|
* افق روشن در پرونده هسته اي ايران
تصويب قطعنامه 1737 در شوراي امنيت در دي ماه سال 85 عده اي از تحليلگران جريانهاي سياسي را بسيار نگران نمود. آنان احساس خطر كرده و دولتمردان را از ادامه ديپلماسي هسته اي موجود پرهيز مي دادند. تصويب دومين قطعنامه تحريمي (1747) بر موضعگيري شديد اين افراد افزود. از سوي ديگر، شواهد حاكي است اين نوع واكنش در كنار دو مسأله ديگر، غرب را اميدوار كرده بود كه اگر بر فشارهايشان بيفزايند و آن را تداوم ببخشند جمهوري اسلامي ايران تسليم خواسته هاي آنها خواهد شد. يكي از آنها «پالسها» و راهكارهايي بود كه از سوي فراريان جديد خارج نشين و برخي از داخلي ها به مخاطبان هسته اي داده مي شد؛ دوم، برداشت نادرستي بود كه توسط بخشي از صاحب نظران كشورهاي اروپايي و آمريكايي به مقامهاي غربي در خصوص اوضاع داخلي ايران ارايه مي گرديد. براساس وضعيت سه گانه فوق، آمريكا و برخي از كشورهاي اروپايي در انتظار شكسته شدن مقاومت جمهوري اسلامي ايران بودند؛ اما آنچه در اين مدت رخ داد، برخلاف تمام ذهنيتها و فرضيه هاي ايجاد شده براي مقامهاي كاخ سفيد و اروپايي ها بود. جمهوري اسلامي ايران نه تنها نسبت به مواضع خود كوتاه نيامد، بلكه با شدت بيشتر و با ارتقاي خواسته هاي خود براساس شرايط و اقتضائات جديد، حقوق هسته اي خود را دنبال نمود. مسأله اي كه براي ناظران صحنه و طراحان برچيدن برنامه هسته اي ايران اهميت زيادي داشت، پيشرفت شتابان فناوري هسته اي ايران بود. اين موضوع دو پيام صريح و شفاف براي آنها داشت. 1- سياست تحريم و فشار كارساز نيست. 2- دانش هسته اي ايران به جايي رسيده كه نمي توان آن را ناديده گرفت و محدوديت سازي گسترده، خللي در آن ايجاد نكرده است.اين پيام را البرادعي دبير آژانس بين المللي انرژي اتمي زودتر از همه دريافت كرد. وي در يك موضعگيري بي سابقه اعلام نمود. سياست غرب براي دور نگاه داشتن ايران از توانايي غني سازي، منسوخ و بلااستفاده است زيرا ايران هم اكنون اين فناوري را در اختيار دارد. نكته قابل توجه اينكه وي پيش از اين گفته بود بايد به ايران اجازه داد بخشي از فعاليتهاي غني سازي اورانيوم خود را حفظ كند! پس از ارايه نظريه تخصصي آژانس از فعاليتهاي هسته اي ايران و موضع صريح البرادعي، فضاي بين المللي مربوط به مسأله هسته اي به نفع ايران چرخش پيدا كرد و معادلات گذشته، چه در بعد آرايش سياسي پيرامون آن و چه در خصوص قاعده بازي، تغيير جدي نمود. در اين راستا، روسها به صورت تلويحي و آشكارا خواستار كنار آمدن غرب با برنامه غني سازي در خاك ايران شدند. رئيس دوماي اين كشور داشتن دو هزار سانتريفيوژ براي غني سازي در ايران را بلااشكال دانست. وزير خارجه روسيه نيز در نشست جي 8، خواهان پذيرش غني سازي محدود در ايران شد. از سوي ديگر برخي از بازيگران جديد وارد عرصه شده و پيشنهادهايي جديد و در خور توجه را به ايران ارايه دادند. از جمله سوئيسي ها سعي كردند با طرح خود و پذيرش غني سازي در ايران، با تعريف جديد، ايران را به نوع جديدي از تعليق متقاعد نمايند. برخي ديگر از كشورها، طرح كنسرسيوم غني سازي را براساس تأمين بخشي از خواسته هاي ايران پيشنهاد دادند. در چنين شرايط و فضايي، مذاكرات سولانا و لاريجاني آغاز گرديد. اين نشست و گفتگو براي تحليلگران رسانه ها اين مفهوم را در پي داشت كه غرب در حال تغيير سياستهاي خود در قبال مسأله هسته اي ايران است. فضاي رواني اين موضوع به قدري بود كه رايس وزير خارجه آمريكا طي هشداري، از كشورهاي غربي خواست از خواسته هايشان كوتاه نيامده و سياست خود را تعديل نكنند.با وجود اين موضوع، دور جديد مذاكرات سولانا و لاريجاني از نظر جمهوري اسلامي ايران گذار از «بحث تعليق» به «تضمينهاي عيني» است. بر همين اساس، لاريجاني اعلام كرد ما تعليق را رها كرده و فرايند عقلايي از سوي غرب در حال بروز و ظهور است. حقيقت امر هم اين است كه مؤلفه هاي قدرت و چانه زنيهاي ايران با وجود سياستهاي «محدودسازي» غرب و آمريكا نسبت به گذشته، بشدت افزايش يافته است و از اين رهگذر غرب چاره اي جز پذيرش خواسته هاي بر حق جمهوري اسلامي ايران ندارد. در حال حاضر، اين تفكر در ميان سياستمداران و صاحب نظران غربي بويژه آمريكايي توسعه پيدا كرده كه آمريكا دو راه بيشتر پيش رو ندارد تسليم يا جنگ. از آن جا كه گزينه جنگ هيچ دستاورد مثبتي براي آمريكا ندارد و چون راه اندازي جنگ عليه ايران به واسطه بروز مسايل منطقه اي و بين المللي و توان دفاعي ايران، منطقي نيست، هيچ استراتژيستي چنين گزينه اي را پيشنهاد نمي دهد، بر همين اساس رايس صريحاً اعلام مي كند كه ديك چني معاون رئيس جمهوري نيز بر مسير ديپلماتيك تأكيد دارد.بنابراين، تسليم و پذيرش حقوق هسته اي ايران راهي است كه غرب در حال محك زدن آن مي باشد. در اين راستا، دو نكته حايز اهميت است: 1- ايستادگي هوشمندانه و عدم انعطاف در برابر سياستهاي ارعابي آمريكا. 2- خودداري برخي از افراد و محافل سياسي از دادن پيامها و پالسهاي نادرست به خارج. در اين صورت، ترديدي نيست كه افق دستيابي جامع حقوق هسته اي ايران، بسيار روشن و حتمي است. |