموشي براي رياست اين اتاق عنوان كرد. در حالي كه گفته ها، شنيده ها و گاه جوسازيها در بازار انتخابات اين دوره اتاق ايران بسيار زياد است، اما ائتلاف بزرگ تحول خواهان براي حضور در اين انتخابات فعاليت زيادي را در پيش گرفته است و نقدهاي زيادي بر انتخابات گذشته هيأت رئيسه و رئيس اتاق ايران دارد. اين گروه خواستار حضور هر چه بيشتر بخش خصوصي در تصميم گيريها و تصميم سازيهاي اقتصادي است و معتقد است با توجه به ابلاغيه سياستهاي اصل 44 قانون اساسي و تأكيد تصميم گيران اصلي كشور بر توسعه اقتصاد خصوصي و محدود شدن اقتصاد دولتي بايد اين تغييرات ابتدا در تعيين هيأت رئيسه و رئيس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن كشور كه يكي از بنيادي ترين بخشهاي خصوصي اقتصاد كشور است بيفتد تا بخش خصوصي بتواند در تحولات اقتصادي كشور منشاء اثر باشد. خبرنگار ما در اين رابطه گفتگويي با دكتر «پدرام سلطاني» عضو هيأت نمايندگان اتاق تهران انجام داده است كه مي خوانيد: «گروه اقتصادي» *** * علت افزايش حساسيتها در انتخابات اخير اتاق بازرگاني ايران را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ ** به اعتقاد من حساسيتها را بايد به دو دسته مقبول و نامقبول تقسيم كنيم و بعد راجع به آن توضيح دهيم. حساسيتهاي مقبول و قابل پذيرش در حال حاضر حساسيتهايي است كه عده اي از اعضاي اتاق ايران نسبت به شيوه اداره اتاق بازرگاني ايران در 27 سال گذشته دارند. اين عده از اعضا معتقدند در 27 سال گذشته تنها افراد معدود و خاصي در قالب اعضاي هيأت رئيسه بر اتاق بازرگاني ايران حكومت كرده اند. اين گروه در اين سالها نيز نتوانسته اند منشاء اثري براي بخش خصوصي اقتصاد كشور باشند، بنابراين در حال حاضر و در اين مقطع كه كشور در حال گذر از اقتصاد دولتي به خصوصي است، بايد دست از انحصارطلبي بردارند و ميدان را براي نمايندگاني كه خواستار تغيير و تحولات اساسي هستند باز كنند تا بخش خصوصي بتواند جايگاه حقيقي خود را در اقتصاد كشور پيدا كند. اين حساسيت مقبول و قابل پذيرش است. اما در مقابل حساسيتهاي نامقبول پيدا و پنهاني وجود دارد، افرادي كه اين حساسيتها را دارند در حقيقت به نوعي نگران هستند كه چه كساني مي خواهند سكان هدايت اتاق ايران را برعهده بگيرند. اين عده با نفوذ و ابزارهايي كه در دست دارند مي خواهند سكان دار باشند. اما با يد به اين گروه گفت كه تمام نمايندگان كه نامزد مي شوند در انجمن نظارت بر انتخابات واجد صلاحيت شناخته شده اند، بنابراين در يك شرايط آزاد و برابر بايد رأي گيري شود و گرنه ايجاد حساسيتهاي بي دليل و نامناسب و يا عنوانهايي مانند خودي و غيرخودي به جز اينكه انتخابات را دچار خدشه كند، نتيجه ديگري در برنخواهد داشت. در واقع اين نوع حساسيتها نه به صلاح بخش خصوصي و نه بخش دولتي است و دولت نيز نبايد مانند انتخابات اتاق تهران با به مسند نشاندن نمايندگان اقليت بر نمايندگان اكثريت به اين حساسيتها دامن بزند. به هر حال بايد دانست جهت گيريهاي دولتيها به مصلحت بخش خصوصي نيست. * ديدگاهي در مورد اعضاي منتسب به دولت در اتاق بازرگاني به شكل نظارت بدون حق رأي براي حفظ حقوق و ميزان تأثيرگذاري هر چه بيشتر منتخبين بخش خصوصي وجود دارد، در اين ارتباط چه نظري داريد؟ ** با اين شيوه كه نمايندگان بخش دولتي ناظر باشند، بسيار موافق هستم چون معتقدم يك مدير دولتي نمي تواند نماينده خوبي براي بخش خصوصي باشد و مطالبات بخش خصوصي را از دولت خواستار باشد. البته همين جا بايد اضافه كنم مديراني كه در دولتهاي گذشته كار مي كرده اند و در حال حاضر شغل دولتي ندارند، مي توانند به عنوان نماينده بخش خصوصي در اتاق بازرگاني فعاليت كنند و حتي تجربيات و سوابق كاري و توانمنديهاي آنها مي تواند براي بخش خصوصي تأثيرگذار باشد. اما باز تأكيد مي كنم در شرايط فعلي كه اقتصاد كشور در گذر از مرحله دولتي به خصوصي است، مديران دولتي بهتر است به عنوان ناظر در اتاق بازرگاني ايران فعاليت داشته باشند. * با توجه به مشاركت حداكثري بخش خصوصي در انتخابات اخير اتاق بازرگاني جايگاه بروز و ظهور اين مشاركت در تصميم سازيهاي آينده اتاق بازرگاني چگونه خواهد بود؟ ** اتاق بازرگاني در همه جاي دنيا نماينده بخش خصوصي در مقابل دولت است. به طور طبيعي مشاركت گسترده اعضاي اتاق ايران در انتخابات اخير اين اتاق پيامهايي داشته است كه مهمترين پيام آن مورد پذيرش نبودن عملكرد اين اتاق به عنوان نماينده بخش خصوصي بوده است.بنابراين به نظر مي رسد اعضاي اتاق ايران عزم و اراده كرده اند تا طرز تفكر جديدي را وارد اين عرصه كنند كه حافظ منافع و خواسته هاي بخش خصوصي در مقابل دولت باشد كه اگر اين اتفاق بيفتد در نهايت شاهد شكوفايي اتاقهاي بازرگاني خواهيم بود. * در سياست گذاريهاي تجاري كشور آيا اتاق بازرگاني ريل گذار سياستهاي اجرايي دولت در حوزه بخش خصوصي است يا خير؟ ** متأسفانه بايد بگويم در چند سال گذشته كمتر شاهد بوديم كه دولت بخش خصوصي را در تصميم گيريها و تصميم سازيها در عرصه اقتصاد ملي و بين المللي مشاركت دهد. اين در حالي است كه در بسياري از كشورهاي دنيا قبل از اينكه قوانين اقتصادي به تصويب برسد، با استعلام از اتاقهاي بازرگاني آن كشور در واقع نظرات بخش خصوصي را در قوانين اقتصادي تأثير مي دهند و از اين طريق قوانين اقتصادي آنها با مشاركت حداكثري بخش خصوصي كه تأمين كننده منافع آنها نيز هست به تصويب مي رسد. كشور ما نيز اگر بخواهد شاهد شكوفايي در عرصه اقتصادي باشد، بايد از نظرات بخش خصوصي كه نمايندگان آنها در اتاق بازرگاني هستند استفاده كند. زيرا اگر قوانين توسط افرادي كه به قولي داخل گود نيستند تنظيم و تصويب شود، در اجرا با تناقض رو به رو خواهد شد. بنابراين نقش اتاقها در تنظيم و تصويب قوانين اقتصادي در كشور بايد جدي تر گرفته شود. * در حالي كه اتفاق نظر فعالان بخش خصوصي در پيوستن به سازمان تجارت جهاني (WTO) مثبت است ميزان نقش و تأثيرگذاري دولت و اتاق بازرگاني ايران را در اين پيوستن چگونه ارزيابي مي كنيد؟ ** اتاق بازرگاني ايران تا به امروز صحبتهاي زيادي در رابطه با پيوستن كشور به سازمان تجارت جهاني داشته است و موافق تنظيم پروتكل بوده است. اما كليد اصلي حل اين مشكل نهادينه و سنتي در دست دولت است: يعني دولت با پيگيريها و تنظيم پروتكل مي تواند زمينه و بستر پيوستن كشور به سازمان تجارت جهاني را مهيا كند.اما دولت در تنظيم اين پروتكل بايد از نظرات بخش خصوصي كه نمايندگان اتاق ايران نيز شامل آن مي شوند استفاده كند تا اين روند به گونه اي انجام شود كه صنايع كشور دچار آسيب فراوان نشوند. |