|
* زهرا دلپذير
اشاره زكات يك منبع مهم مالي در جوامع اسلامي است كه موجب زدودن فقر از چهره جامعه و تأمين عدالت اجتماعي مي شود. از سوي

ديگر، اين فريضه به عنوان يك حكم مقدس و مشروع اسلامي به اعتبار طهارت بخشيدن به مال و تطهير نفس از بخل و تحقق قصد قربت باعث مي شود اين مقوله جزو هنجارهاي ديني و روحاني قرار گيرد. متأسفانه به نظر مي رسد كه با توجه به اهميت زكات در اقتصاد جوامع اسلامي و مقام و مرتبه بالايش، در بودجه عمومي دولت به عنوان يك منبع مالي قدرتمند و گسترده مورد بي توجهي قرار گرفته و تا حدي به فراموشي سپرده شده است. «آثار و بركات زكات و دلايل كمرنگ شدن آن در جامعه» موضوع گزارشي است كه با كارشناسان حوزه اقتصاد مطرح كرديم و ديدگاههاي آنان را جويا شديم.
* زكات؛ يك فريضه ديني دين مبين اسلام به عنوان يك «آيين جامع» تمام نيازهاي مادي و معنوي انسانها را مدنظر قرار داده است. از جمله مسايلي كه اسلام روي آن تأكيد ويژه اي دارد، مسأله زكات است تا جايي كه كلمه فريضه در قرآن كريم تنها درباره زكات آمده و تنها واژه اي كه خداوند به پيامبر(ص) مي گويد شكر كن، زكات مي باشد. بايد دانست حكم زكات مانند بسياري از احكام قرآني، گرچه تعبدي است، ولي داراي فلسفه اي قابل فهم است كه مهمترين هدف آن تأمين عدالت اجتماعي و رفع حاجات نيازمندان مي باشد. دكتر گيلك، اقتصاددان و عضو هيأت علمي گروه اقتصاد دانشگاه مازندران در همين زمينه به خبرنگار ما مي گويد: همان طور كه مي دانيد نماز ستون دين است و در روايات تصريح شده كه هرگاه نماز قبول نشود، ساير اعمال انسان نيز قبول نمي شود. با وجود اين، در روايات متعدد شرط قبولي نماز، اداي زكات عنوان شده است، از جمله علي(ع) فرموده اند: «لاتقبل الصلاة ممن منع الزكاة» «نماز كسي كه از پرداخت زكات امتناع كند، پذيرفته نمي شود.» از امام صادق(ع) نيز روايت شده است: كسي كه از پرداخت كمترين مقدار زكات امتناع كند نه مؤمن است و نه مسلمان! اين استاد دانشگاه مي افزايد: قرآن كريم، در 26 مورد به زكات در كنار نماز سفارش كرده است، اين فريضه در سال هشتم هجري بر مسلمانان واجب شد و خداوند در آيه 103 سوره توبه به پيامبر(ص) سفارش كرده كه مسلمانان را امر به زكات كند. وي در مورد آثار و بركات زكات در جامعه با بيان اينكه زكات يك واجب مالي عبادي و تكليفي شرعي است كه خداوند از هر مسلمان خواسته براي رضاي خداوند از اموالي كه او در اختيارشان گذاشته است، مقداري را براي موارد خاص هزينه كنند، مي گويد: بنابراين آثار زكات از دو جنبه زكات دهنده و دريافت كننده زكات، قابل بررسي است. وي مي افزايد: همان گونه كه در آيه 103 سوره توبه اشاره شد، حكمت تشريع زكات، پاك كردن روح و مال پرداخت كننده زكات است. به طوري كه پرداخت كننده زكات، با دادن زكات، بخل را كه از جمله مهمترين موانع بندگي و تقرب الهي است، از خود دور مي كند و به ما گوشزد مي كند كه جهان از آن خداست و اموال در دست ما امانت است و به طور كلي با اصول دين، اعتقادات ما را محكم مي سازد و با فروع دين و مناسك، با عمل و در عمل، روح ما را پرورش مي دهد. همچنين با توجه به اينكه خداوند آنچه را كه در آسمان و زمين است، براي همه مردم خلق كرده است و برخي از انسانها توانايي لازم براي استفاده از حق خود را ندارند، گرفتن زكات به نوعي استيضاح حقوق اين دسته از افراد است. بنابراين، فرد مسلمان با دادن زكات حقي را كه بر گردنش و در مالش وجود دارد، به صاحب آن برمي گرداند و مالش را پاك مي كند؛ زيرا تأثير لقمه حلال و پاك در روح فرد مسلمان و در ارتباط جامعه اسلامي نقش زيادي دارد. از سوي ديگر، در جامعه اي كه فقير و مسكين وجود دارد حتي توانگران نيز نمي توانند زندگي سالمي داشته باشند. يكي از اقتصاددانان شهير توسعه اقتصادي مي گويد: آينده جهان، نمي تواند جهان دو قطبي و فقير باشد، جهاني كه در آن فقرا باشند و بخش زيادي از آن را ملتهاي فقير تشكيل دهند، اغنيا نيز وجود نخواهند داشت، گذشته از اين مورد، فقر در فرهنگ اسلامي موجب كفر و كمرنگ شدن حيا و دين مي شود، بنابراين فقر يكي از مهمترين موانع دينداري در جامعه است. اسلام جامعه اي را طراحي كرده است كه در آن همه با روح برادري به سوي خداوند و كسب ارزشهاي والاي انساني حركت مي كنند و زكات مي تواند نقش مهمي را در اين زمينه ايفا كرده و مشاركت همه اقشار بويژه فقر را هم در مسير تعالي معنوي و هم رشد و توسعه اقتصادي افزايش دهد. دكتر ضياءالدين كياالحسيني، عضو هيأت علمي دانشگاه مفيد قم نيز با بيان اينكه به اهميت و ضرورت زكات از دو منظر اقتصادي و ديني مي توان نگريست، به خبرنگار ما مي گويد: در تمامي اديان ابراهيمي، ابزار و نهادي براي تأمين مالي فقرا و به عبارت ديگر يك ابزار توزيع مجدد درآمد و ثروت وجود داشته كه در فرهنگ ديني از آن به زكات تعبير شده است، پس زكات فقط خاص دين اسلام نيست. قرآن به وجود زكات در اديان ديگر، در آيه 73 سوره انبيا و آيه 5 سوره بينه اشاره كرده است. در خود كتابهاي مورد قبول اديان يهود و نصاري نيز جملاتي وجود دارد كه نشانه اين امر است؛ به عنوان مثال در كتاب عهد عتيق و جديد آمده كسي كه گوش خود را از ناله نيازمندان ببندد تا از نياز آنان مطلع نگردد، همانا خودش محتاج شده و دعاي او اجابت نمي گردد و در جاي ديگر آمده، هديه پنهاني، غضب خدا را فراموش مي كند. وي مي افزايد: در دين اسلام، قرآن كريم در 28 مورد به زكات سفارش كره كه 20 آيه مدني و 8 مورد مكي است و در روايات پيامبر(ص) و معصومين(ع) نيز نسبت به زكات تأكيد شده كه نشان مي دهد زكات يك ابزار مهم براي تأمين اجتماعي است كه خدا در همه اديان الهي آن را مقدس و واجب دانسته است. اين استاد دانشگاه ادامه مي دهد: زكات فوايد بسياري براي جامعه دارد، زكات به معناي پاكي و طهارت است و اين پاكي هم به روح پرداخت كننده زكات برمي گردد كه روح او را از بخل بازمي دارد و زمينه تعالي روحي فرد مي شود و هم سبب پاكي مال او مي شود و دريافت كننده زكات را نيز از نظر مالي تأمين مي كند. وي مي افزايد: علامه طباطبايي بين زكات در قرآن و زكات در فقه تفكيك قايل شده و معتقد است كه خداوند ابزارهايي را براي تعالي افراد قرار مي دهد و اگر اين ابزارها و يا نهادهاي عبادي به معناي مطلق و صرف باشند، قرآن از آنها تعبير به صلاة و اگر ابزارهاي مالي باشند از آنها تفسير به زكات مي كند. به همين دليل مي توان گفت، اگرچه شرايط و موارد پرداخت زكات در اسلام، يهود و نصاري با هم متفاوت است، ولي قرآن جامع آنها را به نام زكات نام مي برد؛ يعني اين ابزاري براي روح همه انسانها در تمامي امتها و مكاتب است، ولي در فقه وقتي به شرايط زكات پرداخته مي شود، موارد و شرايط آن مورد اختلاف نظر قرار مي گيرد. دكتر امير خادم عليزاده، عضو هيأت علمي گروه اقتصاد دانشگاه مفيد قم نيز مي گويد: اسلام به عنوان يك دين جامع و كامل به جنبه هاي مختلف زندگي مسلمانان و حتي جامعه بشري پرداخته است. ديني كه بنابر نظريه سازگاري دنيا وآخرت، دنيايي آباد، همراه با زندگي و به تعبير قرآن حيات طيبه را براي انسانها مي خواهد. وي مي افزايد: تمام برنامه هاي اقتصادي و مالي اين دين كامل، با ارزشهاي اخلاقي پيوند خورده است كه هم باعث تعالي فرد و جامعه مي شود و هم فرد مسلمان بر اساس باورهاي قلبي و ديني با اشتياق وظايف مالي خود را انجام مي دهد كه يكي از اين وظايف زكات است. خداوند مثل هر قانون ديگر اسلامي بر اساس اصل تدريج در تشريع؛ يعني قانونگذاري، ابتدا مسلمانان را توصيه كرده كه بخشي از مال و ثروت، حتي ثروت علمي خود را به ديگران بدهند و بعدها در مدينه با تشكيل دولت اسلامي اين ماليات اسلامي با شرايط خاصي واجب شد، پس زكات به عنوان مالياتي اسلامي در حد 5/2 درصد و در قالب حد نصابها و يا جدولهاي خاص مالياتي براي درآمدهاي مختلف در بخش زراعي، كشاورزي، دامپروري و... در سنت به تفصيل آمده است. كاركرد اين ماليات اين است كه علاوه بر پاكي، تزكيه و صفاي زكات دهنده توزيع درآمد را به طور عادلانه در جامعه ايجاد مي كند و فاصله طبقاتي بين اقشار اجتماعي را در جامعه كاهش مي دهد. از سوي ديگر با شناختي كه فرد از نزديك از مشكلات و تنگناهاي مالي افراد دارد بدون فاصله مقداري از دارايي خود را در اختيار جامعه قرار مي دهد و با كاهش فقر مي تواند نقش مؤثري در كاهش جرايم اقتصادي و افزايش رفاه و كارايي مستمنداني شود كه با دريافت اين يارانه مي توانند افرادي كارآمد و فعال شوند. وي مي افزايد: در فرهنگ اقتصادي قرآن، زكات در مفهوم قرآني تنها يك سياست مالي و مالياتي نيست، بلكه نوعي سرمايه گذاري و پس انداز و به قول قرآن قرض نيكويي است كه خود خداوند سود آن را تضمين كرده است و مسلم است سودي كه خداوند مي دهد، با سودي كه انسانها مي دهند تفاوت بسياري دارد؛ يعني مفهوم سود، سرمايه گذاري و پس انداز در فرهنگ قرآن، شامل هم سود در اين دنيا كه رشد و نمو و ازدياد سرمايه كه وعده خداوند به زكات دهنده است و هم پاداش اخروي و منزل و موقعيت بهتر در سراي جاويد مي شود و اين نكته را هم تأكيد كنم كه در ادبيات تفسير بنابر نظر بيشتر مفسران، آيات قرض الحسنه مربوط به همين صدقات و زكات و انفاقاتي است كه داراي پاداش و آثار هم در اين دنيا و هم در دنياي باقي است. * زكات؛ يك ماليات اسلامي اداره دستگاه اجرايي دولت و حكومت اسلامي، ابعاد مختلفي دارد كه تقويت هر يك از اين موارد، زمينه اعتلا و عزت دولت و حكومت اسلامي را فراهم مي كند. بي ترديد زكات به عنوان عملي مقدس و تطهير كننده مال و روح انسان، رونق اقتصادي جامعه را نيز در پي دارد و ماليات هرگز نمي تواند جايگزين آن شود. دامنه زكات از گستره بالايي برخوردار است و موارد متعددي را شامل مي شود، بنابراين زكات به تنهايي مي تواند نيازهاي نيازمندان جامعه را برطرف كند. اما در جامعه امروز اين پرسش مطرح مي شود كه با وجود زكات، ماليات چه جايگاهي دارد و در شرايطي كه زكات پرداخت مي شود، اداي ماليات چه لزومي دارد؟ دكتر گيلك در پاسخ به اين سؤال اظهار مي دارد: زكات يك واجب و تكليف شرعي است، در حالي كه ماليات يك وظيفه اجتماعي است. البته اگر انسان مسلمان وظيفه اجتماعي خود را در راستاي رضاي خداوند انجام دهد، مي تواند رنگ تكليف شرعي بپذيرد. دوم اينكه زكات يك واجب عبادي است ك در آن قصد قربت شرط است، اگر مسلمان به خاطر غيرخداوند زكات خود را بپردازد، تكليفش را انجام نداده است، اما ماليات يك پرداخت اجباري و غيرجبراني است كه در اداي آن قصد قربت شرط نشده است. البته مسلمان با قصد قربت در پرداخت ماليات مي تواند به ثواب معنوي و اخروي آن نيز دست يابد. سوم اينكه زكات يك ماليات اسلامي ثابت است كه ميزان آن نيز ثابت مي باشد، در حالي كه نرخ مالياتي ثابت نبوده و در زمانهاي مختلف ممكن است تغيير كند. برخي نيز گفته اند زكات مانند يك درآمد اختصاصي است كه در موارد خاص هزينه مي شود، ولي ماليات جزء درآمدهاي عمومي بوده و مصرف آن به مورد خاصي اختصاص ندارد. دكتر خادم عليزاده نيز در همين زمينه مي گويد: در مقايسه با ويژگيهاي زكات با مالياتهاي قانوني، قلمرو زكات محدودتر است و البته اينجا دو ديدگاه وجود دارد. برخي از فقها، موارد ذكر شده در صدر اسلام توسط پيامبر(ص) و ائمه(ع) را مي پذيرند و پايه هاي مالياتي را گسترش نمي دهند، ديدگاه ديگري كه بويژه در بين اهل سنت طرفدار دارد كه حتي بر پاسپورت و گذرنامه هم زكات تعلق مي گيرد. صرف نظر از اين مسأله بايد گفت، نسبت مالي زكات نسبت به مالياتهاي متعارف، با ثبات تر و در حد 5/2 درصد است و نكته مهمي كه آن را بايد جزو ويژگيهاي كارآمدي زكات در نظر آورد، اين است كه در زكات به شرايط پرداخت كننده حتي به اينكه مثلاً كشتش ديمي و آبي بوده و كميت و كيفيت هزينه ها نيز توجه دارد. علاوه بر اين چون زكات با طيب نفس و اختيار زكات دهنده- به تعبير قرآن براي زكات دهنده نوعي سكينه و آرامش مي آورد- پرداخت مي شود هم به توازن اقتصادي در جامعه تعلق مي گيرد و هم هزينه اي براي دستگاه اجرايي ندارد؛ چون خود فرد آن را مي دهد. * زكات؛ در حاشيه زكات به عنوان يك حكم مقدس و مشرع اسلامي به اعتبار طهارت بخشيدن به مال و تطهير نفس از بخل و... باعث شده اين مقوله جزو هنجارهاي ديني و روحاني شود، اما متأسفانه به نظر مي رسد در جامعه ما زكارت دچار لطمه هايي شده و به عنوان مهمترين عامل تأمين عدالت اجتماعي مورد بي توجهي قرار گرفته است. دكتر خادم عليزاده درباره نقش زكات در جامعه مي گويد: اولين عامل، نداشتن متوليان ثابت است تا مردم آثار توزيعي آن را ببينند و لمس كنند و حداقل در چند قرن اخير متولي رسمي نداشته است و كميته امداد امام خميني هم نقشش پررنگ نيست؛ چون مي توانست با طرح عنوان زكات باورهاي ديني مردم را شكل بدهد. دوم، طبيعت ساختار جديد صنعتي جامعه است؛ چون زكات در كالاها و مواردي خاص و عمدتاً مربوط به بخش كشاورزي است، ولي ساختار جديد صنعتي جامعه به گونه اي است كه بايد از طريق ماليات ديگري كه ماليات بر درآمد يا همان خمس است، تأمين شود. سومين دليل، فراز و نشيب توليدات كشاورزي و عدم حمايت كافي از كشاورزان است، گرچه در دو دهه اخير با معافيتهاي مالياتي و منع كشاورزي قدري بهتر شده، اما در گذشته فراز و نشيب بخش كشاورزي به گونه اي بوده كه پرداخت ماليات نه تنها وجهي نداشته، بلكه بايد به كشاورزان زكات تعلق مي گرفت. چهارمين دليل، تورم در بخش نهادهاي كشاورزي و كالاهاي مصرفي كشاورزان است بنابراين هم در نهادهاي كشاورزي و هم در عرصه محصولات كشاورزي مشكل داشتند و چيزي براي زكات باقي نمي ماند. پنجمين عامل، وجود مالياتهاي قانوني است. وقتي دولتها التزام و تمايلي نسبت به مالياتهاي اسلامي از خود نشان نمي دادند (برعكس كشورهايي مثل پاكستان كه زكات يكي از منابع اصلي تأمين مالي است كه متأسفانه ما نداريم) در كشور ما ماليات قانوني جايگزين براي مالياتهاي اسلامي شد بنابراين دايره مالياتي زكات باز هم محدود شد و به حاشيه رفت. دليل ششم، نبود رسمي به عنوان ماليات زكات است كه جاي چنين قانوني در قانون اساسي و بودجه دولت احساس مي شود و سرانجام در كنار اين عوامل غفلت متوليان فرهنگ ديني را هم بايد ذكر كرد. دكتر كيا الحسيني نيز درباره دلايل فراموشي زكات در جامعه مي گويد: اگر ما زكات را بنابر اهداف زكات در نظر بگيريم بايد تجديد قرائت در رابطه با آن بشود و اگر زكات را به عنوان ابزار مالي ديني قبول كنيم زكات به معناي مستدل فقهي خود در تحقق اهداف مورد نظرش درجامعه ما موفق نبوده است. وي مي افزايد: طبق آمارهاي سال70 تا 79، نسبت زكات با فقر غذايي كشور برابري نمي كند و به هيچ وجه بسنده و كافي نيست. وي اضافه مي كند: بر اساس احكام مستدل فقهي، زكات بر غلات، گندم، جو، كشمش و خرما و طلا و نقره تعلق مي گيرد. طلا و نقره بايد وجه رايج كشور باشد كه اين گونه نيست و در رابطه با احشام بايد در تمام سال از علف طبيعي تغذيه كنند كه اكنون عمدتاً از علف صنعتي استفاده مي كنند. تنها زكات در مصطلح فقهي و محصولات زراعي تعلق مي گيرد، اما سؤال اساسي اين است كه دولت به طور عمده از بخش كشاورزي حمايت مي كند، ولي آيا ما مي توانيم از كالايي كه خود از طريق يارانه براي توليد حمايت مي شود، مالياتي به عنوان زكات دريافت كنيم؟ گرچه روستاييان ما متدين هستند و زكات را خودشان پرداخت مي كنند، ولي وقتي به عنوان يك سياست مي خواهد اعمال شود، آيا اين جوابگو هست؟ يعني نمي شود زكات را به حساب كمرنگ شدن مسايل ديني در جامعه گذاشت و در اين قالبها قرار نمي گيرد و مشكل در تناقض اقتصادي بحث زكات است؛ زيرا مردم يك ابزار ديگر زكات را كه همان زكات نفس يا زكات فطريه است، با دل وجان در روز عيد فطر مي پردازند. * رسانه ها و تبليغ براي پرداخت زكات با توجه به آنچه گفته شد، زكات در جوامع اسلامي مي تواند به عنوان يك فريضه مقدس ديني، اسلامي و عبادي كه داراي منزلتي عالي بوده و ريشه در قلوب مسلمين دارد، معرفي و اجرا شود و حال چگونه مي توان به تبليغ و ترويج فرهنگ زكات پرداخت؟ دكتر گيلك در پاسخ به اين سؤال مي گويد: مهمترين راه در راه ترويج اين فريضه ناب اسلامي، آشناسازي مردم با احكام الهي است كه صدا و سيما در اين زمينه بايد نقش مهمتري را ايفا كنند. عامل دوم ايجاد زمينه هاي تشويقي و ترغيبي است، زكات عمدتاً در جهت مصارف فقرا و مساكين و پرداخت ديون مقروضين و في سبيل ا... هزينه مي شود؛ يعني علاوه بر تأمين فقرا مي توان زكات را براي امور عام المنفعه هزينه كرد. وي مي افزايد: اگر زكات در زيرساختهاي روستا هزينه شود و دولت به صورت تشويقي بودجه اي را به اين امر اختصاص دهد، زمينه هاي مشاركت مردم را فراهم خواهد آورد. دكتر كيا الحسيني نيز با بيان اينكه ما نبايد تنها بر زكات مصطلح فقهي بايستيم و بر آن جمود داشته باشيم، مي گويد: اگر به اهداف زكات تأكيد كنيم، مي توانيم در اين ارتباط زكاتي را كه مي خواهيم ترويج كنيم و تعميم دهيم؛ يعني آنچه كه بتواند معاش فقرا را تأمين كند، البته نه مستدل فقهي، بلكه مستدل ديني كه اين مسأله وظيفه علماي دين و ابزارهايي كه مي توانند دين را تبليغ كنند؛ يعني رسانه ها. اين استاد دانشگاه تأكيد مي كند: طبق روايت امام صادق(ع) زكات به دو دسته ظاهري و باطني تقسيم مي شود كه زكات به معناي رايج همان زكات ظاهري است و زكات باطني اين است كه خود را بر برادر خود كه از تو نيازمندتر است، مقدم نداريم. پس ائمه معصومين(ع) روي زكات باطني تأكيد ويژه اي داشته اند و اگر ما مي خواهيم ترويج كنيم بايد زكات باطني را ترويج كنيم و بدانيم فقرا حقي دارند و نبايد آنها را از حقشان محروم كنيم. دكتر خادم عليزاده نيز در همين زمينه اظهار مي دارد: تجربه دويست ساله علم اقتصاد نشان داده كه رفتارهاي اقتصادي در سطح كلان نيازمند رفتارها و الگوها در سطح خرد است كه برپايه يك منطق قوي و پشتوانه محكم نظري باشد. وي مي گويد: ما بايد مدلهاي اقتصادي و رفتارهاي مالياتي در اسلام را به زبان علمي در دبيرستان و دانشگاهها و رسانه ها تبيين كنيم، نه به صورت سخنرانيها و كلي گويي هايي كه هيچ مشكلي را حل نكرده و نمي كند تا نسل امروز متوجه شوند كه امكان چنين مالياتي در شرايط كنوني وجود دارد. ما برخي از پايان نامه ها را مي بينيم كه در دهه هاي اخير نوشته شده اند و مي خواهند مالياتهاي شرعي و اسلامي را به جاي مالياتهاي دولتي و رسمي جايگزين مي كند. دكتر خادم عليزاده اضافه مي كند: البته بررسي اين امكان بايد در قالبي كارشناسانه صورت گيرد، آن گاه با تقويت باورهاي ديني از يك سو و نهاد قانوني از سوي ديگر، بتدريج اين سنت الهي اجرا شود. وي مي افزايد: همچنين بايد بدانيم نظام مالياتي اسلام تنها در زكات خلاصه نمي شود بنابراين در بخشهاي صنعت و بازرگاني ما درآمد 20 درصدي به عنوان خمس را داريم كه بايد طرح شود تا همه در اين نظام هماهنگي مالياتي مشاركت داشته باشند. پيشنهاد عملي اين است كه نصف اجرا، آزمايشي و تجربي است و مي شود يك تيم كارشناسي به صورت تئوري و به طور محدود از چند استان، مالياتهاي قانوني را برنامه ريزي شده از آنجا برداريم و درست مثل الگوي بانكداري بدون ربا، اين الگو را به طور آزمايشي براي دو دوره مالي يك ساله اجرا كنيم و گزارشهايش در جامعه بيايد. ما چنين كاري را نداريم. من گمان مي كنم اين نقطه شروع است كه چطور اين فرهنگ را تبيين كنيم. وي ادامه مي دهد: به عقيده من اين تيم كارشناسي بايد اصل تسهيل و تصديق اسلامي را در برخورد اظهارات زكات دهندگان در نظر بگيرد و با اين پيشينه و اين نوع برخورد، به استقبال اجراي عملي اين سنت تقريباً تعطيل شده در كشور بپردازد. دكتر خادم عليزاده در پايان تأكيد مي كند كه فراموش نكنيم كه اسلام يك كل هماهنگ است و ما در اجراي همه احكام بويژه احكام اقتصادي بايد اين نكته را مدنظر داشته باشيم. |